روزنامه جمهوري اسلامي 03/07/1386 صفحه عقيدتي

  • ميرزا حسينقلي همداني عارف رباني
  • عدم تحريف قرآن
  • رابطه بردباري با خشم
  • رمضان و جاذبه ها و دافعه هاي اجتماعي و سياسي
  • *****
    ميرزا حسينقلي همداني عارف رباني


  • بزرگترين حسنه حكيم سبزواري مرحوم حكيم رباني عارف كامل الهي فقيه نامدار آخوند ملاحسينقلي همداني در جزيني (قدس سره ) است . اين مرد بزرگ و بزرگوار كه فرزند يك چوپان پاك سرشت بود براي ادامه تحصيل از همدان به تهران آمد. صيت شهرت و جاذبه معنويت حكيم سبزواري او را به سبزوار كشانيد. مدتي ـ كه تاريخ و مقدارش را فعلا نمي دانم ـ در حوزه آن حكيم شركت كرد. پس از آن به عتبات شتافت و براي تكميل علوم منقول جز شاگردان استاد المتاخرين حاج شيخ مرتضي انصاري قرار گرفت .
    در همان ايام توفيق تشرف حضور آقا سيدعلي شوشتري را يافت و در نزد آن عارف كامل مراحل سير و سلوك را طي كرد و خود به مقامي از كمال و معرفت رسيد كه كمتر نظيري برايش مي توان جست .
    اگر همه شاگردان حوزه حكيم سبزواري به حضور در حوزه او افتخار مي كنند حوزه حكيم به حضور چنين مردي مفتخر است .
    حوزه تعليم و تربيت مرحوم آخوند ملاحسينقلي بيشتر حوزه تربيت بود تا تعليم حوزه انسان سازي بود. از اين حوزه مردان بزرگي برخاسته اند. از مطالعه مواضع متفرقه كتاب نقباالبشر مي توان به وسعت دايره آن پي برد.
    طبق آنچه از مدارك و اسناد منتشره در باره سيدجمال الدين اسدآبادي معروف به « افغاني » به دست مي آيد سيد در مدت اقامتش در نجف از محضر دو نفر بهره مند شده است : يكي شيخ انصاري و ديگر آخوند ملاحسينقلي . نظر به اينكه تصريح شده كه سيد در نجف به تحصيل علوم عقلي اشتغال داشته ـ بعلاوه از آثارش كم و بيش پيداست ـ و هم تصريح شده كه سيد از محضر اين دونفر استفاده كرده است ظاهر اين است كه سيدعلوم عقلي را نزد آخوند آموخته است .
    عليهذا سيدجمال با يك واسطه شاگرد حكيم سبزواري است .
    سيدجمال طبق مدارك موجود در مدت اقامت در نجف با مرحوم سيداحمد كربلايي تهراني و مرحوم سيدسعيد حبوبي از شاگردان آخوند همداني كه به وارستگي و طي مراحل سير و سلوك معروفند رفاقت و صميميت داشته است و اين يكي ديگر از شگفتيهاي زندگي اين مرد خارق العاده است و بعد تازه اي به شخصيت او مي دهد. تاكنون نديده ايم كسي متوجه اين نكته از زندگي او شده باشد . (1 )
    پاورقي :
    1 ـ مجموعه آثار ج 14 ص 527 و 528
    (نقل از حكايت ها و هدايت هادر آثار متفكر شهيد استاد مرتضي مطهري )

  • *****
    عدم تحريف قرآن


  • گزيده اي از كتاب « مدخل التفسير » تاليف مرحوم آيت الله العظمي فاضل لنكراني
    مترجم : استاد مرتضي واعظي اراكي
    قسمت نهم
    دليل ششم :
    از اموري كه دلالت بر عدم تحريف دارد اخبار بسياري است كه در بيان احكام يا فضيلت ختم قرآن يا خواندن سوره اي خاص وارد شده است .
