
نگاهي به ناكارآمدي سياستهاي تهاجمي آمريكا عليه ايران
نويسنده : لاري ـ دايموند
عباس ـ ميلاني
مايكل ـ مك فائول مترجم : كيانوش كياكجوري
منبع : سايت باشگاه انديشه ـ به نقل از واشنگتن كوارترلي
بخش نخست
اشاره
« امروز ايران نسبت به دو دهه گذشته بسيار بي پروا شده و اعتماد به نفس آن در حمايت از شبه نظاميان شيعه در عراق و حزب الله
لبنان و هم اكنون حمايت از حماس در فلسطين افزايش يافته است . سلطه و هژموني ايران درخاورميانه طي چند سال گذشته به نحو قابل
ملاحظه اي رشد يافته است » . نويسندگان مقاله حاضر ضمن بيان مطلب فوق سياست هاي دولت هاي مختلف آمريكا را در قبال ايران به
نقد كشيده و به جورج بوش توصيه مي كنند تا گزينه تهديد ايران را كنار گذاشته و به دنبال تعامل با ايران و اجراي يك سياست برد ـ برد
باشد.
چاپ اين مقاله به معناي تاييد راهكارهاي مطرح شده در آن نمي باشد.
ايران در مذاكرات هسته اي خود با ساير كشورهاي جهان
استراتژي اي را دنبال مي كند كه بر اساس آن يك چيز مهم را از دست مي دهد
در عوض يك چيز كم ارزش را بدست مي آورد . دولت ايران در پاسخ و واكنش خلاقانه و مبهم خود به قطعنامه 1696 شوراي امنيت
سازمان ملل ادعا كرده است كه آماده مذاكرات در خصوص همه مسائل از جمله تعليق فعاليتهاي مربوط به غني سازي است اما هرگونه
پيش شرطي را در اين خصوص نمي پذيرد.
استراتژي آنها روشن است : تاخير
پيچاندن و طفره رفتن جهت خريد زمان براي به سرعت گذشتن زمان و كنترل روند غني سازي
اورانيوم . در همين حال
ايران با نشان دادن انعطاف پذيري خود
به چين و روسيه در ازا جلوگيري از غرب
بويژه آمريكا از تعقيب
هرگونه اقدام زورگويانه جدي كه توسط سازمان ملل تحميل شود
پيشنهاد كمك كافي داده است .
پيشنهاد رژيم ايران رهبران غرب را در يك وضعيت دشوار قرار داده است . اگر آنها هيچ كاري نكنند
ايران طي دهه آينده يا زودتر به
يك قدرت هسته اي بدل خواهد شد. اگر غرب صبر و شكيبايي خود را در ارتباط با اين قضيه از دست بدهد و به دنبال اعمال تحريم ها از
سوي سازمان ملل باشد
استدلال مقامات ايران اين خواهد بود كه آنها مي توانند ميان روسيه و چين با ساير اعضاي شوراي امنيت
سازمان ملل شكاف ايجاد كنند و از اين طريق از تحميل تحريم هاي جدي حتي اگر تصويب شود
جلوگيري كنند. آنها ممكن است
درست فكر كرده باشند. افزون بر اين
اگر ايالات متحده آمريكا تحمل خود را در مسير اعمال تحريم هاي بي اثر از دست بدهد و درصدد
اقدام نظامي پيشگيرانه باشد
مقامات ايران و همچنين اكثر كارشناسان بين المللي معتقدند كه اروپا در اين ائتلاف مشترك شركت نخواهد
داشت .
حمله پيشگيرانه سبب كشته شدن شمار زيادي از افراد غيرنظامي بي گناه خواهد شد
اماكن فرهنگي قابل احترام را منهدم خواهد
ساخت و اكثريت جامعه ايران را در پشت سر دولت
تجديد سازمان خواهد كرد و حيات سياسي جديدي به آن خواهد بخشيد و بهانه اي
را براي سركوب شديد ساير مخالفان دموكراتيك ايجاد مي كند. بنابراين به دليل آن كه آمريكا اين راهبرد را دنبال مي كند پيروزي
سياستمداران كنوني ايران قطعي است . ما نياز به رويكرد جديدي داريم . اكنون زماني است كه آمريكا بايد در رفتار و برخورد با ايران
زيرك باشد و طرح و ساختار برد ـ برد خود را تدوين نمايد كه ما در اينجا پيشنهاد مي كنيم :
اتخاذ يك سياست دومسيري عالمانه كه با بي باكي و به طور مستقيم با رژيم ايران و مردم اين كشور در خصوص همه مسائل مربوط
به روابط دو جانبه كنار بيايد و مصالحه نمايد. با توسعه و گسترش اين دستور كار و برنامه كه نه تنها شامل كنترل تكنولوژي هاي هسته اي
ايران مي شود بلكه شامل لغو تحريم ها و دموكراسي و حقوق بشر و حتي روابط ديپلماتيك مي شود; سياست سازان آمريكا مي توانند
تغيير اساسي در بسياري عوامل و پارامترهاي محدود شده در مذاكرات به بن بست رسيده با ايران ايجاد كنند به اندازه اي كه كنترل
تسليحات و دموكراسي را تامين نمايد.
