روزنامه جمهوري اسلامي 26/06/1386 صفحه سياسي

  • تجزيه فلسطين استراتژي رژيم صهيونيستي
  • « بوش » تروريست اول
  • « كمپ ديويد » معاهده ننگين
  • *****
    تجزيه فلسطين استراتژي رژيم صهيونيستي


  • « حمايت گسترده اتحاديه اروپا و آمريكا از دولت سلام فياض در كرانه باختري و شكسته شدن تمامي موانع موجود بر سر راه روابط اين كشورها با آن از جمله از سرگيري كامل روابط ديپلماتيك و پايان دادن به محاصره هاي اقتصادي موجود به همان اندازه كه مي تواند افق روشني در حل قضيه فلسطين تلقي شود به همان اندازه مي تواند براي اين قضيه خطرساز و ويران كننده باشد. نبايد فراموش كنيم كه پيش از اين همين آمريكا و ديگر كشورهاي اروپايي بودند كه دست محمود عباس (ابومازن ) را براي هرگونه پيشبردي در قضيه فلسطين بسته بودند همين كشورها بودند كه تا به امروز مسئول اصلي گرسنگي و آوارگي بسياري از كودكان و زنان و مردان فلسطيني هستند. چه دليل و عاملي باعث تغيير سريع موضع گيري اين كشورها و اتخاذ تاكتيك هاي جديد در قبال قضيه فلسطين شده است اين سئوالي است كه فلسطيني ها و تمامي رهبران منطقه بايد به آن درست بينديشند.
    روزنامه « البيان » با ارايه تحليلي در ارزيابي اوضاع جاري در فلسطين با تيتري تحت عنوان « از توطئه غرب نسبت به فلسطين بر حذر باشيم » مي نويسد : « اين كه آمريكا و كشورهاي اروپايي به اين سرعت خارق العاده از تشكيل دولت « سلام فياض » حمايت كرده و انجام هر گونه تعامل سياسي و اقتصادي با اين دولت را در اولويت قرار داده اند امر بسيار مشكوكي است كه مطمئنا محقق ساختن اهداف خاصي را دنبال مي كند وگرنه همين كشورها در سابق عامل بسياري از سنگ اندازي ها بر سر راه تشكيلات خودگردان جهت برقراري توافق ملي ميان احزاب و گروه هاي مختلف فلسطيني بودند. اين كشورها همان كشورهايي هستند كه با اتخاذ سياست هايي چون تحريم اقتصادي و سياسي عليه دولت فلسطين منجر به ايجاد شكاف ميان فلسطينيان و در نهايت به راه افتادن درگيري هاي مسلحانه در فلسطين شدند. »
    در ادامه اين تحليل آمده است : « برغم آن كه تا ديروز بحران اقتصادي مردم فلسطين محلي از اعراب در سياست هاي اروپا و آمريكا نداشت امروز اين كشورها از تلاش گسترده خود براي فعال كردن اقتصاد فلسطين و ارايه بسياري از خدمات اقتصادي به كارمندان فلسطيني فقط در كرانه باختري سخن گويند. هر چند سياست هاي متناقض و دوگانه غرب در راس آن آمريكا نسبت به قضيه فلسطين بر همگان روشن است و ديگر هيچ كس را در منطقه ياراي اعتراض به اين سياست نيست زيرا همه خسته شده اند اما اين تغيير بسيار سريع در سياست هاي اروپايي و آمريكايي بسيار سئوال برانگيز و شك برانگيز است . كشورهاي اروپايي و آمريكا در توضيح تغيير تاكتيك ناگهاني خود نسبت به قضيه فلسطين و عادي سازي روابط خود با تشكيلات خودگردان اين چنين مي گويند : « مانع اصلي بر سر راه متوقف ساختن روابط ديپلماتيك و اعمال تحريم اقتصادي و سياسي عليه فلسطين يعني حماس منتفي شده است و ديگر دليلي براي ادامه اين تحريم و اعمال فشارها نيست » .