    مرحوم صدوق در كتاب اعتقادات مي فرمايد : آنچه در روايات آمده است از ثواب قرائت هريك از سوره هاي قرآن و ثواب براي كسي كه همه قرآن را ختم كند وجواز خواندن دوسوره در يك ركعت از نماز نافله ونهي از خواندن دوسوره در نماز واجب همه اينها تصديق قول ماست كه در باره قرآن ـ از عدم تحريف ـ گفتيم و اينكه قرآن همان چيزي است كه امروزه در دست مردم است همچنين مويد قول ماست آنچه روايت شده است از پيامبر اكرم (صلي الله عليه وآله وسلم ) كه نهي فرمودند كه قرآن را دريك شب ختم كنند واينكه جايز نيست ختم در كمتر از سه روز51.
    و واضح تر از همه اين ادله وجوب قرائت يك سوره كامله در هر ركعت از نمازهاي واجب است و همچنين جواز تقسيم يك سوره به پنج قسمت در نماز آيات زيرا پرواضح است كه اين حكم در اصل شريعت با تشريع نماز ثابت بوده است و نمازي كه مسلمانان در صدر اسلام به جاي مي آورده اند علاوه بر فاتحه الكتاب مشتمل بر سوره اي كامل نيز بوده است .
    بنابراين جاي ترديدد نيست كه مقصود از سور ه يك سوره كامله از كتاب واقعي است كه در زمان پيامبر در دست مسلمانان بوده است و تغيير وتبديلي بعد از پيامبر هم در آن واقع نشده است .
    با توجه به آنچه گفتيم قائل به تحريف در مقابل اين حكم كه موضوع آن كتاب واقعي است بايد به يكي از امور زير ملتزم شود كه در حقيقت چنين چيزي شايسته نيست وادعاي آن صحيح نيست .
    اول : اينكه بگويد : خواندن سوره در نماز واجب بعد از عصر پيامبرواجب نيست زيرا امكان احراز سوره كامله وجود ندارد در اين صورت وجهي براي وجوب باقي نمي ماند زيرا احكام در صورت تمكن متوجه به مكلف مي شوند و فرض عدم تمكن بعد از عصر پيامبر است .
    جواب اين مطلب آن است كه علاوه بر آنكه اين قائل قولا و عملا ملتزم به قول خود نيست زيرا خود قائل به وجوب سوره است و نماز را با سوره كامله مي خواند آنكه روايات بسياري از ائمه طاهرين عليهم السلام وارد شده است كه دلالت بر وجوب سوره مي كند در هرنماز فريضه اي مگر در مواردي كه استثنا شده است . و پر واضح است كه اگر بگوئيم سوره واجب نيست دستور امامان معصوم به خواندن سوره لغو مي شود; زيرا بعد از آنكه مكلف متمكن از اتيان سوره نباشد وجهي براي بيان اين حكم و صدور چنين رواياتي در زماني كه قرآن واقعي نزد مردم نباشد باقي نمي ماند.
    فرض مي كنيم كه خواندن سوره بعد از عصر پيامبر (صلي الله عليه وآله وسلم )واجب نيست لكن رواياتي فراوان داريم كه استحباب سوره را در بعض نمازها بيان كرده است و همين مطلب كافي در اثبات عدم تحريف است زيرا اگر تمكن از احراز سوره كامله در عصر ائمه و بعد از آن نباشد وجهي براي ورود روايات كثيره در باب استحباب خواندن آن باقي نمي ماند.
    از آنچه گفته شد واضح مي شود كه دلالت رواياتي كه وجوب يا استحباب سوره را بيان فرموده اند برعدم تحريف تمام است و مويد اين مطلب است كه قرآن به همان حالي كه نازل شده باقي است و قرآني كه امروزه در دست مسلمين است بدون نقص و تحريف است .
    دوم : اينكه بگويد : در همه سوره ها تحريف واقع نشده است بلكه تحريف مختص به بعض سوره هاست و همانها را در نماز مي خوانيم مثل سوره توحيد بنابر اين در نماز بايد بر چنين سور ه هائي اكتفا كرد; زيرا اشتغال يقيني برائت يقيني مي طلبد.
    جواب اين مطلب آن است كه علاوه بر آنكه خود قائل ملتزم به اين مطلب نيست نه قولا و نه عملا اينكه آنچه از ائمه عليهم السلام در اين باب وارد شده و مقيد هم نكرده اند اطلاق دارد بنابراين برايشان واجب بود كه درمثل اين حكم كه عام البلوي است موارد را بيان مي كردند چگونه مي شود كه حكمي را كه همه مسلمانان در شبانه روز ده بار به آن نياز دارند به صورت واضح بيان نكنند در حالي كه مي بينيم در روايات وجوب سوره در نماز چنين اشعاري نيست چه رسد به دلالت و ظهور.
