در انتظار موافقت
قسمت ششم
متن نامه رئيس جمهوري عراق مورخ 12 مرداد 1369
بسم الله الرحمن الرحيم
جناب آقاي علي اكبر هاشمي رفسنجاني
رياست محترم جمهوري اسلامي ايران
سلام عليكم
از خلاصه فعاليت سياسي شما و شمه اي از آنچه از سوي دولت ايران صادر شد (بيانيه ]12 مرداد 1369 [صبح جمعه 1990
8
3
وزارت خارجه ايران و جلسه شما با فرماندهان نظامي و خبرهاي منتشره آن ) آگاهي يافتم . عليهذا به منظور تاكيد بر احساس مسئوليت
انساني در برابر ملت ايران
مضافا به مسئوليت ملي در قبال ملتمان
مصلحت ديدم ديگربار براي شما نامه بنويسم .
به شما پيشنهاد كرديم فرستاده اي را از جانب ما براي امري مربوط به پيشبرد هر چه سريع تر]25 تير1369 [در تاريخ 1990
7
16
روند صلح به حضور بپذيريد. هنگامي كه پاسخ شما در مورد تعيين زمان براي به حضور پذيرفتن فرستاده ما به تعويق افتاد
مبادرت به
ايفاد نامه نموده و فرستاده را مامور تسليم آن به شما كرديم
تا شما ضمن آمادگي براي مطالعه نامه
بحث و بررسي مقتضي را با
برادرانتان در كادر رهبري در مورد مفاهيم
نظريات و پيشنهادهاي مندرج آن به عمل آوريد. و بدين ترتيب از مواضع شما در قبال آن پس
از اينكه شرايط شما اجازه دهد
فرستادگان ما را كه تاكنون تاريخي به جاي تاريخ پيشنهادي ما (دوشنبه 1990
7
30 ) براي به حضور
پذيرفتن آنها تعيين نكرده ايد
مطلع شويم
و پيش از اين نامه
در تاريخ 1990
8
2 توضيحي به ابتكار خود از طريق نماينده شما در
ژنو
آقاي ناصري برايتان فرستاده بوديم .
ما تمامي اين اقدامات را نه تنها به نشانه تاكيد بر تمايل خود به صلح
بلكه تاكيد بر علاقه ما به تحقق هر چه سريعتر صلح به عمل
آورديم تا دو كشور و دو ملت خود را از گردباد تغيير و تحولات منطقه و جهان و از رويدادهاي خطرناك احتمالي دور نگه
داريم .
آقاي رئيس جمهور اين اقدامات من كلا به اين جهت صورت مي گيرد كه يقين دارم جنگجويان قادرند همديگر و مقاصد يكديگر را
سريعتر دريابند
اگرچه اين صفت جنگجو بودن در جريان يك ستيز مسلحانه في مابين آنها به دست آمده باشد.
اينك پس از قضيه كويت
علائم بحران در افق پديدار گشته و ممكن است كساني را كه به اندازه كافي تامل و بردباري از خود نشان
ندهند به مسير كشمكش بكشاند. از دشوارترين كارها و شايد هم خطرناكترين آنها اين است كه انديشه و رفتار در برهه اي از زمان هدف و
يا اهدافي كه به طريق مشروع براي دستيابي به آنها مي كوشد به هدف و يا اهدافي پافراتر نهد كه نه در تجزيه و تحليل مردمش مشروعيت
دارد و نه در طرز تفكر كساني كه طرف ديگر قضيه هستند.
از هدف اعلام شده تان چنين دريافته ايم كه شما خواهان صلحيد و ما نيز از جانب خود آنچه تمايل ما را به صلح مورد تاكيد قرار
مي دهد ارائه كرديم و نيز مي دانيم كه شما براي تحقق عقب نشيني تلاش مي كنيد و اين امر در نامه مورخ 1990
7
30 ما
مورد تاكيد قرار
گرفته و يك سقف زماني غيرقابل تمديد نيز براي عقب نشيني در آن ارائه شده است .
نامه مورخ 1990
7
30 ما
متضمن چاره جويي هاي مشخص و پيشنهادهاي قابل اجرا و نه يك كلي گويي در مورد هريك از
بندهاي قطعنامه 598 كه عراق و ايران برپايبندي به آن تاكيد كرده اند
بوده است .
ما هنوز در انتظار موافقت شما با تعيين تاريخي براي به حضور پذيرفتن دو فرستاده ما كه آنها را به شما معرفي كرده ايم (وزيرخارجه
و نماينده دائمي ما در ژنو) هستيم . تا به خواست خدا همان طوري كه اميد مي رود
پس از انجام گفتگو با شما و با كساني كه معرفي
مي نماييد در آستانه مرحله سرنوشت ساز صلح قرار بگيريم .
بنابراين اگر خواست شما همين است كه اعلام شده و ما آن را مي دانيم و پاسخ ما به آن كل مطالبي است كه يادآور شدم
پس
لغزيدن در مسير رويدادهاي مقطعي كه به روابط بين اعراب مربوط مي شود و در چارچوب امور مربوط به گذشته و حال آنها دور مي زند
تلاشتان را از هدف دورساخته و تصوير آن را مخدوش مي سازد و چنانچه تصوير هدف مخدوش گردد
تهيه مقدمات كاري كه اميد
است با تسريع در انجام آن صلح تحقق يابد
بر ما دشوار مي شود
و چه بسا افراد كم تجربه را به سمتي سوق دهد كه قضايا از محاسبات
درست آن دور شود.
ولي به هرحال من پيش بيني مي كنم و آرزو ندارم افرادي همچون شما و برادران شما در كادر رهبري ايران كه يك جنگ هشت ساله را
آزموده اند متزلزل شده
به امري كه نه به مصلحت ايران و نه جزو هدفهاي مردم ايران است روي آورند.