    البيان در تحليل خود مي نويسد : « اين موضع گيري كشورهاي اروپايي و آمريكا نسبت به سابق بدتر و خطرناك تر است زيرا در سابق هدف اصلي اين اعمال فشارها و تحريم ها به زانو درآوردن كل ملت فلسطين بود اما امروز اين تهديد بزرگ تر است امروز اين سياست غرب متفاوت از سياست هاي متناقض و دوگانه سابق آن نسبت به قضيه فلسطين نيست زيرا اين سياست جديد اسرائيل بيشتر در چارچوب اهداف و خواسته هاي جديد اسرائيل يعني انتقال مركزيت فلسطين به كرانه باختري و منتفي كردن و به حاشيه كشيدن نوار غزه تعريف مي شود. درست در زماني كه ما هم اكنون شاهد دو دولت فلسطيني در نوار غزه و كرانه باختري هستيم تزيپي ليوني وزير خارجه اسرائيل از جدا ساختن غزه و كرانه باختري سخن مي گويد. وي در ديدار با خاوير سولانا مسئول سياست خارجي اروپا اظهار داشت : « بايد ميان نوار غزه و كرانه باختري كه تحت اداره تشكيلات خودگردان است تفاوت قائل شد و تعريف مشخصي نسبت به حمايت از حاكميت سياسي و حاكميت جغرافيايي داشته باشيم به طوري كه من معتقدم اين دو موضوع كاملا از هم جدا است و بر همين اساس وضعيت نوار غزه با كرانه باختري بسيار متفاوت است » .
    در اين تحليل آمده است : « هر چند اروپايي ها به ظاهر با اين استراتژي و خواست اسرائيل مخالفت كرده اند و تاكيد داشته اند كه نوار غزه و كرانه باختري بايد تحت يك رهبريت سياسي قرار گيرند و حتي نسبت به جداسازي سياسي نوار غزه از كرانه باختري هشدار داده اند اما گويا تل آويو بيشتر به كمك و همكاري هم پيمان اصلي خود آمريكا در اين زمينه اعتماد دارد و ايهود المرت نخست وزير اسرائيل نيز براي فراهم ساختن زمينه لازم جهت محقق ساختن اين هدف خود يعني جداسازي نوار غزه از كرانه باختري و در نهايت محو ساختن نوار غزه از تمامي معادلات سياسي و راه كارهاي موجود براي حل بحران اسرائيل و فلسطين به واشنگتن رفت براي اثبات اين موضوع يعني استراتژي اسرائيل براي جدا ساختن نوار غزه از كرانه باختري كافي است به اظهارات محمود عباس (ابومازن ) رئيس تشكيلات خود گردان اشاره كنيم . وي در واكنش سريع نسبت به اظهارات ليوني وزير خارجه اسرائيل طي تماس تلفني با بوش اعلام كرد : « قضيه فلسطين قضيه واحدي است همان طور كه تمامي مردم فلسطين بر تماميت ارضي خاك خود در اين قضيه تاكيد دارند » . همچنين رئيس تشكيلات خودگران خطاب به بوش گفت : « بايد هر چه سريعتر طرح تشكيل دو كشور مستقل فلسطيني و اسرائيلي به جريان افتد و مطمئنا كشور فلسطين با تمام حاكميت سياسي و اقتصادي خود بر خاك نوار غزه و كرانه باختري تشكيل خواهد شد » . موضع گيري تند ابومازن نسبت به اين موضوعت بي خود و بي دليل انجام نگرفته است بلكه اساسا در اين ميان چيزي آن سوي درهاي بسته وجو دارد كه رئيس تشكيلات خود گردان از آن مطلع است .
    روزنامه البيان در پايان اين تحليل خود مي نويسد : « حوادث اخير نوار غزه و اعلام تشكيل دولت اضطراري از سوي ابومازن در كرانه باختري به مثابه بزرگ ترين هديه مجاني به اسرائيل براي محقق ساختن اهداف ديرينه اش بود به خصوص آن كه اسرائيل پيش از اين نسبت به وجود شكاف ها و اختلافات جدي ميان فتح و حماس بارها سخن رانده بود و در حال حاضر نيز چون يك قمارباز حرفه اي در زمان مناسب قصد دارد برگه برنده نهايي را رو كند. تل آويو منتظر است تا به موقع ميوه رسيده بحران حماس و فتح را بچيند. مردم فلسطين در راس آن ها مسئولان برجسته فتح و حماس چون ابومازن و مشعل هنوز هم زمان را براي جلوگيري از وقوع اين حادثه تلخ در اختيار دارند. حل وفصل كردن قضيه فلسطين براساس حفظ تماميت ارضي كشور مستقل آينده فلسطين در نوار غزه و كرانه باختري بهترين راهكار و راه حل براي اين بحران است . فلسطين نبايد فراموش كند كه با دشمنان كينه توز و زيركي چون تل آويو و كاخ سفيد مواجه است ; پس براي پيروزي در اين ميدان بايد زيركتر و هوشيارتر از دشمن بود. »
