نگاهي به ناكارآمدي سياستهاي تهاجمي آمريكا عليه ايران
نويسنده : لاري ـ دايموند
عباس ـ ميلاني
مايكل ـ مك فائول مترجم : كيانوش كياكجوري
منبع : سايت باشگاه انديشه ـ به نقل از واشنگتن كوارترلي
بخش دوم و پاياني
در حاليكه ايالات متحده به دنبال تعامل با رژيم ايران در يك مذاكراه مستقيم است بايد در پي تعامل با مردم ايران نيز به صورت
مستقيم باشد. ما بايد تمجيد خود نسبت به فرهنگ و تاريخ ايران
احترام خود به مردم ايران و تمايل اصيل و واقعي خود را براي داشتن
يك روابط دوجانبه پرورنق و سودمندانه بيان كنيم . به منظور مذاكرات مستقيم
دولت بوش بايد خطوط اصلي اين طرح را روشن سازد
كه دورنماي اين تعامل صراحتا در راستاي منافع مردم ايران است كه تحولات و توسعه اقتصادي
سرمايه گذاري خارجي
افزايش
استخدام
دورنماي تحصيلي جديد در كشور و خارج از كشور
و پايان بخشيدن به انزواي بين المللي ايران را به ارمغان مي آورد.
در همين حال
ديپلماسي عمومي ما بايد بر مزاياي چنين توافقي براي امنيت منطقه و صلح و به همان نسبت خطرات تعقيب
سلاح هسته اي توسط ايران تاكيد كند.
شگفت اين كه اقدامات كمي براي ابلاغ خطرات عملي و ژئوپولتيك و هزينه هاي واقعي اقتصادي ناشي از برنامه هسته اي به مردم
ايران صورت گرفته است .
اگرچه روسيه در حال كمك به ساخت نيروگاه نسبتا امن بوشهر است
دموكرات هاي ايراني ادعا مي كنند كه افشاي اخير برنامه هاي
پنهاني وابسته به تجهيزات دست دومي است كه از بازار سياه خريداري شد كه گاهي اوقات با كمك مهندسان شوروي سابق مونتاژ
مي شد. افزون براين
برنامه هسته اي براي توليد برق ضروري نيست و منابع مالي چشمگيري كه مي تواند به نحو سازنده اي صرف مدرن
سازي زيربناهاي اقتصادي كشور شود را مي بلعد.
اضافه بر اين موارد
اشتباه است كه فكر كنيم برنامه هسته اي امنيت بيشتري به مردم ايران خواهد داد. در عوض
تقاضاي ايران براي
كسب توان هسته اي سبب آغاز تلاش هاي رژيم هاي عرب سني مانند مصر و عربستان سعودي براي كسب تكنولوژي هسته اي مي شود.
بنابراين
ايران با دورنماي زندگي در منطقه اي با چندين كشور داراي سلاحهاي هسته اي مواجه خواهد بود كه برخي از آنها فاقد ثبات
سياسي هستند و در نهايت تحت سلطه تندروها قرار خواهند گرفت .
در اين صورت
ناگهان رژيم هايي كه از نظر سرزمين و جمعيت خود به طور غيرقابل قياسي ضعيف تر از ايران هستند به مقام برابري
از طريق قدرت بازدارندگي دست خواهند يافت
درست همان كاري كه پاكستان در قبال هند انجام داد.
آمريكا بايد از ايجاد يك سازمان امنيت منطقه اي در خاورميانه كه بتواند ضمانت هاي امنيتي را در ميان كشورها تضمين كند
مانند
كنفرانس امنيت و همكاري اروپا طي جنگ سرد
حمايت نمايد.
