روزنامه جمهوري اسلامي 17/07/1386 صفحه سياسي
*****
مساله هسته اي نبرد ايران و غرب


  • بخش دوم و پاياني
    سيامك باقري
    اقدام
    برخي صاحب نظران معتقدند آمريكا استراتژي سه مرحله اي را در پرونده هسته اي ايران را در دستور كار خود قرار داده است . شيوه اي كه براي اين استراتژي بكار گرفته سياست گام به گام است .
    مرحله اول استراتژي اجماع سازي وايجاد جبهه مشترك است . رايس وزير خارجه آمريكا اعتراف كرد كه واشنگتن به تنهايي قادر به عقب نشاندن ايران از برنامه هسته اي اش نيست .اساسا آمريكا پس از شكست سياست يكجانبه اش به اين نتيجه رسيد كه تنها راه پايان دادن برنامه هسته اي ايران اجماع قدرت هاي هسته اي و بزرگ جهان است . آمريكا به صورت كلي موفق به اجماع نسبي قدرت هاي صنعتي شد.
    مرحله دوم استراتژي الزام سازي است . مقامات آمريكايي دراين مرحله سعي دارند كه تعهدات الزام آور بين المللي عليه ايران ايجاد كنند. رايس گفته بود كه زماني كشورهاي متعدد در حمله به عراق با هم همراهي كردند كه اين كشور با قطعنامه هاي متعددي از سوي شوراي امنيت روبرو بوده است .
    مرحله سوم استراتژي اقدام است . به زعم دولتمردان آمريكا با انباشت قطعنامه ها عليه ايران در شوراي امنيت ميتوانند ايران رابه عنوان ناقض قواعد بين المللي و عدم پايبندي به تعهدات بين المللي معرفي نموده و سپس اقدام نظامي عليه تاسيسات هسته اي ايران را ترتيب دهند. البته آمريكا دراين خصوص باموانع زيادي روبرو است : برخي از آنها عبارتند :
    1 ـ شكست راهبرد حمله پيشدستانه
    2 ـ باتلاقي شدن عراق
    3 ـ قدرت ايران بلحاظ
    قدرت دفاعي
    موقعيت ژئوپوليتيك
    نيروي انساني
    نفوذ منطقه اي
    4 ـ موانع دموكراتها در گنگره آمريكا ومخالفت با راه حل نظامي در مسائل خاورميانه و ايران
    5 ـ هشدارهاي كشورهاي جهان
    فرصتهاي ايران
    جمهوري اسلامي ايران در برابر سياست فشار غرب وجهت حفظ وارتقاي برنامه هاي هسته اي خود داراي فرصتها واهرمهايي قابل توجه اي است . فرصتها واهرمهاي ايران دردو دسته قابل تقسيم است .
    1 ـ ضعف هاي مخالفان هسته اي
    مخالفان هسته اي ايران درسه دسته قرار مي گيرند اول آمريكا دوم رژيم صهيونيستي سوم برخي از كشورهاي اروپايي هر سه دسته فوق داراي ضعف هاي جديي درداخل و بيرون هستند كه بررسي هر يك نشان خواهد داد قادر به طولاني كردن سياست فشار عليه ايران نيستند.
    آمريكا
    آمريكا درداخل خود حداقل دو مانع بسيار بزرگ در پيش رو دارد.
    الف ـ عدم اجماع در سطوح مختلف
    در خصوص نحوه برخورد با ايران در آمريكا اختلافات زيادي وجود دارد. اين اختلاف در سطوح مختلف قابل مشاهده است . اختلاف بين كنگره و كاخ سفيد : اكثر كنگره آمريكا معتقدند كه بايد با ايران مذاكره كرد در حالي كه كاخ سفيد مذاكره را غيرعملي مي داند.
    اهرم هاي ايران .
    جمهوري اسلامي ايران اهرم ها يا برگه هاي برنده زيادي براي پيشبرد برنامه هسته اي خود دارد. توجه به اين اهرم ها چشم انداز فعاليت هسته اي و نتايج تقابل ايران با غرب را مشخص خواهد كرد.