    نبايد فراموش كنيم كه پيش از اين همين آمريكا و ديگر كشورهاي اروپايي بودند كه دست محمود عباس (ابومازن ) را براي هرگونه پيشبردي در قضيه فلسطين بسته بودند همين كشورها بودند كه تا به امروز مسئول اصلي گرسنگي و آوارگي بسياري از كودكان و زنان و مردان فلسطيني هستند
    اين كه آمريكا و كشورهاي اروپايي به سرعت خارق العاده از تشكيل دولت جديد يا دولت اضطراري فلسطين استقبال كرده انجام هر گونه تعامل سياسي و اقتصادي با آن در اولويت قرار داده اند امر بسيار مشكوكي است كه مطمئنا محقق ساختن اهداف خاصي را دنبال مي كند
    اين كشورها همان كشورهايي هستند كه با اتخاذ سياست هايي چون تحريم اقتصادي و سياسي عليه دولت فلسطين منجر به ايجاد شكاف ميان فلسطينيان و در نهايت به راه افتادن درگيري هاي مسلحانه در فلسطين شدند
    سياست جديد اسرائيل بيشتر در چارچوب اهداف و خواسته هاي جديد اسرائيل يعني انتقال مركزيت فلسطين به كرانه باختري و منتفي كردن و به حاشيه كشيدن نوار غزه تعريف مي شود
    حوادث اخير نوار غزه و اعلام تشكيل دولت اضطراري از سوي ابومازن در كرانه باختري آن هم در زماني كه دولت سابق فلسطين به رياست هنيه در نوار غزه هم چنان فعال است به مثابه بزرگ ترين هديه مجاني به اسرائيل براي محقق ساختن اهداف ديرينه اش بود به خصوص آن كه اسرائيل پيش از اين نسبت به وجود شكاف ها و اختلافات جدي ميان فتح و حماس بارها سخن رانده بود
    فلسطين نبايد فراموش كند كه با دشمنان كينه توز و زيركي چون تل آويو و كاخ سفيد مواجه است ; پس براي پيروزي در اين ميدان بايد زيركتر و هوشيارتر از دشمن بود

  • *****
    « بوش » تروريست اول


  • نگاه تحليل گرانه روزنامه آمريكايي « لس آنجلس تايمز » از تبعات منفي سياست هاي دولت بوش بر معادلات بين المللي و افول جايگاه اين كشور در عرصه جهاني
    پس از گذشت شش سال و نيم از دوره رياست جمهوري بوش گويا ديگر نه تنها ملت آمريكا بلكه تمامي جهان نيز از سياست احمقانه وي به ستوه آمده اند و هيچ كس را ياراي تحمل اين سياست نيست . تحمل روزهاي باقي مانده از دوره رياست جمهوري بوش به سان آن است كه انسان محصور زمان باشد و تمامي ساعت هاي ديواري از نشان دادن زمان متوقف شده باشند; مثل آن است كه دوره رياست جمهوري بوش نمي خواهد به پايان برسد; شايد هم زمان براي پايان اين دوره به كندي مي گذرد و صبر ما نيز به تحليل رفته است .
    « روزا بروكس » تحليل گر روزنامه « لس آنجلس تايمز » با ارايه تحليلي تحت عنوان « جهان نيز از بوش به ستوه آمده است » مي نويسد : « تا چندي پيش روساي جمهور آمريكا به يك چيز معروف بودند آن هم اينكه در سفرهاي اروپايي جمعيت بسيار باشكوهي براي استقبال از آنها حضور پيدا مي كرد و همه با شوق و اشتياق از سفر رئيس جمهور آمريكا به يك كشور اروپايي سخن مي گفتند اما امروز اين وضعيت متفاوت شده است امروز همان جمعيت با همان شور و اشتياق در صحنه حاضر است اما نه براي استقبال از رئيس جمهور آمريكا بلكه براي محكوم كردن سياست دولت آمريكا. اگر كمي دقت كنيم مي بينيم كه وضعيت دولت بوش چه در عرصه داخلي و چه در عرصه خارجي بسيار بحراني تر از آن است كه بخواهيم بر برخي از جوانب آن سرپوش گذاريم . امروز مردم اروپا با حمل پلاكاردهاي « بوش تروريست اول » از رئيس جمهور آمريكا استقبال مي كنند . در ايتاليا 24 تن از جاسوسان « سي آي اي » به اتهام خارج ساختن نامشروع افراد مظنون به فعاليت هاي تروريستي از ايتاليا محكوم شده اند و بزودي بايد در دادگاه قضايي اين كشور براي تفهيم اتهام و محاكمه حضور پيدا كنند و در راستاي اين اتهام هزاران تن از مردم ايتاليا براي محكوم كردن اين سياست هاي دولت بوش تظاهرات گسترده اي را برگزار كردند. در واتيكان پاپ بنديكت شانزدهم رسما در حضور بوش كه براي ديدن از وي به رم سفر كرده بود از سياست هايش نسبت به جنگ عراق شديدا انتقاد كرد. در اين ميان تنها مردم آلباني از بوش استقبال گرمي كردند كه بعدا روشن شد ساعت مچي بوش توسط يكي از اين طرفداران سرتا پا شور و شوق ربوده شده است ! به هرحال مطمئنا بوش عمق فاجعه را درك كرده است و استقبال گسترده مردم آلباني نيز نمي تواند او را فريب دهد.
