روزنامه جمهوري اسلامي 17/06/1386 صفحه امام
*****
فقرزدايي و رفع تنگناهاي اقتصادي




  • بينش آفريني هاي امام خميني درباره ضرورت مبارزه با فقر و رسيدگي به مشكلات معيشتي مردم
    رفع فقر و محروميت و رسيدگي به وضع معيشتي افراد جامعه وفراهم آوردن زمينه هاي مساعد و مناسب براي تحقق رفاه نسبي ـ كه دغدغه هاي فكري و تشويش هاي روحي و نگراني هاي فرسايش دهنده توان و طاقت را مرتفع نمايد و آرامش و آسايش به ارمغان آورد ـ يكي از اهداف مهم نظام سياسي و حكومتي اسلام به شمار مي رود. اين هدف مهم دركنار ساير اهدافي كه در اقتصاد اسلامي مورد توجه خاص قرار گرفته است افق و چشم انداز روشن و اميدزا و اطمينان بخشي براي اقشار مختلف مردم كه نداي عدالت اجتماعي اسلام را با گوش جان شنيده اند و زيباترين جلوه هاي عيني و عملي آن را در دوران حكومت عدل گستر اميرمومنان (ع ) در اوراق تاريخ به نظاره نشسته اند به وجود مي آورد.
    انقلاب شكوهمند اسلامي به رهبري حضرت امام خميني از ابتداي شكل گيري تا آخرين مرحله از مبارزه كه به پيروزي شگرف بر نظام ظالمانه و ديرينه شاهنشاهي ختم گرديد رفع تنگناهاي معيشتي و رسيدگي به اوضاع پريشان و نابسامان اقتصادي مردم جامعه را از شعارهاي اساسي خود قرار داد.
    جمهوري اسلامي ايران كه نظام برخاسته از متن انقلاب و حاصل و ثمره مبارك اين نهضت بزرگ تاريخي محسوب مي شود با آغازين لحظات حيات خويش و با فرامين مكرر بنيان گذار آن يعني حضرت امام خميني جهت گيري اصلي اقتصادي خود را فقرزدايي از جامعه ورفع مضايق و تنگناها و مبارزه با سرمايه داري خون آشام و چنگ انداخته به شاهرگ هاي اصلي و حياتي اقتصاد جامعه اعلام نمود.
    در كنار رهبري انقلاب و نظام اسلامي و زمامداران اصلي حكومت اسلام شناسان و انديشمندان ژرف نگر و آشنا با عمق فرهنگ و تفكر اسلامي نيز در آثار خويش به تبيين پشتوانه هاي فكري و نظري اصل فقرزدايي در نظام سياسي و حكومتي اسلام پرداختند و جايگاه و اهميت آن را به صراحت نماياندند و نقش حياتي و محوري عدالت گستري و رسيدگي به مشكلات رنج آور و مشقت زاي مالي و اقتصادي مردم جامعه را گوشزد كردند.
    ترديدي وجود ندارد كه آنچه حضرت امام خميني درباره ضرورت فقرزدايي از جامعه و رسيدگي به محرومان و تلاش عملي در مسير رفع فشارهاي سخت و طاقت فرساي اقتصادي به مردم تبيين و تشريح نمودند از جنبه هاي مختلف داراي ويژگي هاي خاص مي باشد وقابل مقايسه با ساير ديدگاه ها و تبيين ها نمي باشد.
    انديشه هاي امام خميني درباره فقرزدايي از جامعه با ادبيات مختص به خود داراي ابعاد گسترده اي مي باشد كه تبيين جامع و پژوهش دقيق و كاملي مي طلبد كه در اين مقوله نمي گنجد. در اين نوشتار فقط به برخي از ديدگاه هاي امام خميني كه خطاب به زمامداران و دولتمردان مي باشد و وظايف ومسئوليت هاي آنان را در رسيدگي به امور اقتصادي و معيشتي مردم مشخص مي نمايد نظر مي گستريم .
