روزنامه جمهوري اسلامي 04/07/1386 صفحه عقيدتي

  • عدم تحريف قرآن
  • حقوق خدا و مردم را بايد پرداخت
  • بردباري زينت و سرمايه
  • نقش پرهيز از معاصي در تحقق ضيافت الهي
  • نماز سفري معنوي تا كوي دوست
  • *****
    عدم تحريف قرآن


  • گزيده اي از كتاب « مدخل التفسير » تاليف مرحوم آيت الله العظمي فاضل لنكراني
    مترجم : استاد مرتضي واعظي اراكي
    قسمت دهم
    دليل هفتم : از اموري كه دلالت بر عدم تحريف مي كند دليل عقل است كه بعض اعلام آن را ذكر كرده است و خلاصه آن چنين است .
    قائل به تحريف يا مدعي آن است كه تحريف به دست شيخين بعد از وفات پيامبر صورت گرفته و يا مدعي آن است كه عثمان قرآن را تحريف كرده است و يا آنكه مي گويد : شخص ديگري قرآن را بعد از عثمان تحريف كرده است بنابراين سه احتمال و جود دارد كه چهارمي ندارد و همه اين احتمالات فاسد است .
    اما احتمال اول : يا شخص مدعي تحريف مي گويد : شيخين عمدا قرآن را تحريف نكرده اند بلكه از اين جهت بوده است كه همه قرآن به دست آنها نرسيده بوده است چون قبلا در زمان پيامبر (صلي الله عليه وآله وسلم ) قرآن به صورت كامل جمع نشده بوده است .
    و يا اينكه مدعي است كه تحريف عمدي از جانب آنها صورت گرفته كه در اين صورت يا تحريف در آياتي است كه ربطي به زعامت و خلافت آنها ندارد از آن جهت كه در آنها تصريح به آن شده باشد يا ظهور در خلافت و ولايت براي اهلش داشته باشد كه شخص امير المومنين علي عليه السلام است و يا اينكه در غير اين سنخ از آيات است .
    بنابراين سه فرض متصور است .
    اول : اينكه تحريف به جهت آن است كه قرآن بتمامه به دست آنها نرسيده و آنها تعمدي در تحريف نداشته اند
    اين قول مردود است : زيرا از اهتمام پيامبر به امر قرآن وامر ايشان به حفظ و قرائت آن و ترتيل آيات و اهتمام صحابه به اين مطلب در زمان پيامبر و بعد از ايشان براي انسان قطع حاصل مي شود كه قرآن نزد مسلمانان محفوظ بوده خواه به صورت جمع يا متفرق در سينه ها يا نوشته ها در كاغذها و مي دانيم كه در آن زمان اهتمام فراوان به حفظ اشعار جاهليت و خطبه هاي آنان داشته اند پس چگونه مي توان گفت كه اهتمام به امر قرآن نداشته اند همان قرآني كه براي نشر دعوت آن جانهاي خود را فدا مي كردند و از وطن خود هجرت كرده واموال خويش را صرف آن كردند و از زن و فرزند خود دورشدند آيا با اين وجود هيچ عاقلي احتمال مي دهد كه آنها اهتمام و اعتنا به قرآن نداشتند تا آنكه قرآن در بين مردم ضايع شود و براي اثبات اينكه آيه يا سوره اي از قرآن است نياز به دوشاهد باشد .
    علاوه بر اينكه روايات ثقلين دلالت بر بطلان اين احتمال دارد زيرا كلام پيامبر اكرم صلي الله عليه وآله وسلم كه فرمود : « اني تارك فيكم الثقلين : كتاب الله وعترتي » در فرضي كه بعض قرآن در دست نباشد صحيح نيست زيرا آنچه در اين فرض باقي مانده بعض قرآن است نه تمام آن بلكه در اين روايات دلالت صريح براين مطلب است كه قرآن در زمان رسول اكرم تدوين و جمع آوري شده بوده است زيرا كلمه « كتاب » بر مجموع متفرق ها و آنچه در سينه ها حفظ شده صدق نمي كند.