    1 ـ موقعيت هسته اي ايران
    بومي بودن برنامه هسته اي ايران و عدم اتكا اين فن آوري به خارج شاخصه محوري موقعيت هسته اي ايران مي باشد. برنامه هسته اي ايران در تحريم متولد شد و رشد و توسعه يافت . از اين رو تحريم ها تاثير چنداني بر روند فعاليت هاي هسته اي ايران نخواهد داشت .
    جمهوري اسلامي ايران در حال حاضر پنج هزار دانشمند هسته اي تربيت كرده و حدود 850 مهندس هسته اي در نطنز مشغول به فعاليت هستند. دانشمندان هسته اي ايران اكنون بر كليه فرايند چرخه سوخت هسته اي مسلط هستند. به عبارتي در حال حاضر اكتشاف ) و هگذافلورايد اورانيوم UFA و استخراج تبديل سنگ اورانيوم به كيك زرد و تبديل كيك زرد به اكسيد اورانيوم و تيتر فلورايد اورانيوم ( ) و سپس غني سازي آن توسط مهندسين ايراني انجام مي شود . توليد هگذافلورايد اورانيوم اكنون به 250 تن رسيده است . از سوي UF (6 ديگر مهندسين هسته اي ايران تسلط كافي بر غني سازي بصورت زنجيره اي را دارند و قادرند سه هزار سانتريفيوژ را نصب و راه اندازي نمايند.
    ساخت ماشين سانتريفيوژ كه داراي دويست قطعه كه 92 قطعه آن بسيار حساس است توسط مهندسين ايراني صورت مي گيرد . در شرايطي كه ايران در شديدترين تحريم ها بسر مي برد كارخانه زيركونيوم را طراحي و احداث نموده و موفق به بهره برداري از آن شده است . جمهوري اسلامي علاوه بر تسلط بر چرخه سوخت تكنولوژي ساخت نيروگاه اتمي آب سنگين را نيز بدست آورده و در حال احداث مدل « كندو » در اراك مي باشد.
    در همين ارتباط ايران موفق شد كارخانه آب سنگين را طراحي راه اندازي و مورد بهره برداري قرار دهد.
    نتيجه اينكه موقعيت هسته اي ايران داراي چند ويژگي اساسي است .
    الف ) بومي و خودكفا است
    ب ) داراي دانشمندان و مهندسين توانمند متعهد و روحيه بالاي ملي است .
    ج ) مهندسين ايراني بر كليه فرايند و ابعاد برنامه هسته اي تسلط دارند.
    د) از سرعت عمل فوق العاده اي برخوردارند.
    ويژگي هاي فوق باعث شده كه دستان ايران در برنامه هاي هسته اي خود پر بوده و در برابر هر فشار يا تحريمي ثابت قدم و استوار باشد.
    2 ـ صلح آميز بودن برنامه هاي هسته اي ايران
    پس از چند سال « راستي آزمايي » آژانس بين الملل انرژي اتمي از تاسيسات هسته اي ايران و شفاف سازي گسترده اي كه ايران در قالب بازرسي هاي آژانس انجام داد و ارائه اظهار نامه ها و همكاري فراتر از قواعد و مقررات آژانس ارائه داد كسي نمي تواند صلح آميز بودن فعاليت هاي هسته اي ايران را منكر شود. به همين جهت در تمام گزارش هايي كه مدير كل آژانس تاكنون ارائه داده است تاكيد كرده كه برنامه هسته اي ايران منحرف نشده است . چنين شرايطي در مساله هسته اي ايران جلوي هر نوع بهانه اي را براي برخورد گرفته و خواهد گرفت . اين وضعيت باعث شد تا اكثر دولت ها از جمله 116 عضو جنبش عدم تعهد و نيز روسيه و چين برنامه هسته اي ايران را مورد حمايت قرار دهند
    NPT 3 ـ همكاري با آژانس و عضويت در
    اكنون به عنوان يك امتياز و اهرم تهديد ايران محسوب مي شود . بسياري از NPT حفظ همكاري با آژانس و تداوم عضويت در و لغو همكاري خود با آژانس دو خطر بزرگ را NPT شخصيت هاي بين المللي و دولتمردان همواره هشدار مي دهند كه خروج ايران از بدنبال خواهد داشت
    و ناكارآمدي و بي اعتمادي به آژانس . NPT الف ) بي خاصيت شدن معاهده
    ب ) پنهان شدن برنامه هاي هسته اي ايران از چشم ناظران بين المللي
    4 ـ پشتوانه مردمي
    به اعتقاد همه كارشناسان برنامه هسته اي ايران به هويت ملي يا غرور ملي ايرانيان تبديل شده است . از همين رو مخالفان هسته اي ايران معتقدند كه با توجه به ويژگي فوق رويارويي با ايران بسيار دشوار است لذا موسساتي مانند هريتيج به كاخ سفيد پيشنهاد داد كه براي پايان دادن به برنامه هسته اي ايران بايد مقاومت مردمي را شكست .
