
داوود كرماني
در اوايل ژوئن 2004 يك نامه سري بين رئيس بازنشسته سلول ضدتروريستي سابق سيا در استانبول و معاون اطلاعاتي اش با اين مبنا رد و
بدل مي شود كه منابع موثق ترك اشاره كرده اند كه گسترش حضور اسرائيلي ها در كردستان بيش از هر چيز ديگر متوجه تركها است
زيرا آنها
تشكيل يك دولت مستقل كرد را تشويق مي كنند.
مشكل جمهوري اسلامي ايران سلطه امنيتي قدرت هاي فرامنطقه اي بر عراق و تحميل خواسته هاي خود بر اين كشور است كه اين
خواسته ها مي تواند اوضاع امنيتي ايران را تحت تاثير خود قرار دهد و فدراليزم عراق را در جهت دلخواه هدايت كند.
مقدمه
فدراليزم پديده اي است كه در گذر زمان به عنوان عامل وحدت بخش قوميت ها
در كشورهاي متعددي از جهان امروز به كار گرفته شده است
تا مردم چنين سرزمين هايي بتوانند با آرامش نسبي در محيط مربوط به خود اسكان يافته و زندگي كنند. تعاريف موجود در خصوص فدراليسم
بيشتر مبتني بر اشكال خاصي از حكومت هاي امروزي
همچون آمريكا
كانادا
سوئيس
اتحاديه اروپا
هند و.. . مي باشد. اما شكل فدراليزم
موجود در عراق از نوع خاص و هدايت شده است كه احتمالا در صورت تحقق عملي
پيامدهاي قابل توجهي بر كشورهاي همسايه عراق از
جمله و به طور مشخص ايران داشته باشد. از آنجايي كه فدراليزم عراق متغير مستقل و امنيت جمهوري اسلامي ايران متغير وابسته آن به شمار
مي آيد. نگارنده مقاله بر آن شده است تا ضمن تعريفي روشن از فدراليزم عراق پيامدهاي آن بر امنيت جمهوري اسلامي ايران را مورد بررسي
قرار دهد.
نگاهي كوتاه تاريخي به تحولات عراق
عراق امروزي كشوري است كه بعد از تجزيه امپراطوري عثماني و اشغال آن توسط انگليس ها در (سال 1921 ميلادي ) استقلال خود را در
سال 1932 به دست آورد . در عصر امپراطوري عثماني عراق به صورت فدراليزم اداره شد و سه ولايت موصل
بغداد و بصره هر كدام به صورت
مستقل عمل مي كردند و با امپراطوري ارتباط مي گرفتند . (فصلنامه نهضت
ص 8 ـ1380 ) .
بعد از جنگهاي جهاني اول انگليسي ها ضمن اشغال عراق فضاي آن كشور را امنيتي نموده و با وعده هاي استقلال به عرب ها و كردها عملا
عراق را با كمي شدت و ضعف وارد جنگ هاي محلي كردند كه اين نبردها تا امروز كه عراق توسط آمريكايي ها اشغال گرديده
ادامه داشته است .
از آنجايي كه دولتهاي مركزي اعم از پادشاهي و نظامي همگي عرب سني بوده اند و باز هم اين سنگ بنا توسط انگليسي ها از وقتي كه فيصل را از
سوريه به عراق منتقل كردند (1921 ميلادي ) گذاشته شد
لذا طوايف و اقوام عراقي در مسير اعمال حاكميت دولتهاي مركزي از حقوق يكساني
برخوردار نبوده اند و اهل سنت به دليل پيوستگي با كشورهاي عرب اهل سنت همسايه عراق
خود را وارث ابدي تاج و تخت عراق
مي پنداشتند. بنابراين
اكراد با بيش از نيم قرن مبارزه با هدف خودمختاري
براي خود تاريخچه مبارزاتي ايجاد كردند و شيعيان به مبارزه اي
پيوسته براي احقاق حقوق اين طايفه از دولت مركزي عراق پرداختند. با وجود اين بعد از سرنگوني رژيم بعث عراق گروههاي معارض اعم از كرد
و شيعه همگي وارد صحنه سياسي عراق شدند تا هر كدام سهمي از قدرت آينده كشور را در اختيار داشته باشند. حاكمان آمريكايي هم
كه از قبل
از جنگ برضد عراق
با معارضه اين كشور در حد وسيعي ارتباط گرفته بودند از همان ابتدا به ويژه بعد از « ژنرال گارنر » يعني در زمان « پل برمر »
جدول زمانبندي انتقال قدرت به معارضين عراقي را در دستور كار قرار دادند
با اين تفاوت كه هدف آنها روي كار آوردن دولتي طرفدار آمريكا در
عراق بود. لذا بعد از سه سال بستر فراهم شد كه دولت وحدت ملي عراق شكل بگيرد
اما ماهيت آن با ميل نومحافظه كاران آمريكايي انطباق پيدا
ننمود. از اين رو دولت در سايه به تدريج جاي خود را به نظامي فدراليزم گونه داد كه آن نظام علاوه بر موانع و محدوديت هاي بيروني از نظر
ماهيتي نيز با مشكلاتي مواجه گرديده است كه به صورت اجمال به آنها پرداخته مي شود.
الف : شكاف گروه هاي اجتماعي عراق
شناخت تعارضات و شكاف هاي اجتماعي در سطح عراق گام اول در جامعه شناسي سياسي اين كشور است . در عراق امروزي تنوع قومي از
بيرون شكل نگرفته بلكه اين تنوع از درون بوده و قوميت ها علاوه بر مذهب در نژاد نيز متفاوت مي باشد.
