روزنامه جمهوري اسلامي 04/07/1386 صفحه گزارش
*****
متن كامل رهنمودهاي رهبر معظم انقلاب در ديدار مسئولان و كارگزاران نظام




  • حضرت آيت الله خامنه اي رهبر معظم انقلاب اسلامي عصر يكشنبه در ديدار روساي سه قوه وديگر مسئولان و كارگزاران كشور در بياناتي مهم و معنوي با اشاره به ابعاد مختلف كارآمدي نظام تاكيد كردند : ملت مظلوم اما مقتدر ايران در پرتو ذكر وياد دائم پروردگارو به پشتوانه علم و عقل و عزم به ايستادگي و احقاق حقوق خود ادامه مي دهد.
    ايشان ذكر پروردگار را مدافع دل و روح انسان در مقابل « هجوم شيطان وانگيزه هاي مادي گرايانه » خواندند و با اشاره به آيات قرآن مجيد مبني بر ذكر كثير پروردگار افزودند : ياد دائم پروردگار پشتوانه ثبات قدم در همه ميدانهاي دشوار زندگي فردي و اجتماعي است و مسئولان به علت وظايف سنگين خود بيش از ديگران به ذكر پروردگار و خودسازي و معنويات نيازمندند.
    متن كامل بيانات رهبر معظم انقلاب بدين شرح است :
    بسم الله الرحمن الرحيم
    والحمدلله رب العالمين والصلاه والسلام علي سيدنا و نبينا ابي القاسم محمد و علي اله الاطيبين الاطهرين و صحبه المنتجبين سيما بقيه الله في الارضين .
    قال الله الحكيم في كتابه : « بسم الله الرحمن الرحيم يا ايها الذين امنوا اذكروا الله ذكرا كثيرا و سبحوه بكره و اصيلا هو الذي يصلي عليكم و ملائكته ليخرجكم من الظلمات الي النور و كان بالمومنين رحيما. تحيتهم يوم يلقونه سلام و اعدلهم اجرا كريما. »
    فرصت مغتنمي است و تقريبا همه ي كساني كه بارهاي سنگين مديريت كشور در سطوح اصلي و اساسي بر دوش آنهاست در اين جلسه ي بزرگ و پر اهميت شركت داريد. حرف سياست و گزارش امور گوناگون كشور به وسيله رئيس جمهور محترم بيان شد و سخن در اين باره ها هميشه هست و بسيار است و لازم هم هست ولي من فكر كردم كه از اين فرصت اندكي هم استفاده كنيم براي چيزي كه مقدم است بر استنتاج ها و تبيين ها و تصميم هاي سياسي ما; و آن حرف دل و حرف ايمان خالصانه ي ماست كه مي تواند در همه ي مراحل اين حركت مثل جاني در كالبد مثل نوري در ظلمت مثل حيات بخشي در ميان اجسام بي روح نقش بيافريند. لذا اين آيات را انتخاب كردم تا اينها را قدري با هم مرور كنيم . خود من هرچه نگاه مي كنم مي بينم احتياج دارم به اينكه اين آيه ي شريفه ي « اذكروا الله ذكرا كثيرا و سبحوه بكره و اصيلا » را تكرار كنم و در آن تدبر كنم و به آن عمل كنم . قياس به نفس كردم به نظرم مي رسد كه شما هم و همه مان محتاج به اين هستيم . مي فرمايد : « يا ايها الذين امنوا » . اين بعد از آن است كه جامعه ي ايماني شكل گرفته و اين جامعه آزمونهاي بزرگ را از سرگذرانده است . اين آيات سوره ي احزاب است و بعد از سال ششم هجرت نازل شده است ; يعني بعد از جنگ بدر و احد و جنگهاي متعدد ديگر و بالاخره جنگ احزاب . در يك چنين شرائطي قرآن به مسلمانها خطاب مي كند كه : « اذكروا الله ذكرا كثيرا » ; خدا را ذكر كثير كنيد. ذكر يعني ياد. ذكر و ياد در مقابل غفلت و نسيان است . غرق در عوارض و حوادث و پيشامدهاي گوناگون شدن و از مطلب اصلي غفلت كردن ; اين گرفتاري بزرگ ما بني آدم است . مي خواهند اين نباشد. آنوقت اين ياد هم صرف ياد كردن و متذكر شدن نيست ذكر كثير را از ما خواسته اند.
    در اينجا من روايتي را ذكر كرده ام : « عن ابي عبدالله (عليه السلام ) قال : ما من شي الا و له حد ينتهي اليه » ; همه اين فرائض و احكام الهي حدي دارند; اندازه اي دارند كه وقتي به آن حد و مرز رسيدند تمام مي شود; تكليف تمام مي شود; « الا الذكر » ; مگر ذكر. « فليس له حد ينتهي اليه » ; ذكر حد ندارد; اندازه اي ندارد كه وقتي اين اندازه ذكر و ياد حاصل شد بگوئيم ديگر بس است ; ديگر لازم نيست . بعد خود حضرت توضيح مي دهد و مي فرمايد : « فرض الله عز و جل الفرائض فمن اداهن فهو حدهن » ; هر كس فرائض را ادا كرد آنها را به حد ومرز خود رساند. « و شهر رمضان فمن صامه فهو حده » ; مثلا ماه رمضان كه تمام شد شما اين فريضه را به مرز خودش رسانديد; تمام شد و ديگر چيزي بر شما واجب نيست . « والحج فمن حج فهو حده » ; هر كس حج را به جا آورد ـ به اعمال پايان حج كه رسيد ـ آن را به مرز رساند. اين در صورتي است كه در هر دو جا « فهو حده » بخوانيم . البته مي شود « فهو حده » هم با يك تعبير ديگري خواند; اما « الا الذكر » ; فقط ذكر مثل بقيه ي فرائض نيست .ديگر بقيه ي فرائض را ذكر نفرمودند; زكات را وقتي داديد ديگر واجب نيست به همان اندازه اي كه مقرر شده است . خمس را همين جور صله ي رحم را همين جور. بقيه فرائض و واجباتي كه هست همه از همين قبيل است مگر ذكر; « الا الذكر فان الله عز و جل لن يرض منه بالقليل و لم يجعل له حدا ينتهي اليه » ; خدا به ذكر قليل راضي نشده است ; حدي براي آن قرار نداده است كه بشود به آن حد رسيد. « ثم تلا » ; بعد حضرت اين آيه را تلاوت فرمود : « يا ايها الذين امنوا اذكروا الله ذكرا كثيرا » . اهميت ذكر اين است .
