روزنامه جمهوري اسلامي 02/08/1386 صفحه سياسي
*****
جنگ افروزي جنون حاكم بر كاخ سفيد




  • تهديدات جنون آميز بوش براي شروع جنگ جهاني سوم جامعه جهاني را ملتهب ساخته است . حتي اظهارات سخنگوي كاخ سفيد كه تهديدات بوش را « لفاظي براي جلب توجه جامعه جهاني » ناميد و سعي كرد از اهميت و حساسيت سخنان وي بكاهد نيز نتوانسته از شدت التهابات ايجاد شده بكاهد.
    به راستي علت و انگيزه بوش براي بيان چنين تهديداتي چه بوده است چرا بوش با اين لحن تهديدآميز سخن گفته و مخاطبين پيام بوش چه كساني هستند خوبست در اين باره قدري به تامل بپردازيم تا به ريشه ها علل و انگيزه هاي اين تهديد بهتر پي ببريم و ببينيم رئيس جمهوري كه فقط جنگ افروزي و جنايت را آموخته براي آينده چه طرحهائي در چنته دارد
    رمز اصلي تهديدات اخير بوش را بايستي با در نظرگرفتن شكست مشترك آمريكا و اروپا در منصرف كردن « ولاديمير پوتين » در سفر به ايران و برگزاري موفقيت آميز اجلاس سران كشورهاي حوزه خزر جستجو كرد. شخص بوش « كانداليزارايس » وزير خارجه آمريكا « رابرت گيتس » وزير دفاع آمريكا « اولمرت » نخست وزير رژيم صهيونيستي « نيكلاساركوزي » رئيس جمهور تازه كار فرانسه « آنجلامركل » صدراعظم آلمان و چه بسا كساني ديگر كه حاضر نشده اند نامشان فاش گردد سعي كردند پوتين را از سفر به ايران باز دارند. البته ظاهر قضيه در پوشش تلاش براي انزواي ايران مطرح مي شد ولي در ميدان عمل هدف آن بود كه نگذارند روسيه از انزواي پس از فروپاشي اتحاد شوروي خارج شود و ابتكار عمل در تصميمات پيرامون را به تدريج دردست بگيرد.
    سير تحولات دو هفته اخيرمطابق اراده وخواست غرب و صهيونيست ها به پيش نرفته و عمق خشم و دلواپسي غرب و بويژه آمريكا را در كلام خشم آلود بوش مي توان اندازه گيري كرد. پوتين در سفر به آلمان و در مسكو بر ماهيت فعاليتهاي صلح آميز ايران صحه گذاشت و تصريح نمود كه ايران از فعاليتهاي هسته اي خود مقاصد نظامي ندارد. اين در واقع خط بطلان بر تمامي تبليغات و شانتاژسياسي ـ نظامي در طول سالهاي اخير است كه با قطعي معرفي كردن فرضيه وجود اهداف نظامي از فعاليتهاي اتمي ايران نتيجه مي گرفتند كه بايستي به هر قيمت ممكن و بهر صورت ممكن با فعاليتهاي هسته اي ايران مقابله كرد. خشم امروز بوش از اين ديدگاه است كه معني و مفهوم واقعي خود را پيدا مي كند. در واقع غرب و بويژه آمريكا مايل نبوده و نيستند كه مسكو موضعي بر خلاف نظر و اراده آنها داشته باشد و با اتخاذ مواضع مستقل ديدگاه و ادعاي غرب را بي اعتبار سازد.
    پوتين از سفر به ايران براي اثبات « اراده سياسي كرملين » بهره برداري كرد و نشان داد كه مسكو دوران نقاهت پس از فروپاشي اتحادشوروي را پشت سرگذاشته و ديگر حاضر نيست در هر حركت غيرقابل توجيه غرب شريك جرم و اشنگتن شود.