اصولا عراق را مجموعه اي از قبايل نسبتا توسعه يافته اهل سنت
كردها و شيعيان تشكيل داده اند كه اين طوايف در ابعاد اختلاف برانگيز
مذهبي
نژادي
بر سر منابع قدرت سياسي و اقتصادي با يكديگر رقابت دارند. درگذشته سني هاي عراق مركز قدرت را به خود و قبايل هم پيمان
اختصاص داده بودند و ساير گروه هاي پيراموني نقش تعيين كننده اي در حكومت نداشتند. از منظر تحولات بين المللي
پس از حمله سال
1992 نيروهاي ائتلاف برضد عراق و عواملي چون تحريم هاي اقتصادي
ايجاد مناطق امن در شمال (مدار 36 درجه ) و جنوب براي اكراد و
شيعيان
فعاليت هاي قومي در اين كشور تشديد شد تا اين كه بعد از اشغال (2003 م ) عراق توسط آمريكايي ها به تحريك عوامل خارجي
جنگ هاي داخلي در عراق نيز شكل گرفت .
با اين وجود عراق را از نظر جغرافيايي در ميان اقوام اين كشور مي توان به دو قسمت كلي تقسيم كرد. نيمه جنوبي عراق از بغداد به سمت
چپ كه اكثريت با اعراب شيعه است . نيمه شمالي عراق كه به دو قسمت مي شود عربهاي سني در بخش غربي و كردهاي عراقي در قسمت شرقي
ساكنند . (مقصودي
ص 82
1382 ) از كل جمعيت تقريبي 24 ميليون عراقي
حدود 1
71 درصد عرب و مابقي را گروه هاي غيرعرب همچون
كردها و تركمنها تشكيل مي دهند . (كارل و ديگران
تهران ص 170 ـ 1381 ) بطور كلي شكاف هاي اجتماعي در عراق به دو بخش عمده تقسيم
مي شوند.
يكي قوم محور (عرب و كرد) و ديگري مذهب محور (شيعيان
اهل سنت و مختلطي از اين دو محور مي باشد) اهل تسنن را در عراق به
معناي آنچه كه در كشورهاي عربي خاورميانه وجود دارد تنها در ميان عربهاي غيرشيعه عراق مي توان يافت زيرا مذهب كردها آميزه اي از
روشهاي اهل تسنن
شيعه و صوفيگري است . اقليت هاي ديگري همچون يزيدي ها
مسيحي ها
و يهوديان در عراق زندگي مي كنند كه تعداد
يزيدي ها از سايرين چشمگيرتر است . همانطور كه اشاره شد به دليل ماهيت حكومت هاي مركزي و تحريك عوامل خارجي اصولا دو طيف
شيعه و كرد عراق از ابتدا تا آغاز اشغال اين كشور محروم از قدرت بوده و پيوسته در حاشيه زندگي كرده اند. زندگي در حاشيه همراه با سركوب از
سوي حكومت هاي ديكتاتور نوعي از خصومت نهفته در عراق را تقويت كرده است كه اين مسئله به شكاف قوميت ها در طول قرن گذشته اين
كشور
افزوده است . براي پركردن اين شكاف از حدود سه سال پيش با تدوين قانون اساسي جديد
قوانين و نظاماتي در عراق طراحي شده است
كه عليرغم استمرار ناامني ها
مجموعه دولت اين كشور تلاش مي كنند تا قانون اساسي عراق را در قالب فدراليزم به مرحله اجرا درآورند و
گروههاي عراقي را متقاعد به همگرايي و زندگي مشترك نمايند.
ب : فدراليزم عراق و قانون اساسي
قبل از اين كه قانون اساسي عراق تهيه و در فرآيند تصويب قرار گيرد
قانون در اين كشور تحت عنوان قانون بنيادين به تصويب رسيد كه در آن
مسئله آزادي بيان
قانون گذاري مذهب
حقوق همه شهروندان
ترتيبات فدرال
استقلال قضائيه و جدول زمان بندي قانون اساسي دائم عراق
توسط گروهي از نخبگان در آن طرح گرديد. بعد از آن مجمعي از خبرگان قانون اساسي توسط مردم انتخاب و آنها موظف به تهيه پيش نويس
قانون اساسي شدند تا آن را در معرض قضاوت عمومي همچنين تصويب نهايي قرار دهند . لذا مردم عراق در 30 كانون الثاني
2005 به پاي
صندوق هاي راي رفتند و با قبول قانون اساسي آن را تصويب كردند.
قانون اساسي عراق متشكل از 5 فصل و 153 اصل است . اصل اول مي گويد : حكومت عراق با حاكميت مستقل باشد ونظام حكومتي آن
جمهوري
پارلماني دمكراتيك و فدرالي است
اصل دوم دين اسلام را دين رسمي و منابع قانون گذاري مي داند.
در اصل سوم قانون اساسي
عراق كشوري است كه از حيث قوميت
دين و مذهب متعدد مي باشد و جزيي از دنياي اسلام و قوم عرب و
جزيي از دنياي عرب است . اصول قانون اساسي اگرچه از جامعيت مناسبي برخوردار است اما از آنجايي كه اين قانون در شرايط بحراني مصوب
شده است
داراي اشكالات و ابهاماتي است كه مي تواند بستر مناسب براي بروز ناامني هاي آينده و ايجاد بحران در كشورهاي همسايه عراق از
جمله ايران باشد.
زمينه هاي اختلاف در قانون اساسي عراق
1 ـ اساسنامه كردي
اصولا در نظام فدرالي تلاش مي شود تا دو گرايش متضاد با يكديگر آشتي داده شوند اول ميل به خودمختاري دوم كشش به سوي يك
فراداشت (جامعه كلي ) كه همه جماعات عضو در آن جاي بگيرند.
در قانون اساسي عراق ميل به خودمختاري در بين كردها شديد
شيعيان متوسط و عربهاي سني با آن مخالف هستند.
در بهار سال 1379 وقتي كه حزب دموكرات كردستان عراق اساسنامه جديد خود را تنظيم و تصويب نمود در اولين صفحات اساسنامه به
مسئله كردستان بزرگ اشاره نمود و دومين شخصيت اين حزب نيز در ارديبهشت سال جاري در يك نشست كارشناسي سخن از ملت كرد و
استقلال كردستان به ميان آورد.