    1 ـ حضرت امام خميني خطاب به مسئولان وكارگزاران نظام اسلامي اين « ارزش » را در دل و ديده آنان مي نشاند كه توده هاي مردم جامعه « ولي نعمت » همه ما مي باشند و هر چه خير و نعمت و بركت از جانب حضرت پروردگار نازل مي شود از طريق مجاري خاص و با كوشش ورنج طاقت فرساي اقشار زحمت كش جامعه آماده و مهياي بهره برداري مي گردد و به همين دليل بايد به اين معرفت و شناخت اصيل دست يابيم كه محرومان و زحمت كشان را نبايد حقير و فرودست و فاقد نقش اساسي و زيربنايي در اداره جامعه و كشور بدانيم و هيچ احساس مسئوليتي نسبت به آنان نكنيم .
    حضرت امام خميني نتيجه اين شناخت و بينش را تحقق دو ضرورت مهم در حيطه مديريت مسئولان و دولتمردان مي دانند. ضرورت اول « قدرداني » از مردم و ضرورت دوم « خدمت » به مردم مي باشد :
    « اين ها ولي نعمت ما هستند و ما بايد از ولي نعمت خودمان قدرداني كنيم وخدمت كنيم به او . » (1 )
    2 ـ حضرت امام خميني براي اين كه مفهوم ولي نعمت بودن مردم آنگونه كه شايسته است در اذهان و افكار مسئولان ومديران نظام اسلامي روشن و تثبيت گردد به جنبه سياسي آن نيز اشاره مي نمايد و اين واقعيت را به طور مكرر و در مناسبت هاي گوناگون به آنان گوشزد مي كند كه همين مردم بودند كه در اوج گيري انقلاب شكوهمند اسلامي و به ثمر و پيروزي نشاندن آن نقش زيربنايي ايفا نمودند و شما را كه در حبس و تبعيد و در زير شكنجه هاي وحشتناك دژخيمان رژيم ستمشاهي به سر مي برديد با جانفشاني هاي خود و تقديم خون جوانان خويش آزاد و رها ساختند و سپس در مراحل پس از پيروزي با حضور در صحنه هاي انتخابات و با راي مستقيم خودشان زمينه ساز صعودتان به مقامات و مناصب بالا همچون رياست جمهور و وزارت و وكالت گرديدند.
    حضرت امام خميني اينگونه مسئولان و دولتمردان را بيدار و هوشيار مي كنند و ثمره اين بيداري و هشياري را خدمت به مردم و رسيدگي به امور معيشتي آنان مي دانند :
    « خدمت به خلق بكنيد... براي اين هايي كه اوليا ما هستند اين پائين شهري ها و اين پا برهنه هالله اين ها ولي نعمت ماها هستند.اگر اين ها نبودند ما يا در تبعيد بوديم يا در حبس بوديم يا در انزوا. اينها بودند كه همه را از اين مسائل نجات دادند و همه ما را آوردند و نشاندند به جائي به خيال خودمان جائي است اين ! بايد ملتفت باشيد كه آقا شما همان آدمي هستيد كه توي حبس بوديد و شما همان آدمي هستي كه در تبعيد بودي و شما همان آدمي هستي كه در انزوا بودي . اين مردمند كه آمدند ما را آوردند بيرون از همه اينها و ما اگر تا آخر عمرمان به اينها خدمت كنيم نمي توانيم از عهده خدمت اين ها برآئيم . » (2 )
    3 ـ از آنجا كه حضرت امام خميني اسلام شناسي است جامع نگر و ژرف انديش و نيز رهبر و زمامداري است بيدار و فكور و همچنين مديري است توانمند و سياستمداري است آگاه و بصير هر موضوعي را نه سطحي كه عميق مطرح مي نمايد و نه به صورت توصيه كه به صورت يك اصل و مبنا معرفي مي كند و از همين روست كه وقتي مسئولان و دولتمردان را به خدمت و رسيدگي به امور جامعه فرمان مي دهد و « خدمتگزاري » به محرومان را يكي از وظايف و مسئوليت هاي مهم و حساس و محوري براي صاحبان قدرت و رياست معرفي مي نمايد از آنان مي خواهد كه به اين اصل و قانون و ارزش اجتماعي برخاسته از نظام سياسي و حكومتي اسلام « ايمان » بياورند و به « معرفت قلبي » برسند كه واقعا خدمتگزاري به توده هاي مردم يك وظيفه و مسئوليت مهم حكومتي است و بايد آن را باور كنند و به حيطه عمل در آورند.
