روزنامه جمهوري اسلامي 19/06/1386 صفحه عقيدتي

  • نقش محوري روحانيت در اتحاد ملي و انسجام اسلامي
  • آيت الله طالقاني ابوذر انقلاب
  • *****
    نقش محوري روحانيت در اتحاد ملي و انسجام اسلامي




  • آخرين قسمت
    علي بنايي ـ نماينده قم
    تكليف حتمي و شرعي نويسندگان و گويندگان در ارتباط با انسجام اسلامي
    « بر جمع سخنرانان چه در محيط هاي باز و چه بسته و تمام نويسندگان تكليف حتمي شرعي است كه حتي به طور اشاره و كنايه از گفتار و نوشته هاي اختلاف انگيز اجتناب نمايند كه امروز اختلاف براي امت اسلامي سم كشنده است و بايد بدانند كه ايجاد اختلاف در محيط حاضر جز تبعيت از نفس اماره و شيطان دروني و خدمت به ابرقدرت ها خصوصا آمريكاي جهان خوار نيست . سخن راني هاي سالم و سازنده در محيطهاي سالم غيرمتشنج براي ايجاد وحدت و تفاهم و جلوگيري از اختلاف و تشنج مفيد و موجب رضاي خداست . » (8 )
    از آن جا كه بيان و قلم موثرترين ابزارهاي انتقال پيام هاي فكري و اجتماعي شناخته مي شوند مسووليت يك نويسنده يا گوينده اقتضا دارد كه طريق الفت و تفاهم اجتماعي ملت مسلمان را طي كند. بي گمان حضور هر هنرمند يا صاحب انديشه اي در يك جامعه نمي تواند در ناسازگاري با عقيده ها و حركت هاي منسجم يك ملت باشد. چنين رويه اي نه معقول و ممكن است و نه قابل تحمل و اغماض ; زيرا بسا گفتارها يا نوشتارها سبب تشنج و به هم ريختگي نظم و انسجام جامعه مي شود و مديريت آن را با مشكل رهبري رو به رو مي سازد.
    آنچه گفته شد به مفهوم نفي آزادي قلم و بيان يا طرد انتقاد و منتقد از عرصه مديريت جامعه نيست ; زيرا جامعه مانند يك فرد محتاج آينه و ديدن معايب و محاسن خويش است . و يك منتقد صالح و شجاع در حكم يك آينه دار است كه كاستي ها و سستي هاي امور را مي نماياند و از طرفي اميدها و شورهاي اصلاح گرانه اجتماعي را برمي انگيزد.
    تعبير حضرت امام خميني (ره ) از اختلاف به « سم كشنده » ناظر به همه پيامدهاي ناگوار و ناشناخته اي است كه اختلاف افكني به همراه دارد.
    اگر در ريشه يابي اختلاف انگيزي هاي اجتماعي تاملي صورت پذيرد به روشني مي توان پاي نفس اماره و خواهش هاي شيطاني را نگريست . شايد برخي نادانسته سبب اختلاف امت اسلامي شوند و انگيزه نفساني شان را انكار كنند به هر حال يك انسان ايمان آورده به خدا و آخرت يا متعهد به حفظ حرمت هاي جامعه اي كه در آن زندگي مي كند بيش و كم مي داند كه شكاف آفريني در جامعه ستمي نابخشودني است و نيز لطمه اي جبران ناشدني .
    حتمي و شرعي بودن تكليف وحدت گرايانه اهل قلم و سخن در منظر رهبر فقيد انقلاب اسلامي بر ضرورت اجتناب ناپذيري به نام « وحدت مسلمانان » در يك جامعه كوچك يا بزرگ مذهبي دلالت دارد. كساني كه پاي بندي به شريعت و اخلاق اسلامي دارند مي بايد كم ترين گام تفرقه افكنانه را گناه و سزاوار كيفر تلقي كنند. اما كساني كه به لحاظ عقيدتي نسبتي با مسلمانان ندارند ناگزير از رعايت حريم انسجام اسلامي ملت خواهند بود چرا كه حيات و عزت و اقتدار آنان به اتحاد ديني شان بستگي دارد.
