
طي سه دهه اخير
« گرشون سلومون » اسراييلي ستيزه جو
كه رهبري سازماني را برعهده دارد كه به نابودي مقدس ترين زيارتگاه
مسلمانان اختصاص داده شده
يورشهاي مسلحانه متعدد افراطيون صهيونيست به حرم شريف مسجدالاقصي و قبه الصخره را هدايت
كرده است . تاكنون هيچ مقام سياسي اسراييلي
عليه تجاوزهاي انجام شده به مسجدي كه براي يك ميليارد مسلمان سراسر جهان مقدس
است
اعتراضي نكرده است . علاوه بر اين هيچيك از خاخامهاي اسراييلي اين عملياتها را محكوم نكرده اند. در واقع بسياري از يورشها
از زمان شروع شان در سال 1967 (1346 )
با هدايت خاخامهاي يهودي صورت مي گيرند .
من (كريس هال سل نويسنده مطلب )
اولين بار زماني كه در سال 1979 (1358 )
به اورشليم مسافرت كردم از نيت نزاع طلبان
اسراييلي براي نابودي مسجد آگاه شدم . ساعتها با « بابي براون » آمريكايي نسل سوم اهل بروكلين
كه به اسراييل مسافرت كرد و فورا تبعه
آن كشور گرديد و زمينه هاي فلسطينيان را غصب كرد تا مناطق غير قانوني يهودي نشين را برپا كند صحبت كردم . او به من گفت : « مسجد
بايد نابود شود
اين محل لكه ننگي در سرزمين ماست » .
يهوديان جنگ طلب
مانند براون و سلومون
خواستار بيت المقدس خالص
عاري از حضور هر يك از پيروان ديگر اديان الهي يا
زيارتگاههاي آنها هستند. جاي شگفتي اينجاست كه ميليونها مسيحي در آمريكا
با اين نقشه يهودي موافقند و از نظر مالي از آن حمايت
مي كنند.
اسراييليان نزاع طلب و مسيحيان هواخواه
گرچه در هدف با يكديگر متحدند اما برنامه هاي بلندمدت متفاوتي براي رسيدن به آن
دارند . يهوديان مادي گرايي چون « استنلي گلدفوت » يكي از عوامل فعال در انفجار سال 1946 (1325 ) هتل « كينگ ديويد » كه منجر به
كشته شدن حدود يكصد مسيحي
مسلمان و يهودي غير نظامي گرديد به دلايل سياسي خواستار تخريب مسجد مي باشند. ديگر
يهوديان معتقدند كه ساخت معبد بر روي خاك اماكن اسلامي
طليعه ظهور مسيح موعود است .
شمار رو به گسترشي از مسيحيان اين تفكر را پذيرفته اند كه : « اسراييل در تمام طول تاريخ در مركز صحنه قرار دارد » . آنها مي گويند
خداوند مراحل زماني متعددي را تدبير كرده است از جمله تجمع يهوديان در سرزمين باستاني كنعان به گفته آنان زمان كنوني مشمول
يكي از آن « مقدرات » است
زماني كه يهوديان بايد معبد يهودي را بنا ساخته و آيين قرباني را از سر گيرند. آنها عمل به اين « مقدرات » را
براي بازگشت مسيح از ضروريات مي دانند. جالب اينجاست كه
مسيحيان تقديرگرا در حالي كه اسراييل را مهم ترين قوم تمام دنيا
مي شناسند
به يهوديان احترام گزارده و حتي چون نسبت ميان يهود و يهود آنها را دوست مي دارند. در عين حال چون معتقدند مسيح
تنها مي تواند در « محلي امن » نزديك اورشليم فرود بيايد
فرقه سرزمين را به وجود آورده اند. بنابراين حمايت كامل و ترديدناپذيري را به
اسراييل ارزاني مي دارند.
