
كتاب « اتحاد اسلامي در آثار شهيد آيت الله مطهري » به كوشش سيدحميد جاويد موسوي تدوين شده و انتشارات صدرا
آن را در 160 صفحه منتشر كرده است . اين كتاب هشت فصل دارد وعناوين موجود در فهرست مطالب آن به شرح زير
مي باشد : شبنم يك صبح خندان
وحدت كلمه دركلام قدسي
علي (ع ) و اتحاد اسلامي
علي (ع ) فدايي وحدت اسلامي
پيشگامان وحدت اسلامي
اسلام فرامرزي و وحدت اسلامي
حج همايش اتحاد
حج و وحدت اجتماعي
حج و اتحاد
دل ها
تقويت پيوند مسلمانان
جلوه هاي اتحاد
غوغاي تفرقه و عناوين متعدد ديگر. به دليل اهميت مطالبي كه شهيد مطهري
پيرامون وحدت اسلامي نوشته و يا بيان كرده اند
گزيده هايي از كتاب مذكور را براي استفاده خوانندگان درج مي كنيم .
علي عليه السلام فدايي وحدت
الان كار تبليغات استعماري به آنجا رسيده كه اگر كسي سخن از وحدت اسلامي بگويد عده اي از نظر مذهبي او را تكفير
مي كنند كه تو مي گويي وحدت اسلامي ! وحدت اسلامي بر خلاف مذهب تشيع است !
علي فداي وحدت اسلامي شد. چه كسي به اندازه علي براي وحدت اسلامي احترام قائل بود اين ديگران بودند كه
مي بريدند و اين علي بود كه وصل مي كرد. يك آقايي روي منبر مي گفت : الحمدلله يادم هست كه از اول عمرم با وحدت
اسلامي مخالف بودم !(خدا مثل تو را زياد نكند در اين جامعه !) قرآن مي فرمايد : واعتصموابحبل الله جميعا و لاتفرقوا و
اذكروانعمه الله عليكم اذكنتم اعدا فالف بين قلوبكم آيه ديگر : و لاتكونوا كالذين تفرقو واختلفوا من بعد ما جا هم البينات . آيه
ديگر : ولاتنازعوا فتفشلوا وتذهب ريحكم . مسلمين ! با يكديگر تنازع و اختلاف نداشته باشيد كه فشل و سست مي شويد
نيروي شما گرفته مي شود
بعد بو و خاصيت از شما گرفته مي شود
يك جمعيتي كه وحدت نداشته باشد و اختلاف داشته
باشدسست است
ديگر آن بو و رايحه خوشي كه از يك جامعه واقعي اسلامي بلند مي شود از آن جامعه بلند نمي شود.
علي عليه السلام در آن لحظات آخر عمرشان وصيتي كرده اند كه مجموعا بيست ماده است
يكي از آنها در باره وحدت و
اتفاق است . حال
اين كه در اين زمينه هم دشمنان چه كرده اند
از ده دوازده قرن پيش تا قرن خودمان چه شده است . خود
مسلمين چقدر مسئول اين كارند(كه واقعا هم مسئول اند) و عوامل خارجي بالاخص يهودي ها چقدر نقش موثر داشته اند
اين
هم داستان مفصلي است .
تمدن اسلامي و نيرنگ غرب
يكي از نيرنگهاي غرب اين بود كه در پوست ملل مسلمان رفت (و ميان آنها در باب تمدن اسلامي تفرقه ايجاد كرد.) چون
نمي شد اين تمدن گذشته را انكار كرد
در پوست عربها رفت و گفت تمدن عرب . حتي گوستاولويون وقتي كتاب مي نويسد
مي گويد تمدن عرب گو اين كه مترجم فارسي اش گفته تمدن اسلام و عرب
ولي او مي گويد تمدن عرب
براي اين كه عرب
بگويد اين تمدن مال من بود. ولي وقتي كه به ايران مي آمدند نقيض و ضد آن را به ايران تلقين مي كردند كه اين تمدني كه در
گذشته بوده تمدن ايراني بوده
بوعلي سينا وابسته به تمدن ايراني است و از بقاياي تمدن 2500 ساله پيش تر است ! در جشن
2500 ساله چقدر كوشش مي كردند روي مسئله استمرار فرهنگي تكيه كنند كه ما در 2500 سال پيش يك فرهنگ را آغاز
كرديم و آن فرهنگ با روح خاصي كه داشته است ادامه داشته تا به زمان ما رسيده است . بوعلي سينا
ابوريحان بيروني
حافظ
مولوي و خواجه نصيرالدين طوسي زاده آن فرهنگ اند
همان روح است كه تا زمان ما استمرار پيدا كرده
در صورتي كه
اين يك دروغ محض است . تمدني كه در دوره اسلام شروع شد با يك روح مخصوص شروع شد. اين تمدن مثل هر تمدن
ديگري از تمدنهاي ديگر جهان استفاده كرد اما به صورت تغذيه نه به صورت التقاط
مثل هر جاندار جواني كه پيدا مي شود و
از محيط خودش تغذيه مي كند
ولي معني تغذيه اين است كه او را هضم مي برد و به شكل خودش در مي آورد و روح خودش
را به او مي دهد. اما كاري كردند كه ملت ما از تاريخ خودش بي خبر و به آن بي اعتقاد وبي اعتماد باشد.