    « اين قدرت ملت است متصل شويد به اين قدرت اي قطره ها! به دريا متصل بشويد تا محفوظ باشيد والا مستمسك و از بين مي رويد. اين افكار كوتاه ! بيدار بشويد خودتان را متصل كنيد به اين دريا درياي الوهيت درياي نبوت درياي قرآن كريم . از اين غرب زدگي ها بيرون بياييد. آقالله پنجاه و چند سال است اين غرب زدگي ها همه مصيبت ها را به شما وارد كرده به خود بياييد. يك قدري به اسلام فكر كنيد. نشكنيد اين سد بزرگي كه قدرت هاي بزرگ را شكست . نمي توانيد بشكنيد. هر چه هم بخواهيد نمي شود. آقا! ملت علاقه به خدا دارد. با آن هايي كه خدا را انكار دارند ملت ما معارض است . ملت علاقه به روحانيت دارد نايب امام مي داند اين ها را نايب پيغمبر مي داند اين ها را براي طالقاني ; « اي نايب پيغمبر ما » (مي گويد) علت را خودش نقل مي كند ..... چرا متصل نمي شويد به اين ملت » (9 )
    لحن و كلام حضرت امام خميني (ره ) در اين پيام خيرخواهانه رنگ خدا دارد نه رنگ هوي و هوس و سلطه فرعوني آنچه براي ايشان مطرح است همان ملت است و باورداشت هاي ديني اش كه انسجام الهي و مكتبي را مي طلبد. امام از انسجامي سخن مي راند كه ريشه اش در نور ايمان و عرفان و معنويت و ملكوت است نه در سياست و سياست پيشگي مرسوم قدرت پرستان و فرصت طلبان .
    به سخني ديگر مي توان گفت كه از نظرگاه بنيان گذار جمهوري اسلامي انسجام ملت ايران براي اسلام است و اسلام براي شكل گيري انسجام آنان و ديگر مسلمانان در جهت دست يابي به عزت مسلماني و كرامت انساني . بنابراين دعوت امام به وحدت يعني دعوت به هويت و آزادي و استقلال و سيادت جمعي نه سيادت فردي يا حزبي يا صنفي .
    و گروه ها » تقاضا مي كنم كه ]ها[ « من باز از همه قشرهاي ملت از همه روشنفكران از همه احزاب از همه « دسته مسيرتان مسير ملت و مسير اسلام باشد به ملت بپيونديد صلاح شما در اين است كه به ملت بپيونديد » (10 )
    فراخواندن اقشار گوناگون ملت از جمله دسته هاي سياسي و روشنفكري به عرصه انسجام اسلامي جامعه آرماني بود كه حضرت امام پيوسته تعقيب مي كرد. ايشان هر چند مي دانست كه پاره اي كسان و گروه ها به دلايل فكري يا عقيدتي و مذهبي در مغايرت با اسلام يا نظام جمهوري اسلامي اند با اين همه مي كوشيد صفوف ملت مسلمان ايران را در برابر استكبار جهاني منسجم تر سازد.
    چنان كه باور رهبر فقيد انقلاب بود پيوستن مخالفان به ملت و درياي الهي ملت سبب بقاي آنان در جامعه است نه فناي آنان . اما كج روي ها نشان داد كه قابليت هاي انسجام گرايي چنين دسته هايي تا چه اندازه بوده و چرا توفيق همبستگي با مردم مسلمان ايران را نيافته اند.
