روزنامه جمهوري اسلامي 05/07/1386 صفحه سياسي
*****
تحليل و ارزيابي رويكرد مراكز پژوهشي آمريكا در قبال پرونده هسته اي ايران


  • مقدمه
    سياست گذاري در دنياي امروز بيش از آن كه توسط سياستمداران صورت پذيرد از دل موسسات و پژوهشكده ها بيرون مي آيد. در دنياي امروز نظرات متفكران و محققان مراكز مطالعاتي تاثيرگذاري شديدي بر عملكرد دستگاه امنيتي دولت ها دارد. در اين مورد ايالات متحده آمريكا يك نمونه كامل است . وجود بيش از 40 مخزن فكري و موسسه مطالعاتي در حوزه سياست خارجي و امنيت پژوهي مخزن كاملي از اطلاعات را براي سياستمداران و نخبگان سياسي و امنيتي اين كشور فراهم آورده است . درك صحيح جريانات فكري حاكم بر اين موسسات تحقيقاتي بي شك ما را در يافتن منطق حاكم بر سياست گذاري هاي امنيتي جاري در اين كشور ياري خواهد كرد.
    در اين بين پرونده هسته اي ايران به دليل اهميت شديد مسئله و تبديل شدن آن به يكي از مباحث جدي سياست بين الملل مدت هاست كه در اين موسسات مورد بررسي و مطالعه قرار گرفته است و در اين باب اين موسسات نظرات و ايده هاي متفاوتي را به دولتمردان و سياست گذاران آمريكايي ارائه مي كنند. گزارش حاضر تلاش مي كند تا رويكردهاي اصلي حاكم بر اين موسسات را تبيين كرده و در نهايت راهكارهايي براي مقابله با اين رويكردها ارائه كند.
    گفتار اول ـ رويكرد مذاكره و استفاده از قدرت نرم در برخورد با ايران
    اولين رويكردي كه توسط مخازن فكري چون شوراي انگليسي آمريكايي اطلاعات امنيتي و موسسه مطالعاتي بروكينگز در ايالات متحده دنبال مي شود رويكرد مذاكره محوري است . ايده اصلي قائلين اين رويكرد اين است كه دولت بوش در شرايط كنوني و با توجه به درگير شدن نيروهاي آمريكا در عراق بايد از پرونده هسته اي ايران به عنوان فرصتي مناسب براي باز كردن باب گفت وگو با دولت ايران استفاده كند. اين رويكرد برخورد نظامي با ايران را اشتباهي بزرگ مي داند كه عامل درگير شدن آمريكا در جبهه اي بسيار سخت تر از عراق خواهد شد. آن ها حتي با حملات محدود نظامي عليه تاسيسات هسته اي ايران نيز مخالف بوده بر اين باورند كه دولت بوش با تكيه بر قدرت نرم مي تواند مسئله هسته اي ايران را به بهترين شكل جهت دهي كند كه در صورت تحقق اين مهم به دو دستاورد مهم دست خواهد يافت :
    1 ـ كنترل توان هسته اي ايران با استفاده از قدرت نرم و به تبع آن پرداختن كم ترين هزينه
    دكتر سرجان تامسون محقق برجسته شوراي انگليسي آمريكايي اطلاعات امنيتي و سفير سابق انگلستان در هند و نماينده عالي اين كشور در سازمان ملل در گزارش نهايي پروژه مطالعاتي پرونده هسته اي ايران كه در مارس 2007 به كاخ سفيد ارسال شد علي رغم تاكيد بر كنترل توان هسته اي ايران بر اين مهم تاكيد مي كند كه راه هاي متفاوت و متعددي براي كنترل اميال هسته اي ايران وجود دارد اما نكته حائز اهميت اين است كه بسياري از اين راه ها هزينه هاي سنگيني را براي آمريكا به دنبال خواهد داشت . وي بهترين راه براي كنترل توان هسته اي ايران را ترغيب ايران به مذاكره و باز كردن باب گفت وگو با اين كشور عنوان مي كند كه در اين صورت دولت آمريكا با كم ترين هزينه به بهترين نتيجه خواهد رسيد.
