« وحدت و اتحاد و همبستگي » و ضرورت خاص و نقش محوري و بنيادين آن از موضوعاتي است كه قبل از آن كه نزول وحي و
رسالت نبي اكرم (ص ) و آيات متقن و روشن قرآن و رهنمودهاي ائمه دين (ع ) بر وجوب و آثار مختلف و ارزشمند آن تاكيد ورزند و به
نام تعاليم « شرع » در جوامع اسلامي به نشر و ترويج آن همت گمارده شود
از ناحيه « عقل » و تحليل و نتيجه گيري هاي مبتني بر خردورزي
و تاملات و تفكرات خاص به اثبات رسيده است .
« تشتت و افتراق و گسستگي » نيز به همراه آثار خطرناك و آفات فراوان و آسيب هاي گوناگون و زيان هاي سخت و تخريب گر آن
قبل
از آن كه از نگاه ژرف دين و آيات الهي و پيامبر اكرم (ص ) و امامان معصوم (ع ) نفي گردد و از آن نهي شود
در نگرش هاي عقلاني و
خردگرايانه
محكوم و مطرود مي باشد و هر عقل سالم و به دور از هرگونه سيطره نفسانيت هاي فردي و گروهي و نفع طلبي هاي حزبي و
سياسي
آن را مذمت مي كند و آثار مهيب و ويرانگرش را مي نماياند.
يكي از علل اساسي بزرگداشت « عقل » در دين مبين و رهايي بخش اسلام
نقش اين موهبت الهي در تشخيص و تفكيك حق از
باطل
خير از شر
راه از بيراهه و سعادت از شقاوت است
كه هر كدام از اين محورها داراي مصاديق خاص اعتقادي
فكري
اجتماعي
سياسي
اخلاقي و تربيتي مي باشند و « وحدت » و در نقطه مقابل و متضاد آن « تشتت » از جمله مصداق هاي عملي و اجتماعي و سياسي
در اين راهگشايي و نقش آفريني عقلي به شمار مي روند.
درمتن فرهنگ و معارف اسلامي
تعاليم وآموزش هاي ژرفي مي يابيم كه به جايگاه و نقش خاص عقل و خرد در نماياندن راه ها و
بي راهه ها و سعادت ها و شقاوت ها و امر و نهي آدمي به عملكردهاي سالم و پاك و اجتناب و خودداري از اعمال فاسد و تباه تصريح
دارند.
حضرت امام موسي بن جعفر(ع ) مي فرمايد : « خداوند را در بين مردم دو حجت است
يكي ظاهري
و آن ديگري باطني . حجت
ظاهري
رسولان و انبيا و ائمه هستند
و حجت باطني عقل هاي مردم است . » (1 )
بر مبناي اين رهنمود شريف و رهنمودهاي ديگري كه درباره جايگاه و نقش عقل در متون روايي اسلام وجود دارد
اين نيروي باطني
و دروني كه در وجود آدميان به وديعه گذاشته شده است
راه ياب و راهنما به سوي رشد و فلاح و رستگاري مي باشد و مصالح و مفاسد
را از هم باز مي شناسد و به حركت در مسير حق و اجتناب از باطل دعوت و ترغيب مي كند و از آن جمله
به « وحدت و همبستگي » فرا
مي خواند و از « تفرقه و پراكندگي » نهي مي نمايد.
با توجه به اين كه حجت باطني عقل براي راهيابي و هدايت و رستگاري جاودان انسان كافي نيست و نيروي عقل و خرد با تمام توان
و قدرت در ايفاي نقش سازنده خويش
در معرض آفات و آسيب هاي ناشي از هواهاي نفساني قرار مي گيرد(2 )
حضرت پروردگار در
كنار اين حجت باطني
با نزول قرآن و ارسال پيامبر اكرم (ص ) فيض و رحمتي ديگر بر آدميان سرازير مي كند و اين دو را در كنار هم
زمينه ساز هدايت و سعادت و رستگاري انسان ها قرار مي دهد.
