روزنامه جمهوري اسلامي 10/07/1386 صفحه جبهه و جنگ

  • محله كوچك ما
  • پاتك به واژه ها ـ 12
  • سفر به ديار غربت
  • *****
    محله كوچك ما


  • اينجا محله كوچكي است ... كه ذهن كوچه پس كوچه هايش پر است از تصاوير كساني كه امروز در قطعه شهداي گلستان سيدنظام الدين منزل دارند و نگين اش مسجدي است كه گوشه گوشه حياط و محراب و حسينيه اش با جاي پا و عطر حضور شهدا عجين گشته است . مسجدي كه به بركت نام آقا ابوالفضل عباس (ع ) هميشه خانه اميد ما و مامن توسل هايمان است و چه گره ها كه از گره خوردن دلها به نام اين مسجد باز نشده است .
    شانزده سال است كه سنگيني ديني كه از جمله ي شهدا رفته اند ما چه كرده ايم (ـ برگردنمان احساس مي كنيم ما را بر آن داشته كه به مدد الهي محفلي برپا كنيم و سفره اي گسترده شود كه نه تنها خوان تنعم ما و پذيراي صفاي قدم بزرگواراني چون حجت الاسلام مرحوم ابوترابي مهندس چمران و... گردد بلكه به لطف صاحب خانه مجلس ما منور به نور حضور شهيد سپهبد علي صياد شيرازي ـ اندكي قبل از عروج ملكوتي اش ـ نيز شود تا يقين كنيم شهدا حاضر و ناظر بر اين سفره اند و به حمد الهي گويي كه تلاشمان مورد عنايتشان قرار گرفته است . و در اين ميان همانا لبخند رضايتي كه بر چهره خسته و پير مردان و زناني كه قاسم ها و علي اكبرهايشان را شادمانه به مسلخ عشق فرستادند نقش مي بندد مايه قوت قلبمان است تا هر سال با شور و اشتياق زايدالوصفي به استقبال هفته دفاع مقدس بشتابيم و اكنون در شانزدهمين سال يادواره آلاله هاي سرخ (ويژه ي 165 تن از شهداي گلستان سيدنظام الدين قائمشهر و حومه ) و در اين ماه ضيافت الهي كه ملائك درگاهش براي بوسه زدن بر خاك پاي روزه داران از هم سبقت مي گيرند بر آن شديم تا باري ديگر ميهمان آلاله هايي گرديم كه جام عشق را در خوان گسترده ي كربلاي ايران از دست مولايشان عاشقانه نوشيدند و به دستان الهي خميني كبير كه متبرك به عنايات غيبيه بقيه الله الاعظم ارواحنا فداه شده بود مرداني گشتند كه ره صد ساله ي عرفا را يك شبه طي كردند و بر آن با رياضت هايشان طعنه زدند و با اين اميد گرد هم مي آييم تا پاي درد دل هاي دلسوخته اي بنشينيم كه جا مانده اي از قافله ي عشق شهداست ....
    او كه همرزم و همنفس عارف شهيد علي صياد شيرازي است ...
    امير سرتيپ ناصر آراسته (مشاور نظامي مقام معظم رهبري )

  • *****
    پاتك به واژه ها ـ 12


  • بسيجي ! با خاطراتت حكايت كن از پرواز اين قوم حكايت كن شايد هزاران مرغ مهاجر باشند تا پرواز را ياد بگيرند و قدم در آسمان پر ستاره ي هدايت بگذارند حكايت كن ...
    آي شهيدان : مجيد و محمدرضا شاهين (تك تيرانداز) علي كربلائي (دوشكاچي ) محمدرضا آزادي (معاون دسته ) علي مايار (بي سيم چي ) عليرا بيطارزاده (معاون دسته ) علي حميديان مقدم (تيربارچي ) با ما بگوئيد چگونه پنجره هاي بسته زمين را گشوديد و به سمت آسمان سبز پرواز كرديد رمزهاي پرواز را بر ما بگشائيد.