    5 ـ حاميان صلح آميز بودن برنامه هسته اي ايران
    مخالفان هسته اي ايران شامل تعداد محدودي از كشورهاي غربي و رژيم صهيونيستي مي شود در حالي كه حاميان برنامه هسته اي ايران داراي گستره بسيار وسيعي مي باشد.از اين ظرفيت بخوبي مي توان براي پيشبرد اهداف هسته اي بهره گرفت . بخشي از حاميان فعاليت هاي هسته اي ايران را دولت ها تشكيل مي دهند. اين دولت ها هم در غرب و هم در آسيا آمريكاي لاتين و آفريقا قابل شناسايي مي باشند از سوي ديگر بسياري از سازمانهاي دولتي نيز با توجه به بيانيه هايي كه تاكنون صادر كرده اند در زمره مدافعان هسته اي ايران محسوب مي شوند از جمله جنبش عدم تعهد سازمان كنفرانس اسلامي گروه 77 سازمان اكو در اين زمره مي گنجند . علاوه بر اين افكار عمومي منطقه و جهان اسلام كاملا به نفع جمهوري اسلامي ايران مي باشد.
    6 ـ قدرت و نفوذ منطقه اي ايران
    موقعيت منطقه اي ايران نسبت به گذشته بشدت افزايش يافته است . جمهوري اسلامي ايران اكنون به لحاظ قدرت نرم ابرقدرت منطقه خاورميانه است . غرب نسبت به نفوذ ايران در عراق افغانستان لبنان سوريه و فلسطين اشغالي هيچ شكي ندارد.
    ري تكيه عضو ارشد مطالعات خاورميانه آمريكا تاكيد كرد : « درگيري اخير بين اسراييل و حزب الله تنها ارزش ايدئولوژيك و استراتژيك ايران را تقويت كرد » .
    اكنون نفوذ و قدرت ايران در منطقه موجب نيازمندي غرب به ايران شده است . اكثر مقامات غربي بر اين باورند كه بدون مذاكره با ايران نمي توان تحولات منطقه را مديريت كرد. به عنوان نمونه .
    الف ) گزارش بيكر ـ هميلتون كه پس از ده ماه مطالعه در مورد عراق بدست آمد توصيه مي كند كه واشنگتن بدون مذاكره با ايران نمي تواند مشكلش را در عراق حل نمايد. در واقع ايران در اين گزارش به عنوان محور اميد تصريح شده است در حالي كه چند سال قبل بوش ايران را جز محور شرارت خوانده بود.
    ب ) موقعيت غرب در افغانستان نيز بسيار متشنج و متزلزل است . نه سربازان آمريكايي و نه سازمان نظامي ناتو موفق به « امنيت سازي » در اين كشور نشدند. از همين رو رئيس جمهور فرانسه به ايران متوسل شد و علنا اعلام كرد. « ناتو در افغانستان با مشكلات جدي روبه رو شده و در هر روز تعدادي از سربازان ما در درگيريها جان مي دهند حل اين مساله نيز توسط ايران امكان پذير است و آمريكا هم نبايد با آن مخالفت كند » .
