
سفر شتابزده اخير و غيرمنتظره اي كه بوش كوچك و نزديكترين دستيارانش به عراق داشتند
دركانون توجهات بين المللي پيرامون
مسائل عراق و منطقه قرار گرفته است . اين سفر از جهات متعددي قابل بررسي است و اهميت فراواني را بهمراه دارد چرا كه وخامت
اوضاع
هم در كاخ سفيد و پنتاگون را در مصاف با كنگره برملا مي كند و هم بطور همزمان شدت بحران در عراق براي اشغالگران را به
نمايش مي گذارد.
بوش رئيس جمهور آمريكارا در اين سفر « كانداليزارايس » وزير خارجه
« رابرت گيتس » وزير دفاع « استفان هادلي » مشاور امنيت ملي
آمريكا و ژنرال « ديويدپترائوس » سر فرمانده نيروهاي آمريكائي مستقر در عراق همراهي مي كردند. يك مشاور ارشد بوش كه نخواسته
نامش فاش گردد
از اين حركت شتابزده بعنوان « تشكيل كابنيه جنگي » در شرايط اضطراري ياد كرده است كه در نوع خود از حساسيت و
همچنين و خامت اوضاع حكايت مي كند.
علل و انگيزه هاي متعدد و متفاوتي باعث گرديده كه بوش مجبور به انجام اين سفر شود.طبعا توجه خاص به هريك از اين موارد كه
بعضا در نقطه مقابل ومعارض يكديگرند
مي تواند چشم انداز واقعي تري از اوضاع عراق و موقعيت نظاميان اشغالگر آمريكايي در عراق
را در پيش روي ما به تصويربكشد.
1 ـ ارتش انگليس در روزهاي اخير باعقب نشيني خفت بار از بصره
سعي كرد تاابعاد تنش عليه اشغالگران انگليسي در جنوب عراق را تا
حدودي مهار كند . لندن با صدور دستور عقب نشيني 500 نظامي اين كشور از بصره و خروج آنهااز كاخ رياست جمهوري در بصره كه
تاثير سمبليك دارد
در واقع به شكست بزرگي اعتراف كرد كه ناچار شد بدون هماهنگي با واشنگتن
در اوج درماندگي نظاميان
آمريكايي
از خط مقدم جبهه عقب نشيني كند. فراموش نكنيم كه انگليس
گستاخ ترين متحد آمريكا در اشغال عراق محسوب مي شد و
در شرايطي كه بوش به همراهي لندن احتياج دارد
اين اقدام « گوردون براون » نخست وزير تازه كار انگليس
ضربه اي حيثيتي براي بوش و
دستيارانش محسوب مي شود.
بوش با سفر به عراق سعي كرده تا آثار و تبعات عقب نشيني خفت بار انگيس وتاثيرات رواني آن بر نظاميان آمريكايي راهم از نزديك
ارزيابي كند. واشنگتن با صراحت از اين تصمميم يكجانبه « گوردون براون » نخست وزير انگليس گلايه كرده و تصريح نموده است كه اين
اقدام در زماني بسيار نامناسب و با اثراتي غيرمنتظره صورت گرفته و شوك تازه اي به نيروهاي ائتلاف وارد خواهد كرد. البته دولت براون
هم دلايلي براي توجيه اين عقب نشيني اجباري ارائه كرده و با لحن مايوسانه اي به متحدينش اعلام داشته است كه اين عده از نظاميان
انگليس فقط از شهر بصره خارج شده اند تا اوضاع را كنترل كنند ودر صورت نياز
مجددا به بصره باز مي گردند! البته در واشنگتن كمتر
كسي در مفهوم واقعي عقب نشيني لندن ترديد دارد و اين توجيهات عوام فريبانه هم نمي تواند بر نگراني و خشم پنتاگون و ارتش آمريكا
كه در حساس ترين لحظات دوران اشغال عراق
متحدين خود را تنها گذاشته اند
سرپوش بگذارد.
« گوردون براون » با اين تصميم خود مايلست به افكار عمومي انگليس نشان دهد كه نگرانيهاي آنها در باره عواقب بحران عراق را درك
مي كند و به آن اهميت مي دهد . براساس نظرسنجي « نيوزنايت » كه از شبكه جهاني بي بي سي هم انتشار يافت
بيش از 50 درصد مردم
انگليس با تلخكامي احساس مي كنند كه در جنگ عراق شكست سختي خورده اند . حدود43 درصد معتقدند كه بايستي با عقب نشيني
سريع به تلفات و خسارات انگليس پايان دهند و 33 درصد نيز معتقدند كه انگليس در آينده اي نزديك باوخامت بيشتري درعراق مواجه
مي شود.
