روزنامه جمهوري اسلامي 29/07/1386 صفحه جبهه و جنگ

  • گاز مرگ آور
  • و باز هم عطر ياد شهيد
  • *****
    گاز مرگ آور




  • مروري بر حملات مكرر شيميايي عراق عليه ايران در دوران دفاع مقدس
    بخش دوم و پاياني
    علي بهشتي پور
    اشاره : بخش نخست مقاله « گاز مرگ آور » كه مروري بود بر حملات مكرر رژيم بعث عراق عليه ايران در دوران دفاع مقدس را روز سه شنبه 24 مهر 86 در همين صفحه جبهه و جنگ مطالعه فرموديد آنچه پيش روي شماست بخش دوم و پاياني اين مقاله است كه از نظر شما مي گذرد.
    عراق علاوه بر جبهه ها دامنه بمباران و گلوله باران شيميايي را به روستاها و شهرها نيز كشاند. هدف آن كشور از اين عمل اين بود كه هزينه هر پيروزي نظامي را به حدي افزايش دهد تا ايران را به پذيرش قطعنامه وادار و از تنبيه متجاوز منصرف نمايد.
    سال 1362 عراق بيش از سي منطقه از مناطق جبهه ها شهرها و روستاها را با هواپيما توپخانه و خمپاره حمله شيميايي كرد.
    سال 1363 در منطقه عمومي فاو عمليات والفجر هشت آغاز شد . عراق كه توان مقابله با هجوم رزمندگان اسلام را نداشت به سلاح هاي شيميايي متوسل شد.
    ايران در اين حمله به شهر فاو وارد شد. تمام پاتك هاي دشمن را در هم شكست . گارد رياست جمهوري آن كشور را به محاصره درآورد . عراق از 20 بهمن تا 11 بهمن اسفند ماه همان سال شديدترين حملات شيميايي را كه در طول جنگ سابقه نداشت انجام داد.
    رژيم بعثي طي پانزده روز بيش از هفت هزار گلوله توپ و خمپاره كه حاوي مواد شيميايي بودند عليه نيروهاي ايراني به كار گرفت و هزار بمب شيميائي بر آسمان فاو رها كرد.
    شديدترين حمله شيميايي در جاده فاو ـ بصره انجام شد. غلظت آلودگي شيميايي در منطقه فاو به اندازه اي بود كه تمام جانوران پرندگان و آبزيان نابود شدند. درختان خرما و نيزارها پژمرده و خشك شدند.
    در اين منطقه عوامل شيميايي جديدي نيز همچون گازهاي خفه كننده و سيانور بكار رفت .
    در سال 1364 تعداد مصدومان گازهاي شيميايي بي سابقه بود . در اين سال به رغم اين كه تعداد حملات شيميائي نسبت به سال قبل افزايش چنداني نداشت اما آمار مصدومان و شهيدان آن بيشتر بود . طي « 37 » نوبت حملات شيميايي « 10273 » نفر مصدوم و « 36 » نفر شهيد به جاي گذاشت .
    در اين سال ايران جمعي از مصدومين را به كشورهاي اتريش آلمان غربي سوئيس بلژيك و انگلستان اعزام كرد. در پي آن افكار عمومي جهان به جنايت عراق آگاه شدند و آن كشور را محكوم كردند. اما اين محكوميت عراق را از ادامه حملات شيميايي بازنداشت .
    در سال 1365 حملات شيميايي عراق به دو علت افزايش يافت :
    1 ـ تعداد حملات نيروهاي ايران به داخل خاك عراق بيشتر بود .
    2 ـ استراتژي دفاع متحرك عراق شروع شده بود .


    عراق از آغاز سال 1365 با توسل به استراتژي دفاع متحرك از لاك دفاعي خارج شد و بخش هايي از مواضع ايران را تصرف كرد كه مهم ترين آن شهر مهران بود.
    در شهريور 1365 كه عمليات كربلاي دو در محور عمومي حاج عمران انجام گشت عراق به سلاح شيميايي متوسل شد. در اين ماه منطقه « شيخ صالح » در غرب كشور هدف گلوله هاي حاوي گاز خردل و اعصاب قرار گرفت .
    عمليات كربلاي چهار در محور جزيره « مينو » عمليات كربلاي پنج در « شلمچه » و عمليات كربلاي شش در محور « سومار » انجام شد. در اين عمليات ها عراق از گازهاي خردل خون اعصاب و خفه كننده استفاده كرد.