تريبونهاي بي شماري در آمريكا به گرمي پذيراي افرادي چون گلدفوت و سلومون (افراطيون صهيونيست طرفدار تخريب
مسجدالاقصي ) هستند. محلي كه مسيحيان صهيونيست سخاوتمندانه انبوه هداياي مالي
حلقه هاي ازدواج و جواهرات خود را براي
تامين منابع مالي نابودسازي مسجد
مي بخشند. آنها پيامدهاي احتمالي ناشي از تخريب مسجد را درنظر مي گيرند; پيامدهايي چون
جنگهاي متعدد كه شايد به « آرماگدون » ختم شود. اما باز با كمال ميل آن را خواستارند. آنها از آرماگدون واهمه اي ندارند. « مسيحيان از نو
متولد شده » (مسيحيان صهيونيست ) معتقدند در آن زمان از هر رنج و سختي در امان خواهند بود. چون در آن برهه زماني به آسمان
صعود خواهند كرد و از بالا به نظاره كشتارهاي فجيع زمين خواهند نشست « جري فالول »
گرداننده موعظه هاي تلويزيوني فرياد مي كشد :
« من نگران نيستم مي دانيد چرا چون اينجا نخواهم بود.
اين طرز تفكر « تقديرگرايانه » كه كمتر از دويست سال از عمر آن مي گذرد به مجامع بزرگ مذهبي و كليساهاي مهم و همچنين 16
ميليون عضو مجمع تعميدشدگان و كليساهاي بي شمار انجيلي رسوخ كرده است . تخمين زده مي شود كه از هر ده آمريكايي حداقل يك
نفر هوادار اين جنبش است .
اما در حالي كه مسجدالاقصي در محاصره نزاع جويان صهيونيست قرار گرفته
توطئه خاموشي در ايالات متحده و اسراييل جريان
دارد. تاكنون هيچ مقام سياسي يا مذهبي در ايالات متحده يا اسراييل درباره اين موضوع سخني به ميان نياورده است . خاخامهاي يهود
دست كم اگر خود بر سر اين موضوع مساعدت نكنند و برنامه ريزي حملات را برعهده نداشته باشند
سكوت اختيار كرده اند. رهبران
تمامي كليساهاي بزرگ ايالات متحده (نواهايي كه در سرتاسر سرزمين مقدس به گوش مي رسند) اگر چه ممكن است خود براي نابودي
مسجد پول جمع آوري نكنند
اما در ارتباط با اين توطئه خاموشي گزيده اند.
يك مسيحي به من گفت : « من علاقه اي به اين موضوع ندارم تخريب مسجد اما اگر چنين اتفاقي روي دهد
به اين معني نيست كه از
آن حمايت نمي كنم » .
حملات به مسجد
منحصرا دو گروه به تخريب مقدس ترين زيارتگاه مسلمانان اختصاص دارند : اتحاد ستيزه گرايانه مومنان يا گروه « گاش اميونيم » كه
توسط خاخامهايي چون « موشه لوينگر » هدايت مي شود; و موسسه مذهبي « آترت » با تركيبي از شاگردان جنگ طلب يهودي و
خاخامهاي آنها.
مسيحيان جنگ طلب بنيادگرا و يهوديان ثروتمند آمريكا كه نابودي مسجد را نيز خواهانند به اين دو سازمان اسراييلي كمك مالي
مي كنند و آنها را از حمايت خود بهره مند مي سازند.
از آغاز سال 1967 (1346 )
زماني كه نظاميان اسراييلي شرق بيت المقدس را از اعراب ربودند
يهوديان تروريست در قالب بيش از
صد دفعه
به مسجد مسلمين حمله كرده اند. در اينجا تعدادي از اين يورشها را نام مي برم .
آگوست 1967 (مرداد 1346 ) : روحاني اصلي نيروهاي مسلح
« اشلوموگورن » كه بعدها خاخام اصلي اسراييل شد فرماندهي پنجاه
افراطي مسلح را در حمله به حرم شريف به عهده مي گيرد. گورن در حين ورود به خاك مسلمين كه يهوديان آن را « كوه معبد » مي نامند
گفت : « اين فرمان حمله مقدس است » در نشريه اي اسراييلي گزارش مي دهد : « بسياري از خاخامها به علاوه اعضاي مجمع خاخامهاي
اصلي يهودي از حق سلطه يهود بر مسجد پشتيباني مي كنند » .
آگوست 1969 (مرداد 1348 ) : آتش سوزي مسجدالاقصي توسط افراطيان يهودي كه باعث نابودي منبري بسيار ارزشمند از چوب و
عاج (كه صلاح الدين ايوبي فرمانده مسلمان از آلپو آن را فرستاده بود) گرديد. اين حريق عمدي
شوراي امنيت سازمان ملل را به فعاليت
واداشت تا شكست اسراييل را در جلوگيري از حملات تروريستي به زيارتگاه مسلمانان محكوم كند . چهارماه بعد (19 دسامبر 1969 )
گروهي از جنگ طلبان يهودي با ادعاي عملي سازي دعاهاي خود درباره بازسازي معبد به اين حرم شريف يورش مي برند.