    در ادامه اين تحليل آمده است : « بوش به خوبي مي داند كه با چه وضعيتي در داخل و خارج آمريكا مواجه است . در خارج از آمريكا بسياري از هم پيمانان اروپايي كاخ سفيد كه پي به وضعيت دولت آمريكا برده اند و از آن مهمتر از سياست هاي متعارض و متناقض اين دولت به ستوه آمده اند در بسياري از موضع گيري هاي سياسي خود نسبت به بسياري از تعامل ها و همكاري ها با واشنگتن تجديدنظر كرده اند. نزديكترين هم پيمان اروپايي آمريكا يعني انگليس درصدد انجام عقب نشيني تدريجي و خروج كامل از عراق تا سال 2008 است . ديگر كشورهاي اتحاديه اروپا نيز با چنين موضع گيري هايي رسما تغيير ريشه اي در بسياري از استراتژي هاي دولت بوش را خواستار شده اند. در جديدترين نظرسنجي هاي انجام شده كه به صورت مشترك توسط شبكه « ان بي سي » و روزنامه « وال استريت ژورنال » انجام گرفت مشخص شد تنها 29 درصد از آمريكايي ها سياست هاي دولت بوش را تاييد مي كنند . اين درصد از آرا براي تاييد سياست هاي يك دولت از آمريكا طي يك قرن گذشته در نوع خود بي نظير است . جالب آن است كه اكثر اين 29 درصد از حاميان سياست هاي بوش اكثرا جمهوري خواه هستند و همين افراد به زودي به صورت تدريجي به منتقدان اصلي سياست هاي بوش تبديل خواهند شد.
    « لس آنجلس تايمز » در اين تحليل خود مي آورد : « امروز جمهوري خواهان براي انتقاد از دولت بوش و تبرئه كردن خود از عملكردهاي اين دولت به رقابت با يكديگر مي پردازند و نيز بسياري از نومحافظه كاران كاخ سفيد از انتقاد مستقيم به دولت بوش و زير سئوال بردن بسياري از سياست گذاري هاي اين دولت خودداري نمي كنند. « پرس بارلت » اقتصادان معروف آمريكايي و يكي از كارشناسان اقتصادي دولت آمريكا كه يك جمهوري خواه است از جمله اين افراد است . وي به شدت از سياستگذاري هاي بوش در زمينه اقتصادي انتقاد كرده و اعلام داشته اين گونه سياست گذاري ها ما را به سوي يك تونل تاريك و پرخطر سوق مي دهد. « ريچارد ويچري » از نومحافظه كاران مطرح آمريكا و « باب بار » معاون سابق فرماندار ايالت جورجيا كه وي نيز از نومحافظه كاران كاخ سفيد است با انتقاد شديد از نقض صريح قانون از سوي بوش اعلام داشته اند : از حادثه 11 سپتامبر تا به امروز بسياري از صلاحيت هاي قانوني و قضايي لغو شده است و دستگاه اجرايي آمريكا متاسفانه به رغم اطلاع از اين امر در اين راستا عمل مي كند به گونه اي كه مسئولان اين دستگاه بارها و بارها اعلام داشته اند كه رئيس جمهور آمريكا بالاتر از قانون است .
    دولت بوش از هجوم انتقادات سناتورهاي جمهوري خواه نيز در امان نمانده است به طوري كه « چاك هاگل » سناتور جمهوري خواه مطرح آمريكايي به همراه بسياري از كارشناسان جمهوري خواه سياست خارجه آمريكا از عملكرد و استراتژي هاي بوش در جنگ عراق و موضوع تامين امنيت ملي در آمريكا انتقادات بسيار تندي انجام داده اند. دستگاه قضايي آمريكا نيز به منتقدان اصلي سياست هاي بوش تبديل شده است به طوري كه دو تن از قضات دادگاه هاي نظامي كه دولت بوش براي محاكمه زندانيان گوانتانامو تشكيل داده رسما اين دادگاه ها را فاقد صلاحيت هاي قانوني براي محاكمه اين زندانيان اعلام كردند. يكي از محافظه كارترين دادگاه هاي آمريكا نيز اخيرا با اتخاذ موضع گيري اي بزرگترين ضربه را به دولت بوش وارد ساخت . اين دادگاه اعلام كرد صلاحيت هاي بوش براي صدور دستور مستقيم به ارتش جهت دستگيري افراد متهم به فعاليت هاي تروريستي بسيار محدود است و وي صلاحيت آن را ندارد كه به دستگيري اين افراد بدون رعايت مرزبندي هاي مشخص اقدام كند.
