روزنامه جمهوري اسلامي 11/06/1386 صفحه عقيدتي
*****
تعليم و تربيت در اسلام




  • شهيد حجت الاسلام والمسلمين محمدجواد باهنر
    آخرين قسمت
    شعار دعوت پيامبر اين جمه معروف است كه اولين كلمه و دعوت كه پيامبر گرامي اسلام (ص ) فرمود اين بود كه : « قولوا لااله الاالله تفلحوا » .
    شعار اسلام هم « لااله الاالله » است . يعني داراي دو بخش است : يكي « لااله » و يكي « الاالله » . بدين معني كه اسلام ابتدا مي خواهد خدايي را كه مردم براي خود ساخته بودند بشكند تا محيط براي پذيرفتن الله و خداي واحد و يگانه آماده شود. حال اين خدايان چه آن بتهايي باشند كه خودشان تراشيده بودند و چه آن بتهاي جانداري كه به صورت بتهاي مجسم و متحرك در بين مردم حركت مي كردند و يا ماه و ستارگان و يا حيوانات و يا هواي نفس يا درهم و دينار باشد. و لذا اگر بخواهيم الله را در محيطي كه آلوده به انواع خداها است تبليغ كنيم مادام كه در محيطي كه بتهاي فراوان وجود دارد دعوت به توحيد و يگانه پرستي و گرايش به الله نتيجه بخش و موفق نيست . گرايش به الله زماني پا مي گيرد و جان پيدا مي كند كه محيط از آلودگيها و بتها پاك شود. و لذا پيامبراكرم تا وقتي كه محيط كعبه را از بت پاك نكرده و بتها را نشكسته است خود را موفق نمي داند. او علاوه بر اينكه بتهاي بيجان را شكست بتهاي جاندار را هم ريشه كن كرد. يعني همه آن خدايان زر و و زوري را كه در محيط وجود داشتند از بين برد و اصل اتحاد و يگانگي و برابري و مساوات و هماهنگي را بين مردم ترويج كرد :
    يا ايهاالناس انا خلقنا كم من ذكر و انثي و جعلناكم شعوبا و قبائل لتعارفوا ان اكرمكم عندالله اتقيكم 4...
    اي مردم ! ما همه شما را نخست از مرد و زني آفريديم و آنگاه شعبه ها و فرق مختلف گردانيديم تا يكديگر را بشناسيد همانا بزرگوارترين شما نزد خدا باتقواترين شما است .
    بنابراين مسئله پاك كردن و پيراستن و زدودن آلودگيها يك مقدمه لازم براي رشد كردن كمالات به معناي واقعي است .
    يك شاهد ديگر
    باز به عنوان شاهد جمله اي را در مورد صفات خدا عرض مي كنم . مي دانيد كه بعضي از صفات خدا سلبيه و بعضي ثبوتيه است . صفات سلبيه شامل صفاتي است كه در خدا وجود ندارد. اساسا صفت نيست چيزهايي است كه در خدا راه ندارد. خدا فرزند ندارد احتياج ندارد مركب نيست ماده و جسم نيست محدود به زمان و مكان نيست خواب و غفلت در او راه ندارد. ما اين مسائل را از خدا نفي مي كنيم . در مقابل صفاتي است به نام صفات ثبوتيه كه صفات كمال است . مثلا خدا داناي مطلق است اراده مطلق در خدا وجود دارد و داراي قدرت مطلق و احاطه كافي است داراي حيات مطلق است . در اينجا هم مي بينيم وقتي قرار است خداي كامل و آراسته به جميع فضائل و كمالات در محيطي به مردم معرفي شود ابتدا بايستي آن تصورات باطل موجود در مغز مردم درباره خدا و خدايان يعني آن صفات سلبيه را از محيط پاك كنيم تا تصوري كه مردم مي خواهند از خدا داشته باشند با نياز واحتياج و زمان و مكان بودن و جسم بودن همراه نباشد. وقتي مي خواهد خدا را مجسم و تصور كند خدايي را كه بالاي عرش بر كرسي نشسته و گاهي بوده و گاهي نبوده تصور نكند. نگويد چگونه ممكن است هزار سال قبل خدا موجود باشد اصلا خدا را وارد زمان نكند. خدا را جداي از زمان و ماوراي آن بداند و بتواند خدا را با آن كمالاتي كه دارد از قبيل قدرت و علم و اراده و حيات و احاطه مطلق و بي نهايت تصور نمايد و فكر كند. بنابراين معمولا پاك كردن و پيراستن مقدمه اي براي رشد دادن و تربيت كردن و بالاآوردن است .