    كه قلم دستشان است و بيان در اختيارشان . و آن اين است كه شما همه و همه ملت ]دارم [ « يك كلمه هم با كساني مي دانند كه همه ما بايد كوشش كنيم در اين كه وحدت ايجاد كنيم در اين كه هماهنگي بين جناح ها و گروه ها ايجاد كنيم » . (11 )
    شايد بتوان از گرايش همه گروه هاي سياسي به صف انسجام اسلامي ملت چشم پوشيد اما چگونه مي توان شاهد ناهماهنگي و پراكندگي آرا و اقدام هاي ديني ـ سياسي كساني بود كه جناح هاي يك نظام الهي و اجتماعي اند
    همان گونه كه تاريخ انقلاب اسلامي به دست مي دهد كم ترين شكاف بين جناح هاي روحاني و غيرروحاني نظام جمهوري اسلامي سخت ترين ضربه ها را به روند اتحاد مردم مسلمان ايران وارد ساخته است زيرا جدايي دو جناح يعني جدايي يك ملت و شكاف در يك مجموعه اي كه مي بايد بستر ساز آرمان هاي انقلابي ـ اسلامي مردم باشد.
    از اين روست كه حضرت امام از اهل قلم و بيان ـ كه تعهدشان نسبت به مصالح كشور و اسلام آشكار گشته است ـ خواستار نوشتارها و گفتارهاي انسجام بخش بين جناح ها و گروه هاي معتقد به يك آيين و كتاب و پيامبر است .
    « اگر روحانيون ملت خطبا علما نويسندگان روشنفكران متعهد سستي بكنند و از قضاياي صدرمشروطه عبرت نگيرند به سر اين انقلاب آن خواهد آمد كه به سر انقلاب مشروطه آمد » . (12 )
    مخاطبان امام خميني (قدس سره ) در اين جا سخنوران ديني و روحاني اند و نيز روشنفكراني كه درد و رنج تاريخي ملت ايران را به خوبي درك و لمس كرده اند و از چند و چون شكست هاي سياسي در برهه هاي مشروطيت و پس از آن آگاهي يافته اند.
    حقيقت اين است كه مشروطه به رغم خاستگاه غربي خود در محيط و تاريخ استبداد زده ايران قبول عام يافت . تا دست هاي پنهان حاكمان وابسته و فرصت طلبان و تفرقه افكنان از آستين شان بيرون نيامده بود ملت ايران انسجام اسلامي خود را پاس داشته بود.
    عبرت اندوزي از وقايع مشروطيت و ناكامي ها و انزواگرايي ها و ترورها و تكفيرها و اعدام ها و سرانجام ظهور سلطه انگليس و ديكتاتوري سياه پهلوي به دست مي دهد كه همواره خطر اختلاف ها و اختلاف انگيزي ها ملت هاي زنده را تهديد مي كند. از اين روست كه رهبري نهضت الهي و سياسي ملت دغدغه دارد و هشدار مي دهد و هيچ گونه نغمه تفرقه افكنانه را برنمي تابد زيرا بيم آن دارد كه انقلاب اسلامي به سرنوشت انقلاب مشروطيت دچار آيد و انسجام ملت را پاره پاره نمايد و مسير سلطه گروهي وابسته بر استكبار و صهيونيسم بين المللي را بگشايد.
    هم كه مي گويند وحدت ! وحدت ! وحدت ! همين ها وقتي كه قلم به دستشان مي گيرند و مطلب ]ها[ « همين ]بعد[مي نويسند يك وقت ديديم كه حمله كردند به يك مساله اي از مسايل كه مردم به آن مساله علاقه مند هستند و ايجاد اختلاف مي كنند. چرا بايد اينطور باشد
    ...اول كلام مي گويند بايد اين مملكت با هم متحد باشند آخر كلامشان مي بينيد كه يك كلمه اي گفته است كه اسباب تشتت مي شود » . (12 )
    حضرت امام از گروه هاي گوناگوني كه خواسته و ناخواسته انسجام ديني مردم را به خطر مي افكنند ياد كرده است و با هر كدام به شيوه پدرانه و خيرخواهانه برخورد نموده است . در اين گفتار از كساني سخن رفته است كه اعتقاد به وحدت دارند و تفرقه امت مسلمان را نمي پسندند اما در برخي مقاطع ـ كه جريان نظام و قوانين مجلس شوراي اسلامي را مغاير با سليقه ها و گرايش هاي فكري و اجتماعي شان مي نگرند واكنش اختلاف افكنانه دارند.
