روزنامه جمهوري اسلامي 09/07/1386 صفحه سياسي
*****
دسيسه اي شيطاني در كرانه باختري




  • نماينده جنبش مقاومت اسلامي « حماس » در لبنان از وجود دسيسه اي آمريكايي ـ صهيونيستي خبر داد كه با هدف تخريب زيرساخت هاي مقاومت در كرانه باختري به حالت اجرا درآمده است . اسامه حمدان مي گويد : « اين دسيسه شيطاني بر اصول ذيل استوار است : تخريب فلسفه مقاومت مسلحانه قطع رابطه ميان مقاومت و جامعه فلسطين نابودي زيرساخت هاي اجتماعي مقاومت و همچنين تخريب جامعه مدني فلسطين از طريق متوقف ساختن فعاليت نهادهاي وابسته به آن » . اين رهبر مبارز فلسطيني در بخشي ديگر از اظهارات خود در تبيين دليل مخالفت ابومازن با مسئله مشاركت سياسي گفت : « ابومازن احساس مي كند كه بدون وجود يك شريك سياسي دستش در دادن امتياز بازتر است . ضمنا پروژه هاي اقتصادي كه عباس وعده اجراي آن را در كرانه باختري مي دهد پروژه هايي با ابعاد سياسي است . عباس در واقع خطاب به فلسطينيان مي گويد : اگر برق مي خواهيد در زمينه قدس به طرف مقابل امتياز مي دهيم . اگر به دنبال اقتصاد هستيد ما در مسئله پناهندگان به طرف مقابل امتياز مي دهيم . اگر كشور مي خواهيد ما در مسئله مرزها به طرف مقابل امتياز مي دهيم . متن كامل مصاحبه مركز اطلاع رساني فلسطين با اسامه حمدان نماينده جنبش مقاومت اسلامي « حماس » را تقديم مي كنيم .
    اجازه بدهيد كه بحث مان را با ديداري آغاز كنيم كه اخيرا با حضور رئيس تشكيلات خودگردان و نخست وزير رژيم صهيونيستي در شهر قدس اشغالي انجام گرفت . نظرتان را در خصوص اين ديدار بفرماييد
    مي خواهم از چندين زاويه به اين ديدار بپردازم . بنده معتقدم از نظر سياسي اين نشست بخشي از بسترسازي هاي مورد نياز براي برگزاري كنفرانس صلح واشنگتن است كه در نوامبر آتي (اواخر آبان ) برگزار خواهد شد. اطلاعات موجود نيز نشان مي دهد گفتگوهاي مخفيانه اي ميان ابومازن و دولت صهيونيستي در جريان است . درست است كه پيشنهادهاي مطرح شده در ديدارهاي اخير اولمرت با ابومازن پايين تر از سطحي است كه اين مقام برجسته تشكيلات خودگردان آن را بپذيرد; ولي چيزي كه عملا شاهد آن هستيم تلاش صهيونيست ها براي سوق دادن طرف مقابل به سمت افكار خطرناكي است كه پذيرش آن از سوي هر گروه فلسطيني ما را با فاجعه اي در حجم و اندازه هاي اسلو رو به رو مي سازد.
    بعد دوم ديدار ابومازن و اولمرت را بايد در زمان اجراي آن جستجو كرد. ديدار اخير ابومازن با اولمرت در حالي صورت گرفته كه فلسطين با يك بحران داخلي رو به رو است . جالب اينجاست كه ابومازن گفتگو با يك گروه بزرگ فلسطيني همچون جنبش حماس را رد مي كند; ولي در مقابل به انجام ديدارهاي بي حساب و كتاب با اولمرت اقدام مي ورزد و با اين مقام صهيونيستي درباره آينده مسئله فلسطين گفتگو مي نمايد مسئله اي كه موضعش در قبال آن هميشه ضعيف و سست بوده است .