    راهي كه : احمد قنواتي (نقليه گردان ) ابراهيم جغقاني (فرمانده دسته ) سعيد راستاني (بي سيم چي ) سعيد حميدي اصل (غواص ) رفتند به خدا مي رسيد. راهي كه ما ميرويم ....!
    ما از زمستانهاي 63 به خدا شكايت مي بريم كه خوشبوترين لاله هاي باطراوتمان : علي رهنمائي (غواص ) سعيد نوراني (اطلاعات عمليات ) محمدرضا سالمي (فرمانده گروهان ) عبدالرحمان سليمان پور (آرپي جي زن ).... را از ما گرفت .
    افسوس و صدافسوس كه هم نفسي با شهيدان نه خواندني است و نه ديدني . اما آشنايان كوچه شلمچه و مجنون و والفجر هشت گفته اند كه چشيدني است ... واي چه طعمي داشت !
    در شيوه جانبازي با دست و پاي قطع شده وصل مي شوند.
    هرچه با خودم كلنجار رفتم نتوانستم شماره مرحوم كريم محسني (رزمنده دوران دفاع مقدس ) را از دفترچه تلفنم پاك كنم ....
    اهواز ـ گردان كربلا ـ علي عميره

  • *****
    سفر به ديار غربت




  • گزارش بازديد از مناطق عملياتي و يادماني جبهه مياني دفاع مقدس ـ استان ايلام
    بخش دوم و پاياني
    حسين زكريائي عزيزي
    اشاره : بخش نخست گزارش بازديد از مناطق عملياتي و يادماني جبهه مياني دفاع مقدس (استان ايلام ) را روز يكشنبه 86 7 8 در همين صفحه مطالعه كرديد آنچه پيش روي شماست بخش دوم و پاياني اين مقاله است كه تقديم حضور مي گردد.
    ديدگاه صدام (پاسگاه مرزي گرمشيه )
    كنار ديدگاه منتسب به صدام پاسگاه مرزي گرميشه نيروي انتظامي مستقر است . وارد پاسگاه شده و از ديدگاه صدام و همچنين سنگر زيرزميني كه مقر لشكر 17 زرهي عراق بود و توسط رزمندگان اسلام تصرف شد ديدن كرديم . سنگر ويژه اي بود . با بتون هايي كه هيچ خمپاره و راكدي نمي توانست به آن آسيبي برساند.
    ديدگاه موردنظر به گونه اي طراحي شده كه مشرف به دشت و همچنين شهر مهران است . رژيم بعثي عراق پس از ناكامي در بازپس گيري فاو و براي جلوگيري از حملات گسترده رزمندگان اسلام طي يك استراتژي جديد اقدام به انجام چند حمله مي كند كه در اين ميان شهر مهران را تصرف مي نمايد و با هياهو آن را به رخ جهانيان مي كشد.
    راديو بغداد پس از پايان استراتژي جديد عراق اعلام مي كند كه ايران از عقب نشيني عراق به مرزهاي بين المللي و سياست پدافندي آن سو استفاده كرده است و تصرف فاو توسط ايران به دنيا نشان داد كه ايران به دنبال كشور گشايي است و اكنون سپاه هاي مختلف عراق آماده عمليات هستند. اين ادعا در حالي است كه تنها سپاه هفتم عراق در برابر ايران مقاومت مي كرد. رژيم عراق اعلام كرد كه نيروهاي عراقي شهر مهران را تصرف كردند تا ايران فكر نكند كه ما ضعيف هستيم . ما اعلام مي كنيم در عين حال حاضر به عقب نشيني از مهران هستيم و در صورتي كه عقب نشيني ايران و عراق به مرزهاي بين المللي و عدم دخالت در مسائل داخلي يكديگر صورت گيرد عقب نشيني ايران از فاو در مقابل عقب نشيني عراق از مهران خواهد بود. والا شهر مهران را در اشغال خود نگه خواهيم داشت .
    همچنين صدام نيز يكبار ديگر با حضور در همين ديدگاه اين كلام بيهوده را تكرار كرد.