    واما فرض دوم : كه مي گويد : شيخين قرآن را در آياتي كه ربطي به خلافت و زعامت نداشته تحريف كرده اند اين هم في نفسه بعيد است بلكه قطع به عدم آن داريم زيرا خلافت مبتني برسياست بوده ا ست وسياست اقتضا مي كند كه به امر دين اهتمام بورزند و حتي قرآني را كه مورد اهتمام مسلمين است حفظ كنند و اگر چنين بوده است چرا افرادي كه از بيعت با دو خليفه امتناع كردند و برابي بكر در امر خلافت اعتراض داشتند احتجاج به چنين آياتي نكردند و يا چرا حضرت علي عليه السلام در خطبه شقشقيه وامثال آن ذكري از اين آيات نكرد
    واما فرض سوم يعني قول به اينكه تحريف عمدي شيخين در آياتي بوده كه در موضوع خلافت نا زل شده بوده ا ست اين نيز مقطوع العدم است زيرا حضرت امير المومنين وصديقه طاهره سلام الله عليهما و جماعتي بسيار از صحابه با شيخين در امر خلافت معارضه كردند و برآنچه از پيامبر اكرم در باره خلافت شنيده بودند احتجاج كردند وشهادت مهاجرين و انصار را مطرح كردند واحتجاج به حديث غدير و غير آن كردند پس ا گر در قرآن چيزي بود كه ربط به خلافت داشته باشد اولي ان بود كه در مقام استدلال و احتجاج به آن تمسك شود با آنكه چنين چيزي در روايات وكتب تاريخي نمي بينيم همان طور كه از كتاب احتجاج طبرسي ظاهرمي شود كه با آنكه احتجاج دوازده نفر از صحابه را در امر خلافت بر ابي بكر آورده لكن در همه آنها اشاره اي به چنين آياتي نيست همين طور در كتاب بحار الانوار كه باب خاصي را به موضوع احتجاج امرالمومنين علي عليه السلام در امر خلافت اختصاص داده است .
    بنا بر اين ظاهر شد كه احتمال اول بر تمام فروضي كه متصور است قول باطلي است .
    و اما احتمال دوم : يعني وقوع تحريف از جانب عثمان اين احتمال از ادعاي اول بعيد تر است ; زيرا اسلام در زمان عثمان به نحوي منتشر شده بود كه براي او بلكه بزرگتر از او هم اين امكان وجود نداشت كه چيزي از قرآن را كم كند.
    علاوه برآن اگر عثمان تحريف كننده ي قرآن بود قاتلان او در كشتن او عذر محكمتري داشتند وبراي كشتن او نياز نداشتند كه بگويند چرا در بيت المال مسلمين مخالف سيره شيخين عمل كردي يا عذرهاي ديگري را دستاويز كنند.
    علاوه بر همه اينها وقتي امير المومنين بر منصب خلافت ظاهري تكيه زد براو واجب بود كه قرآنرا به اصل اولي آن كه در زمان پيامبر وشيخين بوده برگرداند وكسي هم در اين كار برآن حضرت خرده نمي گرفت و اين كار براي تحقق مقاصد آن حضرت انفع بود و دهان كساني راكه به بهانه خونخواهي عثمان برآن حضرت شوريدند مي بست خصوصا آنكه مي بينيم آن حضرت قطائع عثمان راكه به افراد بخشيده بود برگرداند و درخطبه اي فرمود : قسم به خدا اگر آنچه عثمان بي جهت بخشيده مهريه زنها شده باشد و با آن كنيزان را خريده باشند بر مي گردانم زيرا د رعدل و سعت و آزادي است و كسي كه عدل را برنتابد در جور و ستم دچار تنگناي بيشتري است 53 اين روش امير المومنين عليه السلام در اموال است پس چگونه حضرت در قبال قرآن بر فرض تحريف ساكت مي ماند
    واما احتمال سوم : كه ادعاي وقوع تحريف بعد از خلفاست تا آنجا كه ما ميدانيم احدي چنين ادعائي نكرده است الا اينكه به بعض قائلان به تحريف نسبت داده شده است كه ادعا كرده است كه حجاج وقتي خواست از بني اميه حمايت كند آيات بسياري را كه در شان آنها نازل شده بود از قرآن حذف كرد و چيزهائي بر آن افزود وقرآنها ي نوشت و به مصرف و شام مكه ومدينه و بصره و كوفه فرستاد و قرآن موجود ماطبق آن قرآنها ست و بقيه قرآنها را جمع كرده و چيزي از آنجا حتي يك نسخه را باقي نگذاشت .
    سپس ايشان مي فرمايد : شايد از اين جهت باشد قول بعض قائلين به تحريف كه در باره آيه « ليله القدر خيرمن الف شهر » گفته است اصل آن چنين بوده است : « ليله القدر خير من الف شهر » يملكها بنو اميه وليس فيها ليله القدر » با آنكه ملاحظه مقدارآيات اين سوره و قصورمعني اين آيه وعدم ارتباط موضوع ليله القدر به امر خلافت آنها كافي است كه انسان قطع به خلاف اين مدعا پيدا كند حتي اگر دليل بر عدم تحريف هم نداشته باشيم چه رسد به آنكه همانطور كه گفتيم ادله زيادي بر نفي تحريف داريم .
