روزنامه جمهوري اسلامي 17/06/1386 صفحه مقالات

  • آيت الله هاشمي رفسنجاني
    نمود قدرت بي بديل اجتماعي و سياسي روحانيت شيعه در دوران معاصر

  • يكسال در عراق
    خاطرات پل برمر حاكم غير نظامي امريكا در عراق
  • *****
    آيت الله هاشمي رفسنجاني
    نمود قدرت بي بديل اجتماعي و سياسي روحانيت شيعه در دوران معاصر




  • به مناسبت انتخاب آيت الله هاشمي رفسنجاني به عنوان رئيس جديد مجلس خبرگان رهبري خبرگزاري مهر مروري كوتاه و گذرا به زندگي سياسي و شخصيت ايشان دارد كه از نظر خوانندگان گرامي مي گذرد.

    آيت الله هاشمي رفسنجاني رئيس مجمع تشخيص مصلحت نظام در سخنان كوتاهي كه در جريان يك ديدار و بازديد از مدرسه « رفاه » داشت نكته قابل تاملي را مطرح كرد : جرقه تاسيس مدرسه رفاه در سالهاي پيش از انقلاب با يك « سخنراني منبري » زده شد!
    هاشمي دراين سخنان گفت بعد از يك دهه سخنراني در ايام محرم در مسجد حاج عبدالحسين بازار تهران در جلسه اي خصوصي با صنف فرش فروشان بازار تهران به مشكلات تربيت فرزندان طيف مذهبي و به خصوص دختران در شرايط آن روز و ضرورت تاسيس مدرسه اي براي اين منظور اشاره كرد.
    اين سخنراني نه چندان طولاني هاشمي رفسنجاني آنقدر تاثير گذار بود كه در همان مجلس « حاج محمود اخوان فرشچي » يكي از بازاريان حاضر پذيرفت كه سه هزار متر زمين ـ محل فعلي مدرسه رفاه ـ را بخرد و به جمعي كه مامور تشكيل اين مدرسه مذهبي دخترانه شده بودند « هديه » دهد و بدين ترتيب با يك « سخنراني » يك « نهاد » متولد شد و مدرسه مذهبي « رفاه » نهادي ماندگار گرديد و بعدها به يكي از پايگاههاي تربيت نيروهاي انقلابي تبديل و بعد از ورود امام (ره ) به ايران اولين اقامتگاه بنيانگذار جمهوري اسلامي ايران شد. مدرسه رفاه امروزه همچنان به حيات فرهنگي خود ادامه مي دهد. اين مثال كوچك مي تواند گوشه اي از واقعيات تاريخ معاصر ايران را به مخاطبان نشان دهد...

    هرچند كه جريان عالمان ديني و فقيهان در همان قرن اول هجري شكل گرفت و در حقيقت شاگردان برجسته ائمه اطهار(ع ) و به خصوص در زمان صادقين (ع ) اولين حلقه روحانيون شيعي را تشكيل مي دادند اما بايد دانست كه « روحانيت شيعه » در شكل و ساختار فعلي سابقه اي حدود هزار ساله دارد و بعد از دوران غيبت امام مهدي (عج ) كه نقش فقيهان جايگاه خاص و منحصر به فردي پيدا كرد روحانيت شيعه به مرور شكل « تثبيت شده » پيدا كرد و به تدريج تبديل به يك « نهاد » و « طبقه » مستقل و متنفذ در ايران شد اين طبقه جديد دراستقلال سياسي و فرهنگي ايرانيان كه از قرون 4 ـ5 هجري آغاز شده بود نقش ويژه اي داشتند.
    روحانيت شيعه در دوران قاجار مبدا و مبدع فعاليت ها و اقدامات سياسي متعددي بودند مثل صدور حكم جهاد در حمله روسيه برخورد با جريان بابي گري و بهاييت و تحريم تنباكو و.... اما درخشان ترين فصل حيات سياسي روحانيت شيعه حضور و نقش آفريني مستقيم در جريان و بطن واقعه « مشروطيت » بود.
    روشنفكران تحصل كرده غرب هم مثل روحانيون داعيه دار نجات و سعادت مردم و اصلاح جامعه بودند. در جريان وقايع مشروطيت روشنفكران تاحد زيادي موفق شدند روحانيت را از بطن و متن جريان مشروطيت كناربزنند اما دوران كاميابي روشنفكران هم چندان دوام نياورد وبا بروز استبداد رضاخاني كه محصول آشفتگي وناكامي هاي مشروطيت بود اوضاع متفاوت شد.
