بسم الله الرحمن الرحيم
جان كرياكو
از مقامات سابق ضد تروريسم سازمان جاسوسي آمريكا (سيا) و ريچارد كلاين
از مقامات سابق وزارت امور خارجه
آمريكا
اخيرا در مقاله اي مشترك كه روزنامه آمريكائي « لس آنجلس تايمز » آنرا منتشر كرده است
ارزيابي نسبتا مفصلي از اوضاع
افغانستان بعد از 5 سال اشغال به دست داده اند .
كرياكو و كلاين
در اين گزارش با صراحت اعلام كرده اند آمريكا در افغانستان هم شكست خورده است . آنها تاكيد كرده اند افغانستان
امروز به افغانستان قبل از 10 سپتامبر 2001 ميلادي
يعني 19 شهريور 1380 كه انفجار دوقلوهاي نيويورك يك روز بعد از آن رخ داد و
زمينه اي شد براي حمله نظامي آمريكا به افغانستان
بيشتر شبيه است تا اين كه نشاني از پيروزي آمريكا در جنگ با تروريسم را نشان
دهد.
نويسندگان اين مقاله ميافزايند : القاعده و متحدش طالبان بر بخشهائي از افغانستان چنان مسلط هستند كه نظاميان آمريكائي و
دولتي و حتي امدادگران و خبرنگاران قادر به ورود به اين مناطق نيستند
حتي كابل محلي خطرناك براي سفارتخانه هاي خارجي است
بطوري كه ديپلمات ها محل هاي كار خود را ترك نمي كنند و درون زره پوش ها با جليقه ضد گلوله و محافظان مسلح مخفي شده اند
وحشت بر ساكنان كابل حاكم شده
خيابان ها پر از جنايت است
مردان جوان بيكار اغلب مرتكب دزدي و جنايت مي شوند تا بتوانند
شكم هاي خود و خانواده شان را سير كنند
القاعده دهكده به دهكده قبيله به قبيله و استان به استان باز مي گردد
كشت و قاچاق مواد
مخدر ادامه دارد
اسامه بن لادن با پيام هاي ويدئوئي طرفداران خود را فعال ساخته
حامد كرزاي هر چند خود را رئيس جمهور افغانستان
ميداند ولي در عمل فقط شهردار كابل است و جنگ افغانستان بصورت مانور سياسي و نظامي يك گام به جلو و دو گام به عقب تبديل
شده است .
اين دو مقام سابق اطلاعاتي و سياسي آمريكا با تصريح به اينكه حتي براي رفتن از سفارت آمريكا در كابل به اداره توسعه بين الملل
آمريكا كه آنطرف خيابان قرار دارد و خيابان ميان آنها به روي همه غير از اتومبيل هاي آمريكائي و سازمان ملل مسدود شده
كارمندان
سفارت از ترس مجبورند از تونل زيرزميني استفاده كنند
مقاله خود را اينطور به پايان مي برند كه : « كار در افغانستان نه تنها به پايان
نرسيده بلكه بسيار خطرناك تر شده و كساني كه غير از اين گزارش مي كنند يا بي تجربه هستند و يا اهداف سياسي دارند » .
ملاحظه جمله پاياني مقاله اين دو مقام سابق آمريكائي
ذهن ها را بلافاصله به گزارش معروف « پترائوس ـ كراكر » درباره عراق منتقل
مي كند كه همزمان با چاپ اين مقاله
هفته گذشته توسط فرمانده نظامي آمريكا در عراق و سفير آن كشور در بغداد به كنگره آمريكا ارائه
شد. محتواي گزارش « پترائوس ـ كراكر » درباره عراق چنان غيرواقعي بود كه سناتورهاي آمريكائي را به خشم آورد و حتي رسانه هاي
آمريكائي
كه غالبا تحت كنترل هستند
نتوانستند بر غيرواقعي بودن آن سرپوش بگذارند.
