روزنامه جمهوري اسلامي 03/08/1386 صفحه عقيدتي
*****
اصول گرايي از ديدگاه معارف اسلامي


  • آخرين قسمت
    محمد سلماني كياسري
    يك نمونه
    جورج جرداق نويسنده مسيحي در كتاب امام علي (ع ) و صداي عدالت انساني مي نويسد علي ابن ابيطالب شبي از شب ها فريادكسي را شنيد كه مردم را به كمك مي طلبد. علي بن ابيطالب عليه السلام در حالي كه مي گفت : « فريادرس و ياورآمد » به ياري وي شتافت و ديد مردي يقه مرد ديگر را محكم چسبيده و نگه داشته است . و چون علي ابن ابيطالب به نزديكي آنها رسيد مردي كه فرياد مي كشيد و كمك مي خواست دست از يقه مرد ديگر كشيد و گفت : يا اميرالمومنين (ع ) من لباسي را به نه درهم به اين مرد فروخته ام و او فقط دو درهم به من داده در حالي كه شرط ما اين چنين نبود و چون بقيه پول را از او خواستم نه تنها از پرداخت آن خودداري كرد بلكه به من ناسزا گفت و فحش داد و سپس مرا مضروب ساخته و سيلي دردناكي بر صورت من نواخت . علي ابن ابيطالب به خريدار امر كرد كه بقيه پول او را بپردازد و سپس به مرد شاكي گفت : دليل تو بر اينكه اين مرد تو را مضروب ساخته و سيلي بر صورت تو زده چيست آن مرد صورت خود را نشان داد آنگاه علي ابن ابيطالب به مرد تجاوزكار فرمود : در همين جا بنشين ! و سپس به مرد مضروب گفت : قصاص خود را از او بگير و جزاي تجاوز او را بده ! شاكي گفت : من از حق خود صرف نظر كردم و او را بخشيدم در اينجا علي (ع ) ديگر از آن مرد نخواست كه قصاص خود را بگيرد و چون او با رضاي خاطر از حق خود صرف نظر كرده بود و بي شك عفو و بخشش روشي است كه خود علي بن ابيطالب به آن عمل كرد... ولي ذهن فروزان امام علي (ع ) او را متوجه ساخت كه اينجا حق همگاني نيز وجود دارد و براي جلوگيري از انديشه تجاوز مجدد بر حقوق ديگران اين امر ضروري است باتوجه به اين حق همگاني و اجتماعي علي ابن ابيطالب مرد تجاوزكار را در جلوي ديدگان حاضرين نگه داشته و او را تنبيه نمود و فرمود : اين حق زمامدار براي نگهباني از حق همگاني است . (50 )
    اصل تساوي در برابر قانون
    حكومت ديني بايد حكومتي برآمده از عدالت الهي باشد. در عدالت الهي نه ضعيف ناديده گرفته مي شود نه غني و قدرتمند داراي امتيازند. درحكومت الهي همه در برابر آن يكسان بوده و از حقوق مساوي برخوردار هستند. هيچ عاملي سبب امتياز نمي شود نه قوم قبيله نه دوست و رفيق نه حزب و جناح نه قدرت و موقعيت .