    در هر صورت دليل بر بطلان احتمال سوم آن است كه حجاج يكي از حكام بني اميه بوده و او كوچكتر و حقيرتر و كم وزن تر از آن است كه در قرآن كم و زيادكند. بلكه كوچكتر از آن است كه چيزي از فروع اسلام را تغيير دهد چه رسد به آنكه اساس دين يعني قرآن را تغيير بدهد علاوه مگر او در همه ممالك اسلامي و غير آن كه قرآن در آنها منتشر و در دسترس مردم بوده است چنين قدرت و نفوذي داشته است كه همه قرآنها را جمع كند
    فرض كنيم چنين مطلبي صحيح باشد چگونه است كه اين رويداد عظيم را مورخي در تاريخ خود نياورده و منتقدي اين كار خلاف را به چالش نكشيده است با آنهمه اهميت كه اين مطلب دارد وداعي بر نقل آن بسيار است و چگونه مسلمانان از اين جنايتي كه مثل آن جنايتي وجود ندارد چشم پوشي كرده و بعد از آنكه دوره ننگين حجاج به پايان رسيد و قدرت و سلطنت او رو به افول رفت حرفي به ميان نياورده اند
    علاوه بر همه اينها چگونه حجاج تمكن پيدا كرده كه همه نسخ قرآن را كه در دست مردم بوده جمع كند كه حتي يك نسخه هم در ميان مسلمانان كه از او دور بوده اندباقي نمانده باشد فرض كنيم كه چنين باشد و چنين قدرتي را داشته است آيا براي او امكان داشته كه آيات قرآن را كه مسلمانان حفظ كرده بودند از لوح سينه مسلمانان و حافظان قرآن پاك كند در حالي كه تعداد مسلمانان در زمان حجاج را فقط خدا مي داند.
    علاوه بر همه اينها اگر در قرآن آياتي بود كه قدح و مذمت بني اميه در آن بود معاويه قبل از حجاج براي خوف و محو آن آيات از قرآن اقدام مي كرد در حالي كه هم از حجاج قدرتمندتر بود و هم نفوذ بيشتري داشت و اصحاب اميرالمومنين به اين آيات بر معاويه احتجاج و استدلال مي كردند كه چرا آيات قرآن را حذف كرديد همانطور كه در موارد ديگر بر او احتجاج كردند كه در تاريخ مذكور است هم چنين در كتب حديث و كلام مورد بحث واقع شده است 54 تا اينجا كلام مرحوم آيت الله العظمي خوئي بود .
    اضافه كنيد به مطالب فوق كه عدم تحريف به زياده اجماع علماست و اينكه مورد اختلاف تنها در مورد تحريف به نقيصه است پس چگونه قائل وقوع زياده در قرآن را ادعا مي كند بنابر اين احتمال زياده هم احتمال فاسدي است .
    با اين مطلب دليل هفتم هم كه دليل عقلي بود به پايان مي رسد و واضح شد كه اعتبار همان مساعد عدم تحريف است نه ثبوت آن چنانكه صاحب كفايه آن را ادعا كرده است .
    از همه آنچه در قالب هفت دليل بر عدم تحريف بيان كرديم واضح شد كه مدعي علاوه بر آنكه حرف مخالف نقل زند با بداهت عقل نيز در مخالفت است و ادعاي تحريف نمي تواند صادر شود مگر از كسي كه به واسطه بعض آنچه ظاهر آن دال بر تحريف است مغرورشده و آن را دليل شمرده و شايد بعضي اين افراد ناخواسته فريب كساني را خورده باشند كه چشم ديدن عظمت دين را ندارند بلكه در فكر سلطه جويي خود و تضعيف مسلمين و تنقيص كتاب مبين الهي هستند كه غرض از تنزيل آن هدايت مردم تا روز قيامت و بيرون بردن آنها از تاريكي شك و ريب به عالم نور و يقين است .
    و چه بسا بعضي مدعيان تحريف به اين مطلب توجه داشته و مغرض باشند و غرض آنها ايجاد شكاف در اسلام و صفوف مسلمين باشد. از هر دو مورد به خدا پناه مي بريم و از او خواستار توفيق تمسك به ثقلين هستيم و از خدا مي خواهيم كه هيچ گاه در اينگونه امور از جاده عقل و درايت بيرون نرويم .