لذا قانون اساسي عراق در اولين گام براي اجراي نظام فدراليزم
در مغاير با اساسنامه هاي كردي هست كه هر كدام مبنايي براي اداره اقاليم تحت
نظر مسئولين كردستان عراق دارند و سكوت قانون اساسي عراق در اين باره عملا نظام فدراليزم را در چالش با كشورهاي همسايه عراق قرار
خواهد داد
2 ـ وجود ابهامات در قانون اساسي عراق
در اصل 114 و 115 اشاره به تشكيل اقاليم در عراق شده است در اصل 116 بند دوم آمده است هنگام وجود اختلاف بين قانون فدرالي و
قانون اقاليم در خصوص موضوع خاص
حكومت اقليم حق تعديل قانون فدراليزم را در اقليم خود دارد . (قانون اساسي عراق 1384 ) در اين جا
دست حكومت اقليم باز گذاشته شده است و معلوم نيست تفسير كننده چنين تعارضي كدام مرجع است . لذا حكومت اقليم به فراخور شرايط
دست به اقداماتي مي زند كه حكومت فدراليزم نظارت يا تسلطي بر آن ندارد. در اوايل مهرماه سال جاري ائتلاف يكپارچه عراق لايحه تشكيل
اقاليم را براساس ماده 114 و 115 قانون اساسي جديد تقديم پارلمان اين كشور كرد . طبق اين طرح مناطق جنوب از شهر كوت در وسط عراق تا
بصره و مرزهاي كويت به لحاظ جمعيت شيعه و جز اقليم شيعه به شمار مي آيد. مناطق شمال عراق جز اقاليم كرد و متعلق به آنها است . برخي
از مناطق مياني همه متعلق به اهل سنت و ديگر اقليت ها خواهد بود.
ماده 129 قانون اساسي عراق هم مي گويد حكومت اقليم اختيار دارد هر نوع سازمان اداري و غيره از جمله نيروهاي امنيتي و پليس گارد
اقليمي حسب نياز خود را تشكيل و سازماندهي نمايد. اين اصل به كردها فرصت داده است تا نيروهاي پيشمرگ خود را حفظ و تقويت كنند و به
كمك عوامل خارجي به آنها آموزشهاي پيشرفته نيز بدهند. شيعيان هم به دليل شرايط حاكم بر منطقه مشابه كردها بخش هايي از نيروهاي شبه
نظامي خود را حفظ كرده اند و از آنها براي امنيت شهرهاي مذهبي كمك مي گيرند و اين در حالي است كه هنوز جامعه عرب اهل سنت عراق به
آمادگي لازم براي همكاري با قانون اساسي دست نيافته است و با شركت در عملياتهاي تروريستي عملا مانعي بر سر راه اجراي آن نيز شده است .
با اين وجود شكاف عميق اجتماعي
تفاوت هاي فرهنگي
بافت قبيله اي دخالتهاي بي حد و حصر قدرت هاي منطقه اي و فرامنطقه اي در امور
عراق
همراه با ابهامات موجود در اصول قانون اساسي و فقدان باور عميق به فراداشت
در حكومت فدراليزم
فضايي در عراق ايجاد كرده است
كه در صورت عملياتي شدن فدراليزم اين نوع حكومت با گونه عراقي
مي تواند فضاي امنيت جمهوري اسلامي ايران را تحت تاثير قرار دهد.
با توجه به ژئوپلتيك
ژئوكالچرال و غناي سرزميني ايران
اين كشور در طول تاريخ چند هزار ساله خود
هم محور توجه قدرت ها و
امپراطوري هاي جهان بوده و هم جهان را مورد توجه
نظامي
سياسي
فرهنگي و اقتصادي خود قرار داده است . بنابراين مي توان گفت هنوز هم
ژئوپليتيك
فرهنگ غني منبعث از دين
مذهب و مليت اين كشور علاوه بر اين كه محيط خارج از مرزهاي كنوني را تحت تاثير قرار مي دهد از
دنياي خارج و محيط منطقه اي تاثير نيز مي گيرد. لذا پديده فدراليزم در عراق اگر همراه با نيات دشمنان ايران زمين
از مسير اصلي
به سوي
هدف هاي از پيش تعيين شده منحرف و فضاي ايران زمين را از نظر محيطي
انساني و ايدئولوژيك تحت تاثير قرار دهد به طور طبيعي چنين
حركتي متعارض با اصول
قواعد و مقررات حاكم بر كشور قرار مي گيرد و به عنوان تهديد
محور منافع ملي يعني امنيت كشور را از نقطه تعادل
خارج كرده و در مسير بحران قرار خواهد داد.
الف : الگوسازي در عراق و تاثير ايدئولوژيك آن بر امنيت جمهوري اسلامي ايران
ايدئولوژي در فرهنگ لغت به معني دانش
انديشه
علم افكار
مجموعه افكار متعلق به يك دسته
يك عصر
دوره و يا عقيده اي كه هدف و
آرماني را با بيان تحسين تعريف كنند بگونه اي كه نتوان در مقابل آن دفاع كرد . « معين
ج اول
ص 4 و3 » .
نظر به ايراني بودن همه كردها
نكته حايز اهميت در تاثيرات فدراليزم عراق بر فضاي ذهني مردم ايران در كردستان اين كشور است كه
پيوستگي نژادي
قومي
زباني و فرهنگي كردهاي عراق به ايران بسيار بيشتر از دولت هاي ديگر است
و از آنجايي كه فدراليزم واقعي در عراق
قومي ـ جغرافيايي خواهد بود پس مهمترين مشكل
الگوسازي در عراق
انتقال رواني آن به ساير اقوام موجود در ايران و تاثير ايدئولوژيك بر
ذهن آنان براي خودمختاري يا چيزي شبيه عراق خواهد بود.
