
متن نامه هاي مبادله شده بين آيت الله هاشمي رفسنجاني و صدام
قسمت اول
حرف اول
بسم الله الرحمن الرحيم
از هنگام پيروزي انقلاب اسلامي تاكنون
كشور ما مسائلي را پشت سرگذاشته و با واقعيت هايي مواجه شده كه به سرعت آنها را
مرور مي كنيم . پس از پيروزي انقلاب
دشمنان ما در جهان
كه با اسلام و انقلاب مخالف بوده و هستند و آنها را به زيان خود ميدانند
شروع به برنامه ريزي براي درهم شكستن انقلاب و يا تضعيف آن كردند. در يك مقطع زماني
همه تلاشهاي آنها براي تغيير محتواي
انقلاب
كودتا
برپايي شورش
تحريكات و فتنه هاي گوناگون شكست خورد. در همين مدت
آنها براي يك تهاجم نظامي رسمي نيز
آماده مي شدند. آنها احتمال مي دادند كه توطئه هاي گوناگون پيش گفته كارگر نيفتد و به همين سبب به تدارك تهاجم نظامي پرداختند.
اسنادي در دست است كه دشمنان ما در آن از كاري سخن گفته اند كه به زعم ايشان
ايران قادر به مقاومت در برابر آن نيست ; و اين همان
حمله نظامي عراق به ايران بود. و گويا سناريوي آن به عنوان پيش آمدهاي احتمالي قبل از انقلاب تنظيم شده بود.
ما مي دانيم كه حمله عراق به ايران چگونه آغاز شد. بعثي ها با طرح بهانه هايي
به تمهيد مقدمات حمله پرداختند. دو سه ماه نيز
درگيري هاي مرزي مختلفي را برپا كردند تا با مبهم ساختن قضيه
ايران را مقصر در شروع جنگ معرفي كنند. خوشبختانه در اين مرحله
نيز توفيقي به دست آنها نيامد و سرانجام
در زماني خاص
تهاجم نظامي را آغاز كردند كه تقريبا مورد حمايت همه شياطين دنيا واقع
شد.
در اين تهاجم
دست استكبار غرب و شرق
ارتجاع منطقه و صهيونيسم در كار بود
ولي در نوك حمله
حكومت حزب بعث عراق
قرار داشت . مجامع بين المللي نيز با سكوت خود با اين تهاجم برخورد ناشايستي كردند; اقدامات اين مجامع در مقابل تجاوز عراق به
كويت
آن زمان نيز قابل اجرا بود; مانند تشكيل جلسه شوراي امنيت
صدور قطعنامه اي در محكوميت متجاوز و درخواست
عقب نشيني بي قيد و شرط او و محاصره و تحريم اقتصادي و... ولي هيچ يك از اين اقدامات صورت نگرفت و حتي در مباحثات
مختلف
پيوسته عليه جمهوري اسلامي ايران به بدگويي نيز پرداختند.
بعثي ها در اولين ضربه نظامي قدمهاي مهمي برداشتند
ولي به اهداف خود نرسيدند. آنها نه موفق به اشغال آبادان و اهواز شدند و نه
توانستند راه اهواز ـ دزفول را سد كنند و يا رابطه استان خوزستان را با مركز قطع كنند. آنها حتي نتوانستند در ابتداي حمله
خرمشهر را
اشغال كنند; چيزي كه از اهداف اوليه شان بود. در منطقه غرب نيز وضع چنين بود.
عامل اين وضعيت نيز روشن است : اول
مقاومت مردم . همگان به ياد دارند كه مردم در خرمشهر 24 روز ارتش عظيم عراق را در
پشت دروازه هاي شهر نگه داشتند و اين كاري بزرگ بود; درحالي كه در تهاجم عراق به كويت
تانكهاي عراقي طي حدود دو ساعت از
رميله تا كاخ امير كويت رفتند.
