روزنامه جمهوري اسلامي 25/06/1386 صفحه سياسي
*****
نگاهي به روابط پر تنش تهران و بغداد و تاثير انقلاب اسلامي ايران بر عراق


  • يوسف قرشي
    مقدمه
    پيروزي انقلاب اسلامي در آخرين دهه هاي قرن بيستم خط بطلاني بر انديشه سكولاريسم بود.پيام رهايي بخش اين انقلاب به سرعت به گوش جهانيان رسيد و بيشترين تاثير را بر كشورهاي اسلامي نهضتها و جنبشهاي اسلامي گذاشت .اين تاثير پذيري هم در حوزه هاي نظري و هم در حوزه هاي عمل اجتماعي انجام گرفته به گونه اي كه تبيين ديدگاهها و عملكرد اين جنبشها بدون توجه به اين تاثيرپذيري غيرممكن گرديده است .در واقع پيروزي انقلاب اسلامي در ايران در شكل گيري قوام بخشي محتوا و شكل مبارزه جنبشهاي اسلامي معاصرتاثير جدي داشته است .
    در اين نوشتار بناست به بررسي تاثير انقلاب اسلامي ايران بر عراق بپردازيم .بر اين اساس به ارزيابي اين تاثير در دو سطح اشاره مي كنيم .سطح اول به جنبش ها و گروههاي موجود در دو كشور اختصاص دارد.در سطح دوم نيز روابط دو دولت ايران و عراق بررسي مي شود.
    تاثير انقلاب اسلامي ايران بر گروههاي معارض
    اول : سالهاي 1357 تا 1359
    الف ) تاثير انقلاب اسلامي بر معارضين عراق
    پيروزي انقلاب اسلامي به دليل پيام مهم رهايي بخشش الهام دهنده گروهها و نهضتهاي آزادمنش در سراسر جهان به خصوص عراق شد.در واقع موفقيت انقلاب ايران تاثيري عميق و سريع در ميان شيعيان عراق بر جاي گذاشت و ايجاد سازمانهاي مخالف و انقلابي شيعه كه مردم را پيدا مي كردند تهديدي جدي براي ثبات رژيم بعثي شد1.
    حضور 14 ساله رهبر كبير انقلاب ايران از سال 1963 تا 1978 در عراق سبب ايجاد روابط و علاقه سياسي ـعاطفي بين رهبران نهضت شيعيان عراق و ايشان شده بود.
    به طور كلي تاثير رهبري و انقلاب اسلامي ايران بر جنبش اسلامي عراق با توجه به مسائل و وقايع زير قابل تبيين است :
    1 ـ در عراق وجود حزب الدعوه الاسلاميه جماعه العلما حزب الفاطمي و ديگر احزابي كه نظريات فقهي امام را قبول داشتند تحت تاثير حركت امام خميني (ره )بود.
    2 ـ شهيد آيت الله صدر و رهبري ايشان . در ميان مراجع بزرگ عراق در چند دهه اخير تنها آيت الله صدر است كه هم در زمينه انديشه سياسي اسلام كار كرده است و هم عملا وارد حوزه سياست شده و رهبري سياسي مردم عراق را به عهده گرفته است .ايشان اطاعت از امام را ضروري و لازم مي دانست و خود را نيز پيرو امام محسوب مي كرد.
    3 ـ حركتي كه آيت الله صدر در الگو قرار دادن انقلاب اسلامي ايران و تبعيت از آن براي رسيدن به پيروزي در عراق بوجود آورد خاندان آيت الله سيد محسن حكيم شاگردان و پيروان آيت الله صدر و بويژه سيد محمد مهدي حكيم دنبال كردند.
    4 ـ مراسم و برنامه هاي عزاداري ايام محرم صفر و رمضان و ارتباطي كه اين مراسم با مراسمي كه همزمان در ايران تشكيل مي شد داشتند . اين امر بويژه در 2 سال اول انقلاب بسيار برجسته بود .
    5 ـ وجود عتبات عاليات و رفت و آمد ايرانيان به عراق و شيعيان عراق به ايران .
    6 ـ وجود حوزه هاي علميه قم نجف كربلا و ارتباط بين آنها .