در عراق اعتقاد واقعي به فدراليزم به معناي امروزي و اختيارات وسيعي كه قانون اساسي در اختيار قوميت ها در اين كشور گذاشته است از
يك سو و تمركز نيروهاي اطلاعاتي و امنيتي
(آمريكايي
انگليسي و اسرائيلي ) از دهه 1990 تا امروز
به ويژه استقرار در مناطق شمال عراق از
سوي ديگر موجب مي شود تا ايده فدراليزم
بتواند انديشه جدايي طلبانه در فضاي قوميت هاي ايران را تقويت كند. ساخت اقليم كردي در شمال
عراق و توسعه اي آن با كمك خارجي در كنار اساسنامه هاي كردي مبني بر تشكيل كردستان بزرگ به عنوان يك الگو
به تدريج مي تواند بر ذهن
ساير كردهايي كه پيوسته با عراق مرتبط هستند تاثير بگذارد. در ملاقات و گفتگوهايي كه با مسئولين كردي انجام گرفته است آنها اعتقاد چنداني
به حكومت فعلي در عراق ندارند . به عبارتي قبل از آن كه عراق در گذر دولت سازي قرار گرفته باشد در فضاي ملت سازي واقع شده است . در 17
ارديبهشت ماه جاري سوالي كه از آقاي ني چروان دومين شخصيت جريان بارزاني در يكي از مراكز علمي صورت گرفت . او گفت : « شما بايد
بپذيريد كه كردها يك ملت هستند و آنها نيز حقوقي دارند. » او همچنين « دولت فعلي را درعراق براي اعمال قدرت چندان موثر نمي دانست . » و
در عين حال « اعتقاد به خروج آمريكا از عراق نيز نداشت
» البته اين موضعگيري در اغلب ديدارهاي خصوصي از سوي مسئولين كرد شنيده شده
است با وجود اين مي توان ادعا كرد فدراليزم در عراق مي تواند به انتقال رواني بحران ناامني در داخل ايران منجر شود و سرانجام موجب
شكل گيري « ايدئولوژي شورش » در كشور گردد.
اصولا كاركرد ويژه ايدئولوژي شورش گري براي تاثيرگذاري بر ذهن مردم روي دو محور اساسي متمركز مي شود و اين دو محور خود را
متصل به توده ها مي كند.
اول اين كه وضع موجود را نكوهش مي كند و ريشه هاي نابساماني آن را به حكومت نسبت مي دهد كه در اين ميان مخالفان كرد بدون توجه
به ريشه ايرانيت همه كردها
معتقدند اين قوم بين چندين كشور تكه تكه شده است .
دوم اين كه وظيفه ايدئولوژي جايگزين بر ايدئولوژي قبلي
ترسيم وضعيتي است
كه مطلوب عنصر جنبش شورشگري است . « بشيريه
ص
7 » از اوايل دهه 1990
وقتي كه سازمان هاي خيريه كه در شمال عراق و در زمان صدام حسين به فعاليت مي پرداختند
در حاشيه جاده حاج
عمران تا شهر اربيل وقتي كه حركت مي كرديم
ساخت منازلي مجلل را مشاهده مي كرديم كه كردها تا آن روز نديده بودند لذا در آن شرايط مي شد
تصور كرد كه آنها در حال ساخت الگويي هستند تا از آن طريق بتوانند نظر اقوام ايراني و يا غيرايراني مسافر به منطقه را نسبت به آنچه در عراق
رخ مي دهد تغيير دهند و آنان را نيز متمايل به ايجاد چنين تغييراتي در كشورهاي خود بنمايند لذا اگر ما براي تهديد يك سيكل مشخصي را قايل
شويم كه اين سيكل از مراحل اجتماعي شدن تا مرحله امنيت صعود نمايد و در نهايت هدف را مواجه با بحران كند; پس مي توان سيكل تاثيرات
فدراليزم عراق را در ايران با شكل زير ترسيم نمود. البته فعاليت هاي ديگري همچون انجام ازدواج هاي رسمي
ارتباط با امامان جمعه شهرهاي
مرزي كرد
ارتباط با مخالفين كرد كه بر ضد همسايگان عراق دست به عمليات چريكي مي زنند. همگي در راستاي اهدافي صورت مي گيرد كه در
شكل زير اشاره كلي به آن انجام گرفته است .
با وجود اين
اگر فدراليزم عراق چنين سيكلي را دنبال نمايد
اين سيكل با مباني اعتقادي ما كه وحدت امت مسلمان بوده
و در قانون
اساسي جمهوري اسلامي ايران اصل (11 ) مورد تاكيد قرار گرفته است
همچنين با آيه كريمه قرآن « ان هذه امه واحده ... » در تعارض قرار مي گيرد .
لذا بايد توجه داشته باشيم كه فدراليزم به عنوان يك پديده اجتماعي كه سابقه ذهني هم در جامعه ايران دارد به واسطه اي تحولات عراق وارد
كشور مي شود و دشمنان و رقباي ايران اعم از منطقه اي و فرامنطقه اي در شرق
شمال
غرب و جنوب تلاش خواهندكرد تا اين پديده را تبديل به
يك موضوع اجتماعي كرده و با اقدامات و تحريكات بعدي كه بر ذهن مردم نسبت به ارزشهاي اسلامي ملي گذارند آن را سياسي و نهايتا امنيتي
كنند.
بنابراين اگر ايدئولوژي را به عنوان يكي از پايه هاي ژئوپليتيك در اضلاع يك مثلث به شمار آوريم
پس مي توان گفت نظر به اختياراتي كه
قانون اساسي عراق براي حكومت هاي خودمختار مورد توجه قرار مي دهد و ارتباطي كه اين گروهها با دشمنان ايران برقرار مي كنند آنها مي توانند
امنيت قومي جمهوري اسلامي ايران را تحت تاثير قرار دهند و انديشه هاي عميق جامعه توسط عوامل خارجي دستخوش تغيير و تحول براي
تغييرات دلخواه شده
و بر ژئوپلتيك ايران تاثير بگذارند.