    اما رزمندگان در برابر اين ادعاي بيهوده رژيم بعث و صدام خود را آماده كردند كه پاسخ محكم و قاطعي به عراق بدهند بخصوص اينكه حضرت امام (ره ) نيز فرمودند : با حفظ فاو مهران بايد آزاد گردد. لذا با تدبير قرارگاه هاي فرماندهي خاكريزهاي ايران در زير آتش گسترده و سنگين دشمن حدود 200 متر به جلو كشيده شد و در روزهاي آخر و قبل از شروع عمليات طوفاني در منطقه مهران درگرفت و رزمندگان در پوشش غبار دست به نقل و انتقال زدند. شش هفته پس از اشغال مهران توسط دشمن زمينه مساعد شد تا اين شهر ـ كه مسئوليت حفظ آن به عهده لشكر 17 زرهي سپاه دوم عراق گذاشته شده بود ـ طي عمليات كربلاي يك كه در ساعت 22 30 مورخه 1365 4 10 با رمز يا اباالفضل العباس (ع ) ادركني انجام شد پس گرفته شد و استراتژي جديد صدام و ياوه گويي هايش دفن شود .
    در عمليات كربلاي يك اين نقطه (پاسگاه گرميشه ) توسط رزمندگان لشكر 17 علي بن ابيطالب (ع ) آزاد گرديد و به گفته آقاي محمدزاده شهيد غيوري و شهيد بسطامي در اين منطقه به شهادت رسيدند.
    پس از بازديد از سنگربتوني و مستحكم منتسب به ديدگاه صدام و همچنين مقر لشكر 17 زرهي عراق كه شامل اتاق جلسات و اتاق فرماندهي بود عازم مهران شديم . ساعت 10 30 در مسجد جامع صاحب الزمان (عج ) مهران تجديد وضويي نموديم و با چندتن از اهالي شهر مهران هم كلام شديم و پاي صحبت و در دل هايشان نشستيم .
    قرارگاه تاكتيكي لشكر 11 اميرالمومنين (ع )


    در حاشيه شرقي مهران در انتهاي خياباني كه به جاده دهلران مشرف است قرارگاه تاكتيكي وجود دارد كه در زمان جنگ قرارگاه تاكتيكي لشكر 11 اميرالمومنين (ع ) بود و توسط رژيم بعث نيز چندين بار بمباران هوايي شده است . اين قرارگاه شامل يك سوله بزرگ و چندين اتاق است و در كنارش جايگاه ذخيره سوخت نيروهاي پيمان سنتو قرار دارد كه آن نيز توسط عراقي ها تخريب شده است . به نظر مي رسد اين مكان مي تواند بعنوان يك نمايشگاه از دست آوردهاي رزمندگان اسلام در شهر مهران در آيد تا توسط كاروانهاي راهيان نور مورد بازديد قرار گيرد.
    سه راهي جندالل ه
    در برگشت از مهران در سه راهي ميمك ـ 30 كيلومتري ميمك ـ كه معروف به سه راهي جندالله است و آخرين نقطه تجاوز عراق به واسطه مقاومت مردمي است توقف كوتاهي داشتيم . در اين نقطه نيز به پاس تجليل از مقاومت مردمي ايلام در مقابله با تجاوز رژيم بعث در سال 67 كه منجر به عقب نشيني دشمن شد يادماني احداث كردند كه در آن 3 نفربر 2 تانك و 1 توپ منهدم شده عراقي قرار دادند و نمادي نيز طراحي نمودند كه در حقيقت همان نماد مقاومت نامگذاري شده است .
    خالي از لطف نيست كه در اين فرصت مروري داشته باشيم از اين مقاومت جانانه كه متاسفانه مانند بسياري از حوادث بي بديل دفاع مقدس به فراموشي سپرده شده است .
