سهميه بندي بنزين با تمام حرف و حديث ها
اميد و نگراني ها انجام شد و بخش هاي مختلف اقتصادي
سياسي و حتي فرهنگي را
تحت تاثير شرايط كوتاه و بلندمدت خود قرار داد; به طوريكه رسانه ها
بويژه مطبوعات
نيز از تبعات اين امر دور نماندند و محدوديت
مصرف بنزين براي شركت هاي توزيع كننده جرايد و مطبوعات به منظور ارسال نشريات به شهرستان ها
مطرح شدن بحث هايي مانند
اختصاص سهميه ويژه اي براي رسانه ها را موجب شد.
به گزارش ايسنا
كارشناسان بر اين عقيده اند كه توزيع نشدن مطبوعات در شهرستان ها به خاطر كمبود بنزين
ضربه بزرگي براي
زنجيره اطلاع رساني در كشور خواهد بود; درواقع اگر مطبوعات و روزنامه ها به خاطر دليلي همچون كمبود بنزين به شهرهاي كشور
نرسند
زنجيره اطلاع رساني به راحتي مختل خواهد شد.
سخنگوي انجمن صنفي مديران نشريات ايران گفت : اين مشكل غير از آنكه سطح اطلاع رساني را در شهرهاي خارج از پايتخت به
شدت كاهش مي دهد
در مورد مجلات مستقل نيز موجب ورشكستگي حتمي آن ها خواهد بود.
او با اظهار تاسف از اين فرايند گفت : اين مشكل گريبان همه مطبوعات را مي گيرد و من متاسفم كه يك جوان ايراني در دورافتاده ترين
نقطه ايران كه دلخوش به رسيدن چند روزنامه و مجله به شهر مربوطه است
ديگر از همين امكان اندك خواندن نيز بي بهره خواهد بود;
وگرنه پايتخت نشينان طعم روزنامه نداشتن را نخواهند چشيد.
عليرضا ملكيان ـ معاون امور مطبوعاتي و اطلاع رساني وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي با تاييد وجود اين مشكل
اظهار كرد : از
روزهاي اول طرح بحث سهميه بندي بنزين
مكاتباتي با شركت ملي پالايش و پخش فرآورده هاي نفتي و اعضاي ستاد تبصره 13 انجام
شد و مشكلات موسسات خبري و توزيع جرايد مطرح شد
اما نتيجه نهايي اين مكاتبه هنوز براي ما ارسال نشده است .
پس از آن وزير كشور نيز گفت : سهميه خاص بنزين براي موسسات مطبوعاتي و رسانه ها به زودي اعلام خواهد شد.
مصطفي پورمحمدي در جمع خبرنگاران از تعيين سهميه خاص براي موسسه هاي مطبوعاتي در آينده اي نزديك خبر داد.
وي همچنين درباره سهميه هاي خاص بنزين براي گروه هاي خاص نيز گفت : اين سهميه ها براي بيش از هفت گروه تعيين شده و براي
ساماندهي و تعيين آن ها كميته هاي استاني تشكيل شده كه همه امور به آن ها واگذار شده است .
در اين شرايط
شايعاتي مبني بر اختصاص سهميه سوخت به 10 موسسه مطبوعاتي دولتي مطرح شد كه واكنش مطبوعات و
جرايد بخش خصوصي يا غيردولتي را در پي داشت .
سخنگوي انجمن مديران مسئول روزنامه هاي غيردولتي ـ در گفت وگو نيز اظهار كرد : اگر شايعه اختصاص سهميه سوخت به 10
موسسه مطبوعاتي دولتي به حقيقت بپيوندد
معنايي به غير از تبعيض و تضعيف كردن مطبوعات بخش خصوصي ندارد و به تشديد
فضاي قطبي رسانه اي كشور دامن مي زند.
به گفته وي
صحت اين شايعه موجب رنجش شديد تمام اصحاب مطبوعات
بويژه مطبوعات بخش خصوصي خواهد شد كه
ضرورت پيش بيني سوخت مورد نياز براي مطبوعات خصوصي
به دليل محدوديت امكاناتي كه در توليد روزنامه دارند
بيش از
مطبوعات دولتي احساس مي شود.
او افزود : بر اين اساس
تصميم گرفته شد تا نگراني خود را نسبت به اين موضوع اعلام كنيم و از متوليان امر بخواهيم اگر قرار است
سهميه اي به رسانه ها اختصاص داده شود
بايد به دليل وضعيت دشوار توزيع روزنامه در شهرستان ها و حضور خبرنگاران در سفرهاي
خبري به مطبوعات بخش خصوصي توجه ويژه اي داشت .
