روزنامه جمهوري اسلامي 28/06/1386 صفحه سياسي
*****
مروري بر گزارش « پترائوس ـ كراكر » به كنگره آمريكا




  • انتشار گزارش ژنرال « ديويد پترائوس » سر فرمانده نيروهاي آمريكايي در عراق و « رايان كراكر » سفير آمريكا در بغداد هيچ يك از انتظارات كاخ سفيد و طيف نو محافظه كاران را برآورده نكرده است . اين گزارش به قدري ضعيف و بي محتوا تنظيم شده بود كه در همان ساعات اولين پس از انتشار با واكنش منفي و اعتراض آميز نمايندگان كنگره مواجه شد و رهبران دمكراتها بر نقاط ضعف آن تاكيد ورزيدند. بررسي محتواي گزارش « پترائوس ـ كراكر نشان ميدهد كه در تنظيم آن حرف تازه اي وجود ندارد و تمامي ديدگاهها مواضع اتهامات و شايعاتي كه كاخ سفيد پنتاگون سيا و ارتش آمريكا بارها در سالهاي اخير مطرح كرده بودند يكبار ديگر عينا تكرار شده و حتي برخي جمله پردازيهاي گذشته نيز دقيقا مطابق گذشته كپي برداري شده است .
    اهداف نو محافظه كاران
    نخستين سئوال مطرح در اين زمينه اينست كه نومحافظه كاران از انتشار اين گزارش چه انتظاراتي داشته اند براي تحقق چه اهدافي خيز برداشته بودند و آيا با انتشار اين گزارش به اهداف خود رسيده اند
    واقعيت اينست كه بوش كوچك و دستيارانش در آن واحد چند هدف را در تنظيم اين گزارش مد نظر قرار داده بودند ولي بقدري شتابزده و انفعالي عمل كردند كه به هيچ يك از اهداف خود نرسيدند و گزارشي بي رمق ضعيف و به شدت نا متجانس و پرابهام را به كنگره ارائه دادند.
    با در نظر گرفتن وضعيت شكننده اي كه جمهوريخواهان در آستانه انتخابات رياست جمهوري با آن مواجهند بوش سعي داشت بطور همزمان به افكار عمومي و رقباي سياس ي خود چنين وانمود كند كه گويا ابتكار عمل را در عراق در دست دارد و همه طرحهايش به نتيجه رسيده اند و يا نتايج دلگرم كننده اي از آنها بدست آمده و اگر اشكالات كوچكي هم وجود دارد مربوط به ديگران است كه بوش و دستيارانش براي آن اشكالات هم راه حل هائي را در نظر دارند!
    گزارش مشترك ژنرال پترائوس و رايان كراكر بااين هدف تنظيم شده بود كه طرح افزايش سال گذشته نيروها به ميزان 21 500 نفر را موفق جلوه دهد و اثرات معجزه آميزي را به اين افزايش نيروها نسبت دهد تا افكار عمومي دريابد كه گويا بوش و دستيارانش با اعزام نيروهاي جديد به عراق تصميم صحيحي گرفته اند و مي دانند چه مي كنند و آنچه انجام داده اند دقيقا منطبق با شرايط عراق بوده است .
    البته ژنرال پترائوس و كراكر در بيان مبالغه آميز اين داعاهاي نادرست سنگ تمام گذاشتند ولي موارد ادعائي بقدري غير واقعي تصنعي و پرتناقض بود كه جلسات كنگره عملا به فرصتي براي طرح سئوال محاكمه اي تبديل شد و حتي هم حزبي هاي بوش هم نتوانستند پاسخ هاي قانع كننده اي را دريافت كنند.
    محورهاي اصلي گزارش
    گفته ميشود كه دستياران بوش با كمك پنتاگون و سيا حدود 3 ماه براي تنظيم اين گزارش تلاش كرده بودند لكن واقعيتهاي عيني در عراق بقدري محرز است كه ابتكار عمل در بيان شرايطي جنگي در عراق را از دست بوش و همراهانش خارج كرده است . در واقع در شرايط كنوني واشنگتن قادر نيست از انتشار اطلاعات مربوط به عراق توسط ديگران جلوگيري كند و نوعي « انحصار اطلاعاتي » را برحوادث عراق حاكم سازد. « نانسي ـ پلوسي » رهبر دمكراتهاي مجلس نمايندگان با سفر به عراق و سوريه توانسته بود بلا واسطه از روند تحولات منطقه آگاه شود و ديگر فرصتي براي بوش و دستيارانش براي گزافه گوئي درباب مسائل عراق باقي نمانده بود.
