1 ـ مصاحبه اي كه در زير مي خوانيد
گفتگو با دو تن از كشاورزان تربت حيدريه است . حاج آقا سيدجواد وزيري كشاورز سالخورده و
خبره تربتي است و آقاي « محمد پوررجب » كه نسل جديد از تربتي ها و كشاورز و كشاورززاده اي كه حالا كشاورزي را رها كرده و
كشاورززاده باقي مانده است .
هر دو فردي كه در اين گفتگو شركت كرده اند نه تنها خود بلكه خانواده درجه يك و دو و سه و تمام تيره و طائفه شان در كار كشاورزي
هستند
كه البته در حال حاضر
برخي از آنها از جمله همين آقاي محمد رجب پور
كشاورزي را رها كرده اند و به كسب و پيشه ديگري رو
آورده اند.
2 ـ در اين گفتگو آقاي حاج سيدجواد وزيري با لهجه و اصطلاحات محلي صحبت مي كرد . برخي از اصطلاحات بدون ويرايش در متن
مصاحبه آمده است
مثل : گندم و جو و ابريشم عقب نشيني كرد
زمين هايمان عيب ناك رفت
پيررفت
و...
3 ـ در بطن اين مصاحبه هشدارها و زنگ خطرهاي خوبي براي مسئولين و برنامه ريزان كشور نهفته است .
آقاياني كه در اين مصاحبه شركت داشتند مي گفتند كه زعفران اصيل ايراني از اينجا صادر مي شود به قطر و در قطر در بسته بندي هاي
جديد
مثلا بسته بندي اسپانيايي يا هرجاي ديگر
به ساير نقاط جهان صادر مي شود. طرح و جابجايي زعفران ايراني با زعفران اسپانيايي
مي تواند كار جاسوسان صنعتي و شركتهاي رقيب امپرياليستي و صهيونيستي باشد
اما نمي توان فرافكني كرد و همه مشكلات موجود
در بازار و كشاروزي ايران را به گردن كارچاق كن هاي قطري و صهيونيستها انداخت .
اگر خصوصي سازي و حمايت از سرمايه دار و سرمايه داري بدون حد و حدود و قوانين ويژه و بازدارنده اعمال شود
نتيجه اش اين
مي شود كه سرمايه دار به راحتي و آسودگي و در دموكراسي كامل ! پرز قالي و گوشت گاو ريش ريش شده و رنگ شده را با چند كيلو
زعفران مخلوط مي كند و به ايراني و خارجي مي فروشد.
4 ـ اين روزها كه بحث خصوصي سازي و حمايت از سرمايه دار و سرمايه داري مطرح است
عقلا نگران هستند كه نكند حالا از اين ور بام
بيفتيم و حقه بازها بازار سرمايه را به دست گيرند و وقتي هم بخواهي به آنها بگويي بالاي چشمتان ابروست
خودشان را پشت شعارهاي
حمايتي مسئولين پنهان كنند و دمار از روزگار كشاورز و كشاورزي در بياورند.
5 ـ كساني كه به كشور تانزانيا و جزيره زنگبار سفر كرده اند مي دانند كه ايراني در جزيره زنگبار غربت نمي گيردش
مخصوصا اگر آن ايراني
شيرازي باشد.
همه تاريخ و همه دنيا مي دانند كه جزيره زنگبار را ايراني ها و شيرازي ها ساخته اند. حتي هنوز هم حزب فعال سياسي در آن كشور
« حزب افروشيرازي » است . و باز همه تاريخ و همه دنيا مي دانند كه جاده ابريشم را هم ايراني ها ساخته اند. از ايران به چين صادرات
كرده اند و از چين به ايران واردات . در خبرها داشتيم كه ماه مبارك رمضان امسال مسلمانان مراكش و تونس با خرماي رژيم اشغالگر قدس
افطار كردند. و باز همه مي دانند كه ايران بعد از عراق دومين توليدكننده خرماي جهان است . مراكش و تونس براي ايراني دورتر از چين و
زنگبار نيست
اما خرماي ايراني در حاجي آباد بندرعباس و بم و خرمشهر و آبادان و... يا خوراك گاو و گوسفند مي شود و يا به ثمن
بخس به دلالها و محتكران فروخته مي شود. اگر مسئولين به طرحها و برنامه ها و هشدارها و دلسوزيها توجه كافي مي كردند امسال در ماه
مبارك رمضان مسلمان تونسي و مراكشي مي توانست افطارش را با خرماي ايراني باز كند نه خرماي اسرائيلي !
5 ـ جاسوسان صنعتي هميشه به قول كشاورز تربتي
به زمين هاي كشاورزان سرطان نمي دهند . جايگزيني محصول غيراستراتژيك با
محصول استراتژيك يكي از تاكتيكهاي جديد جاسوسان صنعتي است . وقتي جمعي از عقلاي جامعه گفتند كه ترويج باغات كيوي و
كيوي كاري يك هشدار و سرانجام اين حركت نابودي برنج ايراني است
برخي از مسئولين آمدند و شعار حمايت از سرمايه دار و
دموكراسي نمايي دادند. همان عقلا به اين مسئولين يادآور شدند كه هيچ دولتي در روي كره زمين چه آمريكايي و چه اروپايي اجازه
نمي دهد محصول استراتژيك كشاورزي اش را به هر دليلي نابود كنند و بجايش چيزي را بكارند كه عشقشان بكشد
مال خودشان باشد و
عشقشان بگويد. نظام اقتصادي و نظام كشاورزي دنيا عشقي نيست . اما همان مسئولان خونسرد و بي اعتنا از كنار اين پديده گذشتند و
نتيجه آن شد كه شاليزارهاي شمال ايران هكتار هكتار خشكانده شد و يا ويلا شد و يا باغ كيوي
و حالا بقالي هاي سراسر كشور و
شركتهاي تعاوني رسمي دولت جمهوري اسلامي ايران رسما و علنا برنج پاكستاني و هندي و تايلندي و ويتنامي مي فروشند. خدا به
فرياد ما برسد از عواقب اين خصوصي سازي ها و حمايت از سرمايه دار و سرمايه داري
بدون قانون و ضابطه مندي و حراست و نگهباني
و نظارت ...