    در دنباله ي آيه مي فرمايد كه : « هو الذي يصلي عليكم و ملائكته » . مرحوم علامه ي طباطبائي (رضوان الله عليه ) در الميزان مي فرمايند : اين آيه ي شريفه ي « هو الذي يصلي » در مقام تعليل براي امر « اذكروا الله ذكرا كثيرا » است ; يعني اين ذكر كثيري كه از شما خواسته شده است به اين خاطر است كه خدائي را ياد كنيد كه اين خدا همان كسي است كه « يصلي عليكم » ; بر شما درود مي فرستد صلوات مي فرستد. خداي متعال صلوات را به شما مي فرستد. « هو الذي يصلي عليكم و ملائكته » ; نه فقط خداي متعال ملائكه ي الهي هم بر شما مومنين درود و صلوات مي فرستند; كه صلوات از طرف پروردگار رحمت اوست ; صلوات از ملائكه استغفاري است كه براي مومنين مي كنند; « و يستغفرون للذين امنوا » كه در آيات قرآن هست .
    چرا اين رحمت و اين صلوات و اين استغفار را ذات اقدس حق و فرشتگان الهي براي شما از عالم غيب از ملا اعلي مي فرستند « ليخرجكم من الظلمات الي النور » ; براي اينكه شما را از ظلمات نجات بدهند به نور بكشانند كه داستان اين ظلمات و اين نور هم داستان گسترده و مفصلي است .ظلمات در انديشه ي ما ظلمات در قلب ما در خلقيات ما; و نور در مقابل اينهاست .
    عمل هم مي تواند ظلماني باشد هم مي تواند نوراني باشد; ذهن و فكر و عقايد انسان مي تواند نوراني باشد مي تواند ظلماني باشد; خلقيات و صفات انسان مي تواند ظلماني باشد مي تواند نوراني باشد; حركت اجتماعي يك ملت مي تواند به سمت ظلمات و تاريكي باشد مي تواند به سمت نور باشد.
    اگر بر ملتي بر كشوري بر هيات حاكمه اي بر فردي شهوات غالب شد خشونت ناشي از حيوانيت غالب شد حرص غالب شد دنياداري و دنياطلبي غالب شد اين ظلمات است ; حركت ظلماني است جهت ظلماني است هدف هم ظلمات است . اگر نه معنويت غالب شد دين غالب شد انسانيت غالب شد فضائل اخلاقي غالب شد خيرخواهي غالب شد صدق و راستي غالب شد اين مي شود نورانيت . اسلام و قرآن ما را به اين دعوت مي كنند. خداي متعال و ملائكه ي او ما را براي اين تجهيز مي كنند كه از آن ظلمات خلاص كنند و ما را وارد اين وادي نور كنند. ذكر خدا را بكنيد; اين هم علت و دليلش .
    حالا اين ذكر و ياد الهي مراحلي دارد. ما آدمها همه در يك حد و در يك مرحله كه نيستيم ; رتبه ي ماها مختلف است . بعضي ها از لحاظ روحي در درجات بالا هستند; مثل اوليا و انبيا و صالحين و اهل دل و اهل معنا. بعضي هم هستند مثل امثال بنده و ماها كه به آن سطوح دسترسي ندارند; بعضي مان خبر هم نداريم از آنچه كه در آن سطوح هست . براي همه ي ما ذكر هست ـ هم براي آنها هست هم براي ما هست ـ ذكر براي آنها هماني است كه در روايت از اميرالمومنين (عليه الصلاه والسلام ) است كه فرمود : « الذكر مجالسه المحبوب » ; ذكر همنشيني با محبوب است . اين براي اولياست . لذت ذكر براي آنها لذت همنشيني است . اميرالمومنين (سلام الله عليه ) در يك روايت ديگر مي فرمايد; « الذكر لذه المحبين » ; ذكر لذت عاشقان و محبان است . خوب اين مال آنهاست .
    خوش به حال شماها اگر چنانچه در برخي حالات شبانه روز ـ بخصوص در اين روزها و در اين شبها ـ جرقه اي پرتوي از اين حالت در زندگي شما بدرخشد; گاهي ممكن است پيش بيايد. البته مال آنها دائمي است . « خوشا آنانكه دائم در نمازند » ; اين مال آنهاست لكن كساني كه در رتبه هاي پايين تر هم هستند گاهي ممكن است جرقه اي بزند; بايد اينها را قدر دانست . اين حالا يك مرحله ي از ذكر است كه مال محبين است ; مال اهل دل است لكن براي ما هم كه در آن مرحله نيستيم ذكر فوائد عجيبي دارد كه حالا من آنچه را كه در اينجا يادداشت كرده ام عرض مي كنم : « دفع انگيزه هاي ماده گرايانه و هوسرانيهاي گمراه كننده .