    شواهد و قرائن موجود نشان مي دهد كه ـ مواضع انتقادآميز مسكو عليه واشنگتن ـ فقط به موضوع ايران هم محدود نمي شود. پوتين در بازگشت از تهران در نخستين اظهارات رسمي خود سياستهاي آمريكا در سطح جهاني را به باد انتقاد گرفت و صريحا خواستار پايان اشغال عراق و تجديد نظر در سياستهاي واشنگتن شد.
    اظهارات تهديدآميز بوش در چنين شرايطي بايستي با در نظرگرفتن مواضع اخير كرملين بررسي شود تا معني و مفهوم حقيقي خود را پيداكند. دلايل موجهي وجود دارد كه اين اظهارات بوش در واقع تهديد مسكو بوده است . چرا كه تهديد ايران در طول سالهاي اخير مرتبا تكرار شده و مطلقا تازگي ندارد. اما اعتراف به اينكه جنگيدن با ايران فقط به مرزهاي جغرافيايي ايران محدود نمي شود و به جنگ جهاني سوم منجر خواهد شد سخن جديدي است كه صراحتا بوي تهديد مسكو از آن به مشام مي رسد و هشداري است كه بوش مي خواهد با بيان آن به پوتين بفهماند كه سركشي از مواضع واشنگتن و عدم هماهنگي مسكو در راه اعمال فشار عليه ايران براي مسكو به قيمت آسيب ديدن در جنگ جهاني سوم منجر خواهدشد! كه البته بلوف بزرگي است كه فقط ابعاد خشم كاخ سفيد از مواضع اخير پوتين را برملا مي كند.
    ممكن است كساني تصور كنند كه تهديد مسكو توسط بوش هدف اظهارات اخير وي نبوده و فقط ايران را دربر مي گرفته است . اين احتمال بسيار ضعيف و غيرقابل قبول است چرا كه در اينصورت ضرورتي نداشت از « احتمال وقوع جنگ جهاني سوم » سخن بميان آيد بلكه مي توانست فقط محدود به تهديد ايران باشد. اما استفاده بوش از واژه جنگ جهاني سوم بدان معني است كه وي از جنگي سخن بميان آورده كه قدرتهاي جهاني هم در آن حضور و نقش دارند و مشخصا رو در روي يكديگر قرار مي گيرند.
    البته بوش در گذشته نيز از اين قبيل تهديدها عليه ساير قدرتهاي جهاني استفاده كرده و مشخصا در نخستين ماههاي پس از سقوط صدام به تهديد 7 كشور بزرگ جهان از جمله چين هند و روسيه پرداخت و آنها را به برخورد نظامي تهديد كرد لكن هرگز حاضر نشد اين تهديد خود را پس بگيرد.
    اين تهديدات در آن زمان چنين ارزيابي شد كه واشنگتن سعي دارد نظم نوين دلخواه خود را به هر قيمت ممكن تحميل كند و اگر ساير قدرتهاي جهاني براي انجام چنان تغييراتي مقاومت كنند حتي با آنها نيز درگير خواهد شد. اما سئوال اينست كه مگر بوش با اشغال عراق و سقوط صدام در فكر انجام چه طرحي بود كه لازمه اش تهديد نظامي ساير قدرتهاي جهاني باشد فراموش نكنيم كه اشغال عراق مقدمه اي براي اجراي « طرح خاورميانه بزرگ » بود. نو محافظه كاران با اشغال عراق سعي داشتند اقدامات عملي براي اجراي اين طرح در ساير كشورهاي عربي خاورميانه را به اجرا گذارند. ولي تبديل عراق به باتلاقي براي نظاميان آمريكائي و شكست مطلق آمريكا و متحدينش درعراق زمينه هاي عملي براي اجراي موفقيت آميز طرح خاورميانه بزرگ را نيز از ميان برده است . در چنين شرايطي تهديد بوش بدين معني خواهد بود كه وي ساير قدرتهاي جهاني تهديد مي كند كه مقابله با ايران را به هر قيمت ممكن و حتي به قيمت شروع جنگ جهاني سوم نيز ادامه خواهد داد!