    ابتداي سال 1366 ايران عمليات كربلاي هشت را در منطقه شلمچه و كربلاي ده را در « ماووت » انجام داد . عراق در اين دو عمليات عوامل شيميايي تاولزا خردل و خون بكار برد. عمليات « نصر » كه در استان سليمانيه انجام شد عراق چهار نقطه سردشت را با استفاده از گاز خردل بمباران شيميايي كرد.
    اسفند سال 1366 فاجعه بزرگ بشري اتفاق افتاد كه جهانيان را بيش از پيش تحت تاثير قرار داد و قلوب رزمندگان اسلام را داغدار نمود آن بمباران شيميايي حلبچه بود كه عراق در عمليات والفجر ده انجام داد.
    در اين عمليات هواپيماهاي عراقي بمب هاي كه حاوي گازهاي خردل اعصاب و سيانور بود بر سر مردم بي دفاع شهر حلبچه و روستاهاي اطراف آن ريختند كه بر اثر آن پنج هزار نفر شهيد و چهار هزار نفر مصدوم شدند. روزنامه « گاردين » حمله شيميايي به حلبچه را بزرگ ترين جنايت جنگي عراق دانست .
    دوره سوم جنگ شيميايي عراق عليه ايران از ابتداي سال 1366 شروع شد . با اين كه ايران قطعنامه « 598 » را پذيرفت اما حملات شيميايي عراق تا تابستان سال 1367 ادامه داشت .
    دوره سوم حملات شيميايي عراق زماني آغاز گشت كه آن كشور با رفع ضعف هاي تاكتيكي خود در شيوه استفاده از گازهاي شيميائي و دست يابي به عوامل شيميايي مضاعف يا تركيبي از آنها براي بازپس گيري مناطق تحت تصرف نيروهاي ايران بهره گرفت .
    در اين سال براي تصرف فاو عراق از گاز خردل اعصاب و سيانور استفاده كرد. دشمن كه از سلاح هاي شيميايي به منزله آتش پشتيباني نيروهاي عمل كننده بهره مي برد در نهايت « فاو » را از دست نيروهاي ايراني بازپس گرفت .
    دومين حمله عراق در شلمچه اتفاق افتاد كه بخشي از اين منطقه به تصرف مجدد آن كشور درآمد. بعد از آن عراق دو حمله همزمان به مهران و جزاير مجنون را بازپس گرفت .
    استفاده عراق از جنگ افزارهاي شيميايي در طول هشت سال جنگ عليه ايران و سكوت مجامع بين المللي در قبال آن درس اساسي براي ملت داشت كه بخشي از آن اشاره مي شود :
    1 ـ هر چند تحولات گسترده اي در قوانين و مقررات بين المللي درباره منع به كارگيري سلاح هاي كشتار جمعي در جهان رخ داده است اما اين قوانين و مقررات فاقد ضمانت اجرايي هستند. بنابراين اتكاي صرف به افكار عمومي نمي تواند مانع از استفاده از اين گونه سلاح ها در جنگ شود.
    2 ـ در طول جنگ عراق عليه ايران بسياري از كشورهاي غربي بخصوص آمريكا انگلستان فرانسه ايتاليا آلمان فدرال و شوروي سابق كه از طراحان پروتكل « 1925 » ژنو هستند آن كشور را براي توليد گازهاي شيميايي تجهيز كردند . هدف از همكاري آنها عليه ايران جلوگيري از پيروزي ايران و كسب سود بوده است .
    3 ـ جنگ عراق عليه ايران و حمايت كشورهاي غربي از آن كشور هشدار براي ايران است كه در دنيا سخن حق چندان خريدار ندارد. قدرت اقتصادي و نظامي در دست معدود كشورهايي است كه استراتژي ايران در دنيا با منافع آنها تضاد دارد.
    پس بايد به هوش باشيم و سعي كنيم در هر زمينه روي پاي خود بايستيم . در غير اين صورت فكر سخن و عمل ملت و مسئولين كشور ما فداي نيازي خواهد شد كه به دنيا داريم .