انديشه فدراليزم كردي بر امنيت جمهوري اسلامي ايران
همانطور كه گفته شد تاثيرات ايدئولوژيك امري فراگير است كه مي تواند فضاي كلي ايران را نيز تحت تاثير قرار دهد. اما اين فضا اصولا از
طريق مكان و ابزارهاي ملموس در آن متغير مي شود كه قوميت كرد عراق و فدراليزم اين كشور و تاثيرات آن بر كردستان ايران يكي از مولفه هاي
موثر و مورد توجه است . كردها يكي از شاخه هاي نژاد آريايي هستند كه تاريخ زندگي آنها به 3000 سال قبل از ميلاد مسيح (در رشته كوههاي
زاگرس و آرارات ) برمي گردد. آنها همواره در جبهه مقدم ايران همچون سپري پولادين
هر تجاوزي را كه از آن سوي باختر بر ايران مي شد دفع
مي كردند. اين وضعيت از ابتداي حيات سياسي ايران تا نبرد چالدران در عصر صفويه و عثماني ادامه داشته است . « نيكتين واسيلي
ص 3 »
نفوذ بيگانگان به تدريج شرايط را در منطقه تغيير داد و كردها كه خود را بخشي از مردم ايران مي دانستند
در سرزمين هاي سوريه
تركيه و
عراق پراكنده شدند و در بستر تاريخ خود را قومي به حساب آوردند كه در كشورهاي منطقه حقوق آنها تضييع شده است . لذا در اين فرآيند مسئله
كردستان بعد از جنگ جهاني اول و به دنبال اشغال عراق توسط انگليسي ها آغاز شد اما مسئله كردستان ايران بعد از جنگ جهاني دوم مطرح
گرديد. يعني وقتي كه روسها شمال ايران را به اشغال خود درآوردند و به تحريك آنها قاضي محمد « حزب دمكرات كردستان » را در اوايل دهه
1320 تاسيس كرد و در 25 آذر 1324 جمهوري مهاباد را تشكيل داد . (اينگلتون
جمهوري مهاباد
ص 113 ) .
با اين وجود از وقتي كه قاضي محمد به عنوان عامل بيگانه با اعلام حكومت جمهوري
گفت : كردها مردمي تنها هستند كه سرزمين هايشان
غضب و تقسيم شده است و به دنبال آن ديگر قدرت هاي جهاني اين احساس را تقويت كردند كه كردها قوم جدا افتاده اي هستند كه از تعيين حق
سرنوشت محروم شده اند. هم مسئله خودمختاري و هم مبارزه براي دستيابي به آن در دستور كار رهبران كرد مخالف دولت هاي مركزي و
كشورهاي داراي كرد قرار گرفت
كه در اين ميان عراق به لحاظ بافت قوميتي و حكومت هاي ديكتاتوري كه حق مردم كرد اين كشور و شيعيان را
ناديده گرفتند به تدريج تبديل به كانون بحران كردي در منطقه شد كه ازاين جهت موثر بر ديگر مناطق كردي كشورهاي همسايه نيز بود. لذا اگر
فدراليزم عراق بر مبناي قومي ـ جغرافيايي اجرا گردد و در عراق ثبات پيدا كند يعني فدراليزمي كه بتواند همه نيازمنديهاي يك دولت را به جز
استقلال آن تامين نمايد
آيا حكومت اقليم كردستان عراق به عنوان يكي از پايه هاي فدراليزم
به تقسيم سرزمين هاي كردي توسط كشورهاي
منطقه اعتقاد خواهد داشت يا خير و اگر اساسنامه هاي دو حزب عمده كردي ملاك رفتار رهبران كرد عراق باشد آيا آنها مسئله كردستان بزرگ را
فراموش خواهند كرد اينها سوالاتي است كه با بررسي حضور 15 ساله اعضاي منحله حزب دمكرات كردستان ايران در شمال عراق و تقويت
پژاك در منطقه اي اقليم كردي
مي توان جواب آنها را پيدا كرد. البته مشكل ايران شخصيت كردي عراق كه مقامات ايراني آنها را متحد خود
مي دانند نيست
بلكه مشكل جمهوري اسلامي ايران سلطه امنيتي قدرت هاي فرامنطقه اي بر عراق و تحميل خواسته هاي خود بر اين كشور است
كه اين خواسته ها مي تواند اوضاع امنيتي ايران را تحت تاثير خود قرار دهد و فدراليزم عراق را در جهت دلخواه هدايت كند.
از سوي ديگر قانون اساسي عراق با اختياراتي كه به اقليم اين كشور يا به عبارتي مناطق خودمختار مي دهد
حكومت مركزي را چندان مقتدر
به حساب نمي آورد
لذا حكومت هاي خودمختار آزادانه با ديگر كشورها ارتباط مي گيرند و دولت مركزي در نهايت پاسخگوي موثر رفتار آنها به
دولت هاي همسايه نخواهد بود.
با وجود برخي چالش هاي مذهبي ـ سياسي در كردستان ايران و اين كه در سطوح مديريتي كشور جمهوري اسلامي ايران
(سطح ملي )
نشانه هاي جدي از واگذاري برخي از مسئوليت ها به اهل سنت اعم از كردها و غيركرد مشاهده نمي شود
لذا به هر ميزان نقش سياستمداران و
نخبگان در دولت مركزي عراق از يك سو و اقليم كردستان از سوي ديگر افزايش يابد انتظارات و توقعات كردهاي اهل سنت ايران نيز افزايش
مي يابد البته نبايد نقش ضدانقلاب را در بالا بردن سطح توقعاتي كه ماهيت سياسي و ضد انقلاب دارد را ناديده گرفت . با اين حال مردم اين
منطقه توسط عوامل خارجي و داخلي تحريك خواهند شد تا فشار سياسي ـ امنيتي جدي تري را متوجه مسئولان محلي و حكومت مركزي
نمايند
به ويژه اين كه از حدود 15 سال پيش تاكنون عوامل اسرائيلي و آمريكايي فعالانه روي خط ناامن سازي اوضاع داخلي كشورهاي
همسايه عراق به ويژه ايران متمركز شده و به تحريك قوميت ها در ايران مي پردازند.
در اوايل ژوئن 2004 يك نامه سري بين رئيس بازنشسته سلول ضدتروريستي سابق سيا در استانبول و معاون اطلاعاتي اش با اين مبنا رد و
بدل مي شود كه منابع موثق ترك اشاره كرده اند كه گسترش حضور اسرائيلي ها در كردستان بيش از هر چيز ديگر متوجه تركها است
زيرا آنها
تشكيل يك دولت مستقل كرد را تشويق مي كنند. در همين رابطه يك افسر اطلاعاتي آمريكا مي گويد : « روابط اسرائيل با كردستان بسيار با
اهميت تر از ائتلافش با تركيه است . » او اشاره كند ما تركها را دوست داريم اما بايد فشار را روي ايران ادامه دهيم . تنها مشكل اين است كه امكان
آشتي بين كردها و تركيه وجود ندارد. (سيمون هرش
نيويوركر).
