بسم الله الرحمن الرحيم
آقاي « ولاديمير پوتين » رئيس جمهور روسيه قرار است در چارچوب اجلاس سران كشورهاي حوزه خزر به تهران سفر كند. اين
نخستين ديدار يك رئيس جمهور روسيه به ايران پس از پيروزي انقلاب اسلامي محسوب مي شود و از جهات مختلفي حائز اهميت و
حساسيت است . مناسبات تهران ـ مسكو براي چندين دهه دچار تنش هاي فراواني بوده ولي با توجه به تحولات منطقه اي و جهاني
اكنون مي تواند شاهد شكل گيري دور جديدي از مناسبات فيمابين باشد كه درعين تلاش براي تامين اهداف متقابل
همكاري و همفكري
ايران و روسيه بر تحولات منطقه اي و جهاني هم اثرگذار باشد.
خوشبختانه اين ديدارها و مذاكرات فيمابين در شرايطي كاملا متفاوت با گذشته به وقوع مي پيوندد. از آنطرف ساختار قدرت در
مسكو دچار تحولات بنيادين شده و نگاه جديدي را بر كرملين حاكم ساخته است و در اينجا نيز با سقوط رژيم ستم شاهي كه نقش
نماينده آمريكا در منطقه را بازي مي كرد
نسل جديدي از دولتها و حكومتها با پشتوانه اي انقلابي و ماهيتي ضد سلطه
به قدرت رسيده
است . انتظار مي رفت مسكو جزو نخستين كشورهائي باشد كه براي بهبود
گسترش و ارتقا مناسباتش با جمهوري اسلامي ايران پيشقدم
شود لكن از نخستين سالهاي پس از پيروزي انقلاب اسلامي شاهد حمايت بي حد و مرز كرملين از رژيم متجاوز صدام بوده ايم . البته
مسكو همواره حمايت از صدام را به بهانه وجود قرارداد دوستي 25 ساله با رژيم بعث عراق توجيه مي كرد لكن بعدها شاهد آن بوديم كه
عليرغم وجود همين قرارداد دوستي ميان مسكو ـ بغداد
آمريكا و متحدانش طي 2 جنگ خانمان سوز
خاك عراق را شخم زدند و ضمن
نابود ساختن تمامي زيرساختهاي اقتصادي ـ صنعتي عراق
صدها هزار تن را قتل عام كردند.
هرگز شاهد نبوده ايم كه مسكو در قبال جنايات جنگي آمريكا در عراق يا افغانستان
واكنش جدي
موثر و قابل ذكري از خود نشان
دهد و از ابزارهاي خود براي متوقف كردن جنايات آمريكا و ديگران بهره گيري كند يا حتي مانع ويراني هرچه بيشتر اين دو كشوري شود
كه مسكو تا اين اواخر مناسبات ويژه اي با آنها داشت . اگرچه مواضع اخير مسكو در هر دو زمينه تحت عنوان همكاري براي نابودي
كانونهاي تروريستي توجيه شده است لكن سئوال جدي اينست كه حتي همين ادعا تا چه اندازه صحت دارد و آيا از ابعاد عمليات
تروريستي كاسته شده يا آنكه تروريسم لجام گسيخته در مقياسي بمراتب وسيع تر از هميشه
در منطقه
جولان مي دهد
قطعا آقاي پوتين سعي خواهد كرد براي همكاري خود با غرب و بويژه آمريكا
دلايل و توجيهاتي را مطرح سازد و مشخصا از
سياستهاي كرملين براي فاصله گرفتن از عملكرد دوران جنگ سرد
دفاع كند
ولي خوبست به تجزيه و تحليل آثار
نتايج و دستاوردهاي
كرملين از سياستهاي اين دوران 17 ساله بپردازيم تا دريابيم كه همكاريهاي مسكو ـ واشنگتن
بجاي آنكه يك همكاري دوجانبه باشد
عموما « همراهي يكطرفه » از جانب مسكو نسبت به آمريكا را در ذهن ها تداعي مي كند و كمترين بهره هاي استراتژيك را براي كرملين
بهمراه داشته و دارد.
اينكه تداوم چنين سياستي چه منافعي براي مسكو دارد
سئوال مهمي است كه آقاي پوتين ملزم نيست پاسخي براي اقناع ديگران
ارائه كند ولي وقتي پاي منافع ملي ديگران در ميان است
كمتر كسي به كشورها حق مي دهد كه روي حال و آينده و سرنوشت ديگران به
مانور سياسي ـ تبليغاتي بپردازند و در اين باره راسا تصميم بگيرند. البته آقاي پوتين مي تواند مسئوليت تصميمات ديگران در گذشته را
نپذيرد و حتي از عملكرد « بوريس يلتسين » ابراز انزجار كند كه روسيه را در حاشيه اجلاس سران « جي ـ 8 » حتي از برخي اقمار غرب هم
بي اعتبارتر ساخت ولي باز هم چيزي عايدش نگرديد.
آقاي پوتين در اين سالها خط مشي مستقلي را در قبال غرب در پيش گرفته ولي هنوز هم جايگاه و عملكرد مسكو در قبال مسائل
جهاني با موقعيت هاي مورد انتظار
فاصله زيادي دارد. هرگز پسنديده نيست كه كرملين بعنوان مركز ثقل ابرقدرت ديروز
در خدمت
اهداف واشنگتن قرار گيرد و نيازهاي استراتژيك غرب و بويژه آمريكا را تامين كند. عملكرد مسكو در قبال پرونده هسته اي ايران و
همراهي و سكوت مسكو در راه تبديل نمودن اين پرونده به بزرگترين چالش جامعه جهاني ! با هيچيك از شاخص هاي وضعيت جهاني
كرملين سازگاري ندارد و مسكو را به جاده صاف كن طرحهاي استعمار نو در قلب دنياي اسلام تبديل كرده است .