جزوه كوچكي اخيرا نوشتم به نام كتابسوزي ايران و مصر. من در موضوع كتابسوزي ايران و مصر سالهاست كه مطالعه
كرده ام . در سالهايي كه در حسينيه ارشاد سخنراني مي كردم در ميان همه سخنراني هايي كه چه من غير من در حسينيه ارشاد
كرديم هيچ وقت اتفاق نيفتاد كه ما اعلان به روزنامه ها بدهيم و روزنامه ها حاضر به چاپ كردن آن نشوند و بااين كه سخنراني
بود جلو اعلان را بگيرند جز دو هفته اي كه من در باره كتابسوزي مصر و ايران مي خواستم سخنراني كنم و بگويم داستان
كتابسوزي مصر و داستان كتابسوزي ايران مجعول است . ديدم نه اطلاعات چاپ كرده نه كيهان
هفته بعدش هم نه اطلاعات
چاپ كرد نه كيهان
رفتيم سراغشان
گفتند از بالا دستور دادند اين اعلان را نبايد چاپ كنيد. درآن زمان من صلاح نديدم
مطالب كتابسوزي را دركتاب خدمات متقابل اسلام و ايران قرار دهم چون مي دانستم اگراين مطالب باشد اجازه نشرنمي
دهند. يادداشتهايش را كنار گذاشتم
يكي دوماه پيش
هم در چاپ هشتم آن كتاب گنجاندم و هم به طور مستقل آن را چاپ
كردم .
سالهاست كه در ميان ما تبليغ مي كنند. يك تبليغ دروغ كه اسلام نه تنها تمدني را پايه گذاري نكرد
تمدنهاي گذشته راهم
نابود كرد
تمدن مصر و تمدن ايران رااز بين برد.اينها كارهاي حساب شده است
مي خواهند ملت مسلمان به تاريخ اسلامي
خودش بدبين شود.
تفرقه بينداز و حكومت كن
در جنگهاي صليبي دويست سال مسلمين با مسيحي ها جنگيدند و آخرش مسيحي ها شكست خوردندو بعد شروع
كردند به نيرنگ زدن
از داخل تفرقه ايجاد كردن كه محققين امروز به اين مطلب پي برده اند كه بسياري از حوادثي كه در دنياي
اسلام
بعداز جنگهاي صليبي رخ داده به تحريك همان صليبي ها بوده كه وقتي از مواجهه رو در رو مايوس شدند
بااختلاف
ايجاد كردن ها و با شعارهاي (محرك نژادي در پي اهداف خود بودند.)
