حضرت علي (ع ) :
سلامت جسم از كمي حسادت است .
حرص
تكبر و حسد انگيزه هاي فرورفتن انسان در گناهانند.
شگفتا از حسودان
كه از سلامتي جسمشان غافلند.
حسادت دوست
از بيماري دوستي است .
خودپسندي انسان
يكي از حسودان (دشمنان ) عقل اوست .
حسد
آفت دين است .
از بدترين همراهان مرد حسد است
آدم حسود
آسايش و راحتي ندارد
آن كه حسادت را ترك كرد
محبت مردم براي اوست .
با حسادت
آسايشي نيست .
انسان حسود
كينه كسي را كه گناهي ندارد به دل دارد.
هيچ ظالمي را شبيه تر به مظلوم از حسود نيافتم (زيرا حسود به ديگران
ظلم مي كند اما در واقع به خود ظلم مي كند) حسود همواره از دل آه مي كشد
و قلبش در انديشه ديگران مشغول است و اندوهي لازم و پيوسته دارد.
حسد نيكيها را مي خورد
همان طور كه آتش هيزم را.
از (بدخواهي ) حسود تو را همين بس كه به موقع شادي تو
او غمناك
است .

*****
فضيلت روزه
|
پيامبر خدا(ص ) : خداوند
فروغ ديدگانم را در نماز و روزه قرار داده است .
پيامبر خدا(ص ) : حبيب من جبرئيل گفت : « مثل اين دين
همچون « مثل درختي ثابت و استوار است . ريشه اش ايمان است و رگ هايش
نماز. آب آن
زكات است و شاخ و برگش
روزه » .
امام صادق (ع ) : سه چيز از رحمت خداست : شب زنده داري و نمازگزاري در شب
ديدار با برادران
و روزه گرفتن .
لقمان (ع ) ـ در موعظه خويش به پسرش ـ : فرزندم ! ايمان
كشتي است . بادبان آن
توكل است ; سكان آن
صبر است ; و تيرك هاي بادبان
آن
نماز و روزه و زكات اند.
روزه براي خداست
پيامبر خدا(ص ) : خداوند فرموده است : « روزه
براي من است و خودم پاداش آن را مي دهم » .
پيامبر خدا(ص ) : هر كار آدمي زاده
چند برابر مي شود. كار نيك
ده برابر تا هفتصد برابر مي شود. خداوند فرموده است : « مگر روزه
كه
براي من است و خودم پاداش آن را مي دهم
(كه روزه دار
) خواسته دل و خوراكش را به خاطر من وامي گذارد » .
پيامبر خدا(ص ) : خداوند مي فرمايد : « هر كار آدمي زاده
براي خود اوست . كار نيك ده برابر تا هفتصد برابر مي شود
مگر روزه داري
كه
آن براي من است و خودم پاداش آن را مي دهم . روزه دار
غذا و علاقه به آن را به خاطر من ترك مي كند و نوشيدني و علاقه به آن را به
خاطر من رها مي نمايد. پس
آن براي من است و خودم
پاداش آن را مي دهم » .
پيامبر خدا(ص ) : خداي متعال فرموده است : « هر كار آدمي زاده براي خود اوست
مگر روزه داري
كه براي من است و من خودم پاداش
آن را مي دهم . روزه
سپر بنده مومن در روز قيامت است
همان گونه كه در دنيا هر يك از شما را سلاحش حفاظت مي كند. بوي ناخوش
دهان روزه دار نزد خدا از بوي مشك
خوش بوتر است . روزه دار
دوبار خوش حال مي شود : هنگامي كه افطار مي كند و مي خورد و
مي نوشد و آن گاه كه مرا ديدار مي كند. پس
او را وارد بهشت مي كنم » .
پيامبر خدا(ص ) : بر تو باد روزه
كه عبادتي ناب است !
امام علي (ع ) ـ در حكمت هاي منسوب به ايشان ـ : روزه
عبادتي ميان بنده و آفريدگار اوست . كسي جز آفريدگار
از آن آگاه نمي شود و
كسي جز پروردگار
پاداش آن را نمي دهد.

*****
عدم تحريف قرآن
|
اثري از آيت الله العظمي فاضل لنكراني
مترجم : استاد مرتضي واعظي اراكي
قسمت دوم
ششم : تحريف به نقصان
به اين معني كه قسمتي از قرآني كه در دست ماست در بر دارنده تمام قرآني كه از طرف خداوند نازل شده
نيست
زيرا قسمتي از آن گم شده است
تحريف بدين معني همان چيزي است كه در آن اختلاف است
و عده اي آن را پذيرفته
و گروهي
ديگر آن را رد كرده اند . » 4
تا اينجا كلام آيه الله خوئي دامت افاداته بود.
