روزنامه جمهوري اسلامي 13/06/1386 صفحه گزارش
*****
گفتگو با دكتر ولايتي در باره نقش ايران در تحولات تاجيكستان




  • اشاره :
    دولت تاجيكستان اخيرا از دكتر علي اكبر ولايتي به خاطر تلاشها و زحمات فراوان او در برقراري صلح و آشتي ملي در تاجيكستان تقدير به عمل آورد. چندي قبل دهمين سالگرد پايان جنگهاي داخلي و آشتي ملي در تاجيكستان جشن گرفته شد. در اين مراسم دولت تاجيكستان لوح تقدير و مدال صلحي را به دكتر ولايتي اختصاص داد.
    مراسم تقدير از دكتر ولايتي و اعطاي لوح و مدال صلح در سفارت تاجيكستان در تهران برگزار شد : اين مصاحبه به اين بهانه و پيرامون بررسي مسائل تاجيكستان انجام شده است :
    در خبرها داشتيم كه شما اخيرا از دولت تاجيكستان نشان صلح دريافت كرده ايد . 11 سال از پايان جنگهاي داخلي تاجيكستان و برقراري صلح در آنجا مي گذرد امروز مردم ما مي خواهند بيشتر در باره تاجيكستان بدانند. ضمن اينكه بعد از فوت آقاي عبدالله نوري به عنوان يكي از رهبران اسلامي تاجيكستان سرنوشت نهضت اسلامي تاجيكستان به كجا انجاميده است
    بسم الله الرحمن الرحيم
    ابتداي تاجيكستان تقريبا حول و حوش سالهاي 1991 و بعد از فروپاشي شوروي به همراه ديگر جمهوري ها مستقل شد . نه مردم تاجيكستان اين آمادگي را داشتند و نه مسكو و نه ساير نقاط دنيا. همه مواجه شدند با وضعيتي كه قبلا پيش بيني نمي كردند. همه غافلگير شدند. در همان ابتدا از همه طرف تشويق مي كردند ما را در وزارت خارجه كه از فرصت پيش آمده استفاده كنيد و جايگاه اصلي و قديمي و شناخته شده ايران را در مناطق آسياي مركزي و قفقاز احيا كنيد.
    ما يك اقداماتي را شروع كرديم . اقدامات جنبه هاي مختلف داشت . ما هم مثل بقيه دنيا آمادگي قبلي نداشتيم . ما هم غافلگير شديم . بيش از هر چيز به سرعت عمل نياز داشتيم . طرحهايي داشتيم . در تاجيكستان به عنوان يك كشور فارس زبان شوق و ذوق همكاري با ايران وجود داشت . اما چون تاجيكستان با ما مرز مشترك نداشت امكان دسترسي به تاجيكستان براي ما مشكل بود.
    ما براي رفتن به تاجيكستان يا بايد از تركمنستان و ازبكستان عبور مي كرديم و يا از افغانستان . راه ديگري نبود. از يك تا سه كشور بايد رد مي شديم تا به تاجيكستان برسيم . راه مناسب ما كه با دردسر كمتر بود راه هوايي بود. از اولين اقدامات وزارت خارجه جمهوري اسلامي ايران به رسميت شناختن كشورهاي تازه استقلال يافته حوزه آسياي ميانه و قفقاز بود. ما جزو اولين كشورهايي در دنيا بوديم كه استقلال اينهارا به رسميت شناختيم .
    در اولين اقدامات قرار شد سفارت ايران در تاجيكستان را افتتاح كنيم . اما براي افتتاح سفارت به مشكل بزرگي برخورد كرديم . پولي وجود نداشت كه ما در تاجيكستان خريد كنيم . پول معتبر وجود نداشت . تكليف مالكيت ها در تاجيكستان معلوم نبود. تمام املاك و مستغلات در تاجيكستان دولتي بود. ما اگر هم پولي مي داديم سند منگوله براي خريد ملك و املاك وجود نداشت . سند گرفتن در تاجيكستان مقدور نبود. سند محضري وجود نداشت . بالاخره يك راهي را پيدا كرديم . راه مبادله . قرار شد مبادله انجام دهيم . ما چند ساختمان را در تاجيكستان ديديم . در شمال كاخ نياوران هم ساختماني را از طريق هزينه ريالي براي سفارت تاجيكستان خريديم . تاجيكستان هم در آنجا ساختمان بسيار خوبي را به ما داد كه ساختماني بود كه به اصطلاح وزارتخانه محلي بود. ساختمان وسيعي بود. سفير براي تاجيكستان تعيين كرديم . يكي از فعاليتهاي ما در تاجيكستان تقويت واحياي زبان فارسي در آنجا بود. ما آمديم از آموزش وپرورش يك دوره كتاب درسي گرفتيم براي دبستانهاي تاجيكستان . زبان محاوره اي تاجيكستان زبان فارسي است ولي زبان نوشتاري آنها در مدارس و ادارات و... خط روسي است . الان هم فارسي حرف مي زنند اما با خط روسي مي نويسند.