« شكست استراتژي كنوني آمريكا »
تدوين يك فرمول جديد براي تعامل با تهديد ايران بايد با يك ارزيابي دقيق و ناب از شكستهاي كنوني و گذشته همراه باشد. از
زماني كه آيت الله خميني و حاميانش قدرت را در 1979 به دست گرفتند چهار هدف بر دستور كار سياسي آمريكا در ارتباط با جمهوري
اسلامي ايران مسلط شد : محدود ساختن اعتماد به نفس تهاجمي ايران در منطقه
آسيب رساندن به حمايت تهران از برخي گروه ها
ارتقا
و پيشرفت دموكراسي و حقوق بشر (مورد نظر آمريكا) در ايران و بازداشتن ايران از دستيابي به سلاح هاي اتمي .
پيشرفت در خصوص هر يك از اين اهداف به نحو شگفت آوري تقليل يافته و ضعيف شده است . امروز ايران نسبت به دو دهه
گذشته بسيار بي پروا شده و اعتماد به نفس آن در حمايت از شبه نظاميان شيعه در عراق و حزب الله لبنان و هم اكنون حمايت از حماس
در فلسطين افزايش يافته است . سلطه و هژموني ايران درخاورميانه طي چند سال گذشته به نحو قابل ملاحظه اي رشد يافته است .
طي 25 سال گذشته آمريكا تحريم هاي اقتصادي را به ايران تحميل كرد
عراق را در جنگ با ايران مسلح نمود
از ا نواع گروه هاي
مخالف رژيم ايران حمايت كرد و تلاش هاي بين المللي از جمله تلاش براي جلوگيري از ادغام ايران در سازمان تجارت جهاني را براي
منزوي ساختن ايران سازماندهي كرد.
هيچ يك از اين راهبردها پيشرفت ملموسي براي اهداف اصلي سياست آمريكا در قبال ايران نداشته است . از بسياري جهات
ايران
امروز در بهترين وضعيت استراتژيك خود از زمان انقلاب تاكنون قرار دارد.
« بن بست تحريمها »
سياست كنوني كه توسط دولت بوش دنبال مي شود هيچ اميدي را بر نمي انگيزد. دولت بوش با سنجش گزينه هاي سياسي مختلف
در دوره نخست خود به يك سياست تعريف شده متعصبانه در خصوص كنترل تسليحات در دوره دوم خود دست يافت .
اگر ايران فعاليتهاي غني سازي خود را به حالت تعليق درآورد آمريكا به متحدان اروپايي خود بويژه فرانسه
آلمان و انگليس براي
ورود به مذاكره با ايران ملحق خواهد شد. اتحاديه جديد ميان چين
اروپا و روسيه در مورد ايران موفقيت بزرگي براي دولت آمريكا
خواهد بود. هنوز اين مسئله كه چگونه پيروزي سمبليك و نمادين اتحاد جامعه بين المللي و انزواي ايران در نهايت منجر به تعليق برنامه
هسته اي ايران خواهد شد
به هيچ وجه روشن نيست . تهران از پيشنهاد اروپا و آمريكا امتناع ورزيده است در حاليكه اشاره و كنايه آن
براي مصالحه و توافق صرفا براي تاخير انداختن هرگونه تلاش جدي براي تحريم هاي موثر سازمان ملل كافي بوده است . از اينرو
اگر
شوراي امنيت سازمان ملل با اكراه به فشارهاي آمريكا جهت اعمال تحريم تن در دهد نتيجه آن بعيد است تحريم قاطعي باشد كه اقتصاد
ايران و برخي كشورهاي ديگر را از كار بيندازد.
چين اخيرا يك قرارداد نفت و گاز چند ميليارد دلاري با ايران بست كه همين امر پكن را يك شريك بي تمايل در اعمال يك رشته
تحريم عليه ايران مي كند. روسيه نيز بعيد است كه با تحريم هاي شديد عليه ايران موافق باشد. « سرگئي لاوروف » وزير دفاع روسيه اخيرا
اظهار داشت : ما نمي توانيم از اولتيماتوم هايي حمايت كنيم كه منجر به بن بست شده و سبب تشديد آن گردد. منطق اين قضيه در نهايت
منجر به استفاده از زور خواهد شد. روسيه علاوه بر نيروگاه بوشهر كه طي دهه گذشته در تلاش براي ساخت آن بود
منافع مشترك
اقتصادي ديگري نيز با ايران دارد. نه اين كه نيروگاه بوشهر نخستين قرارداد سودآور براي روسيه باشد. حتي فرانسه و انگليس در حمايت
از تحريمي كه به اقتصاد آنها ضرر واردسازد اكراه دارند. تحريمي كه شامل صادرات نفت باشد
قيمت نفت را تا سطحي بالا مي برد كه
شرط هاي جمهوري اسلامي ايران براي اروپا غير قابل تحمل خواهد شد. افزون بر اين
حتي اگر يك تحريم جديد كه مورد حمايت
سازمان ملل هم باشد به تصويب برسد
ايران به خروج از معاهده منع گسترش سلاحهاي هسته اي تهديد خواهد كرد. همانگونه كه
موفقيت برنامه تسليحات اتمي هند و پاكستان ثابت كرده است
يك دولت مصمم براي دستيابي به اين تكنولوژي ها
آن را با هر هزينه
اي انجام خواهد داد.
