روزنامه جمهوري اسلامي 01/08/1386 صفحه سرمقاله
*****
ولايت بر فرزانگان


  • بهره اي از گفتگوي رهبر معظم انقلاب با دانشجويان ـ 3
    بسم الله الرحمن الرحيم
    تاكيد براينكه پرهيز از معارضه با نظام و مسئولان به معناي مطالبه نكردن و انتقاد نكردن نيست و تعميم اين نكته به رهبري و تصريح به اينكه « درباره رهبري هم همينجور است » از فرازهاي مهم بيانات رهبر معظم انقلاب در ديدار دانشجويان بود.
    انتقاد كردن از مسئولان اجرائي نيز از زيرمجموعه هاي همين مقوله است . كساني هستند كه حمايت رهبري از دولت را به معناي ممنوع بودن انتقاد از مسئولان تلقي مي نمايند و انتقاد كنندگان را به همين بهانه رمي مي كنند. چنين برداشتي با ذات انقلاب و نظام اسلامي كه نظام آزادي هاي مشروع است سازگاري ندارد. حمايت از دولت ها از وظايف رهبري است و اين حمايت از صبح پيروزي انقلاب توسط حضرت امام خميني همواره وجود داشته و در دوران رهبري حضرت آيت الله خامنه اي نيز نسبت به دولتهاي سازندگي و اصلاحات ادامه يافته و بهيچوجه چيز تازه اي نيست . تصريحات رهبر معظم انقلاب در ديدار دانشجويان با ايشان نيز در واقع پاسخي است به تصور نادرست كساني كه حمايت را به معناي ممنوعيت انتقاد تلقي مي كنند :
    « بنده از دولت ها حمايت كرده ام از اين دولت هم حمايت مي كنيم ; اين به معناي اين نيست كه همه جزئيات كارهائي كه انجام مي گيرد مورد تاييد من است يا حتي من از همه اش اطلاع دارم ... بعضي تصور مي كنند ما چون از مسئولان كشور از دولت محترم ـ كه واقعا دولت خدمتگزار و باارزشي است ... حمايت مي كنيم اين حمايت و اين طرفداري به معناي اينست كه انتقاد نداشته باشيم ; ممكن است مواردي هم انتقاد داشته باشم » .
    اينها درسهاي مهمي هستند كه در گفتار و عمل از رهبري در اختيار داريم ; درسهاي اعتدال واقع گرائي آزادانديشي و درعين حال همراهي با مسئولان براي پيشبرد اهداف انقلاب و نظام و تحقق منافع ملي و مصالح كشور.
    اين همان ولايت بر فرزانگان است كه درس آزادانديشي ميدهد زمينه را براي رشد افكار مهيا ميسازد و بر عدم مبانيت نقد عملكرد مسئولان با حمايت از آنان تاكيد ميورزد. ولايت بر فرزانگان تعبير ديگر ولايت فقيه است و بعضي از بزرگان در تفسير و تبيين آن فرموده اند با اين فرض كه همه مردم فرزانگان صاحبنظر باشند همان ها نيز براي رسيدن به وحدت در عمل نيازمند يك محور هستند كه حرف آخر را بزند و محور و مدار وحدت باشد. اعضاي جامعه مي توانند از سليقه ها و نقطه نظرهاي مختلف برخوردار باشند اما در عمل دچار تشتت نباشند. امامت كه از اصول و مباني راهبردي مكتب تشيع است بر همين مبنا استوار است و « ولايت فقيه » نيز ادامه امامت است .
    در اين مكتب مترقي ولي فقيه عمود خيمه است و در انقلاب اسلامي به تعبير حضرت امام خميني « عمود خيمه انقلاب » است و هدايت نمودن جامعه در مسير حق را برعهده دارد. با اينحال از آنجا كه « ولي فقيه » نيز يك انسان است و به مشورت نياز دارد استقرار او در جايگاه خطير ولايت به اين معني نيست كه ديگران اظهارنظر نكنند و اهل نظر آرا خود را ابراز ننمايند. اينكه رهبر معظم انقلاب در ديدار دانشجويان تاكيد كردند كه رهبر نيز مانند مسئولان مي تواند در معرض مطالبه و انتقاد قرار گيرد و البته مطالبه و انتقاد بامعارضه تفاوت دارد به اين دليل است كه خواستند به بعضي القائات پاسخ دهند و بر اين تصور كه هيچكس حق ابراز نظر و ارائه راي خود به رهبري را ندارد مهر ابطال بزنند.