    در پايان اين تحليل آمده است : « ارتش آمريكا نيز رويه سياسي خود در قبال بوش را تغيير داده است و واقعيت هاي موجود نشان دهد كه مسئولان و فرماندهان برجسته تا گروهبانان و سربازان ارتش آمريكا نسبت به سياست هاي نظامي دولت بوش معترض اند. رابرت گيتس وزير دفاع آمريكا بر خلاف بوش معتقد است كه بستن درهاي گوانتانامو امري بسيار ضروري است . بسياري از فرماندهان آمريكايي نيز معتقدند كه بوش با سياست هاي اشتباه خود منجر به ويراني ارتش آمريكا شده است و اين ارتش را از درون تضعيف كرده است و از همه مهمتر بسياري از مسئولان و ناظران نظامي آمريكا درباره ي طرح بوش در عراق در راس آن طرح افزايش نيروهاي آمريكايي معتقدند كه اين طرح ها موفقيت آميز نيست و به رغم افزايش نيروهاي آمريكايي در عراق نمي توان اميدي به موفقيت اين طرح ها داشت . نتيجه گيري و جمع بندي كه مي توانيم از اين بحث به عمل آوريم آن است كه بسياري از واقعيت هاي مستند موجود از شكست قاطع دولت بوش حكايت مي كند و براي اثبات اين امر نيازي به انجام تحقيقات گسترده و ارزيابي هاي دقيق نيست . همين بس كه اگر در جمع هزار نفري از شكست سياست هاي بوش سخن بگوييم خواهيم ديد كه اكثريت اين جمع سر خود را به نشانه تاييد تكان خواهند داد. ديگر همه از عملكرد و اقدامات بي سروسامان و تعريف ناشده بوش به ستوه آمده اند. اگر بخواهيم منصف باشيم بايد بگوييم بوش در يك وعده خود صادق بود و آن هم اين است كه همه بر يك راي و نظر باشيم و در راي خود اختلاف نظر نداشته باشيم . آري امروز تمامي ملت آمريكا و كل جهان بر يك امر اتفاق نظر دارند و آن اين است كه همه از رياست جورج بوش به ستوه آمده اند.
    منبع : خبرگزاري دانشجويان ايران
    در خارج از آمريكا بسياري از هم پيمانان اروپايي كاخ سفيد كه پي به وضعيت دولت آمريكا برده اند و از آن مهمتر از سياست هاي متعارض و متناقض اين دولت به ستوه آمده اند در بسياري از موضع گيري هاي سياسي خود نسبت به بسياري از تعامل ها و همكاري ها با واشنگتن تجديدنظر كرده اند
    در جديدترين نظرسنجي هاي انجام شده كه به صورت مشترك توسط شبكه « ان بي سي » و روزنامه « وال استريت ژورنال » انجام گرفت مشخص شد تنها 29 درصد از آمريكايي ها سياست هاي دولت بوش را تاييد مي كنند
    ارتش آمريكا نيز رويه سياسي خود در قبال بوش را تغيير داده است و واقعيت هاي موجود نشان دهد كه مسئولان و فرماندهان برجسته تا گروهبانان و سربازان ارتش آمريكا نسبت به سياست هاي نظامي دولت بوش معترض اند

  • *****
    « كمپ ديويد » معاهده ننگين




  • به مناسبت 17 سپتامبر سالروز امضاي معاهده صلح ميان رژيم صهيونيستي و مصر
    اشاره :
    29 سال از امضاي معاهده صلح بين رژيم صهيونيستي و مصر به عنوان اولين قرارداد صلح بين اعراب و اسراييل مي گذرد و اين در حالي است كه اين رژيم طي اين چند سال نه تنها اعتماد ديگر كشورهاي عربي را براي به اصطلاح عادي سازي روابط جلب نكرده بلكه با اقدامات خصمانه و تجاوزگرانه اش در اراضي اشغال شده عربي بيش از پيش افكار عمومي عرب را نسبت به اهداف وطرح هاي توسعه طلبانه اش بدبين ساخته است . هر چند كه پس از امضاي معاهده كمپ ديويد معاهده ديگري بين اردن و اسراييل امضا شد و به اين ترتيب دو كشور از طرف هاي اصلي جبهه جنگ با اسراييل با دخالت هاي آشكار و نهان آمريكا به اين معاهدات صلح تن دادند اما همه مي دانند كه از سال 1948 (1327 ) رژيم صهيونيستي به هيچ قطعنامه بين المللي و توافقنامه عمل نكرده و پايبند نبوده است و به رغم آن برخي سران عرب هنوز در خيال خود به دنبال طرح صلحي غيرقابل اجرا پي آمريكا و اسراييل مي دوند تا شايد بتوانند سرزمين هاي خود و فلسطينيان را پس بگيرند.