اگر عميق بينديشيم
بين « شرع » و « عقل » در اثبات ضرورت وحدت و همبستگي و آثار سازنده آن
و نيز در نفي تفرقه و پراكندگي و
آثار مخرب آن
پيوند و ارتباط متقابل و همگون وجود دارد
به اين ترتيب كه هر چه را كه شرع در اين موضوع به تثبيت مي رساند و به
تاييد در مي آورد و حياتي و ضروري مي داند
عقل نيز مي پذيرد و در برابر آن خاضع مي گردد. و در نقطه مقابل آنچه را كه عقل بر آن
صحه مي گذارد و ضرورت آن را اعلام مي نمايد
شرع نيز پذيرا مي شود و وجوب آن را تاييد مي كند.
اين پيوند و رابطه همگون و مكرر و پيوسته بين شرع و عقل را در همه موضوعات اساسي همچون وحدت و اتحاد به صورت
اثباتي و تشتت و افتراق به صورت سلبي
در متن تعاليم دين مبين اسلام يعني آموزه هاي وحياني و آيات قرآني و روايات ورهنمودهاي
پيامبراكرم (ص ) و ائمه اطهار(ع ) به وضوع مشاهده مي كنيم
به اين صورت كه آنچه در آيات قرآن و روايات پيشوايان اسلام درباره
ضرورت گرايش به وحدت و همبستگي و پرهيز از تفرقه و پراكندگي به نظاره مي نشينيم
همه مبتني بر معيارهاي عقلي مي باشد و
علاوه بر اين كه از ناحيه معارف وحياني وحدت را اثبات و تشتت را نفي مي نمايند
در متن خود ضوابط و استدلال هاي عقلاني را نيز
سرشته اند و با آميزه اي از وحي و عقل ـ كه هر دو موهبت هاي الهي هستند وبراي هدايت انسان ها نازل گرديده اند ـ از منازعه و اختلاف
نهي مي كنند و به اتفاق و اتحاد فرا مي خوانند.
تامل و تفكر در نمونه هايي از اين معارف قرآني ژرف و آميخته به معيارهاي شرعي و عقلي
بسيار راهگشا مي باشد.
1 ـ قرآن كريم كه محور اوليه و اصلي وحدت و همبستگي و اتحاد و اقتدار است
همه مسلمانان را مخاطب قرار مي دهد ومي فرمايد :
« همگي به حبل متقن و رشته استوار دين خدا چنگ زنيد و راه تفرقه و پراكندگي و تشتت را نپوئيد . » (3 )
اين آيه شريفه « دين خدا » را محور « وحدت » مي داند و از عموم ملل مسلمان در همه اعصار و زمان ها مي خواهد كه به حبل و رشته
مستحكم دين الهي ـ كه مجموعه معارف و تعاليم وقوانين جامع و ارزش هاي والاي اسلامي در همه ابعاد و جلوه هاي اعتقادي و فكري
و اجتماعي و سياسي مي باشد ـ تمسك جويند تا به اين وسيله به وحدت و همبستگي نائل آيند و در بيراهه هاي ظلمت زاي تفرقه و
تشتت سقوط نكنند.
اين يك اصل طبيعي و مبتني بر عقل و خرد سالم و راهگشاست كه « دين واحد »
« امت واحد » پديده مي آورد و چنانچه در
رويكردهاي همه جانبه به تعاليم ديني قصور و غفلت روا داشته نشود
به طور قطع ملل مسلمان با تمسك به اسلام جامع به اتحاد و
اقتدار نائل مي آيند. زيرا مسلمانان در پرتو دين و آئين است كه موجوديت مي يابند و به تشخص مي رسند و اين بطن و متن دين الهي
است كه هستي بخش هر انسان مسلم وموحد مي گردد.
هستي مسلم ز آئين است وبس
باطن دين نبي اين است و بس (4 )
از سويي ديگر و در يك ارتباط و تعامل متقابل
همان گونه كه دين خدا عامل و زمينه ساز وحدت و يكپارچگي است و آموزه هاي
نظري و فكري مربوط به اتحاد و اتفاق را از اذهان و افكار به صحنه هاي اجتماع مي آورد و مشهود و عيني مي سازد و از مجموعه افراد
« ملت » را تشكيل مي دهد
وحدت و اتحاد اهل ايمان نيز موجب قدرت و قوت گرفتن دين خدا مي گردد.