    واقعيت اين است كه در طول پانصد سال گذشته سلسله پهلوي اولين قدرت سياسي و دولتي بود كه رودروي روحانيت ايستاد و اقدامات گسترده اي براي محدود كردن قدرت و نفوذ روحانيت شيعه انجام داد. كمترين اين اقدامات بر خورد با لباس روحانيت و محروم كردن روحانيت از مشاغل سنتي چون دفترداري و امور مربوط به آن بود.
    ترويج رسمي فرهنگ لائيك و تاكيد بر ايران پيش از اسلام محور فعاليت فرهنگي رضاشاه بود. سقوط رضاخان در شهريور 1320 فرصت و مجالي براي تنفس گروههاي منكوب شده ازجمله « روحانيت » بود . بي شك سرفصل دوران جديد حيات سياسي روحانيت شيعه از شهريور20 به بعد است يكي از مهمترين پيامدهاي اين آزادي موقت برآمده از سركوب رضاشاهي تولد گروههايي چون « فداييان اسلام » بود.
    اما به غير از جريان « فداييان اسلام » جريانات روحاني ديگري هم در فضاي جديد متولد شدند كه با وجود آنكه « جسارت » و « سياست ورزي » را از نواب صفوي و يارانش آموختند ولي راه متفاوت تري را برگزيدند آنها در طول دهه 30 كار تئوريك و نظريه پردازي انجام دادند و چاپ كتاب و انتشار نشريه و تدريس در دانشگاهها و... را تجربه كردند اين طيف جديد از آغاز دهه 40 شمسي و بلافاصله بعد از درگذشت آيت الله العظمي بروجردي با پرچمداري امام راحل (ره ) وارد عرصه سياست شدند و رودروي رژيم شاه ايستادند و... « هاشمي رفسنجاني » يكي از اين برجسته ترين اين مردان بود.روحانيوني كه تجربه هايي چون ناكامي روحانيت در جريان مشروطيت سركوب رضاشاهي جريان ملي شدن صنعت نفت و تجربه فداييان اسلام و.. را پشت سر داشتند.
    دهه چهل و پنجاه شمسي روحانيت با پرچمداري شاگردان امام خميني (ره ) روز به روز « سياسي تر » و گسترده مي شد و هرروز بيشتر ريشه رژيم شاه را مي فشرد : فعاليت فرهنگي مبارزه سياسي حلقه نخست ياران امام (ره ) اين موج را مرتبا افزايش مي داد.
    روحانيت سياسي مرتبا رشد مي كرد و حتي موفق مي شد بخش هاي غيرسياسي و كاملا سنتي و بدور از سياست روحانيت و اقشار مذهبي را هم تحت تاثير قرار دهد و اين در حالي بود كه رژيم پهلوي با تحليلي غلط تهديد خطرناك و عمده خود را در گروههاي چپ جستجو مي كرد و سعي مي كرد خطر آنها را بزرگ جلوه داده و سركوب جريانات چپ را به عنوان مسئله اي براي امتياز گيري از جهان غرب مطرح كند.
    شاه گمان مي كرد كه روحانيت از ناكامي هايي چون مشروطيت رضاشاه و ملي شدن صنعت نفت و... سرخورده شده و ديگر سياسي نخواهد شد و بنابراين تا قيام 15 خرداد 42 هنوز متوجه قدرت پنهان روحانيت نشده بود البته بعد از سركوب اين قيام بازهم از آن درس نگرفت و اين غفلت به مذهبي ها فرصت بيشتري مي داد كه هرچه بيشتر رشد و در بدنه جامعه پيشروي كنند.
    توجه به اين نكته هم قابل تامل است كه در طول دهه 40 و 50 شمسي عمده جريان روشنفكري در ايران متمايل به جريان چپ بود و احزابي مثل حزب توده و بعدها گروههاي چريكي كمونيست مآبي چون « فداييان خلق و.. » مصاديق آن محسوب مي شدند اين عامل هم باعث شد كه تحليل غلط رژيم شاه از شرايط سياسي تشديد بشود.
    توجه به نقش هاشمي رفسنجاني در طول دهه 40 و 50 بسيار قابل تامل است . هاشمي در اين سالها درقامت يك روحاني هم يك مبارز سياسي بود هم زنداني سياسي بود و شد.
