روزنامه جمهوري اسلامي 21/06/1386 صفحه مقالات
*****
معرفت امام زمينه ظهور و قيام


  • سعيد مهاجري
    اگر چهل هفته پي در پي شب هاي چهارشنبه با يك دسته گل به مسجد جمكران برويد اعمال را انجام دهيد و پاي مناجات مداحان دلسوخته اهل بيت بنشينيد بالاخره حضرت امام زمان عجل الله تعالي فرجه الشريف رابينيد. صبح هاي جمعه هم به ياد ايشان دعاي ندبه بخوانيد. بهتر است دعا را با جماعت بخوانيد در هيئت ها و حسينيه ها. هر هفته عصر جمعه هم بر بام خانه برويد به غروب خورشيد چشم بدوزيد و در فراق ايشان اشك بريزيد; اين است وظايف يك منتظر كه حضرت رسول صلي الله عليه و آله و سلم فرمودند : بهترين عبادت انتظار فرج است .
    جمعه هر هفته و علاوه بر آن در هر مناسبتي كه به حضرت صاحب الزمان ارواح العالمين له الفدا منتسب است در صدا و سيما و روزنامه ها و مجلات اين مطالب منتشر مي شوند; كاري فرهنگي در جهت ترويج فرهنگ مهدويت . در كنار اين ها برگزاري همايش ها و نمايشگاه ها و مسابقات عكس و كاريكاتور و خاطره و موسيقي در باب مهدويت زينت بخش جامعه فرهنگي است ; و باعث تبديل هر چه بيشتر جامعه ما به جامعه اي مهدوي و منتظر موعودشود. آمارها هم بر همين دلالت مي كنند : در هر شب نيمه شعبان سه چهار ميليون نفر به زيارت مسجد جمكران مي روند; دهها ميليون نفر در حسينيه ها و تكايا جشن برپا مي كنند شعر مي خوانند و دست مي زنند; صدها تةن شربت و شيريني و شكلات بين مردم توزيع مي شود; هزاران كوچه و خيابان چراغاني مي شود; صدها جشن ازدواج در اين شب برگزار مي شود... براي يك جامعه مهدوي در ام القراي اسلام وضعيت بسيار مطلوبي است ...
    تنها يك سوال باقي مي ماند : با همه اين احوال چرا حضرت صاحب عجل الله تعالي فرجه ظهور نمي كنند چه شرايطي از اين مهيا تر اين همه عاشق و دلسوخته و منتظر اين همه سيل اشك كه هر شب چهارشنبه ريخته مي شود اين همه غزل و قصيده و تصنيف كه در منقبت ايشان سروده مي شود اين همه يار از جان گذشته و آماده . جهان را هم كه سالهاست ظلم و جور و كينه و دشمني و جنگ فرا گرفته است ...
    روايت شده است كه سهل بن حسن خراساني به خدمت حضرت امام صادق عليه السلام مشرف شد و عرض كرد : شما با آنكه در ميان مردم جايگاهي والا داريد و طرفداراني بسيار چرا قيام نمي كنيد تا حق خويش را بستانيد حضرت امر كردند كه تنور را گرم كنند. سپس به او فرمودند : برو داخل تنور بنشين . مرد خراساني عرض كرد : اي آقاي من ! مرا به آتش عذاب مكن و از من درگذر خداوند از تو بگذرد! فرمود : از تو گذشتم . در همين حال هارون مكي ـ يكي از اصحاب حضرت ـ وارد شد و سلام كرد. حضرت فرمود : كفش هايت را بينداز و برو در تنور بنشين . هارون كفش را انداخت و در تنور نشست . آنگاه حضرت با مرد خراساني از خراسان سخن گفت مانند كسي كه خراسان را مي بيند. پس به او فرمود : برو تنور را ببين . گفت : برخاستم و در تنور نظر كردم هارون را ديدم كه چهار زانو نشسته است ; آنگاه از تنور بيرون آمد و بر ما سلام كرد. حضرت فرمود : در خراسان چند نفر مانند اين مرد هست گفت : به خدا قسم ! يك نفر نيست . حضرت فرمود : تا وقتي پنج نفر يار هم نداشته باشيم خروج نمي كنيم ; ما داناتريم به وقت خروج .