    حضرت امام خميني در اين باره اينگونه رهنمود مي دهد :
    « شمائي كه مي خواهيد خدمت به اين مردم بكنيد و دولت كه مي خواهد خدمت به اين مردم بكند و رئيس جمهور و امثال او كه مي خواهند خدمت به اين مردم بكنند توجه بكنند كه خدمتگزارند در دل خودشان به اين مطلب « ايمان » بياورند كه ما « خدمت » مي خواهيم به اين « مردم » بكنيم . » (3 )
    شناخت آفريني حضرت امام خميني درباره اصل خدمتگزاري به ملت و رفع مشكلات اقتصادي آنان و اصرار خاص آن پيشواي الهي در ايمان متقن و باور مستحكم مسئولان و كارگزاران حكومتي نسبت به اين وظيفه و مسئوليت بسيار مهم و شايسته تفكر و پيام گيري ويژه مي باشد. حضرت امام به اين دليل از مسئولان مي خواهد كه به ايمان و باور قلبي نسبت به وظيفه حكومتي خويش در رسيدگي به امور معيشتي و اقتصادي مردم نائل آيند كه اين پشتوانه معرفتي و ايماني و دروني را براي اجراي قانون خدمتگزاري به مردم و رفع مشكلات آنان بسيار ضروري و لازم مي داند و در غير اين صورت هيچ تضمين عملي براي تحقق اين اصل و قانون حكومتي را قطعي تلقي نمي كند.
    حضرت امام خميني به خوبي واقفند كه اگر اين ايمان وباور وشناخت به وجود نيايد حمايت از مردم و فقرزدايي از جامعه در « شعار » و « حرف » باقي مي ماند و آلوده به « ظاهرگرايي » مي شود و هيچ گاه به « واقعيت » در نمي آيد.
    همچنين امام خميني كه رهبري سائس و هوشيار وآگاه به علم سياست و راهبرد صحيح جامعه و كشور مي باشد به خوبي مي داند كه اصل فقرزدايي و رفع تنگناهاي اقتصادي مردم در معرض آسيب و آفات ناشي از « سياسي كاري » قرار دارد و برخي از افراد و گروه ها و احزاب و جمعيت ها براي رسيدن به اريكه هاي قدرت و رياست به وسيله جلب و جذب آرا مردم از شگردهاي خاصي بهره مي برند كه يكي از آنها تبليغات دروغين وفاقد محتوا و پشتوانه مي باشد كه در نهايت بدون ايمان و باور خالص و راستين اصل خدمتگزاري به مردم و تلاش براي رفع مشكلات معيشتي آنان تبليغ مي گردد و آنگاه كه آرا جذب شد و مناصب تصاحب گرديد همه چيز به بوته فراموشي سپرده مي شود و هر كس براي نفع خويش و حزب و جناح خود مي كوشد و انبوه مردم مي مانند و رنج و مشقت هاي سخت و طاقت فرساي اقتصادي !
