روزنامه جمهوري اسلامي 12/06/1386 صفحه عقيدتي
*****
تعامل شرع و عقل در فرهنگ سازي هاي وحدت زا و تفرقه ستيز




  • « وحدت و اتحاد و همبستگي » و ضرورت خاص و نقش محوري و بنيادين آن از موضوعاتي است كه قبل از آن كه نزول وحي و رسالت نبي اكرم (ص ) و آيات متقن و روشن قرآن و رهنمودهاي ائمه دين (ع ) بر وجوب و آثار مختلف و ارزشمند آن تاكيد ورزند و به نام تعاليم « شرع » در جوامع اسلامي به نشر و ترويج آن همت گمارده شود از ناحيه « عقل » و تحليل و نتيجه گيري هاي مبتني بر خردورزي و تاملات و تفكرات خاص به اثبات رسيده است .
    « تشتت و افتراق و گسستگي » نيز به همراه آثار خطرناك و آفات فراوان و آسيب هاي گوناگون و زيان هاي سخت و تخريب گر آن قبل از آن كه از نگاه ژرف دين و آيات الهي و پيامبر اكرم (ص ) و امامان معصوم (ع ) نفي گردد و از آن نهي شود در نگرش هاي عقلاني و خردگرايانه محكوم و مطرود مي باشد و هر عقل سالم و به دور از هرگونه سيطره نفسانيت هاي فردي و گروهي و نفع طلبي هاي حزبي و سياسي آن را مذمت مي كند و آثار مهيب و ويرانگرش را مي نماياند.
    يكي از علل اساسي بزرگداشت « عقل » در دين مبين و رهايي بخش اسلام نقش اين موهبت الهي در تشخيص و تفكيك حق از باطل خير از شر راه از بيراهه و سعادت از شقاوت است كه هر كدام از اين محورها داراي مصاديق خاص اعتقادي فكري اجتماعي سياسي اخلاقي و تربيتي مي باشند و « وحدت » و در نقطه مقابل و متضاد آن « تشتت » از جمله مصداق هاي عملي و اجتماعي و سياسي در اين راهگشايي و نقش آفريني عقلي به شمار مي روند.
    درمتن فرهنگ و معارف اسلامي تعاليم وآموزش هاي ژرفي مي يابيم كه به جايگاه و نقش خاص عقل و خرد در نماياندن راه ها و بي راهه ها و سعادت ها و شقاوت ها و امر و نهي آدمي به عملكردهاي سالم و پاك و اجتناب و خودداري از اعمال فاسد و تباه تصريح دارند.
    حضرت امام موسي بن جعفر(ع ) مي فرمايد : « خداوند را در بين مردم دو حجت است يكي ظاهري و آن ديگري باطني . حجت ظاهري رسولان و انبيا و ائمه هستند و حجت باطني عقل هاي مردم است . » (1 )
    بر مبناي اين رهنمود شريف و رهنمودهاي ديگري كه درباره جايگاه و نقش عقل در متون روايي اسلام وجود دارد اين نيروي باطني و دروني كه در وجود آدميان به وديعه گذاشته شده است راه ياب و راهنما به سوي رشد و فلاح و رستگاري مي باشد و مصالح و مفاسد را از هم باز مي شناسد و به حركت در مسير حق و اجتناب از باطل دعوت و ترغيب مي كند و از آن جمله به « وحدت و همبستگي » فرا مي خواند و از « تفرقه و پراكندگي » نهي مي نمايد.
    با توجه به اين كه حجت باطني عقل براي راهيابي و هدايت و رستگاري جاودان انسان كافي نيست و نيروي عقل و خرد با تمام توان و قدرت در ايفاي نقش سازنده خويش در معرض آفات و آسيب هاي ناشي از هواهاي نفساني قرار مي گيرد(2 ) حضرت پروردگار در كنار اين حجت باطني با نزول قرآن و ارسال پيامبر اكرم (ص ) فيض و رحمتي ديگر بر آدميان سرازير مي كند و اين دو را در كنار هم زمينه ساز هدايت و سعادت و رستگاري انسان ها قرار مي دهد.