    براي آغاز هر انقلاب بايد زمينه آن فراهم شده باشد. انتظار اينكه يك صبح جمعه از خواب بيدار شويم و ببينيم كه منادي نداي آن حضرت را سر مي دهد خبرگزاري ها خبر ظهور را مخابره مي كنند و سواري با اسبي سفيد به سمت خانه كعبه مي رود چندان معقول نيست ; مگر زماني كه زمينه فراهم شود. اين زمينه را نيز دعاي ندبه و مسجد جمكران و دسته گل و شيريني و شربت آماده نمي كند. هر ملتي و اهل هر دين و آئيني براي مراسم ملي و مذهبي خود چراغاني مي كنند و جشن مي گيرند. زمينه را مداحي و نمايشگاه عكس و تئاتر و موسيقي فراهم نمي كند. اين ها خيلي كه اثر بگذارند محبتي در دل مردم ايجاد مي كنند; محبتي بي ريشه و بي دوام كه نه بر زندگي فردي مردم اثرگذارد نه بر اجتماع مسلمين . اين برنامه ها را براي هر شخصيت و اسطوره اي هم كه برگزار كنند به مرور مردم به او علاقمند مي شوند; با اين تفاوت كه زمينه محبت اهل بيت عليهم السلام به طور فطري در مردم وجود دارد.
    زمينه را فقط و فقط و فقط يك چيز فراهم مي كند : معرفت . و اين همان معرفتي است كه رسول الله صلي الله عليه و آله فرموده اند : هر كس بميرد و معرفت امام عصر و زمان خويش را نداشته باشد به مرگ جاهليت مرده است .
    حال معرفتي كه امروز در جامعه ما تبليغ مي شود چيست پس از آنكه نام و نسب امام را آموختيد بدانيد كه امام شخصي است مورد محبت خداوند بسيار مهربان كريم و بخشنده . راهي مناسب براي برآورده كردن حاجات دنيوي مثل شفاي بيماري ها حل مشكلات مالي و خانوادگي برطرف شدن غم ها و غصه هاي مختلف ... راهش هم اينست كه مستمرا در مجالس مداحي شركت كنيد نام ايشان را بر زبان بياوريد و گريه كنيد. هر چه بيشتر گريه كنيد حاجت هاي بيشتري مي گيريد. علاوه بر اين ها شركت در اين مجالس و گريه كردن و سينه زدن آرامش جسمي و رواني عجيبي به شما مي دهد و به اين ترتيب بسياري از نيازهاي رواني شما ارضا مي شود.
    سطحي نگري در مورد دين محدوده بزرگي از جامعه را فرا گرفته است . در بسياري از مجالس مذهبي تنها بر همين مسائل تاكيد مي شود; بي آنكه ذره اي به مسائل اساسي توجه شود. حتي برخي وعاظ هم در سخنراني هاي خود تنها به روايت زندگي ائمه عليهم السلام خصوصا ظلم هايي كه بر ايشان وارد شده و مصائبي كه متحمل شده اند و از طرف ديگر كرامات و معجزاتي كه از ايشان صادر شده و حاجاتي كه روا كرده اند مي پردازند. حتي در سريال صدا و سيما ماجراها عموما بر معجزه مي چرخد. هر كسي كه مسلمان شده و يا اعتقادي به دين پيدا كرده و يا متحول شده و راه صواب را در پيش گرفته يا بر اثر شفاي مريضي بوده يا حل مشكلي و يا يك اتفاق عاطفي . شايد به ندرت يافت شود داستاني مذهبي كه ماجراي آن حول معجزه و عاطفه نباشد. در اين ميان كجا به معرفت امام پرداخته مي شود كجا جايگاه واقعي امامت براي مردم تبيين مي شود كجا آنچه كه به واقع حضرات معصومين عليهم السلام به مردم دستور داده اند به آنها آموخته مي شود كجا در ايام محرم و صفر جز بر جنبه حماسي واقعه عاشورا و شخصيت حضرت سيد الشهدا عليه السلام تكيه مي شود و كجا در ايام نيمه شعبان معرفت واقعي امام عصر ارواحنا فداه تبيين مي شود
    پيش از آنكه اشكالي به اين سخنان وارد شود ذكر دو نكته لازم است . اول آنكه نگارنده به هيچ وجه اين سخنان را مطلق نمي داند و تلاشهاي خالصانه اهل فضل و علم را كه در گوشه و كنار اين سرزمين در پي معرفي حقيقي امامت هستند ناچيز نمي انگارد. دوم آنكه در اين نوشتار فضيلت محبت به ائمه عليهم السلام و برپايي جشن و سرور و مدح و منقبت ايشان انكار نمي شود. اين مسائل قطعا مفيد و لازم و مطلوب هستند و موجب آمرزش گناهان و پاكي روح و روان انسان . اما سخن آنست كه اين فروع به هيچ وجه نبايد جاي اصول را بگيرند; همچنانكه در ادامه سخن بيان خواهد شد.
