روزنامه جمهوري اسلامي 30/07/1386 صفحه سياسي
*****
ارامنه دستاويز كنگره آمريكا براي باج خواهي از آنكارا




  • تصويب قطعنامه برسميت شناختن كشتار ارامنه به عنوان « نسل كشي » در كميته روابط خارجي مجلس نمايندگان آمريكا مناسبات آنكارا ـ واشنگتن را به مراحل بغرنجي كشانده است . اين قطعنامه با 27 راي موافق در برابر 23 راي مخالف در محكوميت كشتار ارامنه تركيه در جريان جنگ جهاني اول در 92 سال پيش صادر شده و قرار است براي راي گيري عمومي در صحن مجلس نمايندگان در دستور كار قرار بگيرد. اگر چه بوش و دستيارانش درباره عواقب اين اقدام مجلس نمايندگان پيشاپيش هشدار داده بودند لكن بنظر ميرسد كه دستهاي پشت پرده و مقامات واشنگتن از هر دو حزب دمكرات و جمهوريخواه عليرغم بهره مندي از مناسبات گسترده با تركيه سعي دارند اسلام گرايان تركيه را از اين طريق تحت فشار سياسي ـ تبليغاتي قرار دهند. كنكاش در اين زمينه و بررسي انگيزه ها و اهداف واشنگتن در اين مقوله مي تواند ذهنيت بهتري براي درك رويدادها و شناخت عوامل موثر در اين فرآيند ايجاد كند و چشم انداز تحولات منطقه در پرتو اين تصميمات را دقيق تر بنمايش گذارد.
    1 ـ منشا اصلي اين تصميمات ادعاهائي است كه در خصوص قتل عام ارامنه در جريان جنگ جهاني اول توسط امپراطوري عثماني مطرح شده و گفته ميشود كه در جريان كشمكش هاي داخلي و شورش ارامنه و همچنين تبعيد ارامنه به سوريه در همان سالها گويا حدود 1 5 ميليون نفر كشته شده اند . دولت تركيه ضمن رد اين ادعاها موضع ديگري دارد و ميگويد كه در جريان كشمكش ها و شورشها عليه امپراتوري عثماني نه تنها ارامنه بلكه تركها نيز تلفات قابل ملاحظه اي داشته اند و جمعا از هر دو گروه بميزان 300 هزار نفر كشته شده اند اما اين هرگز بمنزله وقوع يك كشتار دستجمعي و برنامه ريزي شده عليه ارامنه نبوده است و نمي توان آنرا يك « نسل كشي » معرفي كرد كه از روي تصميم قبلي صورت گرفته باشد.
    2 ـ طرح اين موضوع بويژه در مقطع كنوني در آمريكا جاي سئوال دارد . اين موضوع يكبار در دوران رياست جمهوري « بيل كلينتون » مطرح شد لكن با پيگيريهاي دولت كلينتون موضوع مسكوت ماند . مجلس ملي فرانسه در سال 1380 كشتار ارامنه را به عنوان « نسل كشي » معرفي كرد و در سال گذشته نيز تحت فشار سوسياليست ها قانوني را تصويب كرد كه انكار نسل كشي ارامنه در طول سالهاي 1294 تا 1298 را « جرم » دانسته و مرتكبين را به يك سال زندان و پرداخت 45 هزار يورو جريمه نقدي محكوم مي كند . اما اينكه چرا در مقطع كنوني مقامات واشنگتن به اين فكر افتاده اند اين نكته به موقعيت سياسي ـ اجتماعي تركيه و اقتدار روز افزون تركيه در پرتو وحدت ملي مسلمانان آن كشور برمي گردد.
    در واقع واشنگتن براي اعمال فشار سياسي ـ تبليغاتي بر روي دولت اسلام گراي تركيه مايلست از ابزارهاي به ظاهر تاريخي نيز استفاده كند و به همين دليل به « نبش قبر در تاريخ » پرداخته وسعي دارد ماجراهاي 92 سال پيش را مطرح و با احياي ادعاهاي ارامنه اهداف خاص خود را پيگيري نمايد. ناگفته پيداست كه نه فرانسويها و نه مقامات واشنگتن با در نظر گرفتن ماهيت ضد انساني آنها كمترين اشتياقي نسبت به اين و آن نداشته و ندارند و جانبداري آنها از جنس احساسات انساندوستانه نيست بلكه با فريبكاري مايلند از اين ابزارها بعنوان « اهرم فشار » عليه دولت تركيه استفاده كنند.