    « كمپ ديويد » نام پيماني است كه به وسيله « انور سادات » رئيس جمهور وقت مصر و « مناخيم بگين » نخست وزير وقت رژيم صهيونيستي در تاريخ 17 سپتامبر سال 1978 (26 شهريور 1357 ) به امضا رسيد . پيمان كمپ ديويد پس از 12 روز مذاكرات مخفي و با ميانجي گري آمريكا در كمپ ديويد كه يكي از استراحتگاه هاي رياست جمهوري در آمريكا است نهايي شد و با حضور « جيمي كارتر » رئيس جمهور وقت آمريكا در كاخ سفيد به امضا رسيد.
    اين پيمان اولين پيمان صلح بين طرفين جنگ اعراب و اسراييل بود كه به صلح ميان مصر و اسراييل انجاميد. انور سادات نيز اولين رئيس وقت يك كشور عربي از طرفين جنگ اعراب و اسراييل بود كه به صلح با اين رژيم و به رسميت شناختن آن اقدام كرد. وي دو سال پس از امضاي اين پيمان در هنگام يك رژه نظامي ترور شد.
    يكي از عوامل امضاي اين پيمان اين بود كه آمريكا به اين نتيجه رسيد كه مذاكرات دو جانبه بين مصر و اسراييل از طريق واسطه هرگز در اوضاع سياسي خاورميانه تغييري ايجاد نخواهد كرد . از سوي ديگر پيروزي حزب ليكود در انتخابات سال 1977 (1356 ) اسرائيل و نيز عدم مخالفت اين حزب با عقب نشيني اسراييل از سينا و در عين حال مخالفت با عقب نشيني از كرانه باختري زمينه را براي مذاكره مستقيم اسراييل و مصر فراهم كرد.
    در همين حال گزارش مركز بروكينگز آمريكا نيز كه يكي از قديمي ترين مراكز پژوهش هاي سياسي و اقتصادي آمريكا محسوب مي شود و تاكيد اين گزارش بر ضرورت انجام مذاكرات با تمام طرف هاي درگير در منطقه زمينه ساز اين پيمان شد.
    از سوي ديگر اطمينان خاطر انور سادات نسبت به بي فايده بودن قطعنامه 338 شوراي امنيت به دليل عدم توافق نظر كامل بين او و « حافظ اسد » رئيس جمهور وقت سوريه كه موضعي مخالف و تند را در قبال هرگونه مذاكره مستقيم با اسرائيل اتخاذ كرده بود از يك سو و بحران اقتصادي مصر و عدم اعتماد سادات به اهداف آمريكا موجب شد كه مصر منافعش را بر منافع ديگر كشورهاي عربي برتري داده و به مذاكره صلح با اسرائيل بنشيند و اين در حالي است كه اميدوار بود هرگونه توافق بين اين كشور و اسراييل به ايجاد توافقنامه هايي مشابه بين اسرائيل و ديگر كشورهاي عربي منجر شود و به اين ترتيب در نهايت امر موضوع فلسطين نيز حل و فصل شود.
    بسياري از تحليلگران سياسي معتقدند كه « مناخيم بيگن » نيز به اين باور رسيد كه انجام مذاكرات با يك كشور عربي بزرگ بهتر از مذاكرات با گروهي از كشورهاي عربي است و اين امر به سود اسرائيل خواهد بود . به اين ترتيب هيات هاي مصر و اسرائيل 5 سپتامبر 1978 (چهارم شهريور 1357 ) به كمپ ديويد رسيدند و در روز اول مذاكرات سادات ايده هايش را در خصوص حل بحران فلسطين از جمله موضوع عقب نشيني كامل اسرائيل از كرانه باختري و نوار غزه و موضوع شهرك هاي يهودي نشين مطرح كرد اما طرف آمريكايي تلاش كرد تا طرفين را از موضوعات مورد اختلاف دور ساخته و به موضوع كم اهميت تري هم چون عقب نشيني اسرائيل از صحراي سينا بكشاند.
    و سرانجام پس از پايان مذاكرات طرفين معاهده صلحي را به امضا رساندند كه شامل 9 ماده است و از مهمترين موضوعات آن مي توان به صلح مصر با اسرائيل تخليه صحراي سينا و استرداد آن از سوي اسرائيل به مصر كه در طي جنگ شش روزه توسط اسرائيل اشغال شده بود و هم چنين آغاز مذاكره جهت خودمختاري كشور فلسطين در كرانه باختري رود اردن و نوار غزه اشاره كرد كه به دنبال اين پيمان دو طرف اقدام به تبادل سفير و آغاز عادي سازي روابط ديپلماتيك في مابين نمودند.