    « امام » در مكتب تشيع مظهر تمام و كمال صفات خداوند است ; و آئينه تجلي الهي . اگر تمام شريعت خداوند در قالب يك انسان متجلي و متمثل شود اين انسان « امام » خواهد بود. امام آينه تمام نماي عبوديت و بندگي خداست ; هيچ گاه از امر او تخلف نمي كند و بر سخن او پيشي نمي گيرد. فيض و رحمت الهي به واسطه امام بر جهان آفرينش سرازير مي شود. امر و نهي امام منطبق بر امر و نهي خداوند است ; و در واقع خداوند از طريق امام مردم را هدايت مي كند. « شيعه » يعني كسي كه پا جاي پاي معصوم مي گذارد و در تمام مراتب و مراحل زندگي لحظه لحظه از طريقه امام خود پيروي مي كند. ملاك و معيار تمام خير و شر در شريعت الهي امام است ; و انسان براي سعادت راهي جز تبعيت محض از امام ندارد. هر كس كه كوچكترين مخالفتي در راي و نظر با امام كند گمراه است . امام علم خويش را از خدا دريافت كرده و بر طبق آن مردم را در شئون مختلف تكوينا و تشريعا هدايت و رهبري مي كند. از اين رو نه به علم كسي نياز دارد و نه به مشورت و راهنمايي و تجربه مردم . بدون امام مردم مانند گوسفندان گم شده از گله و چوپانند كه حيران و سرگردان در دشت ها و صحراها مي گردند تا طعمه گرگ شوند. بدون شناخت امام هيچ عملي پذيرفته نيست ; و جز امر و فرمان امام هيچ تكليفي بر مردم نيست . به اين ترتيب دين بدون امامت به كاري نمي آيد و به راه صلاح رهنمون نمي شود.
    غرض در اينجا بيان مباحث معرفت امام نيست ; بلكه مقايسه است بين جايگاهي كه در اسلام براي امام بيان شده و جايگاهي كه توسط مداحان و عوام در جامعه ما براي امام تبليغ مي شود. از سوي ديگر عده اي از همين عوام كه متاسفانه زعامت ديني قشرهايي از مردم را به دست آورده اند با شنيدن سخناني در مورد جايگاه امام و بدون استاد و مربي مطالبي ساخته و پرداخته اند و به اين ترتيب به ورطه غلو و شرك افتاده اند. اين زياده روي ها هم جايگاه تشيع را در جهان اسلام متزلزل مي نمايد و هم راه را بر معرفت صحيح امام مي بندد; و اينست كه طرفداران اين عده گاه پس از مدتي از اصل تشيع روي گردان شده و هر يك به سمتي و ملتي و مذهبي متمايل مي شوند.
    ريشه اين نابساماني چيست چه شده است كه در ام القراي اسلام اعتقادات مردم اين چنين مغشوش و مشوش شده است چرا هر چيز از جاي اصلي خود خارج شده است اگر به دنبال ريشه بگرديم تنها يك چيز است : سستي علما. علماي اسلام كه وارثان پيامبرانند و حصون اسلام بايد بر امور نظارت كنند. چرا هر نويسنده و كارگرداني به خود اجازه مي دهد كه پا در عرصه مذهب بگذارد و برنامه مذهبي توليد كند مگر كثرت برنامه هاي مذهبي هدف اسلام است نويسنده و كارگردان در ساخت قالبي زيبا و دلپذير براي ارائه پيام تخصص دارند; و بايد در همين زمينه نيز از آنها استفاده شود. اما چرا اين افراد به توليد محتوا و پيام روي مي آورند چرا به دين اينقدر سطحي نگريسته مي شود
    دين امروز تبديل به پديده اي ساده و بسيط شده است ; بدون نياز به هر گونه تخصص . هر كسي مي تواند وارد عرصه دين شود چند كتاب حديث بخواند و بعد درباره دين نظر بدهد و فيلم بسازد و مطلب بنويسد و حتي مسئوليت پيدا كند و برنامه ريزي و سياست گذاري كند. مگر دين مقوله پيچيده اي است همه اش اينست كه خوب باشيد و به هم مهرباني كنيد و ظلم روا نداريد... چه حاجتي است به روحاني نهايتش بايد بدانيم نماز و روزه مان چند ركعت است كه آن هم چهارده قرن است كه همه يك چيز گفته اند. كتاب حديث هم كه به وفور موجود است . هميشه تعداد عناوين كتب مذهبي منتشر شده بيشترين تعداد است ...