    4 ـ حضرت امام خميني بسيار صريح و روشن سياست اصلي نظام اسلامي را فقرزدايي وحمايت هاي همه جانبه از اقشار زحمتكش جامعه معرفي مي كنند و رفع محروميت و مضايق و تنگناهاي اقتصادي رانه يك فكر و انديشه مقطعي و زودگذر و در حد موعظه و سفارش كه به صورت « آرمان » و « آرزو » مطرح مي نمايد و روي آوردن مسئولان ومديران نظام را به حمايت از سرمايه داري لجام گسيخته و پشت كردن دولت ها و دولتمردان اسلامي به دفاع از محرومان و رسيدگي به مشكلات اقتصادي آنان را فاجعه اي بزرگ معرفي مي كنند و اين مشي و سياست را با عملكردهاي انبياي الهي و رسول گرامي اسلام (ص ) و اميرمومنان (ع ) و ائمه اطهار(ع ) در تعارض و ناسازگاري مي دانند :
    « همه آرمان و آرزوي ملت و دولت و مسئولين كشور ما است كه روزي فقر و تهي دستي از جامعه ما رخت بربندد و مردم عزيز و صبور و غيرتمند كشور از « رفاه » در زندگي مادي و معنوي برخوردار باشند. خدا نياورد آن روزي را كه سياست ما و سياست مسئولين كشور ما پشت كردن به دفاع از محرومين و رو آوردن به حمايت از سرمايه دارها گردد و اغنيا و ثروتمندان از اعتبار و عنايت بيشتري برخوردار شوند. معاذالله كه اين با سيره و روش انبيا و اميرالمومنين و ائمه معصومين ـ عليهم السلام ـ سازگار نيست . » (4 )
    حضرت امام خميني پس از اعلام اين سياست صريح براي مسئولان و دولتمردان وظيفه مي دانند كه به توده هاي مردم خدمت كنند و در غم و شادي و مشكلات و رنج هاي آنان سهيم گردند كه اين مردم گرايي و خدمتگزاري به محرومان « عبادت خدا » محسوب مي شود. همچنين خطاب به مسئولان و دست اندركاران گوشزد مي كنند كه بايد همواره افتخار كنند از خدمت به توده هاي مردمي كه مقيد به تعاليم و معارف و احكام الهي هستند و عزيزان خويش را در راه خدا به مسلخ عشق برده اند و براي بقاي اسلام و انقلاب و نظام اسلامي قرباني كرده اند و در همه عرصه ها و صحنه هاي انقلاب حضور داشته و در برابر تمام توطئه ها ايستادگي كرده اند :
    « وظيفه ما و همه دست اندركاران است كه به اين مردم خدمت كنيم و در غم و شادي و مشكلات آنان شريك باشيم كه گمان نمي كنم عبادتي بالاتر از خدمت به محرومين وجود داشته باشد. راستي وقتي كه پابرهنه ها و گودنشينان و طبقات كم درآمد جامعه ما امتحان و تقيد خود را به احكام اسلامي تا سرحد قرباني نمودن چندين عزيز و جوان و بذل همه هستي خود داده اند و در همه صحنه ها بوده اند ـ و انشاالله خواهند بود ـ و سروجان را در راه خدا مي دهند چرا ما از خدمت به اين بندگان خالص حق و اين رادمردان شجاع تاريخ بشريت افتخار نكنيم » (5 )


    5 ـ حضرت امام خميني علما و روحانيوني را كه در پيكره نظام اسلامي حضور فعال دارند و با پذيرش مناصب حكومتي در اداره جامعه اسلامي سهيم و مسئول و مكلف گرديده اند را مخاطب قرار مي دهد و مسئوليت حساس و سنگين آنان را در فقرزدايي و تلاش پي گير و خستگي ناپذير به منظور رفع تنگناهاي اقتصادي و معيشتي مردم گوشزد مي نمايد.