لكن ان شا الله به زودي در موضوع كيفيت جمع آوري قرآن و اينكه در چه زماني واقع شد
خواهيم گفت كه : جمع آوري آن در زمان
پيامبر اكرم (ص ) بود
و اختلاف مصحف عثمان با سائر قرآن ها فقط در كيفيت قرائت بود نه اختلاف در كلمات
و شگفت آنكه ايشان خود به اين مطلب تصريح فرموده اند آنجا كه مي گويند : « ترديدي نيست كه عثمان قرآن را در زمان خويش جمع
آوري كرده
البته اين بدان معني نيست كه آيات و سوره ها را در يك مصحف جمع كرده
بلكه بدين معني است كه مسلمانان را بر قرائت
واحدي وا داشت و قرآن هاي ديگر را كه با اين قرآن مخالف بودند سوزاند
و به تمام شهرها نوشت كه آنچه نزد آنهاست بسوزانند
و از
اختلاف در قرائت بپرهيزند. »
بنابراين اختلاف تنها در قرائت است
نه در كلمات
همچنانكه بزودي انشاالله اين امر روشن خواهد شد.
مطلب دوم : در مورد اعتقاد مسلمانان در باب تحريف : معروف بين مسلمانان عدم وقوع تحريف در قرآن است
و نيز اعتقاد دارند كه
همچنانكه به اجماع مسلمين تحريف به زياده واقع نشده است همچنين تحريف به نقص و كاستي نيز واقع نشده
و آنچه امروز به عنوان
قرآن در دست ماست تمام آن چيزي است كه بر پيامبر گرامي اسلام نازل شده است
و بزرگان علما شيعه اماميه از متقدمين و متاخرين
به اين مطلب تصريح كرده اند
كه بعض كلمات آنها را در اينجا مي آوريم .
شيخ المحدثين مرحوم صدوق در كتاب اعتقاد چنين فرموده است :
« اعتقاد ما بر آن است كه قرآني كه بر پيامبر اكرم (ص ) نازل شده است همان چيزي است كه ما به عنوان قرآن در دست داريم
و چيزي زائد
بر آن نيست
و هر كس به ما اين نسبت را بدهد كه ما مي گوئيم قرآن بيش از اين بوده است پس او دروغگوست » 5.
مرحوم مفيد در « مقالات » مي گويد : « عده اي از اماميه گفته اند كه : نه يك كلمه
و نه يك آيه
و نه سوره اي از قرآن كم نشده است
لكن آنچه
از تاويل و تفسير معاني قرآن چنانچه نازل شده بوده است و در مصحف اميرالمومنين (ع ) ثبت شده بوده است حذف شده
و اين معاني
نازل شده بوده است اگر چه جز كلام الله منزل كه همان قرآن معجز است نبوده است
و گاه مي شود كه تاويل قرآن
قرآن ناميده مي شود.
خداوند متعال مي فرمايد : « ولا تعجل بالقرآن من قبل ان يقضي اليك وحيه و قل رب زدني علما » 6 يعني : « عجله و شتاب مكن به
خواندن قرآن پيش از آنكه كار وحي آن به تو صورت پذيرد و بگو : پروردگارا علم مرا زياد گردان » كه در اين آيه مباركه تاويل قرآن
قرآن
ناميده شده است
و اين مطلبي است كه در آن اختلافي بين مفسران نيست
و من معتقدم كه اين حرف از كلام كساني كه مدعي نقصان در
خود قرآن هستند نه تاويل آن درست تر است
و من به اين قول مائلم
و از خداوند توفيق راهنمائي به آنچه صحيح است خواستارم » 7.
و سيد مرتضي (ره ) در جواب مسائل « طرابلسيات » چنين مي گويد :
« علم به صحت نقل قرآن همانند علم به شهرها
حوادث بزرگ
وقائع و كتابهاي مشهور
و اشعار ضبط شده عرب است
زيرا عنايت به
صحت نقل و داعي بر حفظ آن فراوان بوده است
به حدي كه در مورد چيزهائي كه ذكر كرديم اين چنين انگيزه اي نبوده است
زيرا قرآن
اعجاز نبوت
و منبع علوم شرعي و احكام ديني است
و دانشمندان اسلام در حفظ و حمايت قرآن تا جائي كوشيده اند
كه حتي تمام
اختلافات اعراب
و قرائت و حروف و آيات را مي شناسند
پس چگونه ممكن است كه با اين عنايت و توجه راستين و ضبط محكم و
متقن نقص و تغييري در آن صورت گرفته باشد
و اين مطلب نيز مسلم است كه علم به جزئيات آن براي آنها در صحت نقل همانند علم
به كل آن است كه نزول آن از طرف پروردگار قابل انكار نيست
و علم به قرآن همانند علم به كتابهائي است كه انتساب آنها به نويسنده آن
مسلم است . همانند كتاب سيبويه و مزني
و واضح است كه كساني كه عنايت و اهتمام به اينگونه كتب دارند همانطور كه شناخت راجع
به اصل كتاب دارند نسبت به جزئيات آنهم اطلاع دقيق دارند
حتي اگر كسي يك باب از نحو را كه از سيبويه نيست داخل كتاب او كنند
نزد آنان روشن و واضح است
و مي فهمند كه از اصل كتاب نيست
بلكه به آن اضافه كرده اند
و همينطور كتاب مزني
و پرواضح است
كه اهتمام به نقل قرآن و ضبط صحيح آن بيش از اهتمام به ضبط كتاب سيبويه
و يا ديوان شعر داود بوده است » .