    مسئله سومي كه توجه به آن در روند بررسي اين ديدار بسيار مهم است بررسي فضاي سياسي منطقه اي مي باشد. ابومازن در حالي دست به چنين ديدارهايي با مقامات صهيونيست مي زند كه با طرح مسئله حضور نيروهاي بين المللي در نوار غزه مشكل بزرگي را با مصر برانگيخته است و با مخالفت هاي مكرر خود با بازگشايي گذرگاه رفح روابط ميان فلسطين و قاهره را با بحران مواجه ساخته است .مصر تنها كشوري نيست كه اقدامات ابومازن خشمش را برانگيخته است ; اين مقام بلندپايه تشكيلات خودگردان با مخالفت هاي گسترده خود با درخواست تعداد زيادي از كشورهاي عربي براي از سرگيري گفتگوها با جنبش حماس از در خصومت با اين كشورها در آمده است .
    آيا معتقديد كه تمايل دولت عبري به برگزاري چنين نشستي در راستاي تثبيت حالت شكاف در فلسطين است
    اي كاش مي توانستم بگويم : آري ! اين ديدار در راستاي تثبيت حالت اختلاف و شكاف ميان گروه هاي فلسطيني است ; چرا كه اگر مي توانستم چنين حرفي را بزنم به اين معنا بود كه عذري را براي اقدامات ابومازن درست كرده ام مبني بر اينكه وي فريب خورده و در فهم مسائل سياسي با ضعف رو به رو شده است ولي متاسفانه ابومازن براي ايجاد شكاف نيازي به تشويق و ترغيب يك طرف ديگر ندارد. فكر نمي كنم ابومازني كه درخواست مصر براي از سرگيري گفتگوها را رد مي كند طرح ابتكاري يمن براي پر كردن شكاف موجود ميان گروه هاي فلسطيني را نمي پذيرد با تقاضاي عربستان براي اجراي توافق نامه مكه مخالفت مي ورزد و طرح قطر در شوراي امنيت را به شكست مي كشاند فردي باشد كه براي تثبيت حالت شكاف و تشديد بحران داخلي نيازمند تشويق كسي باشد. ابومازن در ديدارهاي خود با اولمرت تنها به سمت اعطاي امتياز به طرف مقابل حركت مي كند.
    سودي كه در اين ميان ابومازن از شكاف و اختلاف داخلي مي برد چيست
    فكر مي كنم ابومازن احساس مي كند كه اگر هيچ شريك سياسي در داخل فلسطين نداشته باشد دستش در دادن امتياز بازتر مي شود. براي روشن تر شدن بيشتر مسئله و مخالفت ابومازن با پذيرش حضور يك شريك سياسي دو مثال را براي تان مي زنم . اولي مربوط به زماني است كه بحث سند وفاق ملي (سند وفاق اسراي فلسطيني ) پيش آمد. در آن زمان ابومازن هر گونه گفتگو يا مشاركت سياسي را رد مي كرد و مي گفت : يا اينكه سند را بپذيريد يا اينكه سراغ گزينه هاي ديگر مي روم .هنگامي كه گفتگوهاي عميقي در رابطه با سند وفاق ملي صورت گرفت و تغييراتي در سند مذكور داده شد و در نهايت به امضاي گروه هاي فلسطيني رسيد ابومازن بيش از همه ناراحت بود و حال آنكه انتظار مي رفت از همه خوشحال تر باشد. ضمنا خودش نيز در مناسبت هاي مختلف نارضايتي اش را از امضاي سند وفاق اعلام كرده بود.
    امضاي « توافق نامه » مكه نيز مثال دومي است كه مي توان در اين زمينه ذكر است . همان طور كه مي دانيد مشاركت سياسي و بازسازي دستگاه هاي امنيتي يكي از محورهاي توافق نامه مكه بود; ولي ابومازن هيچ كاري را در اين راستا انجام نداد. ابومازن همچنين مسئول سنگ اندازي در مسير بازسازي سازمان آزاديبخش فلسطين است ; چرا كه او حتي حضور گروهي ديگر را در تشكيلات خودگردان نمي پذيرد تا چه رسد به مشاركت در سازمان آزاديبخش . بزودي برايش مشخص مي شود كه اين اميد بستن و دل خوش كردن نابجا بوده است .