    خطاب حضرت امام خميني به علما و روحانيون مدير وسائس و حاضر در چرخه حكومت و دولت بسيار جدي است به گونه اي كه با قاطعيت و صلابت آنان را به حمايت عملي از محرومان و تلاش مستمر در مسير رفع موانع و مشكلات اقتصادي آنان فرمان مي دهد و هيچ تسامح و غفلتي را نمي پذيرد و عدول روحانيت را از اين وظيفه و مسئوليت حكومتي و هرگونه قصور و سهل انگاري در انجام صحيح اين ماموريت الهي را خيانت به اسلام و مسلمين مي داند :
    « آن چيزي كه روحانيون هرگز نبايد از آن عدول كنند و نبايد با تبليغات ديگران از ميدان به در روند حمايت از محرومين و پابرهنه هاست چرا كه هر كسي از آن عدول كند از عدالت اجتماعي اسلام عدول كرده است . ما بايد تحت هر شرايطي خود را عهده دار اين مسئوليت بزرگ بدانيم و در تحقق آن اگر كوتاهي بنماييم خيانت به اسلام و مسلمين كرده ايم . » (6 )
    حضرت امام خميني با يك نگرش زيربنايي و كلان به موضوع وظيفه ومسئوليت علماي اسلام در فقرزدايي و حمايت از محرومان چنين مي فرمايد :
    « علماي اسلام موظفند با انحصارطلبي و استفاده هاي نامشروع ستمگران مبارزه كنند و نگذارند عده كثيري گرسنه و محروم باشند و در كنار آنها ستمگران غارتگر و حرامخوار در ناز و نعمت به سر ببرند . » (7 )
    امام خميني رهنمود خويش را به يكي از خطبه هاي حضرت علي (ع ) در نهج البلاغه متصل و مستند مي كند(8 ) و در ادامه سخن اينگونه برهان علوي را در تعيين وظيفه و مسئوليت علماي اسلام براي مبارزه با فقر و محروميت و مقابله با ستمگران سرمايه دار و زراندوز مطرح مي نمايد :
    « اميرالمومنين (ع ) مي فرمايد من حكومت را به اين علت قبول كردم كه خداوند تبارك و تعالي از علماي اسلام تعهد گرفته و آنها را ملزم كرده كه در مقابل پرخوري و غارتگري ستمگران و گرسنگي و محروميت ستمديدگان ساكت ننشينند و بيكار نايستند . » (9 )
    به اين ترتيب حضرت امام خميني علاوه بر اين كه مسئولان ومديران و كارگزاران غير روحاني در مجموعه تشكيلات دولت اسلامي از رئيس جمهور و وزيران و مديران و استانداران و بازوان اجرايي در سراسر كشور ـ را مخاطب قرار مي دهد و به انجام دقيق اصل و قانون فقرزدايي و رفع تنگناهاي اقتصادي و معيشتي مردم فرمان مي دهد علما و روحانيون آگاه و حاضر در عرصه هاي سياست و مديريت كشور را نيز به هشياري و تلاش و كوشايي براي عمل به وظيفه الهي و انقلابي محول شده به آنان فرا مي خواند و اين موضوع را در سطح كلان كه مقابله با ستمگران اقتصادي و سرمايه داران خون آشام و زراندوزان بي رحم و كوتاه كردن دست آنان از منابع غني ثروت ملي و شاهرگ هاي حياتي اقتصاد جامعه مي باشد به تامل و تفكر و مسئوليت پذيري مي گذارد و تعهد عالمان دين را در برابر خداوندمتعال يادآور مي شود و تحرك و فعاليت هاي صادقانه و خالصانه و وقفه ناپذير آنان را در مسير فقرزدايي از جامعه و كشور و رسيدگي به نيازهاي اقتصادي مردم و رفع تنگناهاي معيشتي آنان درخواست مي نمايد.
    اين وظيفه و مسئوليت حياتي و بنيادين نبايد با آمد و شد دولت ها و جابه جايي مسئولان و مديران و كارگزاران خدشه و آسيب بپذيرد و با آفات و زيان هاي ناشي از روي كار آمدن جناح هاي سياسي مختلف مواجه شود.