لندن اگر چه به عواقب تصميمات يكجانبه اش واقف است و مي داند كه اين امر باعث تنش ميان انگليس و آمريكا شده است لكن
« گوردون براون » از طرح كاهش فوري نيروها در عراق جانبداري مي كند و با اين اقدام خود مايلست حتي به واشنگتن هم ثابت كند كه
دوران دنباله روي كوركورانه از بوش كه شاخص اصلي سياست « توني بلر » در قبال آمريكا بود
به سرآمده و روابط انفعالي و چاپلوسانه
بلر در قبال بوش ادامه نخواهد يافت . بلكه حتي براي خروج از بحران حاضر است بدون مشورت و هماهنگي آمريكا
از خط مقدم هم
عقب نشيني كند.البته انگليس با زيركي خاصي از ابتداي اشغال عراق سعي كرد مناطق امن تري را براي حضور سربازان خود انتخاب كند
ولي حوادث اخير بصره نشان داد كه اشغالگران حتي در جنوب عراق هم احساس امنيت و آرامش نمي كنند و ناچارند براي خروج از
عراق
تصميمات تازه اي بگيرند. نظاميان آمريكايي و رقباي بوش با بررسي اوضاع به بوش و دستيارانش فشار مي آورند كه چرا انگليس
نيروهاي خود را عقب مي كشد ولي آمريكا بايستي بر ابعاد حضور نظامي در عراق بيفزايد بوش و دستيارانش نگرانند كه اين مقايسه ها
باعث بي اعتباري روز افزون مواضع رسمي كاخ سفيد در برابر كنگره شود و دولت بوش را بيش از پيش در مظان اتهامات جديد قرار
دهدو آنها را « بي برنامه »
ناآگاه نسبت به عمق مسائل و مهمتر از همه
دروغ پرداز و فريبكار جلوه دهد.
2 ـ گفته مي شود كه بوش براي عملي ساختن كودتاي سياسي ـ نظامي عليه دولت قانوني « نوري المالكي » به عراق سفر كرده است . وي
در اين سفر تلاش كرد تا بلكه زمينه هاي روي كارآوردن « اياد علاوي جاسوس رسمي و حقوق بگير » سيا را فراهم كند ولي هرچه
بيشترتلاش كرد
كمتر نتيجه گرفت و حتي با واكنش جدي و تهاجمي نوري المالكي مواجه شد. اين نكته از آن جهت اهميت دارد كه
بوش رسما و صراحتا خواستار كناره گيري مالكي شده بود و سعي كرد كه سنگيني بار اتهام شكست طرحهاي آمريكادر عراق را بر دوش
دولت مالكي و شخص وي بيندازد كه البته با واكنش غيرمنتظره اي از جانب مالكي مواجه گرديد. بوش حتي از مردم عراق با استفاده از
واژه هاي امري « بايد » خواسته بودكه مالكي را بر كنار كنند ودر سرنگوني او به « تكليف » خود عمل نمايند.
بنظر مي رسد كه بوش در سفر به عراق حتي سعي كرده باشد كه مالكي را حضورا تحت فشار قرارداده و تهديد يا تطميع كند ولي
نتيجه اي معكوس گرفته است . شواهد و قرائن موجود نشان مي دهد كه سفر بوش به عراق
حتي از اين بابت هم به شكست انجاميده
است چرا كه بوش در پايان ديدارش از عراق
در موضع جمع بندي نتايج سفرش دقيقا تمامي مواضع و اظهارات گذشته اش را پس گرفت
و ضمن حمايت آشكار و رسمي از دولت مالكي
آمريكا را مصمم بر جانبداري از مالكي معرفي كرد. البته جاي سئوال جدي وجود دارد
كه ادعاي حمايت بوش از مالكي
با درنظر گرفتن اظهارات گذشته اش
تا چه حد صادقانه است از اين ديدگاه
سفر بوش به عراق را
بايستي نوعي « عذرخواهي رسمي وعلني » امريكا از دولت مالكي تلقي كرد كه وي براي كاستن از سنگيني بار اعتراضات گذشته از
مالكي
سعي كرده است از دولت وي علنا تقدير و حمايت كند و مواضع قبلي خود را پس بگيرد. بدين ترتيب رقباي بوش از اين
رفتارهاي متناقض و مواضع نامتعادل در دولت وي
در منازعه عليه كاخ سفيد
بيشترين بهره ممكن را خواهند برد و سعي خواهند كرد
بوش را رئيس جمهوري ناتوان
سرخورده
فاقد ثبات راي و بي كفايت معرفي كنند كه هر لحظه تصميمي بر خلاف عملكرد و اظهارات
گذشته اش اتخاذ مي كند.