    اگر روحانيت متخصص و عالم بر مسائل ديني جامعه نظارت نكنند زعامت ديني مردم بر عهده مداحان و عوام و وعاظ كم سواد مي افتد. مشغوليت به امور اجرايي سطح پايين كشور و يا مشغوليت به تدريس و تحصيل به واسطه اطمينان خاطري كه در پي برقراري حكومت اسلامي از جانب مسائل ديني و فرهنگي كشور در علما ايجاد شد شايد مهمترين علت اين غفلت باشد. با رشد كردن و سر برآوردن عوام در عرصه رهبري ديني كم كم جايگاه روحانيت اصيل و فاضل شيعه كه در طول قرنها پايه و اساس و مايه حفظ تشيع بوده است ضعيف و ضعيف ترشود. اين بدون شك امري است كه از جانب عوامل خارجي نيز حمايت و هدايت مي شود :
    « يكي ديگر از مواردي كه بايد روي آن كار مي كرديم موضوع فرهنگ عاشورا و شهادت طلبي بود كه هر ساله شيعيان با برگزاري مراسمي اين فرهنگ را زنده نگه مي دارند. ما تصميم گرفتيم با حمايت هاي مالي از برخي سخنرانان و مداحان و برگزار كنندگان اصلي اين گونه مراسم كه افرادي سودجو و شهرت طلب هستند عقايد و بنيان هاي شيعه و فرهنگ شهادت طلبي را سست و متزلزل كنيم ; و مسائلي انحرافي در آن بوجود آوريم ; به گونه اي كه شيعه يك گروه جاهل و خرافاتي در نظر آيد. در مرحله بعد بايد مطالب فراواني عليه مراجع شيعه جمع آوري شده و به وسيله مداحان و نويسندگان سودجو انتشار دهيم ; و تا سال 1389 مرجعيت را كه سد راه اصلي اهداف ما هستند تضعيف كرده و آنان را به دست خود شيعيان و ديگر مذاهب اسلامي نابود كنيم ; و در نهايت تير خلاص را بر اين فرهنگ و مذهب بزنيم . » (به نقل از كتاب « نقشه اي براي جدايي مكاتب الهي : گفتگويي با مايكل براون معاون سابق سازمان اطلاعات مركزي آمريكا (سيا) » ; روزنامه جمهوري اسلامي 03 05 1383
    به اين ترتيب با نفوذ اين عوامل از يكسو و استفاده از سادگي برخي مداحان و وعاظ مخلص و دوستدار اهل بيت از سوي ديگر بتدريج فرهنگ غني و عظيم مهدويت تبديل به ملعبه دست مغرضان شده و از آن جهت سرگرم كردن برخي مردم علاقمند به دين و ارضاي كاذب نيازهاي آنها بهره مي برند. مهدويتي كه در معناي اصيل خويش حاوي توجه به حضور حضرت صاحب العصر ارواحنا فداه در عصر ما و عرضه همه اعمال و رفتار ما بر ايشان و نياز ما براي استرشاد و طلب هدايت از ايشان است و انتظار فرجي كه به معناي تهذيب نفس و در كنار آن كسب علم و معرفت به ساحت مقدس ايشان و پدران بزرگوارشان و آموختن سيره و رفتار و وصايا و اوامرشان است تبديل به حضور مكرر در مسجد جمكران و گفتن اذكار و اوراد جهت زيارت ايشان و نوشتن عريضه و طلب حاجت و انتظار انواع معجزه و كرامت مي شود; و ديگر هيچ . شايد بيش از اين نتوان اين فرهنگ عظيم را تهي و بي محتوا كرد.