    اينست تفسير صحيح از ولايت فقيه تفسيري كه با القائات افراطي فاصله زيادي دارد و چون از منطق صحيح و استوار برخوردار است به تحكيم جايگاه رهبري مي انجامد. اين تفسير علاوه بر سازگاري با نقدپذيري دو مقوله كاملا متفاوت « عدم اعتقاد به ولايت فقيه » با « ضديت با ولايت فقيه » را نيز از همديگر جدا مي كند و راه را بر سواستفاده كنندگاني كه ـ آگاهانه يا ناآگاهانه ـ تلاش مي كنند از طريق خلط مباحث نظري و عملي تفسير مغشوشي از اين جايگاه والا به دست بدهند و چهره نوراني ولايت فقيه را كه درخشش و نورانيت امامت را در خود دارد بي فروغ و خشن و غيرقابل انعطاف جلوه دهند و از اين طريق به اهداف انحصارطلبانه وقيم مآبانه خود برسند مي بندد :
    « اين برادر عزيزمان ميگويد ضد ولايت فقيه را معرفي كنيد. خوب « ضد » معلوم است معنايش چيست . ضديت يعني پنجه در افكندن دشمني كردن نه معتقد نبودن . اگر بنده به شما معتقد نباشم ضد شما نيستم ; ممكن است كسي معتقد به كسي نيست . البته اين ضد ولايت فقيه كه در كلمات هست آيه منزل از آسمان نيست كه بگوئيم بايد حدود اين كلمه را درست معين كرد; بهرحال يك عرفي است . اعتراض به سياست هاي اصل 44 ضديت با ولايت فقيه نيست ; اعتراض به نظرات خاص رهبري ضديت با رهبري نيست . دشمني نبايد كرد. دو نفر كنار همديگر مي نشينند خيلي هم با هم رفيقند خيلي هم با هم باصفايند همدرس هستند مباحثه مي كنند حرف همديگر را رد مي كنند; اين حرف او را رد مي كند آن حرف اين را رد مي كند. رد كردن حرف به معناي مخالفت كردن به معناي ضديت كردن نيست ; اين مفاهيم را بايد از هم جدا كرد » .
    تشريح اين 5 محور مهم و راهبردي توسط رهبر معظم انقلاب كه در گفتگوي صميمانه شان با دانشجويان صورت گرفت و ما فقط پرتوي از آنرا در اين سه مقاله نمايانديم هر چند يك نظريه پردازي جديد نبود ولي از آنجا كه جامعه و بويژه نسل جستجوگر جديد به شنيدن آنها از زبان رهبري شديدا نياز داشت اقدامي بسيار بموقع و بجا بود. اين بيانات در واقع آب زلال و گوارائي بود كه به كام تشنگان ريخته شد و ضمن سيراب كردن آنان راه رابراي اهل افراط و تنگ نظري بست .
    بدين ترتيب رهبري با تشريح دقيق اين مباني با همه اتمام حجت كرده و به وظيفه خود عمل نموده اند. اكنون اين ما هستيم كه بايد با بكار بستن اين رهنمودها رهبري را در ادامه مسير همراهي كنيم . قطعا اين همراهي چه براي آنان كه در انتظار چنين سخناني بودند و چه براي آنان كه اين سخنان را با تمايلات خود سازگار نميدانند آسان و بدون هزينه نخواهد بود. اين هزينه براي دسته اول خويشتن داري و براي دسته دوم تحمل است ; با الهام از كلام مولا كه فرمود : « اعينوني بورع و اجتهاد » والسلام .