    مويد اين مطلب رواياتي است كه در باب جواز عدول از سوره اي به سوره ديگر در صورتي كه از نصف تجاوز نكرده در نماز وارد شده است زيرا اين روايات حكم عدول رامطلق بيان كرده است و بنابر فرض تحريف جائي براي بيان اين حكم به صورت گسترده در روايات باقي نماند.
    سوم : آنكه قائل به تحريف ملتزم شود و بگويد : آنچه در زمان پيامبر واجب بوده است قرائت سوره كامله از قرآن واقعي بوده است وثابت در عصر امامان و بعد از آنها به مقتضاي رواياتي كه از ايشان صادر شده وجوب يك سوره از همين قرآني است كه در دست مردم است و در حقيقت اين مطلب ترخيص و تسهيل از جانب ائمه بر مكلفين بوده است يعني الآن كه دسترسي به سوره كامله نيست همين كه هست بخوانيد كافي است .
    جواب اين قول آن است كه اين ادعا به نسخ بر مي گردد واجماع علما بر عدم وقوع نسخ است بنا براين اصل اين ادعا مخالف اجماع است .
    در اينجا حاصل جواب محدث معاصر از اصل دليل صدوق و جواب آن را مي آوريم :
    محدث معاصر مي گويد : آنچه از پيامبر در باره ثواب خواندن قرآن و ختم آن و يا ثواب خواندن سوره ها آمده در كتب حديثي معتبر بسيار نا چيز است . بنابر اين منافاتي بين اين احاديث و وقوع تحريف بعد از آن حضرت و عدم تمكن از عمل به آن چه فرموده است وجود ندارد همچنانكه منافاتي بين تحريص وترغيب آن حضرت به پيروي از امام معصوم وپيروي از اقوال و سيره وافعال او وبودن هميشگي با امام و عدم قدرت برآن به جهت خوف و تقيه ياعدم تمكن مردم از دسترسي به امام وجود ندارد.
    و آنچه از ائمه در باره ثواب قرائت و امثال آن وارد شده است مقصود همان كتابي است كه در دست مردم است به دليل انصراف و به دليل اينكه بنا ائمه بر امضا قرآن موجود بوده است و در اين امر از عامه مردم پيروي مي كرده اند... و اين ثواب ها يا براي قرائت قرآن موجود است همان طور كه از روايات فهميده مي شود و ائمه به جهت عدم تمكن مردم بر كامل چيزي ذكر نكرده اند يا آنكه ثواب كامل براي سوره كامل بوده است لكن كسي كه همين قرآن موجود را قرائت كند تفضلا از طرف خدا به جاي كامل از او پذيرفته مي شود زيرا كه مكلفين دخلي در نقص نداشته اند و به جهت آنكه درنقيصه تسامح شده است و صدق خواندن سوره هم با خواندن همين قرآن كه موجود است محقق مي شود » . تا اينجا كلام محدث معاصر بود.
    اين ادعا نيز مردود است ; زيرا دانستي كه آنچه از پيامبر اكرم (صلي الله عليه وآله وسلم )وارد شده است منحصر به زمان آن حضرت نبوده است بلكه همانند سائر احكام آن حضرت ظهور در دوام و استمرار دارد وامثال حديث « حلال محمد(صلي الله عليه وآله ) « حلال ابدا الي يوم القيامه وحرامه حرام ابدا الي يوم القيامه » 52 شامل آن مي شود بنابراين عدم وقوع تحريف در زمان آن حضرت و وقوع بعد از ايشان بر فرض قول به آن مفيد انحصار حكم برمدت حيات آن حضرت نيست .
    علاوه بر اين آنچه در مورد روايات وارده از امامان گفته شد كه بنا برتبعيت از عامه مردم داشته اند به قول به نسخ بر مي گردد وبيان كرديم كه اين قول مخالف اجماع است .