بي ترديد و يا حداقل گمان من بر اين است كه شما از انگيزه اظهاراتي كه از صبح ديروز
پنجشنبه 1990
8
2 چه از درون و چه از
برون منطقه ابراز مي گردد
آگاهيد و قبلا حرفهاي آن را ارزيابي كرده ايم و همه ما انگيزه آنها را مي دانيم .
شما اما مي دانيد آنها همگي آن گاه كه پي ببرند اظهاراتشان در برابر خواست ملت بزرگ عراق كه مصمم بر احقاق حق خود و برخورد
با اجحاف و ناجوانمردي و توطئه است
كاري از پيش نمي برد با در اختيار داشتن وسايل و امكانات شناخته شده شان قادرند مواضع
خود را اصلاح كنند.
كسي كه به ما سلاح صادر مي كند و اظهار مي دارد كه صدور آن متوقف شده هنگامي كه مجددا صدور آن را از سر مي گيرد كار را
اصلاح خواهد كرد و كسي كه روابط اقتصادي خود را با ما قطع مي كند
هنگام برقراري دوباره آن درصدد چاره جويي برخواهد آمد
ولي
اگر عراق و ايران
هر يك از آنها از موضع صحيح خود منحرف شود
ملت خويش را از يك فرصت تاريخي براي نيل به صلح و نيز تثبيت
حقوق مشروع خود
محروم خواهد ساخت .
و هر گاه مسير آنچه تاكنون در گفتگوهايمان در اين راه انجام گرفته و سرآغاز اطمينان بخشي در مورد گامهاي يكديگر به وجود آورده
به لرزه درآيد
زيان وارده بس بزرگ خواهد بود و من چنين آرزويي را براي شما
همچنان كه براي خود
خواهان نيستم .
به هرحال اگر آنچه ما مي دانيم و هدفهاي اعلام شده شما در مذاكرات است
كل هدفهاي شما باشد
همان گونه كه ما تاكيد مي كنيم
آنچه از جانب ما اعلام شده تحقيقا كل هدفهاي ما مي باشد
پس بايد در انعقاد اجلاس تسريع كنيم و شما در تعيين تاريخي براي به
حضور پذيرفتن نمايندگان ما تسريع كنيد. از اين طريق
و تنها از اين طريق است كه هدفهاي مشروع تحقق يافته و صلحي كه هدف
والاي ملتهاي دو كشور است
تحقق مي يابد.
والله الاكبر والسلام عليكم
صدام حسين
بغداد ـ تاريخ 12 محرم 1411 هـ
برابر با 3 اوت 1990 م
]12 مرداد 1369 [
نامه دهم
معاهده 1975
پايه مذاكره
پاسخ رئيس جمهوري اسلامي ايران به نامه 12 مرداد 1369 رئيس جمهوري عراق
بسم الله الرحمن الرحيم
الحمدلله رب العالمين و الصلوه و السلام علي محمد نبيه آله الاطهار
جناب آقاي صدام حسين
رئيس جمهور محترم
نامه مورخ 69
5
12 شما دريافت شد
با اينكه اصل نامه علي الظاهر به منظور پيشبرد مذاكرات صلح تنظيم شده
ليكن بخشي از
مضامين آن تاسف آور است .
قبل از هرچيز لازم مي دانم بار ديگر بر اراده و خواست جمهوري اسلامي ايران نسبت به تحقق صلح عادلانه و پايدار تاكيد نمايم .
اميدوارم شما نيز به اين نتيجه رسيده باشيد . پس از پذيرش قطعنامه 598 با آگاهي از مسئوليتهاي خودمان در قبال صلح و تبعات ناشي
از آن
حركت صادقانه اي را آغاز كرديم و بنا را بر اين گذاشتيم كه به جز آنچه كه مربوط به حقوق مشروع و تغييرناپذير ملت ايران است
هيچ چيز پيشروي ما در مسير صلح را محدود نكند و چنين نيز كرديم . نحوه برخوردمان هم در طول مذاكراتي كه تحت نظر دبيركل
سازمان ملل انجام گرفت و هم پاسخگويي به نام شما و گفتگوهايي كه توسط نمايندگان من و شما در ژنو در جريان است
مي بايست
اين مسئله را براي شما روشن كرده باشد.
تسريع در امر رسيدن به صلح و برداشتن گامهاي عملي در اجراي قطعنامه 598 به جاي نامه نگاري ها و مذاكرات طولاني
از تاكيدات
ما در ابتداي مذاكرات نمايندگان دو كشور در ژنو بوده و اكنون نيز براين باوريم كه پيشرفت در محتواي مذاكرات و نه در شكل آن و تلاش
در روشن ساختن وضعيت خود در قبال آن مسايلي كه كليد دروازه صلح است ما را به هدف خود نزديك خواهد ساخت .
هدفي كه زمينه هاي بالقوه براي تخريب وضعيت فعلي و يا زمينه هاي تصنعي ساخته و پرداخته دشمنان اسلام كه در شرايط خاص
فعلي جهان و منطقه مي تواند به وجود آيد را از بين خواهد برد. اين چنين است كه صلح در دسترس دو كشور همسايه قرار خواهد گرفت
و نيروهاي مشغول شده به يكديگر مي توانند در خدمت نيازهاي حياتي دو ملت و مسئوليتهاي اساسي آنها در جهت سازندگي
صلح و
امنيت منطقه قرار گيرند.