    در حالي كه ارتش عراق تهاجم مجدد خود را شروع كرده بود و اميدوارانه در داخل خاك كشورمان پيش مي آمد و نوار مرزي را تا عمق چند ده كيلومتري به اشغال خود درآورده بود احتمال سقوط مراكز دو استان ايلام و كرمانشاه در جبهه مياني احساس مي شد. در چنين وضعيتي در محور مهران سه گردان سپاه به همراه رزمندگان ايل ملكشاهي و شوهان زيرنظر لشكر 11 اميرالمومنين (ع ) در برابر دشمن صف آرايي كردند. قواي خودي با مسدود كردن جاده ايلام ـ مهران ـ با پشتيباني هوانيروز ضربات سنگيني به دشمن زدند. قواي دشمن به دليل مسدود شدن جاده ناگزير خود را از طريق دشت به تنگه كنجانچم و رضاآباد رساندند و در سه راه كمربندي ايلام ـ مهران به نيروهاي عراقي در صالح آباد پيوستند. اما تشديد مقابله رزمندگان دشمن را به عقب نشيني تا ارتفاعات غرب مهران در نزديكي مرز واداشت . در محور ايلام نيروهاي زبده وجان بركف مردمي و سپاهي با كمك عشاير ايل هاي خزل بوبلي و كنجوان دشمن را محاصره كردند كه نيروهاي ارتش عراق به منظور گريز از حلقه محاصره با عبور از تنگه انجيره به داخل عراق عقب نشستند. در منطقه صالح آباد دشمن به اشتباه وارد تنگه گرمه شده بود كه به دنبال حضور گردان هاي مردمي سيدالشهدا(ع ) در محاصره قرار گرفت و با حملات رزمندگان شيرازه نظامي متجاوزان فرو پاشيد . اما در 30 كيلومتري ايلام هم زمان با خطر قريب الوقوع سقوط شهر 6 گردان زبده و كارآزموده سپاه به همراه نيروهاي مردمي با هدايت لشكر 11 اميرالمومنين در مقابل دشمن صف آرايي كردند . درگيري شديدي بين دو طرف رخ داد و دشمن پس از تحمل خسارات و تلفات فراوان شكست را پذيرفت و از ادامه پيشروي به سمت ايلام منصرف شد و به سمت صالح آباد تغيير مسير داد كه در آنجا هم با پذيرفتن شكستي سنگين به طرف مرز عقب نشيني كرد.
    قرارگاه اصلي لشكر 11 اميرالمومنين
    پس از قرائت فاتحه اي براي همه شهداي اين مقاومت براي بازديد از قرارگاه اصلي لشگر 11 امير المومنين بعد از طي حدود 2 كيلومتر از سمت چپ جاده از ميان شيارها و كوه ها گذشتيم تا به قرارگاه رسيديم . اين قرار گاه كه شامل چندين سوله و سنگر ميباشد در فضايي زيبا و ويژه طراحي و ساخته شده است كه مي تواند به عنوان يكي از اماكن اسكان كاروانهاي راهيان نور و همچنين اردوهاي بسيج استان استفاده گردد.
    اين قرارگاه در زمان جنگ چندين بار توسط جنگنده هاي عراقي بمباران و چند تن از رزمندگان لشگر اميرالمومنين (ع ) در اين مكان به شهادت رسيدند.
    ستاد بحران استان ايلام
    بعد از صرف ناهار در يكي از رستورانهاي شهرستان ايلام از ستاد بحران استان كه زير زميني در مركز شهر است ديدن كرديم . اين زيرزمين داراي دو وردي بود كه يكي از ورودي ها از دل ايستگاه آتش نشاني شهر سر در مي آورد و ديگري در آن سوي خيابان . اين مكان كه شامل دو دالان بزرگ و چندين اتاق به شكل اتاقهاي اداري بود در زمان جنگ هنگام بمباران و حمله جنگنده هاي دشمن بعنوان پناهگاه و ستاد بحران استفاده مي شد و تصميم گيريهاي استان در اين زير زمين اتخاذ مي گرديد. به همين دليل اين مكان نيز جزو آثار جنگ محسوب مي شود.