    تحليل شما از دستور اخير رئيس دولت نامشروع و منتصب سلام فياض در انحلال نهادها و انجمن هاي خيريه چيست
    جنايتي كه سلام فياض مرتكب شده است بيانگر چهره واقعي مردي است كه دولت آمريكا پيش از اين براي محاصره هر چه بيشتر ياسر عرفات (رحمه الله ) او را از بانك جهاني به منصب وزير دارايي رساند و يك بار ديگر نيز در چارچوب محاصره حماس در دولت وحدت ملي او را به عنوان نامزد تصدي وزارت دارايي منصوب كرد و بعد از آن نيز در چارچوب ضربه زدن به مقاومت فلسطين او را به عنوان رئيس دولت نامشروع و منتصب تشكيلات خودگردان قرار داد. اقدام فياض در بستن موسسات و نهادهاي خيريه بخشي از آن چيزي است كه صهيونيست ها و آمريكايي ها از او خواسته اند. فياض چنين اقداماتي را انجام مي دهد تا بستر را براي ديدارهاي اولمرت ـ ابومازن فراهم سازد به اين معنا كه او كاري مي كند تا صلاحيت ابومازن براي اجراي آن چيزي كه صهيونيست ها و آمريكايي ها از او در مرحله آتي مي خواهند ثابت شود.
    همان طور كه عرض كردم اقدام فياض در چارچوب درخواست طرف هاي صهيونيستي و آمريكايي صورت گرفته است ; زيرا كاندوليزا رايس هنگام اعطاي هشتاد ميليون دلار به دستگاه هاي امنيتي عباس كه البته در چارچوب يك توافق نامه رسمي صورت گرفت خواستار تخريب زيرساخت هاي گروه هاي مبارز فلسطيني و به طور مشخص حماس شد. بنده هرگز نمي توانم بپذيرم كه رايس هشتاد ميليون دلار را براي رضاي خدا پرداخته باشد; زيرا بحث بر سر يك انجمن خيريه نيست بلكه بحث بر سر سياست آمريكايي است كه شعار ترسيم مجدد نقشه سياسي منطقه يا حتي جهان را سر مي دهد. خانم رايس هشتاد ميليون دلار را هرگز براي تقويت دستگاه هاي امنيتي فلسطيني جهت مقابله با نيروهاي اشغالگر صهيونيستي يا حمايت از ملت فلسطين نداده است ; بلكه اين مبالغ را در راستاي برنامه خود براي از بين بردن زيرساخت هاي مقاومت اعطا كرده است .
    س : تشكيلات خودگردان چه گام هايي را در راستاي اجراي اين دسيسه برداشته است
    گام هايي كه تشكيلات خودگردان براي اجراي اين هدف برداشته است را مي توان به صورت ذيل بر شمرد
    نابودي فلسفه مقاومت مسلحانه ـ ابومازن در اين راستا به اقداماتي چند دست زد كه از آن جمله مي توان به انحلال شاخه نظامي گروه هاي مبارز فلسطيني غيرقانوني اعلام كردن فعاليت مقاومت و تلاش براي حل مشكل چهره هاي تحت تعقيبي كه حاضر به همراهي با ابومازن بودند و در اين راستا نيز توانست از رژيم صهيونيستي براي توقف روند تعقيب افراد مذكور تعهد بگيرد و مشكلات برخي ها را حل كند; ولي طولي نكشيد كه صهيونيست ها تغيير رويه داده و اعلام كردند كه وضعيت توقف روند تعقيب افراد موقتي است و تنها يك ماه دوام دارد و مشمول همه افراد نمي شود.
    قطع رابطه ميان مقاومت و جامعه فلسطين از طريق بازداشت چهره ها و شخصيت هاي برجسته موثر و با نفوذ در فلسطين ; در حال حاضر بيش از 900 تن از اين افراد تاثيرگذار در زندان هاي تشكيلات خودگردان به سر مي برند . شايد برخي از اين 900 نفر آزاد شده باشند; ولي هنوز بيش از 600 تن از افراد در حبس باقي مانده اند .