    ج ) در قضيه لبنان كشورهاي غربي بويژه آمريكا تمام تلاش خود را براي نابودي حزب الله لبنان به كار گرفتند اما نه تنها موفق نشده بلكه دولت مورد حمايت آنها نيز در آستانه سقوط قرار گرفت . لذا روند فروپاشي وضعيت مطلوب غرب و آمريكا در لبنان باعث شد كه برخي از كشورهاي اروپايي از جمله فرانسه براي نجات منافع خود در لبنان به ايران متوسل شوند در همين راستا ژاك شيراك در چند مرحله نماينده خود را به جمهوري اسلامي ايران جهت مذاكره پيرامون لبنان فرستاده است .
    د) مساله فلسطين و پيروزي حماس نيز تمام معادلات رژيم صهيونيستي آمريكا و انگليس را بهم زد به نحوي كه اكنون سخن از شكست كامل طرح هاي خاورميانه اي آمريكا بويژه در حوزه فلسطين به ميان مي آيد. از همين رو اسپانيا ضمن اعلام شكست طرح هاي آمريكا در خاورميانه گفت : « اتحاديه اروپا طرحي را در دست تدوين دارد كه براساس آن با كمك ايران مساله خاورميانه از جمله فلسطين را حل نمايند.
    همانطور كه ملاحظه شد نفوذ ايران و نيازهاي غرب به ايران يكي از مطلوبترين فرصت هاي جمهوري اسلامي ايران محسوب مي شود.
    7 ـ اهرم نفت
    نفت ايران حدود ده درصد صادرات نفت جهان را تشكيل مي دهد و چهارمين كشور توليد كننده نفت بشمار مي آيد. وابستگي كشورهاي اروپايي به نفت ايران بسيار بالاست و جايگزيني آن بسادگي صورت نمي گيرد.
    دولت اسپانيا اعلام كرد : « اتحاديه اروپا در يك موقعيت بسيار حساس قرار گرفته است چون ايران يكي از اصلي ترين تامين كنندگان انرژي نفت و گاز اروپا است و ما در وضعيت مشابه آمريكا نيستيم كه سالها است تجارت نفت با ايران ندارد ما يك وابستگي شديد به نفت ايران داريم و در نتيجه نسبت به تحريم ها هستيم » .
    اهرم نفت از چند جهت مي تواند در دفع فشارهاي آمريكا و غرب استفاده شود.
    الف ) از آن جايي كه اهرم نفت پاشنه آشيل اقتصاد جهاني است هر نوع بحران در سبد نفتي جهان اقتصاد غرب را با چالش سنگيني مواجه مي سازد موسسه تحقيقات كنگره آمريكا با اذعان به اين نكته گفت : « بازار نفت با از دست دادن نفت ايران فلج خواهد شد. » بنابراين نفت ايران مانع بزرگي در برابر فشارهاي غرب مي تواند باشد.
    ب ) با اهرم نفت مي توان حاميان قوي را عليه مخالفان هسته اي تشكيل داد. ترديدي نيست كه چيني ها به واسطه وابستگي آنها به نفت ايران و طمعي كه براي سرمايه گذاري در اين زمينه دارند در اتخاذ هر نوع تصميم سخت گيرانه عليه ايران محتاطانه عمل مي كنند.
    بوي نفت حتي باعث شده كه شركت هاي بزرگ نفتي غرب نيز قوانين فرامرزي آمريكا را ناديده گرفته و سرمايه گذاري ميلياردي را در ميادين نفتي و گازي ايران انجام دهند. يكي از اين موارد قرار داد بزرگ شركت رپسول اسپانيا و شل انگليس به مبلغ ده ميليارد دلار است .
    ج ) با اهرم انرژي مي توان بلوك جديد انرژي تشكيل داده و كشورهاي غربي و آمريكا را از بكارگيري سياست سختگيرانه پرهيز داد. پيشنهاد اوپك گازي توسط رهبر معظم انقلاب و حمايت روسيه از آن اروپايي ها و آمريكا را بسيار نگران كرده است .
    اهميت اين مساله زماني است كه بدانيم روند سهميه گاز در سبد انرژي جهان رو به افزايش است و در صورتي كه دو كشور روسيه و ايران كه بزرگترين ذخاير گازي جهان را دارند اوپك گازي را تشكيل دهند مي تواند بر ساير مناسبات دو كشور تاثير قابل توجهي داشته باشد.
