روزنامه جمهوري اسلامي 10/07/1386 صفحه سياسي

  • بيت المقدس و سناريوي يهودي سازي
  • نماينده جنبش جهاد اسلامي در تهران :
    سخن گفتن درباره صلح با رژيم صهيونيستي اتلاف وقت است
  • *****
    بيت المقدس و سناريوي يهودي سازي




  • اشاره :
    هر روز كه مي گذرد يكي از طرح هاي « اسرائيل » براي اشغال كامل قدس شريف كه تاكنون ويراني هاي زيادي را بر جاي گذاشته است رخ مي نمايد. هدف از اين اقدامات برنامه ريزي شده دگرگون سازي بافت جغرافيايي و جمعيتي و نابودي هويت ديني و تاريخي بيت المقدس است . اكنون بيش از 30 شهرك يهودي نشين در قدس عربي وجود دارد . « اسرائيل » با اين اقدام خود تمامي قطعنامه ها و پيمان هاي بين المللي و اخلاقي به ويژه قطعنامه هاي 471 465 446 شوراي امنيت كه بر لزوم برچيدن شهرك هاي صهيونيستي تاكيد دارد نقض كرده است . اين همان چيزي است كه گزارش كميته ميتشيل « اسرائيل » به آن پرداخته و در آن تاكيد كرده است كه بايد رژيم صهيونيستي ساخت اين شهرك را متوقف سازد. گذشته از سياست اخراج ساكنان اصلي شهر قدس از جمله مسيحيان اكنون يك مسئله خطرناك ديگر اين شهر را تهديد مي كند و آن مسئله تداوم جنايات و تعدي صهيونيست ها به مقدسات اسلامي است كه دامنه اين تجاوزات حتي به مسجد الاقصي نيز كشيده شده است . ميزان تعدي صهيونيست ها به محوطه مسجد الاقصي ازسال 2004 (1383 ) تاكنون بيش از ميزان تعدي آنان طي سه دهه اخير بوده است و اين امر نشانگر اين واقعيت است كه محافل صهيونيستي مقدسات اسلامي شهر قدس را هدف اصلي خود قرار داده اند و سعي دارند با حمايت مقامات تل آويو آنها را از بين ببرند و طرح يهودي سازي قدس شرقي و عربي را به سرانجام برسانند.
    رسانه هاي « اسرائيل » بتازگي طرحهاي تل آويو براي تكميل پروژه قدس بزرگ را در كانون توجهات خود قرار داده اند. هدف از اين پروژه پيوند شهرك هاي يهودي نشين كرانه باختري ; به ويژه شهرك صهيونيستي معاليه ادوميم بزرگترين شهرك يهودي نشين به قدس شرقي است . آريل شارون نخست وزير سابق « اسرائيل » كه دچار مرگ مغزي شده نخستين كسي است كه طرح قدس بزرگ را مطرح كرد. وي اين اقدام را در سال 1997 (1386 ) و در دوره نخست وزيري بنيامين نتانياهو انجام داد . شارون در آن مقطع وزير امور زيربنايي بود . هدف از اين طرح انتقال يك ميليون يهودي مهاجر به فلسطين اشغالي و اسكان آنان در شرق قدس و اطرافش جهت تثبيت اكثريت جمعيت يهوديان در شهر بيت المقدس به منظور ممانعت از تحقق آرمان فلسطينيان در قرار دادن قدس شرقي به عنوان پايتخت دولت مورد نظرشان است . در پانزدهم مي 1948 (1327 ) همزمان با شكل گيري دولت عبري مساحت قدس 21 1 كيلومتر مربع بود كه 20 كيلومتر مربع آن مساحت قدس جديد بود . قدس پس از اين تاريخ و امضاي قرار داد آتش بس در سال 1949 (1328 ) به مناطق زير تقسيم شد كه عبارتند از :
    منطقه عربي با 2 4 كيلومتر مربع مساحت كه اين رقم 11 48 درصد مساحت قدس را در بر مي گرفت .
    منطقه اي كه به اشغال « اسرائيل » درآمد و مساحت آن به 17 7 كيلومتر مربع مي رسيد كه اين رقم 84 3 درصد مساحت قدس را شامل مي شد.
    ـ منطقه تحت حاكميت سازمان ملل متحد كه به يك كيلومتر مربع مي رسيد و اين رقم 4 39 درصد مساحت قدس را شامل مي شد.