    2 ـ كسب موفقيت بزرگ براي حزب جمهوري خواه و احياي پرستيژ ايالات متحده
    برايند دكتر ايودالدر و مايكل و دكتر مايكل لوي از محققان برجسته موسسه مطالعاتي بروكينگز در تحقيقات خود در زمينه پرونده هسته اي ايران از لزوم همكاري آمريكا با اتحاديه اروپا در برخورد با ايران سخن گفته و بر اين باورند كه با در نظر گرفتن اين نكته كه تهديداتي كه از سوي ايران متصور است بيش از آمريكا متوجه اروپاست لذا آمريكا بايد در حل اين مسئله با اروپا همكاري كند. ايشان برخورد نظامي با ايران را عامل تشديد نياز اين كشور به افزايش ضريب امنيت تسليحاتي عنوان كرده بر اين باورند كه در صورتي كه دولت بوش موفق شود پرونده هسته اي ايران را از طريق مسالمت آميز حل كند. پيروزي بزرگي براي حزب جمهوري خواه رقم خواهد خورد و اين موفقيت پرستيژ آسيب ديده ايالات متحده ناشي از سياست خارجي يكجانبه گرايانه اين كشور و ناكامي در عراق را ترميم خواهد كرد.
    گفتار دوم ـ رويكرد فشار از داخل (ايجاد نارضايتي عمومي از سياست هاي هسته اي دولت جمهوري اسلامي )
    رويكرد ديگري كه برخي از موسسات و شخصيت هاي برجسته آمريكايي آن را دنبال مي كنند رويكرد فشار از داخل است . يكي از برجسته ترين تئوريسين هاي اين رويكرد ريچارد آرميتاژ معاون اسبق وزير امور خارجه آمريكا و از شخصيت هاي برجسته جريان موسوم به « جريان وزارت خارجه » در ايالات متحده آمريكاست . آرميتاژ و ديگر همفكران وي در موسسات تحقيقاتي وابسته به وزارت امور خارجه آمريكا نظير موسسه تحقيقاتي هادسون و انستيتوي سياست خارجي بر اين باورند كه دولت جمهوري اسلامي تكنولوژي هسته اي را به عنوان مولفه اي محوري در حفظ امنيت ملي جمهوري اسلامي قلمداد كرده و آن را به عنوان يك باور پذيرفته شده هر روز به متن جامعه تزريق مي كند. ايشان با تاكيد بر تاثيرگذاري باور توده هاي مردم در سياست گذاري هاي دولت ها اين ايده را مطرح كنند كه دولت آمريكا بايد حداكثر توان خود را براي بي اثر كردن تبليغات دولت جمهوري اسلامي در مورد انرژي هسته اي به كار بندد تا پرونده هسته اي حمايت داخلي خود در ايران را از دست بدهد.
    بدين ترتيب دولت جمهوري اسلامي خود مجبور خواهد شد تا به خواسته هاي اروپا و آمريكا تن در دهد. استراتژي آرميتاژ براي تحقق اين طرح كلي به راه انداختن بحث هاي داخلي در مورد مخاطرات دستيابي به فناوري هسته اي و اقدامات ايران در راستاي غني سازي است . وي بر اين باور است كه با به راه افتادن اين مباحث دولت جمهوري اسلامي سعي خواهد كرد تا با ابراز احساسات و بي اطلاعي مردم جريان را احساسي كرده و از احساسات ملي استفاده كند. آرميتاژ در ادامه از آگاهي دادن علمي با استفاده از روشنفكران داخلي حامي غرب و ابزارهاي خارجي مانند رسانه هايي چون صداي آمريكا راديو فردا و غيره به عنوان ابزار خنثي كردن اقدامات دولت جمهوري اسلامي ياد مي كند.
    گفتار سوم ـ رويكرد تحريم محور (استفاده از تحريم و اعمال فشارهاي سياسي و اقتصادي عليه ايران )
    شايع ترين رويكرد حاكم بر مراكز مطالعاتي و مخازن فكري در ايالات متحده رويكرد تحريم محور است . با بررسي گزارش سالانه و نتايج و گزارش هاي متعدد مخازن فكري مهمي چون شوراي روابط خارجي آمريكا بنياد هريتج انستيتوي امنيت جهاني انستيتوي مطالعات خاورميانه موسسه كارنگي و مركز مطالعات امنيتي آمريكا يك برآيند كلي حاصل مي شود كه بر لزوم فشار تدريجي نه شديد و كوتاه مدت تاكيد مي كند. اين فشارها كه در قالب تحريم هاي اقتصادي شوراي امنيت تحريم هاي متنوع اقتصادي غرب كاهش مراودات سياسي جلوه گر خواهد شد با دو هدف كلي طرح ريزي شده است :
    1 ـ اعمال فشار بر ايران به منظور افزايش ناكارآمدي تا سر حد ورشكستگي دولت
    يكي از اهداف تحريم هاي فوق الذكر اعمال فشار بر دولت ايران و مشغول داشتن وي به درگيري ها و مشكلات متعدد و در نتيجه ايجاد ناكارآمدي در عمل به وظايف مي باشد.