    نقش تزكيه در خيرجويي و كمال طلبي انسان
    اصلي كه از اسلام با استفاده از شواهد قرآني و روايات متعدد حاصل مي شود و در مسائل تربيتي بسيار مفيد و قابل بهره برداري است اين است كه اساسا انسان به گونه اي آفريده شده كه متوجه خيرات و كمالات است و مبدا خيرات و كمالات در خود او و در ذات و جانش وجود دارد. يعني خداوند استعدادي به انسان داده است كه مي تواند روبه كمال و رشد حركت كند و اوج بگيرد . ذاتا اين گونه آفريده شده است : « و نفس و ما سويها فالهمها فجورها و تقوبها » .5 يعني اساسا انسان خود به خود مي تواند خير و شر را تميز بدهد. اين بينش و درايت اين بصيرت و روشن بيني در كنه ذات انسان قرار داده شده است .
    اما اين آئينه دل زنگار برمي دارد اين آئينه روح و نفس در اثر غبارهاي تربيتهاي غلط خرافات افسانه ها اساطير و شهوات زنگار مي گيرد و مانع مي شود از اينكه روح و نفس وجان آدمي بتواند رشد و نمو خود را بكند و به سوي كمال تربيت و پيشرفت و بالارفتن گام بردارد. بايد اين غبارها و زنگارها و آلودگيها از محيط دل و صفحه روح پاك شود. در غيراينصورت تربيت و تعليم نيز يا اثر كامل ندارد و يا تاثير معكوس خواهد داشت . مثلا كساني كه معلومات فراواني پيدا مي كنند اما چون تربيت كافي اخلاقي ندارند و روحشان از آلودگيها پاك نشده است اين معلومات براي آنها وسيله اي براي شرارت و سواستفاده و بهره برداري غلط مي شود. اما اگر روح و اخلاق از آلودگيها مهذب و پاك شود انسان مي تواند از سرمايه اي كه در اختيارش مي گذارند بهره برداري بيشتر و بهتري بكند.
    تاثير فساد در جامعه
    در اينجا به طور فشرده و به عنوان نتيجه بحث بايستي عرض كنم كه فسادهاي اخلاقي يا فكري كه در جامعه وجود دارد مانع رشد و كمال اجتماع است . مثلا اعتياد به موادمخدر يك فساد اجتماعي و اخلاقي است اما فساد آن تنها محدود به اين نيست كه مقداري پول و نيرو و وقت و سرمايه و سلامتي يك فرد معتاد در راه آن مصرف مي شود و به هدر مي رود و در نتيجه او ضرر كرده و آلوده شده است بلكه اساسا اين فساد و آلودگي سد ترقي است و مانع از اين مي شود كه در جامعه نيروها بتوانند رشد كافي بيابند. بدين معنا كه درنتيجه اعتياد يك فرد آن استعداد روح بينش و قدرت علمي و فكري و كاري او در جامعه ضعيف مي گردد. در نتيجه سطح پيشرفت جامعه نه تنها متوقف مي شود بلكه پايين مي آيد. لذا فساد مانع تربيت و رشد به معناي وسيع در جامعه خواهد شد.
    آفت دروغ
    براي مثال دروغ نيز يك آفت اخلاقي و يك فساد است . دروغگويي عادت زشتي است كه وقتي در يك جامعه يا در يك فرد پيدا شد ميزان استفاده از نيروهاي جامعه را كاهش مي دهد. يعني وقتي يك عده دروغگو پيدا شدند اعتماد سلب مي گردد و در نتيجه نظم و روال امور ضعيف مي شود و بخش زيادي از نيروها بايد براي جلب اعتماد به مصرف برسد.و اگر در معاملات بازار دروغ رايج شد بايد نيروي زيادي صرف از بين بردن آفات دروغ گردد. يعني براي خريد يك كالاي مختصر كه مجموع وقتي كه به طور طبيعي احتياج دارد ده دقيقه است ممكن است دو ساعت وقت و نيرو صرف شود تا تحقيق زيادي براي به دست آوردن قيمت واقعي جنس صورت گيرد تا علي رغم خيانت و دروغي كه در محيط كار وجود دارد بتوان قيمت واقعي آن را به دست آورد. بنابراين با به وجود آمدن آفت دروغ جلوي رشد نيروها گرفته مي شود يعني مقدار بازده و پيشرفت كار كاهش مي يابد و بخشي از نيروها له مي شود و از بين مي رود. عينا مثل اينكه باغبان شاخه هاي زائد درخت را نزند و باعث شود مقداري نيرو و آب و مواد غذايي كه درخت براي رشد خود از زمين گرفته است به هدر رود و از آن بهره برداري نشود. پس به دنبال اين آفت از بين رفت نيرو و جلوگيري از رشد و تربيت خواهد بود و نيز هر فساد و گناهي كه در جامعه پيدا شود آفت و بلاي رشد و تربيت آن جامعه است . بنابراين تزكيه زمينه تربيت و بلكه عين تربيت است .