در طولاني مدت
تنها راه حل براي تهديد هسته اي ايران
ظهور يك ايران دموكراتيك است . در كوتاه مدت
تنها راه براي كاهش
تهديد هسته اي ايران
تعديل و اصلاح انگيزه هاي تهران براي دستيابي به سلاح هسته اي است .
در نهايت
رنجها و آلام تحريمهاي اقتصادي
به توده مردم تحميل خواهد شد نه به نخبگان حكومت .
محدود ساختن سفرها و تحريم هاي مالي كه نخبگان ايران را نشانه گرفته است در غياب ساير ابزار و لوازم مفيداست اما آنها تنها
هزينه هاي اعتراض و مخالفت را افزايش مي دهند.
روشن است كه تحريمهاي جديد اقتصادي نظير توقيف واردات بنزين به بسياري از مردم كه غرب در تلاش براي اختيار دادن به
آنهاست
آسيب مي رساند; اشتباهي كه حتي كاندوليزا رايس وزير امور خارجه آمريكا به آن اعتراف كرده است .
چنين اقداماتي
رنجش ها و بيزاري را افزايش مي دهد كه بسياري از آنها ممكن است عليه غرب باشد نه دولت تهران . در مقايسه با
رهبران دموكراتيك آفريقاي جنوبي طي دوران آپارتايد
استدلال دموكراتهاي ايران اين است كه مردم ايران نبايد به خاطر تنبيه رژيم
آسيب ببينند.
« گزينه هاي نظامي غير واقعي »
هنگامي كه تحريم ها به شكست منتهي شدند برخي استدلال مي كنند كه بوش به عنوان آخرين راه چاره
بايد فرمان حمله نظامي
عليه تاسيسات هسته اي ايران از جمله مجموعه غني سازي نطنز
راكتور بوشهر
و شايد برخي تاسيسات ديگر در تهران و اصفهان را
صادر كند . طرفداران اين گزينه
حمله هوايي موفقيت آميز اسرائيل عليه مجموعه هسته اي اوسيراك عراق در 1981 را مثال مي زنند .
يك حمله از سوي اسراييل يا آمريكا به آمال و آرزوهاي ايران خاتمه نخواهد داد
اما اين روند
تجديد نظر مقامات ايران از هزينه
تلاش براي آغاز مجدد اين برنامه را كند كرده و دست كم زمان را براي تغيير رژيم مي خرد.
هزينه ها و امور غيرقابل پيش بيني از يك حمله نظامي بسيار زياد است . يك حمله هوايي بعيد است كه براي انهدام تاسيسات
هسته اي ايران موفق شود . همانگونه كه برخي كارشناسان برآورد كرده اند تعداد اين سايتها بيش از 18 مورد است كه رژيم ايران آن را اعلام
كرده است و در اعماق زمين پنهان شده اند. ساير اين سايتها هنوز كشف نشده است . افزون بر اين
حتي اگر عمليات نظامي براي كند كردن
برنامه هسته اي ايران موفق عمل كند اين امر تهران را ترغيب مي كند كه تلاشهاي خود را براي ساخت بمب و خروج از معاهده منع
گسترش سلاحهاي هسته اي افزايش دهد. همچنين از آنجا كه تاسيسات ايران در نواحي شهري مستقر هستند يك حمله نظامي
پيشگيرانه
سبب كشته شدند هزاران تن از ايرانيان بي گناه خواهد شد و منجر به تخريب بناهاي قديمي تاريخي و مذهبي مي شود.
اصفهان مركز برنامه هسته اي ايران است اما در عين حال يكي از زيباترين شهرهاي ايران نيز محسوب مي شود و مهد آثار تمدني ارزشمند
است .
حمله گسترده هوايي عليه تاسيسات هسته اي ايران و ديگر پايگاه هاي نظامي ـ كه عظيم خواهند بود و شانس زيادي براي موفقيت
دارند ـ مردم ايران را پيرامون نظام تجديد سازمان خواهد كرد
دولت را تقويت مي كند و تحسين و تمجيد قابل ملاحظه و تمايل كنوني
ايرانيان نسبت به آمريكا را تحليل خواهد برد!.
نيازي به گفتن نيست كه حمله يكجانبه به ايران آسيب بيشتري به مواضع و جايگاه ايالات متحده در جهان ( پرستيژ آمريكا بيش از
هر زمان ديگري در پايين ترين سطح خود قرار دارد) وارد خواهد ساخت . در نهايت
چنين حمله اي دستاويزي براي افراد متعصب
در
جهان اسلام
از جمله افرادي در ايران خواهد بود كه آن را جنگ صليبي كنوني بوسيله مسيحيان ـ يهوديان غرب عليه شرق تلقي كنند.