    امضاي پيمان « كمپ ديويد » در افكار عمومي غرب باعث بوجود آمدن اميد آشتي و صلح ميان اعراب و اسراييل و آغازي براي صلحي به ظاهر پايدار در خاورميانه شد از همين رو بنياد صلح نوبل در سال 1978 (1357 ) جايزه صلح خود را به طور مشترك به انور سادات و مناخيم بيگن اهدا كرد.
    متن پيمان كمپ ديويد
    دولت هاي جمهوري مصر و اسرائيل به اين نتيجه رسيده اند كه برقراي صلح عادلانه و فراگير در خاورميانه بر اساس قطعنامه هاي 242 و 338 شوراي امنيت ضروري است لذا ضمن تاكيد بر پايبندي شان به تعهدات صلح فراگير در خاورميانه پيمان « كمپ ديويد » را به امضا رساندند تا به اين ترتيب اين پيمان يك اساس صلح نه تنها بين مصر و اسراييل بلكه بين اسراييل و ديگر همسايگان عربش باشد و بر اساس آن هركس كه آمادگي مذاكره صلح و حفظ امنيت و آرامش منطقه را دارد مي تواند به اين معاهده بپيوندد.
    از نگاه مقامات مصري واسرائيلي معاهده صلح بين مصر و اسرائيل گامي مهم در تحقق صلح فراگير در منطقه و دستيابي به راه كاري مناسب جهت پايان دادن به درگيري اعراب و اسراييل است و از تمامي طرف هاي درگير عرب مي خواهد كه در روند صلح با اسراييل شركت كنند و چنانچه مصر و اسراييل خواهان ايجاد روابط دوستانه و همكاري دو جانبه بر اساس منشور سازمان ملل متحد و قوانين بين المللي هستند بايد به مفاد اين پيمان عمل كرده و آن را به اجرا در آورند.
    درخصوص واكنش دولت وقت ايران نسبت به پيمان صلح كمپ ديويد بايد گفت در هنگام امضاي اين پيمان « اردشير زاهدي » آخرين سفير ايران قبل از پيروزي انقلاب اسلامي در آمريكا به نمايندگي از شاه ايران در اين مراسم شركت داشت و از سوي ايران پيمان صلح ميان مصر و اسرائيل را به دو طرف تبريك گفت اما پس از انقلاب اسلامي در سال 1357 و تشكيل نظام جمهوري اسلامي موضع ايران نسبت به اين پيمان تغيير كرده و جمهوري اسلامي ضمن مخالفت با پيمان كمپ ديويد از به رسميت شناختن آن امتناع ورزيد.
    درخصوص واكنش كشورهاي عربي بايد گفت نه تنها كشورهاي عربي كه اتحاد جماهير شوروي و كشورهاي عضو جنبش عدم تعهد و برخي از كشورهاي اروپايي نيز ضمن انتقاد از اين پيمان امضاي آن را پيش از مشخص شدن مساله فلسطين و توافق بر سر آن بي فايده دانستند و حتي برخي اين توافقنامه را به دليل تغييراتي كه با از بين بردن نقش كليدي مصر در جهان عرب و محروم ساختن اعراب از يك قدرت نظامي بزرگ در بين نيروهاي عربي به وجود آورد به سود اسراييل دانستند اما امروز با گذشت نزديك به 30 سال از امضاي اين پيمان و پيامدهاي آن از جمله عادي سازي رابطه بين مصر و رژيم صهيونيستي اين امر مانع از هدف قرار گرفتن مصر از سوي اسرائيل نشد و جاسوسان وابسته به موساد از نخستين روز آغاز روابط دو طرف تاكنون به موارد متعدد جاسوسي در مصر پرداخته اند. در طول 28 سال گذشته سازمان هاي امنيتي مصر شبكه هاي متعدد جاسوسي را دستگير كردند كه از بين آنها فقط يك مورد براي آمريكا جاسوسي مي كرد و بقيه جاسوسان اسراييل در مصر به شمار مي آمدند . علاوه برا ين گزارشهاي امنيتي مصري حاكي از آن است كه 86 درصد از جنايات مربوط به قاچاق و اسكناس هاي تقلبي در مصر از سوي اسرائيلي ها انجام مي شود.
    روزنامه « معاريو » در سال 1997 (1376 ) نوشت : بيش از پنج هزار كودك مسلمان در اسرائيل زندگي مي كنند كه از كشورهاي همسايه ربوده شده و سپس يهودي شده اند.