فعاليت جاسوسان آمريكايي ـ اسرائيلي
تنها هدف مورد نظر آنها بر ضد ايران نبوده است
بلكه استمرار بحران در عراق نتيجه توافق سري و
نانوشته اي است كه شرايط و بستر براي ناامن كردن فضاي جمهوري اسلامي ايران و ديگر كشورهاي همسايه فراهم شود. به صورت طبيعي
كردهاي عراقي به عنوان گروه جدايي خواه قومي مي توانند
نقش فروملي مرتبط با جهاني سازي را به خوبي ايفا كنند. آقاي مسعود بارزاني در
) تركيه اعلام كرد : در صورت وقوع جنگ داخلي در عراق هيچ انتخابي براي كردستان جز استقلال باقي نمي ماند NTV مصاحبه با شبكه تلوزيوني (
) مصاحبه با بارزاني NTV (
اين ايده آن هم توسط يكي از رهبران كردي نشان مي دهد كه فدراليزم عراق در كنه باور گروههاي جدايي طلب مورد قبول قرار نگرفته است
بلكه اين مسئله يك گام نزديك تر شدن به استقلال كردستان است . ژنرال گارنر اولين حاكم نظامي آمريكا در عراق مي گفت : كردها بيش از 14
سال است كه مستقل هستند آنها پيشرفت هاي عالي به سوي اقتصاد بازار
حقوق اقليتها و دمكراسي داشته اند. « به نظر گارنر آنها خونهاي زيادي
داده اند و اگر آمريكا در عراق شكست بخورد بايد از استقلال كردها دفاع كند زيرا آنها اهميت استراتژيك ممتازي براي آمريكا
دارند.
اظهارات گارنر حكايت از سرمايه گذاري هدفمند آمريكا و اسرائيل در كردستان عراق دارد كه از اين طريق امنيت ديگر كشورها
تحت تاثير
سياست هاي « فروملي » و تحميلي بر منطقه قرار گيرد.
» از رسانه هاي كردي در سپتامبر 2003 مي نويسد : از گذشته زمينه هاي بالقوه اي براي روابط نزديك تر اسرائيل و كردها و Kowabrado «
Kowa همچنين همكاري به ويژه با توجه به دشمن مشترك و هم دردي مشترك وجود دارد كه بايد از آن استفاده كرد . (نشريه كردي
) brado
البته بايد توجه داشت پخش چنين اخباري در سطح كردستان نمي تواند پديده اي تعجب آور براي مسئولين كردي شمال عراق باشد زيرا بعد
از اشغال كامل عراق
موساد آموزش 75 هزار كماندوي كرد موسوم به « پيشمرگ » را به عهده گرفت . در سال 2004 روزنامه نگاري كه بسياري از
رازهاي محرمانه را افشا كرده است در مقاله اي تاكيد كرد
اسرائيلي ها به اين نتيجه رسيده اند كه آمريكايي ها در پروژه دمكراسي و ايجاد ثبات در
) . New Yorker عراق ناموفق خواهند بود پس بايد به دنبال راهي براي تجزيه عراق باشند (
) مبني بر كمك بيشتر به كردها كه قبلا توسط شارون طرح گرديد
اسرائيل معتقد بود كه پيشمرگ هاي كرد هنوز در منطقه B در جريان طرح (
طبق اين طرح و طرحهاي ديگر كه Tong eran
Diliphiroon on the ) Kurdish crisis كردستان آمادگي جنگ و نبرد با ارتش تركيه يا عراق را ندارند (
براي كردستان عراق در نظر گرفته شده است همگي بيانگر اين واقعيت مي باشند
كه جمهوري اسلامي ايران نبايستي از ناحيه مرزهاي غربي
احساس امنيت نمايند. زيرا اساسا فدراليزم و قانون اساسي هر دو بايد به كمك يكديگر بشتابند. حكومت هاي خودمختار اصولا بايد زمينه
اجراي قانون اساسي كشور متحد را دنبال نمايند و قانون اساسي پلي باشد كه اختلافات را برطرف كند و اجازه شكنندگي به فدراليزم در نظر
گرفته شده را ندهند
اما حقيقت اين است كه هرگاه اقوام عراقي نياز ببينند قانون اساسي را روي تابلوي اصلاحات مي آورند و براي آن اقدام
مي كنند و اگر نتوانستند
طبق رويه هايي كه خود مي خواهند در اقليم مورد نظر اقدام خواهند كرد و اين ويژگي تنها مختص اقليم كردستان نخواهد
بود بلكه اقليم شيعه در جنوب تا منطقه كوت را نيز در برخواهد گرفت .
انديشه فدراليزم شيعه و پيامدهاي احتمالي
اشتراكات مذهبي
اختلاط نژادي ايرانيان با شيعيان عراق
حمايت سنتي ايران از شيعه
تمركز قبور امامان معصوم شيعه در عراق
به همراه
وجود حوزه نجف
همگي جز مولفه هاي موثر بر استحكام روابط بين شيعيان عراق و ايران در طول تاريخ بوده است . اما در كنار اين همبستگي
عوامل ديگري وجود دارند كه رشد و فعليت آنها مي تواند اين روابط را تحت تاثير قرار دهد و بار ديگر شرايط ناگوار گذشته را تكرار كند.