    ظاهرا دوستان بنياد حفظ آثار در تلاشند تا موزه دفاع مقدس استان ايلام در اين مكان احداث گردد.
    پس از استراحتي كوتاه ساعت 4 20 دقيقه ضمن خداحافظي و تشكر از دوستانمان در بنياد استان ايلام به سمت كرمانشاه حركت نموديم . ساعت 7 بعد از ظهر بود كه به اسلام آباد غرب رسيديم . اين شهر مرا ياد شهيد جعفر مسعودي مي اندازد . او كه در ايام جنگ به همراه زن و بچه اش از شهر و ديار خود به اين شهر رجعت كرد و در سال 65 و دقيقا در همين ايام در حالي كه مسئول پذيرش تيپ 45 جواد الائمه (ع ) بود به شهادت رسيد. يادش گرامي باد.
    تنگه چار زبر (مرصاد)


    صداي اذان كه از راديوي ماشين بلند شد ما به تنگه چار زبر يادمان عمليات مرصاد رسيده بوديم . تجديد وضو كرديم و در مسجد كوچك يادمان نماز را به جماعت خوانديم و سپس از نمايشگاه يادمان ديدن كرديم . متاسفانه نمايشگاه از برنامه خاصي تبعيت نمي كرد و عكس ها بدون هيچ نظم و چينش خاصي چيده شده بودند. اين هم جاي تاسف دارد كه آقايان در مكان مهمي چون يادمان عمليات مرصاد كه بايد باز گو كننده نفاق و مكر منافقين باشد را به امان خدا سپردند. واقعا جاي بسي تاسف است . حداقلش اين است كه آقايان واقعه اي كه در اين مكان حادث شده است را روي بنده يا تابلويي منتشر نموده و در مكان يادمان نصب نمايند تا كساني كه از اين جاده بين المللي گذر مي كنند در جريان آن قرار گيرند.
    مرصاد و جانفشاني هاي رزمندگان اسلام بايد به نسل آينده معرفي شود اين امكان ندارد مگر اينكه آقايان مسئول و متوليان امر دفاع مقدس كه فقط در سالروز عمليات به يادشان مي آيد بايد كاري انجام دهند تا از لحاظ تبليغاتي عقب نمانند به فكر امري مهم و كاري استخوان دار بيفتند.
    عمليات مرصاد
    سازمان منافقين در سال 1367 با اميد به تجربه هاي نظامي اي كه طي چند سال خيانت به دست آورده بود براي يك عمليات بزرگ آماده شد تا كشوري را كه 8 سال درگير جنگ بوده و در وضعيتي نامطلوب به پذيرش قطعنامه تن داده بود متلاشي كند .
    سازمان با اين هدف تصميم گرفت با 5000 نيروي مسلح كه در 25 يگان سازماندهي شده بودند و براساس يك عمليات برنامه ريزي شده در مدت 33 ساعت در پنج مرحله خود را به تهران برسانند و نظام جمهوري اسلامي را سرنگون كند!
    ستون نظامي منافقين در ساعت 15 30 روز 1367 5 3 در حمايت كامل ارتش عراق با عبور از مرز در محور سرپل ذهاب حمله خود را از گردنه پاتاق به سوي كرند آغاز كرد . در ساعت 18 30 نخستين تانك هاي عراقي با آرم منافقين همراه با نيروهاي اين سازمان وارد شهر كرند شدند سپس با پيشروي به سمت اسلام آباد در ساعت 21 20 اين شهر را نيز به تصرف درآوردند و كشتار فجيعي كردند . آنگاه تا گردنه حسن آباد در 20 كيلومتري شرق شهر اسلام آباد پيش رفتند و براي تجديد سازمان در آن جا مستقر شدند و منتظر شكست مقاومت بازدارنده نيروهاي ايراني در تنگه چهار زبر بودند تا به سوي كرمانشاه پيشروي كنند لذا تمام امكانات خود را در پشت اين تنگه جمع كردند و آماده شدند تا به محض باز شدن راه در مدت كوتاهي شهر كرمانشاه را تصرف كنند. همزمان با پيشروي نيروهاي منافقين در عمق خاك ايران هواپيماهاي عراقي پايگاه هاي هوايي از جمله پايگاه شكاري نوژه همدان پايگاه هوانيروز در كرمانشاه و پادگان تيپ 2 لشگر 28 را بمباران كردند . بدين ترتيب سازمان منافقين آسوده خاطر بدون برخورد با مانع بازدارنده اي تا منطقه چهار زبر پيش آمد و تنها در آنجا با اقدام بازدارنده اي كه به يك عمليات تاخيري شباهت داشت روبه رو شدند.
