
« تعاون و همكاري » يكي از نيازهاي اساسي و زيربنايي در حيات اجتماعي انسان محسوب مي شود. اين نياز و
ضرورت
به گونه اي با زندگي جمعي و شيرازه ها و درون مايه هاي اوليه آن ممزوج گشته و به هم آميخته است كه هيچ
تباين و انفكاكي بين آنها ممكن و قابل تصور نمي باشد. زيرا حيات اجتماعي به مفهوم واقعي و راستين آن بدون تعاون و
همكاري فاقد محتوا و معني مي باشد و هرگز تحقق عيني و مشهود نخواهد يافت . براي اثبات اين واقعيت لازم است در
مشخصه هاي حيات اجتماعي و ضرورت شكل گيري و آثار ارزشمند آن تعمق ورزيم تا مشخص گردد كه چرا تعاون و
همكاري و همياري از ضرورت هاي اوليه و حياتي و جدايي ناپذير زندگي جمعي به شمار مي رود.
1 ـ انسان از تنهايي مي گريزد و آن را ناپسند و مكروه مي دارد و در نقطه مقابل
با جمع بودن و در جمع زيستن را دوست
مي دارد و آن را خوشايند و موجب خرسندي و شعف و رضايت دروني مي داند.
گريز از تنهايي و تمايل به همگرايي
نه يك پديده نوظهور و يكباره چهره ظاهر ساخته
كه يك نياز دروني و فطري
مي باشد كه ريشه در اعماق وجود انسان دارد و با تمام تار و پود وجود او در هم آميخته است .
به ديگر سخن
خلقت و آفرينش انسان به گونه اي است كه از تنهايي و جدايي مي گريزد و به همگرايي و زيستن با
جمع متمايل و مشتاق مي باشد و خداوند قادر متعال بنا به صلاحديدهاي خاصي كه با سلامت و سعادت آدميان پيوند
دارد
اين نياز حياتي را در وجود آنها سرشته است تا به اين وسيله انسان ها در كنار هم زندگي كنند و از انفراد و انزوا فاصله
گيرند.
2 ـ نياز فطري حضور در جمع و زندگي با جمع در كنار خود آثاري بسيار ارزشمند مي آفريند كه دقت در آنها به خوبي
مشخص مي كند كه چرا و با كدام فلسفه
حيات اجتماعي ضرورت پيدا مي كند و همگرايي به صورت يك ارزش در آن
رخ مي نماياند.
حضور در جمع و زيستن با جمع موجب مي گردد كه مشكلات و تنگناهاي مختلف شناسايي شوند و نيازهاي
ضروري چهره ظاهر سازند و افراد حاضر در جمع و تداوم دهنده حيات اجتماعي بنابه قواعد و ضوابط و ارزش هايي كه
از متن و بطن اين نوع زندگي برمي خيزد
به روحيه تعاون و همكاري برسند و سعي و تلاش وافر مبذول دارند تا
مشكلات و رنج هاي موجود در زندگي همنوعان خويش را مرتفع نمايند. اين تلاش و فعاليت هاي ناشي از احساس
مسئوليت در حيات اجتماعي به مرور و در اثر استمرار
رنج ها و ناگواري ها
مضايق و تنگناها
مشكلات و معضلات و
نيازمندي هاي مختلف را كاهش مي دهد و به حداقل مي رساند و به اين ترتيب آرامش و آسايش جايگزين اضطراب و
سختي و رنج مي گردد.
3 ـ نياز طبيعي و فطري حضور در جمع و اهتمام به زندگي اجتماعي
منجر به ايجاد فضاي معطر به مهر و محبت و
دوستي و مودت مي گردد و افراد را به هم نزديك مي سازد و به الفت و انس و اشتياق و علاقمندي نسبت به يكديگر
مي رساند.