    يك هواپيماي 707 باري گرفتيم . تعداد زيادي كتاب درسي فارسي بار هواپيما كرديم . آقاي ملكي كه آن زمان معاون آموزش و پژوهش وزارت امورخارجه بود با اين هواپيما رفت . هواپيما وقتي رسيد به آسمان دوشنبه و مامورين امنيتي وقتي فهميدند محموله اش چيست اجازه فرود نمي دادند . هواپيماي 707 مدتي روي آسمان گشت به طوريكه بنزين اش داشت تمام مي شد و خطر سقوط داشت تا اينكه اجازه نشستن دادند. روسها هم به اين كار ما خيلي حساس شده بودند. در همان زمانها سفير روسيه در تهران در ملاقاتهايي كه با ما در تهران داشت قريب به اين مضمون مي خواست به ما تفهيم كند كه تاجيكستان در حوزه امنيتي ما است و حتي سربازان روسي در مرز بين تاجيكستان و افغانستان مستقر شده اند آن هم پس از استقلال تاجيكستان . در آن زمان يك گروه از مبارزين مسلمان و تاجيك رفته بودند در شمال افغانستان پناه گرفته بودند و در حمله اي تعدادي از سربازان روسي در مرز افغانستان تاجيكستان را كشتند و همين درگيريها موجب شد كه روسيه در استمرار حضور سربازانش در مرز تاجيكستان تجديد نظر كند.
    محموله كتابهاي درسي هواپيماي 707 به ايران برگشت خورد
    نه . برگشت نخورد.
    مقاومت مي كردندكه اين كتابها در مدارس تاجيكستان توزيع نشود. وقتي بنده براي اولين بار به تاجيكستان رفتم از حزب اسلامي از گروه آقاي تورجان زاده و از حزب نهضت اسلامي متعلق به مرحوم آقاي عبدالله نوري آمدند در فرودگاه دوشنبه به استقبال ما. استقبال پرشوري از ايرانيها به عمل آوردند.
    نفوذ معنوي ايران در تاجيكستان
    ما در تاجيكستان دو نوع ميزبان داشتيم . دولتي و مردمي . روز بعدش رفتيم در مسجد بزرگ تاجيكستان . پدر آقاي تورجان زاده يكي از عرفا بود. آقاي تورجان زاده به پدرش مي گفت « حضرت قبله گاهي » زيرا به عنوان يك پيرو مرشد در تاجيكستان مطرح بود. آقاي تورجان زاده دست پدرش را مي بوسيد. اين پدر مرشد و عارف آمد در سخنراني بنده در مسجد نشست . وقتي ما صحبت مي كرديم و وصف انقلاب اسلامي را مي كرديم اين پدر گريه مي كرد.
    نام امام خميني وقتي بر زبان ما جاري مي شد پدر آقاي تورجان زاده مثل رسم دراويش ايران با صداي بلند هو حق مي گفت . تمام مسجد صداي هوحقش مي پيچيد. بعد مي گفتند وقتي در دوره تسلط اتحاد جماهير شوروي بر تاجيكستان وقتي امام خميني سخنراني مي كرد و سخنراني امام خميني را از راديو مي شنيد گريه مي كرد. اين مسايل را گفتم تا با زمينه هاي حضور ايران انقلاب اسلامي و امام خميني در تاجيكستان آشنا شويد. بعدها بين دولت تاجيكستان و همين گروه هاي اسلامي تاجيكستان درگيري پيش آمد. طرفهاي ثالثي هم وارد اين درگيري ها شدند. و آن ازبكها بودند.
    اگر به نقشه تاجيكستان دقت كنيد يك باريكه اي را در شمال دارد كه وصل مي شود به يك ايالتي به نام ايالت « خجند » در اين منطقه هم يك گروه شورشي به نام « سرهنگ محمود » كه مورد حمايت دولت ازبكستان بود عليه حكومت مركزي تاجيكستان شورش كرد. اين موضوع در دوره رياست جمهوري آقاي نبي اف در تاجيكستان بود.
