روزنامه جمهوري اسلامي 13/06/1386 صفحه عقيدتي

  • تعاون و همياري آثار اخلاقي و اجتماعي
  • جلوه ها و مصاديق اجتماعي و سياسي « تعاون »
  • *****
    تعاون و همياري آثار اخلاقي و اجتماعي




  • « تعاون و همكاري » يكي از نيازهاي اساسي و زيربنايي در حيات اجتماعي انسان محسوب مي شود. اين نياز و ضرورت به گونه اي با زندگي جمعي و شيرازه ها و درون مايه هاي اوليه آن ممزوج گشته و به هم آميخته است كه هيچ تباين و انفكاكي بين آنها ممكن و قابل تصور نمي باشد. زيرا حيات اجتماعي به مفهوم واقعي و راستين آن بدون تعاون و همكاري فاقد محتوا و معني مي باشد و هرگز تحقق عيني و مشهود نخواهد يافت . براي اثبات اين واقعيت لازم است در مشخصه هاي حيات اجتماعي و ضرورت شكل گيري و آثار ارزشمند آن تعمق ورزيم تا مشخص گردد كه چرا تعاون و همكاري و همياري از ضرورت هاي اوليه و حياتي و جدايي ناپذير زندگي جمعي به شمار مي رود.
    1 ـ انسان از تنهايي مي گريزد و آن را ناپسند و مكروه مي دارد و در نقطه مقابل با جمع بودن و در جمع زيستن را دوست مي دارد و آن را خوشايند و موجب خرسندي و شعف و رضايت دروني مي داند.
    گريز از تنهايي و تمايل به همگرايي نه يك پديده نوظهور و يكباره چهره ظاهر ساخته كه يك نياز دروني و فطري مي باشد كه ريشه در اعماق وجود انسان دارد و با تمام تار و پود وجود او در هم آميخته است .
    به ديگر سخن خلقت و آفرينش انسان به گونه اي است كه از تنهايي و جدايي مي گريزد و به همگرايي و زيستن با جمع متمايل و مشتاق مي باشد و خداوند قادر متعال بنا به صلاحديدهاي خاصي كه با سلامت و سعادت آدميان پيوند دارد اين نياز حياتي را در وجود آنها سرشته است تا به اين وسيله انسان ها در كنار هم زندگي كنند و از انفراد و انزوا فاصله گيرند.
    2 ـ نياز فطري حضور در جمع و زندگي با جمع در كنار خود آثاري بسيار ارزشمند مي آفريند كه دقت در آنها به خوبي مشخص مي كند كه چرا و با كدام فلسفه حيات اجتماعي ضرورت پيدا مي كند و همگرايي به صورت يك ارزش در آن رخ مي نماياند.
    حضور در جمع و زيستن با جمع موجب مي گردد كه مشكلات و تنگناهاي مختلف شناسايي شوند و نيازهاي ضروري چهره ظاهر سازند و افراد حاضر در جمع و تداوم دهنده حيات اجتماعي بنابه قواعد و ضوابط و ارزش هايي كه از متن و بطن اين نوع زندگي برمي خيزد به روحيه تعاون و همكاري برسند و سعي و تلاش وافر مبذول دارند تا مشكلات و رنج هاي موجود در زندگي همنوعان خويش را مرتفع نمايند. اين تلاش و فعاليت هاي ناشي از احساس مسئوليت در حيات اجتماعي به مرور و در اثر استمرار رنج ها و ناگواري ها مضايق و تنگناها مشكلات و معضلات و نيازمندي هاي مختلف را كاهش مي دهد و به حداقل مي رساند و به اين ترتيب آرامش و آسايش جايگزين اضطراب و سختي و رنج مي گردد.
    3 ـ نياز طبيعي و فطري حضور در جمع و اهتمام به زندگي اجتماعي منجر به ايجاد فضاي معطر به مهر و محبت و دوستي و مودت مي گردد و افراد را به هم نزديك مي سازد و به الفت و انس و اشتياق و علاقمندي نسبت به يكديگر مي رساند.