    گزارش پترائوس ـ كراكر عملا 3 محور اصلي را نظر قرار داده بود كه ميتوان آنها را بترتيب اينگونه فهرست كرد .
    1 ـ ارتش آمريكا با افزايش تعداد نظاميان خود توانسته است اوضاع عراق را تحت كنترل درآورد و ابتكار عمل را بدست بگيرد! ولي القاعده هنوز شكست نخورده و در عراق حضور جدي دارد و لذا بايستي حضور نظامي آمريكا در عراق حفظ شود.
    2 ـ طرحهاي آمريكا در عراق گويا تماما با موفقيت همراه بوده ولي اگر مشكلي وجود دارد به برخي همسايگان عراق و دولت نوري المالكي بر ميگردد و از جمله ايران را بايستي در اين زمينه مسئول دانست !
    3 ـ اگر چه آمريكا در تامين امنيت عراق موفقيتهائي داشته ولي اين بدان معني نيست كه بتوان از ميزان حضور نظامي آمريكا در عراق كاست ! اگر اوضاع همچنان تحت كنترل بماند مي توان تا پايان تيرماه 87 به ميزان حداكثر 30 هزار نيروي نظامي آمريكا را از عراق خارج كرد.
    البته گزارش پترائوس ـ كراكر حاوي نكات ديگري نيز بود لكن اصلي ترين محورها در همين 3 مورد خلاصه ميشوند و هدف اصلي از فصل بندي گزارش با اين 3 محور آن بوده است كه اولا فشار سياسي ـ تبليغاتي از دوش جمهوريخواهان برداشته شود و به رقباي سياسي بوش فهمانده شود كه گويا اوضاع آنقدرها هم كه گفته ميشود بحراني نيست و ثانيا براي حفظ شرايط فعلي بايستي بودجه هاي مورد انتظار پنتاگون و ارتش آمريكا در عراق تامين شود و ثالثا هيچگونه بحثي از خروج نظاميان آمريكائي در عراق به ميان نيايد چون تروريست ها از آن آگاه ميشوند و براي پركردن خلا ناشي از خروج نيروهاي آمريكائي وسوسه خواهند شد!
    تناقضات آشكار در گزارش
    نمايندگان كنگره در بررسي گزارش پترائوس ـ كراكر مشخصا بر روي تناقضات آشكار گزارش و همچنين گزافه گوئي هاي مغاير با وضعيت موجود در عراق متمركز شدند و با طرح سئوالات جدي سعي كردند علت وجود ابهامات فراوان در طرح افزايش نيروها در عراق و تناقض ادعاهاي ژنرال پترائوس با شرايط عيني را جويا شوند. يك سئوال جدي و مطرح اينست كه اگر ادعا مي شود كه با افزايش نيروها به ميزان 21 500 نفر امنيت مورد انتظار در عراق برقرار شده پس وقوع اين همه حوادث تروريستي در روزهاي اخير چه توجيهي دارد و اگر حتي افزايش 21 500 نفر نيرو براي برقراري امنيت كافي نيست پس پنتاگون بايستي نفرات بيشتري را به عراق اعزام كند و اگر امنيت مورد انتظار برقرار شده چگونه است كه هواپيماي حامل بوش در موقع اوج گيري مورد حمله موشكي قرار گرفت بعلاوه محل اقامت وي در طول دوره كوتاه حضورش در عراق در معرض حملات خمپاره اي واقع شد و اگر امنيت رئيس جمهور آمريكا در سفر به عراق اينگونه تامين شده پس چه كساني در عراق در امنيت كامل بسر ميبرند
    تناقض مهم ديگر كه اصولا مورد اشاره در گزارش پترائوس كراكر نبوده است موضع متحدين آمريكا در طيف نيروهاي ائتلاف است كه يكي پس از ديگري و به صراحت مواضع خود را از مواضع واشنگتن جدا مي كنند. جدي ترين نمونه از اين واقعيت خروج خفت بار نظاميان انگليسي از بصره است كه بدون هماهنگي و موافقت آمريكا بصورت يكجانبه از كاخ رياست جمهور در بصره خارج شدند و به حومه بصره عقب نشيني كردند. اين پديده جدي ترين ضربه حيثيتي براي استراتژي بوش در عراق بود و ابعاد واگرائي سياستهاي لندن ـ واشنگتن پس از سقوط دولت توني بلر در لندن و روي كار آمدن « گوردون براون » را بنمايش گذاشت .