    هاشمي مثل سايرروحانيون منبر مي رفت و با مردم ارتباطي رودرو داشت در عين حال به كسب و كار مشغول بود و از اين راه تامين كننده عمده منابع مالي گروههاي مبارزان ضدشاه بود و همزمان تفسير قرآن هم مي نوشت (تفسيري كه در سالهاي بعد با عنوان تفسير راهنما منتشر شد) ترجمه آثار انقلابي در مورد جهان اسلام (سرگذشت فلسطين اكرم زعتير) انتشار مجله مكتب تشيع و.. هم از ديگر فعاليت هاي هاشمي رفسنجاني در دوران قبل از پيروزي انقلاب بود اما بي شك توانمندي خاصي را كه مي شود در شخصيت هاشمي رفسنجاني پيدا كرد « قدرت اقناع كنندگي بي نظيركلامي » و مهارت در سخنوري و قدرت تحليل سياسي وي بود.
    هاشمي در سال 52 توسط وحيد افراخته ـ يكي از اعضاي مجاهدين خلق آن زمان و منافقين بعدي كه به ساواك پيوسته بود ـ لو رفت و سريعا زنداني شد. ساواك كه درجريان اعترافات وهمكاري افراخته به گوشه اي ازفعاليت هاي هاشمي پي برده بود شديدا او راشكنجه كرد طوري كه استخوان پاي هاشمي زير ضربات كابل شكنجه گران شكست . در زندان شاه اتفاقي ديگر هم روي داد : بخشي از جوانان مبارز تحت تاثير ايدئولوژي التقاطي مجاهدين خلق رسما اسلام را كنار گذاشتند و « ماركسيست » شدند روحانيوني كه در زندان بودند با يك فتواي جمعي اين ماركسيت شدگان را مرتد و « نجس » اعلام كردند و باعث شدند كه مردم و جريان مذهبي كشور خيلي زود در برابر اين طيف موضع گيري كند.
    با سقوط رژيم شاه و پيروزي انقلاب اسلامي در بهمن 1357 هاشمي رفسنجاني طبعا به يكي از بلندپايه ترين مقامات رژيم جديد تبديل شد . همان ياران قديمي امام در دهه 40 حزبي به نام حزب جمهوري اسلامي تاسيس كردند كه هاشمي در كنار آيت الله موسوي اردبيلي بهشتي خامنه اي و باهنر عضو موسس اين حزب فراگير و قوي بود هاشمي همچنين عضو موثر شوراي انقلاب بود در دولت موقت جانشين وزير كشور شد و بعد از سقوط دولت موقت وزير كشور گرديد هاشمي در همان ماههاي اول انقلاب از يك سوقصد كه توسط يك گروه هوادار تز اسلام منهاي روحانيت ترتيب داده شده بود جان به در برد (خرداد 58 توسط گروه فرقان )
    اما سرفصل مهم زندگي سياسي هاشمي رفسنجاني در سالهاي بعد از انقلاب از سال 1360 شروع مي شود فصلي از زندگي سياسي هاشمي كه بسيار كمتر از دوران قبل از انقلاب مورد توجه قرار گرفته است .
    اين مقطع همانطور كه گفته شد از سال 1360 آغاز مي شود زماني كه هاشمي از سوي امام (ره ) به عنوان امام جمعه موقت تهران و نماينده ايشان در شوراي عالي دفاع برگزيده شد. از سوي ديگر در اين زمان هاشمي رياست مجلس شوراي اسلامي را نيز برعهده داشت و با فرماندهي مستقيم قرارگاه خاتم الانبيا(ص ) عملا فرماندهي جنگ و وظيفه مهم و بسيار ظريف هماهنگي بين ارتش و سپاه را نيز برعهده گرفته بود هاشمي در خطبه هاي نماز جمعه تهران داغ ترين انتقادات را از رئيس جمهور ليبرال مسلك وقت (بني صدر) كه با منافقين متحد شده بود مطرح مي كرد همچنين در اين خطبه ها هاشمي اوضاع جنگ و نيازهاي انقلاب را با مردم درميان مي گذاشت به كشورهاي غربي پيام يا هشدار ديپلماتيك مي داد و يا با رجز خواني هاي جانانه نظامي و سياسي عليه صدام روحيه مردم را در زمان جنگ تقويت مي كرد و...