    مهرورزي و محبت به يكديگر همچون نياز طبيعي همگرايي دروني و فطري مي باشد و از ژرفاي جان و روح آدمي برمي خيزد. انسان ها يكديگر را دوست مي دارند و عواطف و احساسات پاك مبتني بر مهر و محبت خود را به روش هاي گوناگون نسبت به هم ابراز مي كنند. بايد اذعان و اعتراف نمود كه يكي از علل و انگيزه هاي مستحكمي كه موجب فضاسازي هاي مودت زا بين افراد جامعه مي شود و به رونق و زيبايي حيات جمعي منجر مي گردد تعاون و همكاري هاي اجتماعي مي باشد. زيرا تعاون و همكاري و ياري رساني به يكديگر در امور خير و نيك و منتهي به سلامت و آرامش به طور طبيعي مهر و محبت و علاقه انسان هايي كه توسط همنوعان خويش ياري و مساعدت شده اند و موانع راه رشد و بالندگي از سر راهشان برداشته شده است را فزوني مي بخشد و اگرچه به طور فطري دوستدار همنوع مي باشند لكن وقتي با تعاون و همكاري ها و ياري رساني هاي اجتماعي مواجه شوند و مهر و مودت عملي دوستان و همكاران خود را مشاهده نمايند بر علاقه و اشتياقشان افزوده مي شود و رشته هاي دوستي و مودت بين آنان اتقاق و استحكام بيشتري مي يابد.
    در رهنمود ژرف و زيبايي از پيامبر اكرم (ص ) درباره اين اثربخشي تعاون و همكاري هاي اجتماعي چنين آمده است :
    « اگر همه شما در راه نيكي و نيكوكاري به هم بپيونديد و تعاون و همكاري با يكديگر داشته باشيد دوستدار و علاقه مند و مشتاق به يكديگر خواهيد شد. »
    اين كلام گهربار علاوه بر اين كه به تعاون در نيكي ها و نيكوكاري ها ترغيب مي نمايد و اين عمل را يك ضرورت و يك ارزش والا در اخلاق اجتماعي معرفي مي كند به اثر بسيار حياتي آن كه ايجاد فضاي دل انگيز ناشي از شكوفايي گل هاي مهر و محبت و پراكنده شدن رايحه هاي معطر آن در جان و روح افراد است تصريح مي نمايد و به اين ترتيب اين درس و پيام را به انسان ها در همه اعصار ابلاغ مي كند كه تعاون و همكاري هاي اجتماعي نه تنها به رفع مشكلات و تنگناها و رنج و سختي ها منتهي مي گردد و جامعه را از مواجهه با اين موانع بازمي دارد كه فضاي قلوب را نيز مسرور و مشعوف مي سازد و افراد را نسبت به يكديگر مشتاق و دوستدار و علاقمند مي گرداند و از همين جا جايگاه و منزلت و نقش و آثار « تعاون » در ابعاد و جلوه هاي دروني و بروني و اخلاقي و اجتماعي نمايانده مي شود.
    خلقت و آفرينش انسان به گونه اي است كه از تنهايي و جدايي مي گريزد و به همگرايي و زيستن با جمع متمايل و مشتاق مي باشد و خداوند متعال بنابه صلاحديدهاي خاصي كه با سلامت و سعادت آدميان پيوند دارد اين نياز حياتي را در وجود آنها سرشته است تا به اين وسيله انسان ها در كنار هم زندگي مي كنند و از انفراد و انزوا فاصله گيرند
    حضور در جمع و زيستن با جمع موجب مي گردد كه مشكلات و تنگناهاي مختلف شناسايي شوند و نيازهاي ضروري چهره ظاهر سازند و افراد به روحيه تعاون و همياري اجتماعي برسند و سعي و تلاش وافر مبذول دارند تا موانع و رنج هاي موجود را مرتفع نمايند

  • *****
    جلوه ها و مصاديق اجتماعي و سياسي « تعاون »




  • « تعاون و همياري » يك اصل و ارزش والاي اجتماعي است كه داراي جنبه ها و جلوه هاي متنوع و مختلفي مي باشد و هرگز محدود و محصور به موضوعي خاص يا جنبه و جلوه اي ويژه از زندگي انسان نمي شود كه وسعت و گستره آن همچون وسعت « اجتماع انساني » مي باشد كه نه محدوديتي را پذيرا مي شود و نه ايستائي در جنبه اي از حيات را برمي تابد و نه رشد و بالندگي و پويايي را با ركود و ماندن و فاني شدن معاوضه مي نمايد.