    ذكر مثل مدافعي است كه درمقابل هجوم اين هوسها ما را و دل ما را محافظت مي كند. دل خيلي آسيب پذير است . ما دلمان روحمان خيلي آسيب پذير است . در مقابل چيزهائي تحت تاثير قرار مي گيريم ; دل مجذوب به جاذبه گوناگوني مي شود. اگر بخواهيم دل ـ كه جاي خداست جايگاه خداست . رفيعترين مرتبه در وجود انسان دل انسان است ; يعني همان باطن و حقيقت وجودي انسان ـ سالم و پاكيزه بماند مدافعي لازم است ; اين مدافع ذكر است . ذكر نميگذارد كه دل دستخوش تهاجم بي امان هوسهاي گوناگون شود و از دست برود. ذكر دل را نگه مي دارد كه در فساد و در جاذبه هاي گمراه كننده غرق نشود. در همين رابطه من روايتي را ديدم كه خيلي پرمعناست ; مي فرمايد : « الذاكر في الغافلين كالمقاتل في الفارين » . در ميدان جنگ يك رزمنده را مي بينيد كه دفاع مي كند ايستادگي مي كند و از همه ي امكاناتش براي ضربه زدن به دشمن و جلوي تهاجم دشمن را گرفتن استفاده مي كند; اما رزمنده ي ديگر هم ممكن است باشد كه بگريزد; طاقت تحمل از دست بدهد و از مقابل دشمن بگريزد. مي فرمايد : ذاكر در ميان جمع غافل مثل همان سرباز رزمنده ي ايستادگي كننده است در ميان كساني كه دارند فرار مي كنند. ببينيد اين تشبيه و تنظير به همين لحاظ است ; چون او دارد در مقابل تهاجم بيگانه دفاع و ايستادگي مي كند ذكر شما هم دارد ايستادگي مي كند; دارد از مرز دفاع مي كند; از مرز دل شما دارد دفاع مي كند. لذاست كه شما در آيه ي شريفه ي قرآن كه جزو آيات جهاد است مي بينيد كه مي فرمايد : « اذا لقيتم فئه فاثبتوا و اذكروا الله كثيرا » ; در ميدان جهاد وقتي در مقابل تهاجم دشمن قرار گرفتيد ايستادگي كنيد و ذكر كثير خدا بكنيد. « اثبتوا و اذكروا الله كثيرا » ; ثبات قدم به خرج بدهيد ايستادگي كنيد و ذكر خدا كنيد. اين ذكر خدا آنجا هم به درد ميخورد. « لعلكم تفلحون » ; كه اين وسيله اي است براي اينكه شما به فلاح و كاميابي دست پيدا كنيد. ذكر خدا; چرا چون اين ذكر دل را قرص مي كند. دل كه قرص شد دل كه ثبات پيدا كرد قدم هم ثبات پيدا مي كند. در ميدان جنگ اينجوري است . ميدان جنگ قبل از آن كه پاهاي ما كه سست عنصر هستيم به طرف عقب جبهه مشغول دويدن و فرار شود دل ما فرار كرده . اين دل ماست كه جسم ما را به فرار وادار مي كند; و الااگر دل ايستاده باشد جسم مي ايستد.
    در همه ي ميدانهاي جنگ ـ هم ميدان جنگ نظامي هم ميدان جنگ سياسي هم ميدان جنگ اقتصادي هم ميدان جنگ تبليغاتي ـ ذكر خدا كنيد كه اين ذكر خدا موجب فلاح و كاميابي شماست . ذكر خدا پشتوانه ي ثبات قدم است .
    بنابراين ذكر موجب مي شود كه ما بتوانيم در آن صراط مستقيم سلوك كنيم ; پيش برويم . آن هدفي كه ترسيم كرديم براي خودمان به عنوان مومن به عنوان مسلمان به عنوان پيرو يك مكتب مترقي به عنوان كساني كه انگيزه داريم براي برپا داشتن اين بناي رفيعي كه خبر از شكوفائي تمدن اسلامي در آينده و در قرون آينده مي دهد احتياج داريم به ذكر خدا تا بتوانيم در اين جاده حركت كنيم .
    من و شما بيش از ديگران به ذكر احتياج داريم . علت اينكه من گفتم اين مجلس را مغتنم شمردم به خاطر همين است كه شما با افراد معمولي اين تفاوت بزرگ را داريد كه شما در جائي رشته اي از اين مجموعه را در دست گرفتيد كه در حفاظت از اين مجموعه كار شما موثر است . اگر شما اين رشته را محكم نگه داريد يا آن را سست نگه داريد يا بكلي از دست بدهيد وضع فرق خواهد كرد با آن كساني كه سررشته هاي اصلي و اساسي در دست آنها نيست . پس شما بيشتر از ديگران به ذكر احتياج داريد. و اين ذكر ـ ذكر الله ـ كه بر دل ما حاكم شد بدون ترديد در رفتار ما اثر ميگذارد; در انجام دادن آنچه كه بر عهده ي ماست از وظائف و تكاليف در اجتناب كردن و پرهيزكردن از آنچه كه بر ما حرام و گناه است و موجب وزر و وبال و موجب غضب الهي است اثر مي گذارد و كمك مي كند كه از اينها دوري كنيم .
    خوب حالا ذكر چيست روايتي از حضرت ابي عبدالله (عليه السلام ) است . و روايت ديگري هم هست كه آن روايت دوم بيشتر مورد توجه من بود; اما هر دو روايت را مي خوانم . روايت اول از حضرت ابي جعفر (عليه السلام ) است ; حضرت باقر (سلام الله عليه ) فرمود : « ثلاث من اشد ما عمل العباد » ; سه چيز هست كه جزو تكاليف بسيار مهم و دشوار مومنين است ; كارهاي سخت .
    يكي « انصاف المومن من نفسه » ; اينكه انسان در قبال ديگران انصاف به خرج بدهد. يعني آنجائي كه امر دائر مي شود بين اينكه حق را به خاطر خود زير پا بگذارد يا خود را به خاطر حق زير پا بگذارد اين دومي را انجام بدهد. آنجائي كه حق به طرف مقابل هست و شما حق نداريد منصفانه حق را به او بدهيد. خودتان را اگر چنانچه موجب كوچك شدن و زير پاگذاشتن است زير پا بگذاريد. اين كار سختي است ; اما كار مهمي است . امام باقر مي گويد اين جزو مهمترين كارهاست ; البته سخت است . و هيچ كار خوب و بزرگي بدون سختي كه امكان ندارد.
    دوم « و مواساه المر اخاه » ; مواسات ورزيدن با برادر مومن . مواسات با مساوات فرق دارد; برابري نيست . مواسات يعني همراهي كردن و كمك كردن به برادر مومن در همه ي امور. انسان وظيفه بداند; كمك فكري كمك مالي كمك جسماني كمك آبروئي . اين مواسات است .
