
علي معصومي (وزوايي )
قسمت اول
از همان روز اولي كه امام خميني براي احياي اسلام و تشكيل نظام اسلامي وارد عرصه مبارزه شد
قطعا مي دانست
كه راه بسيار سختي را آغاز كرده است و در اين راه
به طور دائم با دشمنان اسلام و موانع متعددي كه بر سر راه احياي
اسلام وجود دارد
درگيري خواهد داشت .
بعد از آنكه انقلاب اسلامي در 22 بهمن 1357 پيروز شد و در ماه هاي بعد از آن نيز بلافاصله پايه هاي نظام اسلامي
به سرعت بنيان نهاده شد
باز هم امام خميني به طور قطع مي دانست كه براي تشكيل نظام اسلامي و ايجاد موج احياي
اسلام در سراسر جهان اسلام
بايد بهاي سنگيني پرداخت و بايد منتظر توطئه هاي رنگارنگ بود. بنابراين
امام خميني
به عنوان حكيمي دورانديش و سياستمداري تيزبين و آينده نگر و عالمي الهي
بسياري از حوادث مهم دوره انقلاب
اسلامي را پيش بيني مي كرد و از قبل براي خروج پيروزمندانه از گرداب حوادث
تذكرات لازم ارائه و تمهيدات مناسب را
گوشزد مي نمود.
وقوع جنگ تحميلي از وقايعي بود كه امام خميني چندين ماه قبل از آغاز جنگ
وقوع آن را پيش بيني مي كرد. دقيقا
روشن نيست كه موضوع احتمال وقوع جنگ از چه زماني وارد فضاي ذهني امام خميني شد
ولي آنچه مسلم است
در
تاريخ 28 فروردين 1359
يعني 159 روز پيش از آغاز جنگ تحميلي (بيش از پنج ماه مانده به به آغاز تجاوز سراسري
عراق )
امام خميني و در يك ديدار عمومي با اعضاي ستاد بسيج شهرستان ها به صراحت از احتمال وقوع جنگ
تحميلي سخن به ميان آورد و از عموم مردم
به ويژه نيروهاي مسلح و نيروهاي مدافع انقلاب
به طور جدي خواست
آمادگي لازم را براي مقابله با تجاوزات احتمالي دشمنان كسب كنند.
قاعده اي كه امام خميني طبق آن وقوع جنگ تحميلي را پيش بيني و استدلال مي كرد. چندان مشكل نبود.امام
مي دانست كه پديده بسيار بزرگي به نام انقلاب اسلامي براي احياي اسلام و تشكيل نظام اصيل اسلامي وقوع يافته است
و اين پديده
نه تنها يكي از اصلي ترين پايگاه استعمارگران و دشمنان اسلام را از چنگ آن ها بيرون آورده
بلكه زنگ
افول سلطه غرب و سلطه دشمنان اسلام در كل جهان اسلام را به صدا درآورده است و اگر وضع به همين حال باقي بماند
و يا به همين حال استمرار يابد
بايد با سلطه سياسي و فرهنگي غرب بر جهان اسلام و روند غارت ثروت و ذخاير
كشورهاي اسلامي توسط استعمارگران
وداع قطعي كرد. روشن است استعمارگراني كه قرن ها در كشورهاي اسلامي و
شرقي سلطه گري و غارت كرده بودند
نمي توانستند چنين پديده و چنين اوضاع و احوال روبه رشدي را تحمل كنند و به
طور قطع از خود عكس العمل نشان مي دادند. به عبارت ديگر
استمرار بسيار طولاني و چندصدساله روند سلطه و
غارت استعمارگران در ايران و ساير كشورهاي اسلامي و شرقي
ظن مالكيت و ظن صاحب اختيار بودن در اين كشورها
را براي استعمارگران پديد آورده بود و با وقوع انقلاب اسلامي گمان مي كردند بخشي از مملكت خود را از دست داده اند و
در نتيجه براي بازپس گيري آن بايد به انواع توطئه هاي آشكار و نهان دست بزنند.
امام خميني با درك هوشمندانه همين حالات روحي و تصورات و ديدگاه هاي سلطه گرانه استعمارگران غربي بود كه
تحميل جنگ به نظام اسلامي را پيش بيني مي كرد و از اين موضوع با عنوان « شيطنت بزرگ قدرت هاي بزرگ » (1 ) ياد
مي نمود.
از سوي ديگر
امام خميني مي دانست كه استعمارگران به دلايل مختلف
تحميل جنگ و دست زدن به شيطنت هاي
بزرگ را به طور غيرمستقيم كارسازي خواهند كرد و يكي از مزدوران منطقه اي خود را كه از لحاظ هاي مختلف
از ديگران
مزدوران مستعدتر است
عامل تحميل جنگ و عامل شيطنت بزرگ خواهند نمود و خود آن ها در پشت سر او قرار
خواهند گرفت . در آن زمان
در ميان مزدوران منطقه اي استعمارگران
هيچ كس مستعدتر از صدام حسين نبود
زيرا او از
يك سو به حد كافي ديوانه و مغرور و جنگ طلب و سلطه طلب بود
و از سوي ديگر
مرز مشترك و طولاني با ايران
داشت
اختلاف كهن با ايران داشت
آرزوهاي رنگارنگ داشت
شهرت طلبي داشت
نسبت به ايرانيان كينه داشت
آرزوي قهرمان شدن داشت و...