با توجه به موارد فوق
تذكر نكات زير را در مورد مضامين نامه 1369
5
12 (3 اوت 1990 ) و نامه بدون امضاي مورخه
1369
5
8 (30 ژوئيه 1990 ) و نامه مورخه 1369
4
25 (16 ژوئيه 1990 ) شما ضروري مي دانم :
1 ـ ملاقات و مذاكرات در سطحي بالاتر از آنچه فعلا در ژنو وجود دارد
موقعي قابل قبول است كه از مذاكرات جاري ژنو نتايج
مشخصي به دست آورده باشيم كه پايه اي براي مراحل بعد باشد
ولي مي دانيد كه در ژنو به جز آشنايي بيشتر با نظرات يكديگر پيشرفت
قابل ملاحظه اي نداشتيم ; در حالي كه ماموريت نمايندگان ما و شما مذاكرات در مسايل محتوايي بوده است . به همين دليل نيز
همانگونه كه قبلا تذكر داده ايم
ملاقات دو رئيس جمهور فقط در شرايطي مي تواند مفيد باشد كه مسايل مهم و كليدي روشن و حل شده
باشد
در غير اين صورت شكست در مذاكرات دو رئيس جمهور مي تواند آثار زيان بارتري بر صلح داشته باشد و آن را از دسترس دو
كشور دورتر سازد.
2 ـ در نامه مورخه 1369
5
8 شما در مورد اروندرود پيشنهاداتي مطرح شده كه گرچه تنزلي از ادعاهاي اعلاميه اي قبلي شماست
لاكن براي شما مشخص است كه نمي تواند از جانب ما مورد پذيرش قرار گيرد.
پيشنهاد مشخص ما مبنا قرار گرفتن معاهده 1975 براي مذاكرات صلح مي باشد
زيرا بدون پايبندي به قراردادهاي گذشته
علي الخصوص آن قراردادي كه امضاي خود شما را دارد
نمي توان انتظار داشت كه اعتماد نسبت به آنچه كه امروز گفته مي شود به وجود
آيد.
3 ـ براي عقب نشيني از اراضي اشغالي ايران
سقف زماني دو ماه در نظر گرفته شده كه غيرقابل توجيه است . زيرا اين كاري است كه
اگر با حسن نيت بخواهد انجام گيرد در ظرف يكي دو روز قابل انجام است
در حالي كه دبيركل سازمان ملل در طرح خودش زمان لازم را
دو هفته در نظر گرفته بود
در مقابل سه ماه زمان براي آزادي اسرا.
4 ـ شگفت آور است كه با تمسك به عروبت از موضع حق ما در خصوص اشغال خاك كويت توسط ارتش عراق انتقاد شده
حال
آنكه بديهي ترين مسايل از جمله زمينه سازي براي حضور گسترده تر نيروهاي خارجي در منطقه
سلب آسايش و آرامش و ايجاد
مشكلات براي مردم مسلمان
تضامن اسلامي
همجواري
به هم خوردن ثبات و امنيت منطقه
تغيير شرايط جبهه ها و تعهدات
بين المللي مورد غفلت قرار گرفته است .
چگونه مي توان توجيه كرد كه در نامه اي كه با اسم خداوند تبارك و تعالي شروع و با شعار الهام بخش الله اكبر ختم مي شود
برخلاف
تعليمات صريح و قيوم اسلام و قرآن
اصل نژادي و قومي بر اصل اسلامي و عقيدتي مقدم شمرده شود.
آيات محكمات :
« انما المومنون اخوه » و « ان هذه امتكم امه واحده و... »
« و انا خلقناكم من ذكر و انثي و جعلناكم شعوبا و قبائل لتعارفون ان اكرمكم
عندالله اتقيكم » براي هر مسلماني كافي است كه در موضعگيري هاي خود علائق نژادي
جغرافيايي و زيارتي را تحت الشعاع اصول
اسلامي قرار دهد. شما بهتر از ديگران از سياستهاي دولت كويت در طول جنگ و مراتب ظلم آنها نسبت به انقلاب اسلامي ايران آگاهي
داريد
اما موضعگيري ما نه در ارتباط با افراد
بلكه برخاسته از اصول ماست .
5 ـ بي ترديد در موقعيت و شرايط مذاكرات صلح بين دو كشور
تهاجم غيرقابل تصور به يك كشور همسايه بدون كوچكترين اطلاع
و هماهنگي آن هم با آثار و تبعات فوق العاده آن در رابطه با ما مي تواند اعتماد ما را سست سازد و ترديد جدي در انگيزه هاي مذاكرات
چند ماهه اخير ايجاد نمايد
به خصوص كه در طول اين مدت ما شاهد اقداماتي كه نشانه حسن نيت باشد نبوده ايم و كماكان اصرار بر
تداوم اشغال سرزمينمان و حتي مخالفت با مساله كوچكي چون خاموش كردن حريق چاههاي نفتي كه جز اتلاف سرمايه ميهن اسلامي
نتيجه اي براي شما ندارد را شاهديم .
6 ـ لحن نامه اخيرتان مناسب با حالت لازم در جريان مذاكره نيست . لحن و زباني به كار گرفته كه در گذشته عدم كارآيي آن در رابطه با
ملت مسلمان و انقلابي ما آزموده شده
و از تحليلي درباره موضعگيري هاي جديد دوستان و حاميان گذشته خودتان براي قانع كردن ما
استفاده شده كه مناسب نيست
زيرا مي دانيد كه ما در عمل همه اين مراحل را آزموده ايم و از سر گذرانده ايم و ثابت كرده ايم كه بيش از هر
چيز روي ايمان و مقاومت و حمايت مردم حساب مي كنيم و قهر و لطف ديگران را داراي آن چنان ارزشي نمي دانيم كه برنامه زندگي و
موضع گيري ها و تصميمات مهم را براساس آن قرار دهيم . ما به دنبال استفاده از شرايط فعلي نيستيم و جز حقوق مشروع و قانوني خود
چيز ديگري را نمي خواهيم . چيزي كه در همه مراحل مذاكرات روي آن تاكيد داشته ايم .
7 ـ نكته مورد تاكيد نامه شما در مورد سرعت حركت در جهت صلح را كاملا قبول داريم ولي آنچه كه به صلح سرعت مي بخشد
پيشقدمي در ارائه پيشنهادهاي شكلي و بالا بردن سطح مذاكرات بدون آنكه در محتوا پيشرفتي حاصل شده باشد نيست
بلكه مي بايست
به قراردادهاي بين دو كشور كه از نظر بين المللي به رسميت شناخته شده پايبند باشيم و بيش از حق مشروع خود طلب نكنيم
زيرا قابل
تصور نيست آنچه كه با جنگ هشت ساله حاصل نشد در مذاكرات قابل تحقق باشد.