    عمليات تاخيري :
    عقبه برخي از يگان هاي سپاه در شرق تنگه چهار زبر قرار داشت . نيروهاي اين يگان ها در منطقه خوزستان با دشمن در حال نبرد بودند و پيشروي منافقين عقبه هاي آنها را به خطر انداخته بود لذا يك گردان رزمي از سپاه و بسيج ماموريت يافتند در تنگه چهار زبر راه را بر منافقين ببندند تا با اين عمليات تاخيري مقدمات عمليات سركوب و انهدام منافقين فراهم شود.
    پس از مقاومت نيروهاي سپاه و بسيج در دشت حسن آباد و زمين گير شدن نيروهاي منافقين در پشت ارتفاعات چهارزبر فرماندهان و رزمندگان خودي براي آزاد سازي مناطق تصرف شده و انهدام نيروهاي منافقين به تدريج در منطقه متمركز شدند. سپس عمليات مرصاد با رمز يا صاحب الزمان (عج ) ادركني در 1367 5 5 به فرماندهي سپاه پاسداران و با پشتيباني هوانيروز ارتش از سه محور آغاز شد
    1 ـ در محور چهارزبر لشگر تازه تاسيس ولي امر (عج ) با استقرار روي ارتفاعات تنگه چهارزبر و اجراي آتش راه پيشروي قواي زميني منافقين را در جاده اسلام آباد ـ كرمانشاه سد كرد.
    2 ـ در محور اسلام آباد تيپ نبي اكرم (ص ) متشكل از سه گردان از پاسداران كرمانشاه و تيپ مسلم بن عقيل (پاسداران سومار) به سرعت وارد اسلام آباد شدند و پيشاپيش آنان يك گردان از پاسداران اسلام آباد كه به شهر آشنايي كامل داشتند به شهر نفوذ كرده و سازمان قواي منافقين را بر هم زدند. منافقين براي جبران خسارت ها دو تيپ از نيروهاي خود را از محور حسن آباد فراخواندند تا با حملات نيروهاي خودي مقابله كنند.
    3 ـ در محور جاده قلاجه نيروهاي لشگر 27 محمد رسول الله (ص ) از سه راهي غرب اسلام آباد وارد كارزار شدند طوري كه منافقين را دور زدند و تلفات زيادي بر آنها وارد ساختند.
    سرانجام منافقين كه در محدوده كوچكي از اسلام آباد تا تنگه چهارزبر به محاصره درآمده بودند تلفات فراواني متحمل و منهدم شدند و برخي نيز به سمت عراق گريختند.
    به اين ترتيب عمليات مرصاد كه آخرين عمليات هشت سال دفاع مقدس نيز محسوب مي شود با موفقيت چشمگيري به پايان رسيد و افزون بر آنكه پيروزي نظامي بزرگي در پي داشت با ضرباتي كه به سازمان منافقين وارد شد از نظر امنيتي نيز براي جمهوري اسلامي موفقيت بزرگي بود و آخرين برگ تاريخ جنگ بسيار افتخار آميز ورق خورد.
    رژيم بعث عراق پس از ناكامي در بازپس گيري فاو و براي جلوگيري از حملات گسترده رزمندگان اسلام طي يك استراتژي جديد اقدام به انجام چند حمله مي كند كه در اين ميان شهر مهران را تصرف مي نمايد و با هياهو آن را به رخ جهانيان مي كشد