سفر بوش به بغداد
از اين ديدگاه بايستي بعنوان يك پيروزي بزرگ براي دولت مالكي ارزيابي شود. مالكي با مواضع اخيرش در برابر
بوش
به نمادي از استقلال راي و استقلال عمل دولت ملي عراق تبديل شده است كه توانسته به مواضع مداخله جويانه بوش
پاسخ
منفي بدهد. به بوش بطور رسمي و علني « تشر » بزند و حتي وي را به عذرخواهي و عقب نشيني از مواضعش وادار كند.
3 ـ جدي ترين انگيزه هاي بوش و دستيارانش در تنظيم اين سفر شتابزده به عراق را نگراني هاي جمهوريخواهان در صحنه سياسي
تبليغاتي آمريكا تشكيل مي دهند. بوش كوچك در اين مقوله مشكلات فراواني با كنگره
افكار عمومي آمريكا و حتي با طيف حاميانش
در حزب جمهوريخواه دارد. بنظر مي رسد كه اصلي ترين هدف بوش و دستيارانش براي تنظيم اين سفر دستجمعي كه تمامي اعضاي
« كابينه جنگي » بوش به عراق عزيمت كرده اند
ارزيابي مستقيم و بدون واسطه از وخامت اوضاع در عراق و بررسي امكان كاهش حضور
نظاميان آمريكائي در اين كشور بوده است . بوش حتي از اين بابت هم نتوانست به جمع بندي روشن و اطمينان بخشي برسد و اظهاراتي
متناقض
پرابهام و توام با بلاتكليفي و سردرگمي را بعنوان جمع بندي مواضع كاخ سفيد بيان داشت . بوش طي اظهاراتش به كسانيكه در
كنگره و سخنرانيهاي انتخاباتي
بر روي كاهش تعداد نظاميان در عراق مانور تبليغاتي مي دهند
حمله كرد و تصريح نمود : « تصميم درباره
كاهش نيروها در عراق امري تخصصي است كه تنها به ارزيابي هاي نظامي وابسته است نه به عكس العمل هاي عصبي سياستمداران در
واشنگتن » . لبه تيز حملات بوش در اين موضع گيريها دقيقا متوجه دمكراتها و مشخصا عليه خانم « هيلاري كلينتون » نامزد مطرح
دمكراتها براي انتخابات رياست جمهوري آينده است . بوش سپس با لحني خشم آلود و در عين حال ملتمسانه
كنگره را مخاطب قرار داد
و گفت : « از اعضاي كنگره مي خواهم به گزارش مشترك ژنرال « ديويد پترائوس » سرفرمانده نظاميان آمريكائي در عراق و « رايان كروكر »
سفير آمريكا در اين كشور گوش بدهند. » اين مواضع طعنه آميز و در عين حال تهاجمي بوش
به اين نكته اشاره دارد كه اعضاي كنگره
حتي گوششان هم بدهكار واقعيت ها نيست و فقط موضع واحدي را عليه رقباي حزبي خود تكرار مي كنند. تا اينجاي قضيه چنين
برمي آيد كه بوش كوچك مصمم به تداوم حضور نظامي در عراق و حتي حفظ سطح فعلي نيروها در اين كشور مي باشد لكن بلافاصله
مواضعي را دقيقا برعكس اين اظهارات
بيان مي دارد و مي گويد : « اگر در تامين و ارتقا امنيت در عراق
موفقيتي كه هست ادامه يابد
احتمال كاهش نيروها وجود دارد و ما حاضريم كاهش سطح نيروها را بررسي كنيم . » اما بوش نگران عواقب تصميمات نامتوازن و
نامتعادلي است كه مرتبا به تغيير مواضع كاخ سفيد و پنتاگون مي انجامد و از آن بيم دارد كه تصميم به كاهش تعداد نظاميان به حساب
شكست ديگري براي وي و طرحهايش محسوب شود و مي افزايد : « البته طرح افزايش تعداد نظاميان به نتايج مثبتي رسيد ولي ديگر
نيازي به ادامه اش نيست و هيچكس نبايد كاهش نيروها را نشانگر ترس و شكست ما بگذارد بلكه اين تصميم نشانه پيروزي و قدرت
آمريكا است » !