    سوم « و ذكرالله علي كل حال » ; در همه حال ذاكر خداي متعال باشد. ذكر اين است .
    آنوقت حضرت باقر در همين روايت « ذكر الله علي كل حال » را معنا كرده اند : « و هو ان يذكر الله عزوجل عند المعصيه يهم بها » ; وقتي كه مي رود به سمت معصيت ذكر خدا او را مانع بشود. ذكر; ياد كند خدا را و اين معصيت را انجام ندهد; انواع معاصي را; خلاف واقع گفتن دروغ گفتن غيبت كردن حق را پوشاندن بي انصافي كردن اهانت كردن مال مردم را مال بيت المال را مال ضعفا را تصرف كردن يا درباره ي آنها بي اهتمامي به خرج دادن . اينها گناهان گوناگون است . در همه ي اينها انسان توجه كند به خدا; ذكر خدا مانع بشود از اينكه انسان به سمت اين گناه برود.
    فيحول ذكر الله بينه و بين تلك المعصيه و هو قول الله عزوجل ان الذين اتقوا اذا مسهم طائف من الشيطان تذكروا » . بعد حضرت مي فرمايند كه اين تفسير آن آيه است كه فرمود : « ان الذين اتقوا اذا مسهم طائف من الشيطان » ; وقتي شيطان به اينها تنه مي زند گذرنده ي شيطان اينها را مس مي كند; يعني هنوز درست به جانش هم نيفتاده « تذكروا » ; فورا اينها متذكر مي شوند. « فاذا هم مبصرون » ; اين ذكر موجب مي شود كه چشم اينها بصيرت اينها باز بشود. معناي « ذكرالله علي كل حال » اين است » .
    در صدر روايت بعدي كه مورد توجه من است تقريبا عباراتش شبيه همين روايتي است كه خواندم و همان سه چيز را ذكر مي كند. در آن روايت « و ذكر الله علي كل حال » را داشت در اينجا و در روايتي كه حضرت ابي عبدالله مي فرمايد آمده است : « و ذكر الله في كل المواطن » ; انسان در همه جا ذكر خدا كند. اما آن نكته ي مورد توجه اين است كه مي فرمايد : « اما اني لا اقول سبحان الله و الحمدلله و لا اله الا الله و الله اكبر » ; ايني كه مي گويم در همه حال ذكر خدا را بگوئيد مقصودم اين نيست كه بگوئيد سبحان الله و الحمدلله و لا اله الا الله و الله اكبر. اين ذكر لفظي است . « و ان كان هذا من ذاك » ; اگرچه اين هم ذكر است اين هم مطلوب است اين هم شريف است و خيلي باارزش است ; اما مقصود من فقط اين نيست بلكه « ولكن ذكره في كل موطن اذا هجمت علي طاعته او معصيته » ـ هجمت يا هممت . نسخه كه من ديدم هجمت است . احتمال ميدهم هممت باشد ـ وقتي به سمت طاعت خدا ميروي يا به سمت معصيت خدا مي روي ياد خدا باشي . اين « ياد خدا بودن » مورد نظر است ; اين ذكر الله . البته اين اذكاري كه در روايات ما در اين دعاها در اين اوراد گوناگون تسبيحات حضرت زهرا و بقيه ي اذكاري كه هست ـ اينها همه وسائل ذكرند اينها كپسولهاي ذكرند ـ ذكر شده است انسان بايد اينها را با توجه به معاني و حقايقشان بر زبان جاري كند; توجه پيدا كند. البته اينها خيلي باارزش است .
    البته از اين مقولات نمي شود فارغ شد. واقعا اگر ساعتهاي متمادي هم ما درباره ي همين مسائل معنوي و آنچه كه به درد دل ما ميخورد بپردازيم زياد نيست . حقيقتش اين است ; من به شما عرض كنم ماها عقبيم . ما به قدر اقتضاي نظام اسلامي در تربيت اسلامي پيش نرفتيم . حالا بعضي مي گويند ما مثلا در مقوله ي فرض كنيد كه سازندگي فناوري چه و چه بيشتر از اين ميتوانستيم پيش برويم ولي پيش نرفتيم . اما آنچه كه ما بيشتر از همه ي مقولات و همه ي عرصه بايد در آن پيشروي مي كرديم و نكرديم همين عرصه ي معنويات و خودسازي و دل را آراستن و اخلاق را زيور دادن است . ما در اين زمينه ها انصافا عقبيم .
    اگر بخواهيد يك نمونه براي آنچه كه شايسته ي ماست پيدا كنيد نگاه كنيد به دوران دفاع مقدس . ببينيد آن جوانهائي كه در جبهه بودند آن پدر مادرهائي كه اين جوانها را اينجور مي فرستادند آن خانواده هائي كه آنجور با شوق و ذوق جبهه را پشتيباني مي كردند چه حالتي چه احساساتي داشتند. آنها نمونه هاي خوبي است . البته نمي گوئيم نمونه ي اعلاست اما نمونه هاي بسيار خوبي بود. ما بايد به همان سياق با همان آهنگ و نواخت پيش ميرفتيم ; ما پيش نرفتيم . البته آنها را هم گاهي داريم فراموش مي كنيم . بعضيهامان فراموش مي كنيم بعضيهامان متاسفانه انكار مي كنيم ! و بدتر بعضي ها آن حالات را تخطئه مي كنيم ! اين مسائل را در بعضي از اظهارات مي بينيد. نسنجيده گوئيها و ياوه گوئيهائي كه گاهي گوشه كنار شنيده مي شود; حتي تخطئه ي آن حالات زيبا و مقدس رزمندگان ما و جوانان ما در دوران دفاع مقدس .
    البته ماها غالبا از آن جزئيات خبر هم نداريم ; حتي من هم كه دارم ميگويم و حتي آن كساني هم كه در جنگ بودند ـ فرماندهان ـ آنها هم از همه ي آنچه كه اتفاق افتاده خبر ندارند. اينقدر ميدان صيرورت و تحول و پيشرفت به سمت صفات عاليه و فضائل انساني در آنجا زياد بوده ـ تقريبا به عدد افرادي كه آنجا بودند ـ كه واقعا احصا آنها ممكن نيست .