    3 ـ بنظر مي رسد كه طرح موضوع ارامنه كه حتي در صورت صحت آن مطالبي مربوط به 92 سال قبل است انگيزه هاي ديگري نيز داشته باشد. در واقع همه چيز با درنظرگرفتن قتل عامي كه امروزه در عراق و افغانستان عليه مسلمانان در جريان است و آمريكا و مزدورانش مسئول اين كشتارهاي دستجمعي هستند معني و مفهوم واقعي خود را پيدا مي كند.
    فراموش نكنيم كه اشغالگران عراق تاكنون 750 هزار نفر از مردم بيدفاع عراق را به قتل رسانده اند بيش از 2 ميليون نفر را معلول و مجروح كرده اند و بيش از 4 ميليون عراقي را از سرزمينشان آواره ساخته اند . طرح ادعاي ارامنه و بزرگنمائي حادثه اي مربوط به 92 سال قبل با اين انگيزه صورت مي گيرد كه بر روي جنايات روزمره در عراق سرپوش گذاشته شود و با انحراف افكار عمومي به سمت و سوي ديگر اشغالگران عراق ژست انساندوستانه به خود بگيرند و خواستار نقب در تاريخ براي رسيدگي به موضوعي شوند كه حدود يك قرن از وقوع آن مي گذرد و از بزرگنمائي اين موضوع براي ناديده گرفتن جنايات آمريكا و انگليس در عراق سواستفاده كنند.
    4 ـ موضوع مهم ديگر در همين زمينه اينست كه زمزمه هائي در جريانست كه با جدي تر جلوه دادن همين مسئله زمينه هائي براي برقراري نوعي غرامت بنفع ارامنه و عليه تركيه مدنظر قرار گيرد كه بموجب آن دولت تركيه ملزم و موظف شود كه مستمرا رقمي بعنوان غرامت جنگي به ارامنه بپردازد. اين موضوع دقيقا مطابق الگوئي خواهد بود كه حتي هنوز هم رژيم صهيونيستي بطور مستمر و ساليانه از دولت آلمان دريافت مي كند و غرامت جنگي به بهانه ادعاي كشتار يهوديان توسط هيتلر در جريان جنگ جهاني دوم تلقي مي شود.
    بدين ترتيب واشنگتن حتي با اين اقدام خود نيز باعث ايجاد و گسترش خشم و نفرت عليه اتباع آمريكايي مي شود و اين سئوال را در ذهن ملتهاي مسلمان ايجاد مي كند كه اگر بخاطر ادعاي قتل عام ارامنه در 92 سال قبل بايستي غرامت جنگي به آنها پرداخت شود چرا آمريكا و انگليس حاضر نيستند بخاطر جنايات عليه مردم مظلوم عراق و بخاطر كشته يا معلول شدن مردم عراق چيزي به آنها بپردازند عملكرد اشغالگران عراق در طول سالهاي اخير نشان مي دهد كه آنها حتي در يك مورد هم حاضر به پرداخت غرامت جنگي به خانواده قربانيان جنايات خود نشده اند و همواره به بهانه وقوع جنگ و حاكميت شرايط جنگي ادعا كرده اند كه ارتش آمريكا در موقعيت اضطراري از جان اتباع خود دفاع كرده و كمترين حقي براي قربانيان جناياتش در عراق و افغانستان قائل نيست .
    5 ـ اهميت موضوع جنايات اشغالگران در عراق در مقايسه با موارد مربوط به جنگ جهاني اول بسيار بيشتر است . فراموش نكنيم كه در 92 سال پيش قوانين بين المللي تا اين اندازه كامل و جامع نبود و حتي در آن زمان سازمان ملل و ساير ابزارهاي بين المللي آن شكل نگرفته بود. اين درحاليست كه آمريكا با تشكيل دادن شركتهاي پيمانكار نظامي ـ امنيتي و محول كردن مسئوليت هاي نظامي ـ امنيتي سرگرم آنست كه به تدريج تمامي مسئوليت هاي بين المللي و منطقه اي خود را به شركتهاي پيمانكار از هر مليتي به « پيمان » بدهد و مسئوليت هايش را به ديگران واگذار كند تا بلكه از تعهدات بين المللي خود نيز طفره برود.