    7 ـ وجود مراجع بزرگ در كشور عراق و ايران . بسياري از عراقيها از امام و ديگر مراجع تقليد تبعيت مي كردند كه مسائل سياسي را نيز در بر مي گرفت .
    8 ـ مهاجرت و تبعيد برخي از روحانيون برجسته عراق به ايران اين ديدگاه را در ميان مردم شيعه عراق بوجود آورد كه ايران مامن دانشمندان و روحانيون برجسته و مبارز آنان است .
    تاثير سريع و عميق انقلاب ايران در ميان شيعيان عراق به گونه اي بود كه شهيد صدر در روز پيروزي انقلاب با تعطيل نمودن جلسه درس روزانه خود در جمع طلاب علوم ديني نجف گفت : امروز موسي بر فرعون پيروز شد...امروز آيت الله خميني حكومت شاه را سرنگون ساخت و اينك هم ما بايد كارگزاران آن رهبر و منتظران دستورات وي باشيم 2.
    به دنبال پيروزي انقلاب حركتهاي مختلفي از سوي شيعيان عراق صورت گرفت كه عموما توسط رژيم بعث سركوب شدند.از جمله اين حركتها قيام رجب سال 1399 هجري قمري بود . در اين حركت شيعيان به مناسبت جشن ميلاد حضرت علي (ع )با برگذاري مراسم جشن و راهپيمايي ملت عراق را به قيام عليه نظام بعثي فرا خواندند.قيام به اكثر شهرهاي عراق نظير بغداد كربلا خالص كوت كاظمين و ناصريه رسيد و روز به روز دامنه آن گسترش مي يافت .اين قيام در نهايت با دستگيري آيت الله صدر و خواهرش بنت الهدي و سركوب شديد جوانان انقلابي تا حد زيادي مهار شد . 3
    با روي كار آمدن صدام در ژوئيه 1379 دولت تاكتيكهاي خود را تغيير داد و قوانين جديدي براي مجازات مخالفان وضع كرد . چند روز پس از وضع قانون جديد آيت الله صدر و خواهرش به شهادت رسيدند و در مدت كوتاهي پس از آن نيز صدها تن از هواداران آيت الله صدر اعدام شدند
    با تشديد موج سركوب تعدادي از گروهها و شخصيتهاي برجسته معارض حكومت سياست ادامه معارضه در خارج از مرزهاي عراق را اتخاذ نمودند . اين گروهها و شخصيت ها عبارت بودند از : حزب الدعوه سازمان عمل اسلامي جماعه العلماوجند الامام . 4
    در اين دوران اشخاص برجسته اي چون سيد محمد باقر حكيم و سيد محمود هاشمي تصميم گرفتند تا با سفر به ايران وظيفه هدايت و آموزش نيروهاي اسلامي عراق را در ايران بر عهده گيرند.
    ب ) تاثير انقلاب اسلامي بر معارضين ايران .
    با پيروزي انقلاب اسلامي جريان خودمختاري در مرزهاي كشور به شدت مطرح شد.در ناحيه غربي كشور به طور مشخص دو حركت استقلال طلبي ظهور يافت كه رابطه اي مستقيم با دولت عراق داشتند.ايندو حركت يكي در ناحيه شمال غربي كشور رخ داد و مربوط به كردها مي شد و ديگري در بخش جنوب غربي مربوط به تجزيه طلبان خوزستاني بود.
    به طور كلي وقايعي كه از سوي كردها تا پيش از آغاز جنگ تحميلي ايجاد شد عبارت بودند از :
    سقوط پادگان و هنگ ژاندارمري مهاباد و پاسگاههاي ژاندارمري جنگ نقده گفتگوهاي سياسي رهبران كرد با نمايندگان دولت موقت مخالفت گروههاي كرد با حضور سپاه پاسداران انقلاب اسلامي در مناطق كرد نشين فرمان امام در شكست محاصره پاوه و آزادسازي شهرهايي چون بانه سردشت مريوان و ... به دست نيروهاي سپاه و ارتش 5.
    در حوزه جنوب نيز با حمايت دولت عراق حركتهايي از سوي گروههاي معارض صورت گرفت .مهمترين گروه معارض در اين منطقه جبهه التحرير اهواز بود.اين جبهه با هدف تجزيه خوزستان تشكيل شده بود.