    از ديدگاه اسلام هر تبعيضي و تفاوتي بين مردم برخلاف عدل و عدالت است . تبعيض نوعي ناهنجاري در انديشه حاكم است و اين ناهنجاري سبب ظلم و ستم در حق عده اي خواهد شد. علي عليه السلام در اين رابطه مي فرمايد : فان الوالي اذااختلف هواه منعه ذالك كثيرا من العدل فليكن امرالناس عندك في الحق سو فانه ليس في الجور عوض من العدل (51 ) اگر راي و انديشه زمامدار دچار دگرگوني شود او از اجراي عدالت بسيار باز مي ماند پس بايد در كار مردم آنچه حق است نزد تو يكسان باشد.... زيرا در ستم كاري بهايي براي عدالت يافت نمي شود. در نامه اي ديگر به فرماندار مصر ضمن دعوت به احترام و برخورد مهربانانه با مردم مي فرمايد :
    در نگاه هايت و در نيم نگاه و خيره شدن به مردم به تساوي رفتاركن تا بزرگان در ستم كاري تو طمع نكنند و ناتوان از عدالت تو مايوس نگردند . (52 )
    هيچ حاكم و زمامداري نمي تواند خود را مقيد كند اين چنين عدالت را مورد توجه قراردهد. اما علي عليه السلام كمترين نوع بي عدالتي و ستم را هم نمي شناسد و توصيه مي نمايد كه حاكمان زيردست اين نوع عدالت و دادگري را رعايت نمايند. نگاه كمترين شكل عدالت و يا ستم در حق بندگان است نيم نگاه مي تواند نمونه اي از عدالت باشد مي تواند نمونه اي از ستمكاري وبي عدالتي تلقي گردد علي عليه السلام حتي نيم نگاه حاكمان را براي اجراي تساوي و عدالت توصيه مي كند يعني كمترين شكل و كمترين روزنه اي كه عامل خروج از عدالت و تساوي مي گردد مورد توجه علي عليه السلام است .
    نامه اي ديگر از علي عليه السلام در همين رابطه بين مقدار توجه و حساسيت او به رعايت عدل و تساوي در برابر آحاد مختلف مردم است . تا هيچ كس گمان نكند در دائره حكومت ملي و جهي براي امتياز و برتري وجود دارد. مي فرمايد : « نگاه و اشاره چشم در سلام كردن و اشاره كردن يكسان باش تا زورمندان در ستم تو طمع نكنند و ناتواني از عدالت تو مايوس نگردد . » (53 )
    معمولا در حكومتها كساني كه از قدرت و موقعيت خاصي برخوردار بودند. مورد توجه خاص حكومت بودند و اين شيوه تبعيض آميز عامل پديدار شدن دو قشر يعني صاحبان قدرت و افراد ضعيف و عادي مي شد يعني در حكومت عاري از عدالت اين شيوه متداول بوده كه صاحبان قدرت هميشه در حكومت برتري و داراي امتياز خاص بودند و اين جماعت ضعيف و عادي جامعه بوده كه هميشه احساس ياس و ناتواني مي نمود.
    علي جلوي اين انديشه باطل و ضدعدالت را مي گيرد و با تاكيد بيان مي كند كه هيچ كس حق امتياز و برتري ندارد. همه بايد در برابر تو يكسان باشند صاحبان قدرت نبايد احساس طمع كنند و ناتوان نبايد از حكومت عدل مايوس شوند.
    يك نمونه بي نظير
    اينكه حاكم اسلامي خود را در برابر قانون ساده افراد جامعه برابر بداند و از موقعيت و قدرت خود كمترين استفاده را ننمايد و خود را با آحاد مختلف مردم برابر بداند و راه هرگونه امتيازطلبي را بر حاكمان بندد و هرگونه تفاوت و تبعيض را در اين مسير بي اعتبار و بي ارزش پندارد اين نمونه اي عالي از حاكميت دين است كه تاريخ آنرا تجربه كرده است .
    در كتاب صوت العدالته انسانيه آمده است : امام علي (ع ) در موقع محاكمه يا اجراي عدالت بين خود و توده مردم فرقي نمي گذاشت و به همين سبب علي (ع ) وقتي كه زره خود را در نزديك مرد عادي مسيحي پيدا نمود او را پيش يكي از قضات به نام شريح برد تا موضوع را در آنجا حل كنند. هنگامي كه هر دو در برابر قاضي قرار گرفتند. علي عليه السلام گفت : اين زره من است و من آنرا نه فروخته ام و نه به كسي بخشيده ام ! قاضي از مرد مسيحي مي پرسد كه در باره ادعاي پيشواي مسلمانان چه مي گويي عرب مسيحي گفت : اين زره از آن من است و البته من اميرمومنان را دروغگو نمي دانم . قاضي به سوي علي (ع ) برگشت و پرسيد : شما گواه و دليلي داريد كه اين زره مال شماست علي (ع ) تبسمي فرمود و گفت : من گواهي ندارم و شريح حكم كرد كه زره مال مرد مسيحي است .