علاوه بر اين
صدام حسين از همان فرداي پيروزي انقلاب اسلامي كينه آشكار خود را به انقلاب اسلامي و ايران
نشان داده بود و در حالي كه هنوز بيش از دوماه از پيروزي انقلاب اسلامي سپري نشده بود
عمليات ايذايي و نفوذي
هوايي و زميني در مرزهاي غربي و جنوبي ميهن ما را آغاز كرده و از فروردين 1358 هـ ش
اين وضعيت بدون انقطاع
استمرار يافته بود.
با توجه به اين مسائل و نشانه ها بود كه امام خميني تحميل جنگ گسترده از طريق صدام حسين را پيش بيني مي كرد
و در اين باره به مسئولان هشدار مي داد.
با توجه به آنچه ذكر شد
مي توان به اين نتيجه قطعي دست يافت كه تصميم به تحميل جنگ به ايران
به طور مسلم
در محافل استعماري و در كانون قدرت هاي سلطه گر اخذ شده بود. بنابراين
برخي ياوه گويي هاي ليبرال مآبانه كه درباره
چگونگي آغاز جنگ تحميلي در داخل و خارج وجود دارد و ناشيانه ابراز مي شود كه اگر ايران چنين وچنان مي كرد و در
فلان مورد كوتاه مي آمد و در فلان مورد چشم مي بست و مسائلي را ناديده مي گرفت
شايد جنگي پيش نمي آمد
بي پايه ترين و كودكانه ترين سخنان است و برعكس آن درست است
يعني اينكه اگر در آن زمان
همه مجريان و مسئولان
كشور با آهنگ سخنان امام خميني و با آهنگ روح انقلابي امام خميني حركت مي كردند و از همان ابتدا با عمليات
ايذايي و نفوذي دشمن كه يك سال ونيم دوام داشت
با قاطعيت انقلابي برخورد مي كردند و منش هاي بي رمق و طمع
برانگيز ليبرالي را كنار مي نهادند
صدام و ارتش مزدور او در همان ابتدا حساب كار خود را مي كردند و هر روز از روز پيش
گستاخ تر نمي شدند.
چون در محافل استعماري و كانون هاي شيطاني و صهيونيستي تصميم بر تحميل جنگ بر جمهوري اسلامي ايران
گرفته شده بود
ايران بيش از دو راه در پيش رو نداشت
يا مي بايست در برابر برخي خواسته هاي صدام حسين تمكين و
نرمش نشان مي داد و به او در مرزهاي آبي و خاكي باج مي داد تا جنگ نشود
و يا اينكه روش كاملا انقلابي و مقتدرانه در
پيش مي گرفت تا صدام و محركان او حساب كار خود را بنمايند.
اگر روش اول در پيش گرفته مي شد
يقينا صدام و حاميان او نه تنها گستاخ تر مي شدند و هر روز افزون طلبي
مي كردند تا سرانجام نظام اسلامي را از ميان بردارند
بلكه خود ملت ايران نيز نظامي را كه به ديگران باج مي دهد و ذلت
مي پذيرد
از دل و ذهن خود مي راندند و ديگر اعتبار و مشروعيت و مقبوليتي براي آن قائل نمي شدند. در نتيجه
نظام
سقوط مي كرد و دشمنان به آرزوي خود دست مي يافتند
همچنانكه مخالفين داخلي و ليبرال هاي پرادعا نيز به اهداف
خود مي رسيدند و خود را به عنوان مناسب ترين جايگزين نظام اسلامي مطرح مي كردند. بنابراين
فقط روشي كارساز
بود كه مبتني بر روش و روح انقلابي و مقتدرانه است
و چه بسا اتخاذ چنين روشي مي توانست توطئه تحميل جنگ را
نيز خنثي كند . امام خميني معتقد به همين روش بود . ايشان در 28 فروردين 1359
در جمع اعضاي ستاد بسيج
شهرستان ها
ضمن پيش بيني تحميل جنگ
راه مقابله با آن را نيز نشان دادند و بيان فرمودند كه ملت و نيروهاي دفاعي
بايد طوري مهيا شوند و به گونه اي اقتدار خود رانشان بدهند كه دشمن بترسد و هوس تجاوز و تحميل جنگ نكند. امام
در آن روز چنين فرمودند : ما الان مواجه با قدرت هاي بزرگ دنيا و در حال دفاع هستيم . حال ما
حال دفاع است . چنانچه
هجوم آورد كسي به شهر يك كسي
اهالي شهر براي حفظ جهات خودشان دفاع مي كنند. ديگر اينجا هيچ شرطي نيست .