پس از تصرف خرمشهر در دروازه آبادان
بعثي ها زمينگير شدند و نتوانستند اين گره را بگشايند. آن روزها ارتش جمهوري اسلامي
ايران آمادگي رزمي نداشت . ارتش تصفيه شده بود و امرا و كارشناسان خارجي آن رفته بودند. در آن زمان انسجامي در ارتش وجود
نداشت و انتظار نمي رفت كه بتواند كار مهمي انجام دهد
و بعث عراق با توجه به همين نكته زمان تجاوز را انتخاب كرده بود. همان
مقدار مقاومت در مرزها براي ايجاد تاخير در حركت دشمن موثر افتاد. سس نيروي هوايي ارتش در آن مقطع زماني بسيار خوب عمل
كرد و به راستي ضربه نخست را اين نيرو وارد ساخت و گاهي براي جلوگيري از پيشروي دشمن
نقش نيروي زميني را به عهده مي گرفت .
نيروي هوايي با روزانه بيش از 150 پرواز به داخل عراق
ضربه هاي كاري اقتصادي
فني
تداركاتي و رواني در پشت جبهه دشمن وارد
ساخت و انهدامي وسيع را ايجاد كرد. صنعت نفت عراق از كار افتاد و در جبهه ها از پيشروي نيروهاي عراقي جلوگيري
شد.
نيروهاي داوطلب مردمي كمك موثري نمودند و سپس سپاه پاسداران انقلاب اسلامي به ميدان آمد. آن زمان سپاه پاسداران بيشتر به
صورت نيروي انتظامي و امنيتي در داخل كشور عمل مي كرد. با حضور نيروهاي بسيج و مردم
در اين مقطع زماني و با متوقف ساختن
حركت دشمن و تثبيت جبهه ها و خطوط دفاعي
نيروهاي ايران در پشت جبهه خود را براي تهاجم بعدي آماده مي ساختند.
پس از پشت سرگذاشتن اين مرحله از جنگ
تهاجم نيروهاي اسلام آغاز شد. حضرت امام (ره ) با صدور فرمان شكستن حصر آبادان
كار را وسعت دادند و عمليات دارخوين
ثامن الائمه
فتح المبين
بستان و بيت المقدس به دنبال هم و بدون اينكه مهلتي براي تجديد قوا
به دشمن داده شود
عراق را وادار به فرار از بخش هاي مهمي از نقاط اشغال شده ايران كرد و فتح خرمشهر
اوج پيروزي هاي جمهوري
اسلامي ايران بود.
عراق به پشت خطوط و استحكامات خود پناه برد و با ايجاد درياچه هاي وسيع و ميدانهاي مين و سيمهاي خاردار چند درجه اي
در
موضع تدافعي قرار گرفت و نيروهاي ايران حالت تهاجمي خود را حفظ كردند
چرا كه عراقي ها هنوز در بخش وسيعي از خاك ايران
حضور داشتند. سپس سلسله عمليات والفجرها
كربلاها
فتح ها و نصرها صورت گرفت و معمولا در طول اين چند سال رزمندگان
اسلام پيروز بودند.
در اين دوره نفاق و خباثت دشمنان بيشتر ظاهر شد. صهيونيستها
آمريكايي ها
انگليسي ها
فرانسوي ها
روسها و ارتجاع عرب دم از
صلح مي زدند و در همان حال به عراق كمك مي كردند. در مراحلي كه نيروهاي ايران
عراقي ها را در پشت استحكاماتشان تحت فشار قرار
داده بودند
آنها همه نوع مساعدت به عراق كردند و هر رذالتي كه ميسر بود عليه ايران به كار مي بردند
كه نيازي به تكرار و يادآوري آن
نيست .
با چشم پوشي مراكز بين المللي
بسياري از مقررات بين المللي نقض شد و جنايات جنگي هولناكي توسط دشمنان اسلام به وقوع
پيوست كه زدن هواپيماهاي مسافربري و نقاط مسكوني و استفاده وسيع از اسلحه شيميايي نمونه هايي از آنهاست .