دولت ايران شديدا خواستار چنين ضمانت امنيتي از جمله يك بيانيه عدم تجاوز صريح از جانب دولت آمريكا مي باشد. اگر اين امر
در يك شرايط چند جانبه تهيه شود
اين ضمانت هاي امنيتي مي تواند بخشي از چارچوب فرمايشي و قانوني جامع باشد كه بر مسائل
حقوق بشر نيز تاكيد مي كند . از اين نظر بسيار شبيه روند پيمان هلسينكي در دهه 1970 است كه به مذاكرات موازي و همسو اجازه داده
شد تا در « سبد يك » مسائل امنيتي و در « سبد سوم » مسائل حقوق بشر مورد بررسي قرار گيرد.
مهمتر اين كه
اين نهاد بين المللي جديد بايد قانوني گردد و مكانيزم هايي را براي مراقبت از اوضاع حقوق بشر و تعهدات ميان
كشورهاي عضو فراهم نمايد همانگونه كه 30 سال پيش در مورد هلسينكي روي داد . بدون تاكيد پايدار بر روي مسائل حقوق بشر و
حمايت از آرمان دموكراتيك مردم ايران
امتيازات و مشوق ها به اطلاع مردم نخواهد رسيد.
« حماقت شگفت يا تصور مشخص »
اين پيشنهادهاي سياسي به طور دقيق در ميان بحث هاي دو قطب مخالف در واشنگتن در خصوص ايران جا نيفتاده است . براي ساده
كردن مطلب
كنترل كنندگان تسليحات معمولا به دنبال مذاكرات با رژيم ايران درباره موضوع غني سازي اورانيوم و بازفرآوري آن
هستند. آنها آگاهانه از ديگر مسائل مانند دموكراسي
حقوق بشر و تروريسم پرهيز مي كنند. برخي افراد در اين اردوگاه معتقدند كه
مذاكرات دو جانبه بين آمريكا و ايران مي تواند منجر به آشتي مجدد و روابط باثبات گردد. طرفداران تغيير رژيم ايران معمولا به هيچ
وجه دنبال ارتباط با رژيم تهران نيستند بلكه به جاي آن از اقدامات زورگويانه براي سرنگوني جمهوري اسلامي ايران طرفداري مي كنند.
برخي افراد اين اردوگاه حتي معتقدند كه استفاده از نيروي نظامي عليه ايران سقوط حكومت ديني روحانيون را تسريع مي كند.
ديدگاه ما در ميان دو اردوگاه قرار مي گيرد. آنهايي كه به دنبال حفظ وضع موجود هستند و آنهايي كه خواهان تغيير مي باشند.
ديدگاه هاي ما كاملا در قالب گروه اخير قرار دارد. معهذا
راهبر توصيه اي ما
براي ترويج و ترفيع چنين تغييري تهاجم
حمله نظامي يا
حتي تحريم نيست . بلكه به جاي آن تعامل كامل با رژيم و ارتباط با جامعه ايران است كه در نهايت ايجاد دموكراسي را تسهيل مي نمايد.
اين رويكرد بر پايه سه مفروض پيش بيني شده است : نخست
يك ايران دموكراتيك سياست هاي امنيت ملي و خارجي متفاوتي از رژيم
كنوني دنبال خواهد كرد
سياست هايي كه سودمند است يا دست كم آسيب جدي به آمريكا و متحدانش و درنهايت مردم ايران وارد
نمي سازد.
دوم
دورنماي دموكراتيزه شدن ايران عظيم تر از مفروضات عاميانه است .
سوم
تعاملات سازنده سبب پيشرفت در اهداف خلع سلاح و دموكراتيزه كردن خواهد شد. همه اين سه مفروض بحث انگيز و
نيازمند شرح و بسط بيشتر هستند.
برخي معتقدند كه يك ايران دموكراتيك
سوداي هسته اي شدن را در سرخواهد داشت . آمال و آرزوهاي ايران براي سلاح هاي
هسته اي قديمي تر از جمهوري اسلامي و توسعه اين تكنولوژي به دوران شاه متحد آمريكا در دهه 1970 برمي گردد . چرا يك رژيم
دموكراتيك تهديد كمتري از رژيم كنوني براي آمريكا و متحدانش است
البته سياست هاي خارجي و امنيت ملي يك ايران دموكراتيك را نمي توان با هرگونه قاطعيتي پيش بيني كرد. با وجود اين
ديگر
نمونه هاي دموكراتيك كردن سبب پايان بخشيدن به برنامه سلاح هاي هسته اي در كشورهايي نظير برزيل
اوكراين و آفريقاي جنوبي شده
است . تاريخ روابط ايران و غرب دليلي براي خوش بيني براي يك تفاوت اساسي در محيط امنيتي منطقه ارائه مي دهد.