    مقامات تل آويو پس از سال 1948 (1327 ) نه تنها به تلاش خود در جهت قرار دادن قدس جديد به عنوان پايتخت خود بسنده نكردند; بلكه اعلام داشتند كه قدس شرقي به قدس جديد الحاق شده است و اين اقدام اندكي پس از اشغال كرانه باختري و نوار غزه در سال 1967 (1346 ) صورت گرفت . رژيم صهيونيستي در 1980 (1359 ) از الحاق قدس به « اسرائيل » خبر داد . از آن سال به بعد رژيم صهيونيستي طرح احداث شهرك هاي يهودي نشين براي يهودي سازي قدس شرقي را آغاز كرد و از رهگذر اقدامات سركوبگرانه و مصادره املاك فلسطينيان ساكن اين منطقه شمار زيادي از عربها را از اين منطقه اخراج و 20 محله يهودي نشين در بخش شرقي قدس ايجاد كرد كه كل شهر را در بر مي گرفت . « اسرائيل » با اين اقدام جائرانه خود ارتباط جمعيتي فلسطينيان ساكن قدس را با همتايان ساكن ديگر شهرهاي كرانه باختري قطع كرد . مسئولان رژيم صهيونيستي 190 هزار يهودي را به اين محله ها منتقل و اسكان دادند . در عوض و به رغم سياست « اسرائيل » در زمينه افزايش جمعيت يهوديان در اين مناطق اما همچنان 320 هزار عرب تا آغاز سال 2006 (1385 ) در اين مناطق حضور داشتند كه خط مقدم رويارويي با پروژه شهرك نشيني به شمار مي روند; گذشته از آن 50 نهاد فلسطيني در اين مناطق فعاليت مي كنند.
    در « قدس يكپارچه » كه رژيم غاصب صهيونيستي در تلاش است آن را پايتخت هميشگي دولت عبري قلمداد كند بيش از 700 هزار نفر زندگي مي كنند كه بيش از 73 درصد آنان را يهوديان تشكيل مي دهند و تل آويو قصد دارد تا سال 2010 ميلادي (1389 ) هزار واحد مسكوني در اين شهر احداث كند; به گونه اي كه مجموع ساكنان اين شهر در سال مذكور به 817 هزار نفر مي رسد كه يهوديان اكثريت قاطعي خواهند داشت . ساخت شهرك يهودي در كوه « ابوغنيم » قدس شرقي سرآغاز تغيير نقشه عربي اسلامي اين شهر به شمار مي رود زيرا هدف از اين اقدام توسعه بخش شرقي شمالي جنوبي شهر قدس است كه بيشتر زمين هاي كرانه باختري را در بر مي گيرد و آنها را به قدس بزرگ ضميمه مي كند و مساحت آن به بيش از يك چهارم مساحت كرانه باختري كه 5800 كيلومتر مربع است مي رسد اين اقدام قبل از آغاز مذاكرات احتمالي براي حل فصل نهايي مسائل مربوط به قدس آوارگان شهرك هاي يهودي نشين مرزها حاكميت و آب ها صورت مي گيرد.
    در همين راستا تل آويو قصد دارد به منظور اسكان 55 هزار يهودي شهرك بزرگي را در روستاي فلسطيني « الولجه » واقع در جنوب قدس احداث كند . مسئولان « اسرائيل » براي تحقق بخشيدن به اين خواسته شوم خود 100 هكتار از اراضي اين روستا را مصادره واعلام كردند كه قدس جاده ارتباطي اين شهرك با شهرك ديگري در نزديكي بيت لحم خواهد بود. اين اقدام در حالي صورت مي گيرد كه ساخت ديوار حايل بر وضعيت جغرافيايي قدس تاثير گذاشته و اين شهر را به يك زندان بزرگي براي فلسطينيان مبدل كرده است ; به نحوي كه اين شهر 11 دروازه دارد و نظاميان صهيونيست ورود و خروج فلسطينيان را در اين دروازه ها به شدت كنترل مي كنند . مي توان از طريق مجموع يهوديان ساكن شهر بيت المقدس كه روند رو به رشدي دارد به اهميت اين شهر در پروژه ها و طرح هاي شهرك سازي « اسرائيل » از سال 1948 تا سال 2006 (1327 تا 1385 ) پي برد . از سوي ديگر مجموع شهرك نشينان يهودي شهر قدس اشغالي بيشتر شهرك نشينان اراضي اشغالي را تشكيل مي دهند . از سوي ديگر يهوديان ساكن قدس بزرگ 11 1 درصد مجموع يهوديان دولت عبري و اراضي عربي اشغالي را تشكيل مي دهند .
    تغيير بافت جمعيتي قدس كه از زمان برپايي كنفرانس « بال » در سال 1897 (1376 ) در شهر سويس شكل رسمي به خود گرفت بخشي از چالش جمعيتي ميان عرب ها و يهوديان در فلسطين به شمار مي رود. نكته حائز اهميت اينكه قدس جايگاه مهمي در طرح هاي يهودي سازي و شهرك نشيني صهيونيستي براي تحميل برتري جمعيتي يهوديان بر عرب ها دارد. مي توان تاكيد كرد كه انتقال يهوديان به قدس و ديگر شهرهاي فلسطين مصادره اراضي فلسطينيان ايجاد شهرك هاي يهودي نشين و غصب املاك فلسطينيان به شيوه هاي مختلف پايه هاي سياست « اسرائيل » براي يهودي سازي هر چه بيشتر اراضي فلسطين به شمار مي رود.
