بسم الله الرحمن الرحيم
با پايان يافتن ماموريت كارشناسان آژانس بين المللي انرژي اتمي كه با انجام چند سفر به تهران و مطرح ساختن سئوال ها و ابهامات
خود و دريافت پاسخ ها و توضيحات لازم در زمينه فعاليت هاي هسته اي ايران از كارشناسان ايراني و همچنين انجام دور چهارم مذاكرات
هيئت عالي رتبه شوراي عالي امنيت ملي كشورمان با خاوير سولانا
مذاكره كننده ارشد اتحاديه اروپائي و نماينده گروه 1 +5
كه در
روزهاي آخر هفته گذشته در ايتاليا برگزار شد
اكنون همه چيز براي اظهارنظر نهائي دكتر محمد البرادعي
مدير كل آژانس و ارائه گزارش
آژانس به شوراي امنيت سازمان ملل مهياست .
اگر به آنچه در جريان مذاكرات و كارشناسي ها رخ داده
خوشبينانه نگاه كنيم و همانگونه كه بعضي مسئولان كشورمان اظهار مي كنند
اظهارنظر كنيم و حتي واقعيت عملكرد ايران در عرصه فناوري هسته اي را در نظر بگيريم
قطعا دستاورد مذاكرات و كارشناسي ها چيزي
غير از مختومه شدن پرونده اتمي ايران نخواهد بود. اين
همان مطلبي است كه البرادعي
مدير كل آژانس بين المللي انرژي اتمي
نيز
بارها اعلام كرده و هفته گذشته نيز يكبار ديگر آنرا مورد تاكيد قرار داده است . اما نكته اصلي در اين مبحث اينست كه آمريكا و اروپا در
ماجراي پرونده هسته اي ايران كاري به عملكرد واقعي ايران و نتيجه كارشناسي ها و مذاكرات ندارند
آنها ميخواهند هر طور شده ايران را
از فناوري هسته اي محروم نمايند. به همين دليل است كه نمي توان به نتايج كارشناسي ها و مذاكرات اميدوار بود.
در طرف ديگر ماجرا
روسيه و چين قرار دارند كه هر دو در رقابت هاي بين المللي با آمريكا
هر جا كه منافعشان ايجاب كند بر سر هر
چيزي از جمله پرونده هسته اي ايران معامله خواهند كرد. اين واقعيت تلخ را از مقاله يك تحليل گر روسي كه هفته گذشته در روزنامه
« نوويه ايزوستيا » به چاپ رسيده مي توان به روشني دريافت . هر چند روسيه و چين در برابر تحريم هاي جديد آمريكا عليه ايران موضع
گرفتند و اين اقدام را نادرست خواندند
اما در عمل همواره نشان داده اند كه به اين قبيل شعارها پاي بند نيستند و هرجا منافعشان ايجاب
كند با آمريكا معامله مي كنند.
باريس يونانوف
نويسنده روزنامه « نوويه ايزوستيا » در تحليلي كه از موقعيت كنوني پرونده هسته اي ايران ارائه داده
سه مطلب را
مطرح نموده است . اول آنكه كناره گيري علي لاريجاني از دبيري شوراي عالي امنيت ملي از نتايج سفر ولاديمير پوتين
رئيس جمهور
روسيه
بوده
كه البته ادعاي غلطي است . زيرا اين ماجرا به حداقل دو هفته قبل از سفر پوتين به تهران مربوط مي شود و ريشه در
اختلاف نظرهائي ميان آقاي لاريجاني و رئيس جمهور در شيوه برخورد با مسائل اجرائي پرونده اتمي دارد كه هيچ ربطي به سفر رئيس
جمهور روسيه به تهران ندارد. يونانوف
در مقاله خود مدعي شده است رئيس جمهور روسيه به مقامات ايراني پيشنهاد كرد چرخه
سوخت اتمي خود را متوقف كنند و باضمانت روسيه از اروپا سوخت دريافت نمايند و چون مسئولان ايراني به دليل بي اعتمادي به
روسيه و ديگران
اين پيشنهاد را نپذيرفتند
آقاي لاريجاني از سمت خود استعفا كرد!