اگر اين مطلب را قبول داشته باشيم لازم نيست براي مشخص كردن مرزها در زمين و رودخانه به دنبال چيزي جز معاهده 1975
باشيم و اگر قبول نداشته باشيم بهتر است كار اجراي قطعنامه را به سازمان ملل و شوراي امنيت واگذاريم
ضمن اينكه نقطه ارتباط ژنو را
براي تبادل نظرات در مسائل مشترك حفظ كنيم .
والسلام عليكم
اكبر هاشمي رفسنجاني
16 محرم 1411 هجري قمري
مطابق با 69
5
17 هجري شمسي
سوتيتر :
آيت الله هاشمي رفسنجاني خطاب به صدام :
ما چگونه مي توانيم قبول كنيم در نامه اي كه به اسم خداوند تبارك و تعالي شروع كرده ايد
برخلاف تعليمات صريح و قيوم اسلام
و قرآن سخن رانده ايد!
لحن نامه اخيرتان مناسب با حالت لازم در جريان مذاكره نيست . لحن و زباني به كار گرفته ايد كه در گذشته عدم كارآيي آن را در
رابطه با ملت مسلمان و انقلابي ما آزموده ايد.
ما به چيزي جز حقوق مشروع و قانوني خود قانع نيستيم .

*****
بررسي ديدگاه جهان شمول پيشوايان شيعه به حقوق كودك
|
فاطمه رسوليان
اشاره :
شانزده مهرماه هر سال (8 اكتبر) در برخي نقاط دنيا از جمله ايران روز جهاني كودك است . كشورهاي جهان روزهاي كودك مختلفي
براي خود دارند; اما روزجهاني كودك را خود بچه ها به وجود آورده اند . در سال 1986 در چنين روزي دو تن ازدانش آموزان 9 ساله
مدرسه آتاتوري در نيويورك با نگارش نامه اي از همه بچه هاي دنيا خواستند كه با هم روزي را به صلح اختصاص دهند . نزديك به 18
سال از تصويب پيمان نامه جهاني حقوق كودك كه تقريبا همه دولت هاي جهان براي آن سلام و صلوات فرستاده اند
مي گذرد. پنج سال
در خصوص منع كار كودكان تصميمات پر آب و تابي گرفت و بيشتر از هر سند بين المللي
ILO پيش نيز كنفرانس بين المللي كار
دولت ها به به و چه چه گفتند! اما در عمل آش همان آش و كاسه همان كاسه است .
از سال 1986 تاكنون فقط حدود بيست سال مي گذرد و شايد جهانيان تصور كنند كه دفاع از حقوق كودك به طور رسمي با ابتكار
غربي ها و سازمان ملل پديد آمده و قبل از آن مرجع رسمي ديگري به اين موضوع فكر نكرده و راهكاري براي حفظ حريم كودكان ارائه
نكرده است . حال آنكه اسلام در بيش از هزار و چهارصد سال پيش
حقوق كودكان را به صراحت در ميان آيات قرآن مجيد
احاديث و
روايات بيان و تشريح نموده است .
در اين مقاله به بيان برخي از ديدگاههاي اسلام و پيشوايان ديني در مورد حقوق كودكان پرداخته مي شود.
حقوق كودك از ديدگاه اسلام :
والدين نخستين خاستگاه احترام به حقوق كودك است كه در اسلام به آن سفارش شده است . كودكان داراي حقوق متعددي هستند كه
بايد بوسيله والدين رعايت شوند از جمله آنها مي توان به موارد ذيل اشاره اي گذرا داشت :
از قبل از ولادت براي او نام نيكو قرار دهيد.
امام علي (ع ) مي فرمايد : « فرزند را بر پدر
و پدر را بر فرزند حقي است
حق فرزند بر پدر و مادر آن است كه نام نيكو بر فرزند نهد
خوب تربيتش كند و به او قرآن بياموزد روز دوم براي او عقيقه ( قرباني ) كنيد; روز هفتم ولادت او (پسر) را ختنه نمائيد
روز هفتم
سرايشان را تراشيده و به وزن آن طلا و يا نقره صدقه بدهيد
او را دوست بداريد و ببوسيد
او را خوشحال و مسرور كنيد
به قولي كه
فرزندانتان مي دهيد عمل كنيد
تا هفت سال ايشان را واگذاريد تا بازي كنند
به او نماز و آداب اسلامي و احكام آموزش دهيد
زماني كه
ده ساله شدند رخت خواب آنها را جدا سازيد
شنا
تيراندازي و اسب سواري به آنها بياموزيد; كارهاي سخت از او نخواهيد
ميان دو
فرزند فرق نگذاريد
با پاكيزگي ايشان را بزرگ نمائيد . به آنان آموزش دهيد و در امر ترويج آن ها كوشا باشيد . (1 )
از پيامبر اسلام نقل شده كه فرمود : « از حقوق فرزند بر پدر اين سه حق است يكي اينكه بر او نام نيكو بگذاريد
دوم اينكه به او نوشتن
بياموزد و سوم اينكه به هنگام رشد و كمال سني
اسباب ازدواج را برايش فرآهم كند » (2 )
در مقابل اذيت هايي كه توسط كودكان به شما مي رسد صبر كنيد و آنها را نفرين ننمائيد. امام سجاد (ع ) مي فرمايد : « و اما حق
فرزندت اين است كه بداني : « او از توست و در زندگي دنيا و خيرو شر آن وابسته ي به تو است و تو در تربيت و راهنمايش به سوي خداي
عزو جل و كمك كننده او بر طاعت و فرمانبرداري خدا هستي