در سطح گسترده رهبران ايران
به دنبال سلاحهاي هسته اي به منظور جلوگيري از حمله آمريكا هستند. تاكيد ايران در خصوص « حق
لاينفك » براي تكنولوژي هسته اي زير عنوان پيشرفت علمي غير واقعي است . در همين حال
عنصري از پرستيژ با الحاق به باشگاه
هسته اي جهان و تمايل براي تبديل شدن به قدرت مسلط در خليج فارس نيز وجود دارد. اين عوامل تا اندازه اي در ايران دموكراتيك
مورد تاكيد قرار خواهند گرفت اما يك ايران دموكراتيك از سوي آمريكا يا اسراييل تهديد تلقي نمي گردد و مي تواند حتي متحد شود.
افزون بر اين
يك ايران دموكراتيك يك كشور بيشتر مسوول و عقلاني خواهد بود و پيش از آن كه خواهان تسلط بر منطقه از طريق
سلاح هاي باشد از طريق اقتصادي و همگرايي اجتماعي با غرب توصيف مي شود.
« دورنماي ايران دموكراتيك »
طي چند سال گذشته
تندروهاي ايران چه از طريق انتخابات و چه شيوه هاي ديگر توانستند كنترل و تسلط خود را بر منابع عمده
نهادهاي قدرت تحكيم بخشند. افزايش ناگهاني قيمت نفت و گاز به رژيم ايران اين امكان را داد تا بر چالش هاي محلي فائق شود. همه
دشمنان عمده خارجي رژيم امروزه بيش از سال هاي گذشته ضعيف ترند. به لطف آمريكا دو دشمن سرسخت ايران يعني صدام حسين و
طالبان نيز سقوط كرده اند. از نظر ساختاري
وضعيت در آمد متوسط ايران
سطح بالاي تحصيلات و اطلاعات و هويت ملي نسبتا قوي
آن
يك تاريخ پنج هزار ساله
همه نشاني از دور نماي دموكراتيك ايران دارند به شرط آنكه يك انتقال و گذار صورت گيرد.
آمريكا نمي تواند وقت گرانبهاي خود را براي تعقيب يك سياست محدود جهت تاكيد بر تهديد هسته اي ايران قرار دهد. به جاي
ابتكارات و نوآوري هاي تاكتيكي
ايالات متحده نياز به پذيرش يك راهبرد اساسي و متفاوت است كه به ديپلمات هاي آمريكايي اجازه
مي دهد تا كنترل تسليحات و دموكراتيزه كردن را در همان حال تعقيب كند. راهبرد برنامه ريزي شده ما به روحانيون ايران در بازي آنها
ضربه مي زند.
« چرا تعامل
نه انزوا
كار »
براي بسياري از حاميان تغيير رژيم كه خارج از ايران زندگي مي كنند كنش متقابل با حكومت ديني تهران نتايج معكوسي در پي
خواهد داشت .گرچه تمايل هنجاري آنها عليه اين تعامل قابل درك است اما اين امر به عنوان يك تاكتيك نه بهره برداري و بكارگيري
باارزش است . مخالفان بهبود روابط تاكيد مي كنند كه هرگونه ارتباط مستقيم با دولت ايران سبب مشروعيت و پايداري رژيم خواهد شد
و به دموكراتهاي ايران خيانت خواهد شد. اين يك نگراني مشروع است .