پس از فتح عظيم نيروهاي اسلام در حلبچه و حضور ما در اعماق خاك دشمن در شمال عراق
سه عامل جديد وارد صحنه
مي شود :
1 ـ اجازه قتل عام مردم عراق ;
2 ـ سياست « سرزمين سوخته » ;
3 ـ حضور نيروهاي بيگانه در خليج فارس و درياي عمان .
معلوم شد كه بعثي ها بنا دارند ولو با انهدام ملت خود و قتل عام مردم عراق
ايران را به رحم آورند تا كمتر وارد خاك عراق شود.
جنايت بعثي ها در حلبچه نمونه روشن آن است . چون مي دانستند ايران اسلامي ادامه نبرد را به خاطر نجات مردم عراق مي خواهد
با اين
ترفند راه ما را به سوي هدف مي بستند.
ديديد كه عراقي ها با حلبچه چه كردند. آنها در كردستان با سلاحهاي شيميايي قتل عامها كردند. نيروهاي اسلام در آن هنگام در منطقه
حضور داشتند. و در عمليات ها نفوذي خود تا موصل پيش رفته بودند و شاهد اين قساوتها بودند. سياست « سرزمين سوخته » به صورت
مانعي در برابر نيروهاي ايران قرار گرفت . ادامه جنگ علاوه بر احقاق حقوق ايران و تنبيه متجاوز به خاطر نجات مردم عراق بود و ايران
خواستار بروز چنين فجايعي براي آنها نبود. اين وضع آشكار ساخت كه چنانچه نيروهاي ايران تا بغداد نيز پيش بروند
همين وضع برپا
خواهد شد و مردمي نمي مانند كه بتوان نجاتشان داد.
به موازات سياست مذكور
لشكركشي نيروهاي استكباري به خليج فارس و درياي عمان صورت گرفت و اين نيروها به طور رسمي
با ايران وارد جنگ شدند و سكوهاي نفتي ما را منفجر كردند. هدف اصلي ما همواره صلح پايدار بوده است و در اين مرحله
براي تحقق
صلح
راه قطعنامه 598 انتخاب شد .
خوشبختانه در همان روزها روشن شد كه اين انتخاب
از سر ضعف نبود; زيرا به محض سرپيچي عراق از برقراري آتش بس و
پيشروي در داخل خاك ايران
با صدور فرمان بسيج
گروههاي عظيم مردم روانه جبهه ها شدند. هجوم نيروهاي مردمي براي شركت در
جبهه ها چنان بود كه ما در يك ماه آخر جنگ
شاهد بيشترين حضور نيرو و امكانات در طول سالهاي دفاع خود بوديم . ليكن به دليل
تصميم صحيح امام (ره ) و برنامه ريزي به عمل آمده براي ادامه نيافتن جنگ
به نيروها بعد از رفع تجاوز جديد دشمن اجازه حمله به
داخل خاك عراق داده نشد.
سپس مرحله مذاكرات براي اجراي قطعنامه 598 آغاز شد . همگان مي دانند ما در هنگامي كه در اوج پيشروي در خاك عراق بوديم
اين قطعنامه را رد نكرديم ; زيرا درواقع آن را قبول داشتيم و پس از گنجاندن بخشي از خواسته هاي نظام در آن به موقع خود پذيرش آن را
اعلام كرديم . پيش نويس قطعنامه در هنگام پيشروي ما و انهدام بعثي ها تنظيم شده بود.
وقتي زيادي از دو كشور در اين مرحله تلف شد و حقايقي روشن گرديد. براي خيلي ها واضح گرديد كه بعث عراق
صلح واقعي
نمي خواهد و آماده اجراي قطعنامه 598 نيست و شعارهاي صلح خواهي سالهاي جنگ
معلول وضع جبهه ها و از سر ضعف و ناچاري
بوده است .