    اساسا اوضاع و احوالي كه پس از انقلاب در ايران بوجود آمد زمينه مناسبي براي شروع مجدد فعاليتهاي اين جبهه فراهم آورد.اين فعاليتها طيف وسيعي را مانند تشويق به تظاهرات و راهپيمايي اعتصاب ايجاد اغتشاش نشر جزوات و انجام عمليات مسلحانه عليه مراكز دولتي در بر مي گرفت . به عنوان مثال در تيرماه 1358 حوادث خشونت بار متعددي در خوزستان صورت گرفت . از روي پل خرمشهر به سمت چند پاسدار نارنجك پرتاب شد كه در اثر آن 4 نفر مجروح شدند .
    در اواخر تيرماه نيز براي دومين بار به فرودگاه اهواز حمله شد.در همان زمان انواع سلاحها با تريلي از عراق وارد ايران مي شد.به دليل ضعف ژاندارمري و نداشتن نيروي كافي در مرزها ورود سلاح از عراق به خوزستان و توزيع آن ميان عشاير عرب به راحتي صورت مي گرفت . 6
    به طور كلي تا قبل از شروع جنگ عراق ايران عمده گروههاي معارض ايران را كردها و اعراب خوزستاني تشكيل دادند.
    دوم : سالهاي 1359 تا 1367
    الف )گروههاي معارض عراق .
    با آغاز جنگ تحميلي تعدادي از شخصيت هاي مستقل و گروههاي معارض با همكاري مسئولان جمهوري اسلامي ايران تشكلي نظامي با نام « الجيش الثوري الاسلاميه العراق » ايجاد نمودند و مقرر كردند كه همكاريها و فعاليتهاي نظامي گروهها در آينده در قالب اين تشكل انجام خواهد شد.
    در اين ميان گروههاي عراقي نيز اقدام به ايجاد تشكيلات نظامي نمودند.از جمله حزب الدعوه تشكلي چريكي با نام « الجيش الغضب » ايجاد نمود و پس از آن مجموعه جديد ديگري را با نام « قوات الشهيد الصدر » بنيان نهاد و هدف آن را انجام عمليات و جنگهاي نامنظم در شمال و داخل عراق اعلام كرد
    فارغ از فعاليتهاي گروهي معارضان عراقي مسئولان امور جنگ جمهوري اسلامي ايران كه به تدريج با مراجعه و استقبال نيروهاي عادي و غير حزبي عراقي براي شركت در جبهه مواجه شدند با همكاري برخي مسئولان معارض عراقي تيپ بدر را تشكيل دادند كه بعدها تبديل به « لشكر 9 بدر » شد . 7
    همچنين حزب الدعوه در آغاز جنگ تحميلي با استفاده از امكانات جمهوري اسلامي ايران در شهرهاي مرزي غرب و جنوب كشور به آموزش نظامي و اعزام نيرو به جبهه پرداخت . 8
    كردهاي معارض عراق نيز در طول جنگ فعاليهاي عمده اي عليه رژيم بعث انجام دادند.از جمله گروههاي كرد معارض عراق « اتحاديه ميهني كردستان » به رهبري جلال طالباني بود.اين تشكل كه در ابتدا با گروههاي كرد معارض ايران همچون كومله و دموكرات همكاري داشت در طول جنگ به سمت ايران متمايل شد و عمليات مشتركي را عليه رژيم بعث ترتيب داد . 9
    ب )گروههاي معارض ايران
    به طور كلي گروههاي معارض ايران متشكل از سه گروه بودند : سازمان مجاهدين خلق گروههاي كرد و جبهه التحرير اهواز.