پس در مورد او چنان عمل كن كه خود را در مقابل نيكي به او ماجور و در
مقابل بدي به او معذب و عاقب بداني . »
بر اساس دو طرفه بودن حق و وظيفه همچنان كه پدر بر گزدن فرزند حقي است
فرزند نيز حقي برعهده ي پدر دارد
خداي بزرگ
ا اگر
براي فرزند در قبال والدين مسئوليتي قرار داده است
پدر و مادر را نيز بدون تعهد نگذاشته است
غنچه ي نشكفته اي كه به نام كودك و
به عنوان نعمتي شيرين در اختيار پدر گذاشته شده
نياز به محبت هدايت
تعليم و تربيت دارد
آنان كه در مقابل حوادث و بلاها جسم
كودك خود را محافظت كرده و در تامين خوراك و پوشاك و آسايش جسمي ميوه هاي دل خويش كوشش فراوان مي كنند
نبايد از روح و
روان و قلب و انديشه ي او غفلت كنند
فراهم كردن امكانات آمورزشي
تعليم و تربيت صحيح
مجهز ساختن فرزند به آگاهيهاي لازم
براي ورود به صحنه ي اجتماع از وظايف حتمي پدر است
آري كه ما پس از گذشت 15 قرن از دوران جاهليت
بر اعراب قبل از اسلام
به
خاطر زنده بگور كردن فرزندانشان لعن و نفرين مي فرستيم
نبايد امروز فرزندان پاك و معصوممان را در گور شهوات و نامردي ها
مفاسد
و مظالم رنگارنگ دفن كنيم
مرگ معنوي و اخلاقي به مراتب از نابودي جسمي زيان بخش تر است
به بيان امام چهارم (ع ) بايد بداني كه
فرزندت از تو و وابسته به توست
در دوران زندگي دنيا نيك و بد او با تو در رابطه است
تو مسئولي كه او را ادبي نيك آموخته
بسوي
خدا راهنمائيش كرده
و در فرمانبرداري حق ياورش باشي
درباره ي او بايد چنان عمل كني كه گويا به يقين ميداني پاداش نيكي و كيفر
بدي به او را دريافت خواهي كرد . (3 )
وقتي كودكان براي خدا عبادتي انجام دادند آنها را پاداش دهيد; چشم و دل آنها را از طعام سير كنيد; با ادب با آنان برخورد كنيد
با
فرزندانتان به صورت دو دوست واقعي باشيد
آنان را درك كنيد
به هنگام نصيحت كودكان ; آنان را سرزنش نكنيد
آنان را تشويق به
عبادت خدا كنيد
در سن هفت سالگي آنها را امر به نماز خواندن كنيد
آنان را كتك نزنيد
با اعمال خود آنان را تربيت كنيد
چون به سن
مشورت رسيدند با آنان مشورت كنيد
براي آنان شخصيت قائل شويد
به اعتقادات آنها احترام بگذاريد
با فرزندان كوچك خود بازي
كنيد
براي تربيت آنان وقت بگذاريد
روزي و شير حلال به آنها بدهيد
به آنان سلام كنيد
در انتخاب كار مناسب براي آنان مطابق سن و
وضعيت جسمي شان مشورت دهيد
آنها را از دوستان بد دوري دهيد
حتي المقدور در تامين مخارج ضروري آنها كوشا باشيد . (4 )
دوست داشتن كودكان
از پيامبر اكرم (ص ) نقل قول شده كه فرمود : كودكان را دوست بداريد و برآنان رحمت آوريد
پس هرگاه به آنان وعده اي داريد به
عهد خود وفا كنيد
زيرا آنان تنها شما را مي بيند و مي شناسند كه آنان روزي دهيد.
يكي از مهمترين نيازهاي كودكان از ديدگاه اسلام نياز به محبت است . اسلام دين مهر و محبت و دوستي است كه اين امر از ديدگاه
ائمه اطهار نمايان مي باشد. پيامبر اكرم (ص ) مي فرمايد : كودكان را دوست بداريد و نسبت به آنان مهربان باشيد
فرزندان خود را بسيار
ببوسيد زيرا با هر بوسه براي شما درجه اي در بهشت فراهم مي شود.
از امام صادق عليه السلام نقل شده كه فرمود : همانا خداي عزوجل مرد را مورد رحمت و لطف قرار دهد
به خاطر شدت دوستيش
نسبت به فرزندش . حضرت علي (ع ) به كودكان بسيار علاقه داشت و به آنها مهر ورزيد و با كساني كه كودكان را دوست مي داشتند مهربان
بودند و آنان را تشويق مي نمودند.
نيكويي به فرزند كنيد به جاي پدر و مادر كه از دست داده ايد
زيرا يكي از رسول (ص ) پرسيد : نيكويي با كه كنم گفت با مادر و پدر
گفت مرده اند
گفت : با فرزند
كه همچنان كه پدر را حق است فرزند را حق است و يكي از حقوق فرزند آنست كه وي را به خوبي خويش
در عقوق نداري . رسول (ص ) گفت : خداي تعالي رحمت كند بر پدري كه پسر خويش را به نا فرماني نيازاردو همچنين فرمود : در
محبت به كودكان به عدالت رفتار كنيد همچنان كه دوست داريد بين شما در نيكي و لطف به عدالت رفتار شود.
و از حقوق فرزندان آن است كه ميان ايشان در عطا و بوسه دادن و در همه نيكويي برابر دارند
و كودك خود را نوازش كردن و بوسه دان
سنت رسول (ص ) است كه ايشان خود حسن (ع ) را بوسه داد.