مارس 1971 (اسفند 1350 ) : گرشون سلومون هدايت گروه « پيروان با ايمان معبد » را به دست مي گيرد . آنها بعد از درگيري با پاسداران
فلسطيني بيرون رانده مي شوند . سه سال بعد (سوم مارس 1974 ) سلومون دوباره به مسجد حمله ور مي شود . او بار ديگر در 14
جولاي 1978 رهبري يهوديان جنگ طلب را به دست مي گيرد . در اين مرحله فلسطينيان اعتراض مي كنند و سربازان اسراييلي با پرتاب
گاز اشك آور به سركوبي آشوب مي پردازند.
آگوست 1980 (مرداد 1359 ) : سيصد متعصب يهودي پيرو « گاش امونيم » با سلاحهاي سنگين بر پليس فلسطين غلبه مي كنند و به
منطقه يورش مي برند . اما بعد متفرق مي گردند . يك ماه بعد (15 سپتامبر 1980 ) اين گروه با همدستي استنلي گلدفوت و گروه مومنان
معبد دوباره وارد مناطق مسجد مي شوند و بعد از نزاع و كشمكش با پليس بيرون رانده مي گردند.
آوريل 1982 (فروردين 1361 ) : « آلن گودمن »
تبعه اسراييلي با پاسپورت آمريكايي
با تفنگ ام 16. به مسجدالاقصي حمله مي كند و
نمازگزاران را هدف قرار مي دهد و دو فلسطيني را كشته و ديگران را زخمي مي گرداند . در نوامبر 1997
دولت اسراييل گودمن را آزاد
ساخت گودمن نيز بدون هيچگونه اظهار تاسفي اعلام كرد : « من ماموريتم را انجام دادم » .
جولاي 1982 (مرداد 1361 ) : « يوئل لرنر »
عضو جنبش « كچ » با هدف آتش افروزي و تخريب قبه الصخره به اين منطقه حمله كرد . « كچ »
جنبش افراطي كه توسط خاخام و « مايركعين » پايه ريزي شد و به صورت غيرمستقيم از سوي پارلمان اسرائيل مورد حمايت قرار
داد.
مارس 1983 (اسفند 1362 ) : افراطيان مسلح « گاش اموينم » در تلاش براي غلبه بر نگهبانان امنيتي مسجد از ديوارهاي آن بالا رفته و
مسجد را تصرف مي كنند. آنها مقادير زيادي مواد منفجره
مسلسل و هفت تير در اختيار داشتند. بيست و نه نفر مسووليت اين عمليات را
پذيرفتند.
سپتامبر 1983 (شهريور 1362 ) : دادگاه اسراييل 29 يهودي تروريست را كه شش ماه قبل به مسجد حمله كرده بودند تبرئه كرد .
ژانويه 1984 (بهمن 1363 ) : در يكي از بزرگ ترين توطئه هاي صورت گرفته براي آتش سوزي و نابودي مسجد
تروريستهاي يهودي
مجهز به 114 كيلوگرم مواد منفجره شامل چندين نارنجك
جعبه ديناميت و 12 خمپاره تلاش مي كنند تا مسجد را به آتش بكشند و
نابود سازند. آنها تحت رهبري خاخام « موشه لوينگر »
از يهوديان راديكال بودند.
1994 (1373 ) دولت اسراييل
« ديويدسون »
نماينده مجلس اسراييل را كه داراي بالاترين مقام در موسسه مذهبي آترت مي باشد به
عنوان مشاور شهرداري در زمينه اموال فلسطينيان انتخاب مي كند. اين امر نشان دهنده رابطه تنگاتنگ دولت اسراييل با سازماني است
هدف اصلي آن نابودي مسجد مي باشد.
سپتامبر 1996 (شهريور 1375 ) : موسسه آترت
از طريق دلارهاي يهوديان ثروتمند آمريكا
همچون ميليونر اهل ميامي
« ايروينگ
موسكوتيز » تونلي را كه در طي عملياتهاي شبانه به طور مخفي احداث شده و كل مجموعه الاقصي را دربر مي گيرد گشود. اين تونل
جدال برانگيز
شعله نبرد سختي را برافروخت كه منجر به مرگ 60 فلسطيني و 15 سرباز اسراييلي گرديد . نخست وزير وقت اسراييل
بنيامين نتانياهو و رهبران مسيحيان بنيادگرا
مفتخرانه از اين تونل بازديد كردند.