    سازمان مجاهدين خلق در ابتداي جنگ تحليل خود را از وقايع به صورت اطلاعيه هايي اعلام مي كرد.از ديد آنان جنگ عراق و ايران جنگي است ارتجاعي و ناعادلانه كه طرفين هريك به دنبال هدف خويش است . 10
    آنان اعلام كردند كه در جنگ نقش پيشتاز را نخواهند داشت و فقط در كنار مردم خواهند جنگيد . 11
    با اين تحليلها آنان وارد جنگ شدند و به طور عمده فعاليت خود را آغاز نمودند.مجاهدين خلق تمركز فعاليت خود را بر تهيه اطلاعات مربوط به نيروهاي ايراني و صف بندي آنان قرار دادند كه به تدريج با گسترده شدن حوزه فعاليت از سوي نيروهاي نظامي ايران بويژه ارتش جمهوري اسلامي متوقف شدند.
    در كل عمده تلاشهاي اين سازمان در طول جنگ را مي توان در جهت كسب حيثيت و مردمي جلوه دادن خود دانست . 12
    گروههاي كرد معارض ايران متشكل از دو گروه كومله و دموكرات بودند.اين دو حزب به دليل داشتن هدف مشترك با رژيم بعث عراق همكاري داشتند.هدف آنان سرنگون كردن نظام جمهوري اسلامي ايران بود
    دولت عراق اجازه فعاليت را به اين دو گروه در خاك خود داده بود و مهمات تجهيزات نظامي و كمكهاي مالي در اختيار آنان قرار مي داد . دولت عراق همچنين امكان انتقال مجروحان اين دو گروه را به اروپا از طريق هواپيما فراهم آورده بود . 13
    جبهه التحرير اهواز نيز از گروههاي معارض ايران محسوب مي شد كه در اوايل جنگ تحت تاثير تبليغات و وعده رژيم بعث قرار گرفت و بسياري از اعضا خود را به همراه خانواده آنها به عراق فرستاد و خواستار پناهندگي براي آنان شد14.
    نقش جبهه التحرير اهواز به لحاظ نظامي بسيار مهم بود و اعضاي اين گروه دوشادوش نيروهاي عراقي عليه ايران مي جنگيدند.
    سوم : سالهاي 1367 تا سقوط صدام
    الف )گروههاي معارض عراق
    اساسا پايان جنگ و شروع دوره اي كه آنرا دوران « نه جنگ و نه صلح » ناميده اند با پذيرش قطعنامه 598 و شروع مذاكرات به كاهش تشنج بين دو كشور انجاميد و روندي آغاز شد كه چشم انداز آن دقيقا براي هر دو كشور و رهبران گروههاي معارض روشن نبود.در اين دوره بسياري از رهبران و كادرهاي معارض عراق به كشورهاي همجوار چون عربستان كويت پاكستان و كشورهاي حاشيه خليج فارس و برخي كشورهاي اروپايي عزيمت نمودند . 15
    فضاي ركود و سردرگمي در ميان گروههاي معارض عراق تا آغاز هجوم دولت عراق به كويت حاكم بود.به دنبال شكل گيري ائتلاف بين المللي عليه دولت عراق و تصميم بر حمله به نيروهاي اشغالگر عراقي اوضاع سياسي و اجتماعي اين كشور كاملا به هم ريخت و در نتيجه مردم و گروههاي مخالف با استفاده از ضعف حكومت و خلا قدرت سعي كردند اعتراض هاي پنهاني خود را عملي كنند تا جائيكه قيام عمومي و خودجوش ابتدا در جنوب و سپس در سرتاسر عراق آغاز گرديد . اين قيام در پانزدهم شعبان 1411 (1990 )به طور رسمي آغاز شد و به قيام شعبانيه شهرت يافت 16.
    در ادامه اين قيام سيد محمد باقر حكيم از كردهاي شمال عراق خواست تا با موضع گيري عليه صدام جبهه ديگري از قيام را به راه بيندازد . بعلاوه وي با صدور بيانيه اي از ارتش عراق خواست تا خود را به صفوف ملت عراق ملحق نمايد17. در اين دوران اكثر قيامهاي گروههاي معارض عراق و مردم توسط دولت عراق سركوب شدند.
    ب )گروههاي معارض ايران .