    اگر عميق بينديشيم بين « شرع » و « عقل » در اثبات ضرورت وحدت و همبستگي و آثار سازنده آن و نيز در نفي تفرقه و پراكندگي و آثار مخرب آن پيوند و ارتباط متقابل و همگون وجود دارد به اين ترتيب كه هر چه را كه شرع در اين موضوع به تثبيت مي رساند و به تاييد در مي آورد و حياتي و ضروري مي داند عقل نيز مي پذيرد و در برابر آن خاضع مي گردد. و در نقطه مقابل آنچه را كه عقل بر آن صحه مي گذارد و ضرورت آن را اعلام مي نمايد شرع نيز پذيرا مي شود و وجوب آن را تاييد مي كند.
    اين پيوند و رابطه همگون و مكرر و پيوسته بين شرع و عقل را در همه موضوعات اساسي همچون وحدت و اتحاد به صورت اثباتي و تشتت و افتراق به صورت سلبي در متن تعاليم دين مبين اسلام يعني آموزه هاي وحياني و آيات قرآني و روايات ورهنمودهاي پيامبراكرم (ص ) و ائمه اطهار(ع ) به وضوع مشاهده مي كنيم به اين صورت كه آنچه در آيات قرآن و روايات پيشوايان اسلام درباره ضرورت گرايش به وحدت و همبستگي و پرهيز از تفرقه و پراكندگي به نظاره مي نشينيم همه مبتني بر معيارهاي عقلي مي باشد و علاوه بر اين كه از ناحيه معارف وحياني وحدت را اثبات و تشتت را نفي مي نمايند در متن خود ضوابط و استدلال هاي عقلاني را نيز سرشته اند و با آميزه اي از وحي و عقل ـ كه هر دو موهبت هاي الهي هستند وبراي هدايت انسان ها نازل گرديده اند ـ از منازعه و اختلاف نهي مي كنند و به اتفاق و اتحاد فرا مي خوانند.
    تامل و تفكر در نمونه هايي از اين معارف قرآني ژرف و آميخته به معيارهاي شرعي و عقلي بسيار راهگشا مي باشد.
    1 ـ قرآن كريم كه محور اوليه و اصلي وحدت و همبستگي و اتحاد و اقتدار است همه مسلمانان را مخاطب قرار مي دهد ومي فرمايد :
    « همگي به حبل متقن و رشته استوار دين خدا چنگ زنيد و راه تفرقه و پراكندگي و تشتت را نپوئيد . » (3 )
    اين آيه شريفه « دين خدا » را محور « وحدت » مي داند و از عموم ملل مسلمان در همه اعصار و زمان ها مي خواهد كه به حبل و رشته مستحكم دين الهي ـ كه مجموعه معارف و تعاليم وقوانين جامع و ارزش هاي والاي اسلامي در همه ابعاد و جلوه هاي اعتقادي و فكري و اجتماعي و سياسي مي باشد ـ تمسك جويند تا به اين وسيله به وحدت و همبستگي نائل آيند و در بيراهه هاي ظلمت زاي تفرقه و تشتت سقوط نكنند.
    اين يك اصل طبيعي و مبتني بر عقل و خرد سالم و راهگشاست كه « دين واحد » « امت واحد » پديده مي آورد و چنانچه در رويكردهاي همه جانبه به تعاليم ديني قصور و غفلت روا داشته نشود به طور قطع ملل مسلمان با تمسك به اسلام جامع به اتحاد و اقتدار نائل مي آيند. زيرا مسلمانان در پرتو دين و آئين است كه موجوديت مي يابند و به تشخص مي رسند و اين بطن و متن دين الهي است كه هستي بخش هر انسان مسلم وموحد مي گردد.