دولت ايران همواره تهديد كرده است كه در پي چنين حمله اي
شبه نظاميان عراق و لبنان و ساير نقاط خاورميانه را براي حمله به
نيروهاي آمريكايي و منافع اين كشور درجهان و از جمله در عراق بسيج خواهد كرد. ترديدي وجود ندارد كه اين امر مي تواند شامل
افغانستان گردد كه نشانه هايي از بازيگوشي ايران در آن ديده مي شود
برخي از طرفداران مقابله نظامي
استدلال مي كنند كه تصميم اخير سرهنگ قذافي رهبر ليبي براي برچيدن برنامه هسته اي اين كشور
به اين معناست كه استفاده از قدرت نظامي
مقامات ايران را ترغيب خواهد كرد تا برنامه هسته اي خود را مانند قذافي ترك كنند. اين
همانندي نادرست است . قذافي تسليم برخي پيشنهادات از جمله تعهد به عدم تعقيب تغيير رژيم اين كشور شد كه از سوي اين مسئله
مورد تهديد قرار داشت .
افزون براين
سرمايه گذاريهاي ليبي در برنامه هسته اي و ظرفيت و امكانات آن براي توسعه و نگهداري اين تكنولوژي
تنها بخشي از
امكانات و داراييهاي ايران محسوب مي شود. قذافي همچنين دليل خوبي براي نگراني از حمله هوايي آمريكا داشت زيرا چنين حمله اي
مي توانست منجر به نابودي نه تنها برنامه سلاحهاي هسته اي آن شود بلكه تمام نيروهاي مسلح آن و حتي خود رژيم نيز ممكن بود كه در
معرض نابودي قرار گيرند.
به عبارت ديگر
ايران يك كشور بزرگ و پيچيده با 70 ميليون نفر جمعيت مي باشد كه بيش از 10 برابر جمعيت ليبي است و داراي
رژيمي است كه تنها پيرامون يك رهبر و خانواده او سازماندهي نشده اند.
بويژه با توجه به اينكه نيروهاي آمريكايي در عراق گير افتاده اند
رهبران ايران ترسي از يك تهاجم در مقياس كامل ندارند و هر نوع
ديگري از حمله از نظر سياسي به نفع آنهاست .
مورد آخر
گزينه بسيار تندي است كه از سوي برخي ارائه شده است و آن عبارت است از تغيير رژيم از طريق خشونت و درگيري ; هم
از طريق حمله يا حمايت از يك نيروي مبارز خارجي مانند سازمان مجاهدين خلق كه از سرنگوني رژيم جمهوري اسلامي ايران
حمايت مي كند . سازمان مجاهدين خلق در دهه 1960 در تهران تاسيس و بعد از انقلاب ايران اخراج شدند . ايدئولوژي اين گروه تركيبي
از اسلام و ماركسيسم بود كه طي دوران جنگ ايران ـ عراق در كنار صدام بوده و از دهه 1980 در عراق
مقر و مركز فرماندهي داشتند .
سازمان مجاهدين خلق تقريبا همه حمايت هاي مردمي خود را در ايران از دست داده است و امكانات و ظرفيت هاي سازماني و نظامي
بويژه اكنون كه نخستين منبع تامين مالي آنها يعني صدام از بين رفته
ندارند. ايده احمقانه ديگر
حمايت از جنبش هاي ليبرال ملي يا
اقليتهاي قومي است . اين گروهها فاقد هرگونه ظرفيت براي سرنگون كردن رژيم ايران هستند.
اين سناريوها نامعقول و مضحك هستند. دولت آمريكا نه تنها فاقد ابزارهاي نظامي است بلكه فاقد حمايت سياسي داخلي براي
حمله به ايران است . غيرممكن است كه بتوان چنين حمله اي را از نظر اخلاقي يا قانوني توجيه كرد.
تداوم تهديد به حمله نظامي براي سرنگوني اين رژيم
تنها سبب تقويت تندروها خواهد شد. هيچ نيرويي در اين كشور آماده به
دست گرفتن سلاح براي اين هدف نيست . در حقيقت فعالان دموكراسي و گروههاي حقوق بشر از پذيرش حمايت هاي مالي از سوي
دولت آمريكا
حتي از سازمانهاي غيردولتي آمريكا اكراه دارند. آنها از اين كه به آنها برچسب آلت دست آمريكا زده شود نگران هستند.
شرايط داخلي كه كمكهاي خارجي را به نيروهاي مخالف در صربستان
گرجستان و اوكراين طي انقلابهاي رنگين سالهاي 2000 تا
2004 ميلادي اعطا كرد
در ايران غ امروز وجود ندارد
حركت به سمت راهبرد برد ـ برد
« يك سياست جديد براي تعامل با ايران »
با توجه به شكستهاي گذشته و حال
ما به رويكرد جديد اساسي نياز داريم . اكنون زماني است كه دولت آمريكا بايد پيشنهاد تعامل
را به رژيم ايران ارائه دهد
دولت آمريكا بايد به تحريم هاي اقتصادي ايران پايان دهد
همه دارايي هاي ايران را از توقيف رها سازد
روابط كامل ديپلماتيك را از
سر گيرد
از ابتكار مذاكرات جهت ورود ايران به سازمان تجارت جهاني حمايت كند
سرمايه گذاري هاي خارجي را تشويق نمايد و از
ساير اقدامات جهت بهبود روابط با دولت ايران پشتيباني كند. در مقابل تهران بايد با سه شرط موافقت كند : تعليق فعاليت هاي مبهمي كه
مي تواند به سوي سلاح هاي هسته اي تغيير جهت يابد
از جمله فعاليت هاي مربوط به غني سازي اورانيوم
به همراه حمايت از
فعاليت ها و گروه هاي تروريستي از جمله آموزش
حمايت اطلاعاتي و مالي به حزب الله
حماس و شبه نظاميان افراطي شيعه در
عراق
و تصويب اصول اساسي حقوق بشر تحت قرارداد بين الملل و پذيرش و تصديق تلاش هاي داخلي و بين المللي براي مراقبت از
اين شرايط .