از همه روشنتر جرياني است كه در حدود پنجاه سال پيش رخ داد
قصه دولت عثماني و جنگي كه عثماني ها با اروپايي ها
داشتند. دولت عثماني خودش يك نيرويي بود. درست است كه اين دولت از درون خودش فاسد بود ولي بالاخره يك مركزي
بود. دشمن چه كرد بر اساس فرق تسد(تفرقه بينداز و حكومت كن ) بعضي از عربها را تحريك كردند كه شما ملت عرب
هستيد
سيادت مال شماست
چرا بايد تركها بر شما سيادت كنند
چرا بايد منطقه هاي عربي زير حكم و نفوذ تركها باشد
بياييد امپراطوري عربي بسازيد. به طمع امپراطوري عربي
اينها را تحريك كردند. در حالي كه عثماني ها به هر حال داشتند با
دشمن اسلام و مسلمين مي جنگيدند و احتياج به تقويت داشتند
در چنين شرايطي از پشت خنجر زدنديعني دنياي اسلام را
دچار يك فاجعه كردند. همين كه عثماني ها از بين رفتند و شكست خوردند و دنياي اروپا موفق و پيروز شد
در جواب
درخواست امپراطوري عربي
گفتند امپراطوري عربي يعني چه ! آمدند(سرزمينهاي عربي را) قسمت قسمت و تكه تكه
كردند
هر قسمتش را به يك نفر دادند
همه را هم به جنگ همديگر وادار كردند. بعد همين قضيه سبب شد كه تركهاي
عثماني كينه اي نسبت به عرب پيدا كردند و از عرب تجاوز كرد و به اسلام رسيد. اين موضوع سبب شد كه نه تنها از عرب
روبرگردانند
از اسلام روبرگرداندند
گفتند اساسا ما اسلام نمي خواهيم
كشور ما يك كشور لائيك و بي دين است
اصلا
كشوري است كه دين را به رسميت نمي شناسد. حتي خطشان را هم تغيير دادند. آنها هم با اين اشتباهشان ديگر قدراست
نكردند.
تفرق مايه فناي اقوام
يكي از عواملي كه مايه فناي اقوام است تفرق و تشتت است
دسته دسته شدن
فرقه فرقه شدن
دو قبيله شدن
هر
دسته اي يك فكري
عقيده اي
مسلكي داشتن
هر دسته اي در گوشه اي يك كشور تشكيل دادن . اسلام دين وحدت و اتفاق
است و روي وحدت و اتحاد و در نقطه مقابلش بر روي پرهيز از تفرق و تشتت خيلي تكيه مي كند.
برنامه هاي استعمار براي تفرقه
در حال حاضر استعمار دو كار اساسي كرده است براي اينكه احساس وحدت زنده نشود
يكي تجزيه و قطعه قطعه كردن
فرهنگ و تمدن اسلامي از راه تقويت ناسيوناليسم و نژادپرستي و قوميتها
آنچنان كه مي بينيم سخن از فرهنگ عرب و ايران و
ترك و هند و غيره است و حال آنكه آنچه در طول هزار و سيصد سال وجود داشته يك فرهنگ بيشتر نيست و آن فرهنگ
اسلامي است . ديگر استخوان لاي زخمهايي است كه اغلب در مرز كشورهاي اسلامي گذاشته اند از قبيل شط العرب و جزيره
تبت و پشتونستان و غيره سومي هم وجود دارد و آن استخدام عامل براي تاليف و نشر كتب در ايجاد اختلاف مثل الخطوط
العريضه و كتاب سيدروضاتي .
ملاكها و معيارهاي وحدت اسلامي
الف . اعتقاد به خدا
كه البته مشترك است با ساير اديان
ب . قرآن به عنوان كتاب آسماني و عزيزترين كتابها
ج . سيره و سنت رسول اكرم و احاديث نبوي
د. حج
كعبه
مراسم حج كه اين فلسفه در آن منظور است .
هـ. تاريخ مشترك و به هم آميخته كه في المثل بخاري و ابوحنيفه و غزالي و جوهري ايراني
مورد احترام مذهبي مردم شمال آفريقا
هستند.
و . به طور كلي يك فرهنگ هزار ساله مشترك و روحيه مشترك و تربيت مشترك (137 ) .
ازاله موانع وحدت
تفاوت گذاشتن ها مطلقا به منزله ايجاد ناهمواري و دست انداز و پست و بلندي در اجتماع است . تفاوت و تبعيض
يك طبقه را
مغرور و طبقه ديگر را ناراضي و در نتيجه ايجاد اختلاف مي كند.
ما مي گوييم پيغمبر وحدت بي نظيري ايجاد كرد و خيال مي كنيم تنها چيزي كه موثر بود اين بود كه رسول اكرم ايمان به خدا به آنها
داد و بعد هم فرمان داد متحد باشيد و آنها متحد شدند. فكر نمي كنيم كه موانع و عوايق اتحاد را كه همان ناهماهنگيها و ناهمواريها و
پست و بلنديها و دست اندازها از ناحيه مواهب اجتماعي (هر نوع موهبتي : مالي
احترامي
منصبي ) (است ) از بين برد; هم مقتضي را
ايجاد كرد و هم مانع را مفقود كرد.