    سئوال جدي رهبران كنگره اينست كه چرا در شرايطي كه انگليس بعنوان اصلي ترين متحد آمريكا در اشغال عراق از بصره عقب نشيني مي كند آمريكا هنوز هم زمينه براي كاهش نيروها را مناسبت نمي داند
    موضوع ديگر به نقش مشكوك « ديك چني » معاون رئيس جمهور آمريكا و شركتهاي نفتي و تجاري آمريكائي فعال در عراق باز مي گردد و اين سئوال مطرح است كه آيا كساني از طيف دستياران بوش براي سو استفاده هاي مالي بيشتر از جنگ عراق سعي دارند تعمدا جنگ عراق را طولاني تر كنند تا در پرتو آن درآمدهاي مالي بيشتري را كسب كنند اين مسئله مستقيما به 500 ميليارد دلار هزينه هاي جنگ عراق در طول 5 سال گذشته باز مي گردد و اين سئوال مطرح مي شود كه چرا اين جنگ تا اين اندازه پرهزينه شده است و حال آنكه در بدبينانه ترين برداشت ها قرار بود كه دست بالا 120 ميليارد دلار هزينه در برداشته باشد
    تخلفات مالي ـ جنائي
    صرفنظر از مطالبي كه در گزارش پترائوس ـ كراكر مطرح شده انگشت اتهام كنگره بر روي مطالبي متمركز شده كه در اين گزارش كوچكترين اشاره اي به آنها نشده و حال آنكه بخش قابل توجهي از پرونده جنگ در عراق را تشكيل مي دهد. يك سئوال مطرح در اين زمينه آنست كه چرا اشاره اي به تخلفات مالي ـ جنائي در عراق نشده است و حال آنكه اين موارد جزو بديهي ترين مسائلي است كه با پرونده جنگ عراق گره خورده است . از جمله چرا برداشت هاي مالي ناشي از فروش نفت عراق به صندوقهاي دولتي در عراق واريز نشده است و چرا از 270 ميليارد دلار هزينه هاي اعلام شده براي ارتش آمريكا در عراق در يك دوره فقط 60 ميليارد دلار آن در عراق هزينه شده است و چرا نتايج حسابرسي هاي انجام شده در مقاطع مختلف با يكديگر تطبيق نمي كنند و بنظر ميرسد كه نوعي « حساب سازي » در اين مقوله مطرح است علاوه بر اين ابعاد مربوط به ارتكاب جنايات جنگي توسط نظاميان آمريكائي اعزامي به عراق هنوز در پرده اي از ابهام قرار دارد و پنتاگون مشخصا اصرار دارد كه براي كشتارهاي دستجمعي قتل هاي بدون هدف نظامي قابل توجيه پرونده اي تشكيل نشود. شدت و دامنه اين موارد به حدي گسترده است كه حتي كنگره نيز با مشاهده ابعاد فجيع آن ترجيح داده است در اين مقولات وارد نشود و از كنار آن با اشاره بگذرد.
    مراجع رسمي نظارتي ارتش آمريكا و پنتاگون رقم تعداد قربانيان عراقي حوادث 5 ساله اخير را بيش از 750 هزار تن ذكر كرده اند و ميزان افراد معلول و مجروح عراقي را بيش از 2 ميليون تن تخمين زده اند لكن از انتشار رسمي و گسترده اين آمار و اطلاعات قويا منع شده اند و ترجيح داده مي شود كه اين موضوع همچنان در ابهام باقي بماند. در چنين شرايطي حتي ذكر تعداد كشته شدگان ارتش آمريكا در عراق هم فقط توسط مخالفين جنگ عراق صورت مي گيرد و اين در حاليست كه ارتش آمريكا از برگزاري مراسم رسمي حتي براي قربانيان آمريكائي جنگ عراق هم ممانعت بعمل مي آورد.
    ميراثي براي رئيس جمهور آينده !