در روند فعاليت هاي هسته اي
بايد ساخت سانتريفيوژها و راكتورهاي آب سنگين بيشتر متوقف شود; گرچه در نهايت ممكن است
اجازه يك برنامه تحقيقاتي غني سازي را به ايران بدهند. در نتيجه بر اساس اين قرارداد
بايد تعهد دو جانبه اي ميان دو طرف برقرار گردد
كه دو طرف از نيروي نظامي نه عليه يكديگر و نه عليه همسايگان خود استفاده نخواهند كرد.
اين مذاكرات بايد با كمترين شروط ادامه يابد. از اي نرو
مردم ايران نبايد نگران آن باشند كه آمريكا به آرمان هاي آنها در مورد
دموكراسي خيانت كرده است . پارامترهاي عظيم پيشنهاد آمريكا بايد از زمان آغاز انتشار عام يابد.
به منظور جلوگيري ايران براي طولاني كردن مذاكرات جهت متوقف ساختن زمان به منظور توسعه برنامه سلاح هاي هسته اي خود
بايد محدوده زماني براي اين مذاكرات تعيين گردد و فقط هنگامي كه دو طرف به اين نتيجه رسيدند كه آن ها پيشرفت درستي در اين
تعامل كرده اند
مدت زمان مورد نظر قابل تمديد است .
سوم
مذاكرات جديد بايد به موازات مذاكرات جاري كه توسط سه كشور اروپايي (فرانسه
انگليس و آلمان ) در جريان است هدايت
و ادامه يابد.
در نهايت
اگر چه ما در اصل خواستار مذاكرات بدون قيد و شرط هستيم
در شرايط كنوني دست كم تعليق غني سازي موقت بايد
كسب شود
تا از استفاده از اين وضعيت براي ايجاد جار و جنجال در خصوص پيشنهاد مذاكراه آمريكا به عنوان يك پيروزي براي مواضع
سرسخت خود جلوگيري شود.
هرگونه توافق عظيم و گسترده با ايران بايد شامل پيش بيني و آينده نگري جهت حفظ روابط ديپلماتيك باشد. همانگونه كه جنگ
سرد نشان داده است
دولت آمريكا نيازي به اعتماد يا پذيرش يك رژيم جهت تامين منافع دوجانبه در تعامل با آن و مشاركت مردم و
فرهنگ آن ندارد.
با روابط ديپلماتيك
واشنگتن مي تواند سفارت خود را در تهران باز كند و احتمالا كنسولگريهايي نيز در چند شهر ايران داشته باشد
و برعكس . رسانه هاي جمعي آمريكا
دانشگاهها
و ان .جي .اوها مي توانند در ايران دفاتر خود را تقويت نمايند. جريان آزاد اطلاعات و
تعاملات فرهنگي صورت گيرد و سفرها و تحصيل ايرانيان به آمريكا افزايش يابد. دولت آمريكا بايد تمايل خود را براي دادن اجازه
ورود به شمار زيادي از دانشجويان و مسافران ايراني اعلام نمايد و شماري از دفاتر كنسولي مورد نياز را براي بررسي تقاضاهاي آنان
مستقر سازد.
اگر ايالات متحده آمريكا تحمل خود را در مسير اعمال تحريم هاي بي اثر از دست بدهد و درصدد اقدام نظامي پيشگيرانه باشد
مقامات ايران و همچنين اكثر كارشناسان بين المللي معتقدند كه اروپا در اين ائتلاف مشترك شركت نخواهد داشت
طي 25 سال گذشته آمريكا تحريم هاي اقتصادي را به ايران تحميل كرد
عراق را در جنگ با ايران مسلح نمود
از ا نواع گروه هاي
مخالف رژيم ايران حمايت كرد و تلاش هاي بين المللي از جمله تلاش براي جلوگيري از ادغام ايران در سازمان تجارت جهاني را براي
منزوي ساختن ايران سازماندهي كرد. هيچ يك از اين راهبردها پيشرفت ملموسي براي اهداف اصلي سياست آمريكا در قبال ايران
نداشته است . از بسياري جهات
ايران امروز در بهترين وضعيت استراتژيك خود از زمان انقلاب تاكنون قرار دارد
حمله گسترده هوايي عليه تاسيسات هسته اي ايران و ديگر پايگاه هاي نظامي ـ كه عظيم خواهند بود و شانس زيادي براي موفقيت
دارند ـ مردم ايران را پيرامون نظام تجديد سازمان خواهد كرد
دولت را تقويت مي كند و تحسين و تمجيد قابل ملاحظه و تمايل كنوني
ايرانيان نسبت به آمريكا را تحليل خواهد برد
دولت آمريكا نه تنها فاقد ابزارهاي نظامي است بلكه فاقد حمايت سياسي داخلي براي حمله به ايران است . غيرممكن است كه بتوان
چنين حمله اي را از نظر اخلاقي يا قانوني توجيه كرد
دولت آمريكا بايد به تحريم هاي اقتصادي ايران پايان دهد
همه دارايي هاي ايران را از توقيف رها سازد
روابط كامل ديپلماتيك را از
سر گيرد
از ابتكار مذاكرات جهت ورود ايران به سازمان تجارت جهاني حمايت كند
سرمايه گذاري هاي خارجي را تشويق نمايد و از
ساير اقدامات جهت بهبود روابط با دولت ايران پشتيباني كند

*****
سكوت اعراب در برابر نقض حريم هوايي سوريه !