    ارسالي از : روابط عمومي تيپ دوم لشكر 17 پياده علي بن ابي طالب (ع )
    در سال 1363 در منطقه عمومي فاو; عمليات والفجر 8 آغاز شد . عراق كه توان مقابله با هجوم رزمندگان اسلام را نداشت به سلاح هاي شيميايي متوسل شد
    رژيم بعثي عراق طي پانزده روز بيش از هفت هزار گلوله توپ و خمپاره كه حاوي مواد شيميايي بودند عليه نيروهاي ايراني به كار گرفت و هزار بمب شيميايي در آسمان فاو رها كرد

  • *****
    و باز هم عطر ياد شهيد




  • به انگيزه يادواره سرداران و 800 شهيد شهرستان بهشهر
    باز دلها در سوگي سنگين مرثيه سرايي مي كند و يك جهان ايثار و گذشت شقايق هاي پرپر ديارمان در كوچه پس كوچه هاي شهرستان نمايان مي شود. باز دلهاي زخم خورده در روزگار بي كسي و بي دردي و داغ ياران ديروز خود را با حسرت و آه ماندن مذمت مي كند و تازه تر از هر زمان جان فشاني ياران خميني (ره ) در يادها موج مي زند و تماميت وجودمان را به سرزمين داغ ديده جبهه ها مي كشاند كه چطور ابوعمارها ـ موسي زارع و كشاورزيان ها با يك يا حسين (ع ) لانه هاي دشمن را يكي پس از ديگري فتح مي كردند و كينه 1400 ساله خود را به سر يزيديان ابوسفيان ها و معاويه هاي زمانه مي كوبيدند الحق آن ايام عاشوراي انقلاب بود كه جوانان متعهد شهرستان بهشهر عشق و ارادت خود را به امام و شهيدان ابراز كردند و اهدا 800 شهيد تعداد زيادي جانباز و اعزام چشمگير آنان به جبهه هاي جنگ برگ زرين پرافتخاري را در تاريخ دفاع مقدس به ثبت رساندند و از اين آزمون بزرگ الهي سربلند و سرافراز بيرون آمدند و اكنون بعد از سالها پايان جنگ هنوز ياد و خاطرات اين خوبان كه تمام عشق سوزان خود را وقف انقلاب كردند و با خون دل نوشتند هرگز نمي گذاريم داستان غم انگيز كربلا بر سرمان تكرار شود. آخرالامر يكي پس از ديگري مزد آن همه شجاعت و اخلاص را از خدا با شهادت گرفتند يادشان به خير روحشان جاودانه و راهشان مستدام باد.
    شهيداني كه در آتش دشمن زلالي صداقتشان با خدا شكفته شد حتي نگذاشتند نمازشان قضا شود. ياد آن روزها و همنشيني با بهترين بندگان خدا در سايه فرشته ها بخير ايامي كه بچه ها براي رسيدن به پل شهادت چقدر به خدا التماس مي كردند يكي مي گفت خدايا اين بار مرا با شهادت به خانه برگردان . آن يكي مي گفت به فرزندانم بگوئيد. مبادا با شهادتم اسلحه ام برزمين بيفتد. ديگري مي گفت دوست دارم مفقود شوم مبادا در دنيا جايي را اشغال كنم عجب دوران شيرين و تلخ و عجب سالهاي شگفتي بود ياد خط شكستنهاي شبهاي عمليات ميدان مين تخريبچي هاي قهرمان شكارچيان صبح پاتك اعزامهاي صدهزار نفري ـ تشييع جنازه ها مشت هاي گره كرده نبردهاي تن و تانك ساعتها در نهايت تشنگي و گرسنگي در محاصره و دست و پنجه نرم كردن بخير دوراني كه شايد ديگر تكرار نشود.
    همسنگران شهيدان ! اي جا مانده ها حسرت خورده قافله شهادت كه درد عشق را در ميدان عشق با جان و دل كشيدند; شما كه در گرماي سوزان هفت تپه نماز جماعت را هيچگاه از دست نمي داديد يادمان هست از ذوق شركت در عمليات چه حالي داشتيم . اصلا بدون حضور در عمليات چقدر جبهه برايمان كسل كننده و بي حال بود آخر در اين عملياتها فرصتهاي فراواني براي شهادت وجود داشت . يادمان هست زندگي با صفاي جبهه و شبهاي قدر عمليات چه خاطرات خونيني را در دل داغ ديده ما به جا گذاشت . با صداي يك انفجار روي برمي گرداندي همسنگرت را در خون شناور مي ديدي كاري از دستمان ساخته نبود. فقط با چشمان خونين نظاره گر پروازشان بوديم هر سوت خمپاره اي را كه مي شنيدي معلوم نبود قلب چند تن از بچه هاي را مي درد و كدام خواهر بي برادر و كدامين فرزند سيه پوش و كدام مادر جگرگوشه اش را از دست مي دهد.