6 ـ براي اين مصاحبه شاهد ديگري هم از غيب رسيد . به لهجه تربتي بايد گفت : به شكر ايراني هم سرطان دادند .
مطبوعات روز سه شنبه 17 مهرماه 1386 از قول رئيس كميسيون صنايع و معادن مجلس اعلام كردند : در 14 ماه گذشته بيش از 3
ميليون تن شكر وارد شده است كه اين ميزان
ما را از واردات 6 سال آينده بي نياز مي كند . واردات بي رويه شكر موجب شده است سطح
زيركشت چغندرقند تا 30 درصد كاهش يابد . با توجه به اينكه 35 كارخانه شكر به دليل واردات در آستانه تعطيلي قرار دارند
بيشترين
صدمه واردات متوجه توليد و اشتغال است . هرچند دولت داعيه اشتغالزايي و تك رقمي كردن نرخ بيكاري را دارد و هر روز از كسب
موفقيت هاي تازه در اين عرصه سخن مي گويد اما معلوم نيست كه طعم شيرين واردات به مذاق چه كساني خوش آمده است كه نه تنها
دولت به كاهش چشمگير تعرفه واردات شكر تن در داده است كه حتي واكنش كارسازي نسبت به بيكار شدن كارگران صنعت شكر نشان
نمي دهد. چنين واكنش هايي خود زمينه ساز شده است تا صنعت شكر در سراشيبي سقوط قرار گيرد.
7 ـ شاهد بعدي براي اين مصاحبه حجت الاسلام عليخاني نماينده بوئين زهرا و آوج در مجلس است . او نيز گفته است : دولتي كه در
شهريور 84 با شعار خودكفايي بر سر كار آمد
رسما در آبان 84 تعرفه واردات شكر خام و شكر سفيد را از 130 و 150 درصد به 30 و
50 درصد كاهش داد و به فاصله كوتاهي مجددا در بهمن همان سال تعرفه شكر خام به 5 و تعرفه شكر صفيد به 20 درصد و در
ارديبهشت 85 بارديگر نرخ تعرفه شكر سفيد به صفر و شكر خام به 6 درصد كاهش يافت . نتيجه اين تصميم ها در آستانه نابودي قرار
گرفتن يكي از مهم ترين رشته هاي صنعتي كشور شده و در مقابل به شهادت آمار و ارقام
چندصد ميليارد تومان در جيب عده اي خاص
ريخته شده است كه اقدام به واردات شكر در سال 85 تاكنون كرده اند ....
حاج آقا
تاريخ تولد و محل تولد خودتان را بفرمائيد. لطفا كمي بيشتر از حد معمول در اين زمينه توضيح بدهيد
چون مي خواهم
خواننده محترم روزنامه در جريان امر قرار بگيرد كه اين مصاحبه با يك كشاورز خبره و دنياديده انجام مي شود.
متولد سال 1303 هستم . از تربت حيدريه . جلگه زاوه . تربت حيدريه 20 جلگه دارد . به هر چند روستا
يك جلگه گفته مي شود . زادگاه
من كنگ زيتون است . در آن منطقه 3 تا كنگ داريم . كنگ اوليا
كنگ سفلي پايين تر است . كنگ زيتون ميان اين دو كنگ قرار دارد . كنگ
اوليا
كنار خط قرار دارد.
زراعتتان در آن منطقه چه بود
ترياك مي كاشتيم . در كنار ترياك
جو و گندم و ابريشم هم مي كاشتيم . كاشت ترياك ممنوع شد. جو و گندم و ابريشم هم عقب نشيني
كرد. بعد از اين دوره
كارخانه قند تربت حيدريه آمد. ما به كاشت چغندرقند مشغول شديم .
تا چه تاريخي به كاشت ترياك ادامه داديد
10
12 ساله بودم كه ترياك مي كاشتيم . بعد از آن آمدند گفتند كه مردم دارند شيره اي مي شوند . ما را ملزم كردند كه ترياك نكاريم . حالا
كه مردم شيره اي بيشتر از آن زماني شده اند كه ما علنا ترياك مي كاشتيم . بي شيره گير كمتر پيدا مي شود. چغندرقند چند سال وضعش
خوب بود. خيلي ترقي داشت . بعد از چند سال زمينهاي ما « عيب ناك » رفت . از مهندس ها پرسيديم و گفتيم : آقا
زمينهاي ما چغندر
نمي دهد. خشك مي رود. گفتند : اين زمينها سرطان گرفته اند.
يعني زمين شما از چغندرقند سرطان گرفت
ما كه نمي فهميديم . مهندسها مي گفتند. مي گفتند بسكي كود شيميايي ريخته ايد
زمينها سرطان گرفته اند.
به زمين هايتان سرطان دادند تا كارخانه قند را ورشكست كنند و تا واردات شكر و قند رواج و رونق داشته باشد
و يا علت ديگر
داشت !