    انتشار گزارش پترائوس ـ كراكر خشم رقباي سياسي بوش در كنگره را برانگيخته است . سفر شتابزده بوش و دستيارانش به عراق در آستانه انتشار اين گزارش نشان داد كه جمهوريخواهان تا چه اندازه نگران عواقب انتشار اين گزارشند. بوش در آن روزها با لحن التماس آميزي از رهبران كنگره مي خواست كه دستكم جزئيات اين گزارش را به دقت گوش كنند و سپس موضع بگيرند. اين موضع حقارت آميز بوش نشان مي داد كه وي و دستيارانش نگران پيامدهاي گزارشند. طبعا سئوال اينست كه چه بخشي از گزارش ممكن است خشم كنگره را بهمراه داشته باشد پاسخ اين سئوال روشن است . رقباي سياسي بوش نگرانند كه مبادا وي و دستيارانش براي دولت آينده ميراث شوم جنگ در عراق را به يادگار بگذارد و رئيس جمهور آينده نيز مجبور به دست و پا زدن در باتلاق عراق شود. دمكراتها كه براي ورود به كاخ سفيد وسوسه مي شوند اصرار دارند كه بوش به بحراني كه خودش به وجود آورده پايان دهد. ولي بنظر مي رسد كه جمهوريخواهان سعي دارند حتي از اين وسيله براي تصاحب مجدد قدرت « استفاده ابزاري » كنند و از تمايل دمكراتها براي ورود به كاخ سفيد بكاهند.اين اصلي ترين موضوع براي جنگ قدرت ميان دمكراتها و جمهوريخواهان است و ساير بخش هاي مهم گزارش پترائوس كراكر را عملا تحت الشعاع خود قرار داده است .
    بوش كوچك در شرايطي كه دمكراتها با تمامي بودجه هاي جنگي پيشنهادي براي عراق تنها به شرط اعلام جدول زماني خروج نيروهاي آمريكائي از عراق موافقت مي كردند توانست با همين شگردهاي سياسي ـ تبليغاتي سال گذشته 21 500 نفر نيروي اضافي را به عراق اعزام كند و اكنون با انتشار گزارش پترائوس ـ كراكر مايل است به افكار عمومي آمريكا چنين وانمود كند كه گويا دمكراتها قادر به درك وخامت اوضاع در عراق نيستند و با لجاجت خواستار خروج فوري نظاميان آمريكائي از عراق هستند.
    در چنين شرايطي « موفق الربيعي » معاون امنيتي نخست وزير عراق خواستار خروج اشغالگران از عراق و كاهش تعداد آنها به كمتر از يكصد هزار نفر شده است . اين بدان معني است كه حتي اصلي ترين مسئول امنيت ملي عراق هم به تداوم حضور نظامي آمريكا در سطح مورد ادعاي بوش و دستيارانش اعتقادي ندارد و آنرا ضروري نمي داند و حتي دولت عراق هم در برابر گزارش پترائوس ـ كراكر موضع گرفته است .
    اين اعلام موضع دولت عراق در واقع « تير خلاص گزارش پترائوس ـ كراكر » بود و نشان داد كه ادعاهاي مشترك آنها در كنگره فاقد هرگونه مبناي كارشناسي است و هيچگونه پشتوانه اي نزد دولت نوري المالكي ندارد. البته بوش كه تا هفته پيش خواستار بركناري نوري المالكي بود و به مردم عراق دستور مي داد كه چگونه وي را بركنار كنند طبعا نبايستي انتظار حمايت و جانبداري از دولت مالكي داشته باشد ولي بنظر مي رسد كه مالكي هم در لحظه اي حساس به گزافه گوئي هاي بوش و دستيارانش پاسخي كوبنده و پشيمان كننده داده است .
    معرفي همسايگان عراق بعنوان « دردسر » !