وي تصريح كرد : اين مساله موجب نگراني تمامي اصحاب مطبوعات خصوصي شده است و منتظر دريافت پاسخ شفافي از طرف
متوليان امر سوخت در كشور هستيم كه چگونه اين سهميه را اختصاص خواهند داد.

با تمام اين اوصاف 11 شركت توزيع كننده جرايد و 110 توزيع كننده سيار موتوري با كمبود بنزين مواجه هستند و اين امر توزيع
جرايد را تحت تاثير قرار داده است .
سيدايرج سعيدي رييس اتحاديه فروشندگان و توزيع كنندگان جرايد تهران نيز در گفت وگويي اظهار كرد : تاكنون نامه هايي به وزارت
فرهنگ و ارشاد اسلامي
وزارت بازرگاني و شركت پالايش و پخش فرآورده هاي نفتي نوشته ايم تا سهميه ويژه اي براي انجام اين كار
فرهنگي در نظر گرفته شود.
به گفته او
ادامه اين وضعيت به متوقف شدن روند توزيع مطبوعات منجر مي شود و در حال حاضر اين شركت ها به هر ترتيب
ممكن سعي در توزيع به موقع جرايد دارند
ولي ادامه وضعيت كنوني كار آن ها را مختل خواهد كرد.
سعيدي در عين حال از افزايش نيافتن قيمت توزيع خبر داد و گفت : نرخ توزيع همان نرخ پنج تا هفت درصد قيمت روي جلد است و
تغييري نيافته است .
او اختصاص روزانه سه ليتر سهميه براي موتورسوارها را كافي دانست و اضافه كرد : شركت هاي توزيع كننده كه اين توزيع را به
وسيله خودروهاي سواري و بين 1500 كيوسك فروش جرايد در سطح شهر تهران انجام مي دهند
روزانه حداقل به 10 ليتر بنزين براي
هر خودرو نياز دارند.
وي همچنين از اختلال در توزيع مطبوعات در شهرستان هاي نزديك به تهران كه كار انتقال مطبوعات به آنجا را ماشين هاي سواري
برعهده دارند
خبر داد و گفت : توزيع مطبوعات در بسياري از شهرستان ها به وسيله خودروهاي سواري انجام مي شود و سهميه بندي
براي آنها هم مشكلات عمده اي به وجود آورده است .
مدير عامل يك موسسه توزيع مطبوعات نيز در اين باره گفت : در ايران اكثر نشريات در تهران چاپ شده و توسط شركت هاي توزيع
به سراسر كشور ارسال مي شوند
ارسال مطبوعات به شهرهاي دور از طريق سرويس هاي هوايي است ; توزيع قبل از سهميه بندي بنزين
از طريق سرويس هاي زميني انجام مي شد
اما بعد از آغاز سهميه بندي
به دليل طولاني بودن مسافت ها
سهميه شش ماهه وانت ها در
دو هفته تمام شد.
مهدي بگلري ادامه داد : شركت هاي توزيع نشريات با شروع سهميه بندي بنزين با يك چالش جدي روبه رو شده اند; در اين
وضعيت
عده اي پيشنهاد حمل با سرويس هاي هوايي را مطرح كردند كه به دليل هزينه هاي تعرفه ها مقرون به صرفه نيست .
وي تصريح كرد : قبل از سهميه بندي
روزنامه هايي كه زودتر آماده مي شدند
با سرويس اول ارسال مي شدند و بقيه روزنامه ها با
سرويس دوم و سوم حمل مي شدند
اما بعد از سهميه بندي
بايد همه روزنامه ها آماده شوند و در نتيجه در تعداد زيادي از شهرها
روزنامه ها حدود ظهر يا بعدازظهر مي رسند كه اين مساله تعداد روزنامه هاي برگشتي را افزايش داده
هم به سيستم توزيع و هم نشريات
ضربه مي زند.
وي همچنين با اشاره به اظهارات مطرح شده از سوي برخي افراد براي تخصيص سهميه بندي به رسانه ها
اين راهكار را در صورت
اختصاص سهميه به شركت هاي توزيع مطبوعات
در بهبود وضعيت فعلي موثر دانست .
او با اشاره به افزايش تعرفه هاي خدمات بار هوايي ايران اير در هشت ماه گذشته
گفت : ايران اير يك بار در بهمن 85 تعرفه حمل هر
كيلو مطبوعات را افزايش داد و در فروردين ماه سال 86 نيز اين تعرفه 25 درصد افزايش داشت . اخيرا هم با بخش نامه جديدي
تعرفه ها
در بعضي از شهرها 35 درصد و در برخي نقاط تا 190 درصد اضافه شده است كه اين افزايش هاي پياپي
آن هم با درصدهاي اين چنيني
مشكلات شركت هاي توزيع را دوچندان كرده است .