مسكو گاهي با پيشنهادات نسنجيده و غيرقابل توجيه خود به غرب
همه را و حتي غرب را شگفت زده كرده است . پيشنهاد همكاري
مشترك در پايگاه جاسوسي و رهياب موشكي « قبله »
اگرچه مورد استقبال توام با حيرت غرب شده ولي نه تنها از تهديدات غرب عليه
روسيه نكاسته بلكه بر شدت
پيچيدگي و تنوع آن افزوده تا بلكه امتيازات بيشتر و ارزنده تري از كرملين دريافت كنند.
آقاي پوتين يقينا از ماجراي « انقلابهاي رنگين » در آسياي ميانه و قفقاز آگاه است و مي داند كه با كوچكترين غفلتي شاهد وقوع يكي از
همين انقلابهاي رنگين در مسكو خواهد بود. البته هنوز هم دير نشده و براي « سيا » كه در دوران يلتسين به تامين امنيت شخصي رئيس
جمهور روسيه ! سرگرم بود
« رخنه در ساختار قدرت » بيش از تظاهر به قدرت مندي و « نمايش قدرت در كرملين »
اهميت
دارد.
ناگفته پيداست كه سيا به كسب و حفظ قدرت در يك مسير بدون بازگشت
بيش از قدرت نمائي در يك مقطع زماني كوتاه مي انديشد
و راهكار اول را ترجيح مي دهد.
افول اعتبار جهاني و منطقه اي مسكو
براي واشنگتن يك هدف استراتژيك محسوب مي شود و با كمال تعجب شاهديم كه رهبران
كرملين براي بيش از يك دهه سرگرم تامين اهداف كليدي واشنگتن در همين مقوله بوده اند و كمابيش هستند.
اين براي كرملين افتخارآميز نيست كه براي مقابله با ملتها و براي درهم شكستن اراده دولتهاي متكي به آرا ملتها
با واشنگتن
همدستي و همراهي كند و تمامي تصميمات واشنگتن در اين مقوله را عينا تكرار نمايد. اهميت و حساسيت مسئله زماني بيشتر
مي شود كه بدانيم كرملين تا اين اواخر مدعي پرچمداري مبارزه با امپرياليسم بود و كسي غير خود را و راهكاري غير از روشهاي خود را
براي مبارزات موفق ضد استكباري به رسميت نمي شناخت ولي امروزه مواضع مسكو
حتي مخالفتهاي ظاهري و مقطعي با سياستهاي
واشنگتن هم ترديدآميز به نظر مي رسد و پايدار نيست . آيا مسكو رهبري آمريكا به عنوان تنها ابرقدرت جهان را پذيرفته است يا زندگي
در دنياي چند قطبي را بيشتر مي پسندد اگر مسكو پيروي از واشنگتن را طالب است
غرور ملي روسها چگونه ارضا شدني است و اگر
دنياي چند قطبي بعنوان مدل جهاني مطلوب مسكو مطرح است
آيا رفتار سالهاي اخير مسكو در اين مسير بوده و كمكي به اين خط
مشي محسوب مي شود
زماني براي دوران شاه معدوم
پايگاه جاسوسي آمريكا و ناتو عليه اتحاد شوروي بود. آن پايگاههاي جاسوسي و استراق سمع كه گاهي
در پوشش صنايع كشاورزي و از جمله « كشت و صنعت مغان » صورت مي گرفت
به بركت پيروزي انقلاب اسلامي برچيده شد. ولي
روسها بجاي استقبال از اين پديده
به تامين جنگ افزارها در جهت مقابله با اين انقلاب عظيم مردمي پرداختند كه ماجراي ميگ 25 و
27
تانكهاي تي ـ 72 و موشكهاي اسكاد و طيف وسيعي از جنگ افزارهاي فوق مدرن صدام از همين مقوله است . آن جنگ به زيان
متجاوز به پايان رسيد و ايران پس از يك ربع قرن با اقتدار و صلابت بيشتر و اعتماد به نفس روزافزون به آينده مي نگرد.
ملت ايران
چه در جنگ تحميلي 8 ساله و چه در دوران بازسازي و سازندگي و چه امروز در دوران بالندگي و ارتقا علمي ـ
تخصصي
به بيگانه اميدي نداشت و راه استقلال و سربلندي خود را با اعتماد بنفس هموار كرد و هرگز انتظار نداشت كه مسكو را در
صف مقابل خود و در جبهه متخاصم ببيند. اين براي همسايگان بهتر است كه مرزهاي آبي ـ زميني فيمابين مرزهاي صلح و دوستي و
روابط فيمابين مبتني بر تفاهم و همكاري باشد. آمريكا و غرب
دير با زود مجبورند منطقه را براي هميشه ترك كنند ولي روسها بعنوان
همسايگان شمالي ما به تفاهم و همكاري نيازمندند. اين بهترين دليلي است كه مي تواند آقاي پوتين و دستيارانش را از همكاري با
آمريكا در خصومت عليه ايران باز دارد.

|