1 ـ رشد ناسيوناليزم عربي
همانطور كه گفته شد در اوايل مهرماه سال جاري ائتلاف يكپارچه عراق براساس اصول 114 و 115 لايحه تشكيل اقليم را تقديم پارلمان اين
كشور كرد و طبق اين طرح مناطق جنوب از شهر كوت در وسط عراق تا بصره و مرزهاي كويت جز اقليم شيعه به حساب آمد. بدين ترتيب
شيعيان منطقه نفت خيز و مستقلي را در اختيار خواهند داشت كه براي توسعه آن هر چه بيشتر بايد تلاش نمايند. تشكيل اقليم مستقل شيعه
اگرچه
از نظر جهاني براي جمهوري اسلامي فرصت ايجاد مي كند تا در مرز حدود 1400 كيلومتري با عراق
به تعامل با همسايه مسلمان و
شيعه خود بپردازد
اما نبايد فراموش كرد كه اقليتي در مركز با گرايشات ناسيوناليستي و قومي توانستند انگيزه اي ايراني ستيزي را در بين
حكومتهاي عرب تقويت و آنها را به مدت 8 سال برضد كشور شيعه و مسلمان وارد جنگ نمايند
لذا هنوز وجود افرادي همچون اياد علاوي
مي توانند با زور اسلحه و نيرنگ بر عراق و حكومت هاي اقليمي حاكم شوند و بار ديگر براي كشور بزرگ ايران مشكل ساز شوند بويژه اين كه
بعد از اشغال عراق و تشكيل دولت ائتلافي
تاكنون هيچ يك از مقامات عراقي در سفر به ايران حاضر به مذاكره بر سر مسئله اروند رود نشده اند
يا حداقل طرح آن را در داخل عراق به ضرر خود مي بينند
لذا در صورتي كه ناسيوناليزم در عراق رشد نمايد مي توان پذيرفت كه مرزهاي ايران از
ناحيه جنوب مورد تهديد مجدد قرار گيرند
2 ـ ارتباط گيري با عشاير عرب خوزستان و تاثير آن
مشكل ديگري كه ايران از قبل با آن مواجه است
تحريك عرب هاي عشاير جنوب در مناطقي همچون شادگان
سوسنگرد و بستان مي باشد.
بعد از پايان جنگ ايران و عراق و از اوايل دهه 1370
از طريق يكي از موسسات علمي در قم روحانيون عراقي الاصل از حوزه علميه اين شهر به
مناطق جنوب اعزام مي شدند و در بين عشاير عرب به تبليغ مي پرداختند. آنها ضمن تدريس قرآن و نهج البلاغه در اين مناطق اطلاعات درختي
از عشاير عراقي در جنوب را ترسيم كرده بودند كه امتداد آن عشاير به مناطقي از خوزستان ايران مي رسيد.
كتابي كه در اين موسسه به چشم مي خورد نمودارهاي متعددي از همبستگي قبايل عراقي و ايراني را به تصوير كشيده بود كه مي توانست در
آينده براي وحدت مردم جنوب ايرن مشكل ساز باشد. (علي عمار هاشم آل الغريفي .
همين موسسه
آلبوم هاي عكسي از جوانان دختر و پسر خوزستاني را در اختيار داشتند كه مداوم با آنها ارتباط گرفتند. « در سوالي كه من از آنها
پيرامون موضوعات قابل تدريس به اين جوانان كردم او پاسخ داد ما علاوه بر قرآن و نهج البلاغه جوانان خوزستاني را نسبت به قبايل خود در
عراق آشنا مي كنيم .
لذا فدراليزم با اين شكلي كه به تصويب پارلمان عراق رسيده است اگر در جنوب كشور هم تبديل به يك الگو شودتواند
بخش هايي از استان
خوزستان را نيز تحت تاثير خود قرار دهد
به ويژه اين كه آمريكايي ها
هم خط تفرقه در ميان شيعيان را دنبال مي كنند و هم به دنبال چهره سازي
ملي در ميان شيعيان براي اهداف بعدي هستند. به عبارت ديگر اگر فرآيند تحولات در عراق به سبكي تغيير يابد كه آمريكايي ها مي خواهند و
اصلاحات در جهان عرب از تفكرات ضدشيعي به تعامل و همكاري بينجامد به طور طبيعي مي بايست شيعيان عراق از سياست هاي ايران در
منطقه حمايت كنند و يا صادقانه به تعامل همه جانبه با ايران بپردازند
خصوصا اين كه مسئله اروندرود همچنان به عنوان يك نقطه اختلاف زا
باقي مانده است و در شرايط مقتضي بهانه خوبي براي ايجاد و تشديد دوباره اختلاف طرفين خواهد بود.
با توجه به تحركات ضدامنيتي اسرائيل ـ آمريكا عليه ايران و استفاده از فضاي عراق براي اين ناامني سازي
اگر فدراليزم عراق طبق ميل
صهيونيست ها ـ آمريكايي ها داراي دگرديسي به سوي بحران از اجتماعي شدن تا تهديد برضد ج .ا. ايران داشته باشد پس دامنه اين تهديد
محدود به محيط كردستان ايران نخواهد شد و ارزشهاي حياتي مثل تماميت ارضي
توسعه اقتصادي
وحدت ملي و.. . به مخاطره خواهد افتاد.
به عبارتي اگرچه تاثير فدراليزم در ابتدا بر كردهاي ايران بوده است اما اين دگرديسي تاثيرات طبيعي خود را از كردستان به مناطق ديگر ايران
سرايت داده و حكومت مركزي را با چالش هاي اساسي مواجه خواهد كرد. دراينجا است وقتي كه دولت جمهوري اسلامي ايران ناچار به مصرف
امكانات و هزينه ها در خصوص بحران قوميت ها شود به طور طبيعي بحران شديد خواهد شد و در نهايت تماميت ارضي و وحدت ملي را دچار
آسيب خواهد كرد.
نتيجه گيري .
با توجه به آنچه كه گفته شد در پاسخ به سوال تحقيق مي توان گفت فدراليزم عراق با مشكل فعلي يعني نگرش متضاد و متفاوت گروه هاي
قومي عراق در آن
ابهامات موجود قانون اساسي
شكاف هاي قومي موجود در كشور
تمركز گروه هاي تروريستي و افراطي
تعارضات سياسي
كشورهاي همسايه عراق نسبت به تحولات اين كشور
موجب مي شود كه شكل مناسب و مصطلح در جهان را پيدا نكند ودر صورت تحقق آن
امنيت كشورهاي همسايه به طور مشخص ايران را در انواع زمينه هاي قومي
و ايدئولوژي
سياسي و اقتصادي تحت تاثير قرار دهد.