    تاثير فساد در عقب ماندگي جوانان
    در مسائل اجتماعي كه با آن مواجه هستيم توجهي كه جوانان به مراكز فساد پيدا مي كنند(6 ) گذشته از اينكه مقداري از پول و وقتشان را صرف مي كنند بازده كار آنها در پيشرفت تحصيلي هم پايين مي آيد. يعني جواني كه بايد تكليف روز بعدش را انجام دهد بارو آوردن به يك مركز فساد و توجه به يك فساد اخلاقي به عنوان تفريح و سرگرمي علاوه بر فساد اخلاقي كه پيدا كرده است در نتيجه توجه فكر و ذهنش به مسائل شهوي و جنايي قدري از نيروي فكر و ذهن و حواس و عقل و هوش او در اين قسمت از بين رفته و نابود شده است . يعني بعد از چند ساعت اتلاف وقت نه تنها وقتي برايش باقي نمانده كه به دنبال تحصيل باشد بلكه روحش آنچنان آشفته و پريشان شده كه اساسا علاقه و توجهش رابه كار و تحصيل سلب كرده است .
    ديگر مسئله فيزيك رياضي هندسه و جبر برايش آن شور وشعف و علاقه و رغبت را به وجود نمي آورد زيرا رغبت و علاقه اش معطوف به جاي ديگر شده و جاي ديگر او را جذب كرده است . بنابراين آفتهاي اجتماعي آفت پيشرفت و رشد يك جامعه است يعني هر چه مراكز فساد اخلاقي و فكري و شهوت انگيزيها در يك جامعه بيشتر شود و خريداران آن زيادتر گردد سطح توليد و پيشرفت علمي و پيشرفت اجتماعي و ترقي فكر پايين مي آيد.
    نقش تخريبي فساد اخلاقي در كشورهاي پيشرفته صنعتي
    ممكن است براي بعضي اين سئول مطرح شودكه چگونه كشورهاي اروپايي يا محيطهاي ديگر با وجود اين گونه آلودگيهاي اخلاقي يا فسادهاي اجتماعي آن همه از نظر علمي و صنعتي پيشرفت كرده اند آيا اين فسادها با آن پيشرفتهاي علمي مزاحمت و منافات دارد من فكر مي كنم يكي از اشتباهات بزرگي كه بسياري از جوامع جهان سوم و نيز جامعه ما گرفتار آن هستند همين مسئله باشد. اين جوامع وقتي آن پرتاب موشك يا تسخير كره ماه يا كارخانه هاي عظيم و بزرگ يا شكافتن دل اتم و انواع پيشرفتهاي علمي را دركنار كاباره ها و مراكز فساد و فحشا و اين گونه مسائل مي بينند تصور مي كنند اين دو مسئله با هم ارتباط دارند و يا لااقل با هم منافات ندارند. يعني اگر يك جامعه بخواهد به آن پيشرفت برسد بايد اين فسادها را هم داشته باشد. و متاسفانه در انتخاب هم به جاي انتخاب اصلح انتخاب افسد مي كنند. يعني جوامع عقب مانده و به اصطلاح در حال رشد وقتي كه مي خواهند مقلد باشند به جاي اينكه به مصداق آيه شريفه « ... فبشر عبادالذين يستمعون القول فيتبعون احسنه ... » (7 ) آن سخن را كه بهتر و مفيدتر است برگزينند و به آن عمل كنند آنچه كه پر زرق و برق و فريبنده است و بهتر و زودتر مي تواند شهوات و تمايلات نفساني را اشباع كند آن را مي گيرند. يعني بر خلاف اين اصل كه در تربيت اسلامي مطرح است كه بايستي دل و گوش و چشم به آنچه كه ديگران دارند باز باشد اما آنچه بهتر و مفيدتر است انتخاب گردد عمل مي كنند. البته من تصور مي كنم در اين گونه جوامع نوعي عمدهم در كار باشد كه برخلاف آن مسائل عميق علمي و پيشرفتهاي عظيم ديگر روي اين گونه مسائل بيشتر تكه مي شود و آنها را بيشتر دامن مي زنند وترويج مي كنند.