اهتمام اسلام به وحدت
در خطبه هاي زيادي علي (ع ) مي خواهد نيروي متفرق و از هم پاشيده مسلمانان را از نو جمع كند و وحدت ببخشد
و چون موفق
نمي شود رنج مي برد.
اسلام خود مسئله وحدت و اتحاد مسلمين را طرح كرده است : آيه و اعتصموا بحبل الله جميعالله خود بهترين شاهد است . آيه ولتكن
منكم امه يدعون الي الخير كه ميان آيه 103 (آل عمران ) : و اعتصموا بحبل الله ... و آيه 105 : و لا تكونوا كالذين تفرقوا و اختلفوا من بعد
ما جاهم البينات و اولئك لهم عذاب عظيم (قرار گرفته ) اشاره اي دارد كه يكي از دعوت به خيرها و شايد مهمترين آنها دعوت به
وحدت اسلامي است .
آيه و لاتنازعوا فتفشلوا و تذهب ريحكم
ايضا آيه انما المومنون اخوه ... ايضا ايه و ان طائفتان من المومنين اقتتلوالله همه اهتمام
اسلام را به اصل اتحاد مسلمين مي رساند.
سيره پيغمبر در ايجاد اخوت ميان مسلمين و سيره علي (ع ) در صدراسلام بهترين دليل بر اهتمام اسلام به وحدت است .
وحدت
ضروري ترين نياز عصر
ما اين را بايد بدانيم كه در اين عصر از هر عصر ديگر
مسلمانان بيشتر به اتحاد و رفع اختلاف احتياج دارند. ما شيعيان اين افتخار را
داريم كه علي (ع ) بزرگترين گذشتها و فداكاريها را در زمينه خلافت انجام داد
در نهايت خلوص نيت با رقباي خود همكاري و همگامي
كرد
يعني مصلحت اسلام را بالاترين مصلحتها دانست .
قرآن
زبان اتحاد
بايد گفت فعلا در جهان زباني به نام زبان عربي وجود ندارد. اين كه هست زبان قرآن است . عرب فعلي به زبان قرآن تكلم مي كند نه
اينكه قرآن به زبان عرب است
زيرا زبان عرب قبل از قرآن اگر قرآن نبود ديگر وجود نداشت
نه عربي بود و نه زبان عربي . ولي قرآن
مليتهاي مختلفي از نژادهاي مختلف را واداشته كه به زبان خودش سخن بگويند يا مانند ما لغات قرآن را در زبان خود بياورند. مي توان
گفت فردوسي و سعدي و مولوي و حافظ به زبان پارسي سخن گفته اند
زيرا هر كدام از آنها فرضا نبودند
بلكه نيمي از آنان و شايد هيچ
يك از آنان هم كه نبودند
زبان فارسي بود. زبان فارسي زبان يك ملت و قوميت و نژاد بخصوصي است نه زبان يك كتاب يا يك فرد
ولي عربي زبان يك كتاب است به نام قرآن كه آن كتاب و فرزندان او از نهج البلاغه گرفته تا كتب علمي و فلسفي از قبيل شفا و اشارات به
آن سخن گفته اند.
وحدت و ترويج زبانهاي اسلامي
ازجمله كارهايي كه بايد انجام داد
ترويج زبانهاي اسلامي است . اين براي اتحاد مسلمانان فوق العاده ضرورت دارد. ما مي گوييم
زبانهاي اسلامي ; اسلام از يك نظر زبان مخصوص ندارد
يعني زباني كه مروج آن زبان باشد. از نظر ديگر زبان عربي چون زبان قرآن و
عبادات است
لازم است بر هر مسلماني كه با اين زبان كم و بيش آشنا باشد. از نظر ديگر
ما هر زباني كه با آن زبان آثار اسلامي مهمي به
وجود آمده آن را زبان اسلامي مي دانيم
عليهذا زبان فارسي و تركي و اردو نيز بالخصوص زبان
فارسي يك زبان اسلامي است .
مثنوي
سعدي
حافظ
نظامي
كيمياي سعادت
جامي و غيره اينها همه شاهكارهاي اسلامي است و مولود اسلام است
بيش از
آنكه به ايران تعلق داشته باشد به اسلام تعلق دارد.