    مقابله با افزايش شهركهاي يهودي نشين در شهر بيت المقدس كه به منظور از بين بردن آثار عربي اسلامي و مسيحي اين شهرمستقيما توسط دولت عبري و يهوديان سرمايه دار حمايت مالي مي شود تلاش بي وقفه كشورهاي عربي و اسلامي و بين المللي را مي طلبد تا واقعيت هاي جديدي بر اين اراضي تحميل وتثبيت نگردد چراكه از بين بردن آنها كار دشواري است . بايد يك صندوق عربي اسلامي در جهت تقويت مقاومت و پايداري فلسطينيان ساكن شهر بيت المقدس تشكيل شود.
    به رغم پيشرفت پروژه صهيونيستي در شهر قدس اشغالي و با گذشت 109 سال از كشمكش طرفين فلسطيني و صهيونيستي بر سر قدس اشغالي ( از سال 1897 تا سال 2006 ) اما طرف فلسطيني در اين كشمكش از فاكتورهاي اقتدار برخوردار است كه در قطعنامه هاي محافل بين المللي نمود پيدا مي كند . در اين قطعنامه ها; به وي ژه قطعنامه 478 صادره سال 1980 (1359 ) تاكيد شده است كه شهر قدس بخشي از اراضي اشغالي به شمار مي رود . گذشته از آن 320 هزار عرب در اين شهر سكونت دارند . همچنين فلسطينيان به وجود 50 نهاد و ارگان فلسطيني استناد مي ورزند.
    سخن آخر اينكه « اسرائيل » از آغاز سال جاري تاكنون دست به حفاري هاي عديده اي در زير مسجد الاقصي زده است كه اين اقدام پايه هاي اين مسجد را در معرض خطر جدي قرار داده است . اين طرح ها تازگي ندارد زيرا به نظر مي رسد كه « اسرائيل » اين حفاري ها را از سال 1996 (1375 ) شروع كرده است و در همان زمان نيز مردم فلسطين واكنش هاي شديدي به اين اقدامات ويرانگرانه نشان دادند . جداي از اين مسئله در مذاكرات « كمپ ديويدـ 2 » كه در آمريكا انجام گرفت « ايهود بارك » نخست وزير وقت اسرائيل از رهگذر پافشاري بر مذاكره بر سر مسئله قدس ايده گفت و گو بر سر محوطه مسجد الاقصي را به بهانه اينكه حق ديني يهوديان به شمار مي رود پيش كشيد. اينان معتقدند كه بايد قسمت زيرين اين مسجد تحت حاكميت « اسرائيل » باشد حال آنكه يهوديان دست به اقداماتي در فضاي بيروني اين مسجد مي زنند و اين امر مبين اين واقعيت است كه « اسرائيل » مطامع و طرح هاي توسعه طلبانه خود نسبت به مسجد الاقصي را مخفي نگه داشته است و اين امر اهميت سياسي تاريخي و ديني اين مسئله را نشان مي دهد.
    در حال حاضر اسرائيل مي كوشد جاده « باب المغاربه » و دو اتاق مجاور مسجد الاقصي را ويران كند و زمينه تخريب پل واقع در جنوب ديوار مسجد الاقصي را ويران كنند كه اين اقدام مستقيما به مسجد الاقصي لطمه مي زند. انجمن يهودي ديگر به نام « عطيرات كوهنيم » اخيرا اقدام به شروع حفاري جهت ساخت معبدي در اراضي موقوفه در بخش قديمي قدس در 50 كيلومتري ديوار حايل و در چند متري ديوار غربي اين مسجد كرده است . در بخش شرقي قدس نيز بيش از 30 شهرك يهودي نشين و چندين پست بازرسي و ديوار حايل وجود ژدارد كه قدس را از ديگر بخش كرانه باختري جدا مي سازد و آن را به دو بخش شمالي و جنوبي تقسيم مي كند. وضعيت جمعيتي قدس واقعا تاسف بار است زيرا بيش از 230 هزار فلسطيني فقط در 4 درصد اراضي باقي مانده از مساحت قدس شرقي زندگي كنند و اخذ مجوز ساخت نيازمند 5 سال زمان و هزينه اي بالغ بر 25 تا 30 هزار دلار آمريكايي است و تحقق آن امري محال است .
    رژيم صهيونيستي با تعدي هاي خود نسبت به بيت المقدس ومسجد الاقصي قطعنامه هاي سازمان علمي و فرهنگي ملل متحد « يونسكو » را نقض مي كند . اين سازمان قدس را يك شهر عربي به شمار مي آورد و آن را در شمار ميراث جهاني كه از سال 1983 (1362 ) در معرض خطر قرار گرفته به ثبت رسانده است . از سوي ديگر با استناد به قطعنامه هاي 242 و 383 شوراي امنيت اشغال و مهمتر از آن بر اساس قطعنامه 181 مجمع عمومي سازمان ملل كه بر لزوم ايجاد رژيمي جداگانه در قدس و تحت نظارت و سرپرستي سازمان ملل تاكيد دارد اشغال اراضي عربي يك اقدام غير قانوني به شمار مي رود. همچنين رژيم غاصب صهيونيستي توافقنامه هاي به امضا رسيده ميان مقامات امان و تل آويو در زمينه حمايت از اماكن مقدس اسلامي شهر قدس و لزوم تسهيل آزادي عبادت در اين شهر را نقض مي كند و در واقع با اين اقدام « آزادي عبادت » به دليل محروميت نمازگزاران از ورود به اماكن مقدس اسلامي و مسيحي شهر قدس تحقق نيافته است .