    بطور خلاصه مي توان گفت هاشمي رفسنجاني درتريبون نمازجمعه قدرت كلامي فوق العاده خود را با تجربه غني سياسي در هم مي آميخت و خطبه هاي نماز جمعه را به تحليل هاي تاثيرگذار سياسي و البته مورد پسند عوام و خواص تبديل مي كرد قدرت كلامي هاشمي بعضا چنان بود كه حتي ناكامي هاي نظامي ايران در جنگ هشت ساله با عراق را چنان تحليل و تفسير مي كرد كه موجب عصبانيت شديد دشمنان و خشنودي دوستان مي شد(خطبه معروف هاشمي در مورد عمليات خيبر در جزاير مجنون و تهديد بستن تنگه هرمز)
    به اذعان كارشناسان رسانه اي و تبليغاتي جهان هاشمي در خطبه هاي نماز جمعه به تنهايي بخش عمده اي از خلا رسانه اي و تبليغاتي ايران در دوران جنگ هشت ساله را جبران مي كرد.
    كار مهم سياسي هاشمي سخنراني مشهورش در مراسم سيزده آبان 1365 و افشاي ماجراي « مك فارلين » بود افشاگري داغ هاشمي نه تنها توانست مقابل موج سياسي خطرناكي كه كشور را هدف گرفته بود متوقف كند بلكه اين موج سياسي را به آمريكايي ها برگردانند وباعث شد اين ماجرا به رسوايي بزرگ در دولت ريگان و حزب جمهوري خواه آمريكا تبديل شده و حتي مك فارلين مشاور ريگان خودكشي كند!
    بعد از ارتحال امام خميني در خرداد 1368 و رهبري آيت الله خامنه اي هاشمي رفسنجاني فرصت يافت درقامت بالاترين مقام اجرايي كشوربه نقش آفريني براي انقلاب اسلامي ادامه دهد دوران هشت ساله رياست جمهوري هاشمي رفسنجاني نيز خود دوران جديدي دركشور شد : تنش زدايي در روابط خارجي و بهبود روابط با غرب اجراي سياست هاي خصوصي سازي و تلاش براي اصلاح ساختاري اقتصاد نفتي ايران با « تعديل اقتصادي » از جمله سياست هاي مهم هاشمي در اين دوران بود.
    در آستانه انتخابات دوم خرداد 76 شائبه تقلب و دستكاري در آراي مردم تبديل به يك زمزمه شوم شده بود و بيم آن مي رفت كه يك تهديد ضدامنيتي دركشور ايجاد كند اما هاشمي رفسنجاني با ايراد يك خطبه آرامش بخش به مردم اطمينان داد كه آراي آنان حفاظت مي شود كه با اين ايراد خطبه موج ايجاد شده ناگهان فروكش كرد ومشاركتي بالاي مردمي در دوم خرداد 76 نشان داد كه مردم به حاكميت اعتماد دارند .
    در دوران اصلاحات نيز هاشمي رفسنجاني اين مهارت خود را در مهار تندروي هاي بخش هاي افراطي و ساختار شكن جريان دوم خرداد نشان داد خطبه معروف او درمورد كنفرانس برلين يكي ازاين سخنان تاثيرگذار بود هرچند كه در دوران اصلاحات به اقتضاي منافع سياسي اصلاح طلبان ابتدا سعي كردند با تخريب هاشمي ـ به عنوان نماد دوران گذشته ـ كسب وجهه و اعتبار كنند اما خيلي زود در وزن بالاي سياسي هاشمي « حل » شدند و عملا نتوانستند حرف جديدي را در كنار وي مطرح كنند سخن معروف هاشمي در مورد جريان بندي هاي سياسي كشور قابل تامل است : براي من اصولگرا و اصلاح طلب فرقي نمي كند هاشمي به عينه تجلي اين سخن خود بود و عملا به وزنه موازنه و تعادل در تقابل هاي سياسي جامعه تبديل شده بود.
    هاشمي به مدد روحيه عملگرايانه و مصلحت جويانه از بدو تاسيس و حضور در مجمع تشخيص مصلحت نظام زمينه و بستر مناسبي براي جذب نخبگان در نظام به وجود آورده بود مسئله اي كه در ديگر نهادهاي نظام به اين گستردگي و قوت مشاهده نمي شود.