    د) تسلط جمهوري اسلامي ايران بر تنگه هرمز به ايران تسلط بر چهل درصد نفت جهان را داده است . بر اساس گزارش موسسه تحقيقات كنگره آمريكا حدود 17 ميليون بشكه نفت روزانه از اين تنگه مي گذرد . با عنايت به چنين موقعيتي كه ايران در منطقه خليج فارس دارد غرب قادر به افزايش فشارها بر آن نيست .
    8 ـ ضعف مخالفان هسته اي
    اصلي ترين و مهمترين مخالفان هسته اي ايران آمريكا انگليس و رژيم صهيونيستي مي باشند. اين كشورها در حال حاضر در ضعف شديدي قرار دارند.
    الف ) آمريكا
    ب ) انگليس
    ج ) رژيم صهيونيستي .
    بنياد اين رژيم بر سه پايه استوار است : الف مهاجرت ب ارتش ج حاميان غربي . در حال حاضر هر سه پايه اين رژيم دچار آسيب بي سابقه اي شده است .
    عدم مهار انتفاضه و پيروزي حماس از يك سو و شكست ارتش اين رژيم در جنگ سي و سه روزه با حزب الله لبنان و آشكار شدن بيش از پيش جنايات اين رژيم در سرزمين هاي فلسطيني باعث كند شدن مهاجرت يهوديان به اين سرزمين شده و روند معكوس مهاجرت آغاز گرديده است . همچنين ارتش افسانه اي اين رژيم ضمن اينكه توانايي خود را براي مقابله با انتفاضه از دست داده نماي بيروني خود را نيز كه شكست ناپذير معرفي شده بود از بين برده است . از سوي ديگر جهاني شدن ارتباطات و انفجار اطلاعات حاميان غربي اين رژيم را تضعيف و به مخالفان آن تبديل كرده است . در حال حاضر دولتمردان غربي نيز به دشواري از اين رژيم حمايت بعمل مي آورند.
    حاصل نبرد ايران و غرب
    غرب با توجه به اهرمها و فرصت هاي خود استراتژي مهار ايران و جلوگيري از اتمي شدن جمهوري اسلامي را برگزيده است . در مقابل جمهوري اسلامي ايران با تحليلي كه از محيط امنيتي و سياسي جهاني و منطقه اي دارد و با توجه به ظرفيت هاي داخلي منطقه اي و بين المللي خود در ابتدا استراتژي تدافعي با محوريت اعتماد سازي و شفاف سازي را اتخاذ كرد. سپس بر اثر برون دادهايي كه استراتژي فوق در طي 678 روز داشت سيستم تصميم گيري نظام جمهوري اسلامي ايران استراتژي خود را تغيير داد و ماهيت تهاجمي به خود گرفت . ايران در عين حال كه همكاري خود را با آژانس حفظ كرد اما نسبت به خواسته هاي غير حقوقي و غير منطقي نه تنها « مقاومت » بلكه فعاليت هاي هسته اي خود را تداوم داد. سوال ضروري اين است كه حاصل نبرد ايران و غرب در موضوع هسته اي چيست
    1 ـ از سرگيري فعاليت هاي هسته اي و عدم تعليق مجدد
    ايران پس از توقف دو سال فعاليت هاي هسته اي بواسطه زياده خواهي غرب در نشست هاي ديپلماتيك و اصرار بر تعطيلي برنامه هاي هسته اي ايران مجددا فعاليت خود را از سر گرفت . اروپايي ها و آمريكا هر قدر بر فشارهاي خود مي افزودند جمهوري اسلامي ايران نيز بر اساس استراتژي اعلامي خود مبني بر « مقابله به مثل » فعاليت هاي هسته اي اش را بيشتر توسعه داد. تهران ابتدا يو.سي .اف اصفهان را بخاطر عدم در نظر گرفتن اروپا به خواسته هاي بر حق ايران بازگشايي كرده سپس پلمب هاي نطنز را نيز برداشت . و كار نصب و راه اندازي ماشين هاي سانتريفيوژ را شروع كرد. جمهوري اسلامي كه به جهت اعتماد سازي پروتكل الحاقي را امضا كرده بود و حتي فراتر از آن عمل مي كرد بواسطه سختگيريهاي غربي ها آن را ملغي اعلام كرد . بنابراين در اين مبارزه ايران تمام امتيازاتي كه در 678 روز از دوره تيم هسته اي اول به اروپايي ها داده بود پس گرفت .