    من يك كتابي را اخيرا خواندم كه شرح چند روز در حول و حوش يكي از حملات ماست ; از زبان افراد باقيمانده از يك دسته نه از يك لشكر يا از يك تيپ يا از يك گردان يا از يك گروهان حتي . تعدادي از اين دسته باقي ماندند و گزارش كردند. اين نويسنده و محقق بسيار باذوق ـ كه حقا و انصافا اينجور كارها بسيار باارزش است ـ رفته جز جز مطالب را از زبان آن افراد گرفته يك كتاب ششصد هفتصد صفحه اي شده . ما فقط مي شنويم عمليات فاو. خيلي از كارهاي مهمي هم كه در اين عمليات انجام گرفته اينها را همينطور از رو مي دانيم : از اروند عبور كردند فاو را گرفتند كارخانه ي نمك را فتح كردند فلان كار را كردند. ما كليات را مي دانيم ; اما اينكه در اين قدم به قدم چه گذشته ديگر اينها را نمي دانيم .
    يك صفحه ي عظيم مينياتور با نهايت استادي و زيبائي جلوي ما گذاشته اند ما هم از دور ايستاده ايم نگاه مي كنيم و مي گوئيم : به به ! نمي رويم نزديك تا ببينيم در هر گوشه اي از اين مينياتور چقدر هنر به كار رفته تا ساخته شده . اين كار را بعضي ها مي كنند; كرده اند. حالا اين نمونه اي كه بنده ديده ام يكي از آن كارهاست . اميدواريم اين كارها ادامه پيدا كند.
    آن پيشرفت اخلاقيات بود. آنجا آدم ميفهمد كه فضائل اخلاقي اي كه اسلام و خدا و اعتقاد به غيب و ايمان به غيب به انسان مي دهد چگونه در زندگي انسان اثر مي گذارد; آنجا انسان مي بيند. اين بايستي رشد پيدا مي كرد. خوب به آن اندازه رشد پيدا نكرده . بايد خيلي بيش از اينها به خودمان بپردازيم .
    آنچه كه من بعد از اين مي خواهم به شما عرض بكنم اين است : مسئولان عزيز!اي كساني كه امروز مجلس دولت قوه ي قضائيه نيروهاي مسلح يا بقيه ي دستگاهها را با مسئوليتهاي خودتان انباشته ايد; و كساني كه قبل از شما اين مسئوليتها را در دست داشته اند و كارهائي كرده اند ـ مجموعه ي شما مخاطب اين حرف من هستيد ـ شما كار بزرگي كرده ايد. شما مسئولان نظام و سررشته داران تشكيلات جمهوري اسلامي از اول تا حالا يك مقطع عظيمي از تاريخ را ترسيم كرده ايد و رقم زده ايد. كار بزرگي كرده ايد.
    اگر به تاريخ كشورمان از هزارها سال پيش تا امروز نگاه كنيد ـ از آن وقتي كه تاريخ مدون داريم ـ مي بينيد حكومت فردي مطلقه ي ديكتاتوري حكومت يك جمع معدود با رياست يك فرد بر عامه ي مردم بدون اينكه عامه ي مردم اندك اختياري در اداره ي اين كشور داشته باشند داشته ايم . اين تاريخ ماست . سلطنتهاي ما همه از اين قبيل بوده اند. آن پادشاهاني كه ما آنها را احترامشان هم مي كنيم ; پادشاهان مقتدر غزنوي سلجوقي بعد بيائيد تا برسيد به دوران صفويه ; شاه عباس شاه اسماعيل شاه طهماسب آنها هم همينجور بودند. اينها پادشاهان خوب مايند; اما همين پادشاهان خوب چه جوري اين مملكت را اداره كردند سجل و شناسنامه ي اين مملكت از لحاظ اداره حكومتي چيست اين است : يك نفر در راس همه مطيع او. و اين مجموعه اداره كننده ي كل سرنوشت اين كشور هستند و آحاد مردم هيچ تاثيري ندارند و مملكت مال اينهاست .
    پادشاه به وزراي خودش مي گفت : نوكران من ! نوكرش هم بودند. واقعش هم همين بود. ناصرالدين شاه و محمدشاه و فتحعلي شاه و بقيه و بعدي ها حتي به وزراشان به صدر اعظمشان ميگفتند : شما نوكر خوبي هستيد! فرهنگ سياسي در كشور اين بود. وقتي كه نخست وزير و وزير نوكر شاه اند رئيس فلان اداره گفت :
    جائي كه شتر بود به يك غاز خر قيمت واقعي ندارد!
    مردم هم كه مثل « هبا منبثا » ; هيچ . مملكت متعلق به يك جمع معدود و در حقيقت متعلق به يك فرد بود. اين تاريخ ماست .
    شما مسئولان اين كشور آمديد از اين ملت و از اين انقلاب نظامي را تحويل گرفتيد كه همه ي اركان آن به دست مردم و به انتخاب مردم است ; رهبري اش به انتخاب مردم است رياست جمهورش به انتخاب مردم است نمايندگان مجلسش به انتخاب مردم است . اين نهادهائي كه مي تواند به وسيله ي مردم انتخاب بشود و منطقي و معقول است در اختيار مردم است . البته نيروهاي مسلح و دستگاه قضائي در هيچ جاي دنيا به انتخاب مردم نيست . آن يك حساب جداگانه اي دارد معيارهائي دارد; به دست منتخبان مردم است . يك چنين نظامي را شما اينجا درست كرده ايد. الان بيست و هشت سال است كه در اين مملكت دارد انتخابات انجام ميگيرد. البته ياوه گوئي نسبت به انتخابات كشور ما هست . نسبت به كدام حقيقت عالم ياوه گوئي نيست نسبت به ذات اقدس ربوبي هم ياوه گوئي هست نسبت به اصل دين هم هست . ديگر مردمسالاري از اين واضحتر و از اين روشن تر چه ممكن است باشد خوب اين نسبت به تاريخ گذشته ي ما مقطعي اساسي است .