    منبع :
    مركز اطلاع رساني فلسطين به نقل از :
    روزنامه « الراي » چاپ اردن
    نشريه « الاسبوع الادبي »
    انتقال يهوديان به قدس و ديگر شهرهاي فلسطين مصادره اراضي فلسطينيان ايجاد شهرك هاي يهودي نشين و غصب املاك فلسطينيان به شيوه هاي مختلف پايه هاي سياست « اسرائيل » براي يهودي سازي هر چه بيشتر اراضي فلسطين به شمار مي رود
    تغيير بافت جمعيتي قدس كه از زمان برپايي كنفرانس « بال » در سال 1376 در شهر سويس شكل رسمي به خود گرفت بخش مهم چالش جمعيتي ميان عرب ها و يهوديان در فلسطين به شمار مي رود. نكته حائز اهميت اينكه قدس جايگاه مهمي در طرح هاي يهودي سازي و شهرك نشيني صهيونيستي براي تحميل برتري جمعيتي يهوديان بر عرب ها دارد
    مي توان از طريق مجموع يهوديان ساكن شهر بيت المقدس كه روند رو به رشدي دارد به اهميت اين شهر در پروژه ها و طرح هاي شهرك سازي « اسرائيل » از سال 1327 تا 1385 پي برد . و به اين نكته توجه داشت كه شهرك نشينان يهودي بيشترين جمعيت يهودي را دربيت المقدس واراضي اشغالي تشكيل مي دهند
    تل آويو پس از سال 1327 نه تنها به تلاش خود در جهت قرار دادن قدس جديد به عنوان پايتخت خود بسنده نكرده بلكه اعلام داشت كه قدس شرقي به قدس جديد الحاق شده است . اين اقدام اندكي پس از اشغال كرانه باختري و نوار غزه در سال 1346 صورت گرفت
    در حال حاضر « اسرائيل » مي كوشد جاده « باب المغاربه » و دو اتاق مجاور مسجد الاقصي را ويران كند و زمينه تخريب پل واقع در جنوب ديوار مسجد الاقصي را ويران كنند كه اين اقدام مستقيما به مسجد الاقصي لطمه مي زند
    در بخش شرقي قدس بيش از 30 شهرك يهودي نشين و چندين پست بازرسي و ديوار حايل وجود دارد كه قدس را از ديگر بخش هاي كرانه باختري جدا مي سازد و آن را به دو بخش شمالي و جنوبي تقسيم مي كند. وضعيت جمعيتي قدس واقعا تاسف بار است زيرا بيش از 230 هزار فلسطيني فقط در 4 درصد اراضي باقي مانده از مساحت قدس شرقي زندگي كنند
    رژيم صهيونيستي با تعدي هاي خود نسبت به بيت المقدس ومسجد الاقصي قطعنامه هاي سازمان علمي و فرهنگي ملل متحد « يونسكو » را هم نقض مي كند . اين سازمان قدس را يك شهر عربي به شمار مي آورد و آن را در شمار ميراث جهاني كه از سال 1362 در معرض خطر قرار گرفته به ثبت رسانده است

  • *****
    نماينده جنبش جهاد اسلامي در تهران :
    سخن گفتن درباره صلح با رژيم صهيونيستي اتلاف وقت است




  • گفتگو از سيدمحمود جوادي
    اشاره :
    در آستانه روز قدس براي شنيدن نقطه نظرات نماينده جنبش جهاداسلامي فلسطين در تهران درباره قضيه فلسطين و تازه ترين تحولات درباره طرح صلح موردنظر آمريكا و رژيم صهيونيستي به سراغ آقاي عبدالناصر شريف (ابوشريف ) نماينده اين جنبش در تهران رفتيم .
    آقاي ابوشريف كه حدود دو ماه در سمت نمايندگي جنبش جهاداسلامي در تهران منصوب شده است 13 سال از عمر خود را در زندانهاي رژيم صهيونيستي سپري كرده و سپس از آنجا به اردن تبعيد و مدت چهار سال در دوران رژيم صدام در عراق اقامت داشته است .
    آنچه در ذيل مي خوانيد ماحصل اين گفتگو است .