    فرهنگ و معارف اسلامي به موضوع تنوع و گستردگي تعاون و همكاري ها و همياري هاي اجتماعي توجه اي خاص مبذول مي دارد و انسان ها را به اين تنوع موضوع و مصاديق و ضرورت عمل دقيق به آنها دعوت مي نمايد. ترديدي وجود ندارد كه نمي توان در اين فرهنگ و معارف غني و جامع آموزه اي را يافت كه همه جنبه ها و جلوه ها و مصاديق تعاون در آن معرفي شده باشد كه اين انتظار خلاف عقل و خرد است و با تبيين فلسفه و شيوه ها و راهكارها و آثار و ثمرات گوناگون و ارزشمند تعاون و همياري هاي اجتماعي كه بايد هر كدام به طور مجزا و در آموزه ها و رهنمودهاي جداگانه صورت پذيرد در تضاد و تعارض قرار مي گيرد. در عين حال مي توان در كنار آموزه هايي كه هر كدام به يك جلوه و مصداق از تعاون و همياري اشاره كرده اند آموزه ها و رهنمودهايي را يافت كه پنج يا شش جلوه و مصداق از اين ارزش والاي اجتماعي را معرفي نموده و دعوت به عمل به آنها كرده اند. آموزه و رهنمود ذيل از پيامبر رحمت حضرت محمد(ص ) يكي از آنهاست :
    « رحمت و موهبت خاص خداوند بر فرزنداني باد كه والدين خود را در نيكي و نيكوكاري اعانت و ياري رسانند. رحمت الهي شامل حال والديني باد كه فرزندان خويش را در نيكي و خير ياري و همراهي نمايند. رحمت خداوند بر همسايه اي كه با تعاون و همياري همسايه خود را مساعدت و اعانت نمايد. رحمت الهي بر دوستاني كه دوستان و رفيقانشان را ياري و مساعدت كنند. رحمت و موهبت حضرت پروردگار بر همنشيني كه با تعاون و همكاري همنشين هاي خود را اعانت نمايد. و رحمت الهي شامل حال مردمي كه در مواجهه با حكومت و حاكمان به تعاون و همياري برخيزند. »
    در اين رهنمود شريف شش جلوه و مصداق از تعاون و همياري هاي اجتماعي و سياسي به تعمق گذاشته شده است :
    1 ـ تعاون و همياري فرزندان با والدين .
    2 ـ تعاون و همكاري والدين با فرزندان .
    3 ـ تعاون و مساعدت همسايگان با همسايگان .
    4 ـ تعاون و ياري رساني دوستان با دوستان .
    5 ـ تعاون و همكاري همنشينان با همنشينان .
    6 ـ تعاون و همياري مردم با حكومت و حاكمان .
    مشاهده مي كنيم كه تعاون و همياري هم در نظام خانواده و هم در نظام اجتماعي و هم در نظام سياسي اسلام داراي مقام و نقش خاص و محوري و حياتي مي باشد.
    كانون خانواده كه اولين مدرسه تعليم و پرورش انسان محسوب مي شود محل اوليه نضج و شكل گيري نطفه تعاون و همياري مي باشد.
    در محيط پاك خانواده فرزندان و پدران و مادران بايد در مواجهه و تعامل متقابل تلاش وافر مبذول دارند تا ارزش هاي والا و فضيلت هاي بزرگ اخلاقي را در رفتار و سلوك و عملكردهاي خود متجلي نمايند. « تعاون » يكي از فضايل و ارزش هايي مي باشد كه بايد فرزندان نسبت به والدين و والدين نسبت به فرزندان مورد توجه و عمل دقيق و همه جانبه قرار دهند و موارد گوناگون اين تعامل مبتني بر همياري را به مرحله عمل در آورند.
    محيط اجتماعي كه داراي جلوه هاي مختلف و مصداق هاي گوناگون مي باشد از فضاهاي گسترده ديگري است كه تعاون و همكاري در آن به بار و ثمر مي نشيند.
    « دوستان و رفيقان » يك گروه اجتماعي مي باشند كه محل تجلي يكي از جلوه هاي مهم تعاون و همكاري محسوب مي شوند. در اين گروه و با محك تعاون دوستان خالص و صادق را مي توان شناخت و ابراز مودت آنان را باور نمود و در عمل نظاره كرد كه چگونه به تعاون روي مي آورند و به ياري رساني مي پردازند و به حل و رفع موانع و مشكلات اهتمام مي ورزند. در نگاه ژرف فرهنگ و معارف اسلامي رحمت خاص الهي شامل حال آن دسته از دوستان و رفيقاني مي گردد كه متصف به صفت و خصلت زيباي تعاون مي باشند و به ياري و مساعدت دوستان خويش مي پردازند و به رفع موانع و تنگناهاي موجود در زندگي آنان اهتمام مي ورزند.