    تخريب زيرساخت هاي اجتماعي مقاومت از طريق بستن نهادهاي خيريه و موسسات فرهنگي ; با اينكه اين نهادها به هيچ وجه كار مبارزاتي يا سياسي انجام نمي دهند و تنها در راستاي ساخت يك جامعه سالم مي كوشند; ولي اين موسسات فرهنگي و خيريه هستند كه يك جامعه را مبارز بار مي آورند. ابومازن مي خواهد تمامي نهادهاي مذكور را از بين ببرد تا جامعه به يك ساختمان سست و بي پايه مبدل شود كه توان مقاومت و مبارزه ندارد و از اين راهگذار اختيار امور را به تشكيلات ضعيفي بسپارد كه از چندين سو تحت فشار قرار دارد و حيات و مماتش در پيوند با خواست رژيم اشغالگر قدس است . اين موسسات خيريه و فرهنگي بودند كه در جريان انتفاضه اول (19931987 ) جامعه فلسطين را در مقابل فروپاشي و ضعف حفظ كردند. امروز ابومازن با تلاش براي نابودي نهادهاي يادشده در صدد آن است تا مانع از نقش آفريني اين موسسات در ايجاد يك جامعه مبارز و استوار شود و اين كار را با بستن 103 موسسه و انجمن آغاز كرده است .
    بحث هايي در مورد آغاز پروژه نيروگاه خورشيدي در اريحا وجود دارد و حال آنكه برق در نوار غزه همچنان قطع مي شود. با نظر به اينكه مديريت نوار غزه در حال حاضر در دست جنبش حماس است اين جنبش تا كي مي خواهد در مقابل اين واقعيت ها ايستادگي كند
    جنبش حماس تا كي مي خواهد به اين وضعيت ادامه دهد اين پرسش را مي توانيد از كسي بپرسيد كه تاريخ سياسي اش پر از شكست و عقب نشيني است . يعني مي توانيد از ابومازن بپرسيد كه تا چه زماني مي خواهد به اين وضعيت ادامه دهد; چرا كه حيات سياسي او آكنده از فرار و گريز است . ابومازن حتي از مشكلات داخلي خود مي گريزد. ملت با دستان خود فرزندانش را تقديم مقاومت مي كرد خانه اش را در اختيار مجاهدان مي گذارد و حتي اندك مقدار مالي كه داشت براي خريد سلاح و فشنگ تقديم مقاومت مي كرد. ملت فلسطين وقتي ما را به عنوان نماينده خود انتخاب كرد مي دانست كه گروهي از مبارزان و مجاهدان را برگزيده است . ملت با انتخاب ما راه مقاومت و تمامي سختي هاي همراه آن را برگزيد و از همين رو ما نيز پايداري مي كنيم و به اين كار نيز ادامه مي دهيم .
    در مورد ساخت نيروگاه توليد برق خورشيدي نيز بايد عرض كنم در حالي كه خبر احداث چنين نيروگاهي تمامي رسانه ها را به خود مشغول كرده است ; ابومازن از اروپايي ها مي خواهد كه بودجه لازم براي تامين برق نوار غزه را تامين نكند تا از اين رهگذر برق اين منطقه قطع شود. پس مي توان گفت : بحث احداث نيروگاه صرفا با هدفي سياسي مطرح شده است و هرگز خدمت به ملت در اين ميان مطرح نبوده است . بنده بر اين نكته پافشاري مي كنم كه مجازات يك ميليون و دويست و پنجاه هزار فلسطيني ساكن نوار غزه را به هيچ وجه نمي توان يك اقدام ميهن پرستانه توصيف كرد.
    در اينجا بايد به اين نكته اشاره كنم كه هنگام شكل گيري تشكيلات خودگردان صاحبان اين تشكيلات وعده ايجاد يك سنگاپور را در غزه دادند. اما اين وعده ها چه شد تشكيلات مذكور تنها چيزي كه از خود در نوار غزه باقي گذاشت فساد و ويرانگري بود و آن طرحي كه امروز از اجرايش در اريحا صحبت مي كنند نيز وعده اي بيش نيست و آن چيزي كه در كرانه باختري نيز صحبتش وجود دارد نيز وعده اي بيش نيست . بنده بايد اين نكته را نيز عرض كنم كه مقامات تشكيلات خودگردان هيچ كاري براي مردم انجام نمي دهد; ولي اگر اين كار را بكنند ما از همه بيشتر خوشحال خواهيم شد.