    در اين دوره مهمترين گروههاي معارض ايراني را كردها تشكيل مي دهند.اساسا حزب دموكرات و كومله در سالهاي اوليه پيروزي انقلاب و در طول جنگ تحميلي بر مشي مسلحانه تاكيد داشتند و بدين منظور به اقداماتي چون انجام جنگهاي نامنظم در جوار مرز ايران و عراق ترور شخصيتها شعار نويسي و تبليغات منفي عليه جمهوري اسلامي ايران از طريق نشريات و راديوي خود و رسانه هاي ساير گروههاي معارض مانند گروه « پان ايرانيست ها » دست مي زدند.اما در سالهاي پس از جنگ در استراتژي خود جهت تعارض با جمهوري اسلامي ايران تغييراتي ايجاد نمودند.
    در واقع تثبيت نظام جمهوري اسلامي ايران طولاني شدن مبارزه گروههاي معارض ايراني كه سبب ايجاد شكاف و مستولي شدن روحيه ياس و نااميدي بر آنان شده و... باعث تغيير استراتژي آنان از رويكرد مبارزه مسلحانه به مشي سياسي و بكارگيري روشها و ابزارهاي نرم براي تعارض با جمهوري اسلامي ايران گرديد . 18
    اين مساله به وضوح در سخنان يكي از اعضا دفتر سياسي حزب دموكرات مشخص مي شود.او مي گويد : « ما شعار دموكراسي براي ايران و خودمختاري براي كردستان را برداشته ايم و به مساله دموكراسي در سراسر ايران اولويت داده ايم ...ما معتقديم بدون برقراري دموكراسي در سراسر ايران تحقق خودمختاري در كردستان غير ممكن است . 19
    چهارم : سالهاي پس از صدام
    به طور كلي هرچه از سالهاي اوليه انقلاب اسلامي ايران فاصله مي گيريم وجهه انقلابي كمرنگ تر شده و نهضت ايران در چارچوب يك نظام سياسي مورد بررسي قرار مي گيرد.بر اين اساس تاثيرپذيري جنبشهاي مختلف از جمله گروههاي عراقي در قالب نظام جمهوري اسلامي ايران و عملكرد مسئولين اين نظام تعريف مي شود.اگر در سالهاي اوليه پيروزي انقلاب گروههاي معارض عراقي با رنگ و لعابي ايدئولوژيك از نظريه ولايت فقيه حضرت امام (ره )تبعيت مي كنند امروزه اركاني چون مجلس اعلاي عراق كه واژه انقلاب را از نام خود حذف كرده است ـ جنبه كاملا سياسي به خود مي گيرند.بنابراين در بررسي تاثيرپذيري گروههاي عراقي از ايران بايد خاطرنشان كرد كه در اوايل انقلاب تاثير پذيري از نوع فكري است اما با گذشت زمان جنبه سياسي تاثيرپذيري اهميت بيشتري مي يابد.
    با توجه به مطالب فوق مي توان فضاي عراق پس از صدام را مورد بررسي قرار داد.بدين منظور مهمترين گروههايي كه پس از سقوط دولت بعثي در عراق نقش ايفا كردند را برمي شمريم .
    1 ـ مجلس اعلاي عراق (گروه حكيم )
    مهمترين محور فعاليت مجلس اعلا در قبال شكل گيري ساختار دولت آينده عراق كمك به فروپاشي نظام حكومتي سني محور و تشكيل نظام سياسي شيعه محور است .اين جناح براي رسيدن به اهداف خود در صدد رفع نگراني دولتهاي عربي در زمينه نقش و جايگاه شيعيان در دولت آتي عراق است .
    اين گروه از ايده تشكيل حكومت اسلامي تا حدود زيادي دست كشيده و اكنون خواستار تشكيل حكومت دموكراتيك بر پايه انتخابات است ;زيرا با توجه به اكثريت شيعيان در عراق محتمل مي داند كه اكثر پستهاي دولت و پارلمان نصيب شيعيان مي شود . 20
    2 ـ اتحاديه ميهني كردستان عراق (گروه طالباني )
    اتحاديه ميهني از حفظ وضع موجود در ساختار حكومتي عراق يعني خارج بودن سه استان دهوك اربيل و سليمانيه از كنترل حاكميت و اقتدار و حوزه نفوذ دولت خرسند است و تغيير ساختار دولت مركزي را به شرطي مفيد مي داند كه نظام فدرالي در عراق جديد تثبيت شده و اداره مناطق كردنشين كنوني بعلاوه كركوك در چارچوب قانون اساسي فدرال به رسميت شناخته شود
    3 ـ حزب دموكرات كردستان عراق (جناح بارزاني )
    گروه بارزاني نيز مانند گروه طالباني خواستار استقرار نظام فدراليسم و تاسيس ايالت كردستان به مركزيت كركوك است .اين گروه خواستار افزايش سهم كردها در دولت مركزي عراق بويژه اعمال نظرات و ديدگاههاي كردها در زمينه پستهاي حساس بوده اند21.