اقرع بن جلس گفت : مرا ده فرزند است
هيچ كدام را بوسه نداده ام
رسول (ص ) گفت : هركه بر فرزند رحمت نكند بر وي رحمت
نكنند . (5 ) امام صادق مي فرمايد : آن كس كه فرزند خود را مي بوسد خداوند براي او حسنه اي مقرر مي دارد . همچنين مي فرمايد : آن كس
كه فرزند خود را شاد و مسرور كند
خداوند در روز قيامت او را شادان و مسرور خواهد كرد . (6 )
امام صادق در جايي ديگر مي فرمايد : كودكان را دوست بداريد و با آنها مهربان باشيد. وقتي به آنها وعده اي مي دهيد حتما وفا كنيد.
زيرا كودكان شما را رازق خود مي پندارند . (7 )
امام خميني رهبر فقيد انقلاب اسلامي كه طي سالهاي 1341 و پس از انقلاب اسلامي تا زماني كه زنده بود
مصداق بارز اشدا علي
الكفار بود و با لحن آتشين گفت : آمريكا هيچ غلطي نمي كند در برابر كودكان متواضع بود و خود را خادم آنها مي دانست و مي فرمود : من
خدمتگذار شما بچه ها هستم شما بچه هاي خود من هستيد
من به شما ارادت دارم
اخلاص دارم
محبت دارم ... (8 )
آموزش كودكان
كودكان خردسال غنچه هاي نشكفته ي امروز و گل هاي زيباي فردايندهمه ي افراد جامعه در برابر آن ها مسئول و موظفند
هر گونه
مسامحه و غفلت در امر سرنوشت آنان
منشا خسارت جبران ناپديري برآينده ي جامعه ي اسلامي است
آموزش و پرورش كودكان از
مسائل مهم و حياتي جامعه است پدر و مادر
معلمين و مربيان
زمامداران و رهبران همگي درباره ي سرنوشت كودكان مسئولند
مگرنه اينكه دانشمندان مديران
مغزهاي سياسي
كارگران و سربازان آينده ي كشور
همين كودكان امروز هستند
پس هر كس و در هر
موقع مقام براي رشد و شكوفايي اين استعدادها و حفظ و نگاهباني اين اندوخته هاه
بايد كوششي پي گير و تلاشي مخلصانه داشته
باشد . امام علي (ع ) مي فرمايد : « فانكم مسوولون حتي البقاع و البهائم » (9 ) يعني به خدا قسم حتي درباره ي گورها و چهارپايان هم
مسئول هستيد
پس درباره كودكان مسئوليتي دشوار تر متوجه همه است امام چهارم (ع ) هم حق كوچك ها را گوشزد كرده و فرموده
است : در آموزش آنان دلسوز بوده
از خطا هايشان درگذريد
عيوبشان را پوشانده
و با آنها مدارا كرده و در زندگي يار و ياورشان باشيد.
امام حسن مجتبي عليه السلام فرمود : كه پدرش علي (ع ) به هنگام وفات به او فرمود : افراد خردسال خانواده ات را ترحم كن و بزرگشان را
محترم و بزرگ شمار . (10 )
رفتار با كودكان يتيم
سفارش اسلام به رعايت حقوق كودكان بي سرپرست نيز زياد است . در قرآن مجيد كتاب آسماني مسلمانان تاكيد شده است كه حق
يتيم را ضايع نكنيد و تا مادام كه او به بلوغ برسد از حق مادي و معنوي او حراست كنيد. و همچنين پيامبر اسلام مي فرمايد : يتيمان را
مانند فرزندان خود تربيت كنيد و به آنان آن گونه مهر بورزيد كه به فرزندان خود مهر مي ورزيد
نقل است كه شبي حضرت علي (ع ) غذا براي كودك يتيم برد و او را بي قرار و گريان يافت . از او دليل ناراحتي و گريه اش را پرسيد
كودك گفت : بچه ها به من گفته اند تو پدر نداري . امام فرمود : به آنها مي گفتي خليفه ي مسلمانان
پدر من است . امام مي فرمايد : هركس
كودكي دارد خود نيز بايد كودك باشد . (11 )
امام علي (ع ) نسبت به كودكان بسيار مهربان و با عطوفت بود و بويژه اطفال يتيم و بي سرپرست كه در منظر ايشان جايگاهي بس
رفيع برخوردار بودند
بسيار اوقات كه حضرت براي آنان غذا برده
دست مبارك خويش لقمه در دهانش ميگذارد و نوازششان مي نمود و
آنگاه كه سيرشان مي فرمود دو دست و زانوي خو درا بر زمين مي نهاد و صدايي در مي آورد تا بلكه بچه ها هم چنين كرده و بخندند و
اندكي ناراحتي خود را فراموش نمايند
سلام به كودك
در اسلام براي احترام به كودكان تاكيد شده است . پيامبر (ص ) فرمود : پنج چيز است كه تا لحظه ي مرگ ترك نمي كنم . يكي از آنها
سلام كردن به كودكان است . زيرا سلام دو اثر رواني دارد براي سلام كننده باعث تقويت خوي پسنديده تواضع و فروتني است
براي
كودك وسيله ي رشد شخصيت و ايجاد استقلال است . طفلي كه بزرگسالان به او سلام كنند و بدين وسيله وي را احترام نمايند
شايستگي خود را باور مي كند و از كودكي معتقد مي شود كه جامعه براي او اهميت قائل است (2 1 )
مهروزي امام حسن مجتبي با كودكان
امام حسن مجتبي علاوه بر اينكه كودكان را مورد مهر ومحبت خود قرار مي داد بلكه براي شخصيت آنها اهميت زيادي قائل بود. امام
حسن مجتبي مي دانست كه كودكان در هرسني كه باشند داراي شخصيت هستند و نبايد به آنها بي احترامي كرد زيرا از لحاظ شخصيتي هم
مثل بزرگسالان هستند.