    و چون ممكن است كه افراد طالب حقيقت خيال كنند كه شبهات قائلان به تحريف شبهات صحيحي است يا آنكه براي بعضي طالبان علم شك و شبهه حاصل شود به ناچار همه شبهات قائلان به تحريف را مي آوريم و از آنها جواب مي دهيم . ان شاالله
    ــــــــــــــــــــــــــــــ
    پاورقي :
    .53 نهج البلاغه صبحي صالح 57 خطبه .15
    .54 البيان في تفسير القرآن 215 ـ.219

  • *****
    حقوق خدا و مردم را بايد پرداخت


  • در ايام طلبگي با عده اي از افراد در جلسه اي نشسته بوديم در آن مجلس مرحوم آيه الله العظمي آقاي حجت رضوان الله عليه مورد غيبت قرار گرفت با اينكه آن مرحوم حق استادي به گردن من داشت و سالها خدمت ايشان درس خوانده بودم و حتي در يك مسابقه عمومي از آن مرحوم جايزه بگيرم بودم مع هذا در شرايطي قرار گرفتم كه من هم در آن برنامه حضور داشتم .
    يك وقت احساس كردم كه اين درست نيست من چرا بايد در آن شرايط قرار بگيريم لذا پي فرصت مناسبي بودم تا ايشان را ببينم و از وي رضايت بطلبم .
    تا اينكه در يك تابستاني آن مرحوم به حضرت عبدالعظيم تشريف آوردند.
    يك روز بعد از ظهر به در خانه ايشان رفتم و در زدم .
    در را باز كردند
    گفتم : بگوييد فلاني است .
    ايشان در اندرون بودند اجازه ورود دادند.
    يادم هست وقتي كه داخل شدم ايشان را در حالي ديدم كه كلاهي بر سر داشتند و بر بالشتي تكيه كرده بودند و مريض به نظر مي رسيدند.
    گفتم : آقا آمده ام يك مطلبي را به شما بگويم !
    فرمود : چه مطلبي
    گفتم : من از شما كمي غيبت كرده ام . اما غيبت زيادي نيز از ديگران شنيده ام و از اين كار سخت پشيمانم و خود را ملامت مي كنم كه چرا در جلسه اي كه از شما غيبت مي كردند حاضر شدم و چرا احيانا غيبت شما به دهن من نيز بيايد
    من چون تصميم دارم كه ديگر از اين پس غيبت شما را نكنم و از كسي نيز استماع نكنم آمده ام كه به خود شما بگويم كه مرا ببخشيد و از من بگذريد.
    اين مرد با بزرگواري اي كه داشت فرمود :
    غيبت كردن از امثال ما دو جور است : يك وقت به شكلي است كه اهانت به اسلام است . و يك وقت هم هست كه مربوط به شخص خود ما مي شود.
    من كه مقصود ايشان را فهميده بودم گفتم : نه ! بنده چيزي كه به اسلام توهين و جسارت بشود نگفته ام بلكه هر چه بود مربوط به شخص خودتان است .
    گفت : من گذشتم .
    انسان اگر مي خواهد توبه كند بايد حقوق مردم را بپردازد. اگر خمس زكات نماز روزه . حج و... بدهكار است بپردازد و بجاي آورد كه در عرف به اينها حق الله مي گويند. اما اگر رشوه اي به زور از كسي گرفته يا از فردي مالي را غصب كرده و يا در حق شخصي ظلم و تجاوزي نموده آنها را به صاحبانش برگرداند. و اگر غيبت و تهمتي را مرتكب شده آن شخص را راضي نموده و در صورتي كه ممكن نيست و يا اين افراد از دنيا رفته اند. لااقل بايد استغفار كرد و براي آنها كه حقي از ايشان زايل شده و يا مورد غيبت و تهمت قرار گرفته اند از خداوند طلب مغفرت نمود كه خداوند انشاالله آنها را راضي مي كند.
    (حكايت ها و هدايت ها در آثار استاد مرتضي مطهري دفتر تبليغات اسلامي حوزه علميه قم ص 228 تا 230 )

  • *****
    بردباري زينت و سرمايه


  • بردباري زينت دانش و سرمايه آشتي است .
    بردباري نوري است كه جوهره آن عقل است .
    تماميت عقل به حلم و خويشتن داري است .
    صلح و آشتي ثمره بردباري است .
    زنده ترين شما بردبارترين شماست .
    با بردباري خود را از خشم پنهان كن و با فهم و دانايي از وهم و خيال چشم بپوشان .
    آراسته ترين روشها بردباري و پاكدامني است .
    به درستي كه برترين مردم كسي است كه در حال قدرت بردبار و از غيبت مردم خوددار و با داشتن نيرو به انصاف عمل نمايد.
    اگر در خشم نصرت و ياري باشد در بردباري اجر ابرار و نيكان است .