تنش زدايي آمريكا و شوروي در دهه 1970 تشويش و نگراني طولاني مدت شوروي را در پي داشت . گرچه افزايش بسيار زياد
قيمت نفت در همان دهه دليل مستقيم بردباري رژيم گشت . روابط ديپلماتيك آشكار و صريح با جمهوري خلق چين در سه دهه گذشته
هنوز اثر واقعي براي افول تسلط حزب كمونيست نداشته است . نيازي به گفتن نيست كه آمريكا روابط ديپلماتيك خود را با بسياري از
ديكتاتوري هاي جهان بدون اعمال فشار براي تغيير رژيمهاي آنان حفظ كرده است . استقبال دولت بوش از « ديپلماسي تغيير » در قبال
مصر سبب برداشتن برخي گام هاي كوچك در اين خصوص شده است .
عادي سازي روابط ميان ايران و آمريكا و ادغام و الحاق عميق تر ايران در اقتصاد جهاني از هر دوره تاريخي مشابه
متفاوت خواهد
بود. ساختار اقتصادي ايران تفاوت آشكاري با اقتصادهاي چين و شوروي دارد. بازارها
مالكيت خصوصي و طبقه متوسط سرمايه داري
وجود دارند و سنت تجارت و تعامل با غرب طولاني است و به نحو خوبي مي تواند استقرار يابد. پتانسيل يافتن شركاي تواناي ايراني
براي تجار آمريكايي در بخشهاي خصوصي ايران بيشمارند.
عليرغم تنش عميق ميان دو دولت
هنوز ذخاير عظيمي از تمايل مردم ايران نسبت به آمريكا وجود دارد. حضور و ورود شهروندان
تجار و كالاهاي آمريكايي اثر عمده اقتصادي
اجتماعي و فرهنگي در جامعه ايران خواهد داشت . افزون بر اين
جامعه ايراني ـ آمريكايي
بزرگ طرفدار دموكراسي است . آنها مي توانند نقش قدرتمندي را در تقويت و تحكيم بخش هاي اقتصادي ايران بازي كنند كه يكي پس از
ديگري به ماهيت جامعه مدني ايران كمك خواد كرد. قوانين سازمان تجارت جهاني ايران را ملزم به پرداخت اجاره بها و دادن سوبسيد
فعاليتهاي اقتصادي به همپالكي هاي خود مي كند. براي اين كه اين مساله موفق شود روابط آمريكا در قبال ايران بايد به دقت ساختارمند
و با تيزهوشي به اجرا در آيد.
طرف گفتگوي اصلي ايران رهبر عاليقدر ايران است نه مقامات وي و نه احمدي نژاد.
هنگامي كه مذاكراه آغاز و ادامه پيدا كرد ديپلمات هاي آمريكايي بايد به طور شفاف و مكرر بيان كنند كه آنها از نگراني خود در
خصوص نقض حقوق بشر در عوض توافق كنترل تسليحات چشم پوشي نخواهند كرد. به جاي آن
بايد بر هر دو موضوع به طور
همزمان تاكيد شود. اگر مذاكرات در نهايت موثر واقع شد و به آمريكا اجازه تاسيس سفارت در تهران داده شود
مقامات وزارت امور
خارجه بايد در مقابل همه تلاشهاي دولت ايران براي ممانعت از تعامل با مردم ايران مقاومت كنند. روحانيون تهران نياز به درك اين
موضوع دارند كه با روابط ديپلماتيك رسمي تحت تعهدات مسلمي ازجمله جريان آزاد و برابر شهروندان ايران و آمريكا قرار مي گيرند.
ديپلمات هاي آمريكايي در تعامل با همتايان ايراني خود بايد سازمان هاي غير دولتي آمريكا در ايران را به ثبت و فعليت برسانند و اين
مساله بايد اولويت اصلي آنان باشد. مطمئن باشيد استقرار چنين سياستي سبب اختلاف نظر در روابط دوجانبه خواهد شد اما هدف از
روابط دوجانبه نزديكتر كردن ارتباطات با مردم و مقامات است اما نه لزوما روابط دوستانه با رژيم .
دموكراتيزه شدن ايران از درون آن آغاز مي شود. معهذا
ايالات متحده مي تواند كمك مهمي را از طريق ايجاد شرايط مطلوب نمايد.