    درجريان انتخابات نهم رياست جمهوري هاشمي رفسنجاني براي بارسوم به ميدان رقابت هاي رياست جمهوري آمد ولي در دور دوم با وجود كسب بيش از10 ميليون راي ( و ايجاد يك اجماع قوي از نخبگان ) نتوانست پيروز ميدان شود . البته اين ناكامي سياسي در طول يكسال بعد از انتخابات در چهارمين انتخابات خبرگان جبران شد و عليرغم تلاش برخي جريانات براي تخريب و حذف هاشمي از صحنه سياست ايران هاشمي با آرايي بيش از يك ميليون و نيم در صدر منتخبان مردم تهران قرار گرفت تا معلوم شود كه نبايد در مورد هاشمي اسير قضاوت هاي سطحي شد.
    انتخاب هاشمي رفسنجاني به عنوان رئيس مجلس خبرگان رهبري اثبات كرد كه جايگاه وي در نظام جمهوري اسلامي هم عليرغم همه شائبه ها همچنان محكم و استوار است .

    واقعيت اين است كه شخصيت آيت الله هاشمي رفسنجاني نمود و نشانه اي از قدرت بي بديل اجتماعي و سياسي روحانيت شيعه دردوران معاصر است روحانيتي كه به اعتراف همه صاحبنظران و تحليل گران انقلاب اسلامي ايران نقش اصلي پيروزي انقلاب بهمن 57 بر دوش آنها بود . مرور زندگي سياسي هاشمي رفسنجاني كه « شكل گيري پيروزي و تثبيت انقلاب اسلامي » در اين دوره واقع شده و از اين لحاظ بررسي و تحليل زندگي ايشان مي تواند روزنه هاي زيادي از ابعاد مختلف و عظمت پديده انقلاب اسلامي به عنوان يكي از شگفت انگيزترين و عظيم ترين وقايع قرن را بر روي ديدگان مخاطبان بگشايد.


    دوران « آل بويه » « سلجوقي » و دوره حاكمان تيموري دوران آغازين درخشش و حضور و نقش آفريني سياسي روحانيت شيعه در طول تاريخ ايران است ولي نخستين بار در دوران صفويه بود كه شاهان صفوي با همراهي و تاييد مستقيم روحانيت شيعه توانستند « ايران » را در شكل و تماميت و وحدت يك « ملت » سامان دهند
    شاه گمان مي كرد كه روحانيت از ناكامي هايي چون مشروطيت رضاشاه و ملي شدن صنعت نفت و... سرخورده شده و ديگر سياسي نخواهد شد و بنابراين تا قيام غيرمنتظره 15 خرداد 42 هنوز متوجه قدرت پنهان روحانيت نشده بود البته بعد از سركوب اين قيام بازهم از آن درس نگرفت
    هاشمي در سال 52 توسط وحيدافراخته ـ يكي از اعضاي مجاهدين خلق آن زمان و منافقين بعدي كه به ساواك پيوسته بود ـ لو رفت و سريعا زنداني شد ساواك كه به گوشه اي از فعاليت هاي هاشمي پي برده بود شديدا او را شكنجه كرد طوري كه استخوان پاي هاشمي زير ضربات كابل شكنجه گران شكست
    هاشمي رفسنجاني در تريبون نماز جمعه قدرت كلامي فوق العاده خود را با تجربه غني سياسي خود درهم آميخت قدرت كلامي هاشمي بعضا چنان بود كه حتي ناكامي هاي نظامي ايران در جنگ هشت ساله با عراق را چنان تحليل و تفسير مي كرد كه موجب عصبانيت شديد دشمنان و خوشنودي دوستان مي شد
    كار مهم سياسي هاشمي سخنراني مشهورش در افشاي ماجراي « مك فارلين » بود افشاگري داغ هاشمي نه تنها توانست مقابل موج سياسي خطرناكي كه كشور را هدف گرفته بود متوقف كند بلكه اين موج سياسي را به آمريكايي ها برگردانند

  • *****
    يكسال در عراق
    خاطرات پل برمر حاكم غير نظامي امريكا در عراق


  • ترجمه : شاكر كسرائي
    قسمت پنجم
    نظر به اينكه جنگ تنها بيست ويك روز به درازا كشيد نه چند ماه ونيروهاي ائتلاف با سرعت با پشت سر گذاشتن روستاها وشهرها بسوي بغداد حركت كردند لذا آوارگي صورت نگرفت . صدام حسين قبل از آغاز جنگ دستور داد به مردم عراق براي سه ماه مواد غذائي (آرد برنج باقلا روغن مايع ) داده شود لذا گرسنگي مردم عراق را تهديد نمي كرد.