    وضع دنيا را نگاه كنيد. شما يك حقيقت جديدي را داريد به دنيا معرفي مي كنيد. نظام دنيا بخصوص بعد از پيدا شدن پديده ي استعمار و بخصوص در اين دو قرن اخير و باز بالخصوص در آن دوره ي سلطه ي استعمار كه منتهي شد به جنگهاي بزرگ اين قرن بر اساس سلطه پذيري و سلطه گري بود. چند كشور چند تا دولت به دليل خاصي سلطه گري مي كنند و به نظر خودشان بايد هم بكنند! بقيه ي دولتها و بقيه ي ملتها هم بايد سلطه پذيري داشته باشند; بايد زير سلطه باشند و بايد اين سلطه را بپذيرند. به قول اين نويسنده ي جامعه شناس معروف غربي كه منتقد سياستهاي غرب و امريكاست در حقيقت ثروتمندان كشورهاي سلطه گر اغنياي كشورهاي سلطه گرند. سلطه مال آنهاست مال همه ي آن كشورها هم نيست . و ثروتمندان كشورهاي سلطه پذير هم بايد در خدمت آنها قرار بگيرند; و قرار ميگيرند. درست هم هست ; تحليل درستي است .
    شما آمديد اين نظام پذيرفته شده ي جاافتاده ي ظالمانه ي جهاني را انكار كرديد و پايش هم ايستاديد; مهم اين است . « ان الذين قالوا ربنا الله ثم استقاموا » ; اين مهم است . حرف خوب شعار خوب پديده ي حكومت مردمي پديده انقلاب مردمي مكررا و متعددا در خيلي جاهاي دنيا بوده ; اما اينكه اين پديده بتواند خودش را نگه دارد بتواند اين نهال ريشه بدواند بتواند اين پيكره خودش را در مقابل تهاجمهاي گوناگون آسيب ناپذير كند كه بيست و هشت سال از عمرش بگذرد و كارهاي بزرگي را انجام بدهد و مخالفان خودش را به چالش بكشد; آن هم مخالفان متكبري كه هيچ وقت حاضر نبودند خودشان را دهن به دهن كنند با يك كشور به اصطلاح خودشان جهان سومي اينها نشاندهنده ي اين است كه يك مقطع جديدي را شما آغاز كرده ايد. اين را قدر بدانيد. اهميت اين مسئوليت بزرگ را بدانيد.
    خوب نتيجه ي اين شناختن جايگاه و موضع و مسئوليت چيست اين است كه كار را بايد ادامه بدهيد; كار را بايد به آخر برسانيد. حق نداريد اين كار را نصف كاره بگذاريد; خسته نبايد بشويد. بايد نگذاريد كه تلاشتان مطلقا دچار وقفه شود. بايد عوامل شكست و به زانو در آمدن را شناسائي كنيد و آنها را از خودتان دور كنيد.
    چيزهائي هست كه ملتها را شكست مي دهد. اين را همه مي دانند; چيز جديدي نيست ; ما هم مي دانيم . اختلاف كلمه اينجور است جا دادن و راه دادن به نفوذيهاي دشمنان از اين قبيل است كوچك گرفتن و سست شدن در ماموريت همينجور است نااميد شدن از رسيدن به هدف همينجور است نديده گرفتن دشمن و كوچك گرفتن دشمن و چشم بستن بر روي دشمن از جمله ي عوامل ضعف و شكست است ; همه ي اينها بد است . اين عوامل ضعف را بايد از خودتان دور كنيد. دل سپردن به خواسته هاي حقير شخصي جزو عوامل شكست است ; يعني ناگهان يك مسئول يك مدير عالي رتبه در سر راه به يك كار بزرگ برخورد كند به طعمه اي كه ميتواند براي او شخصا مفيد باشد. حالا مثال چارواداري واضحش رشوه دادن و رشوه گرفتن است ; اما بعضي مثالهاي ديگر هم دارد كه از اين ظريفتر است به اين وضوح و به اين روشني هم نيست ; اما باطنش همان است . انسان برسد به يك نقطه اي كه ببيند اگر بخواهد ادامه بدهد اين راه را اين خواسته از دست او خواهد رفت ; اما اگر سست بشود متوقف بشود اينجا پا سبك كند يك چيز قلمبه ي حسابي گيرش مي آيد. اين جزو آن عوامل ضعف است . اينجا بايد اين خواسته هاي حقير را با توجه به عظمت آن چيزي كه در مقابل هست و عظمت كاري كه دارد انجام ميگيرد بكلي انسان نديده بگيرد. خيلي مسائل هست كه در اين زمينه مي شود مطرح كرد.
    بدانيد نظام شما يك نظام كارآمد و برجسته است . دشمنان شما سعي شان اين است كه به زور به شما بفهمانند بقبولانند بباورانند كه اين نظام شما نظام ناكارآمدي است . نه اتفاقا اين نظام خيلي كارآمد است . اين نظام در عرصه هاي مختلف كارآمدي خودش را نشان داده . در مورد خدمات و گسترش خدمات عمومي به مردم ايران امروز را شما مقايسه كنيد با ايران دوران طاغوت ; اصلا قابل مقايسه نيست . اين يك عرصه ي كارآمدي است كه حالا مثالها و نمونه هاي فراوان و آمارهايش را شماها خوب مي دانيد. البته خيلي خوب است كه براي مردم اينها گفته بشود و شماها بازگو كنيد.