    مرد مسيحي آن را گرفت و به راه افتاد. اميرمومنان به او نگريست ولي آن مرد چند قدمي بيشتر نرفته بود كه برگشت و گفت : من شهادت مي دهم كه اين گونه داوري از داوري هاي پيامبران است . پيشواي مسلمانان مرا نزد قاضي مي آورد و قاضي بر ضد او حكم مي كند و سپس گفت : بخدا زره از آن توست و من در ادعاي خود دروغگو بودم . پس از مدتي مردم ديدند كه اين مرد از باوفاترين سربازان و بهترين ياران علي (ع ) گشته و در ماجراي نهروان بر ضد خوارج در كنار علي (ع ) ايستاده است » . (54 )
    حرف در خصوص تساوي و برابري در برابر قانون بسيار زياد است و چه خوب است قضاوت به خوانندگان محترم واگذار شود تا هر آنچه مي بينند و آنچه از عدالت مي خوانند را به قضاوت بنشينند.
    يك نمونه ديگر
    ابن ابي الحديد از ابوالاسود دئلي نقل مي كند علي عليه السلام پس از پايان جنگ حمل با دو هزار سرباز مجاهد كه من هم با آنها بودم و ارد انبارهاي بيت المال بصره شد. حضرت علي (ع ) به سكه هاي نقره كه روي هم انباشته شده بود نگاهي خاص نمود و فرمود : غري غيري يعني غيرعلي را فريب دهيد. شما با اين جلوه ها نمي توانيد در روح بزرگ فرزند ابي طالب رخنه كنيد.
    سپس دستور داد به هريك از سربازان پانصد درهم بدهند. بعد معلوم شد كه آنهاشش ميليون درهم بوده است كه به هر نفري دقيقا پانصد درهم رسيد. براي خودش هم پانصد درهم برداشت در اين هنگام مردي به محضر آن حضرت رسيد وعرض كرد گرچه من در جنگ نبودم ولي دلم همراه شمابود حضرت فورا آن پانصد درهم خود را به آن مرد بخشيد و براي خودش چيزي برنداشت . (55 )
    اينكه يك فرمانده در هر جامعه اسلامي خود مثل يك سرباز و به اندازه يك سرباز معمولي از بيت المال سهم ببرد و امتيازي براي خود قائل نباشد و درصدد سودجويي و بهره گيري نباشد و اصل تساوي را در اينجا رعايت كند اين اصلي روشن براي پيروان امام علي عليه السلام است . كساني كه با كمترين برتري ظاهري در مديريت درصدد كسب امتيازهاي غيرموجه هستند هيچ سنخيتي با شيوه علي عليه السلام ندارند. آيا انسانهايي كه با عنوانها درصدد امتيازطلبي و انحصارطلبي هستند مي توانند خود را پيرو رادمردي كه بانفي غرور و انحصارطلبي خود را بسان همه نيروهاي معمولي در جنگ مي شمرد بپندارند
    اصل همراهي و همدلي با مردم
    حاكم اسلامي بايد دلسوزترين افراد و همراه ترين انسانها با افراد جامعه خصوصا محرومان جامعه اسلامي باشد. گرچه در اين مجموعه بيشتر استنادات تاريخي در زمينه حاكميت ديني از نهج البلاغه و از علي عليه السلام مطرح مي شود و اين بدان جهت است كه علي عليه السلام داراي حكومتي بوده كه به شهادت تاريخ بهترين الگوي حكومتي دين بوده و عالي ترين شكل عدالت را به اجرا گذاشته آنگونه كه همه انسانها از همه مكاتب و مذاهب را متاثر ساخته و همگان را به تحسين و تجليل واداشته است .