    جناب آقاي ابوشريف تاكنون ديدارهاي متعددي ميان ايهود اولمرت نخست وزير رژيم صهيونيستي و محمود عباس صورت گرفته است . فحوا و محتواي اين ديدارها و مذاكرات درباره چه مسائلي بوده است
    ث ما خيلي به تعداد اين ديدارها و ماهيت آن اهميتي نمي دهيم . ما بعنوان جنبش جهاد اسلامي در اصل با اينگونه ديدارها موافق نيستيم . انتظار ما در شرايط بحراني كنوني از ابومازن اين بود كه بجاي گفتگو با سران رژيم صهيونيستي با گروه هاي فلسطيني براي تقويت و خدمت به قضيه فلسطين گفتگو مي كرد. ديدارهاي ميان اولمرت و ابومازن نوعي تجديد روابط بوده و آنچه ميان آنها رد وبدل مي شود چيز تازه اي نيست چرا كه در سالهاي گذشته نيز صحبتهاي مشابهي ميان آنها مطرح شده است .
    آنچه در مذاكرات ميان رژيم صهيونيستي و فلسطين برنامه ريزي شده است پيشتر توسط رژيم صهيونيستي و برخي سران رسمي فلسطيني صورت گرفته كه ما آن را بيهوده مي دانيم و جا داشت بجاي مذاكره با صهيونيست ها مذاكراتي با فلسطينيان براي مقابله با رژيم اشغالگر صورت مي گرفت تا مشكلات قضيه فلسطين در خانه و نه نزد بيگانه حل شود.
    اختلافات ميان فتح و حماس به كجا رسيده و اگر خبر تازه اي درباره اوضاع در غزه و كرانه باختري داريد برايمان بگوئيد.
    ث خبر تازه اي نيست شايد به دليل ماه مبارك رمضان حجم حملات تبليغاتي نزد دو طرف كاسته شده است در عين حال هر كدام بر مواضع خود اصرار مي ورزد. با اين حال حماس از گفتگو با فتح استقبال مي كند اما طرف مقابل بر مواضع خود اصرار دارد و گفتگو با حماس را رد مي كند. تصور من اين است كه خودداري فتح از هرگونه گفتگو با حماس بخاطر كنفرانس صلح بين المللي مي باشد چرا كه ممكن است گفتگو با حماس خوشايند برگزاركنندگان اين كنفرانس نباشد.
    دولت سلام فياض مقاومت را تحت فشار قرار داه و موسسه هاي خيريه را نيز تحت تعقيب قرار مي دهد. آنچه از سوي دولت كنوني در فلسطين مي گذرد خارج از عرف هاي شناخته شده فلسطيني است . من تصور مي كنم كه ملت فلسطين پاسخ مناسبي پس از شكست كنفرانس صلح به آنها خواهد داد.
    وجود رژيم اشغالگر صهيونيستي در كنار فلسطين به يك واقعيت ملموس تبديل شده است شما چگونه به اين قضيه نگاه مي كنيد و افق روابط رژيم صهيونيستي و دولت فلسطين را چگونه مي بينيد
    ث ما در اصول خود بعنوان جنبش جهاد اسلامي طرف مقابل خود را (رژيم صهيونيستي ) به رسميت نمي شناسيم شايد در واقعيت موجود روابط ميان اين رژيم تحميلي و طرف فلسطيني در جريان باشد اما اين دليل نمي شود كه ملت فلسطين اين رژيم را به رسميت شناخته است . مردم فلسطين دهها سال پيش راه مقاومت در برابر اين رژيم اشغالگر را گرفته و آن را هرگز به رسميت نمي شناسد.
    شايد كساني در فلسطين باشند كه سوداي به رسميت شناختن طرف مقابل (اسرائيل ) در سر بپرورانند و اسرائيل را در چارچوب قوانين بين الملل و قطعنامه 181 سازمان ملل بعنوان كشوري مستقل در كنار فلسطين بپذيرند اما سالها و پس از آزمودن رژيم صهيونيستي دريافتند كه اشتباه مي كردند چرا كه درگيري ميان ما و آن يك درگيري وجودي و عميق است . ما اعتقاد داريم كه آنها نبايد باشند و آنها اعتقاد دارند كه ما نبايد باشيم . آنها تحت هيچ شرايطي نمي خواهند ما را بپذيرند.
    براي مثال نقاط مهم و دست وپاگيري وجود دارد كه مانع از هرگونه پيشرفتي مي شود . آنها بازگشت به مرزهاي سال 1347 را نمي پذيرند از قدس چشم پوشي نمي كنند به آوارگان فلسطيني اجازه بازگشت نمي دهند به شهرك سازي ها ادامه مي دهند همه معابر و مرزها را تحت كنترل خود قرار مي دهند و آب را تحت كنترل درمي آورند كه همه اين مسائل به ما ثابت مي كند كه اين رژيم هرگز قصد همزيستي مسالمت آميز با فلسطينيان را ندارد خواه با هر ديدگاهي باشد.
    اين رژيم مي خواهد بر تمامي مردم فلسطين و بر همه جغرافياي فلسطين تسلط يابد و حكمراني كند. آنها نمي خواهند دين ديگري و قومي ديگري در كار باشد بلكه مي خواهند سلطه خود را بر همه سرزمين فلسطين بگسترانند و از دست ملت فلسطين راحت شوند.