    بنابر اين چاره اي جز اين نيست كه بگوئيم : آنچه در باره ثواب قرائت سوره ها از پيامبر (صلي الله عليه وآله وسلم ) يا ائمه وارد شده است ظاهر در آن است كه قرآن همچنان دست نخورده باقي مانده است و تحريفي در آن صورت نگرفته و آنچه در دست مردم است همانچيزي است كه بر پيامبر اكرم (صلي الله عليه وآله وسلم ) نازل شده بدون اختلاف و كم و كاست .
    و در بعض آنچه سابقا گفتيم معلوم شد كه بين رجوع به كتاب و تمسك به عترت فرق است و جاي مقايسه انها با يكديگر نيست رجوع به همان جا كنيد.
    ـــــــــــــــــــــــــــــ
    پاورقي :
    .51 اعتقادات شيخ صدوق چاپ نود ضمن سلسله مولفات شيخ مفيد 84 4 5 ب .33
    .52 بصائر الدرجات : .148

  • *****
    رابطه بردباري با خشم


  • حضرت علي (ع ) :

    بردباري آن نيست كه به هنگام خشنودي باشد بلكه آن است كه به هنگام خشم آشكار گردد.
    شخصي به امام عليه السلام عرض كرد : بردباري را به من بياموز امام عليه السلام فرمود : آن افتادگي است اگر مي تواني بر آن شكيبا باش .
    بردباري يكي از دو فضيلت است .
    خويشتن داري به هنگام شدت خشم آدمي را از خشم خداوند جبار مصون مي دارد.
    بردباري آتش خشم را خاموش مي كند و تندي شعله آن را مي افروزد.
    بردباري سبب سامان بخشيدن به كار مومن است .

  • *****
    رمضان و جاذبه ها و دافعه هاي اجتماعي و سياسي




  • ماه مبارك رمضان و لحظات پاك و نوراني آن اگر چه فضاي معنوي خاصي ايجاد مي كند تا خودسازي هاي اخلاقي رونق گيرند و درون نگري ها و مقابله با صفات نكوهيده شدت يابند و خلوت هاي عاشقانه و مناجات هاي عارفانه به اوج رسند و عبادت هاي « فردي » براي تهذيب نفس و طي مراحل تقوا و تقرب افزون گردند لكن گرايش ها و تلاش هاي « اجتماعي » و رويكردها و مراقبت هاي « سياسي » نيز در اين ماه شريف داراي جايگاه خاص مي باشند.
    اين از مشخصه هاي بارز دين مبين اسلام است كه در تمام عبادت ها و در كنار همه پرورش هاي اخلاقي و معنوي گرايش هاي اجتماعي و سياسي را نيز به صورت جلوه اي از تعاليم و قوانين جامع خود به تجلي و ظهور در مي آورد تا اين بينش و شناخت را به اهل ايمان منتقل سازد كه اولااسلام دين زندگي است و به تمام ابعاد آفرينش انسان و همه نيازهاي او نظر مي گسترد و تلاش هاي معنوي را با فعاليت هاي اجتماعي و سياسي ممزوج مي سازد و بين دنيا و آخرت موازنه ايجاد مي كند تا انسان را مطابق با نيازهاي اصيل فطري و طبيعي او كه هم « روحي و معنوي » و هم « جسمي و مادي » مي باشد به رشد و كمال برساند. ثانيا اسلام عزلت و رهبانيت را طردمي كند و براي گرايشات اخلاقي و رويكردهاي خاص تهذيبي و درون گرايانه در صورتي ارزش و اعتبار قائل است كه انسان را آنگونه بپرورد كه شخصيتي جامع به دست آورد و ثمره خودسازي هاي فردي خويش را در حيات اجتماعي و سياسي متجلي سازد و براي جامعه انساني مفيد و سازنده و راهگشا باشد. ثالثا اسلام مسلمان عابد و زاهد و در عين حال گوشه گير و بريده از اجتماع و تهي از بينش و آگاهي هاي سياسي و گريزان از وظايف و مسئوليت هاي اجتماعي و سياسي خاصي كه تعاليم و قوانين الهي مشخص مي سازند را كامل نمي داند و اين نوع دينداري و اسلام گرايي و عبادت را ناقص معرفي مي كند و طبيعي است كه مسلمانان متمايل به اين شيوه متضاد با حقيقت اسلام اجر و پاداشي متناسب با عمل خود به دست مي آورند و به هيچ وجه قابل مقايسه با مسلمانان عابد و متقي و حاضر در عرصه هاي زندگي اجتماعي و سياسي و كوشنده براي تحقق تعاليم جامع و زندگي ساز اسلام در گستره حيات دنيا قابل مقايسه نمي باشند.