قوت دين از مقام وحدت است
وحدت ار مشهود گردد ملت است (5 )
2 ـ قرآن كريم در آيه شريفه ديگري به شدت از اختلاف و تنازع نهي مي نمايد و آثار اين رويكرد ناصحيح و خطرناك را مي نماياند :
« به راه اختلاف و تنازع كه موجب افتراق است نرويد. زيرا در اثر تفرقه و پراكندگي ترسناك و ضعيف مي شويد و قدرت و عظمت
شما نابود مي گردد . (6 )
اين آيه شريفه
رابطه معقول بين اختلاف و تفرقه و رخنه ضعف و تزلزل در جبهه اسلام و مسلمين را نمايان مي سازد
به اين ترتيب
كه بر اساس قواعد و ضوابط انكارناپذير مبتني بر عقل و خرد
تضاد و تعارض و چند دستگي با وحدت و اتحاد و يكپارچگي در نقطه
مقابل و مخالف يكديگر قرار دارند و نمي توان پذيرفت كه اهل اختلاف و تفرقه در همان حال كه متفرق و پراكنده مي باشند
متحد و
يكپارچه باشند!
اصل عقلاني ضعف و تزلزل ناشي از اختلاف و تنازع
هرگز منحصر به ملل مسلمان جهان نمي شود
كه هر ملت در هر زمان و مكان
و با هر مذهب و ايده و آرمان را فرا مي گيرد و به طور طبيعي تفرقه ها و چند دستگي ها و تعارض و تنازع حاكم در ميان آنها
تزلزل و
ضعف و ناتواني و شكست حاصل و نتيجه مي دهد و از قدرت و توانمندي ها مي كاهد و از رشد و بالندگي و پيشرفت و عظمت مانع
مي گردد. ملل مسلمان جهان كه داراي پيامبر خاتم و دين جامع و كامل مي باشند
در عمل به اين عقلانيت منطبق بر ديانت سزاوارتر از
ديگران مي باشند.
3 ـ يادآوري گذشته و امور به تجربه و آزمون رسيده در موضوع وحدت و اتحاد به عنوان يك ارزش اجتماعي و سياسي بزرگ و آثار
مثبت و سازنده آن
و نيز در موضوع تشتت و افتراق به عنوان يك ضد ارزش و رفتار و عملكرد ناسالم و آثار و تبعات منفي و مهلك آن
روش ديگر مبتني بر عقلانيت است كه قرآن كريم از آن براي پاسداري و صيانت از اتحاد و اقتدار و نفي هرگونه تفرقه و چند دستگي
بهره برداري مي كند.
خداوند متعال در قرآن كريم خطاب به مسلمانان چنين مي فرمايد :
« بياد آريد اين نعمت بزرگ خدا را كه شما ـ در اثر تنازع و تفرقه و چند دستگي ـ با هم دشمن بوديد
و خداوند در دل هاي شما الفت
و مهرباني انداخت و به لطف الهي همه شما برادر ديني و متحد و يكدل شديد
و در پرتگاه آتش بوديد كه خداوند شما را نجات
داد . » (7 )
اين آيه شريفه
همه ملل مسلمان را به گذشته پر افتخارشان باز مي گرداند وفيض و رحمت و الطاف خاص خداوند را نسبت به آنان
در رفع اختلافات و دشمني ها و ايجاد الفت و وحدت يادآور مي شود و از اين طريق نيروي عقل و خرد آنها را به تكاپو و تحليل و
بررسي وا مي دارد تا به طور طبيعي به اين نتايج دست يابند كه اولا « وحدت » امري ممدوح و پسنديده است و عامل اصلي پيوند قلوب
و بسترساز مودت و محبت و صميميت مي باشد وجان ها را به آرامش و نشاط در مي آورد و اميد و تحرك و رشد و ابتهاج مي آفريند.