مهرورزي و محبت به يكديگر
همچون نياز طبيعي همگرايي
دروني و فطري مي باشد و از ژرفاي جان و روح آدمي
برمي خيزد. انسان ها يكديگر را دوست مي دارند و عواطف و احساسات پاك مبتني بر مهر و محبت خود را به روش هاي
گوناگون نسبت به هم ابراز مي كنند. بايد اذعان و اعتراف نمود كه يكي از علل و انگيزه هاي مستحكمي كه موجب
فضاسازي هاي مودت زا بين افراد جامعه مي شود و به رونق و زيبايي حيات جمعي منجر مي گردد
تعاون و
همكاري هاي اجتماعي مي باشد. زيرا تعاون و همكاري و ياري رساني به يكديگر در امور خير و نيك و منتهي به
سلامت و آرامش
به طور طبيعي مهر و محبت و علاقه انسان هايي كه توسط همنوعان خويش ياري و مساعدت
شده اند و موانع راه رشد و بالندگي از سر راهشان برداشته شده است را فزوني مي بخشد و اگرچه به طور فطري دوستدار
همنوع مي باشند
لكن وقتي با تعاون و همكاري ها و ياري رساني هاي اجتماعي مواجه شوند و مهر و مودت عملي
دوستان و همكاران خود را مشاهده نمايند
بر علاقه و اشتياقشان افزوده مي شود و رشته هاي دوستي و مودت بين آنان
اتقاق و استحكام بيشتري مي يابد.
در رهنمود ژرف و زيبايي از پيامبر اكرم (ص ) درباره اين اثربخشي تعاون و همكاري هاي اجتماعي چنين آمده است :
« اگر همه شما در راه نيكي و نيكوكاري به هم بپيونديد و تعاون و همكاري با يكديگر داشته باشيد
دوستدار و
علاقه مند و مشتاق به يكديگر خواهيد شد. »
اين كلام گهربار
علاوه بر اين كه به تعاون در نيكي ها و نيكوكاري ها ترغيب مي نمايد و اين عمل را يك ضرورت و
يك ارزش والا در اخلاق اجتماعي معرفي مي كند
به اثر بسيار حياتي آن كه ايجاد فضاي دل انگيز ناشي از شكوفايي
گل هاي مهر و محبت و پراكنده شدن رايحه هاي معطر آن در جان و روح افراد است تصريح مي نمايد و به اين ترتيب
اين
درس و پيام را به انسان ها در همه اعصار ابلاغ مي كند كه تعاون و همكاري هاي اجتماعي نه تنها به رفع مشكلات و
تنگناها و رنج و سختي ها منتهي مي گردد و جامعه را از مواجهه با اين موانع بازمي دارد
كه فضاي قلوب را نيز مسرور و
مشعوف مي سازد و افراد را نسبت به يكديگر مشتاق و دوستدار و علاقمند مي گرداند و از همين جا جايگاه و منزلت و
نقش و آثار « تعاون » در ابعاد و جلوه هاي دروني و بروني و اخلاقي و اجتماعي نمايانده مي شود.
خلقت و آفرينش انسان به گونه اي است كه از تنهايي و جدايي مي گريزد و به همگرايي و زيستن با جمع متمايل و
مشتاق مي باشد و خداوند متعال بنابه صلاحديدهاي خاصي كه با سلامت و سعادت آدميان پيوند دارد
اين نياز حياتي
را در وجود آنها سرشته است تا به اين وسيله انسان ها در كنار هم زندگي مي كنند و از انفراد و انزوا فاصله گيرند
حضور در جمع و زيستن با جمع موجب مي گردد كه مشكلات و تنگناهاي مختلف شناسايي شوند و نيازهاي
ضروري چهره ظاهر سازند و افراد به روحيه تعاون و همياري اجتماعي برسند و سعي و تلاش وافر مبذول دارند تا
موانع و رنج هاي موجود را مرتفع نمايند

*****
جلوه ها و مصاديق اجتماعي و سياسي « تعاون »
|

« تعاون و همياري » يك اصل و ارزش والاي اجتماعي است كه داراي جنبه ها و جلوه هاي متنوع و مختلفي مي باشد
و هرگز محدود و محصور به موضوعي خاص يا جنبه و جلوه اي ويژه از زندگي انسان نمي شود
كه وسعت و گستره آن
همچون وسعت « اجتماع انساني » مي باشد كه نه محدوديتي را پذيرا مي شود و نه ايستائي در جنبه اي از حيات را
برمي تابد و نه رشد و بالندگي و پويايي را با ركود و ماندن و فاني شدن معاوضه مي نمايد.