    اين اظهارات جنون آميز كه آشكارا جنون جنگ افروزي بوش و دستيارانش را بيان مي كند احساسات سركوب شده نو محافظه كاران را نشان مي دهد كه در آخرين ماههاي حضور در كاخ سفيد براي تكميل طرحهاي ضدايراني خود حاضرند دنيا را به آتش بكشانند! با اين حساب آيا مي توان پذيرفت كه تهديدات بوش يك « لفاظي ساده » بوده است پاسخ اين سئوال منفي است چرا كه بررسيها نشان مي دهد بوش فاقد پيچيدگيها و ظرافت هاي مورد انتظار از يك رئيس جمهور هوشمند و عاقل است وي مطلقافرصت شناس نيست و قاعدتا از ديدگاه اطرافيانش اين تهديدات كاملا بي موقع و بطور ناخواسته از دهانش بيرون آمد و بطور ناخودآگاه اصلي ترين هدف استراتژيك نومحافظه كاران براي آينده را « لو » داده است و مطالبي را بازگو كرده است كه اطرافيانش براي آينده محسوب مي شود. فراموش نكنيم كه بوش در گذشته نيز در توجيه جنگ عراق و دربيان ضرورت اشغال عراق گفته بود كه 50 سال بعد خواهيد فهميد كه هدف اصلي از حمله به عراق چه بوده است
    در واقع واشنگتن با احساس اينكه تنها ابرقدرت مطرح در جهان محسوب مي شود براي « مبارزه طلبي » سعي دارد ديگران را « تحريك به واكنش » كند تا با استفاده از بازوي نظامي خود همچنان تنها ابر قدرت بلامعارض باقي بماند اما بنظر مي رسد كه همين رفتارهاي جنون آميز باعث فرو افتادن در باتلاق عراق شده كه حتي با كشتار دستجمعي مردم مظلوم عراق هم راه نجاتي برايش قابل پيش بيني نيست .
    ذهنيت ديگر هم در اين مقوله وجود دارد كه ثابت مي كند حتي بدون تهديد صريح بوش هم در حال حاضرآمريكا سرگرم ايجاد زمينه هاي وقوع جنگ جهاني سوم است . اگر در يك تصوير كامل به بررسي نقش امروز آمريكا در عراق افغانستان لبنان و فلسطين اشغالي بپردازيم و حمايت آشكار واشنگتن از تجاوزهوايي اسرائيل به سوريه را بر آن بيفزائيم به اين جمع بندي خواهيم رسيد كه آمريكا با جنگ افروزي در خاورميانه سرگرم شكل دادن به يك جنگ صليبي جديد عليه دنياي اسلام است . تهديدات اخير بوش عليه ايران را هم بايستي در همين مقوله ارزيابي كرد. اما اينكه چگونه يك جنگ صليبي جديد ممكن است به « جنگ جهاني سوم » منجر شود به اهميت و نقش حياتي انرژي و « امنيت انرژي » در دنياي معاصر باز مي گردد. بوش از اين بابت حتي بطرز احمقانه اي به اروپا نيز چنگ و دندان نشان مي دهد و مي گويد كه براي سلطه بر منابع نفتي خاورميانه حتي حاضر است جنگ جهاني سوم را هم به راه اندازد!
    بدين ترتيب آيا اروپاي صنعتي وتشنه انواع حاملهاي انرژي حاضر است در ماجراجوئي هاي جنون آميز بوش سرمايه گذاري كند و به جنگي دامن بزند كه زيانش در هر صورت متوجه اروپا نيز خواهد شد البته ممكن است « نيكلاساركوزي » بعنوان مهره چهارم سازمان جاسوسي « موساد » در فرانسه و رئيس جمهور كنوني اين كشور به اين سئوال پاسخ مثبت بدهد ولي كاملا بعيد است كه اروپا با اين افكار پريشان بوش و همراهانش موافق باشد.