    آقاي رحمان علي اف از منطقه كولاب است .
    كولاب در منطقه تخارستان تاجيكستان است . تخار منطقه اي است كه بخشي از آن داخل افغانستان و بخشي از آن در تاجيكستان است كه كولاب در منطقه تخار است . مقبره « آقاميرسيدعلي همداني » هم در كولاب است كه ما از آستان قدس رضوي خواستيم و آستان قدس رضوي اين مقبره را كاشي كاري كرد. آقاميرسيدعلي همداني از عرفاي مشهور بوده است . وي پيروان زيادي در منطقه تاجيكستان و كشمير دارد.
    به هر حال در اين منطقه جنگهاي داخلي وجود داشت . از يك طرف گروه سيدعبدالله نوري و گروه تورجان زاده بود. يك گروه همين كولابي ها بودند. خلاصه درگيري داخلي عجيب و غريبي در تاجيكستان پيش آمده بود و عده اي از اين گروه ها آمده بودند شمال افغانستان و از طريق احمدشاه مسعود حمايت مي شدند. اين درگيريها مشكلات فراواني براي تاجيكستان پيش آورده بود. دشمن هم از اين وضعيت استفاده مي كرد. براي ضربه زدن به استقلال و تماميت ارضي تاجيكستان . ناامني به معناي واقعي كلمه در تاجيكستان بوجود آمده بود. در چنين شرايطي كه تاجيكستان به هم ريخته بود خطر اينكه تاجيكستان تجزيه شود و حداقل تاجيكستان از طريق شمال جدا شود يا از جنوب وجود داشت . تاجيكستان جمعيت كمي دارد و تنها كشور فارس زبان در منطقه است .
    با اين اوضاع و اوصاف اولين كاري كه ما بايد انجام مي داديم بازگرداندن آرامش و امنيت به تاجيكستان بود. درگيريها و كشت و كشتار بين گروه ها را متوقف كنيم .
    تنها راه برقراري آشتي ملي بود. به عنوان نمونه گروهي كه در شمال افغانستان فعاليت مي كردند تعدادي از نيروهاي دولتي تاجيكستان را اسير گرفتند. نيروهاي دولتي نيز متقابلا تعدادي از اعضاي گروه مستقر در شمال افغانستان را به اسارت گرفتند. سفارت ما در آن زمان ميانجيگري كرد و از دو طرف اسرا را آزاد كرد. سفير ما در آن زمان براي اين آشتي ملي زحمت زيادي كشيد. آقاي علي اشرف مجتهد شبستري بود. سفير ما در تاجيكستان واقعا خطر مي كرد. براي برقراري آشتي ملي در تاجيكستان سفرهاي متعددي در تاجيكستان انجام داد. خوشبختانه در تاجيكستان هم گروه هاي مخالف دولت نسبت به ايران نظر مساعد داشتند و هم دولت تاجيكستان .
    گروه هاي مخالف دولت تاجيكستان چه مشرب ذهني و مذهبي داشتند
    مذهبي ترين گروه مخالف دولت تاجيكستان گروه مرحوم آقاي عبدالله نوري بود. بعد گروه آقاي تورجان زاده بود. برخي گروه هاي منطقه اي هم بودند. كولابي ها مي گفتند حكومت تاجيكستان حق كولابي ها است . قوم گرايي داشتند. تاجيكها در ازبكستان اقليت هستند و ازبكها در تاجيكستان اقليت دارند. اين موضوع باعث مي شد كه ازبكهاي ازبكستان ادعا كنند كه حق ازبكها در تاجيكستان ناديده گرفته مي شود و همين موضوع جرقه يك درگيري فرقه اي و قومي بشود.
    بيشتر درگيريها درگيريهاي قومي بود. بخشي اختلافات سياسي بود. بخشي از مردم از جمله پيروان مرحوم عبدالله نوري اسلام انگيزه اساسي آنها بود.
    محبوبيت اهل بيت (ع ) در ميان طريقتي هاي تاجيكستان
    وجه مشترك مردم ايران و تاجيكستان علاوه بر زبان فارسي مشترك چيست
    وجه مشترك مردم ايران و تاجيكستان دو چيز بوده و هست :
    1 ـ زبان فارسي
    2 ـ اهل بيتي بودن طريقتي هاي تاجيكستان .