محورهاي وحدت اسلامي
فقط سه چيز است كه مي تواند مسلمين را به هم مربوط كند و ملاك وحدت آنهاست : قرآن
رسول اكرم و سيرت و تاريخ آن حضرت
كعبه و حج . از اينجا مي توان به عمق گفته معروف گلادستون پي برد كه معروف است گفته است :
مادام القران يتلي و محمد يذكر و الكعبه يحج فالنصرانيه علي خطر عظيم .
(تا قرآن خوانده مي شود و نام محمد بر سر زبانهاست و حج كعبه گزارده مي شود
نصرانيت در خطر بزرگي قرار دارد.)
وحدت و استقلال طلبي
يكي از آثار اجتماع كه احساس وحدت و در نتيجه احساس قدرت و شوكت مي شود
پيدايش حس استقلال طلبي است . حج خود
الهام بخش مبارزات ضداستعماري است
همچنان كه اندونزي ها از حج الهام گرفتند.
لوازم ايجاد وحدت
الف . ترك مجادله و مباحثه هاي مذهبي در حج : فلا رفث ولافسوق و لا جدال في الحج .
ب . پخش كتابهاي مفيد
ج . پيداكردن موارد سوظن ها از قبيل مجوسيت ايرانيها و اثبات خلاف آن .
د. ترويج زبانهاي اسلامي
حتي از طرف ما زبان فارسي
نشر آثار عميق اسلامي
هـ. مسئله اصرار به بوسيدن ضريح و حجرالاسود.
وحدت و حسن تفاهم
اقدامات حسن تفاهم را در دو قسمت بايد انجام داد : اول در اين ناحيه كه اقداماتي بشود كه سو تفاهماتي كه ديگران درباره ما ايرانيان
و شيعه پيدا كرده اند از بين بروند. اين از اين طريق نمي شود كه مثلا ما به اين ترتيب عمل كنيم كه ايهاالناس ! تنها تابع پيغمبر
ما هستيم
زيرا پيغمبر خليفه معين كرده است و ما تابع واقعي پيغمبر و خليفه منصوب او هستيم . اين گونه كارها چون مستلزم تحقير و تخطئه
طرف است
هر اندازه مستدل باشد تجربه نشان داده كه اثر نمي بخشد.
طريق ديگر اين است كه محاسن شيعه معرفي شود
فقه شيعه
تفاسير شيعه
كتب اخلاقي شيعه
كتب دعاي شيعه
مدارس و مجامع
شيعه
شخصيتهاي شيعه معرفي شود
همان طوري كه عملا ديديم كتاب مختصرالنافع محقق حلي چقدر اثر خوب بخشيد.
قسمت دوم اين است كه خود ما از نزديك آنها را مطالعه كنيم . آيا آنها واقعا ناصبي هستند آيا آنها از روي دروغ و دشمني و براي
ابطال حج مدعي رويت هلال مي شوند چرا اين جور فكر كنيم
رابطه كار و اتحاد
هيچ كار وعملي بدون قدرت و نيرو ميسر نيست و هيچ قدرتي بدون اتحاد و اتفاق حاصل نمي شود.
سو تفاهمات بيجا
تهديدي كه از ناحيه سوتفاهمات بيجا و خوب درك نكردن يكديگر متوجه مسلمين است بيش از آن است كه از ناحيه خود
اختلافات مذهبي متوجه آنهاست .
هيچ كس به اندازه امام علي (ع ) براي وحدت اسلامي احترام قائل نبود. علي (ع ) فداي وحدت اسلامي شد. ديگران مي بريدند و امام
علي (ع ) وصل مي كرد.
دشمنان اسلام در جريان جنگ هاي صليبي دويست سال با مسلمان ها جنگيدند ولي پيروز نشدند. بعد از شكست در جنگ هاي
صليبي بود كه به فكر نيرنگ و ايجاد تفرقه افتادند. بسياري از حوادث ناگواري كه در دنياي اسلام بعد از جنگ هاي صليبي روي داد
به
تحريك صليبي ها بود.
قطعه قطعه كردن فرهنگ و تمدن اسلامي از راه تقويت ناسيوناليسم و نژادپرستي و ايجاد اختلافات مرزي از برنامه هاي استعمارگران
براي برهم زدن وحدت مسلمانان است .

|