    از حرف هايتان اين طور مي فهمم كه اگر ابومازن موفق به كاستن از ميزان محاصره كرانه باختري شود در واقع به يك دستاورد مهم ملي دست يافته است
    من از نقطه نظر سياسي مسئله را بررسي مي كنم نه از زاويه مسائل خدماتي ; من در مورد يك برنامه ملي صحبت مي كنم كه در صدر آن آزادسازي فلسطين بازپسگيري حقوق از دست رفته و تشكيل يك كشور مستقل است و هر چيزي خارج از اين چارچوب باشد در دايره جزئيات مسئله جاي مي گيرد. سوال اينجاست كه آيا اين جزئيات در راستاي تحقق اهداف اصلي است يا آنكه ناقض آن مي باشد
    اقدامات ابومازن و طرح هاي وي چه بزرگ باشد چه كوچك و چه در راستاي رشد و توسعه باشد يا در چارچوب بهبود وضعيت اقتصادي ـ همه و همه بايد در مسير تقويت روند پايداري ملت فلسطين در جريان آزادسازي ميهن باشد و صد البته كه ما از چنين امري استقبال مي كنيم ; زيرا اين اقدام اقدامي ملي و ميهن پرستانه است ولي مشكل اينجاست كه احداث اين نيروگاه البته اگر عملا انجام شود در راستاي دادن يك بهاي سياسي است .منطقي كه ابومازن بر اساس آن حركت مي كند آن است كه اگر برق مي خواهيد بايد در زمينه قدس امتياز بدهيم . اگر دنبال اقتصاد هستيد بايد در زمينه بازگشت پناهندگان امتياز بدهيم . اگر كشور مي خواهيد بايد در زمينه مرزها امتياز بدهيم . فردي كه در حق ملت خود در نوار غزه چنين جنايت هاي زشتي مرتكب مي شود و به ساكنان كرانه باختري وعده خير و آسايش مي دهد هرگز نمي تواند حافظ برنامه ملي باشد; چرا كه مواد تشكيل دهنده اين برنامه مبتني بر دو اصل حفظ ملت و سرزمين است و اگر كسي امين ملت و حافظ سرزمين نباشد هرگز نمي تواند حافظ برنامه ملي باشد.
    خبرگزاري ها اين روزها در مورد سند « چارچوب هاي حل مسائل نهايي » صحبت مي كنند كه قرار است از سوي دولت صهيونيستي تقديم رياست تشكيلات خودگردان شود. بر اساس اين سند دو كشور تشكيل خواهد شد كه اولي يهودي است و دومي نيز كشور خلع سلاح شده فلسطيني خواهد بود كه در 6250 كيلومتر از خاك كرانه باختري و نوار غزه تشكيل خواهد شد . در صورت تحقق چنين امري (تشكيل دو كشور) آيا اين يك پيروزي براي عباس و وابستگان به او محسوب نمي شود
    فكر نمي كنم كه سند « اصول و چارچوب هاي حل مسائل نهايي » صرفا يك پيشنهاد از سوي صهيونيست ها باشد. به اعتقاد بنده سند مذكور در واقع گزيده توافقات صورت گرفته ميان ابومازن و مذاكره كنندگان صهيونيست است . در اينجا دو مسئله محوري پيش مي آيد. اگر شما در مورد يك كشور يهودي صحبت كنيد در مقابل بحث در مورد يك كشور عربي پيش مي آيد به اين معنا كه اگر شما در مورد يك نژاد خاص صحبت كرديد بايد از نژاد ديگر نيز صحبت كنيد. وقتي كه در مورد كشور فلسطيني در مقابل يك كشور يهودي صحبت مي كنيد اين امر بسيار خطرناك است ; چرا كه با اين كار مناقشه كنوني ابعاد تازه تري به خود مي گيرد.
    پرسشي كه در اينجا مطرح مي شود آن است كه آيا يهوديت دين است يا نژاد اگر يهوديت دين است ما مشكلي با اديان نداريم و اگر يهوديت نژاد است سوال بنده اين است كه يهوديت كي نژاد بوده است كه اين بار باشد اگر صهيونيست ها مي خواهند دين را به نژاد مبدل سازند اين مسئله خود باعث پيچيده تر شدن چالش و مناقشه موجود مي شود; چرا كه بعدي نژادي به مسئله مي دهد و حال آنكه در واقع اين امر بعدي ديني و عقايدي دارد. معناي تشكيل كشور يهودي اين است كه پيكارهاي رژيم صهيونيستي و موجوديت اين رژيم بعدي سياسي ندارد ; بلكه در يك چارچوب ديني جاي مي گيرد و در اينجاست كه ما به ياد جنگ هاي صليبي مي افتيم كه در قرون وسطي روي داد و اين امر خود باعث پيچيده تر شدن مناقشه كنوني مي شود و وضعيت را به سمتي سوق مي دهد كه ديگر راهكاري براي حل آن وجود ندارد.