همچنين روشن شد كه مستكبران حامي عراق و ارتجاع عرب نيز وضعي مشابه عراق داشته و دارند و متاسفانه معلوم شد كه سازمان
ملل و شوراي امنيت نيز تمايلي به اجراي قطعنامه در شرايط خاص آتش بس ندارند.
در اين مرحله
ايران مظلوم
مانند دوران جنگ
تنها و غريب در صحنه مذاكرات براي احقاق حق به تلاش پرداخت و با هوشياري و
مقاومت
اميد گرفتن امتياز را از دشمن سلب كرد و به استعمارگران اجازه سواستفاده از وضع نه جنگ و نه صلح را نداد.
در كنار اين وضع نامطلوب و افشاگر
تضادهاي داخلي جبهه دشمنان انقلاب اسلامي و مشكلات اقتصادي عراق و توقعات غيرقابل
تحمل عراق از پشتيبانان ثروتمند خود در دوران جنگ
وضع و شرايط جديدي را پيش آورد كه امروز شاهد آثار آن هستيم .
بي شك وعده هاي نصرت الهي براي انسانهاي صبور و مقاوم و جهادگر كه براي انجام وظيفه الهي ـ انساني خود از همه چيز گذشته و
رضاي خداي را نصب العين قرار داده اند
از عوامل اصلي اين وضع و شرايط جديد است كه بهره گيري از آن نيز صحنه اي ديگر از امتحان
الهي است .
علائمي از تغيير سياست طرف ما دريافت مي شد و اطلاعات و قراين و محاسبات
راه درست حركت را به ما نشان مي داد. در تاريخ
5 ارديبهشت سال 1369 مطلع شديم كه نامه سربسته اي از رئيس جمهوري عراق و آقاي ياسرعرفات براي مقام معظم رهبري و
رئيس جمهوري كشورمان رسيده است . حامل نامه فردي از سازمان آزاديبخش فلسطين بود و ابتدائا با ناباوري با اين ادعا برخورد شد
چون وضع ما و عراق در شرايطي نبود كه با عرف ديپلماتيك
ارسال پيك و نامه قابل توجيه باشد.
بررسي هاي ابتدايي از لحاظ مضامين و امضاي نامه و مهر و آرم و باتوجه به شناخته شده بودن حامل نامه و همراهي با نامه عرفات
اطمينان نسبي ما را درخصوص صحت ادعا جلب كرد.
براي بررسي مضامين نامه و تهيه جواب و برخورد مناسب با موضوع
در تاريخ 8 ارديبهشت سال 1369 جلسه اي در محضر مقام
معظم رهبري با حضور اعضاي شوراي عالي امنيت ملي و مشاوران سياسي رهبري و من تشكيل شد.
گرچه در گذشته آقاي صدام حسين چندبار اقدام به ارسال پيام از طريق نمايندگي هاي عراق در آلمان و سوئيس و جاهاي ديگر كرده
بود و پيشنهاد مذاكره حضوري و رودرروي روساي دو كشور را داده بود و تا مرحله مذاكره مقدماتي در سطح روساي نمايندگي ها بدين
منظور پيش رفته بوديم و ابتكار آن بي سابقه نبود
ولي ويژگي هاي مضامين نامه كافي بود كه مطلب را جدي بگيريم كه گرفتيم . با مشورت
و دقت همه جانبه
جواب تهيه شد و از طريق نمايندگي مان در ژنو به نمايندگي عراق در آنجا تحويل گرديد و سپس تبادل نامه ها به همين
صورتي كه در متن كتاب مي بينيد
ادامه يافت و چيزي كه توجه ما را به خود معطوف داشت
عجله اي بود كه در طرف عراقي به چشم
مي خورد كه براي ما توجيه معقولي داشت .