    2 ـ تسريع در پيشرفت فعاليت هاي هسته اي
    اين مبارزه و نبرد باعث شد كه جمهوري اسلامي ايران در شرايط ويژه اي قرار گرفته و تمركز بيشتري بر برنامه هسته اي خود داشته باشد. بر اساس محاسبات مهندسي هسته اي و استانداردهاي موجود جهاني در صورت طي شدن روند طبيعي برنامه هسته اي ايران اين برنامه حداقل ده سال طول مي كشيد . پروژه يوسي اف اصفهان كه در سال 1371 با چيني ها جهت تاسيس آن قرار داد 110 ميليون دلاري منعقد شده بود تا سال 1377 ده درصد از كار نيز انجام نشده بود . اما پس از كناره گيري اين كشور 75 درصد اين پروژه در عرض چهار سال به اتمام رسيد و برخي از واحدهاي آن مورد بهره برداري قرار گرفت . ساخت سانتريفيوژها و نصب و راه اندازي آن در نطنز بصورت زنجيره اي يكي از نمونه هاي بارز سرعت عمل دانشمندان هسته اي ايران جهت دستيابي به هدف تعيين شده است . مسئولان هسته اي در اواخر دي ماه سال 84 اعلام آمادگي جهت راه اندازي اولين « آبشار » سانتريفيوژ كردند و در عرض دو ماه و نيم موفق به اين ادعا شده و غني سازي 5 3 درصد را استحصال كردند .
    كارخانه آب سنگين ايران نيز در جريان قابل سه ساله ايران و غرب به بهره برداري رسيد. درواقع تسريع در بهره برداري از اين پروژه بر اثر فشارهاي غير منطقي غرب صورت گرفت . به همين دليل باعث سرعت بخشيدن به احداث نيروگاه 40 مگاواتي آب سنگين نيز گرديد . بطور كلي مي توان نتيجه گرفت كه فشارهاي غرب بر ايران نتيجه مطلوبي داشته و جمهوري اسلامي ايران موفق شد توليد كيك زرد وهگذا فلورايد اورانيوم را بصورت انبوه و صنعتي توليد نمايد و سپس با تزريق همين محصول غني سازي تا 5 درصد را بدست آورد و مهمتر از همه قادر شود كارخانه پايلوت يا راهنما را كه با ظرفيت حدود سه هزار سانتريفيوژ مي باشد راه اندازي نمايد. اين در حالي است كه ايران در ابتداي سال 84 تنها خواهان 20 سانتريفيوژ بصورت آزمايشگاهي بود اما غربي ها نپذيرفتند و نتيجه عدم انعطاف غرب باعث تسريع روند پر شتاب برنامه هسته اي ايران شد.
    3 ـ ملي شدن پروژه هسته اي ايران
    پروژه هسته اي ايران ابتدا در محدوده مهندسان هسته اي و برخي از مسئولان مربوط قرار داشت . پس از تهاجم غرب عليه اين برنامه سعي دولت هاي غربي بر اين بود كه موضوع هسته اي به يك مسئله مناقشه انگيز در ميان جريان سياسي قواي حاكم و سپس ملت و دولت تبديل شود. در ابتداي امر برخي از جريانات سياسي در دام همين سناريو افتادند وضمن القاي بي فايده بودن فناوري هسته اي در ميان مردم بر دولتمردان و تصميم گيران نظام فشار مي آوردند كه تاكيد و اصرار بر داشتن فناوري هسته اي امنيت و منافع ملي ايران را به خطر مي اندازد. اما اكنون اين موضوع به يك پروژه ملي و غرورانگيز ايرانيان تبديل شده است به نحوي كه هيچ گروه يا شخصيتي امكان مخالفت با آن را ندارد و اساسا ملت ايران سريعا به چنين مواضع يا جريان مخالفي واكنش نشان داده و آن را پس مي زند. رسانه ها و كارشناسان بين المللي نيز به اين نتيجه رسيدند كه مساله هسته اي براي ايراني ها به يك هويت تبديل شده است . جمهوري اسلامي ايران در ابتداي امر خواسته هاي محدودي داشت اولين خواسته ايران برسميت شناختن تمام ابعاد فناوري صلح آميز هسته اي براي جمهوري اسلامي ايران بود . تحقق اين خواسته در سال 1382 و 1383 مي توانست بسياري از مسائل را مرتفع سازد . اما اروپايي ها از فناوري هسته اي صلح آميز تنها انرژي هسته اي و نيروگاه اتمي آب سبك را پيشنهاد كرده و ساير ابعاد فناوري هسته اي صلح آميز را براي ايران خطرناك توصيف مي كردند اولين خواسته ايران تعليق كوتاه مدت برنامه هاي هسته اي و راست آزمايي سريع آژانس و مذاكره براي يك رابطه استراتژيك و دراز مدت بود بر همين اساس ايران تفاهم نامه پاريس را پذيرفت اما اروپايي ها به خواسته ايران تن ندادند و تاكيد بر « تعليق دائم » را همواره در مذاكرات خود با ايران مطرح كردند.