در قانون اساسي عراق وزن سنگين خودمختاري براي نظام فدراليزم
در اختيار كردها گذاشته شده است . جريان كردي به دليل سركوبهاي
گذشته و ارتباط گيري آنها با عوامل خارجي آمريكا
اسرائيل و انگليس
اساسا خط تجزيه اين كشور را دنبال مي كند و فدراليزم در نگاه كردها يك
گام به جلو يعني نزديك تر شدن به تجزيه عراق خواهد بود اما در نگاه كشورهاي فرامنطقه از جمله آمريكا
اسرائيل و انگليس بسيار فراتر از آن
ديده مي شود.
لذا اگر فدراليزم با شكل قومي ـ جغرافيايي تبديل به يك الگو براي كردها با قوميت هاي ايراني شود مي تواند مسايل قومي را در كشور يكي
پس از ديگري تحت تاثير خود قرار دهد. به ويژه اين كه آمريكايي ها خط توازن بين گروه حاكم در عراق را براي كنترل بيشتر آنها دنبال مي كنند
تا
بتوانند سياست هاي منطقه اي خود را در قالب خاورميانه بزرگ عملي كنند. البته مسئله فدراليزم علاوه بر غرب ايران شامل حال شيعيان عراق در
جنوب نيز مي شود زيرا اختياراتي كه فدراليزم در اختيار شيعيان مي گذارد اگر آميخته با ناسيوناليزم عربي شود يا به لحاظ اصلاحاتي كه در
كشورهاي عربي تحت فشار آمريكايي ها صورت مي گيرد موجب ارتقا موقعيت شيعيان در بين آنها شود ديگر نمي توان مطمئن بود كه شيعيان
عراقي از جمهوري اسلامي ايران حرف شنوي كامل داشته و مرزهاي جنوبي از امنيت لازم برخوردار شوند به ويژه اين كه تاكنون هيچ مقام
سياسي از عراق حاضر به مذاكره در خصوص مسائل اختلاف برانگيزي همچون اروندرود نشده است . لذا نقش مسايل باقيمانده مي تواند زمينه
اختلاف براي آينده باشد و به طور طبيعي چنانچه دولت جمهوري اسلامي ناچار شود بخش عمده اي از توان خود را مصروف بحرانهاي ناشي از
فدراليزم عراق نمايد
پس توان اقتصادي
و مشروعيت سياسي آن نيز به تدريج دچار آسيب مي شود و از آنجايي كه عوامل منطقه اي و
فرامنطقه اي فعالانه در عراق برضد امنيت جمهوري اسلامي ايران تلاش مي نمايند
مي توان ادعا كرد كه فشارهاي بين المللي به خصوص ابزار
سازمان ملل توسط صهيونيست جهاني برضد ايران جهت پيدا مي كند و در نهايت چنانچه حكومت اسلامي پيشاپيش به استقبال بحرانهاي
احتمالي
براي حل مديريت آنها نرود در نهايت كشور با زنجيره اي از بحرانهاي احتمالي مواجه مي گردد
كه پيچيدگي بحران فرصت مناسبي را
در اختيار گروه فرصت طلب و آمريكا قرار مي دهد تا به عنوان نيروي معارض نظامي جمهوري اسلامي ايران
بحران هاي داخلي كشور را با
حمايت رسانه جهاني تشديد نمايد.
منبع : سايت بصيرت
اصول قانون اساسي اگرچه از جامعيت مناسبي برخوردار است اما از آنجايي كه اين قانون در شرايط بحراني مصوب شده است
داراي
اشكالات و ابهاماتي است كه مي تواند بستر مناسب براي بروز ناامني هاي آينده و ايجاد بحران در كشورهاي همسايه عراق از جمله ايران باشد
وقتي حزب دموكرات كردستان عراق اساسنامه جديد خود را تنظيم و تصويب نمود در اولين صفحات اساسنامه به مسئله كردستان بزرگ
اشاره نمود و دومين شخصيت اين حزب نيز در ارديبهشت سال جاري در يك نشست كارشناسي سخن از ملت كرد و استقلال كردستان به ميان
آورد
در حكومت فدراليزم
فضايي در عراق ايجاد كرده است كه در صورت عملياتي شدن فدراليزم اين نوع حكومت با گونه عراقي
مي تواند فضاي
امنيت جمهوري اسلامي ايران را تحت تاثير قرار دهد
از آنجايي كه فدراليزم واقعي در عراق قومي ـ جغرافيايي خواهد بود پس مهمترين مشكل
الگوسازي در عراق
انتقال رواني آن به ساير اقوام
موجود در ايران و تاثير ايدئولوژيك بر ذهن آنان براي خودمختاري يا چيزي شبيه عراق خواهد بود
اگر ايدئولوژي را به عنوان يكي از پايه هاي ژئوپليتيك در اضلاع يك مثلث به شمار آوريم
پس مي توان گفت نظر به اختياراتي كه قانون
اساسي عراق براي حكومت هاي خودمختار مورد توجه قرار مي دهد و ارتباطي كه اين گروهها با دشمنان ايران برقرار مي كنند آنها مي توانند
امنيت قومي جمهوري اسلامي ايران را تحت تاثير قرار دهند و انديشه هاي عميق جامعه توسط عوامل خارجي دستخوش تغيير و تحول براي
تغييرات دلخواه شده
و بر ژئوپلتيك ايران تاثير بگذارند
با توجه به تحركات ضدامنيتي اسرائيل ـ آمريكا عليه ايران و استفاده از فضاي عراق براي اين ناامني سازي
اگر فدراليزم عراق طبق ميل
صهيونيست ها ـ آمريكايي ها داراي دگرديسي به سوي بحران از اجتماعي شدن تا تهديد جمهوري اسلامي ايران داشته باشد پس دامنه اين تهديد
محدود به محيط كردستان ايران نخواهد شد و ارزشهاي حياتي مثل تماميت ارضي
توسعه اقتصادي
وحدت ملي و... به مخاطره خواهد افتاد

|