    4 ـ كنگره ملي عراق (احمد چلبي )
    گروه چلبي ضمن حمايت از سرنگوني رژيم بعث خواستار تشكيل حكومتي است كه كنگره ملي در آن نسبت به گروههاي كرد و مجلس اعلا از برتري برخوردار باشد.از اين رو ضمن لابي و رايزني با تركيه براي مهار كردن كردها نوعي رفتار كج دار و مريز را با مجلس اعلا پيگيري مي كند كه در چارچوب آن درباره به قدرت رسيدن شيعيان همسويي نشان مي دهد اما تلاش مي كند با جلب حمايت آمريكا و انگليس بر مجلس اعلا پيشي گيرد.از اين رو اين گروه به تشكيل نوعي حكومت لائيك در عراق چراغ سبز نشان مي دهد و در تلاش است كه خود را نماينده شيعياني معرفي كند كه به ساختار ديني حكومت اعتقادي ندارند.
    روابط دولت ايران و عراق ;سالهاي پس از جنگ تا سقوط صدام
    از پايان جنگ ايران و عراق تا سقوط صدام حسين صلح پرتنشي بر روابط دو كشور حاكم بوده است .روابط دو كشور در اين دوره گاهي از آرامش نسبي برخوردار بوده و زماني درگير تنشهاي شديد شده است .با وجود ديد و بازديدهاي مقامات دو كشور مسائل زيادي وجود داشت كه حل نشد و مانع از بهبود در روابط دو كشور گرديده بود.
    مذاكرات صلح ميان دو كشور
    پس از پذيرش قطعنامه 598 از سوي ايران و برقراري آتش بس ميان دو كشور مذاكرات صلح تحت نظارت سازمان ملل آغاز شد.مذاكرات صلح ميان ايران و عراق به مدت دو سال ادامه داشت اما هيچگونه پيشرفتي حاصل نشد.چرا كه از يك سو صدام خود را پيروز جنگ مي دانست و ادعاي حاكميت خود بر اروند را تكرار مي كرد و از سوي ديگر برخي از كشورهاي غربي بويژه آمريكا خواستار ادامه حالت « نه جنگ نه صلح » بودند تا زماني كه تغييري در سياست خارجي ايران نسبت به غرب مشاهده نشود.در هر حال مذاكرات صلح با توجه به عوامل مذكور با بن بست مواجه شد.
    مبادله هاي فيمابين
    از اوايل سال 1990 تغييرات مهمي در صحنه سياست داخلي و خارجي ايران و عراق روي داد كه بر روابط دو كشور شديدا تاثير گذاشت .در ايران شاهد روي كار آمدن دولتي هستيم كه بنا به نيازهاي موجود و مقتضيات زمان در صدد بهبود روابط با كشورهاي غربي است و از سوي ديگر روابط عراق با آمريكا نيز به تدريج رو به تيرگي نهاد;به گونه اي كه راديوصداي آمريكا در 14 فوريه 1990 گفتاري را پخش كرد كه در آن سرنگون كردن ديكتاتورهاي جهان از جمله صدام حسين درخواست شده بود . 23
    در چنين شرايطي بود كه صدام در يك اقدام بي سابقه نامه اي براي مقامات ايراني ارسال كرد.وي در اين نامه ضمن اشاره به تهديدهايي كه از طرف صهيونيسم و برخي كشورهاي بزرگ عليه عراق و امت عرب به عمل مي آيد پيشنهاد مذاكره مستقيم بين روساي جمهوري دو كشور را در مكه مكرمه ارائه داد.در نامه اي ديگر صدام تنها راه دستيابي به صلح را مذاكرات مستقيم اعلام كرده بود.