انتشار مقاله « كرياكو و كلاين » درباره افغانستان همزمان با ارائه گزارش « پترائوس ـ كراكر » به كنگره آمريكا
تفاوت ميان ارزيابي هاي
فرمايشي و ارزيابي هاي غيردستوري را به خوبي نشان ميدهد. پترائوس و كراكر
ماموريت داشتند وضعيت كنوني عراق را بگونه اي در
گزارش خود ترسيم كنند كه موقعيت دولت بوش در اين كشور اشغال شده كاملا موفقيت آميز جلوه كند و مشكلات موجود به گردن
دولت نوري مالكي و ايران انداخته شود تا دولت بوش بتواند بهانه اي براي ادامه اشغال نظامي عراق داشته باشد و راه براي كنار زدن
دولت مردمي عراق و روي كار آوردن مهره هاي مورد نظر بوش كوچك هموار گردد.
گزارش « پترائوس ـ كراكر » سه محور اصلي دارد كه عبارتند از :
1 ـ ارتش آمريكا با افزايش نظاميان خود توانسته اوضاع عراق را تحت كنترل در آورد ولي چون القاعده هنوز شكت نخورده حضور
نظامي آمريكا در عراق بايد ادامه يابد.
2 ـ آمريكا در عراق كاملا موفق بوده و اگر مشكلي وجود دارد به دولت مالكي و همسايگان عراق بويژه ايران مربوط مي شود .
3 ـ اين موفقيت ها بدان معني نيست كه حضور نظامي آمريكا در عراق كاهش يابد . اگر اوضاع همچنان تحت كنترل بماند تا پايان تيرماه
1378 ميتوان حداكثر 30 هزار نظامي آمريكائي را از عراق خارج ساخت .
هرچند گزافه بودن اين گزارش براي همه روشن است ولي حتي همين ادعا هم نشان ميدهد آمريكا در عراق دچار بحران است و بجاي
آنكه در اين كشور دموكراسي ايجاد كند
تروريسم را نهادينه كرده است . اين
وضعيتي است كه خود آمريكا مسبب آنست و فرافكني هاي
پترائوس ـ كراكر هيچ چيز را تغيير نمي دهد.
يكي از مقامات آمريكائي سال گذشته و قبل از تغيير سفير سابق آمريكا در عراق
در جواب اين سئوال كه چرا سفير آمريكا در بغداد
زلماي خليل زاد است
گفت : ما هر آمريكائي را به عراق فرستاديم فقط دزدي كرد لذا ناچار شديم يك غير آمريكائي را انتخاب كنيم . هر
چند وي توضيح نداده است كه چرا زلماي خليل زاد هم در عراق دوام نياورد
ولي اين پاسخ كاملا نشان ميدهد طرح هاي آمريكا در عراق
نه تنها موفق نبوده بلكه بطور كامل شكست خورده است . آمارها از 750 هزار كشته و 2 ميليون زخمي و مصدوم از مردم عراق خبر
ميدهند. اينها باضافه فساد اخلاقي
فقر
ويراني و اوضاع نابسامان بهداشتي و اقتصادي عراق دلايل روشن ديگري هستند كه نشان
ميدهند گزارش « پترائوس ـ كراكر » فقط يك گزارش فرمايشي براي سرپوش گذاشتن بر شكست دولت بوش كوچك است .
اينكه دولت بوش اكنون درصدد تقويت مهره هاي باقي مانده از حزب بعث برآمده و حتي براي تغيير قانون ممنوعيت حضور عناصر
بعثي در مسئوليت هاي كليدي عراق فشار وارد مي آورد
روشن ترين نشانه براي اينست كه دولتمردان آمريكائي از دموكراسي گريزانند.
آنها دولت مالكي را كه برخاسته از آرا مردم است تحمل نمي كنند و براي روي كار آوردن اقليت مورد نظر خود به اقداماتي از قبيل
تسليح عشاير
حمايت از القاعده و باز گرداندن مهره هاي حزب بعث متوسل مي شوند.
اگر از وضعيت عراق نيز افرادي همچون « كرياكو و كلاين » گزارش تهيه كنند
در آن گزارش غير دستوري نتيجه همان خواهد شد كه
درباره افغانستان گفته اند : آمريكا در عراق هم باخته است
همانگونه كه در افغانستان باخته است .

|