|
در شرايطي كه سوريه از سكوت كشورهاي عربي نسبت به تجاوز جنگنده هاي اسرائيل به حريم هوايي خود به شدت دلخور به نظر
مي رسد
لغو سفر آقاي معلم به عربستان مي تواند بر دامنه اين دلخوري بيافزايد.
پنجشنبه هفته گذشته دولت سوريه اعلام كرد كه چند جنگنده اسرائيلي به حريم هوايي اين كشور تجاوز كرده اند. دولت اسرائيل در مورد
ادعاي سوريه سكوت كرده است
اما « وليد معلم » در جريان ديدار روز دوشنبه خود از انكارا اعلام كرد كه جنگنده هاي اسرائيلي
موشك هايي را به اهداف سوري شليك كرده و مخزن هاي سوخت خود را نيز در منطقه مرزي سوريه و تركيه رها كرده اند. « علي بابا جان »
وزير خارجه تركيه با پذيرش ادعاي سوريه مبني بر تجاوز جنگنده هاي اف ـ15 اسرائيلي به فضاي آن كشور
اين اقدام را غيرقابل قبول
دانست و از دولت اولمرت خواست كه درباره مخزن هاي سوختي كه در خاك تركيه رها شده است
به آنكارا به طور شفاف توضيح دهد.
آنچه در اين ميان تا اندازه اي شگفت آور است خونسردي مطبوعات و دولت هاي عرب در برابر نقض حريم هوايي سوريه توسط
جنگنده هاي اسرائيلي است . بعيد است كه سكوت كشورهاي عرب در برابر نقض حريم هوايي سوريه توسط هواپيماهاي اسرائيلي ناشي
از بي اعتمادي به سخنان مقام هاي سوري باشد
چرا كه سكوت اسرارآميز دولت اسرائيل در اين مورد و نيز موضع گيري وزير خارجه
تركيه مي تواند دليلي بر صحت ادعاي سوري ها باشد. بنابراين آيا كشورهاي عرب از سياست هاي منطقه اي سوريه به حدي نگران
شده اند كه حاضرند آن را در رويارويي با اسرائيل تنها بگذارند و يا اينكه اصولا حادثه پنجشنبه گذشته را خطري عليه سوريه تلقي
نمي كنند
در اينكه كشورهاي عرب از نزديكي سوريه به ايران و حمايتش از حزب الله لبنان و گروه حماس عصباني اند
ترديدي وجود ندارد
اما اين عصبانيت نمي تواند منشا سكوت آنها در برابر نقض حريم هوايي يك كشور عربي از جانب دولت يهود باشد. به نظر مي رسد
كه اعراب
نقض حريم هوايي سوريه از طرف اسرائيل را نشانه احتمال بروز جنگ بين دو كشور تلقي نمي كنند و به همين علت در برابر
آن خونسردي پيشه كرده اند.
واقعيت اين است كه به رغم تشنجي كه بر روابط دمشق ـ تل آويو حاكم است
هيچكدام از دولت هاي اسرائيل و سوريه علاقه اي به
ورود به جنگ با يكديگر ندارند و در پي هر تحول تحريك آميز
مي كوشند تا فضا را آرام كنند. در حقيقت
واكنش سوريه به نقض حريم
هوايي اين كشور از سوي جنگنده هاي اسرائيلي چندان پرحرارت نبوده است و به رغم گزارش تاييد نشده برخي رسانه هاي لبناني مبني
بر فراخوان نيروهاي ذخيره ارتش سوريه
علامتي از جنب و جوش سياسي و نظامي در سوريه براي مقابله با اسرائيل ديده نشده است .