    برادر بسيجي ام همسنگر ايام غيرتمند در سرزمين شلمچه قلاويزان كردستان مجنون هور و هويزه سلام . خدا قوت برادر ـ خسته نباشي . هرجا كه هستي مي دانم داغ لاله ها شميم بوي خوش پيكرهاي مطهر شهدا تابوتها پلاك هاي بي بدن بدنهاي له شده زير چرخ تانكها به خون تپيدن ياران خميني (ره ) در سر راه شلمچه لحظات ناب ورود به باغ شهادت و با كاروان كربلا محشورشدن در ذهنت متبلور است و اين كم دردي نيست طوفان اين غربت را هيچ آرامش نيست . يادت هست صداي غرش توپها و حركت هراسناك تانكها چه سخت سرزمين شلمچه را به لرزه درمي آورد و دشمن غدار بي رحمانه بچه ها را به رگبار مي بست و مثل برگ خزان به زمين مي ريخت . به ياد داري يزيدان زمان چطور وحشيانه با چرخهاي تانك از روي بدنهاي نيمه جان بچه ها عبور كردند و تو مي ديدي و اشك مي ريختي طاقت ماندن نداشتي دنبال راهي براي پرواز بودي .
    دريغ و درد بر ما كه آن لحظات ناب آسماني را به چشم ديديم و نعمت عظيم شهادت را به غفلت از دست داديم برادرم يادش بخير. سبقت گرفتن بچه ها براي شهادت شبي كه علي عرب وقتي در ميدان مين كوله آرپي جي اش آتش گرفت . براي اينكه عمليات لو نرود زنده زنده در آتش سوخت و زير لب فقط يا زهرا(س ) مي گفت .
    نوشتن وصيت نامه در شب حمله توسط حميد براي مادرش كه مادر جان امشب به خط مي زنيم و تو ديگر نمي تواني مرا ببيني و ببوسي و برايم درد دل كني و فرداي عمليات فرشته ها او را بوسيدند. آيا يادت هست . علي عاصمي غصه مي خورد و مي گفت خدايا چرا من صد پاره نمي شوم و آخر هم شد. رضا مولايي مي گفت : در مهران وقتيكه فهميديم رمز عمليات يا ابوالفضل (ع ) است . بچه هاي گردان شهادت قمقمه هاي خود را خالي كردند. اينها دردي است كه بر دلمان مانده است و در فضاي شهر و كنج خانه خود را مزمت مي كنيم . برادر و خواهرم حال چه كنيم تا دست كم در قيامت از شفاعت شهيدان بي نصيب نباشيم . خاكريزهاي جهاد با نفس را جدي بگيريم . دشمني نفس اماره را فراموش نكنيم پيوند معنوي مان از خدا قطع نشود. آبادي دنيا باعث خرابي آخرت نشود رسيدگي به وضع زندگي ما را از هدف زندگي دور نكند مزار شهدا بي زائر و راهشان بي رهرو نماند. خانه سازي ما را از خودسازي غافل نكند. نگذاريم ياد پاك شهيدان از ذهن و فضاي شهرمان بر چيده شود كه اينها آبروي شهرمان هستند.


    بي تفاوت ماندن بر سر آرمان شهدا جز شرمساري و روسياهي چيز ديگري ندارد . ببينيم بعد 19 سال از پايان جنگ در امتداد اهداف شهدا چه كرديم
    باور كنيد امروز روشني چشمانمان مديون خاموشي هزاران لاله و تپش قلبهايمان مديون خونهايي است كه مظلومانه در دشتهاي سوزان جنوب و سرماي طاقت فرساي غرب به زمين ريخت .
    دوست عزيزم نگذاريم خانواده هاي شهدا احساس غربت كنند.
    نگهباني ارزشها را سهل نگيريم . پيراهن خالي بسيجيان را قدر بدانيم .
    فضيلتهاي ساحل اروند را با ساحل درياي شهرمان معامله نكنيم نگذاريم فرنگ رفته ها درد نكشيده ها جبهه نديده ها و عافيت طلبها از فرصتها بر ما بتازند.
    اگر همتي داشته باشيم كه داريم و اگر به ياد اهداف و آرمان ها و شعارها باشيم كه هستيم در دوران نبود جنگ از هجوم دشمني به نام غفلت و فراموشي و بي تعهدي جلوگيري خواهيم كرد.
    كلام آخر اينكه برادر رزمنده ام گرچه آتش جنگ خاموش شد و من و تو به خانه برگشتيم اما آتش توپخانه اين دشمن دروني با هيچ قرارداد و قطعنامه اي خاموش نمي شود.
    آماده باش صددرصد خود را در اين جبهه حفظ كنيم .
    رمضانعلي فرجي ـ دبير آموزش و پرورش شهرستان بهشهر