گزيده اي از كتاب « مدخل التفسير » تاليف مرحوم آيت الله العظمي فاضل لنكراني
مترجم : استاد مرتضي واعظي اراكي
قسمت يازدهم
شبهات قائلان به تحريف
شبهه اول : همان شبهه اي است كه محدث معاصر دركتاب خود آن را به عنوان اولين دليل ذكر نموده و بسيار بر آن تكيه كرده و پيرامون آن به
تفصيل سخن گفته است .
خلاصه اين شبهه آن است كه در تورات و انجيل تحريف واقع شده است
واز طرف ديگر دليل نقلي داريم كه آنچه در امم سابقه و اديان گذشته
واقع شده عين آن در همين امت نيز واقع مي شود.
اما دليل اينكه تورات و انجيل تحريف شده اند
جاي شك و ترديد نيست
زيرا از امور مسلمه است . تعداد اناجيل با وجود تناقض و اختلاف در
آنها حتي در صفات حضرت مسيح و مدت و زمان پيامبري او و نسب آن حضرت و زمان مصلوب شدن او به خيال خودشان كه معتقدند
حضرت مسيح را به دار آويخته اند ـ همه و همه براي اثبات تحريف در انجيل كافي است
اگر چه همه را در كتاب واحدي جمع و چاپ كرده اند و
نام آن را اناجيل اربعه گذشته اند.
و اما دليل بر اينكه آنچه در امم گذشته واقع شده در اين امت نيز مثل آن واقع مي شود علاوه بر دلالت بعض آيات قرآني روايات هم بر آن دلالت
مي كند.
اما از قرآن آيه مباركه 19 سوره انشقاق كه مي فرمايد : « لتركبن طبقا عن طبق » دليل مطلب است
زيرا جمع كثيري از مفسران تصريح كرده اند به
اينكه مقصود چنين است : « حتما متابعت مي كنيد احوال سنت هاي كساني را كه قبل ازشما بوده اند » ومرحوم طبرسي در مجمع البيان از امام
صادق عليه السلام نقل كرده است كه حضرت در معني آن فرموده : « معني آن است كه هر چه در آنجا واقع شده در بين شما نيز واقع مي شود
و هر
چه در آن زمان ها جريان پيدا كرده در بين شما نيز جاري مي شود بدون كم و كاست . 1
علاوه بر اينها روايات بسياري در كتب شيعه و سني وارد شده كه دلالت بر اين مطلب مي كند.
1 ـ روايت اول علي بن ابراهيم در تفسير قول خداي بزرگ كه مي فرمايد : « لتركبن طبقا عن طبق » و روايتي به اين مضمون نقل مي كند كه رسول
خدا صلي الله عليه و آله و سلم فرمود : شما سنت پيشينيان و روش آنها را در پيش گرفته و عمل مي كنيد
و پاي خود را درست در جاي پاي آنها
مي گذاريد و از راه آنها حتي به اندازه يك وجب هم تخطي نمي كنيد
تا جائي كه اگر از پيشينيان شما فردي داخل در سوراخ سوسماري شده
باشد
شما نيز اين كار را خواهيد كرد. گفتند : يا رسول الله مقصودتان از پيشينيان يهود و نصاري هستند حضرت فرمودند : پس چه كسي مقصود
من است سپس فرمودند تار و پود اسلام يكي پس از ديگري بريده خواهد شد و اولين چيزي كه از دينتان نقض مي شود امامت و آخرين آن نماز
است 2.
2 ـ حديث دوم كه شايد ظاهرترين در اين معني باشد حديثي است كه مرحوم صدوق در كمال الدين از علي بن احمد دقاق از محمد بن عبدالله
كوفي
ازعمران نخعي
از عمويش حسين بن يزيد نوفل
از غياث بن ابراهيم و او از امام صادق عليه السلام از پدرش و پدرش از پدران خويش
نقل كرده كه گفت : پيامبر اكرم صلي الله عليه وآله و سلم فرمود.
آنچه در امتهاي گذشته واقع شده است در اين امت نيز مثل آن واقع خواهد شد « حذو النعل بالنعل والقذه بالقذه » يعني بدون كم و كاست 3.
3 ـ غير از اين روايات شيخ كه مضمون آنها مثل مضمون همين روايات است
مرحوم مجلسي در كتاب « بحار الانوار » چنين فرموده است .
از پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله و سلم متواتر است كه آنچه در امم سابقه واقع شده در اين امت نيز عين همان واقع خواهد شد. پس آنچه
خداوند در قرآن كريم از سرگذشت گذشتگان ذكر مي كند به جهت آن است كه اين امت پند و اندرز بگيرند
و از مثل عقوبت هائي كه برگذشتگان
وارد شده بترسند
و همچون آنها رفتار نكنند4.