رفتار امام حسن (ع ) با كودكان باعث افزايش رفتار مطلوب در كودك مي شد و زمينه را براي انجام كارهاي مثبت ديگر كه از جانب
كودك سرزند فراهم مي كرد. اين رفتار امام باعث مي شد كه كودكان احساس آرامش و راحتي كنند و بتوانند ابراز وجود نمايد كه اين
موضوع خود جنبه ي تربيتي دارد. بچه ها را از اين طريق بهتر مي توان شناخت . زيرا از طريق بيان عقايد و نظرهاي آنها به قدرت خلاقيت
و توانايي آنها مي توان پي برد و بهتر مي توان براي پيشرفت تحصيلي آنها در آينده برنامه ريزي نمود.
رعايت جنبه هاي شخصيتي كودكان
توجه به جنبه هاي شخصيتي كودك در اسلام مورد تاكيد قرار گرفته است . مهمترين خصوصيات جنبه ي برجسته ي رفتار حضرت
علي (ع ) با كودكان در نظر گرفتن همه ي جنبه هاي شخصيتي كودكان مي باشد. آن حضرت در بعد عاطفي سعي مي كرد بچه ها را بخنداند
تا شادمان شوند. از گريه كردن آنها جلوگيري به عمل مي آورد. در بعد اخلاقي رفتار نيك آنها را تشويق مي نمود و ادب را بهترين هديه اي
مي دانست كه والدين مي توانند براي فرزندان خود به جاي بگذارند وبه آنها نماز ياد بدهند و قرآن بياموزند. در بعد عقلاني به قوه ي تفكر
و ادراك كودكان توجه خاصي داشت و كاملا " به حرفهاي آنها گوش مي داد و آنها را تشويق مي نمود كه محيط اطراف خود را خوب درك
كنند و براي تسط برمحيط ازاطراف و استفاده از آن عاقلانه تصميم بگيرد. در بعد اجتماعي آن حضرت كودكان را همچون بزرگسالان
مورد احترام قرار مي داد. در اجتماعات به خواسته هاي آنها گوش مي كرد و دستورات آنها را اجرا مي نمود. در بعد فيزيكي آن حضرت
شبانه غذاي مورد نياز خود را براي كودكان مي برد تا آنها شب بدون غذا نخوابند
ديدگاه امام باقر (ع ) به كودك
روزي امام باقر (ع ) فرمود : من گاهي نسبت به بعضي از فرزندانم اظهار محبت مي كنم و او را بر زانوي خود مي نشانم و شكر در در
دهانش مي گذارم
در حالي كه مي دانم حق با ديگري است
ولي اين كار را به خاطر اين مي كنم تا بر ضد ساير فرزندانم تحريك نشود و
آنچنان كه برادران يوسف به يوسف كردند
نكنند . (13 )
از ديدگاه امام بزرگوار نتيجه مي گيريم كه امام باقر (ع ) به اين امر توجه داشت كه بعضي كودكان نياز به محبت بيشتري دارند و ايشان
به زمان و مكان محبت وزريدن
اهميت فوق العاده مي دادند و بدون دليل به كودكان محبت نمي ورزيد
بلكه به نياز آنها به مهر و محبت
توجه ميكردند. امر نفريط و افراط در مهرورزي نسبت به كودكان را ناپسند و غير منطقي مي دانستند. بايد از افراط و تفريط در امر محبت
و مهرورزي به فرزندان بطور جدي دوري گزيد
زيرا گاه مي شود يك ابراز علاقه نسبت به يك فرزند
آن چنان عقده اي در دل فرزندان
ديگر ايجاد كند كه آنها را به هر كاري وادارد و آن چنان شخصيت خود را در هم شكسته مي بيند كه براي نابود كردن خواهر يا برادرش
حد
و مرزي نمي شناسد و حتي اگر نتواند عكس العملي از خودشان بدهد از درون خود را مي خورد و گاه گرفتار بيماري رواني مي شود
تشابه و هماهنگي بين نظريات
بطور كلي انديشه هاي بزرگان تعليم و تربيت و دين مبين اسلام را در زمينه محبت و مهرورزي را ميتوان چنين خلاصه نمود :
محبت و مهرورزي لازمه زندگي اجتماعي و ادامه ي حيات است .
محبت و مهرورزيدن به عنوان يك نياز ضروري است .
محبت و مهرورزي وسيله اي براي تعليم و تربيت و رشد شخصيت است .
محبت و مهرورزيدن به عنوان را رسيدن به كمال معنوي و آسايش روحي و رواني است .
محبت و مهرورزيدن وسيله اي براي شكوفا كردن استعدادعاي نهفته ي كودكان است .
ـ محبت و مهروزيدن عاملي براي رشد مهارت هاي اجتماعي كودكان است .
ـ محبت و مهرورزيدن به عنوان عامل محكم براي پيوند رابطه اي مناسب و موثر بين اوليا و مربيان با كودك است .
ـ محبت و مهرورزيدن وسيله اي براي پي بردن به مشكلات و نيازهاي كودكان است .
ـ محبت و مهرورزي نسبت به كودكان به عنوان عاملي براي بازداشتن كودكان از خشونت است .
ـ محبت و مهرورزيدن وسيله اي براي انتفال و تجديد نظر و گسترش ميراث فرهنگي جامعه از طريق ارتباط صحيح و علمي بين اوليا و
مربيان با شاگردان است .
بنابراين مهرو محبت مورد توجه و تاكيد مربيان تعليم و تربيت و پيشوايان ديني قرار گرفته است (14 )
جايگاه فرزند در اسلام
جايگاه كودك در اسلام بسيار حائز اهميت است . پيامبر اكرم (ص ) مي فرمايد : فرزند صالح گلي است از گل هاي بهشت . (15 )
همچنين ايشان فرمودند : در هنگامي كه پدر بصورت فرزندش بنگرد و مسرور شود
ثواب آزاد كردن بنده را دارد.