    هستي مسلم ز آئين است وبس
    باطن دين نبي اين است و بس (4 )
    از سويي ديگر و در يك ارتباط و تعامل متقابل همان گونه كه دين خدا عامل و زمينه ساز وحدت و يكپارچگي است و آموزه هاي نظري و فكري مربوط به اتحاد و اتفاق را از اذهان و افكار به صحنه هاي اجتماع مي آورد و مشهود و عيني مي سازد و از مجموعه افراد « ملت » را تشكيل مي دهد وحدت و اتحاد اهل ايمان نيز موجب قدرت و قوت گرفتن دين خدا مي گردد.
    قوت دين از مقام وحدت است
    وحدت ار مشهود گردد ملت است (5 )
    2 ـ قرآن كريم در آيه شريفه ديگري به شدت از اختلاف و تنازع نهي مي نمايد و آثار اين رويكرد ناصحيح و خطرناك را مي نماياند :
    « به راه اختلاف و تنازع كه موجب افتراق است نرويد. زيرا در اثر تفرقه و پراكندگي ترسناك و ضعيف مي شويد و قدرت و عظمت شما نابود مي گردد . (6 )
    اين آيه شريفه رابطه معقول بين اختلاف و تفرقه و رخنه ضعف و تزلزل در جبهه اسلام و مسلمين را نمايان مي سازد به اين ترتيب كه بر اساس قواعد و ضوابط انكارناپذير مبتني بر عقل و خرد تضاد و تعارض و چند دستگي با وحدت و اتحاد و يكپارچگي در نقطه مقابل و مخالف يكديگر قرار دارند و نمي توان پذيرفت كه اهل اختلاف و تفرقه در همان حال كه متفرق و پراكنده مي باشند متحد و يكپارچه باشند!
    اصل عقلاني ضعف و تزلزل ناشي از اختلاف و تنازع هرگز منحصر به ملل مسلمان جهان نمي شود كه هر ملت در هر زمان و مكان و با هر مذهب و ايده و آرمان را فرا مي گيرد و به طور طبيعي تفرقه ها و چند دستگي ها و تعارض و تنازع حاكم در ميان آنها تزلزل و ضعف و ناتواني و شكست حاصل و نتيجه مي دهد و از قدرت و توانمندي ها مي كاهد و از رشد و بالندگي و پيشرفت و عظمت مانع مي گردد. ملل مسلمان جهان كه داراي پيامبر خاتم و دين جامع و كامل مي باشند در عمل به اين عقلانيت منطبق بر ديانت سزاوارتر از ديگران مي باشند.
    3 ـ يادآوري گذشته و امور به تجربه و آزمون رسيده در موضوع وحدت و اتحاد به عنوان يك ارزش اجتماعي و سياسي بزرگ و آثار مثبت و سازنده آن و نيز در موضوع تشتت و افتراق به عنوان يك ضد ارزش و رفتار و عملكرد ناسالم و آثار و تبعات منفي و مهلك آن روش ديگر مبتني بر عقلانيت است كه قرآن كريم از آن براي پاسداري و صيانت از اتحاد و اقتدار و نفي هرگونه تفرقه و چند دستگي بهره برداري مي كند.
    خداوند متعال در قرآن كريم خطاب به مسلمانان چنين مي فرمايد :
    « بياد آريد اين نعمت بزرگ خدا را كه شما ـ در اثر تنازع و تفرقه و چند دستگي ـ با هم دشمن بوديد و خداوند در دل هاي شما الفت و مهرباني انداخت و به لطف الهي همه شما برادر ديني و متحد و يكدل شديد و در پرتگاه آتش بوديد كه خداوند شما را نجات داد . » (7 )
    اين آيه شريفه همه ملل مسلمان را به گذشته پر افتخارشان باز مي گرداند وفيض و رحمت و الطاف خاص خداوند را نسبت به آنان در رفع اختلافات و دشمني ها و ايجاد الفت و وحدت يادآور مي شود و از اين طريق نيروي عقل و خرد آنها را به تكاپو و تحليل و بررسي وا مي دارد تا به طور طبيعي به اين نتايج دست يابند كه اولا « وحدت » امري ممدوح و پسنديده است و عامل اصلي پيوند قلوب و بسترساز مودت و محبت و صميميت مي باشد وجان ها را به آرامش و نشاط در مي آورد و اميد و تحرك و رشد و ابتهاج مي آفريند. ثانيا « تشتت » بسيار مذموم و ناپسند مي باشد و دل ها را از هم جدا و كينه ها را پايدار و منازعه و ستيز و درگيري ها را تشديد مي كند و ركود و سكون و رنج و مرارت مكرر توليد مي نمايد.