    اسرائيل از سفرهاي گردشگري به مصر براي اجراي برنامه هاي خود در ايجاد شبكه هاي جاسوسي استفاده مي كند به اين ترتيب كه به موجب پيمان كمپ ديويد اسرائيلي ها مي توانند بدون رواديد به مدت دو هفته وارد صحراي سينا شوند و اين امر نفوذ به داخل سينا را تسهيل مي كند. در اين مورد مي توان گفت جاسوسي اسرائيل در مصر به نخستين روز آغاز روابط دو طرف باز مي گردد و مهمترين موارد جاسوسي در مصر به سال 1985 (1364 ) باز مي گردد كه در جريان آن سازمان هاي امنيتي مصر توانستند يك شبكه جاسوسي اسرائيلي متشكل از 9 نفر را كه وابسته به موساد بودند دستگير كنند . اين موارد و نظاير آن بيانگر سياست ثابت اسراييل از زمان عادي سازي روابط با مصر است و مي توان گفت از آنجا كه جاسوسي ماهيت اصلي رژيم صهيونيستي است اين رژيم مصر را درصدر اهداف مورد نظر سازمان جاسوسي اش قرار داده است .
    اما موضع گيري رهبران گروه اخوان المسلمين مصر نيز در قبال پيمان كمپ ديويد قابل توجه و بررسي است . يكي از اعضاي دفتر ارشاد اين گروه پيمان « كمپ ديويد » را تهديدي جدي براي امنيت و اقتصاد مصر و علت واقعي ضعف نظامي و اقتصادي اين كشور دانسته است . وي تاكيد كرده كه ناتواني برخي نظام هاي عربي از جمله مصر اين سوال را بين مسلمانان ايجاد كرده كه پيمان صلح با اسرائيل در حالي كه مسلمانان در فلسطين اشغالي يا لبنان همواره هدف واقع مي شوند چه سودي دارد
    وي هم چنين معتقد است كه هر كسي كه در مصر درباره اجراي اصلاحات در كشورش سخني بگويد با مساله « پيمان كمپ ديويد » روبرو مي شود و اجراي اصلاحات سياسي كه مهمترين آن آزادي عقيده و تشكيل احزاب است به دليل اين پيمان با مانع روبرو است . اين سياستمدار مخالف مصري با اشاره به اين كه كمپ ديويد در درجه اول از امنيت اسراييل دفاع مي كند تاكيد كرد كه مصر با اين معاهده دست بسته است و خطرناك تر از آن اين است كه حاكميت مصردر سينا ناقص است لذا لغو اين پيمان ضروري است .
    منابع :
    پايگاه اينترنتي ايسنا
    پايگاه اينترنتي انور سادات
    پايگاه مقاومت اسلامي لبنان
    پايگاه اينترنتي سازمان انصار الاسرا فلسطين
    « كمپ ديويد » نام پيماني است كه به وسيله « انور سادات » رئيس جمهور وقت مصر و « مناخيم بگين » نخست وزير وقت رژيم صهيونيستي در تاريخ 17 سپتامبر سال 1978 (26 شهريور 1357 ) با ميانجيگري آمريكا به امضا رسيد
    بحران اقتصادي مصر و عدم اعتماد سادات به اهداف آمريكا موجب شد كه مصر منافعش را بر منافع ديگر كشورهاي عربي برتري داده و به مذاكره صلح با اسرائيل بنشيند
    پيمان كمپ ديويد شامل 9 ماده است و از مهمترين موضوعات آن مي توان به صلح مصر با اسرائيل تخليه صحراي سينا و استرداد آن از سوي اسرائيل به مصر كه در طي جنگ شش روزه توسط اسرائيل اشغال شده بود اشاره كرد
    قرار بر اين بود كه اين پيمان اساس صلح نه تنها بين مصر و اسراييل بلكه بين اسراييل و ديگر همسايگان عربش باشد و بر اساس آن هركس كه آمادگي مذاكره صلح و حفظ امنيت و آرامش منطقه را دارد مي تواند به اين معاهده بپيوندد
    از نگاه مقامات مصري واسرائيلي معاهده صلح بين مصر و اسرائيل گامي مهم در تحقق صلح فراگير در منطقه و دستيابي به راه كاري مناسب جهت پايان دادن به درگيري اعراب و اسراييل است و از تمامي طرف هاي درگير عرب مي خواهد كه در روند صلح با اسراييل شركت كنند
    امروز با گذشت نزديك به 30 سال از امضاي اين پيمان و پيامدهاي آن از جمله عادي سازي رابطه بين مصر و رژيم صهيونيستي اين امر مانع از هدف قرار گرفتن مصر از سوي اسرائيل نشد و جاسوسان وابسته به موساد از نخستين روز آغاز روابط دو طرف تاكنون به موارد متعدد جاسوسي در مصر پرداخته اند