اكتبر 1998 (مهر 1377 ) : گرشون سلومون با همراهانش در حالي كه پرچمهاي اسراييل را تكان مي دهند و در شيپور مي دمند به مناطق
نواحي مسجد مي رود . سلومون گفت : « زمان بازسازي معبد يهود فرا رسيده است » . وي براي تاكيد بر اين گفته كاميوني حامل 4 تن سنگ
مرمر را براي ساخت معبد جديد پارك كرده بود.
منبع :
پايگاه اينترنتي باشگاه انديشه
يهوديان جنگ طلب
مانند براون و سلومون
خواستار بيت المقدس خالص
عاري از حضور هر يك از پيروان ديگر اديان الهي يا
زيارتگاههاي آنها هستند. جاي شگفتي اينجاست كه ميليونها مسيحي در آمريكا
با اين نقشه يهودي موافقند و از نظر مالي از آن حمايت
مي كنند
تريبونهاي بي شماري در آمريكا به گرمي پذيراي افرادي چون گلدفوت و سلومون (افراطيون صهيونيست طرفدار تخريب
مسجدالاقصي ) هستند. محلي كه مسيحيان صهيونيست سخاوتمندانه انبوه هداياي مالي
حلقه هاي ازدواج و جواهرات خود را براي
تامين منابع مالي نابودسازي مسجدالاقصي
مي بخشند
در حالي كه مسجدالاقصي در محاصره نزاع جويان صهيونيست قرار گرفته
توطئه خاموشي در ايالات متحده و اسراييل جريان دارد.
تاكنون هيچ مقام سياسي يا مذهبي در ايالات متحده يا اسراييل درباره اين موضوع سخني به ميان نياورده است
رهبران تمامي كليساهاي بزرگ ايالات متحده (نواهايي كه در سرتاسر سرزمين مقدس به گوش مي رسند) اگر چه ممكن است خود
براي نابودي مسجد پول جمع آوري نكنند
اما در ارتباط با اين توطئه خاموشي گزيده اند

*****
خيانت هاي اسراييل به آمريكا!
|
شواهد تاريخي بسياري وجود دارد كه نشان مي دهد اسراييلي ها براي رسيدن به مقاصد شوم خود از هيچ كاري دريغ نمي كنند. حتي اگر
اين كار ضربه زدن به بزرگترين حامي و پشتيبان خود يعني ايالات متحده باشد. اما واقعيت آن است كه صهيونيست ها به هيچ قاعده و
قانوني جز رسيدن به اهداف خود آن هم به هر قيمت ممكن پايبند نيستند. بحث خيانت هاي اسراييل به آمريكا مقوله گسترده اي است كه
اشراف كامل بر جوانب آن
آگاهي از رمز و راز بسياري از عمليات هاي تروريستي است كه در بسياري از نقاط جهان عليه منافع آمريكا
صورت مي پذيرد. آنچه درپي مي آيد گوشه اي از واقعيت هايي است كه به دلايل مشخص و معلوم كه مجال پرداختن به آن ها نيست
از
نظر دولتمردان و سياستمداران ايلات متحده به دور مانده است .
در سال 1333
دولت اسراييل طي يك اقدام سري
طرح يك عمليات مخفي عليه ايالات متحده را بررسي مي كرد . اين عمليات بعدها
به عمليات « سوزاناه » معروف شد. طبق محاسبات قبلي قرار بود مراكز آمريكايي ساخته شده در مصر منفجر شده و امريكاييان در محل
نابود شوند. تلاش براين بود كه با به جاي گذاشتن رد پاهايي كه نشان دهنده مصري بودن عاملان حمله باشد
آمريكا به نفع اسراييل با
مصر وارد جنگ شود. منفجر كردن چندين محل از اماكن پيش بيني شده با موفقيت همراه بود
تا اينكه در حين ادامه عمليات يكي از
بمب هاي مورد نظر پيش از كارگذاري به ناگاه منفجر شد. بدين ترتيب با دستگيري عوامل اطلاعات اسراييل جهان با اين اقدام تروريستي
« دولت دوست » آمريكا آشنا شد ولي مقامات امريكايي چندان واكنشي از خود نشان نداده و به سادگي از كنار قضيه گذشتند.