    اسرائيلي ها با ساخت ديوار حائل عملا نشان دادند كه چگونه به طور خزنده در حال ابتلاع سرزمين فلسطينيان هستند اگر اين ديوار مانع آنها نمي شد سرزمين هاي بيشتري را به سرزمين هاي اشغالي مي افزودند. آنها هرگز به مرزهاي خود قانع نبوده و نيستند و رويا نيل تا فرات در سر دارند.
    نظر شما راجع به طرح صلح آمريكا و اسرائيل در منطقه چيست اهداف پشت پرده اين طرح چيست و اين طرح چه سرانجامي خواهد داشت
    ث ما رابطه ميان طرح ها و برنامه هاي آمريكا و رژيم صهيونيستي را خوب مي شناسيم . طرح آنها يك طرح مشترك است . آنها در منطقه حضور يافته اند تا بر منطقه چيره شوند و ثروت آن را چپاول كنند. هدف آنها تنها تسلط بر جغرافياي منطقه نيست بلكه نوعي تسلط بر منطقه است كه ـ به دليل حائز اهميت بودن منطقه ـ به معناي تسلط بر همه جهان است .
    منطقه ما مهم ترين منطقه در جهان است لذا آنها با يك نقشه و توطئه حساب شده به سراغ ما آمدند حمله هاي نظامي در اين منطقه انجام دادند و سرزمين واحد عرب را تكه تكه كردند و به كشورهاي كوچك تبديل كردند و در زمينه هاي ديگر نيز ما را ضعيف كردند و سپس رژيم صهيونيستي را در دل منطقه قرار دادند تا در كنار كشورهاي عربي و اسلامي باشد و در فرصت و زمان لازم اين رژيم را به جان كشورهاي عربي واسلامي بيندازند. بسيار روشن است كه طرح آنها منافع مشتركي راتامين مي كند.
    اسرائيل در منطقه ابزاري است در دست آمريكا گرچه برخي ها معتقدند كه رژيم صهيونيستي در جنگ 33 روزه لبنان شكست خورد اما هنوز نقش مهم خود را در منطقه براي منافع آمريكا ايفامي كند. از سوي ديگر آمريكا نيز نقش مهمي را براي تامين منافع اسرائيل ايفا مي كند. كما اينكه اشغال عراق در اين راستا قرار دارد.
    ايفاي نقش تامين منافع دوسويه در منطقه توسط آمريكا و اسرائيل يك واقعيت است اما اين حضور نامشروع در منطقه با يك خطر جدي نيز مواجه است و در حال تهديد از سوي نيروهاي مقاومت است .
    شكست اسرائيل درجنگ 33 روزه لبنان به دست نيروهاي مقاومت حزب الله و گرفتاري آمريكا در باتلاق عراق و افغانستان كه نتيجه افزايش نفرت جهاني نسبت به آمريكا بود ضربه مهلكي به دشمن است و سرآغاز فروپاشي آنهاست .
    به عقيده من هر گونه ضربه جديدي كه به طرح و توطئه آمريكا و رژيم صهيونيستي وارد شود اين طرح را فرو خواهد پاشيد و دشمن را وادار به عقب نشيني خواهد كرد در نتيجه جايگاه سلطه گرانه خود را در جهان از دست خواهد داد.
    شما نسبت به موقعيت طرح هاي آمريكا و رژيم صهيونيستي در منطقه به ديد ترديد نگاه مي كنيد در حاليكه آنها نسبت به برنامه هاي خود خوشبين هستند. نظر شما چيست
    ث آنها خوشبين هستند جرا كه عقيده استكباري آنها اين گونه شكل گرفته است و خود را هرگز براي شكست آماده نكرده و هرگز آن را نمي پذيرند و اين آغازي براي نابودي آنهاست .
    اين سنت خداست براي نابودي آنها. خداوند در قرآن مي فرمايد : « و اذا اردنا ان نهلك قريه امرنا مترفيها ففسقوا فيها فحق عليهاالقول فدمرناها تدميرا » .
    تصور من اين است كه آنها شيوه اي را اتخاذ كرده اند كه با دست خودشان خود را نابود مي كنند. شما به عملكرد بوش دراين دو دوره رياست جمهوري نگاه كنيد خواهي ديد كه چگونه مشكلات آمريكا را در جهان به دست خود افزود و مشكلات اجتماعي فراواني در داخل كشور خود به وجود آورد.
    اقدام هاي آمريكا درجهان نتيجه معكوس براي آنها داشته و دارد. شما نگاه كنيد به حجم سرمايه گذاري هاي آمريكا در جنگ چگونه سر به فلك كشيده است . آمريكا اگر بجاي اين جنگ افروزي ها مقدار اندكي از هزينه هاي جنگي خود را صرف امور انساني و زندگي هاي مسالمت آميز مي كرد جايگاهش نزد افكار عمومي جهان بهتر از حالا بود اما مي بينيم كه چگونه خداوند مي خواهد مستكبرين را بادست خودشان نابود كند.