بعدها كه قند وشكر خارجي سر سفره مان آمد
فهميديم كه به زمينهاي ما سرطان داده اند. سم و سرطان را با كود شيميايي به زمينهاي ما
دادند
تا چغندرقند كاشته نشود
تا كارخانه قند تربت حيدريه قند توليد نكند و تا سرمايه دار بتواند از طريق واردات قند و شكر به پول و
پله برسد. بعد از اين كه زمينهاي ما سرطان گرفت و كاشت چغندرقند از رونق افتاد
رو به زعفران آورديم . كاشتيم و بهره خوبي هم
گرفتيم . چون زمستانها برف مي آمد و خوب هم برف مي آمد. زعفران هرچه آب يخ بخورد
بيشتر عمل مي دهد. از چغندرقند چيزي
گيرمان نمي آمد. دولت شاه جوري برنامه ريزي كرده بود كه ما هرچه درآمد داشتيم
صرف خريد بذر چغندر و كودشيميايي و بهره وام ها
و اصل وام و... مي شد. دست آخر چيزي گيرمان نمي آمد.
وقتي زمين هايتان سرطان گرفت
تكليف كارخانه قند تربت چه شد
كارخانه قند تربت خودش براي خودش يك سري زمين داشت . چاه آب زد و به كشت چغندر پرداخت . كشاورزان و خرده مالكان بيچاره
شدند. بركت كشاورز در آب چشمه
رود
آب برف و باران است . كشاورزي كه به آب چاه و پمپ موتور آب مبتلي شود
بيچاره مي شود.
به هر صورت كشاورز تربتي كه چغندر مي كاشت از دور خارج شد.
از چه تاريخي زعفران كاشتيد
گفتم كه چغندرقند نابود شد. گندم و جو خوب مي رفت . بعد از گندم و جو
مردم به زعفران رو آوردند. اوايل زعفران را هم خوب
نمي خريدند. پول آب و جمع كردنش درنمي آمد.
علت اينكه زعفران اينقدر گران شد
چي بود

سخنرانيهاي مسئولين . شعارهاي مسئولين . هي سخنراني كردند
هي سخنراني كردند
هي شعار دادند
زعفران رسيد به اين قيمت .
چند هكتار زمين داريد كه زعفران مي كاريد
من 2 هكتار زمين دارم كه زعفران زاوه . در جلگه زاوش تربت حيدريه .
از زمين كشاورزي ات هر سال زعفران مي گيري
بله
زمينم كه پير شده . پير رفته . بايد زمين را عوض كنم . كود حيواني بدهم . كود حيواني بهتر از شيميايي گل مي دهد. شخم بايد بزنم .
2 هكتار زمين چقدر زعفران مي دهد
پارسال شق القمر كرديم و 400 هزار تومن زعفرانمان را خريدند . زعفران را از كشاورز كيلويي مي خرند و به مردم مثقالي مي فروشند . از
ما كيلويي مي خرند . اگر زمين خوب كاشته شود
و خوب گل بدهد
20 كيلو زعفران مي دهد . هر 70 كيلو گل
يك كيلو زعفران مي دهد .
خدا بركت بيشتر بدهد
90 كيلو هم مي دهد . نو بكاري
خوب بكاري
20 كيلو زعفران مي دهد .
الان شما گفتيد هر 70 كيلو گل
يك كيلو زعفران مي دهد . زعفران خالص . الان يك كيلو زعفران در بازار چند است
مي بينيد كه قيمتش چند است . كيلويي يك ميليون و 700 هزار تومان مي خرند . دست واسطه ها و دلال ها است . مثقالي مي كنند و
مثقالي 10
12 هزار تومان به مردم مي فروشند .
براي اينكه خودم خوب بفهمم
سئوال را به صورت ديگر مطرح مي كنم
از يك مثقال زعفران كه مثقالي 10 تا 12 هزار تومان در بازار
به مردم فروخته مي شود
چقدرش به كشاورز مي رسد
سئوال شما درست نيست . ما همين 7
8 ماه پيش زعفران را كيلويي 300 هزار تومان فروختيم . به آقايي فروختيم . آن زمان كه ما
فروختيم مي گفتند دولت كيلويي 300 هزار تومان مي خرد . ما خودمان رفتيم با التماس پيش دولت . ما را در نوبت گذاشتند . زعفرانمان را
گرفتند و بعد گفتند : بعد از 2 ماه بيائيد پولتان را بگيريد . با التماس از ما كيلويي 300 هزار تومان خريدند .
دولت از شما زعفرانها را كيلويي 300 هزار تومان خريد
كجا فرستاد
از خودشان بپرسيد . ما زعفران را كيلويي 250 هزار تومن هم فروخته ايم . يك سال است كه دولت دارد زعفران مي خرد . قبلا دلالها از ما
زعفران مي خريدند . ما زعفرانها را 300 هزار تومان فروختيم
يك باره زعفران رسيد به كيلويي 2 ميليون تومان . چند شب پيش بازار بودم
كه به قيمت يك ميليون و 600 هزار تومان رسيده بود . قبلا 250 هزار تومن تا 300 هزار تومن خريد وفروش مي شد كه رسيد به 2
ميليون و حالا شده يك ميليون و 600 هزار تومن . از يك مثقال زعفراني كه در بازار فروخته شد به قميت 11 تا 12 هزار تومان به
كشاورز فقط 1500 تومان مي رسد . زماني كه زعفران را كيلويي 250 هزار تومان مي خريدند
در عرض 2 روز يك دفعه زعفران گران
شد.