اين نوع جديد از روابط ديپلماتيك با تهران و توافق و سازش با روحانيون نخواهد بود بلكه يك گام به سوي گشايش
ليبراليزه كردن و در
نهايت دموكراتيزه كردن ايران است .
پايان اين حمايت و ترغيب توام با همكاري ديپلماتهاي آمريكايي حاضردر ايران اجازه ارتباط وسيع تر ميان تجار
رهبران مدني
دانشگاهيان و مقامات منتخب متعهد به تغييرات دموكراتيك دو كشور را خواهد داد.
يك ايران آرام و توام با امنيت و آرامش شرايط بهتري را براي ظهور طرفداران غرب
صلح و جنبش هاي دموكراتيك در داخل كشور
ايجاد خواهد كرد. كابوس درگيري مسلحانه با آمريكا تنها قدرت احمدي نژاد را تحكيم مي بخشد. دولت آمريكا در تلاش براي تعقيب
يك توافق گسترده با ايران چيزي را از دست نخواهد داد.
« اين پيشنهاد كليدي است »
اگر منطق استدلال ما روشن است پس چرا رهبران ايران و پيروان آن آن را درك نمي كنند و از اين رو هرگونه اشاره آمريكا را رد
مي كنند در هر حالت
منافع امنيت ملي آمريكا و منافع جنبش دموكراتيك ايران تامين خواهد شد.
اگر آنها اين پيشنهاد را رد كردند
رژيم تهران هزينه فراوان داخلي را بايد بپردازد. اكثر قابل توجهي از مردم ايران آرزوي تعامل با غرب
و بويژه آمريكا را دارند. اقتصاد ايران نيازمند سريع سرمايه گذاري خارجي
تكنولوژي هاي جديد و فرصتهاي تجاري بزرگ براي
بخشهاي غير انرژي است .
رژيمي كه آشكارا چنين موضوعاتي را رد مي كند با شورش بالقوه مردمي مواجه خواهد شد.
بعد از پيشنهاد همه آن چيزهايي كه مطرح شد اگر از سوي تهران پاسخ مثبتي دريافت نگرديد
واشنگتن از موقعيت بين المللي بهتري
براي تعقيب سياست هاي خشن مثل تحريم هاي جدي عليه رژيم ايران برخوردار خواهد بود. رهبران كنوني ايران ممكن نيست كه اين
پيشنهاد را رد كنند
آنها ممكن است معتقد باشند كه قادر به مديريت تعامل گسترده با آمريكا و غرب هستند.
آنها ممكن است استدلال كنند كه چنين گفتگوي مستقيمي با آمريكا
ممكن است سياست هاي قبلي و مشروعيت رژيم آنها را در
داخل و خارج از كشور موجه جلوه دهد. آنها ممكن است در صدد منافع عملي قابل ملاحظه ايران از قبل همه آنچه كه پيشنهاد مي شود
باشند. به عبارت ديگر
آمريكا چه ايران اين توافق جامع را بپذيرد يا نپذيرد
بهره مند خواهد شد. در طولاني مدت نتايج يك ايران
دموكراتيك عظيم تر خواهد بود . لئونيد برژنف رهبر شوروي گمان مي كرد كه وقتي دولت وي قرارداد هلسينكي را در 1975 امضا كند
مشروعيت و زندگي طولاني را براي شوروي مي تواند حفظ كند. زيرا غرب سرانجام در قرارداد هلسينكي مرزهاي پيش از جنگ دوم
جهاني از جمله سرزمين هايي كه توسط شوروي سابق كسب شده بود را به رسميت خواهد شناخت . برژنف و مخالفان غربي اين قرارداد
آن را به عنوان يك سازش و مصالحه بزرگ غرب براي رشد قدرت شوروي تلقي كردند. اما هم برژنف و هم مخالفان غربي
اشتباه كردند.