آيا اين مساله به معناي آن است كه سوري ها نيز حادثه روز پنجشنبه گذشته را علامت آماده شدن اسرائيل براي شروع جنگ تلفي
نمي كنند
« وليد معلم » حركت اسرائيل را اقدامي خصمانه دانسته اما در عين حال يادآور شده است كه يك روز پيش از ورود هواپيماهاي
اسرائيلي به حريم هوايي سوريه « خاوير سولانا » در مصر به وي گفته است كه اهود اولمرت
نخست وزير پيغام داده است كه براي كاهش
تشنج بين دمشق ـ تل آويو قصد دارد از شمار نظاميان اسرائيلي مستقر در بلندي هاي اشغالي جولان بكاهد. در اين ميان اين پرسش پيش
مي آيد كه اگر اسرائيل قصد تحريك « بشاراسد » رئيس جمهور سوريه را نداشته
به چه علت هواپيماهاي جنگي خود را وارد فضاي
هوايي اين كشور كرده است آيا قصد اسرائيل
آزمودن سيستم دفاع هوايي سوريه بوده است
سيستمي كه گفته مي شود با كمك
موشك هاي پيشرفته ضدهوايي روسيه تقويت شده است با اينكه اسرائيل خواسته است به آقاي اسد نشان دهد كه حتي اعراب هم از
او حمايت نمي كنند و بهتر است او به تجديدنظر در سياست هايش بپردازد
يا اينكه طبق ادعاي نشريه « نيويورك پست » ارتش اسرائيل در تمرين هاي نظامي خود براي حمله احتمالي به تاسيسات هسته اي
ايران
حريم هوايي سوريه تا مركز تركيه را نقض كرده است رسانه هاي اسرائيلي گزارش داده اند كه حزب الله لبنان نيز نظري مشابه
نيويورك پست مطرح كرده و نقض حريم هوايي سوريه را به آمادگي ارتش اسرائيل براي حمله به خاك ايران ربط داه است .
هرچند كه اسرائيل در يكي ـ دو سال اخير تلاش كرده است تا خود را از خط مقدم مقابله با ايران دور كند
اما احتمال اينكه اين كشور
به صورت محرمانه خود را براي حمله به تاسيسات هسته اي ايران آماده كند
دور از ذهن نيست . در واقع
اسرارآميز بودن نقض حريم
هوايي سوريه و سكوت مرموز كشورهاي عربي در مقابل اين حركت از جمله لغو ديدار « وليد معلم » از عربستان شايد قرينه اي براي اين
گمانه باشد كه هدف اسرائيل از عمليات اخير يك كشور غيرعرب بوده است .
در اين ارتباط روزنامه تركي « تودي زمان » نيز به نقل از منابع نظامي غربي مدعي شد كه جنگنده هاي رژيم صهيونيستي كه به تازگي
حريم هوايي سوريه را نقض كردند در حال محك زدن قابليت شان در دستيابي به حريم فضايي ايران بوده است .
اين روزنامه مدعي شد در حاليكه فرضيات درباره پرواز جت هاي جنگنده رژيم صهيونيستي بر فراز آسمان سوريه و بمباران برخي
شهرها در نزديكي مرز تركيه ادامه دارد
فرضيه اي در آنكارا مطرح شده است مبني بر اينكه تل آويو به طور سري اجازه استفاده براي پرواز
جنگنده هايش از حريم هوايي اين كشور دريافت كرده است .
اين روزنامه به نقل از منابع نظامي غربي مستقر در آنكارا نوشت كه خلبانان صهيونيست در تاريخ شش سپتامبر در حال انجام
ماموريتي تمريني براي آزمايش قابليت شان در دستيابي به ايران بوده اند.
يك ژنرال بازنشسته ترك گفت : سوريه به ايران بسيار نزديك است . به همين دليل به مخازن سوخت اضافي براي پرواز به يك كشور
همسايه نياز نيست
اما براي تمرين خلبان ها براي پرواز در مسافت دور به آزمايش مخازن سوخت اضافي نياز است . اسرائيل با استفاده
از اين مخازن قابليتش را براي پرواز به سوي ايران آزمايش كرد. به گفته وي خلبان ها در طول پرواز مخازن اضافي سوخت را رها كردند تا
تفاوت پرواز با مخازن و بدون آن را بررسي كنند.
پايگاه اينترنتي « اكونوميست » در اين باره مي نويسد : يكي از مقامات سابق وزارت دفاع اسرائيل مي گويد هيچ زماني را به ياد ندارم كه
منافع ما و آنها سوريه اين قدر به هم نزديك شده باشد تا چند روز پس از آنكه دمشق از تجاوز هواپيماهاي اسرائيل به حريم هوايي اش
شكايت كرد
هيچ يك از دو طرف نمي خواستند درباره آنچه رخ داده بود حرفي بزند. اين سكوت نامعمول را ابتدا « وليد المعلم » وزير
خارجه سوريه شكست و در ديدار با ديپلمات هاي اروپايي از حمله اسرائيل به اهدافي در خاك سوريه شكايت كرده بود سپس منابع
ناشناس آمريكايي در گفتگو با « سي .ان .ان » و روزنامه « نيويورك تايمز » حمله هوايي اسرائيل را به سوريه تاييد كردند.