    سومين خواسته حداقلي ايران برخورداري از بيست سانتريفيوژ بصورت آزمايشگاهي و براي تحقيقات بود. اما غربي ها اين تعداد سانتريفيوژ را خطرناك مي دانستند و با آن مخالفت كردند.
    عدم پذيرش خواسته هاي حداقلي ايران و تاكيد بر خواسته هاي حداكثري خود باعث شد تا جمهوري اسلامي ايران جهت سياست هاي خود را تغيير دهد. در اين راستا برنامه تبديل اورانيوم در يو سي اف اصفهان از تعليق خارج شد. و فشار اروپايي ها براي بازگشت به تعليق نتيجه نداد تداوم فشار آمريكا و اروپا نه تنها خواسته هاي ايران را تعديل نكرد بلكه در گام بعدي مقابله به مثل ايران مجتمع نطنز نيز آغاز به كار كرد و بدين ترتيب سقف خواسته هاي ايران در هر نوع مذاكره با حفظ عمليات محدود غني سازي در نطنز در نظر گرفته شد . افزايش فشارهاي غرب و صدور قطعنامه 1737 اوضاع هسته اي ايران را براي غربي ها پيچيده تر كرد و جمهوري اسلامي ايران بزرگترين گام خود را براي نصب و راه اندازي بخش پايلوت نطنز برداشت و ترديدي نيست كه مبناي مذاكره ايران با غربي ها بر حفظ بخش پايلوت نطنز خواهد بود. به تعبير رئيس شوراي عالي امنيت ملي ايران جمهوري اسلامي ايران در شرايط جديد هيچوقت به وضعيت سابق باز نخواهد گشت .
    4 ـ عقب نشيني از موضع حداكثري
    غرب در ابتداي ورود به چالشگري عليه برنامه هسته اي ايران معتقد به برچيدن تمام فعاليت هاي هسته اي ايران بود اما پا فشاري ايران بر حق خود باعث شد كه در سال 1382 طي توافقنامه اي با ايران نيروگاه اتمي آب سبك را براي ايران برسميت بشناسد . زماني كه ايران ديپلماسي تهاجمي را انتخاب كرد و هگذا فلورايد اورانيوم را به صورت انبوه توليد كرد كشورهاي غربي و آمريكا با عقب نشيني از خواسته حداكثري خود پذيرفتند كه يو سي اف اصفهان فعاليت خود را حفظ كند اين در حالي است كه توليدات يو سي اف اصفهان را سابقا تهديد آميز و از آن به عنوان دستيابي ايران به بمب اتم ياد مي كردند . غرب و آمريكا در ادامه نبرد با ايران در اواخر سال 84 باز ناگزير به عقب نشيني شدند و غني سازي در خاك روسيه را براي ايران برسميت شناختند . در سال 1385 كشورهاي 1 +5 در بسته بندي تشويقي خود حاضر شدند تا يك منبع تامين سوخت هسته اي به مدت 5 سال جهت تضمين سوخت نيروگاه هسته اي ايران ايجاد كنند.