    گري سيك ـ كه سال ها به عنوان مشاور عالي شوراي امنيت ملي آمريكا فعاليت كرده و هم اكنون نيز به عنوان يكي از محققان برجسته شوراي روابط خارجي آمريكا فعاليت مي كند بر اين باور است كه بهترين راه براي به زانو در آوردن دولت ايران و مجبور كردن اين كشور به پذيرش خواسته هاي غرب و مهم تر از همه كنترل برنامه هسته اي ايران ايجاد نارضايتي عمومي در داخل از طريق تحريم هاي دراز مدت و مرحله اي است .
    وي بر اين باور است كه تحريم ها و فشارهاي شديد و مقطعي سبب ايجاد اتحاد در داخل و تهييج احساسات عمومي عليه آمريكا و غرب مي شود لذا با تكيه بر تحريم هاي دراز مدت و مرحله اي بدون تحريك احساسات ملي گرايانه مي توان دولت ايران را با مشكلات متعدد و در نهايت ناكارآمدي روبه رو ساخت . بدين ترتيب دولت ايران به تدريج پايگاه مردمي خود را از دست خواهد داد و نارضايتي داخلي دولت مردان ايران را به شدت آسيب پذير ساخته زمينه تمكين ايشان را فراهم خواهد ساخت
    2 ـ به انزوا كشاندن ايران و بسترسازي براي ايجاد تصوير يك بازيگر مخل
    تجارب امنيتي در ايالات متحده نشان داده كه يكي از مهم ترين مقدمات طراحي استراتژي تهاجمي موفق عليه يك دولت به انزوا كشاندن آن دولت و به دنبال آن ايجاد تصوير يك بازيگر منزوي و مخل امنيت بين الملل است . در اين صورت امكان تحريك افكار عمومي بين المللي و افكار عمومي داخلي آمريكا براي اعمال فشارهاي هر چه بيش تر بر آن دولت مهيا خواهد شد. دكتر ايان بارمن محقق برجسته موسسه شوراي سياست خارجي آمريكا و دكتر مارشال بريت از محققان وابسته به شوراي سياست خارجي آمريكا از قائلين اين تئوري هستند.
    ايشان بر اين باورند كه اعمال فشار بر ايران بدون در نظر گرفتن افكار عمومي آمريكا و افكار عمومي جهاني نوعي ساده انديشي است . از سوي ديگر فشار بر ايران در صورتي معنا مي يابد كه ايران نتواند با ديگر دولت ها ائتلاف و اتحاد برقرار كرده و در يك محاصره واقعي قرار گيرد. بدين ترتيب با اعمال تحريم هاي تدريجي در قالب تحريم سازمان ملل و هم در قالب تحريم هاي شوراي اروپا و غيره مي توان به تدريج ايران را به انزوا كشاند و در عين حال تصوير يك بازيگر مخل امنيت بين الملل را از ايران در جهان ارائه نمود. كه اين خود زمينه را براي اقدامات احتمالي بعدي عليه ايران فراهم مي كند.
    گفتار چهارم ـ رويكرد حملات نظامي محدود و از بين بردن تاسيسات هسته اي ايران
    حمله به ايران و وارد شدن در يك جنگ تمام عيار با ملت ايران هيچ گاه به عنوان يك گزينه جدي در موسسات تحقيقاتي آمريكا دنبال نشده و اگرچه اين بحث در قالب جنگ رواني به طور مقطعي توسط برخي از سياست مداران آمريكايي مطرح شده اما هيچ يك از محققان و سياست مداران آمريكايي به طور جدي و در قالب يك طرح عملياتي از آن استقبال نكرده اند. با درگير شدن آمريكا در عراق و شكست جدي آمريكا در ايجاد ثبات در اين كشور و كشته شدن هر روزه نظاميان اين كشور در عراق استراتژيست ها و امنيت پژوهان آمريكايي به خوبي دريافتند كه به راه انداختن جنگي ديگر آن هم با كشوري بسيار پيچيده تر از عراق و با سابقه مقابله با تهاجم وسيع خارجي به منزله فاجعه اي جبران ناپذير براي دولت و ملت آمريكا خواهد بود.