    رويكردهاي اجتماعي و تلاش هاي سياسي درنگاه دين مبين حق تا آنجا حائز اهميت است كه علاوه بر آميختن آن در عبادت بزرگ و شريف « نماز » (1 ) در ماه مبارك رمضان و در عبادت عظيم و نقش آفرين « روزه » نيز اين رويكردها و تلاش ها را ضروري و لازم مي داند و برآنها اصرار مي ورزد.
    در ميان رهنمودهاي ائمه دين (ع ) در باره ضرورت فعاليت هاي خالصانه اجتماعي و سياسي در ماه مبارك رمضان و نقش روزه در تسهيل آن دعاي حضرت امام سجاد(ع ) را يكي از نمونه ها و مصاديق تامل برانگيز مي يابيم .
    امام سجاد(ع ) در بخشي از دعاهاي مربوط به ماه مبارك رمضان اينگونه با حضرت پروردگار مناجات مي كند :
    « اي خداوند در اين ماه ما را موفق دار كه به خويشاوندانمان نيكي كنيم و به ديدارشان بشتابيم و همسايگانمان را به بخشش و عطاي خويش بنوازيم و اموالمان را از هرچه به ناحق برآن افزوده ايم پيراسته داريم و با اداي زكات پاكيزه گردانيم و با آنان كه از ما گسيخته اند بپيونديم و با آن كه در حق ماستمي روا داشته به مقتضاي انصاف رفتار كنيم و با آن كس كه با ما دشمني ورزيده دوستي كنيم جز آن كساني كه به خاطر رضاي تو با آنان دشمن شده ايم كه با چنين دشمني هيچ گاه سخن از دوستي نگوئيم و همدل نشويم . » (2 )
    در اين دعاي شريف هم گرايشات اجتماعي و هم رويكردهاي سياسي را مي توان به تعمق گذاشت .
    1 ـ گرايشات و تلاش و فعاليت هاي اجتماعي به صورت ذيل در اين دعا مورد توجه قرار گرفته است .
    ديدار از خويشان و نزديكان و نيكي درحق آنان يكي از اعمال صالح و ممدوح اجتماعي است كه تعاليم و معارف اسلامي به شدت نسبت به انجام آن اصرار مي ورزند.اين عمل در اسلام « صله رحم » نام گرفته است و در متن معارف دين براي عامل به اين دستورالعمل اجر و پاداش فراواني در نظر گرفته شده و قطع اين رابطه و پيوند از گناهان كبيره معرفي شده است .
    ارتباط با « همسايگان » و عطا و بخشش نسبت به آنان ـ به ويژه اگر محتاج و فقير و نيازمند باشند ـ از ديگر فعاليت هاي اجتماعي محسوب مي شود كه موجب جلب خشنودي خدا و رفع تنگناها و پيوند قلوب و ازدياد و رونق روابط اجتماعي صحيح و سازنده مي گردد. همچنين اين گرايش در رفع كدورت ها و ناراحتي ها بين همسايگان ـ كه گاهي در زندگي روزمره و براساس سوظن ها يا فعاليت هاي عناصر سخن چين و اختلاف برانگيز به وجود مي آيد ـ بسيار موثر است .
    پيراسته كردن اموال از آنچه به ناحق بر آن افزوده شده است يكي ديگر از عملكردهايي است كه بازندگي اجتماعي پيوند و ارتباط دارد. زيرا اموال و دارايي ها در اثر كار و تلاش درجامعه و با مواجهات و تعاملات با افراد گوناگون و در ضمن معامله ها و داد و ستدها به دست مي آيند و در همين صحنه ها و عرصه هاست كه سواستفاده ها ـ به صورت گران فروشي ياكم فروشي يااحتكار يا رشوه خواري يا به كارگيري روش هاي ناجوانمردانه ديگر همچون تخريب شخصيت ديگران با دروغ گويي و تهمت زني به منظور محروم كردن آنان از حقوق مادي ـ به ظهور و بروز درمي آيند.