    وزارت دفاع آمريكا (پنتاگون ) پيش بيني كرده بود كه اكثر نيروهاي ارتش كه تعدادشان 715000 سرباز كه 400000 نفر آنها شيعه بودند تسليم شوند وبدين ترتيب واحدهاي ارتش دست نخورده بمانند وبتوان سربازان عراقي را در طرح هاي بازسازي شركت داد وبه آنها حقوق پرداخت نمود تا بتوانند به كمك آن زندگي شان را اداره نمايند . ژنرال « فرانكس » در تاريخ 15 آوريل (26 فروردين ) به نيروهاي عراقي دستور داد كه بطور دائم لباس اونيفورم بر تن داشته باشند واز واحدهاي خود طبق ضوابط ومقررات ارتش محافظت نمايند.
    اين برنامه ها وضعيت اسفبار سربازان شيعه را كه از كمك هاي يارانه اي وحقوق ناچيز وسمبوليك وسركوب وحشيانه واعدام بي هدف توسط افسران سني رنج مي بردند مد نظر قرار نداد. اين سربازان هيچگونه حرف شنوي از افسران منفورخود نداشتند. انها هيچگونه انگيزه اي براي حفظ واحدهاي خود احساس نمي كردند. اين سربازان در حاليكه نيروهاي ائتلاف هدف هاي خودرا به دقت شبانه روزودرتيرگي شب وگرد وغبار وطوفان بمباران مي كردند اسلحه خودرا حمل كرده وبه شهرها وروستاها ومزرعه وخانه وكاشانه خود بازگشتند. وزماني كه عراق آزاد شد هيچ واحد نظامي سالم در عراق وجود نداشت . فرماندهي مركزي آمريكا پس از سقوط بغداد اعلام كرد كه ارتش عراق ديگر بعنوان يك سازمان وجود ندارد اين ارتش (طبق اصطلاح پنتاگون ) خودرا بطور سيستماتيك (منحل ) كرد.
    « جي گارنر » و گروه كاري وي در برابر بحران آوارگان قرار نگرفتند وحتي سربازاني را نيافتند كه آنها را در برنامه بازسازي بكار گيرند آنطور كه پنتاگون پيش بيني كرده بود.كليه وزرا ومعاونين وزرا وهزاران بعثي بلندپايه فرار كردند لذا گارنر يك خلا سياسي را پيش رو ديد چرا كه رهبران عراق اعم از شيوخ عشاير وشهرداران وكارمندان وزارتخانه ها در بغداد هيچ تجربه اي نداشتند.
    گزارش ها را در صبح همان روز دريافت كردم وسپس اعلام كردم كه در وقت باقي مانده مايلم درمورد مشكلات عراقي ها بحث كنم .
    به حاضرين گفتم : بايستي مشكلات غذائي مردم را حل كنيم بايستي اين مساله دراولويت قرار گيرد همانطور كه درمورد سوبسيد وتاسيسات دولتي وپول وقيمت ها و فراهم كردن مواد غذائي همچون برنج وباقلا... بحث مي كنيم . « گاري فوگلر » صحبت مرا قطع كرد وگفت : گاز مايع نيز در اولويت است همچنين وضعيت بنزين روز به روز بدتر مي شود.
    در چارچوب اقتصاد زير نظر حزب بعث كه در آن دولت توزيع بنزين وگاز مايع را در انحصار خود دارد قيمت ها بطور مصنوعي پايين نگهداشته شد.
    علت كمبود بنزين وگاز مايع كهنه بودن پالايشگاه هاي نفت عراق است زيرا پالايشگاههاي نفت عراق همه نوع سوخت را توليد مي كردند ولي اين كمبود قبل از جنگ خودرا نشان داد.صدام در آن زمان در نوسازي پالايشگاه ها سرمايه گذاري نكرد. عراق نفت خام را در برابر دريافت گاز مايع به تركيه صادر مي كرد ولي در حال حاضر باكمبود گاز مايع به مقدار 150 محموله در روز مواجهيم . ظرف دو هفته گاز مايع تمام مي شود.