    همانا ارزش تو به ادب توست پس آن را به بردباري آراسته كن .

  • *****
    نقش پرهيز از معاصي در تحقق ضيافت الهي




  • در متون فرهنگ و معارف اسلامي ماه مبارك رمضان ماه « ضيافت الله » نام گرفته است يعني ماه ميهماني خدا. براساس اين توصيف و تعبير زيبا در ماه مبارك و شريف رمضان « مهماندار » حضرت پروردگار است و « ميهمان » بندگان خدا.
    مفهوم اوليه اي كه از ضيافت و مهماني خدا در ذهن نقش مي بندد اين است كه خداوند متعال در اين ماه از بندگان روزه دار خويش با نعمت هاي مادي ـ از خوردني هاي الوان و نوشيدني هاي متنوع ـ پذيرايي مي كند و روزه داران در زمان مشخص و تعيين شده شرعي از طعام هاي گوناگون اجتناب مي نمايند تا به وقت افطار در ميهمان سراي الهي وارد شوند و از رزق و نعمت هاي خداوند تناول نمايند. ولي برخلاف آنچه در ظاهر تصور مي شود و سريع به اذهان منتقل مي گردد ـ و متاسفانه برخي از افراد اينگونه مي انديشند ـ ضيافت و مهماني خدا « جسماني » نيست و مربوط به « نعمت هاي مادي » از قبيل غذاها و طعام هاي لذت بخش نمي باشد زيرا اين بهره وري در تمام ماه هاي سال وجود دارد و همه بندگان از نعمت هاي آب و نان و ميوه و غذاهاي متنوع استفاده مي كنند و نمي توان تصور نمود كه آنچه در « سحر » و « افطار » تناول مي شود نعمت ها و خوردني هاي خاص ميهمان سراي الهي است كه در ماه رمضان با عنوان « مهمانداري خدا » و « ميهماني مردم » به بهره وري مي رسد.
    ترديدي وجود ندارد كه ضيافت و ميهماني خداوند مربوط به « جسم » و خوردني ها و آشاميدني ها نيست بلكه مربوط به « روح » است كه موجودي مجرد است و ضيافت و ميهماني خاص دارد و آثار و ثمرات مختص به خود را در شخصيت آدمي متجلي مي سازد.
    در رمضان و در ميهمانسراي الهي از روزه داران خالص و راستين با نعمت هاي « معنوي » پذيرايي مي شود كه هرگز قابل قياس با نعم الوان و گوناگون مادي و جسمي نمي باشد. نعمت هاي شريف و گرانقدر و روحاني و معنوي رمضان با « پرهيز » از گناهان و « خود نگهداري » در برابر شهوات و آلودگي هاي گوناگون به دست مي آيد و « روزه » عبادت بسيار بزرگي براي دست يابي به اين نعمت هاي والاي معنوي مي باشد.
    در تعاليم اخلاقي و عرفاني حضرت امام زين العابدين (ع ) وقتي به موضوع رمضان و ضيافت الهي مي رسيم در « مفهوم » و « اهميت » اين ميهماني بزرگ معارف و نكته هاي ژرفي مي يابيم كه در شناخت نسبت به عظمت رمضان و ارزش و فضيلت والاي روزه داري بسيار راهگشا مي باشد.
    از تعاليم امام سجاد(ع ) به اين نتيجه مي توان رسيد كه ميهماني خدا برخلاف همه مهماني هاي معمول دنيايي و مادي كه مربوط به جسم است و بهره وري از خوردني ها و آشاميدني ها و غرقه شدن در تشريفات با پرهيز و اجتناب از معاصي صورت مي گيرد و از اين طريق مي تواند در ميهمانسراي الهي وارد شد.