گرچه در تحليل ها و بررسي هاي مربوط به انگيزه طرف مقابل در ارائه اين ابتكار و عجله غيرمعمول در ادامه كار
ضمن احتمالات
فراوان ديگر
احتمال مشكل داشتن با همسايه هاي عرب خود و به خصوص كشورهاي نفت خيز خليج فارس مطرح بود
ولي بعضي
احتمالات ديگر از قبيل مشكل داشتن با كشورهاي صنعتي طلبكار عراق و به خصوص آمريكا و فرانسه و يا مشكلات اقتصادي و
اجتماعي داخلي ناشي از دوران طولاني جنگ بي ثمري كه خود راه انداخته بود و طولاني شدن دوره اسارت دهها هزار اسير عراقي كه
عمدتا در سالهاي اول جنگ اسير شده بودند و مخارج گزاف نگهداري اين همه نيرو به خاطر دوران نه جنگ و نه صلح و... به عنوان
عوامل اين حركت توجه ما را جلب مي كرد و كمترين اهميت را به احتمال پيش آمدن جنگ با حاميان ديروز و آنروز عراق مي داديم .
مناسب است كه در اين مقدمه كوتاه نكات زير مورد توجه قرار گيرد :
1 ـ اكنون اسناد غيرقابل انكاري در اختيار تاريخ است كه نشان مي دهد اين جنگ با خواست استكبار و ارتجاع و صهيونيسم
براي شكست
و با حداقل تضعيف انقلاب اسلامي ايران آغاز شد و به بعث عراق حداقل اميد اشغال خوزستان و تجزيه ايران و رسيدن به موقعيت
سيادت و ژاندارمي در خليج فارس داده شده بود.
2 ـ براي اين هدف پليد از همه ابزارهاي ممكن استفاده شد : كمكهاي مالي
تسليحاتي
اطلاعاتي
تبليغاتي و سياسي بي دريغ و
سخاوتمندانه و چشم پوشي از هرگونه جنايت جنگي و تخلف از موازين بين المللي و سرانجام دخالت علني و رسمي ابرقدرت آمريكا
در كنار عراق و عليه ايران در جنگ .
3 ـ ايران اسلامي به تنهايي در مقابل جبهه كفر جهاني و شياطين كوچك و بزرگ زمان
دفاع مي كرد و به جز از خداوند منان از جايي
كمك دريافت نمي كرد و جالب توجه اينكه به جز چند هفته اوايل و اواخر جنگ در تمام دوران هشت ساله دفاع
نيروهاي ايران و اسلام
در وضع تهاجمي و ارتش بعث عراق تحت فشار و روبه انهزام بود. وضع هفته هاي استثنايي هم عوامل خاص خود را دارد كه مورد اشاره
قرار گرفت و اين پيروزي عظيم و كم سابقه مي تواند سرمشقي براي ساير ملتها و به خصوص ملتهاي اسلامي در ترسيم راه زندگي خود
باشد; به شرط آنكه به تاريخ در ثبت حقيقت خيانت نشود و واقعيتها در اختيار جويندگان حق قرار گيرد.
4 ـ حقايقي كه با تهاجم سنگين تبليغاتي استكبار جهاني پوشيده مانده بود و بخشي از افكار عمومي را به انحراف كشانده و خطر
تحريف تاريخ هم وجود داشت
بالاخره كشف شده و امروز مردم دنيا با بسياري از واقعيتها كه از آنها مخفي نگاه داشته شده بود
رفته
رفته آشنا مي شوند و حقانيت و مظلوميت اسلام و قرآن و انقلاب اسلامي ايران آشكار مي گردد.
در كنگره آمريكا رئيس جمهور را به محاكمه كشيدند كه چرا آن همه از صدام حسين درطول جنگ با ايران حمايت كرده است و
همسايگان جنوبي ما از كمكهاي فراوان مالي و... خود به عراق پشيمان اند و مرتبا پرونده شركتها و مراكز ديگر امپرياليستي برملا
مي شود كه برخلاف مقررات بين المللي
با هدف تضعيف انقلاب اسلامي ايران به بعث عراق كمكهاي نامشروع كرده اند : از قبيل امكانات
اسلحه شيميايي و... اين حقايقي كه امروز در جهان مطرح است
در تاريخ ثبت خواهد شد و دوستان حق
روزي آنها را گردآوري خواهند
كرد و در كتابخانه ها و مراكز تحقيقاتي دنيا به عنوان مراجع اصيل مطالعه خواهد شد تا جهانيان بدانند كه اين ملت مظلوم از دست
ستمگران تاريخ چه كشيد و چه شهامتي از خود نشان داد.