هنوز كاملا روشن نيست كه اعضاي كنگره با دريافت چنين علائم ضد ونقيضي چگونه واكنش نشان خواهند داد و چه تصميمي
درباره جدول زماني عقب نشيني نظاميان آمريكائي از عراق و همچنين تصويب بودجه هاي جديد پنتاگون براي ادامه حضور نظامي در
عراق اتخاذ مي كنند. لكن در يك نكته ترديدي نيست كه بوش در سفر به عراق
حرف تازه اي براي گفتن نداشت و فقط با بزرگنمائي
مواضع گذشته اش سعي داشت « زمزمه هاي خروج از عراق » را بعنوان دستاورد طرحهاي خود و نه تسليم در برابر فشار رقباي سياسي
معرفي كند . بوش نگران آثار و تبعات انتشار گزارش مشترك ژنرال « ديويد پترائوس و رايان كروكر » در كنگره است كه قرار است 19
شهريور براي نمايندگان توزيع شود و احيانا به نتايجي غيرمنتظره و مغاير اهداف نومحافظه كاران منجر شود.
4 ـ سفر بوش و اعضاي كابينه جنگي به عراق
با هر توجيه و انگيزه اي كه صورت گرفته باشد
اعتراف صريح به وخامت اوضاع در عراق
و نگراني كاخ سفيد از سرنوشت بحران عراق است . بوش در حالي اين سفر را به انجام رساند كه پيش از اين
وزير دفاع و وزير خارجه اش
بارها به عراق سفر كرده بودند ولي با اين اقدام ثابت شد كه از ديدگاه بوش
از اطرافيانش كار زيادي ساخته نيست و شخص رئيس جمهور
براي ارزيابي مستقيم قضايا مستقيما به عراق رفته است . اين سفر شتابزده بيش از آنكه گرهي را بگشايد
نشانگر آنست كه اوضاع عراق از
مهار و كنترل آمريكا خارج شده است . اين نكته از آن جهت اهميت دارد كه از بدشانسي بوش
حتي از دست او هم كار زيادي برنمي آيد و
بوش
از دستيارانش توانمندتر و آگاهتر نيست و اين اوج انفعال نومحافظه كاران است كه در طول يك دوره كوتاه مدت زماني
3 بار
رئيس جمهور را به مناطق بحراني در عراق كشانده اند تا بلكه گرهي را بگشايد ولي او هم ناتوان از تصميم و اقدام جدي
عملي و موثر
است . در چنين شرايطي بوش و دستيارانش دست به دامان مهره هاي كم اهميتي مثل « اياد علاوي » شده اند تا بلكه آنها معجزه اي بكنند و
آمريكا را از باتلاق عراق نجات دهند!
« اياد علاوي » عضو سابق حزب بعث و جاسوس نشاندار آمريكا
بارها مراتب وفاداري خود به آمريكا و حتي بعثي ها را نشان داده و
امروزه بعثي ها به بازگشت او به قدرت اميد بسته اند تا بلكه از طريق علاوي
يكبار ديگر زمام امور عراق را در دست بگيرند. دقيقا به
همين دليل است كه قدرت گرفتن علاوي بمنزله بازگشت بعثي ها به قدرت ارزيابي مي شود و عموم مردم عراق از وي متنفرند بگونه اي
كه بوش هم نتوانست بنفع علاوي نزد نوري المالكي
پادرمياني كند و او را به قدرت نزديك نمايد. بوش حتي با ديدار برخي از سران
عشايري عراق سعي كرد از آنها براي تامين اهداف اشغالگران بهره ببرد و با ايجاد سرپلهاي ارتباطي
آنها را در جهت تامين اهداف
واشنگتن تشويق كند ولي عشاير عراق ارتباطات مستحكمي با مرجعيت شيعه دارند و دست رد بر سينه اشغالگران زده اند.
5 ـ بوش با احساس تلخكامي و شكست زودرس در اين سفر شتابزده به عراق
چاره اي جز مظلوم نمائي و قهرمان بازي نداشته است .
انتشار خبرها و گزارشاتي مبني بر حمله موشكي به هواپيماي بوش و اينكه گويا همزماني با سفر وي
حملات خمپاره اي به « منطقه
الخضرا » صورت گرفته
عمدتا با اين اهداف صورت مي گيرد كه اولا ثابت كند كه هنوز در عراق
خطر وقوع حوادث غيرمنتظره فراوان
است و ثانيا بوش كوچك به قدري شجاع و نترس و با اراده است كه از خطرها استقبال مي كند و براي سركشي مستقيم و بي واسطه به
اوضاع نظاميان به عراق مي رود تا از نزديك همه چيز را ببيند و شخصا تصميم بگيرد.