باز تكرار مي كنم . از يك مثقال زعفراني كه در بازار به قيمت 12 هزار تومان فروخته مي شود
فقط 1500 يا 2000 تومان گير كشاورز
مي آيد
با ما كيلويي صحبت كنيد . ما زعفران را كيلويي مي فروشيم . آخرين زعفراني كه فروخته ايم كيلويي 300 هزار تومان بوده است . اگر من
كشاورز هر كار ديگري غير از كاشت زعفران مي كردم
الان بيشتر سود برده بودم . پولي را كه صرف كاشت زعفران كردم
اگر مي دادم زمين
و بساز وبفروش مي كردم بيشتر سود مي بردم . صرف هر كار ديگري مي كردم سود بيشتري مي بردم . قطعه زمين يك ميليون تومني در
مشهد شده 70 ميليون تومان . اگر يك ميليوني كه ما به پاي زعفران گذاشتيم مي داديم به زمين الان 70 ميليون تومان ثروت داشتيم
نه
اينكه زعفرانمان را دولت با نوبت 2 ماهه كيلويي 300 هزار تومان بخرد و دلال كيلويي 250 هزار تومان .
كه چي بشه ... يعني زعفران بايد جمع شود. كشاورز ايراني ديگر نبايد زعفران بكارد
هميشه دلال از كشاورز مفت مي خرد. در همه محصولات كشاورزي اين طور است . فقط زعفران نيست كه دلالها مفت از چنگ كشاورز
درمي آورند . خربزه در بازار مشهد كيلويي 300 تومن است . از دست كشاورزي كيلويي 40 تومان مي گيرند . انگور كاشمر امسال تا كيلويي
60 تومان از كشاورز خريده شد .
تعاوني زعفران كاران نداريد چرا با دولت و مسئولين مذاكره نمي كنيد
نه . نداريم .
شما به عنوان يك كشاورززاده جوان
چه راه حلي داريد
با سرمايه داري و سرمايه دار بايد برخورد جدي بشود. منظورم سرمايه دار نامشروع است . سرمايه داري بد نيست . نظام جمهوري
اسلامي ايران بايد با سرمايه دار نامشروع برخورد قاطع بكند.
بورس زعفران داريد چون من در خيابان خسروي بورس زيره ديدم .
بورس رسمي زعفران نداريم . بورس زعفران در طبقه دوم بازاررضا(ع ) است . طبقات فوقاني بازاررضا(ع ) يك سري زعفران مي خرند.
دلالهاي زعفران هستند. كيلويي مي خرند.
با دلالهاي بازاررضا مذاكره نمي كنيد به آنها تفهيم كنيد كه به كشاورز رحم كنند و ثمره عمر و دسترنجش را مفت از چنگش بيرون
نياورند و از كشاورز به قيمت مناسب تر خريد كنند
نتيجه اي ندارد. البته اين نكته را تذكر بدهم كه بالارفتن سرسام آور قيمت زعفران توسط برخي از دلالها قابل پيش بيني بود.
چه جوري پيش بيني كردند. علملياتي تر صحبت كيند. جزئيات را بيشتر توضيح بدهيد.
من پولي داشتم و مي خواستم بگذارم بانك ... يكي از دلالها كه با ما قوم و خويشي داشت
به من گفت : پولت را بانك نگذار. بيا زعفران
بخر
چند وقت ديگر زعفران مي رسد به يك ميليون تومن . من گفتم : نه بابا
چي چي مي رسد به يك ميليون تومن . دولت خودش اعلام
كرده كيلويي 300 تومن . گفت : من الان خودم دارم زعفران جمع مي كنم . بيا بخر
به يك ميليون مي رسد . بعد از 2 ماه رسييد به يك
ميليون و 200 هزار تومان . من پولم را گذاشتم بانك وام بگيرم . بعد از 15 ماه به بانك مراجعه كرده ام مي گويد وام مي دهد با قسط بالا و با
بهره 23 درصد . مي خواهي بخواه
نمي خواهي نخواه . اين موضوع پيش بيني شده بود از طرف بعضي از دلالها . از كانال هاي ديگر هم به ما
گفتند كه بياييد برويد زعفران كيلويي 300 هزار تومان را بخريد . به يك ميليون مي رسد . وقتي به يك ميليون تومن رسيد
باز همان
كانالها با ما تماس گرفتند و گفتند بياييد برويد زعفران بخريد
به كيلويي 2 ميليون تومان مي رسد .
اين دلالها و سرمايه داراني كه به شما توصيه مي كردند بيائيد برويد زعفران بخريد و سرمايه تان را در زعفران احتكار كنيد
زعفران به
كيلويي يك ميليون تا دو ميليون مي رسد
آدمهاي متدين و خداشناس و نمازخوان هستند
خيلي ها هم نماز مي خوانند. ابوموسي اشعري هم نماز مي خواند.

بالاخره به فكر نيفتاده ايد كه اين وضع را برايش راه حلي بدهيد
يكي از اين دلالها كه آشناي خودمان است
به قول مستند الان سرمايه اش به 3 ميليارد تومان رسيده است . خودش هم منكرش
نمي شود. او يكي از سرمايه داران جز مشهد است . او به خود من مي گفت : دولت هيچ كاري با ما نمي تواند بكند. پرسيدم : چطور به اين
محكمي مي گويي كه دولت هيچ كاري نمي تواند بكند گفت : ما مي آئيم در 3 شهر عمده ايران مثل مشهد و تهران و اصفهان يك باره يك
جنسي را مي خريم . يك دفعه و در زماني كه روغن نباتي حلبي 3500 تومن است
كل روغن نباتي مشهد و تهران و اصفهان را جمع
مي كنيم
مي ريزيم انبار . 3 ماه روغن نباتي در بازار ناياب مي شود . قيمتش مي كشد بالا و 3500 يكهو مي شود 6000 تومن . بازار سياه
مي شود 7 تومن 8 تومن . اينجوري ما عمل مي كنيم . حالا مي بيني كه روغن نباتي رسيده به حدود 8 هزار تومن .