    در چنين شرايطي ژنرالهاي ارشد و مقامات پنتاگون اعتراف كرده اند كه دستكم 180 شركت پيمانكار نظامي ـ امنيتي وجود دارند كه در عراق سرگرم فعاليت هستند و تحت همين عناوين به انجام عمليات تروريستي مشغولند و نه تنها خودشان جنايت مي كنند كه حتي جنايتكاران را هم سازماندهي تجهيز و هدايت مي كنند. مطابق اعتراف ژنرالهاي ارشد آمريكائي نه تنها آمريكا مسئول هيچ اقدام اين شركتها نيست بلكه شركتها نيز در قبال جنايات خود به هيچ كس پاسخگو نيستند و خودسرانه سرگرم انجام عملياتي هستند كه هيچ نظارت و كنترلي بر آنها صورت نمي گيرد. ماجراي جنايات « بلك واتر » در هفته هاي اخير جنجالي ترين نمونه از اين دست محسوب مي شود لكن مسئله اينست كه حتي نخست وزير عراق هم نتوانست مانع فعاليت « بلك واتر » در عراق شود و يا عاملين جنايات اخير و مسئولين آمريكائي قتل عام دهها نفر در عراق را دستگير محاكمه و مجازات كند.
    با درك ابعاد فجايع روزها و هفته هاي اخير در عراق كه آمريكا مسئول مستقيم آنست واشنگتن چرا براي جانبداري از ارامنه در جريان جنگهاي 92 سال قبل سينه چاك مي كند اين نكته از آن جهت اهميت دارد كه حتي اعضاي مجلس نمايندگان آمريكا هم نتوانسته اند به تمامي اطلاعات و اسناد مورد نياز براي رسيدگي به پرونده جنايات « بلك واتر » در عراق دست پيدا كنند. « لس آنجلس تايمز » در اين زمينه تصريح مي كند كه مقامات ارشد وزارت خارجه و پنتاگون مانع رسيدگي دقيق به جزئيات فجايع عراق هستند. وزارت خارجه آمريكا طي نامه اي به رئيس شركت باصطلاح امنيتي « بلك واتر » از وي خواسته است كه از فاش كردن جزئيات فعاليت هايش در عراق خودداري كند. علت اين درخواست و انگيزه هاي حاكم بر اين دستورات كاملا آشكار است .
    بوش و دستيارانش از آن بيم دارند كه با افشاي نقش و عملكرد « بلك واتر » سرنخ هاي تازه اي از عمليات تروريستي اشغالگران در عراق پيدا شود و بهتر مشخص گردد كه شركتهاي باصطلاح امنيتي نه تنها به امنيت عراق كمك نكرده اند بلكه عوامل اصلي ناامني عراق هستند و اصولا انجام عمليات تروريستي و سازماندهي و تجهيز و هدايت تروريستها جزو « شرح وظايف » آنها بوده و در واقع فلسفه وجودي آنها را تشكيل داده و مي دهد.
    اكنون بهتر مي توان دريافت كه چرا بوش و دستيارانش براي تداوم حضور نظامي آمريكا در عراق تا اين اندازه اصرار دارند آنها در حقيقت خواستار طولاني شدن جنگ در عراق هستند تا در پرتو آن بتوانند صدها شركت نظامي ـ امنيتي را كه بطور مستقيم و غيرمستقيم توسط خودشان اداره و سازماندهي شده و مي شود سود كلاني را به جيب بزنند. به عبارت بهتر حتي ناامن جلوه دادن عراق نيز يك هدف ارزشمند براي بوش و دستيارانش محسوب مي شود كه بتوانند بودجه هاي باز هم بيشتري را براي جنگ در عراق عليه تروريستها! جذب كنند. حال آنكه تروريستهاي اصلي همانهائي هستند كه از بودجه هاي پنتاگون و ارتش آمريكا تغذيه مي شوند و ماموريتشان ناامن ساختن عراق است .