    استمرار اين روش بي ترديد روند انسجام اسلامي ملت را با مشكل روبه رو خواهد ساخت زيرا كساني واكنش غيرمنتظره دارند كه ملت آنان را در كنار خود وهمراه با ايمان و آرمان هاي مذهبي و اجتماعي خويش نگريسته است . از اين روست كه حضرت امام با طرح سئوال مي خواهند انگيزه ها و نيز فرجام كوشش هاي ضدانسجام را به دست دهند شيوه عقلاني حكم مي كند كه اختلاف آراي نخبگان با مسئولان در فضايي فرهنگي و علمي و صميمانه به دور از حنجال آفريني فرصت طلبان بدانديش صورت پذيرد.
    پاورقي :
    8 ـ همان ج 12 ص .252
    9 ـ همان ج 9 ص 535 ـ .537
    10 ـ همان ج 9 ص 211 ـ 212
    11 ـ همان ج 12 ـ ص 126
    12 ـ همان ج 15 ص 328
    13 ـ همان ج 9 ص 210
    حضرت امام خميني :
    ايجاد اختلاف در محيط حاضر جز تبعيت از نفس اماره و شيطان دروني و خدمت به ابر قدرت ها خصوصا آمريكاي جهانخوار نيست . سخنراني هاي سالم و سازنده در محيط هاي سالم غيرمتشنج براي ايجاد وحدت و تفاهم و جلوگيري از اختلاف و تشنج مفيد و موجب رضاي خداست .
    حضرت امام خميني :
    اگر روحانيون ملت خطبا علما نويسندگان روشنفكران متعهد سستي بكنند و از قضاياي صدر مشروطه عبرت نگيرند به سر اين انقلاب آن خواهد آمد كه به سر انقلاب مشروطه آمد.

  • *****
    آيت الله طالقاني ابوذر انقلاب




  • بمناسبت سالگرد رحلت آيت الله طالقاني
    روز 19 شهريور سال 1358 هـ . ش عالم مجاهد آيت الله حاج سيد محمود طالقاني پس از سالها فعاليت هاي علمي ومبارزاتي دار فاني را وداع گفت ودر جوار رحمت حق آرميد.
    مرحوم آيت الله طالقاني در سال 1284 هجري شمسي ديده به جهان گشود . او در خانواده اي اهل علم وفضيلت وداراي روحيات انقلابي وضد ظلم رشد نمود ودر تمام طول زندگيش بيش ازنيم قرن به مبارزه با استعمار استبداد واستثمار پرداخت . مبارزات آيت الله طالقاني از زماني كه وارد حوزه علميه شد شروع شد او از همان دوران جواني وارد فعاليتهاي تبليغي وارشادي شد ومشغول آموزش وتفسير قرآن و نهج البلاغه وكتب ديني ديگر گرديد. آيت الله طالقاني با واقعه كشف حجاب در دوران رضاخاني به شدت به مقابله پرداخت وبه دليل همين مخالفتها دچار صدمات وسختيهاي گوناگون شد . وي در سالهاي 30 و 31 بنا به پيشنهاد مرحوم آيت الله العظمي بروجردي براي شركت در موتمرالعالم الاسلامي كه براي تشريك مساعي بين مسلمين كشورهاي مختلف مسلمان تشكيل شده بود به مصر واردن سفر كرد واز نزديك با مسائل دنياي اسلام آشنا شد.
    آيت الله طالقاني وقتي كه فدائيان اسلام حركت خود را جهت نابودي ستمگران در سطح جامعه آغاز كردند با توجه به رابطه نزديكي كه با شهيد نواب صفوي داشت با اين گروه بطور غيرمستقيم همكاري مي كرد و هنگامي كه در سال 35 رژيم شاه قصد دستگيري واعدام نواب را داشت زادگاه ومنزل پدري مرحوم طالقاني پناهگاه خوبي براي درامان ماندن وي از چنگال دژخيمان حكومت آمريكائي شاه بود.