پس از گذشت تقريبا دو ماه از نشست خبري پيشين معاون امور مطبوعاتي وزارت ارشاد
وي اخيرا درباره سهميه بنزين ويژه
خبرنگاران گفته است : ما از ابتداي طرح سهميه بندي
با وزير نفت
رئيس شركت پخش و پالايش فرآوردهاي نفتي
رئيس تبصره 13 و
حتي اعضاي آن نيز به صورت تلفني
حضوري و مكتوب در تماس بوده ايم ; هر چند تاكنون پاسخ منفي دريافت نكرده ايم
اما در مورد
چگونگي تخصيص اين سهميه نيز صحبتي صورت نگرفته است .
وي افزود : قصد داريم براي تسريع تخصيص اين سهميه از طريق وزير ارشاد نامه اي را به رياست جمهوري ارايه كنيم كه در صورت
تصويب آن نيز اين سهميه در اختيار نشريات و رسانه ها قرار گرفته و خود آن ها درباره چگونگي استفاده از آن تصميم گيري مي كنند.
به گزارش ايسنا
در وضعيتي كه رسانه هاي كشور همچون گذشته با مشكلات جدي ساختاري مواجه هستند
مشكل كمبود سوخت
و اختلال در چرخه توزيع كه بيشتر مطبوعات و جرايد را با يك مشكل جدي روبه رو كرده است
همچنان وجود دارد و به عقيده
كارشناسان
به طور قطع
مطبوعات بدون حمايت ها و توجه مسئولان ذي ربط نمي توانند از اين بحران عبور كنند.

*****
درددل كارمند بانك نه شكوائيه !
|
به بهانه نشان دادن چهره اي نادرست از كارمند بانك در سريال ميوه ممنوعه
همه ساله در ماه مبارك رمضان شاهد پخش سريالهاي متعدد ازشبكه هاي مختلف سيما هستيم
كه كمابيش تمام آنها در بين مردم نيز
با استقبال نسبي مواجه مي شوند ولي يكي از آنها در بين بينندگان جايگاه خاصي پيدا مي كند
امسال نيز شاهد سريالهايي با اين
مشخصات هستيم و سريال « ميوه ممنوعه » كه از شبكه دوم سيما پخش مي شود به نظر مي رسد كه در جلب مخاطب از ديگر سريالها
موفق تر بوده
و اين موفقيت را مي توان به علل و عوامل مختلفي همچون فيلمنامه خوب
بازي خوب بازيگران
كارگرداني و... نسبت
داد.
اما آيا اين دست زدن به هر عاملي جهت موفقيت و جذب مخاطب به خلق موقعيتهاي دراماتيك
صحيح و درست است آيا حفظ
صيانت انساني نيز در نظر گرفته مي شود...
در همين راستا تابحال شاهد اعتراض انجمن ها
تشكل ها
صنوف و... مختلف به فيلمها و سريالهاي مختلف بوده ايم كه به نوعي به
مسائل مطرح شده و نشان داده شده در فيلمها اعتراض داشته اند
ولي تابحال از بانك و كارمندان بانك هيچ صداي اعتراضي بلند نشده
است . نه اينكه اعتراضي نداشته باشند
نه
بلكه تشكلي براي رساندن صداي اعتراض خود ندارند و اين كم كم به عادت تبديل شده و در
اذهان عمومي اينگونه به ثبت رسيده كه كارمندان بانك هيچ مشكلي ندارند و هرازگاهي فيلمسازان ما كه آنها نيز از دل همين مردم
برخاسته اند با اطلاعات كمي كه از بانك و كارمندان بانك و شرايط سخت كاري آنها دارند به ناحق به آنها تاخته اند و شخصيت آنها را
بيش از پيش درذهن مردم خراب كرده اند
در آخرين نمونه نيز شاهد نشان دادن كارمند بانك در سريال « ميوه ممنوعه »
هستيم .
اينجانب بعنوان فيلمسازي كه كارمند بانك نيز هستم بر خود دانستم تا از حق همكاران بانكي خود دفاع كنم لذا موارد ذيل را به اشاره
بيان مي كنم :
1 ـ در اين سريال چهره كارمند بانك به عنوان يك شخصيت عصبي و پرتنش نشان داده شده است . به عنوان مثال در سكانس معرفي
داماد حاج آقا فتوحي (بيژن ) با دعواي لفظي بيژن با همسر خود (دختر حاج آقا فتوحي ) مواجه مي شويم كه با رفتن دختر به خانه پدرش
مخالف است .
