روزنامه جمهوري اسلامي 10/07/1386 صفحه سرمقاله
*****
اگر سينه سياه جهل را بشكافد


  • بسم الله الرحمن الرحيم
    امروز جهان بيش از هر زمان ديگري به سيره عملي مولاي متقيان علي عليه السلام نيازمند است . در ايام سالگرد شهادت مولا بهره گيري از مكتب انسان ساز و عدالت گستر آن حضرت بالاترين و بهترين استفاده از اين روزها و شبها و لحظات است .
    برحذرداشتن از افراط و تفريط و تشويق به اعتدال از محورهاي اساسي تعاليم اسلام است كه در سيره عملي حضرت علي عليه السلام جلوه خاصي دارد. هر چند عظمت مولاي متقيان موجب شده است عده اي درباره آنحضرت گرفتار غلو شوند و تا نسبت خدائي دادن به اين عبد صالح خدا نيز پيش بروند لكن همانطور كه قرآن كريم اصرار دارد پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله و سلم به مردم بگويد : من مثل همه شماها يك انسان هستم (قل انما انابشر مثلكم ...) حضرت علي عليه السلام نيز با خطبه ها و نامه ها و كلمات قصار لبريز از توحيد كه از آنحضرت برجاي مانده همواره تلاش مي فرمود بندگي خود را در برابر خداي متعال نشان دهد. اينكه توحيد بيشترين جلوه را در بيانات اميرالمومنين دارد و همه جا در سخنان آنحضرت عظمت خدا و كوچكي بندگان خدا موج مي زند به همين جهت است كه مردم را از افراط پرهيز دهد و به همه بفهماند كه بالاترين افتخار و رتبه هر انساني اينست كه خود را كمترين بداند و در برابر خدا به حساب نياورد.
    درست در همين حال و در تلاش براي گسترش فرهنگ توحيد تحمل زحمات طاقت فرسا براي تبديل نمودن عدالت به يك فرهنگ در جامعه اسلامي نيز محور كار و تلاش و بيانات و اقدامات آنحضرت را تشكيل ميداد. حضور مولا در جنگ هاي جمل صفين و نهروان و جهاد عليه قاسطين و مارقين و ناكثين با هدف گسترش توحيد و عدالت بود. در بحبوحه جنگ هنگامي كه يك رزمنده از حضرت يك سئوال عقيدتي مي كند و مورد اعتراض ديگران قرار مي گيرد كه هنگامه جنگ چه وقت مطرح كردن چنين سئوالي است حضرت جانب آن رزمنده را مي گيرند و ميفرمايند اصولا جنگ ما براي ترويج توحيد است و ميدان جنگ مناسب ترين مكان براي پرسش و پاسخ درباره مسائل عقيدتي است .
    علي عليه السلام نه تنها يك جنگ طلب نبود بلكه در راس همه صلح خواهان قرار داشت اما آنجا كه براي اقامه حق و عدل و جلوگيري از انحراف به جنگيدن نياز بود در صف اول رزمندگان و مجاهدان حضور مي يافت . توصيف آسماني « لافتي الاعلي لاسيف الاذوالفقار » همين ويژگي علي عليه السلام را به بهترين شكل بيان مي كند. جنگ هاي دوران حكومت علي عليه السلام جنگ با جهالت نفاق بدعت خرافات دنياطلبي زياده خواهي ظلم بي عدالتي و جامعه را به طرف بي محتوائي و سطحي نگري بردن بود.
    برخوردهاي عتاب آميز حضرت علي عليه السلام با كارگزاران خود و پرهيز دادن آنها از معاشرت با ثروتمندان و تاكيد بر همنشيني با محرومان توزيع عادلانه درآمدها ميان مردم و مقابله جدي با بهره مندي خواص از سهم بيشتري از بيت المال اقداماتي بودند كه در جهت ترويج فرهنگ عدالت و نهادينه شدن آن در جامعه اسلامي صورت مي گرفت . خود نيز به آنچه ميگفتند عمل مي كردند و براي جلوگيري از تحركاتي كه در جهت مخالف اين فرهنگ صورت ميگرفت برخوردهاي جدي مي كردند.
    اين روش حكومتي امروز گمشده همه مردم جهان و از جمله ملت هاي مسلمان است . امروز جهان از تبعيض بي عدالتي اخلاقي بي عدالتي سياسي بي عدالتي اقتصادي و افراط و تفريط در همه زمينه ها بشدت رنج مي برد. عده اي با شكم هاي سير مشغول كشاندن جهان به فرهنگ اسراف و تبذير و تجمل هستند و در همان حال عده اي از گرسنگي جان ميدهند. عده اي در هوس جهانگشائي مشغول كشتار مردم و آواره ساختن آنها از سرزمين هايشان و گسترش ناامني هستند و در همان حال عده اي تماشاگر بي تفاوت و شاهد ساكت يا حتي همدست اين جنايتكاران هستند.
    فرهنگ و عقيده نيز در اين وانفساي بي عدالتي اسير هوسهاي دو طايفه افراطي و تفريطي است . عده اي فرهنگ را تهي از اخلاق مي خواهند و همه چيز را در خدمت ترويج آن كه در واقع ترويج حيوانيت است قرار داده اند و عده اي نيز لابد براي مقابله با آن به خرافات و بدعت و تحريف متوسل شده اند و سطحي نگري را رشد مي دهند و دين را در اوهام و تخيلات و خواب و خيال خلاصه كرده اند و به نازل ترين سطح رسانده اند.
    به دليل همين غربت شديد عقيده و فرهنگ و عدالت و اخلاق است كه معتقديم و تاكيد مي كنيم جهان امروز بيش از هر زمان ديگري به سيره عملي مولاي متقيان حضرت علي عليه السلام نيازمند است . قدرتمندان امروز جهان براي آنكه وانمود كنند در فكر محرومان هم هستند بجاي آنكه پايه هاي عدالت را محكم كنند با عدالت به مثابه يك كالا كه مي توان آنرا توزيع كرد برخورد مي كنند. عدالت از هر نوعي كه باشد عدالت اخلاقي عدالت سياسي عدالت اقتصادي و عدالت اجتماعي يك فرهنگ است نه يك كالا. با توزيع عدالت و يا شعار عدالت سر دادن شايد بتوان شبي را به روز رساند ولي نمي توان جامعه اي را از بي عدالتي نجات داد.
    مولاي متقيان را براي آنكه نتواند فرهنگ را در جهان مستقر كند كشتند و درحالي كه شعار بظاهر زيباي « لاحكم الاللله » برزبان داشتند اسب زين كرده خلافت را در اختيار تشنگان قدرت قرار دادند و سياه ترين پرونده جهالت را در بايگاني جهان به نام خود به ثبت رساندند درحاليكه تشنگان عدالت در سرتاسر تاريخ اين جمله را براي مولاي عدالت بر زبان دارند كه « قتل في محراب عبادته لشده عدله » . انقلاب اسلامي كه به رهبري امام خميني اين خلف صالح مولاي عدالت به پيروزي رسيده اگر بتواند سينه سياه جهل حاكم بر جهان امروز را بشكافد و بشريت را به سوي عدالت رهنمون شود شايد اين تلاش كه تلاش براي نهادينه ساختن فرهنگ عدالت علوي است زمينه را براي ظهور پرچمدار واقعي عدالت و استقرار عدالت واقعي فراهم سازد.
    سلام بر مظلوميت علي سلام بر فرق شكافته علي و سلام بر عدالت علي كه جهان بشريت بعد از 1400 سال همچنان به او و عدالتش احساس نياز مي كند.