    پيراسته كردن موال به دو صورت قابل تحقق مي باشد. صورت اول جلوگيري از سواستفاده ها و فعاليت هاي مخرب اقتصادي و حرامخواري و دزدي و ضايع كردن حق الناس مي باشد كه بايد به صورت قاطع و صريح اموال به ناحق تصاحب شده به صاحبان آنها مسترد گردد. صورت دوم پرداخت خمس و زكات است كه هيچ ارتباطي با حرامخواري ها و احتكار و ارتشا و دزدي و ضايع كردن حقوق ديگران ندارد بلكه وظيفه اي است كه بايد همه اهل ايمان با تحقق شرايط خاص به آن مبادرت ورزند و به اين وسيله با جلب رضايت خدا و عمل به تكليف ديني اموال خويش را به تزكيه معنوي و خلوص كامل برسانند.
    پيوند با گسيختگان و ايجاد ارتباط مجدد بين خود و آنان يكي ديگر از تلاش هاي اجتماعي به شمار مي آيد. اين عمل در شرايطي كه گسيختگان پيوندها انسان هاي سالم و صالحي باشند و نه اهل فتنه و نفاق و فريب كاري و اختلاف افكني ضرورت مي يابد و كساني كه در ايجاد ارتباط مجدد پيشقدم شوند در جلب رضايت خدا و تحقق مودت و محبت بين خود و ديگران سبقت گرفته اند.
    2 ـ در دعاي شريف حضرت امام سجاد(ع ) تعابير ديگري نهفته است كه هم داراي مصداق هاي اجتماعي مي باشند و هم مي توان مصاديق سياسي اين عبارات را به خوبي به نظاره نشست .
    آنچه امام (ع ) در انتهاي دعاي خويش به صورت درخواست از خداوند مطرح مي كند را مجددا مرور مي كنيم :
    « خداوندا ما را موفق بدار با آن كه در حق ما ستمي روا داشته است به مقتضاي عدل و انصاف رفتار كنيم و با آن كس كه با ما دشمني ورزيده دوستي كنيم جز آن كسان كه به خاطر رضاي تو با آنان دشمن شده ايم كه با چنين دشمناني هيچ گاه سخن از دوستي نمي گوئيم و همدل نمي شويم . »
    موضوع اول در اين بخش از دعا « ستمگران » هستند كه هم مصاديق اجتماعي دارند و هم مصاديق سياسي .
    « ستمگران اجتماعي » كساني هستند كه در عرصه هاي كار و تلاش و در محيط هاي مختلفي كه انسان ها با يكديگر تعامل و مواجهه دارند با ارتكاب ستم هاي اقتصادي با تصاحب اموال يا ضايع كردن حقوق مردم و نيز با ارتكاب ستم هاي امنيتي با مختل كردن آسايش و آرامش توده هاي مردم و همچنين با ارتكاب ستم هاي مرتبط با آبرو و حيثيت افراد با ترويج دروغ و تهمت و دشنام و هتاكي و پرده دري عليه آنان جامعه انساني را با مشكل و رنج و ترس و هراس مواجه مي سازند.


    « ستمگران سياسي » نظام هاي حكومتي جور مي باشند كه به سرزمين هاي اسلامي تهاجم و تعدي مي ورزند و آزادي و استقلال ملل مسلمان را در معرض خطر اضمحلال قرار مي دهند. اينان در ادوار مختلف تاريخ و از جمله هم امروز جهان اسلام را هدف تحركات و فعاليت هاي مخرب نظامي خويش قرار داده و مي دهند و به همين دليل دفاع از اسلام و تماميت ارضي و استقلال سرزمين هاي اسلامي واجب مي گردد و جبهه توحيد بايد با انسجام و اتحاد و اقتدار كامل به مقابله با تعدي و تجاوز آنان بپردازد.