5 ـ مردم ايران به صحيح بودن راهشان مطمئن تر شدند و اين هم به لحاظ ملي بسيار مهم است . چنانچه مردم ما پس از ده سال
مجاهده به اين نتيجه مي رسيدند كه اشتباه كرده اند
ضربه مهلكي بر شخصيت تاريخي و پشتوانه فرهنگي ملت و انقلاب وارد مي آمد.
حال ملت ما با نگريستن به گذشته درمي يابد كه تمامي حركتها و سياستها هدفدار و با برنامه بوده است . دفاع
مقابله به مثل
پذيرش
قطعنامه 598
مقاومت در مذاكرات
مكاتبات و همه حركاتي كه انجام داده ايم از روي حساب و تدبير بوده است .
اين ملت به خود اعتماد دارد و تلاش دشمنان براي مشوب كردن اذهان ملت ما بي اثر است . ملت ما با نگريستن به مجموعه مسير
طي شده
درمي يابد كه حركت صحيح بوده است و امام امت در مواقع مناسب تصميمات بجا و راههاي مناسب را پيش پاي ملت
گذاشت و حال مردم
نقطه ضعيفي در حركت گذشته خود نمي بينند.
6 ـ كيفيت جنگيدن ما نيز خود پيروزي بزرگ ديگري است . به هنگام ختم جنگ
امكانات نظامي ما و آن نيرويي كه با آن
مي جنگيديم براي ما باقي مانده
چرا كه متعلق به ديگران و يا وابسته به ديگران نبوده است . ارتش جمهوري اسلامي ايران امكانات خود
را به خوبي حفظ كرد
سپاه پاسداران انقلاب اسلامي با ابتكار جنگيد و بسيج ـ آن نيروي عظيم بي انتها و آن درياي بيكران انسانها كه در
موقع لزوم به جبهه مي رفت و آن هنگام كه نيازي نبود
در كارخانه و دانشگاه و مدرسه و... كار مي كرد ـ همچنان آماده باقي ماند. تجربه
دفاع مقدس
براي ما تجربه اي عظيم است . تجربه اي موفق كه در سراسر جهان بي نظير است . با اين تجربه عظيم و نيروهاي مقاوم و
مجاهد
ديگر تا مدتها كسي فكر تجاوز به اين سرزمين را در سر نمي پروراند.
7 ـ بخشي از عوامل موفقيتها را نام مي بريم : نخست
مديريت كم سابقه و معجزه گونه حضرت امام است كه ما بسياري چيزها را در
اين انقلاب از ايشان داريم . و امروز مديريت بسيار خردمندانه و كم نظير رهبر معظم ماست كه به بهترين نحو هدايت امور كشور را در
دست دارند.
فداكاريها و ايثارگري ها و شهادت طلبي هاي نيروهاي رزمنده ايران كه دوره بسيار سخت دفاع را تحمل كردند.
حمايتهاي بي دريغ ملت كه در هيچ زمان رهبري كشور و رزمندگان احساس تنهايي نكردند و مسئولان نظام همواره خود را در كنف
حمايت رهبر و ملت مي ديدند.
صبر و تحمل خانواده هاي شهدا
اسرا و مفقودان و استقامت جانبازان كه بخشي عظيم از فرهنگ جهاد ماست .
تحمل آزادگان ما كه در اردوگاههاي دشمن و در شرايط سخت و طاقت فرسا با استقامت و صبر خود دشمن را عاجز كردند و افتخار
بزرگي را در صفحات تاريخ ايران ثبت نمودند.