و نيز فرموده است : « قرآن در زمان رسول اكرم (ص ) جمع شده بود
و همانند يك كتاب مجلد همانطور كه امروز مي بينيم موجود بوده
است » و براي اين مطلب استدلال كرده است كه « قرآن در آن زمان تدريس مي شده و تمام آن در زمان پيامبر(ص ) حفظ مي شده است
حتي عده اي از صحابه براي حفظ قرآن تعيين شده بودند
و قرآن بر پيامبر(ص ) عرضه و تلاوت مي شده
و عده اي از صحابه همانند
عبدالله بن مسعود
و ابي ابن كعب و غير اين دو قرآن را چند بار نزد پيامبر از اول تا به آخر خوانده و ختم كرده بودند
و همه آنچه گفته
شد دلالت بر آن دارد كه قرآن در مجموعه جمع شده بوده است
نه آنكه متفرق و پراكنده در اوراق باشد » .
سپس فرموده است : « آنان كه از اماميه يا حشويه مخالف اين مقال را گفته اند اعتنائي به قول آنان نيست
زيرا منشا اين اختلاف عده اي از
محدثان هستند كه اخبار ضعيفي را كه خيال كرده اند صحيح است مستند قول خود گرفته اند
ومعلوم است كه از مطلب معلوم و مقطوع
به واسطه اين اخبار نمي توان عدول كرد . » 8
و مرحوم شيخ طوسي قدس سره القدوس دراول تفسير تبيان چنين فرموده است :
« اما كلام در زياده و نقيصه در قرآن از چيزهائي است كه جائي در بحث تفسير قرآن ندارد
زيرا بطلان قول به زياده در قرآن اجماعي است
و در مورد نقص نيز ظاهر از مذهب مسلمانان خلاف آن است
و اين قول لائق به مذهب صحيح ما نيست
و اين مطلب را سيد مرتضي
نيز تاييد كرده است
و ظاهر از روايات نيز همين است
الا اينكه روايات زيادي از طريق عامه و خاصه وارد شده است كه مضمون اين
روايات نقصان در كتاب يا جا به جائي آيات آن است
لكن اين روايات جز اخبار آحاد است
و خبر واحد نه علم آور است
ونه عمل به
آن جائز
و بهتر است كه از اين اخبار كلا اعراض شود » 9.
و مرحوم محقق طبرسي در مقدمه تفسير مجمع البيان كه به منزله خلاصه تفسير تبيان است از مرحوم شيخ طوسي در اين مطلب
پيروي كرده است .
و مرحوم شيخ جعفر نجفي كاشف الغطا
در كتاب كشف الغطا چنين فرموده است :
« شكي در اين مطلب نيست كه قرآن از نقيصه با حفظ خداوند بزرگ در امان مانده است
همچنانكه صريح خود قرآن
و اجماع علما
تمام ازمنه بر آن دلالت دارد
و قول چند نفر ضرري به اين مطلب ندارد
و آنچه در اخبار وارد شده است كه دلالت بر نقص قرآن دارد
ضرورت و بداهت مطلب مانع از عمل و اخذ به ظاهر آنهاست » تا آنكه در مورد اينگونه اخبار فرموده است : « پس به ناچار بايد به يكي از
راهها اين اخبار را تاويل كرد » 10.
و از قاضي نور الله شوشتري در « مصائب النواصب » نقل شده است كه چنين گفته است :
« آنچه به شيعه اماميه از وقوع تغيير در قرآن نسبت داده شده است قول تمام علما اماميه نيست
بلكه عده اي بسيار كم اين مقال را دارند
كه اعتنائي به قول آنان نيست . » 11
و از مرحوم شيخ بهائي نقل شده كه فرموده است :
و نيز اختلاف واقع شده است در زياده و نقصان در قرآن
و قول صحيح آن است كه قرآن عظيم محفوظ از تغيير و تحريف است چه در
جهت زياده و چه نقصان
و بر اين معني قول خداوند دلالت مي كند كه فرموده است : « و انا له لحافظون »
و آنچه بين مردم مشهور شده
است كه اسم اميرالمومنين (ع ) در بعض مواضع از قرآن اسقاط شده است
مثل « يا ايها الرسول بلغ ما انزل اليك » في علي و غير آن
پس
نزد علما ما اعتباري ندارد . » 12
ـــــــــــــ
پاورقي :
.4 البيان 197 ـ.200
.5 اعتقادات صدوق
چاپ شده ضمن سلسله مولفات شيخ مفيد
84
5
باب الاعتقاد في مبلغ القرآن
.33
.6 سوره طه آيه .114
.7 اوائل المقالات
چاپ شده ضمن سلسله مولفات شيخ مفيد
.82
4
.8 رك مقدمه مجمع البيان
الفن الخامس .
.9 تفسير تبيان .3
1
.10 كشف الغطا .454
453
3
.11 مصائب النواصب : .121
.12 در تفسير آلا الرحمن نقل شده است . .65
1

| | |