ثانيا « تشتت » بسيار مذموم و ناپسند مي باشد و دل ها را از هم جدا و كينه ها را پايدار و منازعه و ستيز و درگيري ها را تشديد مي كند و
ركود و سكون و رنج و مرارت مكرر توليد مي نمايد.
ثالثا اتحاد و اقتدار به دست آمده به پاسداري و صيانت و محافظت نياز حياتي دارد و بايد همه افراد و گروهها در حوزه هاي
فعاليت هاي فكري و فرهنگي و اجتماعي و سياسي و حكومتي براي تحقق اين هدف مقدس تلاش نمايند و همه روش هاي مفيد و
كارآمد را به عرصه تجربه در آورند.
اشاره به سه آيه شريفه مزبور براي نماياندن اين حقيقت كافي مي باشد كه وحدت و يكپارچگي ملل مسلمان يك ضرورت حياتي و
بنيادين است كه بر معيارهاي دقيق « شرع » و « عقل » تكيه دارد و اين دو حجت « ظاهري و بيروني » و « باطني و دروني » با
فرهنگ سازي هاي وحدت زا و تفرقه ستيز
جوامع و كشورهاي اسلامي را از تنازع و افتراق نهي مي كنند و به همبستگي و اتحاد فرا
مي خوانند.
امروز هم « قانون شرع » و هم « برهان عقل » تحركات مخرب افراد و احزاب و گروه هايي را كه به نام دين در گوشه و كنار كشورهاي
اسلامي زمينه ساز ضعف و تزلزل اسلام و مسلمين مي شوند وبسترساز تهاجم و تعدي قدرت هاي سيطره جوي جهاني همچون آمريكا
و انگليس به سرزمين هاي مسلمان نشين مي گردند محكوم مي كنند و بر نقش محوري و حياتي وحدت و همبستگي مذاهب اسلامي و
علما و شخصيت هاي فكري و فرهنگي و سياسي شيعه و سني تاكيد و اصرار مي ورزند.
آنچه در كنار تقريب و وحدت مذاهب و گرد هم آيي و پيوند و ارتباط عالمان ديني و شخصيت هاي سياسي از هر دو مذهب
ضرورت مي يابد
هم انديشي و چاره جويي و برنامه ريزي براي خنثي سازي فعاليت هاي فكري و فرهنگي و تبليغي مخالفان اتحاد و
اقتدار اسلامي و بررسي راه هاي جلوگيري از فعاليت هاي مخرب عملي احزاب و گروه هايي است كه در عين ادعاي اسلاميت
به
قدرت هاي استعماري غرب متصل مي باشند و با ايجاد قتل و كشتار و تخريب اماكن مقدسه در صدد به راه انداختن جنگ شيعه و سني
براي فرسايش نيروهاي اسلام و ضعف دين واز هم پاشيدگي صفوف متحد مسلمانان و در نهايت ايجاد زمينه ها و بسترهاي مناسب و
متعدد به منظور بسط سلطه جبهه كفر جهاني به سركردگي شيطان بزرگ آمريكاي جنايتكار مي باشند.