    علي بعنوان رهبر جامعه اسلامي كلمات و جملاتي درشان حكومت و عناصر آن بيان داشته كه زيباتر و گوياتر از آن نمي توان در تاريخ نشان داد. بدين سبب بيشتر زمينه هاي حكومتي استناد به حكومت و جملات علي عليه السلام مي شود. همراهي و همدلي علي عليه السلام با مردم جامعه خود يكي از عالي ترين نمونه هاي همراهي حاكم اسلامي با افراد جامعه خود است . علي عليه السلام در اين زمينه مي فرمايد :
    « آيا به همين رضايت دهم كه مرا اميرالمومنين (ع ) خوانند و در تلخي هاي روزگار با مردم شريك نباشم و در سختي هاي زندگي الگوي آنان نگردم آفريده نشده ام كه غذاهاي لذيذ و پاكيزه مرا سرگرم سازد . » 56
    رهبر از نگاه علي (ع ) داراي مسئوليتي است كه بايد مردم اطراف خود را مراقب باشد و وضع مالي و معيشتي آنانرا خبر داشته باشد و در سختيها و ناملايمات همراه و همدل مردم باشد و خود را در زندگي در سطح پائين ترين مردم همراه كند.
    علي عليه السلام ديدگاه خود را چنين بيان مي كند :
    « من اگر مي خواستم مي توانستم از عسل پاك و از مغز گندم و بافته هاي ابريشم براي خود غذا و لباس فراهم آورم اما هيهات كه هواي نفس بر من چيره گردد و حرص و طمع مرا وادارد كه طعام هاي لذيذ برمي گزينم در حالي كه در حجاز يا يمامه كسي باشد كه به قرص ناني نرسد و يا هرگز شكمي سير نخورد يا من سير بخوابم و پيرامونم شكمهايي كه از گرسنگي به پشت چسبيده و جگرهاي سوخته وجود داشته باشد يا چنان باشم كه شاعر گفت : اين درد تو را بس كه شب با شكم سير بخوابي و در اطراف تو شكمهايي گرسنه و به پشت چسبيده باشند . » 57
    علي نمي تواند بخوابد و ببيند در اطراف او شكمهاي گرسنه وجود داشته باشند علي خود را هم آواز انسانهاي محروم جامعه خود مي داند و در فكر مردم محروم جامعه خود مي باشد و خود عملا سطح زندگي خود را در پائين ترين سطح زندگي قرار مي دهد.
    ديدگاه علي عليه السلام چنين است كه مي فرمايد :
    « بر رهبران حق است كه در خوراك و پوشاك مانند ضعيف ترين مردم رفتار نموده از هيچ چيز اضافي كه آنان قادر به تهيه آن نيستند برخوردار نباشند تا فقرا با ديدن رهبران در آنچه هستند از خدا راضي باشند و ثروتمندان با ديدن آنان شكر و تواضع شان بيش تر شود58.
    و نيز مي فرمايد : ان الله فرض علي ائمه الحق ان يقدروا انفسهم بضعفه الناس كيلا يبتغ بالفقير فقره 59
    « خداي متعال به پيشوايان حق واجب گردانيده خود را با مردم تنگدست برابر نهند تا اين كه فقير و تنگدست را پريشانيش فشار نياورده و نگران نسازد. »
    كدام حكومت و رهبري و رهبراني در دنياي امروز چنين تفكراتي دارند يا بدان عمل مي نمايند. آيا اهل دنيا مردي كه خود اهل همراهي با محرومان بوده را تجربه نكردند. چرا تاسي به شيوه آن رادمرد مشاهده نميشود
    آيا مي توان بجز معدود رهبراني كه امروز در سطح پائين زندگي مي كنند افرادي كه بنوعي جز مسئولين بوده و جز رهبران فكري مردم بشمار مي آيند اين همراهي را عملي سازند
    آيا مي توان گفت كسي كه در خانه چند هزارمتري زندگي مي كند مي تواند شعار همراهي با محرومان را مطرح نمايد آيا زندگي خوب و راحت بعضي از عناصر حكومتي مي تواند اصولي را كه علي عليه السلام آن را مطرح نمود همراهي نمايد چقدر هستند كساني كه شعار محرومان را تكرار مي كنند و خود نيز در بهترين وضع به زندگي روزانه خود مي پردازند.