اين نشريه در ادامه نوشت : اينكه اسرائيل به كجا و چرا حمله كرد هنوز مشخص نشده است . گزارش آمريكايي ها حاكي از آنست كه
هواپيماهاي اسرائيل به محموله هاي تسليحاتي كه قرار بود به دست حزب الله لبنان برسد
حمله كردند (مسئله اين است اين كار
سالهاست از خاك سوريه انجام مي شود) نظريه ديگر آن است كه هواپيماهاي اسرائيلي به محموله مواد هسته اي كه از كره شمالي مي آمد
حمله كردند. (جدا از ايران
كره شمالي تنها كشوري بود كه با عصبانيت به دفاع از سوريه شتافت ) يك نظريه ديگر آن است كه اسرائيل
مي خواست مسير پرواز براي جنگ احتمالي با سوريه يا حمله به ايران را آزمايش كند يا سامانه دفاع هوايي جديد سوريه را كه طبق
گزارش ها از روسيه تحويل گرفته است محك بزند.
اهداف مورد حمله هر چه بوده حتما مبهم بوده است كه اسرائيل در اين زمان اقدام به آن كرده است . در حال حاضر اسرائيل و سوريه
هر دو سرگرم تقويت نيروهاي خود براي يك جنگ احتمالي هستند و در عين حال مي كوشند در ملا عام به يكديگر اطمينان خاطر
دهند كه هيچ قصدي براي جنگ ندارند. گرچه از زمان جنگ تابستان گذشته اسرائيل با حزب الله در لبنان
دمشق و تل آويز سرگرم تقويت
نيروي دفاعي خود بوده اند. اما سوريه مدتهاست تمايل خود را براي گفتگوهاي جديد صلح درباره بازپس گيري بلندي هاي جولان ابراز
كرده است و بعد از آنكه يك ديپلمات سابق اسرائيلي و يك آمريكايي سوري تبار فاش ساختند كه چندين نشست براي گفتگو درباره
صلح داشته اند
تعدادي از مقامات برجسته اسرائيلي نيز امسال مانند سوري ها از تمايل خود براي صلح سخن گفتند.
« آبزرور » هفته نامه انگليسي هم نوشت : نقض حريم هوايي سوريه با آگاهي لندن و واشنگتن انجام گرفته
اما با وجود آن كاخ سفيد
تل آويو و داونينگ استريت تاكنون در قبال آن سكوت كرده اند.
آبزرور در تحليل خود گفته هايي را كه تاكنون درباره اين اقدام رژيم صه يونيستي انجام شده
به كناري گذاشت نوشت : پيدا شدن
تانكرهاي سوخت جنگنده هاي اسرائيل در تركيه نيز مي تواند تعبيرهاي مربوط به خود را به همراه داشته باشد. به نوشته اين هفته نامه
است
جنگنده هايي كه توانايي Raam F 51 I ارتش تركيه معتقد است تانكرهايي كه در اين كشور پيدا شده متعلق به جنگنده هاي
انجام پروازهاي طولاني را داشته و در صورت به همراه داشتن تانكرهاي سوخت اضافي مي تواند مسيري بالغ بر دو هزار كيلومتر را
بپيمايند; يعني با اين حساب جنگنده هاي اسرائيل توانايي رسيدن به ايران را دارند.
آبزرور در ادامه مطلب خود به نقل از يك مقام ناشناس صهيونيست نوشت : در عملياتي كه انجام گرفت هشت فروند جنگنده فوق
(هواپيماي مجهز به ELINT مدرن از نوع اف ـ 15 و اف ـ 16 حضور داشتند كه اين جنگنده ها يك فروند هواپيماي جاسوسي
سيستم هاي الكترونيكي مخصوص جمع آوري اطلاعات كه قابليت پرواز در ارتفاع بسيار بالا را دارد) را همراهي مي كردند; جنگنده هاي
شركت كننده در اين عمليات به موشك هاي « ماوريك » و بمب هاي 500 پوندي مسلح شده بودند .
منبع :
پايگاه اينترنتي ايسنا
پايگاه اينترنتي « بي .بي .سي »
بعيد است سكوت كشورهاي عرب در برابر نقض حريم هوايي سوريه توسط هواپيماهاي اسرائيلي ناشي از بي اعتمادي به سخنان
مقام هاي سوري باشد
چرا كه سكوت اسرارآميز دولت اسرائيل در اين مورد و نيز موضع گيري وزير خارجه تركيه مي تواند دليلي بر
صحت ادعاي سوري ها باشد
آيا كشورهاي عرب از سياست هاي منطقه اي سوريه به حدي نگران شده اند كه حاضرند آن را در رويارويي با اسرائيل تنها بگذارند و يا
اينكه اصولا حادثه پنجشنبه گذشته را خطري عليه سوريه تلقي نمي كنند
روزنامه تركي « تودي زمان » به نقل از منابع نظامي غربي مدعي شد كه جنگنده هاي رژيم صهيونيستي كه به تازگي حريم هوايي سوريه
را نقض كردند در حال محك زدن قابليت شان در دستيابي به حريم فضايي ايران بوده است .
اكونوميست : يك نظريه آن است كه اسرائيل مي خواست مسير پرواز براي جنگ احتمالي با سوريه يا حمله به ايران را آزمايش كند يا
سامانه دفاع هوايي جديد سوريه را كه طبق گزارش ها از روسيه تحويل گرفته است محك بزند.

| |