    همان گونه كه بايد انقلاب و نظام اسلامي و اصول و مباني و ارزش هاي اصيل در همه شرايط و در هر دولت و جناح فكري و سياسي مصون و محفوظ بماند وظيفه ومسئوليت فقرزدايي و رسيدگي به مشكلات اقتصادي و معيشتي مردم نيز بايد محافظت شود و از قانون و بخشنامه و شعار به ميدان « عمل » در آيد تاجامعه به رفاه نسبي و متعادل و آرامش و آسايش ناشي از آن برسد.
    ــــــــــــــــــــــــــــ
    پاورقي :
    1 ـ آئين انقلاب اسلامي آرا و انديشه هاي امام خميني موسسه تنظيم و نشر آثار امام ص 290
    2 ـ همان منبع ص 289
    3 ـ همان منبع ص 288
    4 ـ صحيفه امام موسسه تنظيم و نشر آثار امام خميني جلد 20 ص 341
    5 ـ همان مدرك ص 342
    6 ـ آئين انقلاب اسلامي ص 293
    7 ـ ولايت فقيه اثر حضرت امام خميني موسسه تنظيم و نشر آثار امام ص 28
    8 ـ نهج البلاغه ترجمه محمد دشتي انتشارات پارسايان خطبه 3 ص 49 ـ متن سخنان عميق و حكيمانه اميرمومنان (ع ) چنين است :
    « سوگند به خدايي كه دانه را شكافت و جان را آفريد اگر حضور فراوان مردم بيعت كننده نبود و اگر ياران حجت را بر من تمام نمي كردند و اگر خداوند از علماي دين عهد و پيمان نگرفته بود كه در برابر شكمبارگي ستمگران و گرسنگي مظلومان سكوت نكنند مهار شتر خلافت را بر كوهان آن انداخته رهايش مي ساختم و آخر خلافت و حكومت را به كاسه اول آن سيراب مي نمودم . آنگاه مي ديديد كه دنياي شما نزد من از آب بيني بزغاله اي بي ارزش تر مي باشد. »
    9 ـ ولايت فقيه اثر امام خميني ص 28
    حضرت امام خميني كه رهبري سائس و هوشيار و آگاه به علم سياست و راهبرد صحيح جامعه و كشور بود به خوبي مي دانست كه اصل فقرزدايي و رفع تنگناهاي اقتصادي مردم در معرض آسيب و آفات ناشي از « سياسي كاري » قرار دارد و برخي از افراد و گروه ها و احزاب براي رسيدن به اريكه هاي قدرت و رياست به وسيله جلب و جذب آرا مردم از شگردهاي خاصي بهره مي برند و آنگاه كه آرا جذب شد و مناصب تصاحب گرديد همه چيز به بوته فراموشي سپرده مي شود و هر كس براي نفع خويش و حزب و جناح خود مي كوشد و انبوه مردم مي مانند و رنج و مشقت هاي سخت و طاقت فرساي اقتصادي !
    حضرت امام خميني علاوه بر اين كه مسئولان و مديران و كارگزاران غيرروحاني در مجموعه تشكيلات دولت اسلامي را به انجام دقيق اصل و قانون « فقرزدايي » فرمان مي دهد علما و روحانيون آگاه و حاضر در عرصه هاي سياست و مديريت كشور را نيز به تلاش و كوشايي و عمل به وظيفه الهي و انقلابي محول شده به آنان در مبارزه با فقر و محروميت فرامي خواند و اين موضوع را در سطح كلان كه مقابله با ستمگران اقتصادي و سرمايه داران خون آشام و زراندوزان بي رحم و كوتاه كردن دست آنان از منابع غني ثروت ملي و شاهرگ هاي حياتي اقتصاد جامعه مي باشد به تامل و تفكر و مسئوليت پذيري مي گذارد