    با اين وجود برخي از موسسات و پژوهشگران آمريكايي از متوسل شدن به اقدامات نظامي محدود براي نابود ساختن تاسيسات هسته اي ايران سخن مي گويند. اين ايده بيش تر توسط لابي صهيونيستي موسوم به ايپك انستيتوي سياست خارجي دانشگاه جان هاپكينز و مركز مطالعات استراتژيك و بين المللي آمريكا هدايت مي شود. ايده اصلي اين طرح به پايگاه اصلي نومحافظه كاران آمريكا يعني انستيتوي سياست خارجي دانشگاه جان هاپكينز ارتباط مي يابد. پرفسور راث وگوود استاد دانشگاه جان هاپكينز و تئوريسين دفاع پيش دستانه از بانيان اين رويكرد به حساب مي آيد. رويكردي كه بعدها توسط گروه موسوم به پنتاگوني ها بسط داده شده و هم اكنون پل ولفوويتز از شخصيت هاي برجسته سياسي آمريكا كه سمت معاون وزير دفاع را نيز بر عهده داشته از قائلين اين رويكرد هستند. رويكرد حمله نظامي محدود بر اين نكته تاكيد مي كند كه ما نمي توانيم دست روي دست گذارده و صبر كنيم تا ايران به تدريج توان هسته اي خود را رشد دهد و به آنجا برسد كه بتواند به راحتي به سلاح هسته اي دست يابد. بايد پيش از رسيدن ايران به چنين قابليتي با حملات محدود نظامي تاسيسات هسته اي ايران را هدف قرار داد. در اين بين لابي صهيونيستي (آيپك ) بيش ترين تلاش را در جهت تزريق اين ايده به دولتمردان آمريكايي و نمايندگان كنگره و سنا انجام داده است . موفقيت حمله پيش دستانه جنگنده هاي اسرائيلي به تاسيسات هسته اي عراق در سال 1991 اين تصور را در دولتمردان اسرائيلي ايجاد كرده كه در آينده نزديك و با آماده شده شرايط بتوانند به طور مستقيم يا از طريق آمريكا اين رويكرد را به مرحله عمل در آورده و در بزرگ ترين خطر پيش روي خود را كنترل كنند.
    دكتر جان ولفستال از محققان برجسته مركز مطالعات استراتژيك و بين المللي آمريكا (موسسه اي كه در رابطه با اين رويكرد انبوهي از اطلاعات را منتشر كرده ) بر اين باور است كه ديپلماسي ابزار مناسبي براي متوقف كردن ايران نيست . وي بر لزوم استفاده از قدرت سخت و توان نظامي و حملات محدود عليه ايران تاكيد مي كند.
    گفتار پنجم ـ راهكارهاي مقابله با خطرات ناشي از رويكردهاي حاكم بر مراكز پژوهشي آمريكا
    بجز اولين رويكردي كه بدان اشاره شد مابقي رويكردها عملا تهديدات امنيتي براي تعريف پاداستراتژي مشخص جهت مقابله با اين تهديدها را طلب مي كند. در اين بين براي مقابله با رويكردهاي تبيين شده راهكارهاي زير پيشنهاد مي گردد :
    1 ـ بهره برداري متقابل و هدفمند از ابزارهاي قدرت نرم
    نظر به اين كه دولت آمريكا همواره به دنبال ايجاد نارضايتي عمومي در ايران بوده و همواره سعي كرده تا دولت جمهوري اسلامي را در عمل به وظايف خود ناكارآمد نشان دهد در اين مورد رسانه هاي گروهي و دستگاه تبليغاتي با ايجاد جنگ رواني ـرسانه اي تلاش مي كنند اين شائبه را به وجود آورند كه بسياري از كاستي هاي اقتصادي در جامعه ناشي از توجه صرف و سرمايه گذاري كلان دولت در عرصه فناوري هسته اي به منظور دستيابي به تسليحات هسته اي است تا با اين ترفند بتوانند در زمينه دفاع يكپارچه و منسجم از دانش هسته اي بومي بين جامعه و حاكميت شكاف ايجاد نمايند در نتيجه شايسته است رسانه هاي همگاني ضمن انعكاس خدمات مثبت دولت به تقويت مولفه همگرايانه در جامعه نيز توجه نمايند.