    ثالثا اتحاد و اقتدار به دست آمده به پاسداري و صيانت و محافظت نياز حياتي دارد و بايد همه افراد و گروهها در حوزه هاي فعاليت هاي فكري و فرهنگي و اجتماعي و سياسي و حكومتي براي تحقق اين هدف مقدس تلاش نمايند و همه روش هاي مفيد و كارآمد را به عرصه تجربه در آورند.
    اشاره به سه آيه شريفه مزبور براي نماياندن اين حقيقت كافي مي باشد كه وحدت و يكپارچگي ملل مسلمان يك ضرورت حياتي و بنيادين است كه بر معيارهاي دقيق « شرع » و « عقل » تكيه دارد و اين دو حجت « ظاهري و بيروني » و « باطني و دروني » با فرهنگ سازي هاي وحدت زا و تفرقه ستيز جوامع و كشورهاي اسلامي را از تنازع و افتراق نهي مي كنند و به همبستگي و اتحاد فرا مي خوانند.
    امروز هم « قانون شرع » و هم « برهان عقل » تحركات مخرب افراد و احزاب و گروه هايي را كه به نام دين در گوشه و كنار كشورهاي اسلامي زمينه ساز ضعف و تزلزل اسلام و مسلمين مي شوند وبسترساز تهاجم و تعدي قدرت هاي سيطره جوي جهاني همچون آمريكا و انگليس به سرزمين هاي مسلمان نشين مي گردند محكوم مي كنند و بر نقش محوري و حياتي وحدت و همبستگي مذاهب اسلامي و علما و شخصيت هاي فكري و فرهنگي و سياسي شيعه و سني تاكيد و اصرار مي ورزند.
    آنچه در كنار تقريب و وحدت مذاهب و گرد هم آيي و پيوند و ارتباط عالمان ديني و شخصيت هاي سياسي از هر دو مذهب ضرورت مي يابد هم انديشي و چاره جويي و برنامه ريزي براي خنثي سازي فعاليت هاي فكري و فرهنگي و تبليغي مخالفان اتحاد و اقتدار اسلامي و بررسي راه هاي جلوگيري از فعاليت هاي مخرب عملي احزاب و گروه هايي است كه در عين ادعاي اسلاميت به قدرت هاي استعماري غرب متصل مي باشند و با ايجاد قتل و كشتار و تخريب اماكن مقدسه در صدد به راه انداختن جنگ شيعه و سني براي فرسايش نيروهاي اسلام و ضعف دين واز هم پاشيدگي صفوف متحد مسلمانان و در نهايت ايجاد زمينه ها و بسترهاي مناسب و متعدد به منظور بسط سلطه جبهه كفر جهاني به سركردگي شيطان بزرگ آمريكاي جنايتكار مي باشند.
    آزاد انديشي و صبر و متانت نيروهاي مقيد به « ديانت » و « عقلانيت » از هر دو مذهب واجتناب وخودداري آنان از حركات و تصميمات و عملكردهاي نامشروع و نامعقول و مبتني بر احساسات و تعصب ورزي هاي كور بشارت دهنده شكل گيري بيشتر و بهتر شيرازه هاي وحدت و برادري و اتحاد وهمبستگي مذاهب اسلامي و خنثي شدن توطئه هاي قدرت هاي استكباري در ايجاد تفرقه و تنازع و تشتت در جهان اسلام است و اميد است كه اين راه مقدس در اين عصر و هر عصر با قدرت و توانمندي و صلابت و استواري و تلاش هاي علمي و عملي تداوم يابد.
    ــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
    پاورقي :
    1 ـ الحديث مجموع روايات تربيتي مكتب اهل بيت (ع ) به كوشش محمدتقي فلسفي دفتر نشر فرهنگ اسلامي جلد دوم ص 304
    2 ـ در متون فرهنگ و معارف اسلامي به آفات و آسيب هايي كه « عقل » را به محاصره در مي آورند و از نقش آفريني هاي سازنده باز مي دارند تصريح شده است كه مهم ترين آنها تمايلات نامشروع نفساني است كه برخي از انسان ها را به بند مي كشند و مانع مي گردند كه نيروي عقل خويش را به بهره وري هاي صحيح برسانند.از امير مومنان حضرت علي (ع ) نقل است : « چه بسيار عقلي كه در برابر فرمانروايي هواي نفس اسير و گرفتار است » (نهج البلاغه حكمت 311 ) و نيز امام علي (ع ) مي فرمايد : « در كشاكش انگيزه هاي شهوت و غضب عقل بشر تيره و تار مي شود وفروغ خود را از دست مي دهد . » (الحديث ج 2 ص 316 )
    با اين وصف كساني كه در عين داشتن نيروي عقل و خرد از پذيرش راهنمايي هاي آن از جمله دعوت به وحدت و همبستگي و پرهيز از تشتت و چند دستگي امتناع مي ورزند عناصر ناسالمي هستند كه با اراده و اختيار خود عرصه هاي حضور و نقش آفريني عقل و خرد را مسدود كرده اند و يا جاي آن هواي نفس را به اطاعت و فرمانبرداري در آورده اند.
    3 ـ قرآن كريم سوره آل عمران (3 ) آيه 103
    4 ـ فرهنگ موضوعي ديوان اقبال لاهوري به كوشش قادر فاضلي نشر فضيلت علم ص 62
    5 ـ همان مدرك ص 290
    6 ـ سوره انفال (8 ) آيه 46
    7 ـ سوره آل عمران (3 ) آيه 103
    يادآوري گذشته و امور به تجربه و آزمون رسيده در موضوع وحدت و اتحاد به عنوان يك ارزش اجتماعي و سياسي بزرگ و آثار مثبت و سازنده آن و نيز در موضوع تشتت و افتراق به عنوان يك ضد ارزش و عملكرد ناسالم و آثار و تبعات منفي و مهلك آن روشي مبتني بر عقلانيت است كه قرآن كريم از آن براي پاسداري و صيانت از اتحاد و اقتدار و نفي هرگونه تفرقه و چند دستگي بهره برداري مي كند
    امروز هم « قانون شرع » و هم « برهان عقل » تحركات مخرب افراد و احزاب و گروههايي را كه به نام دين در گوشه و كنار كشورهاي اسلامي زمينه ساز ضعف و تزلزل اسلام و مسلمين مي شوند و بستر ساز تهاجم و تعدي قدرت هاي سيطره جوي جهاني همچون آمريكا و انگليس به سرزمين هاي مسلمان نشين مي گردند محكوم مي كنند و بر نقش محوري و حياتي وحدت و همبستگي مذاهب اسلامي اصرار مي ورزند
    آزاد انديشي و صبر و متانت نيروهاي مقيد به « ديانت » و « عقلانيت » از هر دو مذهب شيعه و سني و اجتناب و خودداري آنان از حركات و عملكردهاي نامشروع و نامعقول و مبتني بر احساسات و تعصب ورزي هاي كور بشارت دهنده شكل گيري بيشتر و بهتر شيرازه هاي اتحاد مذاهب اسلامي و خنثي شدن توطئه هاي قدرتهاي استكباري در ايجاد تفرقه و تنازع در جهان اسلام است
    امروز برخي از احزاب و گروه ها درعين ادعاي اسلاميت به قدرتهاي استعماري غرب متصل مي باشند و با ايجاد قتل و كشتار و تخريب اماكن مقدسه در صدد به راه انداختن جنگ شيعه و سني براي فرسايش نيروهاي اسلام و از هم پاشيدگي صفوف متحد مسلمانان و ايجاد زمينه هاي مناسب به منظور بسط سلطه جبهه كفر جهاني مي باشند