    آيا شعار اصولگرائي با زندگي راحت و بي دغدغه و... با وجود محروماني در جامعه همخواني دارد. اصول عملي كه اميرالمومنان آن را مطرح نمود چه كساني مقيد به رعايت آن هستند و چه كساني در شعار دروغ مي گويند.
    اصل ساده زيستي
    يكي از اصول روشن در زندگي ائمه عليهم السلام ساده زيستي آن بزرگواران بود. كسي نمي تواند كوچكترين نكته اي كه دال بر خروج از ساده زيستي است از زندگي آن بزرگوران مثال بزند. پيامبراكرم نمونه بارز ساده زيستي است امام صادق عليه السلام فرمود : انه (صل الله عليه و آله وسلم ) يجلس جلسه العبد و يضع يده علي الارض و يا كل بثلاثه اصابع و قال : ان رسول الله (ص ) كان ياكل هذا و ليس كما يفعل الحيارون و كان ياكل باصبعيه 60
    يعني رسول خدا(ص ) مانند بندگان مي نشست و دست خود را روي زمين مي گذاشت و با سه انگشت غذا ميل مي فرمود امام فرمودند : رسول خدا(ص ) اينگونه غذا ميل مي كرد و همانند متكبران غذا نمي خورد.
    و نيز امام صادق فرمودند : هرگز رسول خدا(ص ) نان گندم ميل نفرمود : و از نان جو هم يك شكم سير تناول نفرمود61.
    علي عليه السلام نيز با آنكه تمام امكانات دنيوي در اختيار او بود چنين مي فرمود : دنياي شما در چشم من از دانه تلخ درخت بلوط ناچيزتر است 62.
    علي عليه السلام با پرهيز از زخارف دنيوي و تجملات و عافيت طلبي مي فرمود : فوالله ماكثرت من دنياكم تبرا ولا ادخرت من غنائمها و فرا ولا اعددت لبالي ثوبي طهراولا حزت من ارضها شبرا 63
    سوگند به خدا من از دنياي شما طلا و نقره اي نيندوخته و از غنيمت هاي آن چيزي ذخيره نكردم . بر دو جامه كهنه ام جامه اي نيفرودم و از زمين دنيا حتي يك وجب در اختيار نگرفتم .
    عبداله ابن ابي رافع مي گويد : روز عيد براي زيارت اميرالمومنين به منزلش رفتم چون به اطراف منزل نظر كردم سادگي و بي آلايشي آن مرا متعجب نمود. در منزلش سفره اي پهن كرد كه از درون كيسه مهر و موم شده نان خشكي از جو درآورد و قدري از آن تناول كرد. گفتم يا اميرالمومنين اين تكه نان خشك جوين را درون كيسه مهر وموم شده قرار دادي چرا كه كسي به خوردن آن رغبت نمي كند چه نيازي به اين كار بوده است حضرت تبسمي زد و فرمود : ابي عبدالله حق با توست كسي را در خوردن اين نان رغبت نيست ولي خوف اين را دارم كه پسرانم (امام حسن و امام حسين عليهماالسلام ) مخفيانه نان را به روغن آغشته كنند تا طعم و مزه آن اندكي بهتر شود لذا آن را درون كيسه قرار دادم . (64 )
    آري بحق اين مرام و اصول زندگي مردي است كه هرگز فريب دنيا رانخورد لذا همه دنيا را حيران زندگي خود كرد. اينها اصول بجامانده از علي عليه السلام است كه مردان طريقش را به عمل فرا مي خواند.