    صرف نظر از اين كه آيا بر طبق روايات اساسا امكان رويت حضرت صاحب عليه السلام در زمان غيبت وجود دارد يا نه بايد به اين نكته توجه كرد كه چه كسي از ما خواسته است به دنبال زيارت ايشان باشيم نقل داستان هاي مكرر از تشرف به محضر ايشان و برآورده شدن حاجاتي چون چند ميليون تومان قرض و شفاي چند مريض كه امروزه در هر مجله و روزنامه و برنامه و منبري يافت مي شود و به ظهور انواع مدعيان مشاهده و نيابت و حتي امامت و نبوت ختم مي شود چه مشكلي را حل مي كند آيا ما توسط خود امام عليه السلام امر شده ايم تا به هر طريق ممكن اسباب تشرف را فراهم كنيم و حاجتي بگيريم هدف اصلي اينست يا تربيت شيعيان با معرفت و عالم و خالصي كه زمينه ظهور و قيام جهاني حضرت را فراهم كنند
    اگر قرار است قيام و اصلاح و نجاتي اتفاق بيفتد بايد ظرفيت پذيرش آن در ميان مردم باشد. بايد جامعه به آن حداز رشد و كمال رسيده باشد كه حضور منجي را ادراك كند; و بايد ياراني چون هارون مكي باشند كه معرفت امام در دل و جان آنها رسوخ كرده باشد. اين مساله را نبايد شوخي گرفت . فرموده اند كه در زمان قيام حضرت صاحب عجل الله تعالي فرجه الشريف امر بر كساني مشتبه مي شود. عده اي نمي توانند در يابند كه حق با امام است يا با طرف مقابل ; عده اي در مقابل حضرت مي ايستند و بر مبناي قرآن با ايشان ـ كه قرآن ناطقند احتجاج مي كنند! اين يعني عدم معرفت امام . اتفاقي كه در جنگ جمل روي داد. افرادي كه امير المومنين عليه السلام را به عنوان امام معصوم و تجلي حق نمي شناختند مردد شدند ميان علي كه پسر عمو و داماد پيامبر بود و طلحه و زبير كه اصحاب قديمي پيامبر بودند و عايشه كه همسر پيامبر بود و به ام المومنين معروف . خوارج را فراموش نكنيم كه پيشاني شان از شدت عبادت و طول سجده پينه بسته بود; اما حق را نشناختند و در مقابل امام شمشير زدند. بي شك اكنون هم اگر ظهور و قيام حضرت واقع شود بسياري از افراد كه ظاهري بسيار صالح و عابد دارند و شايد عمري هم جمكران رفته اند و شربت و شيريني داده اند در مقابل حضرت مي ايستند; و اين است كه شرايط براي قيام آن حضرت مهيا نمي شود...
    وقتي مردم تحت تربيت علماي فاضل شيعه قرار گرفتند و با فرهنگ مهدويت و مفهوم امامت آشنا شدند امر و نهي و سيره و وصيت ائمه عليهم السلام را آموختند و راه مهدوي را راه خويش قرار دادند آنگاه است كه فروع و جزئيات هم جايگاه پيدا مي كنند. كسي كه امام را شناخت براي محبت پيدا كردن به ايشان نيازي به گل و شيريني و مداحي ندارد. محبتي كه از معرفت سرچشمه بگيرد پايدار و بادوام و سازنده است . آنگاه است كه مردم براي كسي كه مي شناسندش و به واقع از دل و جان منتظرش هستند جشن مي گيرند و چراغاني مي كنند و شعر مي سرايند و در فراقش نيز مي گريند. آن وقت است كه امام را فقط براي برآورده شدن حاجات و شفاي بيماران نمي خواهند بلكه خود و اهل و مال و فرزندانشان را فداي قدوم مقدس امام مي كنند; و آنگاه است كه مي توان صادقانه دعا كرد : اللهم عجل لوليك الفرج ...


    زمينه ظهور را فقط يك چيز فراهم مي كند : معرفت . و اين همان معرفتي است كه رسول الله صلي الله عليه و آله فرموده اند : هر كس بميرد و معرفت امام عصر و زمان خويش را نداشته باشد به مرگ جاهليت مرده است

    دين امروز تبديل به پديده اي ساده و بسيط شده است ; بدون نياز به هر گونه تخصص . هر كسي مي تواند وارد عرصه دين شود چند كتاب حديث بخواند و بعد درباره دين نظر بدهد و فيلم بسازد و مطلب بنويسد و حتي مسئوليت پيدا كند و برنامه ريزي و سياست گذاري كند
    فرموده اند كه در زمان قيام حضرت صاحب عجل الله تعالي فرجه الشريف امر بر كساني مشتبه مي شود; و عده اي در مقابل حضرت مي ايستند و بر مبناي قرآن با ايشان ـ كه قرآن ناطقند ـ احتجاج مي كنند! خوارج را فراموش نكنيم كه پيشاني شان از شدت عبادت و طول سجده پينه بسته بود; اما حق را نشناختند و در مقابل امام شمشير زدند. بي شك اكنون هم اگر ظهور و قيام حضرت واقع شود بسياري از افراد كه ظاهري بسيار صالح و عابد دارند در مقابل حضرت مي ايستند
    كسي كه امام را شناخت براي محبت پيدا كردن به ايشان نيازي به گل و شيريني و مداحي ندارد. محبتي كه از معرفت سرچشمه بگيرد پايدار و بادوام و سازنده است . آن وقت است كه مردم امام را فقط براي برآورده شدن حاجات و شفاي بيماران نمي خواهند بلكه خود و اهل و مال و فرزندانشان را فداي قدوم مقدس امام مي كنند