    در 30 ژوئيه 1990 عراق نامه اي به ايران نوشت . در اين نامه عراق براي اولين بار از مواضع قبلي خود در مورد اروندرود بسيار عدول نموده بود3. روز پس از ارسال اين نامه بود كه نيروهاي عراقي وارد كويت شدند و اين كشور را اشغال كردند24. بدين ترتيب بود كه هدف اصلي صدام از ارسال چنين نامه هايي به ايران آشكار شد.
    بهبود روابط ايران و عراق
    پس از اشغال كويت توسط عراق و در پي ارسال نامه هاي متعدد عراق به ايران نيروهاي عراقي اراضي اشغالي ايران را تخليه و به مرزهاي بين المللي عقب نشيني كردند.همچنين تعداد بسياري از اسرا آزاد شدند.
    در سپتامبر 1990 طارق عزيز وزير خارجه عراق از ايران ديدار نمود25. به دنبال ان روابط دو جانبه ايران و عراق از سر گرفته شد.همچنين در اين سال مقامات ايراني از جمله وزير امور خارجه از عراق ديدار كردند.
    به طور كلي در مدتي كه عراق كويت را اشغال كرده بود به علت شرايط خاص ايجاد شده براي عراق روابط دو كشور دوستانه و رو به گسترش بود.
    ايران و تجاوز عراق به كويت
    ايران تجاوز عراق به كويت را محكوم كرد و خواستار خروج نيروهاي عراقي از كويت و احترام به استقلال و تماميت ارضي اين كشور شد.ايران همچنين خواستار آن شد كه تمام نيروهاي خارجي پس از تنبيه متجاوز منطقه را ترك كنند
    به دنبال اغاز حملات هوايي نيروهاي ائتلاف به عراق و خروج نيروهاي عراقي از كويت شيعيان مناطق جنوبي عراق دست به شورش زدند . دولت عراق با خشونت تمام شيعيان را سركوب كرد;به طوري كه 30 هزار نفر در جريان اين شورشها كشته شدند . دولت عراق ايران را متهم كرد كه در اين شورشها دست داشته است و نيروهاي نظامي آن از مرز عبور كرده و در شورشها شركت داشته اند.اين امر سبب تيرگي روابط ايران و عراق شد به طوري كه مذاكرات وزراي امور خارجه عراق و ايران كه قرار بود در مه 1991 انجام شود صورت نگرفت . 26
    نگراني عراق از گسترش روابط ايران با كشورهاي حوزه خليج فارس
    از سال 1997 (1376 )با روي كار آمدن دولت جديد در ايران و اتخاذ سياست تنش زدايي روابط ايران با كشورهاي خليج فارس بويژه عربستان سعودي و كويت به نحو قابل توجهي بهبود يافت .همكاريهاي ميان ايران و اين دو كشور بيشتر در زمينه هاي امنيتي تروريسم و مواد مخدر شكل گرفت .به گونه اي كه در اين دوران چندين پيمان ميان اين كشورها منعقد شد.از سوي ديگر ايران سعي كرد اختلافات خود را با اين دو كشور در حوزه هاي مختلف از جمله تعيين فلات قاره حل كند . 27
    گسترش روابط ايران با كشورهاي خليج فارس باعث ايجاد تنش در روابط ايران و عراق گرديد.به دنبال آن به كرات آتش بس از سوي دو طرف نقض شد.ايران عراق را متهم مي كرد كه اجازه فعاليت به نيروهاي مجاهدين در نزديك مرزهاي ايران مي دهد.دولت عراق نيز در بيانيه هاي خود مدعي بود كه ايران عوامل داخلي خود را تجهيز مي كند تا به اعمال تجاوزكارانه در عراق دست بزنند.
    تنش در روابط دو كشور با سخنان صدام حسين در مورد ايران افزايش يافت .وي در اظهارات خود به مناسبت يازدهمين سالگرد پايان جنگ ايران و عراق كه آنرا پيروزي بزرگ نام نهاد به شدت به ايران حمله كرد.او با لحني تهديد آميز گفت در صورتي كه عراق در متقاعد ساختن طرف مقابل از طريق منطق موفق نشود و زماني كه تشخيص بدهد تنها راه ابراز درستي نظر خود استفاده از قوه قهريه است از بكار بردن آن درنگ نخواهد كرد . 28
    چنين فضايي در روابط ميان ايران وعراق تا حمله آمريكا به كشور اخير و ايجاد بحران در اين كشور حاكم بود.