    حضرت امام زين العابدين (ع ) در يكي از مناجات هاي خويش درباره ماه رمضان اين گونه با حضرت پروردگار زمزمه مي كند و تقاضاي ورود صحيح در ميهمانسراي الهي و روزه داري راستين و واقعي كه روح و روان را از همه آلايش ها و غفلت و معاصي پاك مي كند مي نمايد :
    « خداوندا شناخت فضيلت ماه رمضان و بزرگداشت حرمت آن و « پرهيز » از هر چه در اين ماه از آن منع كرده اي را به ما الهام كن . و ما را به روزه داشتن ياري فرما آن سان كه اعضاي بدن خويش را از معاصي تو باز داريم و آنچه را كه سبب خشنودي توست به كار داريم تا به هيچ سخن بيهوده گوش نسپاريم و به هيچ لهو و بازيچه ننگريم و به هيچ ممنوع و خلاف دست نگشائيم و به سوي هيچ حرامي گام برنداريم و چيزي جز آنچه تو حلال كرده اي در شكم هاي خود جاي ندهيم و زبانمان جز سخن تو نگويد و رنجي بر خود هموار نكنيم جز آن كه ما را به ثواب تو نزديك سازد و كاري نكنيم جز آنچه ما را از مجازات تو در امان دارد. اي خداوند از تو مي خواهيم كه همه اعمالمان را از رياي رياكاران و آوازه در افكندن آوازه افكنان دور نگه داري و چنين باد كه كسي را در عبادت با تو شريك نسازيم و جز تو براي خود مرادي نجوييم . » (1 )
    دقت در اين مناجات خالص و ناب و مفاهيم ژرف آن به صراحت اين پيام و درس را به ما انتقال مي دهد كه حقيقت روزه پرهيز از اميال و خواهشهاي نفساني و معاصي و گناهان گوناگوني است كه آدمي را از قرب الهي بازمي دارد. هر معصيت و گناهي حجاب و مانع بين انسان و حضرت معبود است و تا اين حجاب ها دريده نشوند و موانع مرتفع نگردند راهي به سوي تقرب گشوده نمي شود و انسان همچنان محجوب و مهجور باقي مي ماند كه او آنگونه كه شايسته است در ميهمانسراي الهي وارد نشده و آئينه دل و جانش را از زنگارهاي گناه و تباهي پاك نكرده است تا انوار الهي بر آن تابش آغازد.
    در دعاي امام سجاد(ع ) « پرهيز » و « ترك » براي درك ضيافت الهي و حضور در محفل انس و قرب حضرت محبوب يك اصل مبنايي محسوب مي شود. امام (ع ) به صفات زشت و نكوهيده اي اشاره مي كند كه روح و روان را در محاصره خود درمي آورند و بايد به وسيله روزه داري واقعي ترك شوند تا رضوان و قرب الهي جلب گردد.
    به لهو و بازيچه گرايش پيدا نكردن زبان را فقط براي خدا و براساس تعاليم و ارزش هاي والاي اخلاقي دين مبين او به گردش و سخن درآوردن و در نتيجه از دروغ و تهمت و دشنام و غيبت فاصله گرفتن پرهيز از استماع هر سخن باطل دست نگشودن بر هر عمل خلاف گام نسپردن در مسيرهاي حرام خودداري از حرامخواري و اجتناب از ريا از جمله پرهيزهايي است كه امام سجاد(ع ) از آنها ياد مي كند و روزه داران را به دوري از اين معاصي ترغيب مي نمايد.
    اين « پرهيز » ها و ساير پرهيزها در ابعاد مختلف حيات فردي و اجتماعي روزه داران را به بهره وري از فضايل و ارزش هاي معنوي نهفته در ماه رمضان ـ كه هر كدام از آنها « مائده معنوي » محسوب مي شوند و « غذاي روح » به شمار مي روند ـ نائل مي گرداند و ضيافت الهي را به تحقق و عينيت در مي آورد و روزه داران با زدودن زنگارهاي غفلت و معصيت و صاف و زلال و خالص كردن همه افكار و رفتار و اعمال و حركات و سكنات خويش براي خدا به آنجا مي رسند كه به تعبير حضرت امام زين العابدين (ع ) جز خدا را مراد خود قرار نمي دهند و در اين جاست كه جاذبه عشق الهي تمام تار و پود روزه داراني را كه در طي اين مسير توفيق حاصل كرده اند فرامي گيرد و اين عشق به وصل يار مي انجامد و حيات پايدار.
    پاورقي :
    ــــــــــــــــــــــــــ
    1 ـ صحيفه سجاديه ترجمه عبدالمحمد آيتي انتشارات سروش ص 266 دعاي 44
    هر معصيت و گناهي حجاب و مانع بين انسان و حضرت معبود است و تا اين حجاب ها دريده نشوند و موانع مرتفع نگردند راهي به سوي تقرب گشوده نمي شود و انسان همچنان محجوب و مهجور باقي مي ماند كه او آنگونه كه شايسته است در ميهمانسراي الهي وارد نشده و آئينه دل و جانش را از زنگارهاي گناه و تباهي پاك نكرده است تا انوار الهي بر آن تابش آغازد
    روزه داران واقعي و راستين با صاف و خالص كردن همه افكار و رفتار و اعمال و حركات و سكنات خويش براي خدا به آنجا مي رسند كه به تعبير حضرت امام زين العابدين (ع ) جز خدا را مراد خود قرار نمي دهند و در اين جاست كه جاذبه عشق الهي تمام تاروپود وجود آنان را فرا مي گيرد و اين عشق به وصل يار مي انجامد و حيات پايدار

  • *****
    نماز سفري معنوي تا كوي دوست




  • در رمضان و به هنگام روزه داري علاوه بر امر مراقبت هاي خاصي كه براي انجام صحيح روزه و رعايت همه شرايط و مراتب آن ضرورت مي يابد توجه و نظر به « نماز » و دقت در برگزاري و اقامه آن با تحقق آداب و شرايط اين عبادت بزرگ الهي ضروري مي گردد.