اين آشناي شما اين 3 ميليارد تومن سرمايه را از كجا بدست آورده
از احتكار . مگه توضيح ندادم . خودش رسما اعتراف مي كند . به من هم اصرار دارد كه بروم تو اين كار . زعفران كيلويي 300 هزار تومن در
عرض 6 ماه رسيد به كيلويي 2 ميليون تومان . دو ميليون و 400 هزار تومن هم رسيد . با برنج هم همين كار را كردند . وقتي مي خواهد
وارد عمليات تخريب قيمتها بشود
با من درددل مي كند. مي آيد به من مي گويد كه ما مي خواهيم برنج را خراب كنيم . ما مي خواهيم
زعفران را خراب كنيم . همه كساني كه با اين آقا آشنا هستند مي دانند كه اين آقا 3
4 سال پيش سرمايه اش 10 ميليون تومان هم نبود
از
همين راهها امروز سرمايه اش رسيده به 3 ميليارد تومان . اصلا فرض كنيد نهايت سرمايه اين آشناي ما 100 ميليون تومان بوده
اين 100
ميليون تومان حالا شده 3 ميليارد تومان . خودش رسما اعتراف مي كند . يا تخم مرغ مي خرد و احتكار مي كند
يا برنج
يا روغن يا زعفران .
حتي به ما پيشنهاد مي كرد كه برويم پول بهره اي بگيريم و جنس احتكاري بخريم .
يعني به شما پيشنهاد مي داد كه پول نزول كني و بيندازي در جريان احتكار و تخريب قيمتها در بازار.
بله . به ما اصرار مي كرد كه برويم پول نزول بگيريم . مي گفت : برو پول نزولي بگير
من قول مي دهم در عرض 6 ماه پولت چند برابر
شود . مي گفت : چه كاري مي خواهي بكني كه پولت در عرض 6 ماه چند برابر شود . اين روند كلي در مملكت ما هست . از دست من
كشاورز كشاورززاده كاري برنمي آيد.
عده اي معتقدند كه زعفران قائنات بهترين زعفران است
اما در صحبتهايي كه با شما داشتم
شما معتقد بوديد كه زعفران تربت بهترين
زعفران از همه نظر است . كيفيت زعفران تربت بمراتب بالاتر از كيفيت زعفران قائنات است . دليلتان چيست
بهترين زعفران
زعفران تربت است . مشهور است كه زعفران قائنات . اما اين شهرت
شهرت تجاري است و نه حقيقي . زعفران تربت
جوان است و زعفران قائنات پير . زعفران تربت در نهايت 15 سال است كه وارد بازار و توليد شده است . زعفران قائنات قدمت هزار ساله
دارد . در تاريخ معاصر هم 100 سال است كه دارد به شدت توليد مي شود و بازار را در تسخير خود داشته است . در 50 سال اخير كه توليد
آن به شدت افزايش پيدا كرده
يعني بيش از حد ظرفيت زمين هايش زعفران كاشت و برداشت شده است .
پس چرا در بازار
زعفران تربت وجود ندارد
هست . فراوان است . چون زعفران به نام قائنات شناخته مي شود و مردم عادي زعفران را به نام قائنات مي شناسند
در نتيجه دلالها هر
زعفراني را از هر جا كه باشد به نام زعفران قائنات به مردم مي فروشند.
يعني دروغ مي گويند. دروع مي گويند و به مردم زعفران تربت را به اسم زعفران قائنات مي فروشند
بله . دروغ مي گويند. چون مردم زعفران قائنات را مي شناسند و مي خرند. ولي زعفران تربت از نظر كيفيت بسيار بالاتر از زعفران قائنات
است . مخصوصا بخش رخ تربت حيدريه . بخش رخ زعفرانش خيلي عالي است . سرگل زعفران رخ تربت
70 كيلويش
يك كيلو زعفران
خالص مي دهد . در زعفران هاي ديگر 90 كيلو
100 كيلو گ ل
يك كيلو زعفران مي دهد .
آقاي محمد پوررجب منطقه اي كه شما زعفران مي كاريد
كجاست
ما در منطقه رخ زعفران مي كاريم . طرف برس و كدكن و رباط سنگ . ميوه هم داريم . گناباد و قسمتهايي از تربت غير از زعفران
محصول
ديگري نمي دهد. غير از زرشك و زعفران محصول ديگري نمي دهد. قائنات هم تقريبا همين طور است . قائنات و گناباد آب نيست . با
تانكر آب مي آورند . فقط زعفران محصول مي دهد . چون زعفران آب زياد لازم ندارد . سالي يكي دوبار آب مي خواهد . ميوه هر 10 روز
يك بار آب مي خواهد . زعفران سالي دو و در نهايت 3 بار آب مي خواهد .
در بازار زعفران از مثقالي 9 هزار تومن هست تا 12 هزار تومان . علت اين تفاوت قيمتها چيست يكي 9 هزار تومن مي فروشد . يكي
10 هزار تومن و يكي 11 هزار تومن و ...
سرمايه دار كيلويي مي خرد
بسته بندي مي كند و مي فروشد. هر كس هر قيمتي دلش بخواهد مي فروشد. هيچ نظارتي بر بازار نيست .
كسي نيست از آن فروشگاه يا آن دلالي كه زعفران را به قيمت مثقالي 12 هزار تومان مي فروشد
سئوال كند چرا مثل كرايه تاكسي شده .