مشابه آن
هيچ كس نمي تواند زمان دموكراتيزه شدن ايران را يا نقشي كه يك سياست جديد آمريكا ممكن است در قبال ايران در تسريع
اين روند بازي كند را پيش بيني نمايد.
شايد بهترين راهنما براي آنچه كه ممكن است به دموكراتيزه شدن ايران كمك كند ايده هاي رهبران دموكراتيك ايران است . راهبرد ما
دقيقا حمايت از طريق رهبران جنبش دموكراتيك داخل ايران است .
بر اساس اظهارات گنجي
با توجه به حمايت بسيار نيرومند اخلاقي از دموكراسي
اكثر رهبران دموكراتيك ايران معتقدند كه بهبود
روابط با آمريكا و هماهنگي و همگرايي بيشتر ايران در نهادهاي بين المللي دليل دموكراتيك آنها را تقويب خواهد كرد. بعد از يك ربع
قرن شكست سياسي
آيا زمان آن فرا نرسيده كه ما به توصيه هاي مردم ايران براي دموكراتيزه كردن كشورشان توجه كنيم
« تهران را زير فشار قرار دهيد »
آمريكا نمي تواند وقت گرانبهاي خود را براي تعقيب يك سياست محدود جهت تاكيد بر تهديد هسته اي ايران قرار دهد. به جاي
ابتكارات و نوآوري هاي تاكتيكي
ايالات متحده نياز به پذيرش يك راهبرد اساسي و متفاوت است كه به ديپلمات هاي آمريكايي اجازه
مي دهد تا كنترل تسليحات و دموكراتيزه كردن را در همان حال تعقيب كند. راهبرد برنامه ريزي شده ما به روحانيون ايران در بازي آنها
ضربه مي زند.
اگر آنها اين چانه زني را بپذيرند
آنها برنامه هسته اي خود را ترك خواهند كرد يا از طريق يك رژيم جامع و فعال بازرسي
افشا
خواهند شد. اين رژيم بدون سلاح هاي هسته اي
دشمن فاقد قدرت براي دموكرات هاي ايران است . در ضمن در صورت ادغام ايران در
اقتصاد جهاني و روابط آزاد با غرب شرايط براي انتقال صلح آميز به دموكراسي ريشه مي گيرد.
تقريبا همه رهبران برجسته دموكراتيك ايران موافق اين موضوع هستند كه انزواي ايران تنها به روحانيون ايران كمك مي كند تا به
آرمان هاي دموكراتيك ضربه بزنند. بنابراين
اگر روحانيون ايران آشكارا با اين معامله مخالفت كنند آنها مشروعيت خود را تضعيف
خواهد كرد.
چاپ مقاله فوق به منظور تاييد شكست استراتژي آمريكا عليه ايران بوده است و اگر نظر نويسندگان اين مقاله در زمينه ارائه
راهكارهاي تعامل با ايران در ادامه مطلب نيز چاپ شده است صرفا بخاطر روشن ساختن ماهيت نويسندگان و نيز نادرست بودن نگاه
ايشان به جمهوري اسلامي ايران و نادرست بودن شيوه هاي پيشنهادي آنها در زمينه تعامل آمريكا با ايران مي باشد.

*****
معاون وزير امور خارجه روسيه :
اقدام نظامي عليه ايران
مي تواند اشتباه بزرگ سياسي و ديپلماسي آمريكا باشد
|

اشاره :
آمريكايي ها باري ديگر اطلاعاتي درباره برنامه هاي آمريكا براي حمله به ايران منتشر كردند. پديدار شدن اين اطلاعات همزمان با آماده
سازي ديدار « ولاديمير پوتين » رئيس جمهور روسيه از تهران بود كه براي ماه اكتبر تعيين شده است . يادآوري مجدد درباره سناريوهاي
نظامي واشنگتن
علامت هشداري نه تنها براي روسيه و ايران و بلكه اروپا و آژانس بين المللي انرژي اتمي نيز مي باشد.