2 ـ در سكانس ديگر شاهد اين هستيم كه بيژن به صورت تلويحي در بحثي كه با همسر خود دارد بيان مي كند كه به جلال وام خارج از
چارچوب قانوني پرداخت كرده و حال جلال نيز با وجود تمكن مالي از بازپرداخت آن سرباز مي زند كه اين امر خود مبحث پارتي بازي را
به ذهن بيننده متواتر مي سازد. در حاليكه پروسه پرداخت وام در بانك مراحل خاص خود را دارد و در مواردي استثنايي چنين
پرونده هايي امكان وجود دارند و نشان دادن موارد خاصي كه به ندرت پيش مي آيد در رسانه پرمخاطبي مثل تلويزيون باعث پرورش
باورهاي غلط براي بيننده مي شود.
3 ـ در سكانسي ديگر شاهد اين هستيم كه بيژن
همسر خود را به شدت كتك زده و در صحبتي كه شب در خانه با باجناق خود مي كند
دليل اين عمل ناشايست را فشار كاري زياد از بابت پاسخگو بودن نسبت به وام پرداختي به جلال مي كند و اين خود يعني توجيه عملي
زشت با عملي زشت ديگر چون بيژن به عنوان رئيس بانك معرفي شده اين امر خود مسئله مديريتي در بانك را زير سئوال مي برد يعني
مديري كه مسائل محيط كار او آنچنان اعصابش را برهم مي ريزد كه اقدام به ضرب و جرح همسر خود مي كند چطور مي تواند شعبه اي را
مديريت كند در حاليكه بنده كه چند سالي است در يكي از بانكها مشغول بكار هستم بارها با موارد بسياري از فشار سخت كاري بر روي
كارمندان مواجه شده ام كه كارمندان بانك با سعه صدر نه تنها با خانواده خود بلكه با مشتريان نيز كمترين برخورد و بي احترامي را
نداشته اند. (در اينجا مجال باز كردن فشار كار بانكي نيست ولي تنها به يك مثال بسنده مي كنم كه كارمندي را درنظر بگيريد كه در بانك به
دليل حجم بالاي كاري از صبح تا بعدازظهر حتي فرصت نوشيدن يك فنجان چاي هم پيدا نمي كند و در آخر كار هم مبلغ هنگفتي را كسر
بياورد طبق قانون بايد آنرا خود به حساب بانك واريز كند علاوه بر آن اكثر كاركنان بانك بدليل اينكه نمي توانند روي برنامه زماني
مشخصي به صرف نهار بپردازند البته اگر وقت براي خوردن نهار پيداكنند دچار ناراحتي معده هستند.)
4 ـ در سكانسي ديگر باز شاهد گفتگوي بيژن با باجناق خود هستيم كه بيژن به باجناق خود مي گويد : « اگه كاري داشتي يا هرگونه وامي
خواستي ما در خدمتيم ... » كه اين نيز خود باز نشان دهنده عدم اطلاع سازنده از عمليات بانكي است .
5 ـ در قسمتي ديگر از سريال شاهد هستيم كه هستي و فرزاد در قهوه خانه سنتي با كارشناس بانك قرار ملاقات گذاشته اند و پس از پايان
ملاقات فرزاد به هستي مي گويد كه : « با اين مبلغي كه به او مي ديم اون وام ما رو دو برابر مي كند... » و اين به بيننده مي فهماند كه در آن
ملاقات كارشناس بانك با قبول رشوه اقدام به دو برابر كردن مبلغ وام مي كند و اين مسئله بدترين توهيني است كه تابحال در اين سريال
به قشر كارمندان بانك شده است (نه اينكه منكر وجود استثنائات باشم ولي آيا در صنوف ديگر تمامي انسانها از گناه و اشتباه مبري
هستند... !!)
مطالب ذكر شده درددل كارمندان بانك است نه شكوائيه ...
كارمنداني كه در بدترين شرايط كاري كه متاسفانه به چشم هيچ كس نمي آيد مشغول بكار هستند و برعكس همه به نوعي ديگر به
كارمندان بانك مي نگرند.
اميدوارم خوانندگان گرامي با خواندن اين مختصر مطلب از اين به بعد حداقل طور ديگري به كارمندان بانك بنگرند.
مجيد تربتي فرد ـ كارگردان فيلمهاي سينمائي تلويزيوني

|