    پدر آقاي تورجان زاده يك آدم عارف بود. اهل تسنن بود. عرفان و تصوف وجه مشتركش با تشيع اين است كه همگي اهل بيت محور هستند. يعني شما الان مي بينيد كه در غرب آفريقا علت اينكه وهابي ها نمي توانند نفوذ كنند اين است كه مردم غرب آفريقا همه طريقتي هستند.
    شما اگر به سنگال سفر كنيد از رئيس جمهور گرفته تا يك آدم عادي از او بپرسيد شما دين تان چيست مي گويد : اسلام مذهب چيست مي گويد : مالكي طريقتت چيست يا قادري است يا تيجاني است يا مريدي .
    شما نمي توانيد كسي را در غرب آفريقا پيدا كنيد كه طريقتي از طريقت هاي تصوف و عرفان را نداشته باشد. وجه مشترك همه طريقتي ها ارادت به اهل بيت (ع ) است . اولين حكومتهايي كه در مغرب تشكيل شد شيعه بودند. يك گروه حاكم در مغرب (مراكش ) كه سالهاي سال حكومت كردند « ال آدريسه » بودند. رهبر اين گروه « ادريس » از نوادگان امام حسن مجتبي (ع ) بود. فاطميون هم در مغرب حكومت كرده اند. مثل همين اوضاع را شما در ماوراالنهر مي بينيد. شعر معروف رودكي را شنيده ايد.
    بوي جوي موليان آيد همي ...
    « جوي موليان » در اصل « جوي مولايان » است . مولايان محله اي بوده در بخارا معروف بوده به محله مولايان محله سادات . كوي سادات . كوي مولايان . علويان در اين منطقه ساكن بودند. علويان در بخارا مردم قابل احترامي بودند. جوي آبي كه از اين منطقه عبور مي كرده و منطقه آباد و سرسبزي از بخارا بوده اين منطقه را گفته اند كوي مولايان يا كوي موليان . رودكي به امير نصربن احمد ساماني يادآوري مي كند كه يادت نرود كه در بخارا كوي مولايان هم وجود دارد.
    بخشي از حاكمان سامانيان شيعه اسماعيليه بودند. پدر ابن سينا كه در دربار سامانيان بود و از ديوان سالاران بود شيعه اسماعيليه بود. رودكي شيعه اسماعيليه بود. در همين شرايط حاضر اصيل ترين شيعه هاي اسماعيليه كه به آقاخان هم كاري ندارند در بدخشان ساكن هستند. همين اسامي موجود در تاجيكستان را نگاه كنيد. امام علي رحمان اف رئيس جمهور تاجيكستان است . سني هاي تاجيكستان سني هاي حنفي با تمايلات طريقتي و طبيعتا اهل بيتي هستند. زبان فارسي و دين اسلام و بخصوص نفوذ تصوف و طريقتي ها در تاجيكستان موجب مي شود كه مردم و دولت تاجيكستان با ايران كه شيعه اهل بيت هستند روابط گرم و صميمانه داشته باشند. طالبان افغانستان خيلي سعي كردند كه از طريق مرز مشترك با تاجيكستان نفوذ كنند اما نتوانستند. چيزي كه مانع نفوذ طالبان در تاجيكستان شد سابقه تصوف و طريقتي ها در تاجيكستان بود.
    روسيه در ابتداي امر ايران را رقيب خودش در تاجيكستان دانست و لذا مايل نبود روابط ايران و تاجيكستان مثبت باشد. بارها سفير روسيه در تهران هشدار مي داد و مي گفت : « تاجيكستان جزو حوزه امنيتي روسيه است . »
    تركيه اسرائيل و آمريكا هم در تلاش براي نفوذ به تاجيكستان بودند. ايران در تاجيكستان رقباي متعددي داشت . تركيه اسرائيل آمريكا روسيه طالبان و سلفي هاي افغانستان اينها همگي رقباي ما در تاجيكستان بودند.
