بسم الله الرحمن الرحيم
« برناركوشنه » وزير امورخارجه فرانسه در يك موضع گيري گستاخانه عليه جمهوري اسلامي ايران گفت : جهان بايد براي احتمال در
گرفتن جنگ بر سر برنامه هسته اي ايران آماده باشد. وي كه با شبكه راديو تلويزيوني فرانسه سخن مي گفت
اظهار داشت : « اگرچه حمله
به ايران درحال حاضر با عملي شدن فاصله زيادي دارد
اما طبيعي است كه براي هر امكاني آماده شويم . » نامبرده افزود : از شركتهائي
همچون توتال خواسته شده با ايران قراردادهاي جديدي منعقد نكنند.
اين نخستين بار نيست كه فرانسه در دوران ساركوزي
موضعي خصمانه تر از واشنگتن عليه ايران اتخاذ مي كند و با رفتار غيراصولي
در قبال فعاليتهاي صلح آميز هسته اي ايران سعي دارد در جاي ديگري از آمريكا امتياز بگيرد. بنظر مي رسد اين موضع پاريس در
چارچوب تلاش ساركوزي براي نزديكتر شدن مواضع پاريس به واشنگتن اتخاذ شده و تدريجا ساركوزي سعي دارد جاي « توني بلر »
نخست وزير معزول انگليس نزد بوش را بگيرد. بلر در آن دوران از جانب مردم انگليس « سگ دست آموز بوش » لقب گرفته بود كه براي
خوشايند اربابش دم تكان مي دهد. اين درحاليست كه گوردون براون نخست وزير جديد انگليس با در پيش گرفتن يك سياست واگرايانه
سعي دارد مواضع خود را از واشنگتن جدا كند و تدريجا فاصله بيشتري از بوش بگيرد تا دنباله رو بوش محسوب نشود.
اين موضع فرانسه حتي در چارچوب تصميمات اتحاديه اروپانيز يك « تكروي » محسوب مي گردد و بيانگر مواضع اتحاديه اروپا
نيست و يقينا باعث حيرت و واكنش اعتراض آميز اعضاي موثر اتحاديه اروپا خواهد شد. اين موضع غيرمنتظره از فرانسه حتي باعث
اعتراض تند محمد البرادعي مدير كل آژانس بين المللي انرژي اتمي شده كه در مخالفت با موضع تامل برانگيز فرانسه تصريح كرده است :
« حالا زمان صحبت از جنگ نيست » .
درك اين نكته از اهميت زيادي برخوردار است كه نيكلا ساركوزي يك مهاجر مجاري الاصل و يك يهودي زاده است كه بمحض
پيروزي وي در انتخابات فرانسه
صهيونيست ها در هر گوشه از جهان جشن گرفتند و ورود دوست خود به كاخ اليزه را پيروزي بزرگي
براي صهيونيست ها ارزيابي كردند. نكته جالبتر اينكه دقيقا در شرايطي كه عقلاي جهان
از موضع جديد فرانسه انتقاد مي كنند
صهيونيست ها نخستين گروهي بودند كه از اين مواضع جنون آميز فرانسه عليه ايران استقبال و تجليل كردند لكن بطور همزمان
وزيرخارجه اتريش ضمن محكوم كردن موضع همتاي فرانسوي خود خاطرنشان كرد كه من مي توانم درك كنم چرا كوشنر چنين مطالبي
را بيان كرده است . « دومينيك دويلپن » نخست وزير سابق فرانسه از موضعي كوبنده تر و اعتراض آميزتر ضمن رد مواضع اخير فرانسه
عليه ايران يادآور شد : « آمريكا براي جنگ افروزي نيازي به تشويق ما ندارد. ما نبايد دولت بوش را به تكرار اشتباه گذشته اش تشويق و به
كاري وادار كنيم كه در عراق انجام داد. اين فرانسه است كه بايد از صلح دفاع كند. »
اين اظهارات « دويلپن » نخست وزير سابق فرانسه نشان مي دهد كه موضع سياستمداران متعادل در فرانسه همچنان در جهت حفظ
استقلال نسبي فرانسه در قبال آمريكا استوار است لكن ساركوزي ماموريت دارد استراتژي حفظ استقلال نسبي در قبال آمريكا را به
استراتژي دنباله روي كوركورانه از آمريكا تبديل كند. با اينهمه
سئوال جدي اينست كه چرا ساركوزي و دستيارانش مواضعي را در قبال
ايران اتخاذ كرده اند كه حتي تندروترين افراد طيف نومحافظه كاران اطراف بوش از موضع رسمي حاضر به اعلام آن نبوده و نيستند
اين سئوال مهمي است كه براي يافتن پاسخ آن لازم است ماهيت ساركوزي و موقعيت سياسي وي بهمراه ارتباطات آشكار و نهان
وي با محافل صهيونيستي به درستي شناسائي شود تا مشخص گردد كه مواضع سياسي ساركوزي عليه ايران حتي از جنس مواضع
واشنگتن هم نيست بلكه دقيقا بازگو كننده مواضع صهيونيست ها در قبال ايران است و در واقع افراد گروه ساركوزي دستكم در اين مقوله
« بلندگوي صهيونيست ها » شده اند.
فراموش نكنيم كه صهيونيست ها مرتبا عليه ايران به رجزخواني پرداخته و مي پردازند و بطور همزمان سعي دارند مواضع سياسي
ساير كشورها در قبال ايران را تحت تاثير خصومت آشكار خود عليه ايران قرار دهند. موضع اخير پاريس براي صهيونيست ها از آن جهت
اهميت دارد كه صرفنظر از اثرات محدودش در مقياس اتحاديه اروپا مي تواند آتش خصومت واشنگتن عليه ايران را هم تشديد كند و به
بوش و دستيارانش بفهماند كه در كينه ورزي عليه ايران
تنها نيستند.