    2 ـ افزايش تعامل هدفمند ميان مراكز پژوهشي و سياستگذاري
    نظر به اين كه بر اساس استراتژي آرميتاژ ايجاد بحث هايي با وجهه علمي تاثير بسزايي در تخريب اهميت فناوري هسته اي دارد پاداستراتژي كه در مقابل اين گروه از مركز پژوهشي پيشنهاد مي شود داراي سه مرحله است :
    الف ) كنترل عناصري كه در قالب اساتيد دانشگاه و شخصيت هاي علمي با اصل نهادينه شدن دانش هسته اي بومي مخالفند و با سو نيت قصد دارند نوعي تشويش و نگراني را در جامعه ايجاد نمايند.
    ب ) تبيين و تشريح اين استراتژي خصمانه دشمن براي مردم از طريق رسانه هاي گروهي .
    ج ) توجه به انسجام فكري ـ رويه اي ميان نخبگان آكادميك و رجال سياسي از طريق تعامل با مراكز پژوهشي كه مي توانند مسير دستيابي سريع تر آسان تر و كم هزينه تر به دانش هسته اي بومي را تسهيل نمايند.
    3 ـ ورود به ائتلاف ها و اتحادهاي مختلف و ارائه چهره بازيگري فعال در نظام بين الملل
    در مقابل تلاش هاي غرب در به انزوا كشاندن جمهوري اسلامي وارد شدن به ائتلاف هاي منطقه اي و فرامنطقه اي بهترين راهكار است
    4 ـ جلوگيري از ايجاد رويه در صدور قطعنامه هاي تحريم عليه ايران
    تلاش غرب در شكل دهي يك رويه در صدور تحريم عليه ايران خطرات بزرگي را متوجه نظام مقدس جمهوري اسلامي خواهد ساخت . به منظور مقابله با اين تهديد بزرگ تاثيرگذاري بر قدرت هاي اروپايي استفاده از نقاط اختلاف بين اروپا و آمريكا (به عنوان مثال اختلاف بين روسيه و آمريكا در برنامه جديد سپر دفاع موشكي ) استفاده از ابزار تطميع و تهديد در مقابل اروپا همه مي تواند در صف واحدي كه براي صدور قطعنامه اي تحريم عليه ايران شكل گرفته خلل ايجاد كند.
    5 ـ تبيين استراتژي دفاعي براساس بازدارندگي براي مواجهه با حملات نظامي محدود احتمالي
    اگرچه احتمال وقوع حملات نظامي محدود بسيار اندك است ولي بي شك در نظر گرفتن يك استراتژي دفاعي براي مقابله با اين تهديدات در حوزه امنيت ملي يك بايد است . اين استراتژي دفاعي ابعاد متنوعي را پوشش مي دهد كه اين خود تاسيسات ضد موشك تاسياست ضد هوايي و غيره را شامل مي شود. از سوي ديگر توجه به مولفه هاي جنگ رواني متقابل در توسل به اقداماتي تلافي جويانه به موازات تهديدات مقامات آمريكايي در اين مورد مي تواند تاثيرگذار باشد.
    6 ـ تقويت موسسات پژوهشي داخلي به منظور آسيب شناسي سناريوهاي تهديدزا
    آنچه گفته شد همه گواهي بر اهميت موسسات پژوهشي و تاثيرگذاري آن بر اتخاذ تصميمات امنيتي در آمريكاست . از اين رو بهترين راه مقابله با اين موسسات تقويت موسسات داخلي براي مطالعه عملكرد اين موسسات آمريكايي و ارائه راهكارهاي لازم براي بي اثر كردن توطئه هاي اين موسسات است . در اين بين شناسايي عناصر داخلي كه با اين موسسات در ارتباط بوده و بعضا در راستاي تحقق استراتژي هاي اين موسسات عمل مي كنند نيز عامل جدي در خنثي شدن توطئه هاي خارجي عليه ايران است .