13 سال از ماجراي عمليات « سوزاناه » كه پس از استعفاي وزير دفاع وقت اسراييل ـ « پين هاس لاون » به عمليات « لاون » معروف شد
از ناوهاي نيروي دريايي آمريكا در دستور كار مقامات اسراييلي قرار گرفت . در) U . SS . LIBERTY (مي گذشت كه در سال 1346 حمله به ناو
جريان اين حمله غافلگير كننده
نيروهاي اسراييلي به وسيله زير دريايي
خود را به موقعيت ناو آمريكايي رساندند و در يك حمله
غافلگير كننده
رادارهاي ناو مربوطه را از كار انداختند تا جلوي هرگونه ارسال پيام و مخابره اطلاعات گرفته شود. پس از آن ساير
قسمت هاي ناو را مورد حمله قرار داده و در پايان قايق هاي نجات ناو را منفجر كردند تا هيچ بازمانده اي براي افشاي وقايع پيش آمده
وجود نداشته باشد.
با وجود اينكه اسراييلي ها تمام پيش بيني هاي لازم را براي عدم افشاي حمله خود و مقصر جلوه دادن نيروهاي اسلامي تندروي مصري
به عمل آورده بودند
ولي با تدبير كاپيتان ناو و پس از كشته و زخمي شدن 205 آمريكايي
كشتي مربوز توانست وضعيت خود را اعلام
كرده و خود را به خشكي برساند. در اينجا نيز هدف اسراييلي ها ايجاد جو مناسبي براي تحريك آمريكا جهت حمله به مصر بود كه ناكام
ماند.
اين بار نيز برخورد امريكايي ها بسيار عجيب و سوال برانگيز بود. زيرا طبق عرف امريكاييان از قهرمانان اين گونه حوادث در كاخ سفيد
» در يك مراسم بي سر و صدا و در U.SS.LIBERTY قدرداني به عمل مي آيد ولي با كمال حيرت اين بار
مراسم اهداي مدال به كاپيتان ناو «
مركز ناوگان ايالات متحده به عمل آمد و هيچگونه عكس العملي در قبال اين اقدام رژيم صهيونيستي از سوي مقامات كاخ سفيد نشان
داده نشد. اين در حالي است كه از اينگونه موارد در طول تاريخ دوستي آمريكا و اسراييل فراوان به چشم مي خورد.
داستان يهودي آمريكايي « جاناتان پولارد » كه مسئوليت انجام تجسس براي اسراييل در آمريكا را به عهده داشت نيز از موارد ديگر
خيانت اسراييل به اصلي ترين متحد و پشتيبان خويش است . معمولا هر از چند گاهي چند يهودي امريكايي با اسراييلي به جرم
جاسوسي براي سازمان اطلاعات اسراييل « موساد » در آمريكا دستگير مي شوند.
يكي ديگر از مواردي كه اخيرا خشم افكار عمومي آمريكا نسبت به اسراييل را برانگيخته
قضيه تعداد يهوديان كشته شده در انفجار مركز
تجارت جهاني در 11 سپتامبر است . روزنامه اسراييلي « جروزالم پست » يك روز پس از حادثه يعني 12 سپتامبر به عنوان تيتر اصلي
خود نوشت : « وزارت خارجه اسراييل اعتقاد دارد 4000 اسراييلي در زمان وقوع حمله در محل حادثه حضور داشته اند . البته حضور
يهوديان و اسراييليان در مراكز حساس اقتصادي و تجاري مساله تازه اي نيست كه نياز به اثبات داشته باشد و تمام جهانيان بدين مساله
واقف اند.
اما بوش نيز در سخنراني خود كه يك روز پس از حادثه انفجارهاي 11 سپتامبر در برابر كنگره اعلام كرد : « علاوه بر كشته شدن 4000
آمريكايي
130 اسراييلي نيز جان خود را از دست داده اند . » بعدها معلوم شد كه تنها 3 اسراييلي در اين حوادث كشته شده اند كه 2 تن از
آنان مسافران هواپيماهاي مورد استفاده در حمله بودند و ديگري براي يك قرار ملاقات در برج هاي مركز تجارت جهاني حضور داشته
است . بنابراين با تمامي بزرگ نمايي هاي صورت گرفته تنها يك اسراييلي و آن هم شايد اشتباهي در اين ماجرا كشته شد. و اين در حالي
است كه بسياري از تحليلگران و آگاهان سياسي و اطلاعاتي دنيا انتساب حملات تروريستي فوق به اسراييل و يا حداقل آگاهي « موساد »
از وقوع اين حملات ترديدي ندارند.