امام سجاد امام چهارم شيعيان مي فرمايند : سعادت انسان در اين است كه فرزند صالحي داشته باشد كه به آن استعانت جويد . (16 )
برخي از توصيه هاي ديگر در رفتار با كودكان
اسلام براي كوچك ترين امور زندگي بشر
دستورات لازم را ارائه فرموده است و در زمينه ي چگونگي رفتار و تربيت كودكان نيز
راهكارهايي را به طور كامل بيان داشته البته با تتبع و جستجو در سيره ي عملي معصومين (ع ) آنها را مي توان مشاهده نمود.
مولا امير المومنين مي فرمايد : كسي كه كودكي دارد بايد در راه تربيت او خود را تا حد طفولت و كودكي تنرل دهد . (17 ) اطفال را به
خاطر گريه هايشان نزنيد
چرا كه گريه هاي اطفال تا مدتي شهادت به وحدانيت خدا
شهادت به نبي اكرم و دعا براي والدين است
به كودك زياد دستور ندهيد و امر و نهي نكنيد تا جرات پيدا نكنند ( نافرمان نشوند ). در اين دوره به آنها شخصيت دهيد. به قول
هايي كه به آنها مي دهيد وفا كنيد
چرا كه در سوره ي اسرا داريم به عهد و پيمان خود وفادار باشيد و بدانيد كه اين امر در پيشگاه خداوند
مورد مآخذه و پرسش است
براي تربيت جنسي كودكان
پدر و مادر نخست بايد به فرزندان خود بياموزيد كه بدون اجازه وارد اتاق نشوند
همانگونه كه در قرآن
مجيد در سوره ي نور آيه ي 58 مي خوانيم كه : به فرزندان آموزش دهيد بدون اجازه و بدون در زدن وارد اتاق نشوند .
پدر و مادر سعي كنند عشق و علاقه به نماز را به كودكان آموزش دهند. از لوس كردن كودكان بپرهيزند چرا كه اين امر موجب ميشود
كودك ضعيف
بي اراده و خود راي بار بيايد. پدر و مادر سعي كنند تا در هيچ شرايطي كودك تحقير نشود زيرا اين امر باعث بي اراده شدن
كودك ميشود.
در قسمتي از دعاي امام سجاد (ع ) در صحيفه سجاديه آمده كه : خدايا بر من منت گذار و فررزندانم را ببخش بر من منت بنه و
ايشان را از نعمت صلاح و صواب محروم مساز و مرا از صلاح عيدت و حسن تربيتشان بهره مند فرما. ايمان را در كودكان پرورش دهيد.
اگر كودك مورد احترام باشد
در خانه كمتر از وامر پدر و مادر سرپيچي مي كند. به فرزندان خود قرآن بياموزيد. امام علي (ع ) مي فرمايد :
در قلب كودكان خردسال همچون زمين خالي است كه هر چه در آن اندازند مي پذيرد . (18 )
شيطنت كودك در خردسالي نشان دهنده ي زيادي عقل او در بزرگسالي است پس نگران نباشيد و آن را سركوب ننماييد(19 )
جمع بندي
آنچه كه در اين مقال ذكر شد
شمه اي بود از ديدگاههاي بزرگان ديني اسلام در خصوص كودك و نحوه رفتار با كودكان كه از بيش از هزار و
چهارصد سال پيش و بعد از آن توسط پيامبر بزرگ اسلام و ائمه شيعه بيان شده است . به خوبي مي توان درك نمود كه احترام به كودك و
رعايت حقوق آنان در اسلام بسيار موردتاكيد قرار گرفته و چنانچه جهانيان براي شناخت ابعاد حقوق كودك به اسناد و متون ديني اسلام
مراجعه نمايند خواهند توانست منشوري الهي و فوق ماديت را براي حفظ و رعايت حقوق كودكان تدوين نمايند.
1 ـ نهج البلاغه حكمت ص 399
2 ـ مكارم الاخلاق ـ ص 220
3 ـ مكارم الاخلاق ـ ص 219
4 ـ حجازي زاده ـ سيد محسن ـ گنج خانواده ـ ص 76 و ص 77
5 ـ كيمياي سعادت ـ جلد اول ـ ص 339
6 ـ قائمي
علي اخلاق و معاشرت در اسلام ـ ص 133
7 ـ شكوهي يكتا
محسن ـ در روش هاي تربيت اسلامي س 107
8 ـ پاسدار اسلام ـ تير ماه 1368 ـ ص 1
9 ـ نهج البلاغه ي صبحي صالح ـ ص 242 خطبه ي 167
10 ـ مستدرك الوسائل ـ جلد 8 ص 394
11 ـ شهرامي
بيژن ـ شبي در پايتخت بهشت ـ ص 247
12 ـ شكوهي يكتا
محسين
روشهاي تربيت اسلامي ص 59
13 ـ مكارم شيرازي و ديگران ـ تفسير نمونه ـ ص 328
14 ـ كرمي
رمضان ـ مهرورزي و خشونت ـ قم ـ سيم حيات ـ ص 385
15 ـ راز دانستن فرزند صالح
16 ـ حليته المتقين ص 82
17 ـ وسائل ـ ج 5
ص 126
18 ـ نهج البلاغه ـ نامدي 31
19 ـ صادق كوهستاني
عقيقه ـ راز دانستن فرزند صالح
اسلام 15 قرن پيش حقوق كودكان را با تمامي ظرايف و دقايق آن بيان كرده در حاليكه اعلاميه دفاع حقوق از كودكان تنها به بخشهايي
از حقوق كودك اشاره دارد
آنان كه در مقابل حوادث و بلا يا جسم كودك خود را محافظت كرده و در تامين خوراك و پوشاك و آسايش جسمي ميوه هاي دل
خويش كوشش مي كنند
نبايد از روح و روان و انديشه او غافل باشند
آري ما كه پس از گذشت 15 قرن از دوران جاهليت
بر اعراب قبل از اسلام به خاطر زنده به گور كردن فرزندانشان لعن و نفرين
مي فرستيم
نبايد امروز فرزندان امروز فرزندان پاك و معصوممان را در گور شهوات و مفاسد رنگا رنگ دفن كنيم

|