    عملكرد مثبت ايران در تاجيكستان باعث شد كه همين روسيه براي برقراري صلح و آشتي در تاجيكستان از ما كمك بخواهد. درست همان اتفاقي كه در لبنان و عراق افتاد. از ما خواستند تا در لبنان و عراق هم كمك كنيم و به اختلافات داخلي خاتمه بدهيم . در تاجيكستان و افغانستان هم همين اتفاق افتاد. در زمان آقاي يلتسين رئيس دولت روسيه رسما از ما خواست تا ما در تاجيكستان فعال باشيم و آخرين اجلاس را در مسكو بگذاريم . اين در حالي بود كه مقدمات اين اجلاس در تهران فراهم شده بود. آقاي امام علي رحمان در سفري كه به تهران داشت آقاي عبدالله نوري هم در تهران بود. مقدمات مذاكرات آقاي امام علي رحمان و آقاي عبدالله نوري را ما فراهم كرديم . مذاكرات غيررسمي بود. همين مذاكرات غيررسمي منجر به اين شد كه آتش بس بشود. قرار شد به مسلمانان اجازه داده شود تا آنها هم كانديدا براي انتخابات مجلس داشته باشند. حقوق مسلمانها حفظ بشود. مسلمانان بتوانند فعاليتهاي ديني داشته باشند. در نهايت امر باعث شد كه ما در تيرماه سال 1376 بود كه در مسكو جمع شديم . به رياست آقاي يلتسين وزراي خارجه كشورهاي مشترك المنافع آسياي مركزي ايران و پاكستان و افغانستان مذاكره كردند. كليد اصلي كار در اين مذاكرات دست ايران بود. اگر ايران دخالت نمي كرد آشتي ملي در تاجيكستان برقرار نمي شد و اين را همه اقرار دارند . به همين دليل است كه بعد از گذشت 10 سال تاجيكها نشان صلح به ما دادند . براي تلاشهاي 6 ساله از سال 1370 تا 1376 كه در نهايت آرامش به تاجيكستان برگشت و تماميت ارضي اش حفظ شد.
    بعد از برقراري صلح و آشتي در تاجيكستان باز هم ايران به كمكهاي خود به تاجيكستان ادامه داد. كميته امداد امام خميني در تاجيكستان تاسيس شد و نقش بسيار ارزشمندي در رسيدگي به فقراي تاجيكستان داشت . تونل انزاب را در آنجا جمهوري اسلامي ايران شروع كرد . تونل انزاب 5 كيلومتر است و خجند را از بن بست خارج كرد و در واقع خجند را به مركز تاجيكستان وصل كرد و امنيت خجند را چندبرابر نمود و كمك كرد به حفظ تماميت ارضي تاجيكستان . بر روي رودخانه وخش دو سد زدند. سد شماره يك را روسها كمك كردند و سد شماره 2 را ايران .
    طريقتي ها كيستند
    درباره طريقتي ها اين نكته را تذكر بدهم تا آنچه در باره طريقتي هاي تاجيكستان گفته شد ملموس تر شود.
    الان در الجزاير سياست جدي فرهنگي الجزايري ها اين است كه طريقتي هاي شمال آفريقا را تقويت كنند در مقابل نفوذ وهابيت . شما صحبتهايي را از آقاي قذافي در چند مصاحبه شنيديد. در مورد احياي ميراث خلفاي فاطمي و تشيع در ليبي و آفريقا و تقابل با وهابيت . من يك تحليلي دارم از اين وضع . امثال آقاي قذافي به اين نتيجه رسيده اند كه سلفي ها و امثال سلفي ها الان يك بلايي شده اند. سلفي ها مثل آتش افتاده اند دامن جهان اسلام بخصوص جهان عرب و مركزيتش هم از جزيره العرب است . در بعضي از كشورهاي عرب سلفي ها خطر جدي براي حكومتها شده اند.
    سلفي ها مثل خوارج صدر اسلام هستند. به هر جنايتي دست مي زنند. عرفان به معناي تشيع نيست اما هر جا عرفان و تصوف بوده علاقمندي شان به اهل بيت و تمايلشان به تعادل مذهبي يك شاخص بسيار برجسته و مهم بوده و هست . به همين دليل شما ملاحظه مي كنيد كه در اشعار شعراي سني چنان اظهار ارادت مي شود به اهل بيت (ع ) كه شگفتي مي آفريند. حضور عرفان و عرفا در شبه قاره هند را مقايسه كنيد با فرقه هاي خشن سلفي سپاه صحابه . در لاهور قبر « داتاگنج بخش » است . « داتاگنج بخش » همين « علي بن عثمان هجويري » است . كتاب « كشف المحجوب » را دارد. علي بن عثمان هجويري از عرفاست . كتابش هم فارسي است . مرحوم جلال آل احمد در كتاب خسي در ميقات (سفرنامه حج ) نقل قولي از همين كتاب كشف المحجوب آورده است . اين علي بن عثمان هجويري غزنوي در پاكستان به نام « داتاگنج بخش » مشهور است . مقبره اش زائرين عظيمي دارد. مثل زائران حضرت عبدالعظيم (ع ) ما در شهر ري . مثل همين را شما در هند داريد « خواجه معين الدين كشتي » از عرفاست و سرسلسله فرقه كشتيه .