    بيت المال
    از اصول روشن بجامانده از شيوه حكومت علي عليه السلام دقت و توجه خاص نسبت به بيت المال است . علي (ع ) چنان سخت و جدي در امر بيت المال بود كه بسيار ي از افراد از كنار اوفاصله گرفتند اما علي عليه السلام هرگز تسليم جو و فضاي كاذب نشد و جلوگيري از حيف و ميل بيت المال را بشدت عمل مي نمود. شيوه علي در حفظ و حراست از بيت المال اين چنين است مي فرمايد :
    « بخدا سوگند! بيت المال تاراج شده را در هر كجا كه بيابم به صاحبان اصلي آن برمي گردانم گر چه با آن ازواج كرده باشند يا كنيزاني خريده باشند زيرا در عدالت گشايش براي عموم است » (65 )
    تقسيم بيت المال به طور مساوي از جمله اقدامات اساسي علي عليه السلام بود كه بسياري از آن رنج مي بردند و از اين شيوه علي عليه السلام خرده مي گرفتند اما حضرتش كمترين توجهي به اين اعتراضات و خرده گيريها نمي نمود.
    مي فرمود : « آگاه باش حق مسلماناني كه نزد من يا پيش تو هستند در تقسيم بيت المال مساوي است همه بايد به نزد من آيند و سهم خود را از من بگيرند . (66 )
    نحوه برخورد علي عليه السلام با برادر خود عقيل نمونه روشني است كه امتياز دهي و فاميل بازي در مسئله مهم بيت المال هرگز در شيوه آن حضرت ديده نشد.
    « تبعيض و رفيق بازي و باندسازي و دهانها را با لقمه هاي بزرگ بستن و دوختن همواره ابزار لازم سياست قلمداد شده است . اكنون مردي زمامدار و كشتي سياست را ناخدا شده است كه دشمن اين ابزار است هدف و ايده اش مبارزه با اين نوع سياست بازي است . طبعا رنجش پيدا مي كنند رنجش منجر به خرابكاري مي شود و دردسرهايي فراهم مي آورد دوستان خيرانديش به حضور علي آمدند بانهايت خلوص و خيرخواهي تقاضا كردند(67 ) كه به خاطر مصلحت مهمتر انعطافي در سياست خود پديد آورد ( ... فعلا موضوع مساوات و برابري را مسكوت عنه بگذاري » (67 )
    بيت المال كه از اموال شخصي نيست لذا بذل و بخشش آن در نزد عده اي چندان مهم و زجرآور نيست . بيت المال به شيوه هاي مختلف بخش مي شود تا كينه عده اي تبديل دوستي و محبت شود. بذل و بخشش آن نام آنان را سرزبانها مي اندازد. چهره انسان را نيكو جلوه مي دهد. انسان را در جامعه شناخته شده مي كند زمينه را براي انتخابات آماده مي كند تا تصاحب كرسي مهمتر به آساني ميسر گردد.
    بذل و بخشش بيت المال افراد مختلف را به سوي انسان مي كشاند بدهكار آنان مي كند و در مواقع ضروري نافع منافع خردي و حزبي و گروهي مي شود. گول زدن خود و ديگران هم چندان خرج ندارد. عنوان مصلحت همه چيز را حل مي كند. مصلحت است كه امروز اينگونه عمل نمائيم تا مصالح ما محفوظ بماند. عنوانهاي فريبنده براي تباه كردن بيت المال زيان و بي هزينه است اما علي (ع ) تحت تاثير هيچ فضاي كاذب قرار نمي گيرد هيچ مصلحتي را برنمي تابد هيچ فريبكاري را موجه نمي شمارد نه خود را فريب مي دهد نه ديگران را نه خود كوتاه مي آيد و نه كوتاه آمدن ديگران را تجويز مي كند. محكم و استوار سفت و سخت در برابر افكار به ظاهر خيرخواهان مي فرمايد :
    « آيا به من دستور مي دهيد براي پيروزي خود از جور و ستم درباره امت اسلامي كه برآنها ولايت دارم استفاده كنم بخدا سوگند تا عمر دارم و شب وروز برقرار است و ستارگان از پي هم طلوع و غروب مي كنند هرگز چنين كاري نخواهم كرد. اگر اين اموال از خودم بود به گونه اي مساوي در ميان مردم تقسيم مي كردم تا چه رسد كه جز اموال خداست . آگاه باشيد بخشيدن مال به آنها كه استحقاق ندارند زياده روي و اسراف است ممكن است در دنيا مقام بخشنده آن را بالا برد.