و مرحوم شيخ صدوق در اين باب خاص كتابي نوشته و نام آن را « حذو النعل بالنعل » گذاشته است 5.
و مرحوم شيخ حر عاملي در كتاب « الايقاظ من الهجعه بالبرهان علي الرجعه » مي نويسد : ممكن است استدلال بر اين مطلب « يعني اينكه هر چه
در امم سابقه اتفاق افتاده در اين امت نيز اتفاق مي افتد » به اجماع مسلمين في الجمله
زيرا احاديث فراواني از طريق خاصه و عامه در اين باب
رسيده است 6
مولف گويد : از طريق عامه بخاري در صحيح خود از ابي سعيد خدري از پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله و سلم نقل كرده است كه فرموده : « شما
سنت امت هاي گذشته را وجب به وجب و ذراع به ذراع دنبال مي كنيد و همچون آنان رفتار مي كنيد
حتي اگر آنها در لانه سوسماري داخل شده
باشند شما نيز چنين خواهيد كرد . ما پرسيديم : اي رسول خدا : آيا مقصودتان يهود و نصاري هستند
آن حضرت فرمودند : پس چه كسي 7
و اين روايت را با الفاظ نزديك به هم و عبارات مشابه غير از ابي سعيد افرادي مثل ابي هريره و ابن عباس و حذيفه و ابن مسعود و سهل بن سعد
و عمرو بن عوف
و شداد بن اوس
و مسعود بن شداد و عبدالله بن عمرو بن عاص نقل كرده اند8.
جواب اين شبهه آن است كه اولا : متواتر بودن اين روايات معلوم نيست
بلكه ظاهر آن است كه اينها اخبار آحاد هستند كه نه مفيد علمند و نه
عمل
و از اين جهت چيزي از اين روايات در كتب اربعه نقل نشده است
و احدي از محدثان هم ادعاي تواتر در آنها نكرده است . بلي نهايت
چيزي كه در بين هست ادعاي صحت اين روايات است .
مرحوم صدوق در « كمال الدين » گفته است كه به سند صحيح از پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله و سلم رسيده است كه فرمود : آنچه در امت هاي
پيشين بوده است در اين امت مثل آن واقع خواهد شد
بدون كم و كاست 9.
ثانيا : مفاد اين روايات اگر آن است كه واقع مي شود اگر چه در بعد از اين زمانها باشد
تا روز قيامت بنابراين دلالتي در اين روايات بر وقوع
تحريف در قرآن نيست كه مدعاي قائلين به تحريف است . بنابراين بين دليل و مدعا مطابقت وجود ندارد.
زيرا مدعا وقوع تحريف در صدر اسلام است در زمان خلفا ثلاثه و دليل دلالت مي كند بر وقوع آن در زماني كه انتهاي آن قيامت است .
و اگر مفاد روايات آن باشد كه در صدر اول واقع شده است
لازمه اين قول دلالت بر وقوع تحريف به زياده در قرآن است
همانطور كه در تورات
و انجيل واقع شد
با آنكه قائل به تحريف وقوع تحريف در طرف زياده را قبول ندارد و نفي مي كند.
سوم : كه عمده جواب نيز همين است
اينكه كليت مذكور در روايت صدوق ره كه عمده استدلال بر محور آن بنا شده اگر به طوري باشد كه قابل
تخصيص باشد و اباي از تخصيص نداشته باشد
مثل سائر عمومات كه در سائر موارد وارد شده و استثنا و تخصيص نسبت به بعض افراد در
آنها امكان دارد
در اين صورت چه ايرادي دارد كه ادله هفتگانه اي را كه قبلا بيان كرديم كه دلالت تام بر عدم تحريف داشت به منزله دليل مخصص
عام به شمار آوريم
در اين صورت مقتضاي روايت بعد از تخصيص عبارت است از : وقوع همه آنچه در امم سابقه واقع شده مگر تحريف
كه
دليل بر عدم آن قائم است .
و اگر روايت به نحوي باشد كه قابليت تخصيص نداشته باشد و شايد كسي با توجه به آنچه در بعض روايات بود كه حتي اگر كسي در امم گذشته
در لانه سوسماري داخل شده باشد
در اين امت نيز همان اتفاق ميافتد
اين مطلب را گفته باشد بنابراين روايت اباي از تخصيص است .
. جواب اين مطلب آن است كه علاوه بر آنكه مخالف صريح قرآن است
زيرا مي دانيم در امت هاي گذشته مردم در حالي كه پيامبرشان در بين آنها
بود دچار عذاب الهي مي شدند
در حالي كه در قرآن كريم خداوند خطاب به پيامبر گرامي اسلامي مي فرمايد : « وما كان الله ليعذبهم وانت
فيهم » 10 يعني خداوند امت تو را تا زماني كه تو در دنيا زندگي كني و در بين امت هستي عذاب نمي كند .