فرهنگ و معارف اسلامي به موضوع تنوع و گستردگي تعاون و همكاري ها و همياري هاي اجتماعي توجه اي خاص
مبذول مي دارد و انسان ها را به اين تنوع موضوع و مصاديق و ضرورت عمل دقيق به آنها دعوت مي نمايد. ترديدي
وجود ندارد كه نمي توان در اين فرهنگ و معارف غني و جامع آموزه اي را يافت كه همه جنبه ها و جلوه ها و مصاديق
تعاون در آن معرفي شده باشد
كه اين انتظار
خلاف عقل و خرد است و با تبيين فلسفه و شيوه ها و راهكارها و آثار و
ثمرات گوناگون و ارزشمند تعاون و همياري هاي اجتماعي كه بايد هر كدام به طور مجزا و در آموزه ها و رهنمودهاي
جداگانه صورت پذيرد
در تضاد و تعارض قرار مي گيرد. در عين حال
مي توان در كنار آموزه هايي كه هر كدام به يك جلوه
و مصداق از تعاون و همياري اشاره كرده اند
آموزه ها و رهنمودهايي را يافت كه پنج يا شش جلوه و مصداق از اين ارزش
والاي اجتماعي را معرفي نموده و دعوت به عمل به آنها كرده اند. آموزه و رهنمود ذيل از پيامبر رحمت حضرت
محمد(ص ) يكي از آنهاست :
« رحمت و موهبت خاص خداوند بر فرزنداني باد كه والدين خود را در نيكي و نيكوكاري اعانت و ياري رسانند.
رحمت الهي شامل حال والديني باد كه فرزندان خويش را در نيكي و خير ياري و همراهي نمايند. رحمت خداوند بر
همسايه اي كه با تعاون و همياري
همسايه خود را مساعدت و اعانت نمايد. رحمت الهي بر دوستاني كه دوستان و
رفيقانشان را ياري و مساعدت كنند. رحمت و موهبت حضرت پروردگار بر همنشيني كه با تعاون و همكاري
همنشين هاي خود را اعانت نمايد. و رحمت الهي شامل حال مردمي كه در مواجهه با حكومت و حاكمان
به تعاون و
همياري برخيزند. »
در اين رهنمود شريف
شش جلوه و مصداق از تعاون و همياري هاي اجتماعي و سياسي به تعمق گذاشته شده
است :
1 ـ تعاون و همياري فرزندان با والدين .
2 ـ تعاون و همكاري والدين با فرزندان .
3 ـ تعاون و مساعدت همسايگان با همسايگان .
4 ـ تعاون و ياري رساني دوستان با دوستان .
5 ـ تعاون و همكاري همنشينان با همنشينان .
6 ـ تعاون و همياري مردم با حكومت و حاكمان .
مشاهده مي كنيم كه تعاون و همياري هم در نظام خانواده و هم در نظام اجتماعي و هم در نظام سياسي اسلام داراي
مقام و نقش خاص و محوري و حياتي مي باشد.
كانون خانواده كه اولين مدرسه تعليم و پرورش انسان محسوب مي شود
محل اوليه نضج و شكل گيري نطفه تعاون
و همياري مي باشد.
در محيط پاك خانواده
فرزندان و پدران و مادران بايد در مواجهه و تعامل متقابل تلاش وافر مبذول دارند تا
ارزش هاي والا و فضيلت هاي بزرگ اخلاقي را در رفتار و سلوك و عملكردهاي خود متجلي نمايند. « تعاون » يكي از
فضايل و ارزش هايي مي باشد كه بايد فرزندان نسبت به والدين
و والدين نسبت به فرزندان مورد توجه و عمل دقيق و
همه جانبه قرار دهند و موارد گوناگون اين تعامل مبتني بر همياري را به مرحله عمل در آورند.
محيط اجتماعي كه داراي جلوه هاي مختلف و مصداق هاي گوناگون مي باشد
از فضاهاي گسترده ديگري است كه
تعاون و همكاري در آن به بار و ثمر مي نشيند.
« دوستان و رفيقان » يك گروه اجتماعي مي باشند كه محل تجلي يكي از جلوه هاي مهم تعاون و همكاري محسوب
مي شوند. در اين گروه و با محك تعاون
دوستان خالص و صادق را مي توان شناخت و ابراز مودت آنان را باور نمود و
در عمل نظاره كرد كه چگونه به تعاون روي مي آورند و به ياري رساني مي پردازند و به حل و رفع موانع و مشكلات
اهتمام مي ورزند. در نگاه ژرف فرهنگ و معارف اسلامي
رحمت خاص الهي شامل حال آن دسته از دوستان و رفيقاني
مي گردد كه متصف به صفت و خصلت زيباي تعاون مي باشند و به ياري و مساعدت دوستان خويش مي پردازند و به
رفع موانع و تنگناهاي موجود در زندگي آنان اهتمام مي ورزند.