    همچنان كه در متن دعاي حضرت امام زين العابدين (ع ) آمده است در مقابله با ستم اجتماعي و ستم سياسي بايد با عدل و انصاف عمل نمود و اين وظيفه اي است كه تعاليم مقدس اسلام براي اهل ايمان مشخص نموده است . قرآن كريم به صراحت تمام ضمن توصيه و فرمان بر جهاد عليه ستمگران اهل ايمان را در مقابله با آنان دعوت به پرهيز از جور و ستم و گرايش به عدل مي نمايد :
    « در راه خدا با آنان كه به جنگ و مقاتله با شما برخاسته اند جهاد كنيد لكن ستمكار نباشيد كه خداوند ستمگران را دوست نمي دارد . » (3 )
    موضوع دوم در اين بخش از دعا « دوستي و دشمني در راه خدا » مي باشد كه در صحنه هاي مختلف حيات سياسي ـ در ابعاد داخلي و خارجي ـ تحقق مي يابد ـ دشمني در راه خدا علاوه بر ابعاد سياسي داراي ابعاد اجتماعي نيز مي باشد كه مخالفان دين خدا تنها نظام هاي سياسي و حكومتي باطل نيستند و دشمنان اجتماعي دين خداـ يعني ملحدان و فاسقان و فاسدان و قاتلان و باندهاي تبهكار و برهم زنندگان امنيت اجتماعي ـ در داخل جامعه اسلامي از مصاديق دعاي امام سجاد(ع ) به شمار مي روند. لكن بايد توجه داشت كه دشمنان سياسي اسلام به ويژه در سطح خارجي فراوان و اين نوع عداوت و دشمني با دين خدا داراي وسعت و گسترش خاص مي باشد و از همين روست كه تعاليم قرآن و رهنمودهاي پيشوايان دين (ع ) به طور وسيع با مطرح كردن اصل دوستي و دشمني در راه خدا به رعايت اين اصل و قانون توسط اهل ايمان فرمان مي دهند.
    قرآن كريم ضمن توصيه هاي مكرر به دشمني و جهاد و مبارزه با دشمنان دين خدا(ع ) مسلمانان را از دوستي با آنان نهي مي فرمايد و به صراحت اعلام مي كند : « اي اهل ايمان مبادا كافران را به دوستي گرفته و مومنان را رهاكنيد . آيا مي خواهيد خدا را بر (مجازات عصيان و سركشي خود) حجتي آشكار گردانيد » (5 )
    در كنار آيات فراوان قرآن كريم در موضوع دوستي و دشمني در راه خدا و مواجهه و معارضه با جبهه مشترك كفر و شرك و نفاق در هر عصر و زمان رهنمودهاي صريح پيامبر اكرم (ص ) و امامان (ع ) قرار دارند.
    اين سخن از رسول گرامي اسلام (ص ) كه مي فرمايد : « بهترين كارها دوستي و دشمني در راه خداست » (6 )و اين رهنمود از اميرمومنان (ع ) كه اعلام مي دارد : « بپرهيز از اين كه دشمنان خدا را دوست بداري » (7 ) نمونه هايي از روايات بي شماري است كه موضوع آنها « دوستي و دشمني در راه خدا » مي باشد.
    حضرت امام سجاد(ع ) دردعاي خويش تصريح مي نمايد كه ما در راه رضا و خشنودي خدا با افراد و گروه ها و جريان ها و حكومت هايي كه در نقطه مقابل دين اسلام قرار دارند دشمني مي ورزيم . اين تاكيد در دعاي امام (ع ) به همراه آيات و رواياتي كه به صورت نمونه از نظر گذشت به وضوح اين حقيقت را به اثبات مي رساند كه اولااسلام دين « صلح كل » نمي باشد و آنگونه نيست كه با همه افراد و نظام ها و حكومت ها دوستي و مودت بورزد و در شرايطي كه آنان سرزمين هاي اسلامي را در معرض تعدي و تجاوز قرار داده اند سكوت اختيار كند و به دفاع از دين و ملل مسلمان نپردازد و به جهاد و مبارزه با دشمنان اهتمام نورزد و به ديپلماسي لبخند و سازش و تسامح و تسليم و ذلت روي آورد و بر متاع عظيم و بزرگ و گرانبهاي هويت ديني و استقلال سرزمين هاي اسلامي چوب حراج بزند. ثانيا اهميت دفاع و جهاد مقدس و دشمني با دشمنان دين خدا آنگونه در نگرش تعاليم جامع اسلام عميق و حساس و حياتي است كه در دعاها از جمله دعاي امام سجاد (ع ) در ماه مبارك رمضان به توجه و عمل دقيق به آن تصريح مي شود و از همين جاست كه ماهيت برخي از جريان هاي فكري و اعتقادي مدعي اسلام و احزاب و جمعيت هاي سياسي به ظاهر ديني در داخل و خارج از مرزها كه همواره به تبليغ و ترويج « اسلام صلح كل » مي پردازند و در صدد حذف تعاليم و قوانين روشن اين دين مبين مي باشند و با شگردها و ترفندهاي تبليغاتي مرموز و فريبنده به ترويج « اسلام آمريكايي » در ميان جوانان مسلمان كشورهاي اسلامي همت مي گمارند مشخص مي شود كه اينان دشمناني هستند كه در لباس دوست رفته اند و نقاب نفاق بر چهره زده اند و بايد آنان را شناخت و شناساندن و از اين طريق راه را براي رفع تفرقه و تشتت و تحقق قدرت و وحدت مسلمين صاف و هموار نمود.