از اين ادعاي نادرست كه بگذريم
بخش ديگر تحليل « باريس يونانوف » در روزنامه « نوويه ايزوستيا » مطلب ديگري است كه ميگويد :
« مسكو براي آنكه واشنگتن را از استقرار سپر ضد موشكي در لهستان و چك منصرف كند و يا حداقل اين اقدام را تا سال 1394 (2015
ميلادي ) به تعويق بياندازد حاضر است براي ايران همه آنچه را براي نيروگاه اتمي مورد نياز است بسازد. واشنگتن به مسكو پيام داده كه
استقرار سيستم دفاع ضد موشكي در لهستان و چك مي تواند به تعويق بيفتد بشرط آنكه ايران برنامه هسته اي خود را متوقف كند » . اين
مقاله
اين نكته را هم اضافه مي كند كه : « اين مطلب در ديدار طولاني « آنجلا مركل » صدر اعظم آلمان با پوتين در « ويسبادن » نيز مورد
تاكيد قرار گرفت بطوريكه طرفين به اين نتيجه رسيدند كه پيوند دادن دو موضوع سپر دفاع ضد موشكي و مساله هسته اي ايران
ضرورت
دارد » .
سومين نكته تحليل روزنامه روسي « نوويه ايزوستيا » اينست كه روسيه از توقف فعاليت هاي مستقل هسته اي ايران سود مي برد; زيرا
« تهران ميخواهد طي 20 سال
بيش از 10 نيروگاه اتمي بسازد كه براي آن ها حدود 65 ميليارد دلار اختصاص مي يابد . با در نظر گرفتن
تجربه ساخت نيروگاه اتمي در بوشهر و نيز جو كلي همكاري
روسيه حق دارد مدعي تصاحب اين موجودي باشد » . با اينحال
اين
روزنامه در همين بخش از تحليل خود اين نكته را اضافه مي كند كه : « مسكو بايد كاملا در جريان برنامه هاي آمريكا در رابطه با ايران باشد.
بدون حل مشكل هسته اي ايران
آمريكا نمي تواند به خود اجازه بدهد از عراق خارج شود » .
با دقت در اين نكات
كاملا روشن است كه اولا روس ها به چيزي غير از منافع خود نمي انديشند
ثانيا آمريكا فقط به توقف برنامه
هسته اي ايران مي انديشد و ثالثا ولاديمير پوتين
رئيس جمهور روسيه
براي جلب منافع كشورش بويژه براي جلوگيري از استقرار سپر
دفاع موشكي آمريكا در لهستان و چك يا به تعويق افتادن آن حاضر است با آمريكا براي وادار ساختن ايران به توقف برنامه هاي هسته اي
خود همكاري نمايد.
از طرف ديگر
جمهوري اسلامي ايران
نمي تواند از حق قانوني خود كه برخورداري از فناوري هسته ايست بگذرد و مسئولان ايراني
ميدانند كه عقب نشيني در برابر زورگوئي آمريكا و غرب
عواقب زيانباري دارد كه بهيچوجه بامنافع ملي سازگار نيست . بنابر اين
از هم
اكنون روشن است كه گزارش مدير كل آژانس
باتوجه به نفوذ آمريكا و غرب در اين نهاد بين المللي
به نفع ايران نخواهد بود و شوراي
امنيت سازمان ملل نيز
با توجه به زدوبندهاي سياسي ميان آمريكا و روسيه
قطعنامه سوم را صادر خواهد كرد و آمريكا نيز با استفاده از
اين فرصت به تهديدهاي خود ادامه خواهد داد. تحريم هاي يكجانبه جديد آمريكا عليه ايران كه آخر هفته گذشته اعلام شد
در واقع
بخشي از اين قبيل اقدامات خصمانه آمريكاست .
در اين ميان
وظيفه مسئولان
مقاومت مدبرانه در برابر تهديدها و وظيفه رسانه ها و افراد صاحب نفوذ
تلاش براي تقويت هرچه
بيشتر وحدت اقشار مختلف مردم و همبستگي با مسئولان است . اين بيان مهم رهبر معظم انقلاب كه در ديدار كارگزاران نظام با محتمل
دانستن حمله نظامي دشمن فرمودند اين احتمال هرچند اندك است اما با توجه به اهميتي كه دارد بايد جدي گرفته شود
يك هشدار مهم
است كه بايد مورد توجه همه باشد. حفظ فناوري هسته اي و وادار ساختن دشمن به عقب نشيني فقط با تدبير و وحدت ملي ميسر
خواهد بود. بنابر اين
امروز وظيفه همه اينست كه اين هشدار رهبري را جدي بگيرند و البته مطمئن نيز باشند كه دشمن در برابر
هوشياري
تدبير و همبستگي ما كاري از پيش نخواهد برد.

|