    در محيطهاي به اصطلاح متقي و متمدن پيشرفتهاي علمي بسيار مطلوب و قابل تحسين است . (8 ) اما ما مي بينيم كه خود آنها از اين گونه فسادها به عنوان آفت پيشرفت ياد مي كنند. يعني وقتي آمار ازدياد فحشا و سقط جنينها و روابط نامشروع و آمار فراوان طلاق و امثال آن را مي دهند آن را به عنوان يك آفت اجتماعي و يك خطر تلقي مي كنند. مي گويند جامعه ما با داشتن اين اعتيادهاي خطرناك اين فسادها و اين پيشرفتهاي آماري در زمينه فحشا يا طلاق به كجا مي رود اين مسئله را به عنوان يك درد و مشكل و مسئله ذكر مي كنند. البته اين حقيقت را روان شناسان علماي تربيتي و جامعه شناساني كه تا حدي صداقت دارند و منافعي در اين فسادها ندارند اقرار مي كنند نه آن سودجويان و پول پرستان و كساني كه به دنبال اين هستند كه از راههاي مختلف براي جذب پول مردم دام بگسترانند و اساسا در برانگيختن تمايلات جنسي و ترويج اين فسادها منافعي دارند.
    يكي از اهداف رسالت
    شما تصور مي كنيد يك جامعه چقدر از نظر خلقت و طبيعت آمادگي رشد فكري دارد بسيار زياد. مي تواند آزاد بينديشد و فكر كند و در رشته هاي مختلف علمي و فكري و اجتماعي و معنوي پيشرفت كند. اما وقتي از اين آزادي فكر جلوگيري شد و آفات و زنگارهايي ايجاد گرديد كه مانع شكوفايي و ثمر دادن اين سرمايه معنوي گشت آن آفات باعث ركود و عقب ماندگي مي شود. لذا يكي از تعبيراتي كه قرآن درباره شخصيت گرامي پيامبر اسلام رسول اكرم (ص ) مي فرمايد اين است كه : « ... و يضع عنهم اصرهم والا غلال التي كانت عليهم ... » (9 ) . يكي از اهداف پيامبر اسلام (ص ) اين بو دكه بارهاي گران را از دوش جامعه انسانيت بردار دو غل و زنجيرهايي را كه به پاي مردم بسته شده بود پاره كند. اگر يك انسان معمولي به طور طبيعي مي تواند در پانزده دقيقه حدود يك كيلومتر راه برود و يا در هفت دقيقه يك كيلومتر راه بدود اگر چنانچه به پايش غل و زنجير بستند اين قدرت حركت از او گرفته مي شود و امكان پيشروي از او سلب مي گردد. اكنون بايد غل و زنجير را پاره كرد تا امكان حركت پا فراهم شود. يكي از اهداف اسلام همين است كه اين غل و زنجيرها را پاره كند غل و زنجيرهايي كه كليساها به فكر مردم بسته بودند زمامداران به دست و پاي مردم بسته بودند اشراف و طبقات مرفه اجتماع در جامعه به وجود آورده بودند اين بارهاي گران فكري اجتماعي اقتصادي و اخلاقي را بردار تا انسان آزاد گردد خلاص و راحت شود و در نتيجه بتواند تربيت شود و رشد كند و بالا بيايد.
    نوآوري اسلام
    يكي از نوآوريهاي اسلام همين است . چون اين خود بحثي است كه اسلام چه آورد (10 ) نوآوري اسلام چه بود يكي از بزرگترين وظايف اسلام همين بود كه همه ناهمواريها و ناگواريها و خرافات و كج فكريها و كجرويهاي گذشتگان را بزدايد و انسان را از آلودگيهاي گذشته پاك كند. مگر كار كوچكي است كه بگويد : اي انسان ! آن خدايي كه تو تصور مي كردي غير از خدا است آن موقعيتي كه براي رهبران كليسا يا براي زمامداران و رهبران اجتماعي و اشراف و ثروتمندان قائل بودي اشتباه است . اساسا فكر را از آن آلودگيها و زنگارها پاك و پيراسته گرداند تا جامعه آزاد شود و وقتي آزاد شد مي تواند پرواز كند مثل پرنده بلند پروازي كه مي تواند اوج فراوان بگيرد اما در قفس گرفتار است . قفس را باز كنيد ببينيد تا كجا اوج مي گيرد. يكي از بزرگترين خدمات اسلام باز كردن در اين قفس است . آن قفسي را كه براي روح و جان و اجتماع و آينده انسانها درست شده است مي گشايد و غل وزنجيرها را پاره مي كند. در نتيجه انسان آزاد مي شود و مي تواند اوج بگيرد.