    يك عرصه ي ديگر مسئله ي اعتماد به نفس ملي است كه در زمينه هاي علمي در زمينه هاي سياسي در زمينه فناوري خودش را نشان داده و دارد نشان مي دهد. در اين كشور مهندس ما جرئت نميكرد اسم ساختن نيروگاه برق را بياورد; جرئت نميكرد اسم ساختن سد را بر زبان جاري كند; جرئت نميكرد اسم ساختن فرودگاه را بر زبان جاري كند. همه ي اين كارها را بايد خارجيها مي كردند. مهندس ايراني حداكثر اين بود كه در آن پروژه اي كه يك مهندس خارجي يا يك شركت خارجي قبول كرده بود يك گوشه اي عضو بشود; اگر آنها قبول مي كردند; بعضي جاها هم قبول نميكردند . من پاي همين سد كرخه سه چهار سال پيش مصاحبه كردم و مفصل شرح دادم ; سد كارون 3 را ـ نه سد كرخه را ـ با سد دز مقايسه كردم . سد دز زمان طاغوت ساخته شده سد كارون 3 زمان جمهوري اسلامي ساخته شده ; شبيه هم هستند. دو تا سد بتوني با ظرفيتهاي نزديك به هم از لحاظ آب و از لحاظ برق . در ساخت سد دز چقدر به ايرانيها توهين كردند; چقدر تحقير كردند و آبروريزي كردند براي مهندس ايراني و سرمايه دار ايراني و سرمايه گذار ايراني ; اما در ساخت اين سد خود جوان ايراني مهندس ايراني اين كار پيچيده ي عظيم را كه خيلي از آن سد دز از لحاظ كار فني ساخت بتون و وصل بتون به بدنه ي كوه حساستر و مهمتر است ـ كه تفاصيلش را براي ما شرح دادند ـ انجام داد نيروگاهش را خودش درست كرد سدش را خودش درست كرد جاده ي زير آب را كه از بين رفته بود و پل معلق هوائي طولاني را خودش درست كرد; با افتخار. عرقش در آمد اما سرش به افتخار برافراشته شد. اين چيز كمي نيست . اين را در همه چيز شما تعميم بدهيد.
    امروز مهندس ايراني تحصيلكرده ي ايراني دكتر ايراني ارتشي ايراني سپاهي ايراني به خود مي بيند كه بسازد توليد كند ايجاد كند به كار بگيرد و برتر از دستهاي ديگر دستي را در عرصه ظاهر كند. آن روز حتي فكرش را هم نميكردند كه حالا مثالهايش الي ماشاالله . اين كارآمدي اين نظام است ; اين نظام اين كار را كرد.
    كشاورزي نابود شده ي كشور را اين نظام احيا كرد صنعت ساده ي ابتدائي كشور را اين نظام به صنعت پيچيده حساس انرژي هسته اي رساند. اين نظام الان در زمينه هاي صنايع نو ـ مثل همين كه آقاي رئيس جمهور گفتند; « نانوتكنولوژي » و صنايعي از اين دست كه اينها از صنايع نوي دنياست ـ تقريبا دوش به دوش صفوف اول دارد حركت مي كند و دارد كار مي كند. اينها كارآمدي نظام است .
    شايد بشود گفت از همه ي اينها باز مهمتر و بالاتر كارآمدي اين نظام در زمينه ي تحكيم مردمسالاري بود. با آن سابقه ي منحوس و زشتي كه در اين كشور وجود داشت اين نظام توانست مردمسالاري را جا بيندازد. ما امروز تقريبا هر سال يك انتخابات داريم ـ حالا با تصميماتي كه اخيرا گرفتند شايد يك خرده كمتر بشود; اما تا حالا اينجور بوده ـ و در بيست و هشت سال تقريبا بيست و هشت انتخابات داشتيم . اين همه انتخابات با آرامي با سلامت بدون دردسرهاي بزرگ انجام گرفته . اين نشاندهنده ي اين است كه مردمسالاري در اين كشور جا افتاده است . چه كسي اين كار را كرده اين نظام كرد. اين كارآئي بسيار مهمي است
    جايگاه سياسي و عزت بين المللي ; چه كسي مي تواند اين را منكر بشود چه كسي ميتواند تاثيرگذاري دولت جمهوري اسلامي را امروز در سياستهاي منطقه بلكه سياستهاي فرامنطقه منكر بشود چه كسي ميتواند عزت جمهوري اسلامي را در بين ملتهاي مسلمان منكر بشود كدام كشور ميتواند ادعا كند كه رئيس آن كشور مسئولان بالاي آن كشور ميروند در يك كشور مسلمان ديگر مردم آن كشور مسلمان ديگر ولو دولتشان هم نخواهد اجتماع مي كنند و به نفع او شعار مي دهند; غير از جمهوري اسلامي فقط جمهوري اسلامي است كه روسايش در ميان ملتهاي ديگر امتداد معنوي و حقيقي و سياسي دارند. اينها كارآئي نيست ! كدام عرصه ي كارآئي از اينها مهمتر و بالاتر .
    ايجاد يك گفتمان نو در سطح بين الملل اسلامي . همين گفتمان هويت اسلامي و سلطه ناپذيري و استقلال را اين نظام ايجاد كرد; گسترش داد. و ارتباطات و همسايه ها و غيره و غيره ; حرف زياد است .
    ما بايد اين كارآئي را افزايش بدهيم با علم با عقل با عزم ; سه تا « عين » . عالمانه بايد باشد; عاقلانه بايد باشد; عازمانه بايد باشد. بايد با عزم همراه باشد; با سست عنصري و سست عهدي نميشود پيش رفت . علم و عقل را به كار بگيرند و عزم ملي را مثل موتوري پشت سر اينها قرار بدهند. ما مي توانيم اين كارآئي را افزايش بدهيم
    البته كشور ايران و ملت ايران و دولت جمهوري اسلامي مظلوم است . ما مظلوم واقع شديم . مظلوميم اما ضعيف نيستيم . مثل اميرالمومنين (عليه الصلاه و السلام ); مظلوم بود اما از همه ي مردان زمان خود قويتر بود. مثل همه اهل حق ; مظلوم بودند موردانكار واقع شدند ظلم شدند اما ضعيف نبودند. ما ضعيف نيستيم مظلوميم . اين مظلوميت را هم نميگذاريم تا آخر طول بكشد; تحمل نميكنيم . تحمل نكردنش هم به همين است : بايستي عقلمان را و علممان را و عزممان را تقويت كنيم كه اينها با ذكر الهي كه قبلا صحبت كردم همه حاصل خواهد شد. البته تهديد مي كنند. تهديد اهميتي ندارد. اين را من به شما عرض بكنم .