    همانطور كه ملاحظه شد با فشار و استقامت ايران به حقوق قانوني خود پيرامون فناوري هسته اي سبب شد كه غرب گام به گام از خواسته هاي حداكثري و زياده خواهانه خود عقب نشيني نمايد.
    5 ـ امتياز دهي به ايران
    رفتار غرب در طي 28 سال انقلاب اسلامي عمدتا آمرانه و مبتني بر اقدامات تنبيهي بوده است . تحريم هاي مختلف يكي از مصاديق اين رفتار بوده است . اما موضوع هسته اي ايران و پا فشاري و ايستادگي ملت ايران باعث شد كه براي اولين بار غرب و آمريكا وارد معامله و امتيازدهي به ايران شود . امتياز دهي اروپا و آمريكا در دو سال اول مساله هسته اي ايران محدود و كند بود . اما از ابتداي سال 1384 كه تهران ديپلماسي هسته اي خود را تغيير داد و مسير يك جانبه خواسته هاي غربي را نپذيرفت امتياز دهي اروپايي ها با حمايت آمريكا رو به افزايش نهاد و ابعاد مختلفي را شامل شد.
    اكنون بسياري از كارشناسان آمريكايي معتقدند كه بايد با ايران « معامله بزرگي » صورت داد چرا كه تشويقات ارائه شده تاكنون بسيار اندك است .
    6 ـ ناكارآمدي ابزارها
    نبرد ايران و غرب درباره مساله هسته اي همه ابزارهاي غرب را به محك آزمون كشيد. ديپلماسي تحريم تهديد نظامي آژانس بين المللي انرژي اتمي و شوراي امنيت سازمان ملل هيچيك نتوانست رفتار ايران را در زمينه برنامه هسته اي اش تغيير دهد. هر يك از ابزارهاي فوق بر اثر تدابير هوشمندانه تصميم گيران جمهوري اسلامي ايران ناكارآمد شد. در واقع شيوه اي كه ايران براي تقابل با غرب برگزيد به گونه اي است كه در آن انعطاف و مقاومت آفندي و پدافند مذاكره و عدم سازش منطق و عدم سلطه پذيري و همكاري با و ... با هم تركيب شده است . به همين جهت برخي از كارشناسان از آن به عنوان « مدل ايراني » NPT آژانس و عدم امتياز دهي عضويت در جهت دستيابي به فناوري هسته اي و چرخه سوخت اتمي ياد كرده اند.
    منبع : سايت بصيرت
    به زعم دولتمردان آمريكا با انباشت قطعنامه ها عليه ايران در شوراي امنيت ميتوانند ايران رابه عنوان ناقض قواعد بين المللي و عدم پايبندي به تعهدات بين المللي معرفي نموده و سپس اقدام نظامي عليه تاسيسات هسته اي ايران را ترتيب دهند. البته آمريكا دراين خصوص باموانع زيادي روبرو است
    به اعتقاد همه كارشناسان برنامه هسته اي ايران به هويت ملي يا غرور ملي ايرانيان تبديل شده است . از همين رو مخالفان هسته اي ايران معتقدند كه با توجه به ويژگي فوق رويارويي با ايران بسيار دشوار است لذا موسساتي مانند هريتيج به كاخ سفيد پيشنهاد داد كه براي پايان دادن به برنامه هسته اي ايران بايد مقاومت مردمي را شكست
    موقعيت منطقه اي ايران نسبت به گذشته بشدت افزايش يافته است . جمهوري اسلامي ايران اكنون به لحاظ قدرت نرم ابرقدرت منطقه خاورميانه است . غرب نسبت به نفوذ ايران در عراق افغانستان لبنان سوريه و فلسطين اشغالي هيچ شكي ندارد
    تسلط جمهوري اسلامي ايران بر تنگه هرمز به ايران تسلط بر چهل درصد از نفت جهان را داده است . بر اساس گزارش موسسه تحقيقات كنگره آمريكا حدود 17 ميليون بشكه نفت روزانه از اين تنگه مي گذرد . با عنايت به چنين موقعيتي كه ايران در منطقه خليج فارس دارد غرب قادر به افزايش فشارها بر آن نيست