    مشاوران به من اطلاع دادند كه سه پالايشگاه بزرگ عراق بعلت كهنه بودن وعدم تعمير وبازسازي آنها ممكن است در آينده نزديك از كار بايستند. ولي سوخت مشكل اصلي ما نبود « ديويد نامي » گفت : اگر يك منبع درآمد بدست نياوريم ما با بحران بزرگ بودجه مواجه خواهيم شد . وي با اشاره به اينكه 98 درصد بودجه كشور از درآمدهاي نفت تامين مي شود ولي اين درآمدها با وجود تحريم ها ي سازمان ملل عليه عراق كه پس از جنگ 1991 (1370 ) اعمال گرديد افزايش نخواهد يافت . تحريم ها به اين علت اعمال شد كه صدام نتواند درآمدهاي نفت را براي تجديد قواي نظامي ويا خريد سلاح كشتار جمعي مصرف كند.
    (سازمان ملل در سال 1996 (1375 ) برنامه نفت دربرابر غذا را به مرحله اجرا گذاشت كه بموجب آن از فروش نفت مجاز جلوگيري شد. قرار بر اين بود كه درآمدهاي ناشي از فروش نفت در حساب هائي زير نظر سازمان ملل واريز گردد تا بتوان از آن براي عراقي ها غذا ودارو خريداري كرد.ولي اين برنامه دچار فساد شده بود وگفته شد كه برخي از كشورها از جمله فرانسه وروسيه در قراردادهاي مشكوك نفت در مقابل غذا درگير بودند. صدام نه تنها به گرفتن سهميه بهتر بسنده نكرد بلكه او بسياري از درآمدهاي نفت را به ساختن پنجاه كاخ تلف كرد. ژنرال فرانكس آنرا برنامه نفت مقابل كاخ ها توصيف كرد.
    مشكل ديگري وجود داشت وآن خريد مازاد گندم وجو از كشاورزان عراقي به قيمت بسيار ارزان از سوي وزارت بازرگاني در دوران حكومت صدام بود . روبين رافل مشاور وزارت خواربار گفت : خريد محصول گندم وجو بيش از 130 مليون دلار هزينه دربردارد .
    در اين ميان اطلاع حاصل كردم كه قرار است وزارت آموزش عالي براي انتخاب مديريت دانشگاه بغداد اقدام كند تا در تاريخ معين سال تحصيلي به پايان برسد. به انها اطلاع دادم كه انتخابات را برگزار كنند ولي اعلام كردم هر كه انتخاب مي شود بصورت موقت عمل خواهد كرد تا فرصت بررسي در وضعيت او فراهم گردد.
    جلسه به پايان رسيد ومن به كارمندان سفارش كردم كه بايد قاطعيت داشته باشند وبر راه حل هاي عملي تاكيد كنند وخودرا درگير مسائل فرعي نكنند.
    شنيدم كه كارمندان دفتر بازسازي وكمك هاي انساندوستانه از كاخ رياست جمهوري خارج نمي شوند. براي اينكه اين تصوير دگرگون شود تصميم گرفتم حد اقل روزي از يك موسسه عراقي در بغداد بزرگ ويا مناطق دور دست بازديد بعمل آورم .
    روز پنجشنبه « استيو براوننگ » مشاور وزارت بهداري در نيروهاي ائتلاف و « سعيد حقي » يك پزشك امريكائي عراقي الاصل كه بهمراه اعضاي دفتر بازسازي به بغداد آمد با من ملاقات كرد ند. سعيد حقي وزارت بهداشت را خوب مي شناخت وزمينه بازديد من از بيمارستان بغداد را فراهم ساخت .
    وقتي وارد بيمارستان شديم مدير بيمارستان دكتر « نزار العنكبي » ازمقابل در ورودي از ما استقبال كرد وما را به داخل اطاق خود برد. اطاق مدير بيمارستان گرم تر از خارج از بيمارستان بود ودر بيمارستان بوي نامطبوع ناشي از زدن داروهاي ضد عفوني وبوي عرق بدن وبخار ژنراتورهاي برق به مشام مي رسيد.
    با من دست داد وخوشامد گفت من هم صبح بخير به زبان عربي به او گفتم . اطرافيان از اينكه من صبح بخير به زبان عربي گفته ام لبخند زدند. ولي كاركنان بيمارستان از نبودن امنيت بسيار نگران بودند. ومن وظيفه داشتم كه به انها اطمينان دهم كه زمان ديكتاتوري صدام سپري شده است ولي من ميدانستم كه آنها از وضعيت موجود نگرانند چون هنوز صدام وبعثي ها آزادانه رفت وآمد مي كنند.