    آلودگيهاي دروغ و حسد و كينه و نفاق و بدبيني و بي اعتمادي مانند غل و زنجيري است كه به دست و پا و روح يك جامعه بسته ميشود و مانع آزادي جامعه براي رشد و ترقي و پيشرفت مي گردد. « ...ويز كيهم و يعلمهم الكتاب و الحكمه ... » (11 ) . يعني اول پيامبراكرم (ص ) تزكيه و پيراسته مي كند و به دنبال آن تعليم مي دهد و تربيت مي كند . در غير اين صورت هر چه براي يك محيط آلوده خوراك خوب تهيه شود معلوم نيست در برابر آن همه استفاده از خوراكهاي فاسد بتواند كار خود را انجام دهد. بنابراين در مسئله تربيت جهت خاصي كه بايد بيشتر مورد توجه قرار گيرد و روي آن تكيه شود مسئله مبارزه با آفات و فسادهاي اخلاقي و اجتماعي است .
    نقش حساس تربيت در جوانان
    اين مطلب خصوصا براي دانش آموزان و جوانان بسيار مطرح است كه جوان در آن سنين اساسا به دنبال گمشده مي گردد. دائما مي خواهد چيزي را بيابد كه خود را با آن سرگرم و دلگرم كند و در حالي كه جوشش فراوان و كوشش و تلاش دارد و به دنبال گمشده مي گردد چقدر زود دامهاي خطرناك فسادهاي اجتماعي مي تواند دست و پاي او را به بند بيندازد و او را گرفتار سازد و از هرگونه ترقي و پيشرفت بازدارد. و لذا بايستي براي اين آلودگيها و دامهايي كه جلوي راه جوانان گسترده مي شود فكري كرد تا يك جوان خود را به اين دامها نيندازد و آلوده نكند و بتواند آن كوششها و تلاشها و جنب و جوشها را در طريق يك فعاليت صحيح و ترقي و تكامل و تعالي به كار بندد.
    خداوند ان شاالله به همه توفيق پذيرفتن تربيت و تعليم كافي عنايت فرمايد. خداوند ان شاالله همه ما را به معارف واقعي اسلام آشنا فرمايد. خداوند انشاالله ريشه هاي فساد و ناهمواريهاي اجتماعي را قطع كند. خداوند ان شاالله به همه ما توفيق كمال و پيشرفت و ترقي عنايت فرمايد.
    .4 حجرات 13
    .5 شمس 7 و 8
    .6 شايان ذكر است كه اين سخنراني قبل از پيروزي انقلاب شكوهمنداسلامي و بنا بر شرايط جامعه آن زمان ايراد گرديده است . (د)
    .7 به رحمت من بشارت ده آن بندگان را كه چون سخن را بشنوند نيكوترين آن را عمل مي كنند . » (زمر17 و 18 ) .
    .8 البته قابل تحسين كه گفتم اين جمله به نظرم رسيد كه معمولا ما فقط تحسين و اعجابش را مي كنيم و آفرين گفتنش براي ما است اما تا چه حد خودمان شركت مي جوييم يا تشريك مساعي مي كنيم و همت به خرج مي دهيم تا به آن افق بازي كه اسلام جلوي ما گشوده است برسيم و خودمان سرقافله و پيشرو و سرمشق باشيم
    9 ـ اعراف 157
    10 ـ البته تصور نشود كه ميخواهم بحثها را مخلوط كنم فقط به هر يك از اين بحثها اشاره اي مي كنم و همه اش تقريبا به هم مربوط است .
    11 ـ جمعه .2
    آئينه روح و نفس در رشد غبارهاي تربيت هاي غلط خرافات افسانه ها اساطير و شهوات زنگار مي گيرد و مانع مي شود كه روح و جان آدمي بتواند رشد و نمو كند. بايد اين غبارها و زنگارها و آلودگي ها از محيط دل و صفحه روح پاك شود
    « دروغ » يك آفت و فساد اخلاقي و يك عادت زشتي است كه وقتي در فرد و جامعه پيدا شد ميزان استفاده از نيروهاي جامعه را كاهش مي دهد