    به دليل همين اهميت و ضرورت خاص است كه حضرت امام سجاد(ع ) در يكي از دعاهاي خويش درباره ماه مبارك رمضان در حالي كه پيوسته به بزرگداشت رمضان و ارزش و آثار روزه مي پردازد از « نماز » و جايگاه و اهميت آن و ضرورت مراقبت براي تحقق صحيح اين عبادت سخن مي آغازد و اينگونه دست نياز به درگاه پروردگار بي نياز مي گشايد و اين سان زبان به زمزمه دعا و درخواست و تمنا باز مي كند :
    « خداوندا ما را در ماه مبارك رمضان به اوقات نمازهاي پنجگانه آگاه فرما و به حدود و احكامش كه مقرر داشته اي و واجباتش كه واجب ساخته اي و شروط و هنگامش كه معين كرده اي دانا ساز.
    اي خداوند چنان كن كه به هنگام نماز همانند كساني باشيم كه به منازل و مراحل والاي آن راه مي يابند و همه اركان آن را رعايت مي كنند و آن را به وقت خود به روش و سيره بنده و رسولت حضرت محمد(ص ) در ركوع و سجود و همه فضيلت هايش با كامل ترين وضو و طهارت و در نهايت خشوع و فروتني به جاي مي آورند . » (1 )
    براي درك مفهوم و پيام هاي اين دعاي شريف توجه به نكات ذيل ضروري مي باشد :
    1 ـ حضرت امام سجاد(ع ) در همان حال كه از درگاه خداوند متعال توفيق بهره وري از فضايل و ارزش هاي نهفته در ماه شريف رمضان را مي طلبد و از عبادت روزه سخن مي گويد موضوع دعاي خويش را تغيير ميدهد و از حضرت پروردگار تمنا مي كند كه شناخت و آگاهي جامع و كامل درباره « نماز » را در دل و جانش بنشاند و او را وهمه روزه داران را به مراقبت هاي لازم براي عمل به اين فريضه بزرگ الهي توفيق دهد. همين حالت و موقعيت ـ يعني دعا درباره رمضان و روزه و يكباره به نماز پرداختن و مضمون و محتواي مناجات را تغيير دادن ـ دليل روشني است بر جايگاه رفيع نماز و منزلت و ارجمندي خاص آن در نگاه ژرف و دقيق حضرت امام زين العابدين (ع ).
    2 ـ « روزه » با آن كه عبادتي است بسيار بزرگ و داراي آثار ارزشمند روحي و معنوي و اخلاقي لكن پذيرش آن به درگاه الهي مشروط به پذيرش « نماز » مي باشد به اين ترتيب كه اگر نماز آنگونه كه شايسته است اقامه گردد و مقبول درگاه حضرت پروردگار واقع شود همه عبادات از جمله روزه نيز مورد پذيرش قرار مي گيرد و نه تنها روزه كه هر عمل صالح و هر كار نيك و شايسته در ابعاد فردي و اجتماعي و سياسي و اقتصادي در صورت مقبوليت نماز به پيشگاه حضرت حق پذيرفته مي شود و در غيراينصورت راهي به درگاه الهي نمي يابد . (2 )
    اين واقعيت نشان مي دهد كه در ماه مبارك رمضان ضمن مراقبت مستمر از خويش براي انجام روزه بايد همواره نسبت به وظيفه ومسئوليت خود درباره نماز آگاه و مراقب باشيم و كوچك ترين قصور و غفلتي در به جاآوردن آن روا مداريم .
    3 ـ جايگاه و نقش و اهميت نماز از جنبه هاي مختلف شايسته تفكر و تعمق است و از همين طريق مي توان دريافت كه چرا اين عبادت بزرگ نه در يك ماه و همانند روزه كه در همه ماه هاي سال واجب شده و هرگز محدود به زمان و مكان نمي شود.