شايد اظهارات اخير « پوتين » رئيس جمهور روسيه كه اعلام داشت « اروپا از اتحاد احمقانه با آمريكا دست بردارد » اشاره مستقيمي به
سياستهاي همگرائي پاريس دوران ساركوزي در قبال واشنگتن هم بود و كرملين سعي دارد از عواقب سياستهاي جنگ افروزانه بوش
اروپا را برحذر دارد.
خوبست به بخش ديگري از مواضع وزير خارجه فرانسه نيز بپردازيم كه شركتهائي همانند توتال را از همكاري با ايران برحذر داشته
است . واقعيت اينست كه توتال در طول سالهاي اخير عمدتا با طرف ايراني
بازي كرد و كمتر به مسئوليتهاي خود عمل كرد و نتيجه آن
شد كه بارها اجراي طرح هاي مشترك مطابق جدول زماني مصوب
دچار تاخير گرديد و امروز هم چشم انداز روشني براي اجراي
تعهدات توتال وجود ندارد. البته توتال در اين زمينه تنها شركت فرانسوي نبوده و نيست كه از اجراي تعهداتش طفره مي رود. پژو
رنو
و... نيز تعهداتي در قبال طرفهاي ايراني داشته اند و عموما بطور يكطرفه و تا آنجا كه خواسته اند و توانسته اند
تعهدات خود را زير پا
گذاشته اند ولي در عوض براي فروش محصولات بنجل فرانسوي سنگ تمام گذاشته اند.
هيچكس ماجراي شرم آور ارسال محصولات خوني آلوده به ايدز توسط شركتهاي فرانسوي به سازمان انتقال خون ايران را فراموش
نكرده است و معلوم نيست چرا در اين قبيل ماجراها در قبال طرفهاي فرانسوي نرمش نشان داده شده است . فرانسه از فرصت غيبت
آمريكا در صحنه سياسي ـ تجاري و صنعتي ايران
بيشترين سواستفاده هاي ممكن را بعمل آورده و حالا كه تصور مي كند چاي پاي
خود را در صنعت نفت
خودرو و... محكم كرده
براي كسب امتيازات ديگر از طرف آمريكائي به لگدپراني سرگرم است تا به تيم بوش
بفهماند مي تواند جاي بلر در مناسبات اروپائي واشنگتن را بگيرد. بدين ترتيب سئوال جدي امروز ما اينست كه آيا در تيم ساركوزي فرد
عاقلي هم هست كه منافع و مصالح فرانسه را درك كند پاسخ اين سئوال هرچه باشد
امروزه ساركوزي و دستيارانش در اين مواضع
شرم آور خود نيم نگاهي هم به صهيونيست ها دارند. شبكه هاي صهيونيستي فرانسه در اين زمينه بي نقش نبوده اند و شايد وقيح ترين
مشوق ساركوزي در ابراز خصومت جنون آميز عليه ايران به حساب آيند. نقش فرانسه در تجهيز ماشين جنگي صدام و در حمايت از
تروريست هاي منافق را هم بايستي بر اين مجموعه افزود. فرانسه براي يك دوره طولاني پناهگاه تروريست هاي ضد ايراني بود و هنوز
هم پاريس براي ابراز دشمني كوركورانه عليه ملت ايران وسوسه مي شود.
فرانسه حتي در دنياي اسلام نيز كارنامه سياهي دارد و خوشنام نيست . ساركوزي در جريان سفر به الجزاير از مردم آن كشور خواست
كه گذشته ها را فراموش كنند و مبناي مناسبات جديدي با فرانسه را پايه ريزي كنند ولي اگر قرار است شرارت همچنان عنصر غالب در
سياست خارجي دوران ساركوزي باشد
به فراموشي سپردن تاريخ گذشته
به زيان مظلومان خواهد بود.
ساركوزي و دستيارانش تصور نكنند با گرفتن جاي بلر در نزد بوش
امتيازي گرفته اند و چيزي به دست آورده اند بلكه بعكس در
شرايطي كه بوش و دستيارانش درمانده و ناتوانند و به دنبال « شريك جرم » تازه اي در جستجو هستند
همدستي و همداستاني با تيم
مفلوك بوش
يك حماقت بزرگ سياسي محسوب مي شود. محاسبات و مناسبات سياسي و حتي موقعيت ژئواستراتژيك منطقه در
پرتو « نهضت جهاني اسلام » و موج عظيم بيداري اسلامي تغيير كرده و همچنان در جهت تثبيت و تقويت نقش مسلمانان درحال تحول
است . « امنيت انرژي » و مولفه هاي قدرت اقتصادي ـ سياسي در خاورميانه با تحولات پردامنه در دنياي اسلام گره خورده است . راه اروپا
با هر معياري كه سنجيده شود
با راه آمريكا در اين مقوله تفاوتهاي بنيادي دارد. اگر در اشغال عراق و تسلط بر منابع نفت آن سودي براي
آمريكا متصور بود
براي اروپا بجز مخاطرات جديد و متزلزل شدن « امنيت انرژي اروپا » نفعي را بهمراه نداشت . دولتمردان گذشته در
پاريس
قاعدتا استعدادهاي بيشتري براي درك پيچيدگيها و ظرافتهاي اين پديده داشتند كه راه خود را از همان ابتداي ماجراي اشغال
عراق از راه آمريكا جدا كردند. فرانسه مي توانست و شايد هنوز هم بتواند تصميمات عاقلانه اي در اين مقوله اتخاذ كند
تصميماتي كه
دنباله روي كوركورانه از واشنگتن و صهيونيست ها
فرصتي براي عملي ساختن آنها باقي گذارد.

|