    ــــــــــــــــــــــــــــــــ
    پاورقي :
    1 ـ نماز جماعت و نماز جمعه دو عبادت بزرگ الهي است كه تجلي گاه گرايشات و رويكردهاي اجتماعي و سياسي مي شوند و باعث مي گردند كه مسلمانان به هم نزديك شوند و به محبت و اخوت و وحدت برسند و از جريان ها و رخدادهاي سياسي اطلاع حاصل كنند و به سهم خود در ياري رساني به اهل ايمان در جنبه هاي مختلف و متناسب با مشكلات جهان اسلام اهتمام ورزند.
    2 ـ صحيفه سجاديه ترجمه عبدالمحمد آيتي انتشارات سروش ص 267 دعاي 44
    3 ـ قرآن كريم سوره بقره آيه 190
    4 ـ آيه 9 از سوره تحريم آيه 95 از سوره نسا و آيات 12 و 14 از سوره توبه نمونه هايي از آيات قرآن كريم در باره وجوب و ضرورت جهاد با دشمنان اسلام مي باشد.
    5 ـ سوره نسا آيه 144
    6 ـ نهج الفصاحه ترجمه ابوالقاسم پاينده انتشارات جاويدان ص 74 روايت 390
    7 ـ غررالحكم ترجمه و تنظيم موضوعي به كوشش محمد هاشم رسولي محلاتي دفتر نشر فرهنگ اسلامي ج 1 ص 117
    اين از مشخصه هاي بارز دين مبين اسلام است كه در تمام عبادت ها و در كنار همه پرورش هاي اخلاقي و معنوي گرايش هاي اجتماعي و سياسي را نيز به صورت جلوه اي از تعاليم و قوانين جامع خود به تجلي و ظهور درمي آورد تا اين بينش و شناخت را به اهل ايمان منتقل سازد كه اسلام دين زندگي است و به تمام ابعاد آفرينش انسان و همه نيازهاي او نظر مي گسترد و بين دنيا و آخرت موازنه ايجاد مي كند تا انسان را آنگونه بپرورد كه شخصيتي جامع به دست آورد
    اهميت دفاع و جهاد مقدس و دشمني با دشمنان خدا آنگونه در نگرش تعاليم جامع اسلام عميق و حساس و حياتي است كه در دعاها از جمله دعاي امام سجاد(ع ) در ماه مبارك رمضان به توجه و عمل دقيق به آن تصريح مي شود و از همين جاست كه ماهيت برخي از جريان هاي فكري و اعتقادي مدعي اسلام و احزاب و جمعيت هاي سياسي به ظاهر ديني در داخل و خارج از مرزها كه همواره به تبليغ « اسلام صلح كل » مي پردازند و با شگردها و ترفندهاي تبليغاتي مرموز و فريبنده به ترويج « اسلام آمريكايي » در ميان جوانان مسلمان كشورهاي اسلامي همت مي گمارند مشخص مي شود
    اسلام مسلمانان عابد و زاهد و درعين حال گوشه گير و بريده از اجتماع و تهي از بينش و آگاهي هاي سياسي و گريزان از وظايف و مسئوليت هاي اجتماعي و سياسي را كامل نمي داند و اين نوع دينداري و اسلام گرايي و عبادت را ناقص معرفي مي كند و اينان را به هيچ وجه با مسلمانان عابد و متقي و حاضر در عرصه هاي اجتماعي و سياسي و كوشنده براي تحقق تعاليم جامع زندگي ساز اسلام در گستره حيات دنيا قابل مقايسه نمي داند