هر كس هر قيمتي دلش مي خواهد از مردم مي گيرد و هيچ نظارتي هم نيست . در همين ترمينال مشهد. از ترمينال تا حرم امام رضا(ع )
يكي هزار تومن مي گيرد
يكي 1500 تومن . يكي 2000 تومن . هيچ كس هم ناظر نيست . اگر يك راننده با انصاف
خداترس و مومن و
متدين پيدا شود كه بخواهد قيمت عادلانه 650 تومن از زوار امام رضا(ع ) بگيرد
بقيه اراذل و اوباش مسافركش ترمينال مي ريزند سرش
و بنده خدا را كتك مي زنند و نمي گذارند كاسبي كند و يك لقمه نان حلال براي زن و بچه اش ببرد. نظارتي وجود ندارد. هر كس هر
جوري دوست داشته باشد قيمت مي گذارد.
آخه براي چي بايد 11 هزار و 500 تومن قيمت يك مثقال زعفران را داد . شركت رسمي بسته بندي دارد اين قيمت ها را از مردم
مي گيرد. چطور مسئولين استان خراسان رضوي به اين گرانفروشي هاي آشكار هيچ رسيدگي نمي كنند
از خودشان بپرسيد.
با نماينده مجلس تربت حيدريه درباره اين مشكلات صحبت نمي كنيد
نماينده مجلس ما 4 دوره است كه نماينده مي شود . 3 دوره پشت سرهم و يك دوره با فاصله . قول و وعده و وعيد زياد مي دهد . همين
كه راي مي آورد
ديگر خبري از او نيست . بچه همان جايي است كه ما زعفران مي كاريم . موقع انتخابات كه مي شود مي آيد سراغ دايي ما.
بعد ديگر همه چيز فراموش مي شود.
در بازار زعفران تقلبي وجود دارد
فراوان ... فراوان ...
چه جوريه
يك عده با پرز قالي زعفران توليد مي كنند و يك عده از گوشت گاو. گوشت گاو را مي گيرند
مي جوشانند
ريش ريش مي كنند
رنگ
مي زنند
مثل زعفران مي شود. هركس ببيند
مي گويد زعفران خالص است . همين زعفرانهاي تقلبي را صادر هم مي كنند. صادر كردند و
نام ايراني را در بازار جهاني بدنام كردند. زعفران تقلبي را با زعفران حقيقي مخلوط مي كنند. تشخيص آن خيلي سخت است . پرز قالي هم
خيلي سخت است كه از زعفران حقيقي تشخيص داده شود.
به زوار امام رضا(ع ) خيلي زعفران تقلبي مي فروشند. اگر ديده باشيد زير زعفرانها يك تيكه پارچه قرمز مي گذارند مي ريزند زعفران را
روي آن . ما كه زعفران كار هستيم متوجه مي شويم كه زعفران اصل است يا تقلبي . زوار امام رضا(ع ) متوجه نمي شوند. نه تنها تقلب
مي كنند
بلكه كم فروشي هم مي كنند. زعفران را يك مثقال به شما مي فروشند
اما اگر وزن كنيد
يك مثقال نيست . شما زعفران را در
بسته بندي مي خريد. در نتيجه زعفران بدون وزن تحويل شما مي شود. كم فروشي زعفران در مثقال خيلي زياد است . بخصوص در
فروشگاه هاي اطراف حرم مطهر امام رضا(ع ).
هيچ ماموري نمي رود و به طور اتفاقي و پوششي زعفران بخرد و همانجا با ترازوي حساس آن را وزن كند و همانجا صورتمجلس
كند
از خودشان بپرسيد. فقط همين را مي گويم كه بين زوار امام رضا(ع ) و فروشنده كالا و يا راننده تاكسي
معامله بين خريدار و فروشنده
نيست
معامله بين زوار امام رضا(ع ) و امام رضا(ع ) است . متاسفانه بسياري از كساني كه در كسب و كار هستند
به اين نكته توجه
نمي كنند و از زوار امام رضا(ع ) كلاهبرداري مي كنند. گرانفروشي مي كنند. كم فروشي مي كنند.
آقاي پوررجب چند تا از برادرهايتان كشاورزي مي كنند
هيچ كدام .

چرا
كشاورزي درآمد ندارد. همه دارند كشاورزي را رها مي كنند.
بعد از 120 سال پدرتان عمرش را به شما بدهد
شما زمين هاي كشاورزيتان را چه مي كيند
مي فروشيم . دايي خود من 2 هكتار زمين دارد . الان آمده مشهد و دارد نقاشي مي كند . نقاشي روي چوب . اگر 2 هكتار زمين زعفران
درآمد داشت كه نمي آمد مشهد نقاشي كند . يكي ديگر از بستگان ما 4 هكتار زمين زعفران دارند
چند هكتار باغ ميوه دارند
رها كرده اند و
آمده اند مشهد. حاكميت با سرمايه دار و سرمايه داري است . سرمايه دار نمي گذارد كشاورزي رونق بگيرد. دلش نمي خواهد كشاورز سربلند
باشد. مي خواهند كشاورز ذليل و بدبخت باشد
مجبور شود محصولش را به قيمت ارزان بفروشد. لازمه سود بيشتر دلالها اين است كه
كشاورز سربلند نباشد. متحد نباشند. ذليل باشند. عمد دارند كه كشاورزي سر وسامان نگيرد. متاسفانه دشمنان كشاورز و كشاورزي
ايراني در دستگاه هاي دولتي نفوذ دارند. در مجلس هم نفوذ دارند. دليلي ندارد كشاورزي در ايران اينقدر ذليل باشد و دلال و سرمايه دار
اين قدر راحت و يك شبه و چند ماهه به سرمايه هاي ميلياردي برسد.