    به اعتقاد بنده بحث در مورد يهودي بودن « اسرائيل » و اختصاص يك مساحت مشخص به كشور فلسطيني به معناي آن است كه ابومازن ــ مردي كه در جريان توافق نامه اسلو پيمان نامه ژنو و همچنين سند ابومازن بيلين مهارت خاصي را از خود در دادن امتياز نشان داد امروز بار ديگر شيوه اي مشابه گذشته براي خود اختيار كرده است و از شعار سياسي « تشكيل كشور فلسطيني در مرزهاي 67 » نيز چشم پوشي نموده است و تعهد جهان عرب در مورد آزادسازي اراضي 67 و تشكيل كشور فلسطيني در آن را زير پا گذاشته است . اين بار بحث در مورد يك مساحتي مي باشد كه ممكن است هر منطقه اي را در بر گيرد و شايد اكثر اين مساحت نيز خارج از فلسطين باشد.
    سرنوشت فلسطين در آينده اي نزديك را چگونه ارزيابي مي كنيد به ويژه در پرتو دعوت رئيس جمهور آمريكا براي برگزاري كنفرانس بين المللي صلح
    كنفرانس واشنگتن هيچ راه حلي را ارائه نمي دهد; بلكه بحران جديدي را براي وضعيت داخلي فلسطين به دنبال خواهد داشت . در مورد وضعيت داخلي فلسطين نيز بايد عرض كنم كه نمي توان هيچ برون رفتي را براي بحران داخلي فلسطين متصور شود مگر آنكه بنيانش گفتگوهاي استراتژيك داخلي بر اساس اصل بازسازي نظام سياسي فلسطين و نظام مقابله با دشمن يا به عبارت بهتر مديريت چالش با رژيم صهيونيستي باشد.
    در مورد آينده بايد گفت كه مقاومت توان دوباره اي به دست خواهد آورد و دور جديد مبارزات خود با دشمن صهيونيستي را از سر خواهد گرفت و در آنجاست كه دشمن گام به گام مجبور به عقب نشيني مي شود و آنهايي كه بر گزينه اي غير از مقاومت تاكيد دارند به اين نكته پي خواهند برد كه فرار اشغالگران از جنوب لبنان در سال 2000 و خروج صهيونيست ها از نوار غزه در سال 2005 شايد به زودي با يك گام سومي همراه شود كه همان عقب نشيني از بخش هاي جديدي از اراضي فلسطين است .
    در وضعيت كنوني ارزيابي شما از ميزان محبوبيت جنبش حماس چيست
    به صراحت خدمت تان عرض مي كنم : آنها براي سلب حمايت ملت از جنبش حماس برق را قطع كردند; ولي در همان زمان جنبش فتح در نوار غزه با صدور بيانيه اي جنايت دولت سلام فياض در تحريك اروپايي ها براي قطع برق نوار غزه را محكوم كرد.اين نمونه اي از جنبش فتح را نشان VIP بود . حال تمامي ساكنان نوار غزه را تصور كنيد كه نگاه شان به اين مرد رام الله نشين كه در هنگام عبور از ايست هاي بازرسي كارت مي دهد و عامل قطع برق نوار غزه است چگونه مي باشد به اعتقاد بنده در حال حاضر اين احساس در وجود ملت فلسطين موج زند كه ديگر از يك كابوس امنيتي راحت شده اند و دورنماي تحقق عدالت فراهم شده است . بنده مي گويم كه ميزان محبوبيت جنبش افزايش يافته است .