    « همسايگان » از ديگر گروه هاي اجتماعي هستند كه شايسته است در مواجهات و تعاملات با يكديگر با روحيه تعاون و همياري عمل نمايند و با مساعدت ها و ياري رساني ها به استحكام پيوندها و رابطه ها بپردازند و آرامش و شعف و سلامت را به يكديگر هديه دهند.
    « معاشران و همنشينان » ـ از آشنا و ناآشنا ـ از ديگر گروه هاي اجتماعي محسوب مي شوند كه ضرورت حيات جمعي و ارتباط متقابلي كه با يكديگر دارند تعاون و اشتراك مساعي بين آنان را به صورت يك ضرورت و نياز مطرح مي نمايد و آنان را بر مراقبت هاي ويژه براي عمل به اين اصل و ارزش اجتماعي ترغيب مي كند.
    آخرين گروه از گروه هاي اجتماعي كه تعاون و همياري بايد به صورت متقابل و در تعاملات مبتني بر احساس وظيفه و مسئوليت سرچشمه يافته از نظام سياسي اسلام بين آنها به مرحله عمل دقيق و عميق در آيد « مردم و حاكمان » مي باشند.
    در نظام سياسي و حكومتي اسلام همه زمامداران و كارگزاران و دولتمردان از يكسو و مردم مسلمان جامعه از ديگر سو بايد به تعاون و همياري متقابل درآيند و دست از آستين برون كنند و عزم ها جزم نمايند و همت ها و اراده ها را به تحرك درآورند تا به اين وسيله به رفع موانع و مشكلات توفيق حاصل نمايند و مضايق و تنگناها را مرتفع كنند و زمينه هاي رشد و پيشرفت و بالندگي كشور را آماده و مساعد نمايند.
    در نظام سياسي اسلام رابطه حكومت با مردم يكطرفه نيست و از حالت حاكم و محكوم خارج است كه در اين نوع حكومت زمامداران و دولتمردان خدمتگزار ملت مي باشند و پيوند و رابطه اي مستحكم با آميزه اي از ايمان و تقوا و احساس مسئوليت بين آنها حاكم است و از همين روست كه مردم حكومت ودولت و رهبر و زمامداران رااز خود مي دانند و در همه امور به تعاون با آنان همت مي گمارند. همچنان كه در نقطه مقابل رهبرو حاكمان نيز مردم را ولي نعمت خويش مي دانند و خود را امانت داران ملت و موظف به خدمتگزاري به آنان و همكاري و همياري در تمام امور و ابعاد و زمينه ها تلقي مي نمايند.
    مي بينيم كه اصل و ارزش « تعاون » در فرهنگ و معارف اسلامي از چه وسعت و گستره اي برخوردار مي باشد و چگونه در صورت تحقق عيني و عملي آن مشكلات و تنگناهاي جامعه مرتفع مي گردند و رنج ها و دردها و سختي ها رنگ مي بازند و آسايش و آرامش و سعادت رخ مي نمايانند و جامعه و كشور در ابعاد كلان اجتماعي و سياسي به سوي رشد و پويايي و كمال و پيشرفت رهنمون مي گردد.
    تعاون و همياري داراي جنبه ها و جلوه هاي مختلفي مي باشد و هرگز محدود و محصور به موضوعي خاص و جلوه اي ويژه از زندگي انسان نمي شود كه وسعت و گستره آن همچون وسعت « اجتماع انساني » مي باشد كه نه محدوديتي را پذيرا مي شود و نه ايستائي در جنبه اي از حيات را برمي تابد و نه رشد و بالندگي و پويايي را با ركود و ماندن و فاني شدن معاوضه مي نمايد
    در نظام سياسي و حكومتي اسلام همه زمامداران و كارگزاران از يكسو و مردم مسلمان جامعه از ديگر سو بايد به تعاون و همياري متقابل درآيند و دست از آستين برون كنند و عزم ها جزم نمايند و همت ها و اراده ها را به تحرك در آورند تا به رفع موانع و مشكلات توفيق حاصل كنند و زمينه هاي رشد و پيشرفت و بالندگي كشور را آماده و مساعد نمايند