البته جنايات اسراييلي ها و خيانت آنها به دوستان خود تنها به آمريكايي ها محدود نمي شود
ماجراي انفجار مركز يهوديان در آرژانتين و
بعد انتساب آن به جمهوري اسلامي ايران و متعاقب آن كشف رشوه گيري قاضي پرونده « گاليانو » و برخي مقامات سياسي و اطلاعاتي
آرژانتين از رژيم صهيونيستي براي مقصر جلوه دادن ايران نيز از وقايعي است كه چهره كريه اين غده سرطاني را نشان مي دهد. و با وجود
همه اينها آمريكا همچنان خونسرد و خويشتن دار
نه تنها اقدام و حتي اعتراضي به اين رژيم نمي كند بلكه سال به سال به ميزان كمك و
پشتيباني هاي خود از اسراييل مي افزايد.
در اين مقال تنها به سخنان ژنرال « جورج براون » وزير اسبق دفاع آمريكا در سال 1353 در پاسخ به روزنامه « لوس آنجلس تايم » و در
خصوص خيانت هاي اسراييل به آمريكا و متعاقبا حمايت اين كشور از رژيم صهيونيستي اشاره مي كنيم : « ما نمي توانيم شاهد اين باشيم
كه كنگره از چنين برنامه هايي (حمايت از اسراييل ) حمايت كند. آنها مي گويند نگران كنگره نباشيد
ما از كنگره مراقبت خواهيم كرد. اين
نيروي مداخله كننده
يك نيروي خارجي است ولي آنها مي توانند اين كار را انجام دهند. آنها همان طور كه مي دانيد كنترل بانك هاي
كشور را بر عهده دارند
روزنامه هاي كشور را در دست دارند. كافيست نگاه كنيد كه پول يهود در كجا سرمايه گذاري مي شود. »
از بررسي تاريخي اقدامات رژيم صهيونيستي چنين برداشت مي شود كه نظام حاكم بر آمريكا و سياست گذاران آن قبل از آنكه در
خدمت ملت آمريكا باشند
در خدمت منافع اسرائيل هستند و صهيونيست ها بر هيات حاكمه اين كشور داراي نفوذ هستند كه در خيانت
به ملت خود نيز دريغ ندارند.
اگر مردم آمريكا براي يكبار هم كه شده چشم و گوش خود را باز كنند
خواهند ديد كه عناصري نامحرم و غير مطمئن به نمايندگي از آنها
قدرت را در دست گرفته اند. در صورت تحقق اين بصيرت
شروع قيام هاي مردم و وقوع يك انقلاب مردمي در آمريكا دور از ذهن
نخواهد بود.
محمد اسدي
بحث خيانت هاي اسراييل به آمريكا مقوله گسترده اي است كه اشراف كامل بر جوانب آن
آگاهي از رمز و راز بسياري از عمليات هاي
تروريستي است كه در بسياري از نقاط جهان عليه منافع آمريكا صورت مي پذيرد
داستان يهودي آمريكايي « جاناتان پولارد » كه مسئوليت انجام تجسس براي اسراييل در آمريكا را به عهده داشت نيز از موارد ديگر
خيانت اسراييل به اصلي ترين متحد و پشتيبان خويش است . معمولا هر از چند گاهي چند يهودي امريكايي با اسراييلي به جرم
جاسوسي براي سازمان اطلاعات اسراييل « موساد » در آمريكا دستگير مي شوند
ژنرال « جورج براون » وزير اسبق دفاع آمريكا در سال 1353 در پاسخ به روزنامه « لوس آنجلس تايم » : « ما نمي توانيم شاهد اين باشيم كه
كنگره از چنين برنامه هايي (حمايت از اسراييل ) حمايت كند. آنها همان طور كه مي دانيد كنترل بانك هاي كشور را بر عهده دارند
روزنامه هاي كشور را در دست دارند. كافيست نگاه كنيد كه پول يهود در كجا سرمايه گذاري مي شود. »

| |