    در مورد مقاومت در نوار غزه بگوييد
    اعتقاد بنده اين است كه اكنون شاخه هاي نظامي گروههاي مقاومت بدون هيچ گونه نگراني كار خود را انجام مي دهند.پيش از اين اگر كسي مي خواست موشكي را به سمت اشغالگران پرتاب كند هفتاد درصد از نگراني هايش معطوف به دستگاه هاي امنيتي حكومت خود گردان بود كه امكان داشت دست به بازداشت يا ترورش بزنند يا آنكه به صهيونيست ها در موردش گزارش دهند. امروز ديگر اين هفتاد درصد نگراني وجود ندارد و تنها ده درصد نگراني هست كه آن هم مربوط به وجود مزدوران است كه البته براي رهايي از دست اين افراد ما با ديگر گروه هاي فلسطين دست در دست هم داده ايم .از آنجايي كه ديگر دستگاه امنيتي وجود ندارد كه بخواهد اقدام به تعقيب مبارزان كند تمامي توجه مبارزان صرف اقدامات مبارزاتي عليه دشمن مي شود ; ضمن آنكه عملكرد مبارزاتي مجاهدان فلسطيني نيز افزايش يافته است .
    آيا شما آغاز انتفاضه سوم را پيش بيني مي كنيد
    به صراحت بگويم كه ملت فلسطين هميشه اين توانايي را داشته است كه ابتكار عمل را به دست خود بگيرد.بنده به اين نكته باور دارم كه ملت فلسطين باز هم ابتكار عمل را در دست خواهد گرفت . يكي از فرماندهان گردان هاي الاقصي مي گويد : كساني كه صهيونيست ها با عفوشان موافقت كرده اند و آنها را از ليست تحت تعقيب ها خارج ساخته اند جزو مبارزان نمايشي بوده اند.اين اظهارات يكي از فرماندهان گردان هاي الاقصي است و بنده نيز بي هيچ كم و كاست يا تغييري آن را بيان مي كنم . عبارت فوق نشان مي دهد ارزش توافقات صورت گرفته ميان ابومازن و اولمرت چقدر است . به اعتقاد بنده مقاومت چشم انداز آتي ما است و هيچ چشم انداز ديگري وجود ندارد .
    منبع :
    مركزاطلاع رساني فلسطين
    اكنون شاخه هاي نظامي گروههاي مقاومت در غزه بدون هيچ گونه نگراني كار خود را انجام مي دهند.پيش از اين اگر كسي مي خواست موشكي را به سمت اشغالگران پرتاب كند هفتاد درصد از نگراني هايش معطوف به دستگاه هاي امنيتي حكومت خود گردان بود كه امكان داشت دست به بازداشت يا ترورش بزنند يا آنكه به صهيونيست ها در موردش گزارش دهند
    مقاومت چشم انداز آتي ما است و هيچ چشم انداز ديگري وجود ندارد
    از نظر سياسي نشست هاي اخيرميان ابومازن واولمرت بخشي از بسترسازي هاي مورد نياز براي برگزاري كنفرانس صلح واشنگتن است كه در نوامبر آتي (اواخر آبان )برگزار خواهد شد. اطلاعات موجود نيز نشان مي دهد علاوه بر آن گفتگوهاي مخفيانه اي ميان ابومازن و دولت صهيونيستي در جريان است
    فكر نمي كنم ابومازني كه درخواست مصر براي از سرگيري گفتگوها را رد مي كند طرح ابتكاري يمن براي پر كردن شكاف موجود ميان گروه هاي فلسطيني را نمي پذيرد با تقاضاي عربستان براي اجراي توافق نامه مكه مخالفت مي ورزد و طرح قطر در شوراي امنيت را به شكست مي كشاند فردي باشد كه براي تثبيت حالت شكاف و تشديد بحران داخلي نيازمند تشويق كسي باشد. ابومازن در ديدارهاي خود با اولمرت تنها به سمت اعطاي امتياز به طرف مقابل حركت مي كند
    امروز ابومازن با تلاش براي نابودي نهادهاي خيريه و موسسات فرهنگي در صدد آن است تا مانع از نقش آفريني اين موسسات در ايجاد يك جامعه مبارز و استوار شود و اين كار را با بستن 103 موسسه و انجمن آغاز كرده است .
    فكر نمي كنم كه سند « اصول و چارچوب هاي حل مسائل نهايي » صرفا يك پيشنهاد از سوي صهيونيست ها باشد. به اعتقاد بنده سند مذكور در واقع گزيده توافقات صورت گرفته ميان ابومازن و مذاكره كنندگان صهيونيست است .