علاوه بر اين مي دانيم كه بسياري از وقايعي كه در امت هاي گذشته اتفاق افتاده در اين امت واقع نشده است
مثل پرستيدن گوساله
و سرگرداني
چهل ساله بني اسرائيل وغرق فرعون و اصحابش
و پادشاهي حضرت سليمان بر انس و جن
وبالا رفتن عيسي به آسمان
و مردن هارون كه
وصي حضرت موسي بود قبل از خود حضرت موسي
و معجزات هفتگانه حضرت موسي
و بدنيا آمدن حضرت عيسي بدون پدر
ومسخ
بسياري از سابقين به خوك و ميمون وامثال اينها از وقايعي كه مثل آنها در اين امت واقع نشده و بعض آنها در غير زمان خودش قابل صدور
نيست
همانطور كه واضح است .
ــــــــــــــــــــــ
پاورقي :
1 ـ مجمع البيان : .275
10
2 ـ تفسير قمي : .413
2
3 ـ كما في الدين صدوق : 576
باب .54
4 ـ بحار الانوار : .
20
28
5 ـ رجال نجاشي : 391 ـ 392
شماره .1049
6 ـ الايقاظ من الهجعه : 113
الباب الرابع .
7 ـ صحيح بخاري : 191
8 .
8 ـ صحيح بخاري 191
8 ـ مستدرك حاكم 502
4
المصنف 636
8
معجم طبراني 39
2
مسند احمد : 443
8
مجمع طبراني 13
17
مسند
ابي داود
153
مجمع طبراني .281
7
9 ـ كمال الدين : .530
10 ـ سوره انفال
آيه : .33

*****
درك خدا
|
چند روز بود كه اين فكرها ذهنش را مشغول كرده بود
از خود مي پرسيد « خدا بزرگ است يعني چه
چرا در هنگام نداري و بي چيزي
مي گويند خدا كريم است
چگونه مي توان بر او توكل كرد و... » . فكرش به جايي قد نداد. تصميم گرفت از دانشمند شهرشان بپرسد تا
چراغي را در ذهن تاريكش بيفروزد. با اين تصميم خدمت يگانه داناي شهر رسيد
از او پرسيد : به من بفهمان كه خدا چيست .
چه شده كه به اين فكر افتاده اي .
خدا را قبول دارم
ولي مي خواهم بفهمم « خدا » چيست گاهي حرف هايي مي شنوم و دچار شك و شبهه مي شوم
الان هم در مساله
خداشناسي گرفتار نوعي سرگرداني شده ام .
امام صادق (ع ) لحظه اي سكوت كرد و سپس به او فرمود : تا حال سوار كشتي شده اي
كشتي
نه
ولي چند بار سوار قايق شده ام
اما اين چه ربطي به سوال من دارد.
اتفاق افتاده است كه قايقت بشكند يا سوراخ شود و دسترسي به كسي يا چيزي نداشته باشي كه تو را از غرق شدن نجات دهد
آري
اتفاقا پارسال چنين حادثه اي برايم پيش آمد
با قايق به آن طرف آب رفته بودم تا براي تجارت جنس بياورم
اما طوفاني به
پاخاست و قايق را واژگون كرد و همه اجناس مرا به زير آب فرستاد
به هر زحمتي بود خود را به قايق واژگون رساندم كه غرق نشوم .
امام كه تا اين لحظه سكوت كرده بود و با حوصله به حرفه هاي او گوش مي كرد گفت : در آن لحظه به اين نتيجه نرسيدي كه چيزي
هست كه مي تواند تو را نجات دهد
چنين احساسي در تو زنده نشد كه نجات خود را بدون هيچ گونه شكي از او بطلبي
آري
همين طور بود كه مي فرماييد.
آن چيزي كه در آن هنگام بدون هيچ گونه شك و ترديد آن را مي خواندي همان خداست 1.
دهان مرد از تعجب باز مانده بود. گفت : راست مي گوييد
در آن دم توجه من به يك نيروي فوق العاده بود كه حتما مي توانست مرا
نجات دهد.
مرد عرب وقتي از خدمت امام صادق (ع ) مرخص مي شد زبان اعتراف به معدن علم و رسالت گشوده بود و هيچ شبهه اي از خدا در
دلش باقي نمانده بود و اين خداشناسي را مديون امام صادق (ع ) بود.
پاورقي :
.1 بهترين راه شناخت خدا
ص .27 (نقل از حيات پاكان
مهدي محدثي
از انتشارات دفتر تبليغات اسلامي حوزه علميه قم )

| |