    در متن فرهنگ و معارف اسلامي آموزه هاي فراواني درباره جايگاه و نقش و آثار نماز ذخيره گرديده است كه نمونه هاي ذيل براي معرفت يابي و كسب بينش و آگاهي نسبت به آن كافي مي باشد :
    نماز ستون دين شماست (3 )
    نماز رحمت الهي را فرود مي آورد(4 )
    نماز بهترين وسيله براي تقرب به درگاه خداونداست (5 )
    نماز دژ مستحكم خداوند رحمان است و وسيله اي است براي راندن شيطان (6 )
    تعابير و عبارات ژرف نهفته در اين آموزه ها را مورد مداقه قرار دهيد تا بسيار سريع و صريح جايگاه و نقش و آثار نماز را دريابيد. ستون دين نام گرفتن نماز فرودآورنده رحمت الهي وسيله تقرب به درگاه خداوند دژ محكم و استوار خداوند وسيله طرد و نفي و رانده شدن شيطان در دل خود نقش حياتي و محوري و آثار بنيادين اين عبادت شريف و عظيم را مي نمايانند و بدون نياز به تشريح و تفسير اذهان در مي يابند كه نماز از چه جايگاه و منزلت برخوردار است و چسان آدمي را از معاصي و گناهان پاك مي كند و به طي مراتب تقوا و تقرب توفيق مي دهد.
    4 ـ با « نماز » در مسير رشد و كمال قرار گرفتن و به جايگاه و مقام تقوا پيشگان راه يافتن و غرق در لذت هاي پاك معنوي شدن و رضوان و خشنودي خدا و بهشت جاودان و نعمت هاي الوان و گوناگون آن را كسب كردن به آساني و سهولت امكان پذير نمي باشد. حضرت امام سجاد(ع ) در دعاي شريف خويش همه نمازگزاران را به شناخت و بينش مي رساند كه چنانچه بخواهند به مقامات والاي معنوي دست يابند و پاك و وارسته و از همه قيود آزاد و رها گردند بايد نمازهايشان را در اول وقت به جا آورند و هيچ تاخير و غفلتي را در رعايت اوقات اين عبادت شريف روامدارند. همچنين بايد به دقت واجبات و اركان نماز رابشناسند و در رعايت آنها تلاش كنند و نيز بايد در انجام وضوي كامل بكوشند و در تحقق ركوع و سجود و همه مراحل نماز هوشياري و مراقبت ورزند. همچنين بايد خشوع و فروتني در حين عبادت را ـ كه موجب مي شود نمازگزار به حضور قلب و بهره وري از مفاهيم ناب و تحول زاي اذكار و زمزمه ها و حركات عميق و پيام گزار اين عبادت برسد ـ به خوبي رعايت كنند تا به اين وسيله از آغاز تا پايان اين « سفر معنوي » در اوج عشق و ايمان و خلوص به پيمودن تمام منازل نماز توفيق حاصل نمايند و به « مقصد اصلي » كه « كوي حضرت دوست » است برسند.
    پاورقي :
    ــــــــ
    1 ـ صحيفه سجاديه ترجمه عبدالمحمد آيتي انتشارات سروش ص 266 و 267 دعاي 44
    2 ـ رسول گرامي اسلام حضرت محمد(ص ) درباره نقش « نماز » در پذيرش ساير عبادات و هر عمل صالح و نيك چنين مي فرمايد : « نماز ستون دين است اگر پذيرفته شود ساير اعمال پذيرفته مي شود و اگر پذيرفته نشود ساير اعمال نيز پذيرفته نمي شود. »
    3 ـ نهج البلاغه نامه 47
    4 ـ غررالحكم ج 2 ص 166
    5 ـ نهج البلاغه حكمت 136
    6 ـ غررالحكم ج 1 ص 123
    « روزه » با آن كه عبادتي است بسيار بزرگ و داراي آثار ارزشمند روحي و معنوي و اخلاقي لكن پذيرش آن به درگاه الهي مشروط به پذيرش « نماز » مي باشد به اين ترتيب كه اگر نماز آنگونه كه شايسته است اقامه گردد و مقبول درگاه حضرت پروردگار واقع شود همه عبادات از جمله روزه نيز مورد پذيرش قرار مي گيرد و نه تنها روزه كه هر عمل صالح و هر كار نيك در ابعاد فردي و اجتماعي و سياسي و اقتصادي در صورت مقبوليت نماز به پيشگاه حضرت حق پذيرفته مي شود و در غيراين صورت راهي به درگاه الهي نمي يابد
    جايگاه و نقش و اهميت و آثار ارزشمند « نماز » در جنبه ها و ابعاد مختلف باعث گرديده كه اين عبادت بزرگ نه در يك ماه و همانند روزه كه در همه ماه هاي سال واجب شود و هرگز محدود به زمان و مكان نگردد