    اهداف و برنامه هاي آمريكا و اروپا در اين مقوله هرچه باشد در يك نكته ترديد نيست و آن اينكه اشغال عراق نشان داده است آغازگران جنگ ممكن است با اهداف خاصي جنگ و جنايت را آغاز كنند ولي نه تنها به هيچ يك از اهداف خود نخواهند رسيد بلكه حتي قادر نيستند پايان جنگي را كه خود آغاز كرده اند به درستي و با اراده خود مشخص كنند اين ننگ بزرگي براي مردم آمريكاست كه رئيس جمهورشان بجاي انديشيدن به صلح و امنيت فقط به طبل جنگ مي كوبد و با اظهارات جنون آميز خود باقيمانده متحدين آمريكارا هم پراكنده مي سازد بطوريكه نهايتا بجز چند كشور دست چندم همانند انگليس كسي در اطراف آمريكا باقي نمانده است .
    تهديدات اخير بوش بايستي با درنظرگرفتن مواضع اخيركرملين بررسي شود. دلايل موجهي وجود دارد كه اظهارات بوش در واقع تهديد مسكو بوده است
    تهديد ايران به جنگ در طول سالهاي اخير مرتباتكرار شده ومطلقا تازگي ندارد اما اعتراف به اينكه جنگيدن با ايران فقط به مرزهاي جغرافيايي ايران محدود نمي شود و به جنگ جهاني سوم منجر خواهد شد سخن جديدي است كه صراحتا بوي تهديد مسكو از آن به مشام مي رسد
    بوش با هشدار به پوتين مي خواهد به مسكو بفهماند كه سركشي از مواضع واشنگتن و عدم هماهنگي مسكو در راه اعمال فشار عليه ايران به قيمت آسيب ديدن در جنگ جهاني سوم منجر خواهد شدكه البته بلوف بزرگي است كه فقط ابعاد خشم كاخ سفيد از مواضع اخير پوتين را برملا مي كند
    بوش در نخستين ماههاي پس از سقوط صدام به تهديد 7 كشور بزرگ جهان از جمله هند چين و روسيه پرداخت و آنها را به برخورد نظامي تهديد كرد لكن حاضر نشد اين تهديد خود را پس بگيرد
    تهديدات قبلي آمريكا چنين ارزيابي شد كه واشنگتن سعي دارد طرح خاورميانه بزرگ را به هر قيمت ممكن حتي به قيمت درگيري نظامي با ساير قدرتها تحميل كند ولي با شكست در جنگ عراق از اصل ناكام ماند و موقتا به فراموشي سپرده شد
    اظهارات جنون آميز بوش صراحتا ماهيت نومحافظه كاران وجنون جنگ افروزي آنها را بيان مي كند و احساسات سركوب شده بوش و دستيارانش رابازگو مي كند كه در آخرين ماههاي حضور در كاخ سفيد اگر فرصت يابند براي تكميل طرحهاي ضدايراني خود حاضرند دنيا را به آتش بكشند
    بوش به طور ناخودآگاه اصلي ترين هدف استراتژيك نومحافظه كاران براي آينده را « لو » داده است بوش باتحريك ديگر قدرتها به واكنش سعي دارد با استفاده از بازوي نظامي آمريكا همچنان تنها ابرقدرت بلامعارض باقي بماند ولي همين مبارزه طلبي هاي بيمارگونه به زيان امريكاتمام مي شود
    آمريكا حتي همين حالا نيز سرگرم ايجاد زمينه هاي وقوع جنگ جهاني سوم است . حوادث عراق افغانستان لبنان و فلسطين اشغالي نشان مي دهد كه آمريكا سرگرم يك جنگ صليبي عليه دنياي اسلام است
    اينكه جنگ صليبي جديد عليه دنياي اسلام چگونه مي تواند به جنگ جهاني سوم منجر شود به اهميت و نقش حياتي انرژي و امنيت انرژي در دنياي معاصر بازمي گردد