با اينهمه
كاملا بعيد بنظر مي رسد كه بوش كوچك داراي چنين ديدگاههاي پيچيده اي باشد بلكه اين اصرار اطرافيان و مشاورين
بوش بوده است كه با تنظيم اين سفر به يك اقدام چندمنظوره دست بزنند و مهمتر از همه
به بوش بفهمانند كه اوضاع در عراق وخيم تر
از آن چيزي است كه تصور مي شد و به مصلحت وي نيست كه كاخ سفيد همچنان به رجز خواني ادامه دهد.
يك مشاور ارشد بوش از سفر شتابزده اعضاي كليدي دولت آمريكا به عراق بعنوان تشكيل كابينه جنگي در شرايط اضطراري ياد كرده
كه در نوع خود از حساسيت و همچنين وخامت اوضاع حكايت مي كند
انگليس گستاخ ترين متحد آمريكا در اشغال عراق محسوب مي شد. در شرايطي كه بوش به همراهي لندن احتياج دارد
عقب نشيني
انگليس از بصره بعنوان ضربه اي حيثيتي براي بوش و دستيارانش محسوب مي شود
نخست وزير انگليس با عقب نشيني از بصره مايلست به افكار عمومي انگليس بفهماند كه نگرانيهاي آنها درباره عواقب بحران عراق را
درك مي كند و به آن اهميت مي دهد
لندن اگرچه به عواقب تصميمات يكجانبه اش براي خروج از بصره واقف است ولي با اجراي آن مي خواهد به واشنگتن ثابت كند كه
دوران دنباله روي كوركورانه از بوش كه « بلر » شاخص آن بود
بسر آمده و روابط انفعالي و چاپلوسانه بلر در قبال بوش ادامه نخواهد يافت
و حتي براي خروج از بحران حاضر است بدون مشورت و هماهنگي آمريكا
از خط مقدم هم عقب نشيني كند
رقباي بوش و نظاميان آمريكائي از بوش مي پرسند وقتي انگليس از جنوب عراق عقب نشيني مي كند چرا آمريكا بر ابعاد حضور
نظامي اش در عراق مي افزايد اين قبيل مقايسه ها باعث بي اعتباري روزافزون كاخ سفيد شده است
بوش پيش از اين رسما و صراحتا خواستار بركناري نوري مالكي نخست وزير قانوني عراق شده بود ولي در سفر به عراق
آمريكا را
مصمم به جانبداري از مالكي معرفي كرد. اين در واقع نوعي عذرخواهي رسمي و علني از مالكي بود كه بي ثباتي مواضع بوش را نشان
داد
رقباي بوش از رفتارهاي متناقض و مواضع نامتعادل در دولت وي بيشترين بهره هاي سياسي ـ تبليغاتي را مي برند و بوش را رئيس
جمهوري ناتوان
سرخورده
فاقد ثبات راي و بي كفايت معرفي مي كنند كه هرلحظه تصميمي متناقض با مواضع گذشته اش مي گيرد
مالكي با مواضع اخيرش در برابر بوش
به نمادي از استقلال راي دولت ملي عراق تبديل شده است كه توانسته به مواضع
مداخله جويانه بوش پاسخ منفي بدهد
به بوش « تشر » بزند و حتي وي را به عذرخواهي و عقب نشيني از مواضعش وادار كند
سفر شتابزده كابينه جنگي بوش به عراق هم با بلاتكليفي و ابهام و تناقض همراه بود. بوش هنوز نمي داند تعداد نظاميان را افزايش دهد
يا كاهش به جنايات در عراق ادامه دهد يا آنرا متوقف كند وي از هر دو احتمال سخن مي گويد ولي قادر به تصميم گيري نيست !
اين اوج انفعال نومحافظه كاران است كه در طول يك دوره كوتاه مدت
3 بار رئيس جمهور را به مناطق بحراني در عراق كشانده اند تا
بلكه تصميمي بگيرد ولي بوش از دستيارانش توانمندتر و آگاهتر نيست و نمي تواند تصميم روشني اتخاذ كند
واشنگتن به « اياد علاوي » بعنوان سرپلي براي بازگشت بعثي ها به قدرت چشم دوخته و حتي بوش با ديدار با برخي سران عشاير عراق
سعي كرد از آنها براي تامين اهداف اشغالگران بهره ببرد ولي عشاير عراق ارتباطات مستحكمي با مرجعيت شيعه دارند و دست رد بر
سينه اشغالگران زده اند

|