    آنها با همه اين هزينه هاي سنگين شكست خواهند خورد و معادله ها به زيان آنها تمام خواهد شد وهمه اقدامات آنها نتيجه معكوس برايشان خواهد داشت . انشاالله .
    مساله عادي سازي روابط كشورهاي عربي با رژيم صهيونيستي به يكي از مسائل مهم رسانه ها تبديل شده است . ديدار امير قطر با وزيرخارجه رژيم صهيونيستي در حاشيه اجلاش مجمع عمومي سازمان ملل يكي ديگر از نمونه هاي اشتياق برخي كشورهاي عربي براي موضوع عادي سازي روابط با اين رژيم است . نظر شما چيست
    ث مساله عادي سازي روابط ميان كشورهاي عربي و اسرائيل مساله تازه اي نيست . برخي از كشورهاي عربي در دهه هفتاد ميلادي بطور مخفيانه روابط خود را با رژيم صهيونيستي برقرار كردند اما امروز آنچه سران برخي كشورهاي عربي به طور آشكار در راستاي عادي سازي روابط انجام مي دهند گوياي اين جمله است كه مي گويد « اگر حيا نداري هر كاري را كه مي خواهي انجام بده » .
    چندي پيش عربستاني ها نيز از طريق بندر بن سلطان با سياستمداران اسرائيلي ديدار داشته پيشتر نيز مصر اين كار را بعنوان واسطه و دلال ميان كشورهاي عربي و اسرائيل انجام داده بود كشوري كه بجاي اين كار مي بايست نقش سازنده اي در حل و فصل مشكلات منطقه ايفا كند اكنون ماه هاست كه خود را اسير قضيه آزادي اسير اسرائيلي كرده است و اين براي كشور مصر با تاريخ مساحت و ملت بزرگ آن بسيار زشت است اين است واقعيت كشورهاي عرب .
    آيا اقدام اين چند كشور ديگر كشورهاي عربي را براي عادي سازي روابط با اسرائيل تشويق نمي كند
    ث اغلب كشورهاي عربي به نوعي با رژيم صهيونيستي روابط دارند. شاه حسين مراكشي در دهه هفتاد ميلادي با اسحاق رابين ديدار كرد. الجزائر ليبي وتونس نيز به گونه اي ديگر با اسرائيل روابط دارند. مصر و موريتاني هم با اين رژيم رابطه دارند. ديگركسي نمانده كه رابطه برقرار نكند.
    برخي از اين كشورها علنا رابطه داند و برخي ديگر نيز در خفا اما حقيقت اين است كه نظر ملتها بر خلاف دولت هاست . آنها سياست دولتهاي خود را در اين زمينه تاييد نمي كنند.
    به عقيده من وقتي طرح و توطئه آمريكا و رژيم صهيونيستي در منطقه شكست بخورد و آنها فرو بريزند كشورهايي كه با رژيم صهيونيستي روابط خود را عادي كرده اند نيز فرو خواهند ريخت .
    سرنوشت آوارگان فلسطيني بيت المقدس ديوار حائل و... در طرح مورد نظر آمريكا و اسرائيل چه خواهد شد
    ث اسرائيل هرگز بامساله بازگشت آوارگان فلسطيني موافقت نخواهد كرد زيرا اين به معناي پايان رژيم صهيونيستي است . اگر 7 ميليون آواره فلسطيني به فلسطين بازگردند شرايط و وضعيت و ساكنين در فلسطين عوض خواهد شد و اين به ضرر اسرائيل خواهد بود.
    مساله آوارگان فلسطيني يكي از مسائلي است كه اسرائيل را مجبوربه طرح صلح نمود اسرائيل گرچه به صلح هيچگونه اعتقادي ندارد اما آنچه اين رژيم را وادار به انديشيدن به صلح نمود واقعيت مساله آوارگان فلسطيني بود.
    اسرائيل براي تامين امنيت يهود در سرزمين هاي اشغالي اقدام به آواره كردن ملت فلسطين نمود لذا چگونه مي تواند بپذيرد كه آوارگان فلسطيني به وطنشان بازگردند درحالي كه بازگشت آوارگان مساوي است با نابودي رژيم صهيونيستي .
    از طرف ديگر بازگشت آوارگان حق غيرقابل تغيير نزد فلسطينيان است و هيچ كس حق چشم پوشي از آن را ندارد.
    آنچه درباره قدس بايد بگويم اين است كه سياست رژيم صهيونيستي در اين زمينه سياستي استعماري بود كه بيت المقدس را به وسيله اي براي كوچاندن يهوديان به فلسطين تبديل كرد.
    اگر جامعه اسرائيلي را جامعه اي متدين فرض كنيم خواهيم ديد كه بيت المقدس از جايگاه بسيار مهمي در قلب آنها برخوردار است . يهودي هاي تندرو اشتياق بسيار زيادي براي ويران كردن مسجدالاقصي دارند و اينكه بجاي آن يك معبد (كنيسه ) بنا كنند.