    گزارش پترائوس ـ كراكر حتي از منظر رسيدگي به اوضاع گذشته و حال عراق و مواضع همسايگان عراق در قبال دولت ملي نوري المالكي هم يك گزارش عقيم و كينه توزانه است . واشنگتن هنوز هم سعي دارد شكست هاي سياسي ـ تبليغاتي خود از ايران را در گزارشات رسمي و مواضع مقامات كليدي كاخ سفيد تلافي كند. دقيقا بهمين دليل است كه ايران را يك تهديد و دردسر براي عراق معرفي مي كند و حال آنكه بيشترين نقش ثبيت كننده و آرامش بخش در عراق را ايران ايفا كرده و بعضا مورد اعتراف مقامات آمريكائي هم قرار گرفته است . واشنگتن فراموش كرده است كه با برپائي 3 دوره مذاكرات مستقيم با ايران در موضوع عراق در واقع به نقش مثبت و مسئولانه از جانب ايران اذعان دارند و از آن تقدير مي كنند. ولي گزارش پترائوس ـ كراكر از اين موضوع يك تهديد و خطر و عامل ناامني ياد مي كنند و آنها بطور همزمان از موضع اردن صرفا بخاطر صدور بيانيه اي در حمايت از مواضع عراق تجليل مي كنند. اما آيا نقش ويرانگر اردن براي حمايت و لجستيك تروريست هاي بعثي ـ تكفيري قابل انكار است آيا آگاهي واشنگتن از جزئيات فجايع تروريستي عراق جائي براي تجليل از نقش اردن باقي مي گذارد و آيا آگاهي اشغالگران از نقش مسئولانه اي كه مرجعيت و زعامت شيعه در مهار حوادث پس از 2 بار انفجار حرمين عسكريين (ع ) ايفا كرد جائي براي اين قبيل مواضع كينه توزانه عليه ايران و مراجع عظام شيعه باقي مي گذارد
    البته اشغالگران ثابت كرده اند كه عراق مردم عراق شيعه و پيچيدگيهاي اوضاع منطقه را مطلقا نمي شناسند و حتي از آگاهيهاي خود نيز در جهت به آشوب كشيدن منطقه سواستفاده مي كنند.
    سرمايه گذاري اشغالگران بر روي عشاير عراق و تلاش براي تجهيز نظامي و مسلح كردن عشاير بعثي ها و تكفيري ها نشان مي دهد كه اشغالگران واقعا به دنبال آرامش و امنيت و رفاه مردم عراق نيستند و منافع نامشروع خود را صرفا در ناامني عراق جستجو مي كنند. اشغالگران عراق فقط نفت و ثروت عراق را مي خواهند و حتي به قيمت قتل عام 750 هزار عراقي و معلوليت 2 ميليون عراقي و ويراني تمام عراق هم باز خواستار غارت ثروتهاي عراقند.
    فروش سلاح آمريكائي به عراق !
    شايد اگر غارت ثروتهاي عراق توسط اشغالگران همراه با امنيت و آرامش و رفاه مي بود ابعاد اعتراض و مخالفت عليه اشغالگران تا اين اندازه روزافزون نمي شد. ولي اشغالگران نه تنها به غارت ثروتها مشغولند و نه تنها زيرساختهاي اقتصادي جامعه را ويران مي كنند و نه تنها مردم عراق در خانه و كاشانه هاي خود نيز احساس آرامش و امنيت نمي كنند بلكه حتي تروريست هاي جنايتكار نيز با تحريك اشغالگران عليه آنها وارد عمل مي شوند ولي ارتش عراق پليس و نيروهاي امنيتي عراق نيز مجاز نيستند كه با تروريست ها مقابله كنند. چون اسلحه اي در اختيار ندارند! ارتش آمريكا در دوران « پل برمر » تمامي سلاحهاي سنگين و سبك ارتش و نيروهاي پليس و امنيتي عراق را جمع آوري و تماما منهدم كرد . هم اكنون ارتش و نيروهاي نظامي عراق فاقد سلاح هستند و از هر 3 نظامي فقط يك نفر مسلح به سلاح سبك است و اين در حاليست كه برخي عشاير عراقي توسط اشغالگران به پيچيده ترين سلاحهاي اتوماتيك مجهز شده اند و آمريكا حتي تروريست هاي بعثي و سلفي را نيز مسلح كرده است .
    گزارش پترائوس ـ كراكر در اين زمينه به نكته عجيب و حيرت آوري اشاره دارد كه در عين گستاخي بسيار شرم آور است و آن اينكه به رهبران كنگره و محافل نظامي و كمپاني هاي اسلحه سازي آمريكا مژده مي دهد كه آمريكا مي تواند از اين فرصت براي فروش ميلياردها دلار اسلحه به عراق بهره گيري كند! اين در واقع فرصتي است كه اشغالگران براي خودشان به وجود آورده اند و به قيمت نابودي يك ملت و يك كشور بازار گرم فروش اسلحه هاي آمريكائي را براي خود تدارك نموده اند.