براي ايران رقيبي در زعفران پيدا نشده است رقيب جديد منظورم است
چرالله افغانستان تازگيها شروع به كاشت زعفران كرده است و دارد خوب پيش مي رود. پيازش را از ايران مي خرند. بذرش را برده اند.
بسياري از كارگران افغاني كه در همين تربت كار مي كردند
حالا رفته اند افغانستان و دارند زعفران مي كارند. كشت را از ما ياد گرفته اند و
دارند زعفران مي كارند. الان رقيب جدي ايران نيستند
اما براي چند سال آينده رقيب ايران خواهد شد. شايد اولين رقيب جدي ايران
بشود.
يعني ترياك را رها مي كند برود زعفران بكارد
بالاخره انسانهايي هستند كه وجدانشان رضايت نمي دهد ترياك بكارند
همان دسته الان رو آورده اند به كاشت زعفران . ضمن اينكه
افغاني ها بهتر از ما مي توانند زعفران را بفروشند. بوروكراسي اداري در افغانستان براي صادرات كالا كمتر از ايران است . از نظر نظام
جهاني مثل سازمان ملل
زعفران بهترين جايگزين براي ترياك مي تواند باشد. زمين افغانستان هم شبيه زمين استان خراسان است
در
نتيجه خيلي خوب زعفران به عمل مي آيد. آب و هواي افغانستان مثل آب و هواي استان خراسان است . تنها محصولي كه مي تواند به
عنوان جايگزين ترياك در افغانستان جواب بدهد
زعفران است .
يعني الان افغاني ها مي آيند از شما پياز زعفران مي خرند
بله . خيلي خريده اند و الان هم مي خرند.
دولت ايران خبر دارد كه افغانستان دارد رقيب ايران در زعفران مي شود
بله . بعضي ها مي گويند خود دولت ايران به دولت افغانستان پيشنهاد داده كه زعفران بكارند.
دولت ايران براي چي چنين پيشنهادي به دولت افغانستان داده است
به خاطر جلوگيري از كاشت خشخاش و ترياك . افغاني ها مردم زحمت كشي هستند. از ما ايراني ها زحمتكش تر هستند و موفق
مي شوند.
چرا عمامه به سرتان مي گذاريد
براي اينكه مردم بدانند ما سيد هستيم .
فقط براي همين ... رسم و سنت شما در تربت حيدريه است كه عمامه به سر مي گذاريد چون مثل شما خيلي افراد ديگر مي بينم كه
عمامه به سر دارند و كت وشلوار پوشيده اند.
رسم و سنت قديمي است . حالا مردم عمامه به سر نمي گذارند و سرشان را لق كرده اند. قديم زنها چادر داشتند
لباسهاي بلند و پوشيده
داشتند و مردها هم از جبه (كت بلند) و سرپوش و عمامه استفاده مي كردند. مثل حالا نبودند. مردها در اكثر شهرهاي خراسان بويژه در
همين مشهد
عمامه به سر مي گذاشتند
يا شب كلاه و عرقچين داشتند.
پدر شما هم عمامه به سر مي گذاشت
بله . حالا عمامه اي كم شده است . پدر من
پدر پدر من هم عمامه به سر مي گذاشتند. بخصوص براي پيرمرد و كسي كه محاسن سفيد
دارد
خوب نيست كه سرش لق باشد. در زمان رضاشاه (پدر همين شاهي كه رفت ) مدتي عمامه ها را برداشتند. كلاه هم نمي گذاشتند
سرمان بگذاريم . ژاندارم ها عمامه و كلاه هاي محلي را از سرمان برمي داشتند و قيچي مي كردند. سرمان را لخت مي كردند و مي گفتند
كلاهي را كه رضا شاه دستور داده به سر كنيد. به اميد خدا رضا شاه رفت و مرد و اذيت و آزار ژاندارم ها براي كلاه و عمامه ورچيده شد. در
قديم به چادر
چارشو مي گفتند. پايين چارشوها گرد بود. زنها خودشان مي بافتند
خودشان مي رشتند. عمامه هاي محلي ما يا سبز است
يا سياه . سيدها در تربت بايد عمامه سبز يا سياه بر سر بگذارند.
مگر گياه هل سفيد هم داريم
1 ـ هل گياهي علفي از راسته تك لپه ايها و از تيره زنجبيل ها است كه داراي ساقه زيرزميني پا يا و مفصل دار است و هر ساله شاخه هاي
هوائي انبوه به ارتفاع 4 تا 5 متر از آن خارج مي شود . برگهايش متناوب
كامل
نوك تيز و داراي غلاف بزرگ با شكاف طولي است و در
سطح آن يك رگبرگ اصلي مشخص و تعداد زيادي رگبرگهاي فرعي شانه اي مشاهده مي شود. مجموعه گلهايش به صورت سنبله يا گرزن
يك سويه و مركب از 5 يا 6 گل ظاهر مي شود . هر گل آن شامل كاسه اي مركب از سه كاسبرگ سبز رنگ و سه گلبرگ رنگين همراه با يك
پرچم است
مادگي آن شامل تخمدان سه برچه اي كه در هر برچه تعدادي زيادي تخمك جاي دارد كه پس از رسيدن ميوه اي به صورت
كپسول تا شكوفا و محتوي دانه هاي زياد از آن نتيجه مي شود. ميوه هل معمولا بيضوي سه گوشه يا مدور است . بزرگي دانه ها در هل
معمولي بين 10 تا 20 ميليمتر و به قطر 5 تا 9 ميلي متر است . رنگ آنها زرد و يا خاكستري مايل به زرد و سطح آن ممكن است صاف و
يا داراي خطوط طولي ظريف باشد . معمولا در هر خانه ميوه بين 5 تا 9 دانه زاويه دار و نامنظم و قهوه اي رنگ مايل به قرمز وجود دارد و
به طور متوسط بزرگي هر دانه به قطر 3 ميلي متر مي باشد . بوي دانه ها قوي و معطر و طعم آن مطبوع و بسيار معطر است .