    دو هفته پيش نيز اعلام كردند كه در حال ساخت يك كنيسه در فاصله 16 متري با مسجد « قبه الصخره » و در نزديكي مسجدالاقصي مي باشند. لذا مي بينيم كه « قدس » به يك مساله غيرقابل انكار نزد رژيم صهيونيستي تبديل شده است . از اينرو مساله قدس با تمام اهميتي كه نزد فلسطينيان و يهوديان دارد مساله يي است كه هرگز طرح صلح را محقق نخواهد كرد.
    مساله مرزها معابر شهرك هاي صهيونيست نشين مساله آب همه اينها مواردي هستند كه مانع برقراري صلح ميان فلسطين و اسرائيل است لذا هرگونه سخن و برنامه براي برقراري صلح نوعي اتلاف وقت به شمار مي آيد.
    با اين وصف سياست جنبش ها و سازمان هاي جهادي در قبال قضيه فلسطين چه بايد باشد
    ث باتوجه به اينكه مردم فلسطين دهها سال در حال جهاد عليه رژيم صهيونيستي است اما ديديم كه سازمان آزاديبخش فلسطين (ساف ) راه ديگري را در قبال اين رژيم اتخاذ نمود در عين حال گروه هاي جهادي به راه خود ادامه دادند حتي جنبش فتح كه ارتباط نزديكي با دستگاه حاكم دارد دست از مقاومت نكشيد و در مقابل اشغالگران ايستاد و آن را به رسميت نشناخت .
    ملت فلسطين در مسير مقابله با اشغالگران قدم برمي دارد چرا كه معتقد است صلحي در كار نخواهد بود چرا كه رژيم صهيونيستي به آنچه كه ملت فلسطين اعتقاد دارد احترام نمي گذارد و مادامي كه خوي اين رژيم در قبال مردم فلسطين اين گونه است صلحي در كار نخواهد بود.
    انتظار شما از اتحاديه عرب و سازمان كنفرانس اسلامي در اين باره چيست
    ث ما و بقيه ملت هاي عرب خود را به اتحاديه عرب و سازمان كنفرانس اسلامي دل خوش نمي كنيم . اين سازمانها و اتحاديه ها مرده به دنيا آمده اند و ارزش واقعي ندارند. گاهي نسبت به آنها ارزش قائل مي شويم آن هم بخاطر اينكه ممكن است اسباب وحدت شود و اين تنها دليلي است كه بخاطر آن ممكن است اين سازمانها ارزش داشته باشند و گرنه تاكنون هيچ اميدي را نزد ملت هاي عرب و اسلامي زنده نكرده است .
    سازمان كنفرانس اسلامي و اتحاديه عرب بايد منعكس كننده خواسته هاي ملت فلسطين باشد و نه رابط ميان ملت فلسطين و اسرائيل و آمريكا باشد.
    ايفاي نقش واسطه و ميانجي ميان ملت فلسطين و اسرائيل و آمريكا توسط اتحاديه عرب و سازمان كنفرانس اسلامي از پست ترين نقش هايي است كه تاكنون ايفا كرده اند.
    شكست اسرائيل در جنگ 33 روزه لبنان به دست نيروهاي مقاومت حزب الله و گرفتاري آمريكا در باتلاق عراق و افغانستان كه نتيجه آن افزايش نفرت جهاني نسبت به آمريكا بود ضربه مهلكي به دشمن است و سرآغاز فروپاشي آنهاست
    هرگونه ضربه جديدي كه به توطئه هاي آمريكا و رژيم صهيونيستي وارد شود اين طرح ها را فروخواهد پاشيد و دشمن را وادار به عقب نشيني خواهد كرد و در نتيجه جايگاه سلطه گرانه خود را در جهان از دست خواهد داد
    آمريكا و اسرائيل شيوه اي را اتخاذ كرده اند كه با دست خودشان خود را نابود مي كنند.
    ماه هاست كه مصر خود را اسير قضيه آزادي اسير اسرائيلي كرده و اين براي كشور مصر با تاريخ مساحت شان جايگاه و ملت بزرگ آن بسيار زشت است . اين است واقعيت كشورهاي عرب
    رابطه آشكار برخي كشورهاي عربي با رژيم صهيونيستي گوياي اين جمله است « اگر حيا نداري هر كاري را كه مي خواهي انجام بده »
    وقتي طرح و توطئه آمريكا و رژيم صيهونيستي در منطقه شكست بخورد و آنها فرو بريزند كشورهايي كه با رژيم صهيونيستي روابط خود را عادي كردند نيز فروخواهند ريخت
    سازمان كنفرانس اسلامي و اتحاديه عرب بايد منعكس كننده خواسته هاي ملت فلسطين باشد ايفاي نقش ميانجي ميان ملت فلسطين و اسرائيل و آمريكا توسط اتحاديه عرب و اين سازمان از پست ترين نقش هايي است كه تاكنون ايفا كرده اند.