همه دفاع بايد بكنند. و اگر به كشور ما
كشور اسلامي ما هجوم بكنند و بخواهند تعدي بكنند
تجاوز بكنند
بر همه افراد
مملكت
بر همه افراد كشور
چه زن
چه مرد
كوچك
بزرگ اينجا ديگر شرطي نيست
بر همه واجب است كه دفاع
كنند. و لهذا حال دفاع فرق دارد با حال جهاد. حال جهاد شرايط دارد
حال دفاع شرطي ندارد. بايد دفاع بكنند. حتي يك
پيرمردي هم كه خيلي كار از او نمي آيد بايد شركت كند در دفاع . آنقدر كه مي تواند دفاع كند. و ما امروز كه مواجه هستيم با
قدرتهاي بزرگ و شيطنتهاي بزرگ بايد مهيا بشويم براي دفاع . البته اين احتمال بسيار كم است كه ما يكوقت محتاج به
دفاع نظامي بشويم . كم است احتمال . براي اينكه قدرتهاي بزرگ هم مي دانند كه نبايد حالا هجوم كنند. لكن هر چه هم
احتمال كم است لكن از باب اينكه دفاع از يك مملكتي است
دفاع از اسلام است
اين محتمل بزرگ است . از اين جهت
ما بايد مهيا بشويم . مهيا شدن يكي اين است كه با قوه
چه قوه افرادي و چه قواي ديگر
بايد مهيا بشود. چنانچه
قرآن كريم دستور داده و مهيا شدنمان هم به طوري باشد كه با اين مهيا شدن بترسند آنهايي كه بناي
خيال هجمه دارند.
دشمنانتان بترسند از قوه شما. اگر بنا شد كه در يك كشور سي و چندميليوني
بيست ميليون قيام كردند براي اينكه مهيا
كنند خودشان را از براي دفاع
ولو آن تتمه هم در وقتي كه مقتضي شد و محتاج به دفاع شد آنها هم بايد بكنند. لكن حالا
كه مي خواهيم ما مهيا بشويم
بايد اين بيست ميليون
يعني همه جوانها همه اشخاصي كه از شان كاري برمي آيد
بايد
خودشان را مهيا كنند. آن روزي را ملاحظه كنند كه يكوقت دشمن رو آورد به طرفشان . هم بايد تجهيزات مهيا بشود به
قدري كه بترساند دشمنها را
و هم بايد قواي افراد
قواي نظامي
قواي چريكي
قواي پارتيزاني بايد مهيا بشود
و هم قوه
ايمان بايد زياد بشود... .
و من اميدوارم كه شما هم آن چيزهايي كه در نظام هست و يا در چريكي هست و يا در پارتيزاني هست و در اين
چيزها كه هست
به شايستگي
به خوبي ياد بگيريد. و هم تجهيزات به مقداري كه امكان دارد براي يك مملكت
آن
تجهيزات را هم دولت فراهم خواهد كرد براي مواقعي كه لازم است . هم تجهيزات داشته باشيد كه بحمدالله ايران دارد.
تجهيزات مدرن دارد ايران . و از همه اينها بالاتر قدرت ايمان است كه خودتان را تربيت كنيد
تزكيه كنيد (صحيفه امام
جلد 12
ص 239 تا 243 ) .
آنچه مسلم است
امام خميني در تاريخ 28 فروردين 1359 ; يعني 159 روز پيش از آغاز جنگ تحميلي
به صراحت
از احتمال وقوع جنگ تحميلي با عنوان شيطنت بزرگ قدرت هاي بزرگ سخن به ميان آورد و از عموم مردم
به ويژه
نيروهاي مسلح و نيروهاي مدافع انقلاب
به طور جدي خواست آمادگي لازم را براي مقابله با تجاوزات احتمالي
دشمنان كسب كنند
اگر در آن زمان كه رژيم بعثي عراق عمليات ايذايي و نفوذي خود را شروع كرد
آن دسته از مجريان و مسئولان كشور كه
تفكر و منش ليبرالي را پيش گرفته بودند
با آهنگ روح انقلابي امام خميني حركت مي كردند و با قاطعيت انقلابي به
تحريكات رژيم بعثي پاسخ مي دادند و اجازه گستاخي به او نمي دادند
چه بسا صدام و حاميان او حساب كار خود را
مي كردند و در تحميل جنگ تامل مي نمودند
امام خميني در 28 فروردين 1359 فرمودند : ما الان مواجه با قدرت هاي بزرگ دنيا و درحال دفاع هستيم . حال ما
حال دفاع است . همه بايد مهياي دفاع باشند. ما امروز مواجه با قدرت هاي بزرگ و شيطنت هاي بزرگ هستيم . بايد
طوري تجهيز و مهيا شويم كه دشمن بترسد. هر جا هستيد
مهيا شويد. قواي چريكي بايد مهيا شود
قوه ايمان بايد بالا
رود كه از همه قوا بالاتر است

|