2 ـ مقدمه بالا را در تعريف هل نوشتم
تا درباره يك سوال مستقلي كه از پيرمرد كشاورز تربت حيدريه اي پرسيدم توضيح بدهم . از او
پرسيدم : اين هل هاي سفيد رنگي كه در بازارها به فروش مي رود
چيست
گفت : تقلبي است . گفتم : چطور مگر اينها هل نيست گفت : مگر گياه هل سفيد هم داريم هل سبز است
نه سفيد. گفتم : پس اين
هل هاي سفيدي كه در بازار مي فروشند
چگونه هلي است . گفت : اين نوع هل ها با استفاده از فرآوري شيميايي توليد مي شود. هل سبز را
در ماده شيميايي حل مي كنند
رنگ آن برمي گردد و سفيد مي شود. علاوه بر اينكه هل سفيد مي شود
باد هم مي كند
آب هم به پوست و
درون پوستش مي افتد
در نتيجه وزن هل اضافه مي شود. افرادي كه هل سفيد مي خرند
در واقع به آب و رنگ شيميايي پول مي دهند.
هل سبز
بمراتب سبك تر از هل سفيد است . قطر هل سبز از قطر هل سفيد كمتر است . خلاصه كلام اينكه هل هاي سفيد
هل هاي تقلبي و
شيميايي است . كافي است خودتان در خانه تعدادي هل سبز را در وايتكس بيندازيد
به راحتي تبديل به هل سفيد
همين هل هاي
سفيدي كه در بازار مي فروشند
مي شود.
3 ـ حالا كه صحبت از وزن هل شد
بد نيست توضيحي هم درباره نحوه كم فروشي در زعفرانهاي مثقالي بدهم .
يك مثقال 4
68 گرم است . برخي از فروشندگان زعفران
زعفرانهاي مثقالي را در بسته هاي 4 گرمي به نام يك مثقال مي فروشند و در
هر مثقال 68 صدم گرم كم مي گذارند . اگر شما 10 مثقال زعفران از همين نوع بسته بندي ها بخريد
6
80 گرم كم خريده ايد . يعني هر 10
مثقال زعفراني كه شما مي خريد
8
5 مثقال تحويل مي گيريد . 8
5 مثقال زعفران تحويل مي گيريد و 10 مثقال پول مي دهيد .
4 ـ ناگفته نماند كه هم اكنون اين روش (كم فروشي مدرن !) در مورد حبوبات بسته بندي شده و در اكثر فروشگاه هاي عرضه مواد غذايي
و فروشگاه هاي بزرگ به وفور ديده مي شود. شما به عنوان بسته يك كيلويي لپه
نخود
عدس
و... را از فروشنده تحويل مي گيريد
اما
اگر اين بسته هاي به اصطلاح يك كيلويي را وزن كنيد
فقط 900 گرم جنس در آن وجود دارد .
وقتي قند وشكر خارجي سر سفره مان آمد
فهميديم كه به زمينهاي چغندرقند ما سرطان داده اند. سم و سرطان را با كود شيميايي به
زمين هاي ما دادند
تا كارخانه قند تربت حيدريه قند توليد نكند و سرمايه دار بتواند از طريق واردات قند وشكر به
ثروتهاي نامشروع دست پيدا كند
هميشه دلال از كشاورز مفت مي خرد. در همه محصولات كشاورزي اين طور است . فقط زعفران نيست كه دلالها مفت از
چنگ كشاورز درمي آورند . خربزه مشهدي را از كشاورز 40 تومن خريدند . انگور كاشمر را كيلويي 60 تومن خريدند
نظام جمهوري اسلامي بايد با سرمايه داري نامشروع برخورد قاطع بكند
كار دلالها و واسطه ها تخريب قيمتها در بازار است . يك باره دست به دست هم مي دهند و يك جنس را خريداري و انبار
مي كنند و قيمتش را تا 3
4 برابر افزايش مي دهند
يك عده با پرز قالي زعفران تقلبي درست مي كنند و يك عده از گوشت گاو. گوشت گاو را مي جوشانند
ريش ريش
مي كنند
رنگ مي زنند
مثل زعفران مي شود. بعد با زعفران حقيقي مخلوط مي كنند و به زوار امام رضا(ع ) مي فروشند
سرمايه دار نمي گذارد كشاورز ايراني سربلند باشد. مي خواهند كشاورز ذليل و بدبخت باشد و هميشه مجبور شود
محصولش را به قيمت ارزان بفروشد. لازمه ثروت بيشتر سرمايه داران اين است كه كشاورز سربلند نباشد
بسياري از كارگران افغاني كه در همين تربت حيدريه كار مي كردند
حالا رفته اند افغانستان و دارند زعفران مي كارند. پياز
زعفران را از ايران خريده اند. افغانستان الان رقيب ايران نيست
اما براي چند سال آينده رقيب جدي ايران خواهد شد
زمين افغانستان شبيه زمين خراسان است . آب و هواي افغانستان مثل آب و هواي خراسان است . تنها محصولي كه مي تواند
به عنوان جايگزين ترياك در افغانستان جواب بدهد
زعفران است