    آيت الله طالقاني در جريان نهضت ملي شدن صنعت نفت ايران مبارزات ارزنده اي داشت وتلاشهاي فراواني در جهت رهانيدن حقوق ملت مسلمان ايران از چنگال استعمارگران چپاول پيشه انجام داد . پس از شكل گيري نهضت روحانيت به رهبري امام خميني در سال 41 وطرح مسائلي همچون انجمنهاي ايالتي و ولايتي و انقلاب باصطلاح سفيد ايشان به پيروي از امام به مخالفت با رژيم پرداخت وبه دليل فعاليتهاي زياد در همين سال به زندان افتاد وپس از آزادي مجددا در سال 42 در ارتباط با وقايع 15 خرداد دستگير وبه ده سال زندان محكوم گرديد. آيت الله طالقاني در زندان نيز دست از مبارزه وارشاد اطرافيان برنداشت رفتار وگفتار مناسبش حتي روي مامورين زندان اثر مثبت گذاشته بود. در پي همين تلاشهاي فرهنگي وتبليغي بود كه در زندان با نوشتن تفسير « پرتوي از قرآن » سعي در آشنا كردن افراد به عظمت وسازندگي قرآن نمود.
    زنداني شدن مرحوم طالقاني در اين مرحله بيشتر از چند سال طول نكشيد ودر سال 46 بواسطه فشارهاي داخلي وخارجي بر رژيم شاه از زندان آزاد شد. وي بعد از آزادي دنباله مبارزه را همچون گذشته ادامه داد و مسجد هدايت را پناهگاه ومركز تجمع مخالفان رژيم قرار داد ودر آستانه سال 50 همزمان با برگزاري جشنهاي 2500 ساله شاهنشاهي دستگير وبه مدت 3 سال در زابل و 18 ماه در بافت كرمان در بدترين شرايط به حالت تبعيد بسر برد . درسال 54 مجددا به دست ساواك گرفتار شد و به 10 سال زندان محكوم گرديد لكن اين بار ديري نپائيد كه خروش مردم مسلمان پايه هاي حكومت سلطنتي را متزلزل نموده وايشان با عده زيادي اززندانيان سياسي آزاد گرديد.
    آيت الله طالقاني در دوران انقلاب اسلامي نيز نهايت تلاش خود را در جهت پيروزي انقلاب نمود وپس از پيروزي انقلاب اسلامي در سنگر نماز جمعه تهران با خطبه هاي پرشور به هدايت وارشاد مردم پرداخت وسرانجام در 19 شهريور 1358 پس از عمري تلاش خستگي ناپذير در راه پياده كردن احكام اسلام و مبارزه با ظلم طاغوت چشم از جهان فرو بست وبه ديار باقي شتافت .
    حضرت امام خميني قدس سره الشريف به مناسبت رحلت آيت الله طالقاني پيامي صادر نمودند كه در بخشي از آن چنين آمده است :
    « مجاهد عظيم الشان وبرادر بسيار عزيز حضرت حجت الاسلام والمسلمين آقاي طالقاني از بين ما رفت وبه ابديت پيوست وبه ملااعلي با اجداد گرامش محشور شد. براي آن بزرگوار سعادت وراحت وبراي ما وامت ما تاسف وتاثر واندوه . آقاي طالقاني يك عمر در جهاد و روشنگري وارشاد گذراند. او يك شخصيتي بود كه از حبسي به حبس واز رنجي به رنج ديگر در رفت وآمد بود وهيچگاه در جهاد بزرگ خود سستي وسردي نداشت . من انتظار نداشتم كه بمانم ودوستان عزيز وپر ارج خودم را يكي پس از ديگري ازدست بدهم . او براي اسلام به منزله حضرت ابوذر بود. زبان گوياي او چون شمشير مالك اشتر بود برنده بود و كوبنده . مرگ او زودرس بود وعمر او با بركت . رحمت خداوند بر پدر بزرگوار او كه در راس پرهيزكاران بود وبر روان خودش كه بازوي تواناي اسلام . من به امت اسلام وملت ايران وعائله ارجمند وبازماندگان او اين ضايعه بزرگ را تسليت مي دهم . رحمت بر او و برهمه مجاهدان راه حق . »