    طرح موضوع قتل عام ارامنه با اين انگيزه صورت مي گيرد كه نظرها و افكار عمومي را به مسيرهاي انحرافي بكشاند و آمريكا را يكبار ديگر حامي مظلومان و پرچمدار احقاق حقوق قربانيان جنگها معرفي كند و چنين وانمود سازد كه آمريكا به قدري به حقوق انسانها وفادار است كه حتي از حقوق قربانيان جنگهاي قرن گذشته هم نمي گذرد و احياي حقوق آنها را وظيفه اي انساني مي داند و براي تحقق اش تلاش مي كند!
    6 ـ در اينجا نكته هاي ظريفي وجود دارد كه بايستي با دقت و حساسيت به آنها توجه نمود . حق اينست كه حتي خون يك نفر از هر نژاد و قوم و مذهب و ملتي نبايستي ريخته شود و خون انسانها بهر حال محترم است ولي برخورد گزينشي با حوادث وتلاش عمدي براي سرپوش گذاشتن بر جنايات روزمره كنوني تحت هر عنواني ولو رسيدگي به قتل عام ارامنه يا يهوديان پيشاپيش محكوم است و بايستي پيروان تمام مذاهب الهي با هشياري به اهداف و انگيزه هاي ناپاكي پي ببرند كه در پشت اين حوادث وجود دارد و كساني در صدد سواستفاده هاي سياسي ـ تبليغاتي از اين موضوعات هستند.
    جاي تعجب است دقيقا در شرايطي كه زورگويان جهان در صدد مقابله بامذاهب و محو آثار و تبعات گرايش نيرومندملتها به مذهب هستند سعي دارند با نبش قبر در تاريخ به بهانه خون خواهي قربانيان حوادث گذشته زمينه هائي براي فتنه هاي مذهبي فراهم سازند و پيروان مذاهب مختلف را رو در روي يكديگر قرار دهند. تلاش براي احياي ادعاي نسل كشي ارامنه در يك قرن پيش نيز دقيقا با همين انگيزه صورت مي گيرد كه فرصتي براي روياروئي پيروان مذاهب عليه يكديگر به وجود بيايد و به زورگويان اجازه دهد كه باانحراف افكار عمومي زمينه اي براي تامين اهداف ضدانساني خود در دنياي معاصر پيدا كنند و حال آنكه محرز است آنها هيچگاه عاشق ارامنه يهوديان و مسلمانان نبوده نيستند و نخواهند بود.
    مقامات واشنگتن و دستهاي پشت پرده عليرغم بهره مندي از مناسبات گسترده با تركيه سعي دارند اسلام گرايان تركيه را به كمك فضاي مسموم تبليغاتي پيرامون ادعاي كشتار ارامنه در قرن گذشته تحت فشار قرار دهند
    با در نظر گرفتن ماهيت ضد انساني مقامات واشنگتن آنها كمترين اشتياقي به مسائل انساني ندارند بلكه مايلند از اين فرصتها بعنوان اهرم فشار عليه مسلمانان بهره گيري كنند
    در طول اشغال عراق تاكنون 750 هزار نفر به قتل رسيده اند 2 ميليون نفر معلول و مجروح شده اند و 4 ميليون نفر آواره و بي خانمان شده اند. امريكا با چنين پرونده اي چگونه مي تواند پرچمدار دفاع از قربانيان جنگها باشد
    طرح ادعاي كشتار ارامنه و بزرگنمائي حادثه اي مربوط به 92 سال قبل با اين انگيزه صورت مي گيرد كه بر روي جنايات امروز امريكا در عراق سرپوش گذاشته شود و اشغالگران با انحراف افكار عمومي ژست انساندوستانه به خود بگيرند
    آمريكا حاضر نيست بخاطر قتل عام 750 هزار تن در عراق چيزي بپردازد ولي در صدد برقراري غرامت جنگي براي حادثه اي مربوط به قرن گذشته است !
    ژنرالهاي ارشد امريكا اعتراف دارند كه 180 شركت آمريكائي اروپائي سرگرم فعاليتهاي تروريستي در عراقند. آنها در واقع نه تنها به امنيت عراق كمكي نكرده اند بلكه عوامل اصلي ناامني هستند و هدايت سازماندهي و تجهيز تروريستها جزو « شرح وظايف » آنهاست
    آمريكا با طرح ادعاي قتل عام ارامنه مي خواهد خود را پرچمدار احقاق حقوق قربانيان جنگها معرفي كند كه حتي از حقوق قربانيان جنگهاي قرن گذشته هم نمي گذرد!