كه نزديك به Fox news اين خبر كه « مقامات رسمي واشنگتن سناريوي ممكن براي حمله نظامي به ايران را طراحي مي كنند »
در شبكه
كاخ سفيد است ـ منتشر شد و اين اولين مورد نبود. البته شايد همانند موارد پيشين
اين هشدار نيز دروغين باشد. اما با توجه به اوضاع
ديپلماسي دشواري كه پيرامون ايران ايجاد شده
اين خبر جلوه اي ويژه مي يابد.
« الكساندر لاسوكوف » معاون وزير امور خارجه روسيه در مصاحبه اي با « ورميا نووستي » درباره اوضاع پيرامون ايران توضيحاتي داد.
در تهران روز 16 اكتبر بايد نشست سران كشورهاي حاشيه درياي خزر برگزار شود كه قرار است ولاديمير پوتين نيز در آن شركت يابد . آيا
براي رئيس جمهور شركت در اين همايش خطرناك نيست
چرا كه بنظر مي رسد آمريكا قاطعانه درصدد جنگ با ايران است
نمي دانم كه آمريكايي ها در زمان نشست كشورهاي حاشيه درياي خزر ايران را بمباران خواهند كرد يا خير. اما فكر مي كنم تا زمان
نشست خودداري كنند
در غير اين صورت با مشكلاتي جدي مواجه خواهند شد.
آيا روسيه با آمريكا رايزني هايي در باره نجات متخصصين روسيه از ايران در صورت بمباران اين كشور از سوي آمريكا انجام مي دهد
از آنجائيكه اوضاع در ايران دشوار است
ما برنامه اي براي خارج سازي متخصصين خود داريم . اما من بسيار اميدوارم كه سناريوي
نظامي رخ ندهد. اولا چنين چيزي بطور جدي مي تواند سبب حاد شدن اوضاع در خاور نزديك شود كه بدون جنگ نيز از اين بدتر
نمي شود. دوما سبب واكنشي بسيار منفي در جهان اسلام مي شود. اقدام نظامي تواند اشتباه بزرگ سياسي و ديپلماسي آمريكا باشد.
آيا مي توان از اقدامات نظامي آمريكا جلوگيري كرد
ايران مي بايست براي رفع نگراني هاي آمريكا و غرب
شفاف تر عمل مي كرد و حسن نيت بيشتري نشان مي داد. اما ايران نيز برداشت
خود از اوضاع را دارد و همان را نيز ملاك عمل قرار مي دهد. ما بر ديالوگ با ايران تاكيد مي كنيم و تهران نيز بايد گامي به سمت جامعه
جهاني بردارد تا نگراني ها بر طرف شده و عملكرد آنها شفاف تر شود.
ما يقين داريم كه هيچ راه حل نظامي براي مسئله ايران وجود ندارد. اين ممكن نيست . در ضمن كاملا مسلم است كه راه حلي نظامي براي
مشكل عراق نيز وجود ندارد. اما در مورد ايران همه چيز مي تواند دشوارتر باشد.
در نشست سران كشورهاي حاشيه درياي خزر انتظار چه توافقاتي مي رود
فعلا نمي توانم بگويم
اسناد در دست تنظيم هستند. اما امكان توافق وجود دارد. اسناد درباره مرزبندي اعماق درياي خزر و استفاده از
محدوده آبي است . از آنجائيكه منطقه داراي معادن نفتي نيز هست
صحبت درباره چگونگي استفاده از آنها و چگونگي ساخت خط
لوله ها خواهد بود. چرا كه بايد مراقب محيط زيست اين منطقه و ماهي فراوان آن باشيم . در هر مرزبندي نيز وجود اختلافاتي درباره
اصول مرزبندي و تعيين حدود
امري طبيعي است .
منبع : سايت ايراس
ما يقين داريم كه هيچ راه حل نظامي براي مسئله ايران وجود ندارد. اين ممكن نيست . در ضمن كاملا مسلم است كه راه حلي نظامي
براي مشكل عراق نيز وجود ندارد. اما در مورد ايران همه چيز مي تواند دشوارتر باشد

| |