8 ـ با تكيه بر تجارب هشت سال دفاع مقدس
امروز ايران اسلامي از توان دفاعي قابل توجه و خودكفايي برخوردار است كه مي تواند
محوري قابل اعتماد براي صلح و ثبات منطقه باشد و شياطين كوچك و بزرگ ديگر فكر تجاوز به ايران را در مخيله خود خطور نخواهد
داد.
9 ـ امروز ملت ما با تمام وجود خود احساس پيروزي و ثبات و آرامش مي كند
در حالي كه دشمنان ما و شريران آتش افروز و
ديوهاي قدرتمند پشت صحنه
همگي احساس ناراحتي و ناامني مي كنند. البته ما از اين وضع راضي نيستيم و نمي خواهيم هيچ كشوري
مورد تجاوز قرار گيرد و كسي احساس ناامني كند. خواست ما
امنيت و آرامش براي جامعه جهاني است . ولي اعمال سو و گناهان
سرانجام دامان مجرمان را خواهد گرفت . حساب خداوند هم در دنيا و هم در آخرت دقيق است و مثقال و ذره اي از اعمال هيچ كس در
پيشگاه عدل الهي ناديده گرفته نخواهد شد. كساني كه به ما ظلم كردند
گرفتار نتايج ظلم خويش شدند. سرنوشت صدام حسين آينه
عبرت ظالمان و متجاوزان خواهد بود.
10 ـ ما در اين مقطع زماني باز هم نقش اسلامي خود را ايفا مي كنيم
بدون اينكه تحت تاثير ظلمهايي كه به ما كردند و كينه هايي كه به
ما ورزيدند قرار گرفته باشيم . ما به دنبال انتقامجويي و دشمن كشي و حتي سرزنش دشمن نيز نيستيم . ما پيش از همه تجاوز عراق به
كويت را محكوم كرديم ; كويتي كه در طول جنگ ميلياردها دلار كمك مالي به دشمن ما داد.
11 ـ جمهوري اسلامي هم اكنون چيزي جز بيرون رفتن نيروهاي بيگانه از منطقه را نمي پذيرد . از حضور وسيع نيروهاي نظامي
قدرتهاي شروري كه نمي توان به آنها اعتماد كرد
نگران است ; اين نيروهايي كه با اهداف توسعه طلبانه وارد منطقه شده اند و در كنار خانه
خدا لانه كرده اند و از سخنان آنها مي توان چنين دريافت كه اهدافي درازمدت دارند. آمريكايي ها و همراهانشان بايد به كشورهاي خود
بازگردند و منطقه را به اهالي آن واگذارند. جمهوري اسلامي نيز آماده است به كشورهاي همسايه ياري رساند تا همه با هم در صلح و
صفا زندگي كنيم .
اكبر هاشمي رفسنجاني
بنظر مي رسد سناريوي حمله نظامي عراق به ايران به عنوان پيش آمدهاي احتمالي
قبل از پيروزي انقلاب تنظيم شده بود
نيروي هوايي ارتش براستي در روزهاي نخست جنگ ضربه موثري را به عراق وارد ساخت و گاهي براي جلوگيري از پيشروي دشمن
نقش نيروهاي زميني را برعهده مي گرفت
نفاق و خباثت دشمنان در زمان جنگ غوغا مي كرد. آمريكايي ها
انگليسي ها
فرانسوي ها
روسها
ارتجاع عرب و صهيونيست ها دم از
صلح مي زدند و در همان حال به عراق كمك مي كردند و هر رذالتي را عليه ايران به كار مي بردند
اكنون اسناد غيرقابل انكاري وجود دارد كه جنگ با خواست استكبار
ارتجاع و صهيونيسم براي شكست و يا حداقل
تضعيف انقلاب
اسلامي ايران آغاز شد
جمهوري اسلامي ايران هم اكنون چيزي جز بيرون رفتن نيروهاي بيگانه از منطقه را نمي پذيرد

|