    اولا تهديد تازگي ندارد; ما بعد از جنگ تا حالا ـ از سال 67 تا حالا ـ مرتبا تهديد شديم به حمله ي نظامي . اگر به حافظه تان مراجعه كنيد كساني كه در جريانات هستند ميدانند. بنده تقريبا بيش از همه تهديدها را ميدانم ; چون گاهي اوقات يك چيزهائي به ما منتقل مي شد كه به ديگران هم منتقل نميشد. دائما ما تهديد داشتيم . نمي گوئيم اين تهديدها به طور قطع تحقق پيدا نخواهد كرد; ممكن هم است تحقق پيدا كند; بكند; اثر اين تهديدها اين است كه ما را آماده تر مي كند.
    ثانيا آن كساني كه تهديد مي كنند اين را بايد فهميده باشند حالا هم بفهمند; تهديد نظامي ايران و تعرض نظامي به ايران به صورت بزن و در رو ديگر ممكن نيست . هر كس تعرضي بكند بشدت عواقب آن تعرض دامنگير او خواهد شد.
    ثالثا اينهائي كه تهديد مي كنند مقصودشان اين است كه تو دل مسئولان را خالي كنند; تو دل مردم را خالي كنند. من عرض مي كنم : تو دل كسي خالي نمي شود با اين حرفها; نه مسئولان نه آحاد ملت . ولي اين اثر را دارد كه مسئولان را به تقويت آمادگيها سوق مي دهد; چون مسئولان وظيفه دارند احتمالات ضعيف را هم مورد نظر قرار بدهند . من نگاه مي كنم به سالهاي گذشته ـ مثلا سال 75 يكي از سالهائي بود كه تهديد نظامي در زمان كلينتون بشدت جديت پيدا كرد ـ و مي بينيم تهديدها موجب شد مسئولان ما در بخشهاي گوناگون فني نظامي كارهاي نو و جديدي را انجام دادند; آمادگيهاي بيشتري پيدا كردند. هر دفعه كه تهديد بشود يك آمادگي بيشتري به وجود مي آيد. اثرش خالي كردن تو دل مردم و مسئولان نيست ; اما اثرش آماده سازي بيشتر كشور هست . بنابراين به ضرر ما تمام نميشود.
    رابعا اين تهديدها نشان مي دهد كه ليبرال دموكراسي از لحاظ منطق دستش بكلي خالي است . حالا با صدام كه اينها مواجه مي شدند مي گفتند حمله ي نظامي كرده درست هم مي گفتند; به ايران حمله كرده بود به كويت حمله كرده بود. اما همه مي دانند كه جمهوري اسلامي به كسي حمله نكرده انگيزه ي حمله به كسي را هم ندارد; اهل تعرض نيست . حضور جمهوري اسلامي حضور منطق است حضور فكر است حضور انگيزه ي معنوي است . اينها دستشان در اين صحنه بكلي خالي است ; نميتوانند مقابله كنند. اين مسئله نشاندهنده ي اين است كه دستگاه حكومتي و سياسي برخاسته و چيده شده ي بر اساس ليبرال دموكراسي اينقدر دستش خالي است كه مثل آدم بيسوادي است كه وقتي در مقابل يك آدم فاضل قرار ميگيرد و او مجابش مي كند چاره اي ندارد جز اينكه از بازوهايش استفاده كند و مشتش را گره كند! خوب پيداست هيچي ندارد; معلومات ندارد. اين نشاندهنده ي تهيدستي اينهاست .
    البته ملت ايران به فضل الهي آمادگي اش خيلي خوب است . شما هم بايستي اين آمادگي هارا بيشتر كنيد; بخصوص حالا كه مسئله ي انتخابات هم مطرح است . من خواهش مي كنم هميشه در همه ي دورانها انتخاباتها را وسيله اي قرار بدهيد براي قوت ملي براي افزايش اقتدار ملي ; نه براي تضعيف نظام و تضعيف آبروي ملت . جنجالهائي كه بعضا از طرف بعضي از احزاب و گروهها و جريانهاي سياسي و جناحهاي بداخلاق در اطراف انتخابات مي شود تضعيف كننده ي كشور و ملت و نظام است . جناحهاي مختلف جريانهاي مختلف گرايشهاي مختلف با شوق و ذوق و علاقه مندي همه ي عواملشان را بسيج كنند و انتخابات را به عنوان يك هدف عالي هدف خوب هدف شيرين مورد توجه قرار بدهند و به دعوا و جنجال و اهانت و پنجه به روي هم كشيدن قضايا را نكشانند. انتخابات را وسيله اي بكنيد براي اينكه دشمنان را نااميد بكنيد و ان شاالله اين انتخابات هم مثل بقيه ي انتخاباتها مايه ي عزت روزافزون اسلام باشد. وقت هم گذشت از شما هم معذرت خواهي مي كنم .
    پروردگارا! به محمد و آل محمد آنچه گفتيم و شنيديم براي خود و در راه خود قرار بده ; آن را از ما قبول بفرما; ما را روز به روز نسبت به حقيقت خود و حقيقت دين ذاكرتر و متوجه تر بفرما; ما را در راه هدفهاي عالي عازمتر و جازمتر بفرما.
    پروردگارا! ارواح مطهره ي شهداي عزيزمان و روح مطهر امام (رضوان الله عليه ) را با اوليائشان محشور بفرما; ما را در راه آنها رونده و پيش رونده قرار بده ; قلب مقدس ولي عصر را از ما راضي و خشنود بگردان .
    والسلام عليكم و رحمه الله
    هر كس به ايران تعرض كند عواقب آن به شدت دامنش را خواهد گرفت
    مسئولان منتخب مردم از اول انقلاب تا كنون كارهاي بزرگي را به انجام رسانده و به پشتوانه ملت در مقابل نظام ظالمانه جهاني ايستاده اند
    ملت و مسئولان ايران هيچگاه از تهديدات دشمن هراسي به دل راه نداده و نمي دهند وبر عكس انتظار دشمن آمادگي هاي گوناگون خود را افزايش مي دهند
    همه بايد به گونه اي عمل كنند كه انتخابات مجلس و بوسيله اي براي افزايش اقتدار ملي و مايه عزت روزافزون ملت تبديل شود