    جمع بندي
    سياست هاي امنيتي در ايالات متحده در واقع برآيند چانه زني مكرر بين نخبگان امنيتي در موسسات پژوهشي و مخازن فكري فعال در اين كشور است . شناخت اين موسسات پژوهشي و درك جايگاه اين موسسات در روند تصميم سازي هاي امنيتي دولت آمريكا نخبگان امنيتي داخلي را در جهت مقابله با تهديدهايي كه از سوي آمريكا متوجه ايران است ياري مي كند.
    در اين بين پرونده هسته اي ايران به عنوان يكي از مهمترين مسائل امنيت بين الملل در چند سال اخير يكي از مهم ترين موضوعات مورد بررسي و تحقيق در موسسات مختلف آمريكا بوده است . مطالعه پروژه هاي مختلف تحقيقاتي گزارش هاي سالانه گزارش هاي رسمي منتشر شده و مصاحبه هاي تحليل گران اين موسسات ما را به چهار رويكرد كلي حاكم بر موسسات پژوهشي آمريكا در مواجهه با پرونده هسته اي ايران رهنمون مي شود. رويكرد اول مبتني بر برخورد نرم و مبتني بر عدم خشونت در مواجهه با ايران قرار دارد. رويكرد دوم فشار از داخل را به عنوان راهكار كلي مورد ملاحظه قرار داده است . رويكرد سوم بر تحريم هاي دراز مدت به عنوان عامل جدي در كنترل برنامه هسته اي ايران نظر دارد و در نهايت رويكرد چهارم بر اقدام نظامي محدود بر نابود كردن تاسيسات هسته اي ايران تاكيد مي كند.
    مقابله با تهديدات ناشي از اين موسسات پژوهشي با درك استراتژي هايي كه اين موسسات به دولت آمريكا پيشنهاد مي دهند محقق مي شود و با درك اين استراتژي هاي تعريف پاداستراتژي مناسب براي مقابله با آن عملي خواهد شد.
    منبع : مركز پژوهش هاي مجلس شوراي اسلامي
    اولين رويكردي كه توسط مخازن فكري چون شوراي انگليسي آمريكايي اطلاعات امنيتي و موسسه مطالعاتي بروكينگز در ايالات متحده دنبال مي شود رويكرد مذاكره محوري است . ايده اصلي قائلين اين رويكرد اين است كه دولت بوش در شرايط كنوني و با توجه به درگير شدن نيروهاي آمريكا در عراق بايد از پرونده هسته اي ايران به عنوان فرصتي مناسب براي باز كردن باب گفت وگو با دولت ايران استفاده كند. اين رويكرد برخورد نظامي با ايران را اشتباهي بزرگ مي داند كه عامل درگير شدن آمريكا در جبهه اي بسيار سخت تر از عراق خواهد شد
    برايند دكتر ايودالدر و مايكل و دكتر مايكل لوي از محققان برجسته موسسه مطالعاتي بروكينگز : در صورتي كه دولت بوش موفق شود پرونده هسته اي ايران را از طريق مسالمت آميز حل كند. پيروزي بزرگي براي حزب جمهوري خواه رقم خواهد خورد و اين موفقيت پرستيژ آسيب ديده ايالات متحده ناشي از سياست خارجي يكجانبه گرايانه اين كشور و ناكامي در عراق را ترميم خواهد كرد
    اعمال فشار بر ايران بدون در نظر گرفتن افكار عمومي آمريكا و افكار عمومي جهاني نوعي ساده انديشي است . از سوي ديگر فشار بر ايران در صورتي معنا مي يابد كه ايران نتواند با ديگر دولت ها ائتلاف و اتحاد برقرار كرده و در يك محاصره واقعي قرار گيرد
    حمله به ايران و وارد شدن در يك جنگ تمام عيار با ملت ايران هيچ گاه به عنوان يك گزينه جدي در موسسات تحقيقاتي آمريكا دنبال نشده و اگرچه اين بحث در قالب جنگ رواني به طور مقطعي توسط برخي از سياست مداران آمريكايي مطرح شده اما هيچ يك از محققان و سياست مداران آمريكايي به طور جدي و در قالب يك طرح عملياتي از آن استقبال نكرده اند