    اما در آخرت پست خواهد كرد در ميان مردم ممكن است گرامي اش بدارند اما در پيشگاه خدا خوار و ذليل است » (68 )
    جامعيت كلام مولا اميرالمومنين بقدري است كه آنرا از انحصار به يك زمان و مكان باز مي دارد. كلام علي (ع ) براي هر عصر و زمانه اي مفيد و راهگشاست . انگار علي عليه السلام مشكلات عرصه مديريت را در اعصار ديگر مي ديد و لذا نسخه درماني براي مديريت سالم و صالح نوشت كه مقيد به هيچ زمان و مكاني نخواهد بود.
    انديشه تابناك علي عليه السلام همه تشنگان عدالت را سيراب و بهره مند مي نمايد. هر كسي كه از كلام مولا بهره گيردو در سيره عملي خود آن را بگنجاند قدمي به سوي عدالت علوي برداشته و موجب پيشرفت خود و جامعه خود شده است .
    واي به كساني كه داعيه پيروي علي (ع ) را دارند ولي در فكر و انديشه و در عرصه عمل تابع هواي نفس و شيطان اند اصول مترقي ترسيم شده اميرمومنان بر ملا كننده چهره دروغين كساني است كه با عنوانهاي زيبا وبكاربري واژه هايي نظير مصلحت بانيات دنيا طلبانه و هواخواهانه به جنگ با عدل و عدالت علوي مي پردازند.
    پاورقي :
    ـــــ
    50 ـ امام علي (ع ) صداي عدالت انساني ـ ترجمه خسروشاهي ج 2 ص 73 و 74
    51 ـ نهج البلاغه نامه 59
    52 ـ نهج البلاغه نامه 27
    53 ـ نهج البلاغه نامه 46
    54 ـ امام علي صداي عدالت انساني ـ جورج جرداق ج 1 ص 118 و 117
    55 ـ داستانهايي از نهج البلاغه (شرح ابن ابي الحديد) سيدعلي حسيني ص 59 و 58
    56 ـ نهج البلاغه نامه 45
    57 ـ نهج البلاغه نامه 45
    58 ـ نهج السعاده في مستدرك نهج البلاغه ج 2 ص 49
    59 ـ نهج البلاغه خطبه 200 بند 4
    60 و 61 ـ سنن النبي ترجمه عباس عزيزي ص 215 و 211
    62 ـ نهج البلاغه نامه 45
    63 ـ نهج البلاغه نامه 45
    64 ـ داستانهايي از نهج البلاغه (شرح ابن ابي الحديد) حسيني ص 66
    65 ـ نهج البلاغه خطبه 15
    66 ـ نهج البلاغه نامه 43
    67 ـ سيري در نهج البلاغه استاد مطهري ص 116
    68 ـ نهج البلاغه خطبه 126
    حكومت ديني بايد حكومتي برآمده از عدالت الهي باشد. در عدالت الهي نه ضعيف ناديده گرفته مي شود نه غني و قدرتمند و قوم و دوست و حزب و جناح داراي امتيازند
    علي (ع ) به عنوان رهبر جامعه اسلامي كلمات و جملاتي در شان حكومت و عناصر آن بيان داشته كه زيباتر و گوياتر از آنها نمي توان در تاريخ بشريت نشان داد