آزاد انديشي و صبر و متانت نيروهاي مقيد به « ديانت » و « عقلانيت » از هر دو مذهب واجتناب وخودداري آنان از حركات و
تصميمات و عملكردهاي نامشروع و نامعقول و مبتني بر احساسات و تعصب ورزي هاي كور
بشارت دهنده شكل گيري بيشتر و بهتر
شيرازه هاي وحدت و برادري و اتحاد وهمبستگي مذاهب اسلامي و خنثي شدن توطئه هاي قدرت هاي استكباري در ايجاد تفرقه و تنازع
و تشتت در جهان اسلام است
و اميد است كه اين راه مقدس در اين عصر و هر عصر با قدرت و توانمندي و صلابت و استواري و
تلاش هاي علمي و عملي تداوم يابد.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
پاورقي :
1 ـ الحديث
مجموع روايات تربيتي مكتب اهل بيت (ع )
به كوشش محمدتقي فلسفي
دفتر نشر فرهنگ اسلامي
جلد دوم
ص 304
2 ـ در متون فرهنگ و معارف اسلامي به آفات و آسيب هايي كه « عقل » را به محاصره در مي آورند و از نقش آفريني هاي سازنده باز
مي دارند تصريح شده است كه مهم ترين آنها تمايلات نامشروع نفساني است كه برخي از انسان ها را به بند مي كشند و مانع مي گردند كه
نيروي عقل خويش را به بهره وري هاي صحيح برسانند.از امير مومنان حضرت علي (ع ) نقل است : « چه بسيار عقلي كه در برابر
فرمانروايي هواي نفس اسير و گرفتار است » (نهج البلاغه
حكمت 311 )
و نيز امام علي (ع ) مي فرمايد : « در كشاكش انگيزه هاي شهوت و
غضب
عقل بشر تيره و تار مي شود وفروغ خود را از دست مي دهد . » (الحديث
ج 2
ص 316 )
با اين وصف كساني كه در عين داشتن نيروي عقل و خرد
از پذيرش راهنمايي هاي آن از جمله دعوت به وحدت و همبستگي و
پرهيز از تشتت و چند دستگي
امتناع مي ورزند
عناصر ناسالمي هستند كه با اراده و اختيار خود عرصه هاي حضور و نقش آفريني عقل
و خرد را مسدود كرده اند و يا جاي آن
هواي نفس را به اطاعت و فرمانبرداري در آورده اند.
3 ـ قرآن كريم
سوره آل عمران (3 )
آيه 103
4 ـ فرهنگ موضوعي ديوان اقبال لاهوري
به كوشش قادر فاضلي
نشر فضيلت علم
ص 62
5 ـ همان مدرك
ص 290
6 ـ سوره انفال (8 )
آيه 46
7 ـ سوره آل عمران (3 )
آيه 103
يادآوري گذشته و امور به تجربه و آزمون رسيده در موضوع وحدت و اتحاد به عنوان يك ارزش اجتماعي و سياسي بزرگ و آثار مثبت
و سازنده آن
و نيز در موضوع تشتت و افتراق به عنوان يك ضد ارزش و عملكرد ناسالم و آثار و تبعات منفي و مهلك آن
روشي مبتني
بر عقلانيت است كه قرآن كريم از آن براي پاسداري و صيانت از اتحاد و اقتدار و نفي هرگونه تفرقه و چند دستگي بهره برداري مي كند
امروز هم « قانون شرع » و هم « برهان عقل » تحركات مخرب افراد و احزاب و گروههايي را كه به نام دين در گوشه و كنار كشورهاي
اسلامي زمينه ساز ضعف و تزلزل اسلام و مسلمين مي شوند و بستر ساز تهاجم و تعدي قدرت هاي سيطره جوي جهاني همچون آمريكا
و انگليس به سرزمين هاي مسلمان نشين مي گردند محكوم مي كنند و بر نقش محوري و حياتي وحدت و همبستگي مذاهب اسلامي
اصرار مي ورزند
آزاد انديشي و صبر و متانت نيروهاي مقيد به « ديانت » و « عقلانيت » از هر دو مذهب شيعه و سني و اجتناب و خودداري آنان از
حركات و عملكردهاي نامشروع و نامعقول و مبتني بر احساسات و تعصب ورزي هاي كور
بشارت دهنده شكل گيري بيشتر و بهتر
شيرازه هاي اتحاد مذاهب اسلامي و خنثي شدن توطئه هاي قدرتهاي استكباري در ايجاد تفرقه و تنازع در جهان اسلام است
امروز برخي از احزاب و گروه ها درعين ادعاي اسلاميت
به قدرتهاي استعماري غرب متصل مي باشند و با ايجاد قتل و كشتار و
تخريب اماكن مقدسه در صدد به راه انداختن جنگ شيعه و سني براي فرسايش نيروهاي اسلام و از هم پاشيدگي صفوف متحد
مسلمانان و ايجاد زمينه هاي مناسب به منظور بسط سلطه جبهه كفر جهاني مي باشند

|