    شايد از بنارس كه مركز زيارتي هندوها باشد بگذريم هيچ زيارتگاهي در كل هند به اندازه قبر خواجه « معين الدين كشتي » شما پيدا نمي كنيد كه اين مقدار زائر داشته باشد.
    همين خواجه معين الدين كشتي كه اين مقدار مورد اقبال هنديها هست درباره امام حسين (ع ) مي گويد :
    شاه است حسين پادشاه است حسين
    دين است حسين دين پناه است حسين
    سرداد و نداد دست در دست يزيد
    حقا كه بناي لااله است حسين
    مرحوم اقبال لاهوري پاكستاني به اين شعر خواجه معين الدين كشتي درباره امام حسين (ع ) تكيه مي كند. همين سعدي خودمان معروف است به اينكه سني اشعري شافعي است ولي مي گويد :
    خدايا به حق بني فاطمه
    كه بر قولم ايمان كنم خاتمه
    اگر دعوتم رد كني ورقبول
    من و دست و دامان آل رسول (ص )
    مولانا كه مي دانيد در اشعارش چگونه درباره امام علي (ع ) شعر سروده است . بويژه اشعاري كه در توصيف جنگ خندق سروده است و مي گويد :
    از قضا بر پهلواني دست يافت
    وي كه شمشيري گرفت و برشتافت
    او خدو انداخت بر روي علي
    افتخار هر نبي و هر ولي
    حضرت علي (ع ) را مي گويد افتخار هر پيغمبر و هر نبي مي داند. اين حرف مولاناست . حافظ هم همين طور. تمام بزرگان اهل معرفت و عرفان اينها ارادتشان به اهل بيت عيان است . اينها سد بزرگي در مقابل وهابيت و سلفي ها و امثالهم بوده اند. عرفا و متصوفه در چنين مناطقي در توده ها نفوذ فراواني داشته اند. در سودان وهابي ها نفوذ زيادي ندارند. علتش وجود فرقه « الصنار » است و نيز نفوذ عرفان در سودان .
    برگرديم به خود تاجيكستان و نفوذ سياسي ـ اجتماعي نهضت اسلامي تاجيكستان . در شرايط حاضر آيا نهضت اسلامي تاجيكستان نفوذي در دولت دارد آيا با دولت ادغام شده اند شناخته شده هستند يا نه
    اگر بخواهيم در جمهوري هاي آسياي مركزي يكي از اين كشورها را انتخاب بكنيم كه هم آرامش داشته باشد و هم دموكراسي نسبي داشته باشد قطعا اين كشور تاجيكستان است . در تاجيكستان هم اسلام نفوذ بيشتري دارد و تعليمات اسلامي رايج تر است و هم راي مردم محترم تر شناخته مي شود. در مورد نهضت اسلامي تاجيكستان سئوال كرديد. نهضت اسلامي در تاجيكستان الان هست . اما بعد از فوت آقاي سيدعبدالله نوري نهضت دچار بحران رهبري شد. آدم شاخصي كه بتواند جايگزين آقاي سيدعبدالله نوري بشود در تاجيكستان نمي بينيد. اگر هم كسي باشد هنوز نتوانسته خودش را به جايگاه آقاي نوري برساند. مسلمانان در تاجيكستان از يك آزادي نسبي در امر سياسي و امور مذهبي برخوردار هستند.


    علت اينكه وهابي ها نمي توانند در غرب آفريقا نفوذ كنند اين است كه مردم غرب آفريقا همه طريقتي و طرفدار اهل بيت (ع ) هستند
    جوي موليان در اصل جوي مولايان است . مولايان محله اي است در بخارا معروف بوده به محله مولايان محله سادات . علويان در اين منطقه ساكن بودند. علويان در بخارا مردم قابل احترامي بودند
    هيج زيارتگاهي در هند به اندازه قبر خواجه معين الدين كشتي زائر ندارد. بعد از نبارس كه مركز زيارتي هندوها است مقبره خواجه معين الدين كشتي بيشترين زائر را دارد. همين خواجه معين الدين كشتي در باره امام حسين (ع ) چنين سروده است : شاه است حسين پادشاه است حسين دين است حسين دين پناه است حسين سرداد و نداد دست در دست يزيد حقا كه بناي لااله است حسين
    در تاجيكستان هم اسلام نفوذ بيشتري دارد و هم تعليمات اسلامي رايج تر است و هم راي مردم محترم تر شناخته مي شود