    گزارش پترائوس ـ كراكر تازه ترين تراوشات فكري نو محافظه كاران را بطور يكجا فهرست كرده است و نشان مي دهد كه در مغزهاي عليل آنها چه مي گذرد و طرحهاي جنون آميز محافظه كاران براي ماهها و بلكه سالهاي آينده چيست اما مسئله اينست كه آيا بوش كوچك و دستيارانش با اين پرونده هاي سياه و نكبت بار فرصتي براي دستيابي به نتايج بهتر دارند بوش و دستيارانش با تلخكامي ديدند كه حتي 21 500 نفر نيروي نظامي اضافي هم نتوانستند معجزه اي بكنند و امروز با اعلام طرح خروج 30 هزار نيرو طي يكسال از عراق مايلند با جابجائي نيروهائي كه از حضورشان معجزه اي برنيامد با خروجشان معجزه كنند!
    گزارش پترائوس ـ كراكر به قدري ضعيف و بي محتوا تنظيم شده بود كه در همان ساعات اوليه پس از انتشار با واكنش منفي و اعتراض آميز نمايندگان كنگره مواجه شد
    بررسي محتواي گزارش پترائوس ـ كراكر نشان مي دهد كه در تنظيم آن حرف تازه اي وجود ندارد و تمامي ديدگاهها ـ مواضع اتهامات و شايعاتي كه كاخ سفيد پنتاگون و سيا بارها در سالهاي اخير مطرح كرده بودند يكبار ديگر تكرار شده است
    گزارش پترائوس ـ كراكر 3 محور اصلي داشت : 1 ـ گويا آمريكا در عراق موفق بوده ولي بايستي حضور نظامي خود را حفظ كند ـ 2 ـ گويي آمريكا « ابتكار عمل » را در دست دارد ولي مشكلات عراق ناشي از همسايگان و دولت نوري مالكي است ـ 3 ـ خروج از عراق فاجعه بار است و نبايستي به بوش براي خروج از عراق فشار آورد
    متحدين آمريكا در عراق يكي پس از ديگري مواضع خود را از مواضع واشنگتن جدا مي كنند. اين پديده جدي ترين ضربه حيثيتي براي استراتژي بوش در عراق است كه با واگرائي سياستهاي لندن ـ واشنگتن نمود عيني پيدا كرده است
    سئوال جدي اينست كه چرا جنگ عراق تاكنون 500 ميليارد دلار هزينه دربرداشته و حال آنكه ارزيابي هاي اوليه 120 ميليارد دلار بوده است
    بايد پرسيد كه چرا در گزارش به كنگره از تخلفات مالي ـ جنائي سخني بميان نيامده است چرا از 270 ميليارد دلار هزينه هاي اعلام شده در يك دوره فقط 60 ميليارد دلار در عراق هزينه شده و چرا نتايج حسابرسي هاي انجام شده با واقعيت تطبيق نمي كند چرا براي كشتارهاي دستجمعي و قتل هاي بدون هدف نظامي قابل توجيه پرونده اي تشكيل نشده است
    گزارش موجود فقط خروج 30 هزار نيروي نظامي از عراق طي يكسال آينده را ميسر مي داند . اين اصلي ترين موضوع براي جنگ قدرت ميان دمكراتها و جمهوريخواهان است و ساير بخش هاي گزارش را عملا تحت الشعاع قرار داده است . حال آنكه دمكراتها خواهان اعلام جدول زماني خروج كامل از عراق هستند
    « موفق الربيعي » معاون امنيتي نخست وزير عراق خواستار خروج اشغالگران و كاهش تعداد آنها به كمتر از يكصد هزار تن طي يكسال آينده شده است . اين اعلام موضع دولت مالكي در واقع « تير خلاص گزارش پترائوس ـ كراكر » است و نشان مي دهد حتي دولت عراق هم در برابر اين گزارش موضع گرفته است
    واشنگتن هنوز هم سعي دارد شكست هاي ديپلماتيك خود از ايران را در قضاياي عراق تلافي كند. اين در حاليست كه تمامي مقامات عراقي در هر دوره از مسئوليت كه هستند به ايفاي نقش مثبت و مسئولانه از جانب ايران اذعان دارند و از آن تقدير مي كند ولي گزارش تيم بوش به كنگره آنرا يك تهديد و خطر و عامل ناامني عراق معرفي مي كند!
    اشغالگران عراق ثابت كرده اند كه عراق مردم عراق شيعه و پيچيدگيهاي اوضاع منطقه را نمي شناسند و حتي از آگاهيهاي خود نيز در جهت به آشوب كشيدن منطقه سواستفاده مي كنند