« همسايگان » از ديگر گروه هاي اجتماعي هستند كه شايسته است در مواجهات و تعاملات با يكديگر با روحيه
تعاون و همياري عمل نمايند و با مساعدت ها و ياري رساني ها
به استحكام پيوندها و رابطه ها بپردازند و آرامش و
شعف و سلامت را به يكديگر هديه دهند.
« معاشران و همنشينان » ـ از آشنا و ناآشنا ـ از ديگر گروه هاي اجتماعي محسوب مي شوند كه ضرورت حيات جمعي
و ارتباط متقابلي كه با يكديگر دارند
تعاون و اشتراك مساعي بين آنان را به صورت يك ضرورت و نياز مطرح مي نمايد
و آنان را بر مراقبت هاي ويژه براي عمل به اين اصل و ارزش اجتماعي ترغيب مي كند.
آخرين گروه از گروه هاي اجتماعي كه تعاون و همياري بايد به صورت متقابل و در تعاملات مبتني بر احساس
وظيفه و مسئوليت سرچشمه يافته از نظام سياسي اسلام بين آنها به مرحله عمل دقيق و عميق در آيد
« مردم و حاكمان »
مي باشند.
در نظام سياسي و حكومتي اسلام
همه زمامداران و كارگزاران و دولتمردان از يكسو
و مردم مسلمان جامعه از ديگر
سو
بايد به تعاون و همياري متقابل درآيند و دست از آستين برون كنند و عزم ها جزم نمايند و همت ها و اراده ها را به
تحرك درآورند تا به اين وسيله به رفع موانع و مشكلات توفيق حاصل نمايند و مضايق و تنگناها را مرتفع كنند و
زمينه هاي رشد و پيشرفت و بالندگي كشور را آماده و مساعد نمايند.
در نظام سياسي اسلام
رابطه حكومت با مردم
يكطرفه نيست
و از حالت حاكم و محكوم خارج است
كه در اين
نوع حكومت
زمامداران و دولتمردان خدمتگزار ملت مي باشند و پيوند و رابطه اي مستحكم با آميزه اي از ايمان و تقوا و
احساس مسئوليت بين آنها حاكم است و از همين روست كه مردم
حكومت ودولت و رهبر و زمامداران رااز خود
مي دانند و در همه امور به تعاون با آنان همت مي گمارند. همچنان كه در نقطه مقابل
رهبرو حاكمان نيز مردم را ولي
نعمت خويش مي دانند و خود را امانت داران ملت و موظف به خدمتگزاري به آنان و همكاري و همياري در تمام امور و
ابعاد و زمينه ها تلقي مي نمايند.
مي بينيم كه اصل و ارزش « تعاون » در فرهنگ و معارف اسلامي از چه وسعت و گستره اي برخوردار مي باشد و
چگونه در صورت تحقق عيني و عملي آن
مشكلات و تنگناهاي جامعه مرتفع مي گردند و رنج ها و دردها و سختي ها
رنگ مي بازند و آسايش و آرامش و سعادت رخ مي نمايانند و جامعه و كشور در ابعاد كلان اجتماعي و سياسي به سوي
رشد و پويايي و كمال و پيشرفت رهنمون مي گردد.
تعاون و همياري داراي جنبه ها و جلوه هاي مختلفي مي باشد و هرگز محدود و محصور به موضوعي خاص و جلوه اي
ويژه از زندگي انسان نمي شود
كه وسعت و گستره آن همچون وسعت « اجتماع انساني » مي باشد كه نه محدوديتي را
پذيرا مي شود و نه ايستائي در جنبه اي از حيات را برمي تابد و نه رشد و بالندگي و پويايي را با ركود و ماندن و فاني
شدن معاوضه مي نمايد
در نظام سياسي و حكومتي اسلام همه زمامداران و كارگزاران از يكسو
و مردم مسلمان جامعه از ديگر سو
بايد به
تعاون و همياري متقابل درآيند و دست از آستين برون كنند و عزم ها جزم نمايند و همت ها و اراده ها را به تحرك در
آورند تا به رفع موانع و مشكلات توفيق حاصل كنند و زمينه هاي رشد و پيشرفت و بالندگي كشور را آماده و مساعد
نمايند

| |