    اتحاد استراتژيك ايران و عراق
    ايران علنا با حمله آمريكا به عراق مخالفت كرد و در عين حال عراق را ترغيب نمود تا با همكاري با سازمان ملل مانع از افزايش تنش و بحران در منطقه شوداما دولت عراق برعكس تلاش مي كرد تا ايران را در كنار خود براي مقابله با آمريكا قرار دهد . در اوت 2002 رئيس جمهوري عراق در پيامي به ايران گفت كه بهتر است در شرايط فعلي جنگ را فراموش كنيد و بر مبناي مقتضيات فعلي روابط دو كشور را سامان دهيم . وي از ايرانيان خواست كه در مقابل تهديدات مشترك عليه ايران و عراق به اتحادي استراتژيك بينديشند . 29
    بر اين اساس بود كه تا پيش از حمله آمريكا به عراق روابط دو كشور به سمت تنش زدايي پيش رفت .
    پي نوشت ها :
    1 ـ حبيب الله ابولحسن شيرازي كامران طارمي نقش گروههاي معارض در روابط ايران و عراق تهران : مركزاسناد انقلاب اسلامي 1384 ص 68
    2 ـ همان ص 71
    3 ـ همان ص 73
    4 ـ همان ص 76
    5 ـ همان ص 84
    6 ـ همان
    7 ـ همان ص 150
    8 ـ همان ص 148
    9 ـ همان ص 152
    10 ـ همان ص 111
    11 ـ همان ص 112
    12 ـ همان ص 115
    13 ـ همان ص 135
    14 ـ همان ص 145
    15 ـ همان ص 179
    16 ـ همان ص 181
    17 ـ همان ص 183
    18 ـ همان ص 214
    19 ـ همان ص 213
    20 ـ سيروس برنا بلداجي نامه دفاع : روند دولت سازي در عراق نوين تهران : مركزتحقيقات استراتژيك دفاعي 1383 ص 32
    21 ـ مراد ويسي مسائل ايران و عراق موسسه فرهنگي مطالعات و تحقيقات بين المللي ابرار معاصر تهران 1382 ص 64
    22 ـ همان ص 65
    23 ـ اصغر جعفري ولداني روابط خارجي ايران تهران : آواي نور 1382 ص 103
    24 ـ همان ص 104
    25 ـ همان ص 105
    26 ـ همان ص 107
    27 ـ همان ص 114
    28 ـ همان ص 115
    29 ـ همان ص 118
    منبع : مركز اسناد انقلاب اسلامي
    پيروزي انقلاب اسلامي به دليل پيام مهم رهايي بخشش الهام دهنده گروهها و نهضتهاي آزادمنش در سراسر جهان به خصوص عراق شد.در واقع موفقيت انقلاب ايران تاثيري عميق و سريع در ميان شيعيان عراق بر جاي گذاشت و ايجاد سازمانهاي مخالف و انقلابي شيعه كه مردم را پيدا مي كردند تهديدي جدي براي ثبات رژيم بعثي شد
    در بررسي تاثيرپذيري گروههاي عراقي از ايران بايد خاطرنشان كرد كه در اوايل انقلاب تاثير پذيري از نوع فكري است اما با گذشت زمان جنبه سياسي تاثيرپذيري اهميت بيشتري مي يابد
    تنش در روابط دو كشور با سخنان صدام حسين در مورد ايران افزايش يافت .وي در اظهارات خود به مناسبت يازدهمين سالگرد پايان جنگ ايران و عراق كه آنرا پيروزي بزرگ نام نهاد به شدت به ايران حمله كرد.او با لحني تهديد آميز گفت : در صورتي كه عراق در متقاعد ساختن طرف مقابل از طريق منطق موفق نشود و زماني كه تشخيص بدهد تنها راه ابراز درستي نظر خود استفاده از قوه قهريه است از بكار بردن آن درنگ نخواهد كرد