يادداشت هاي يك خبرنگار از سفر به مناطق عملياتي جنوب
بخش نخست
ث حسين زكريائي عزيزي
مي گويند خرماپزان خوزستان است يعني در سخت ترين روزهاي خوزستان در گرماي طاقت فرساي 50 درجه روز
پنج شنبه مورخه 11 مرداد ماه هشتاد و شش سفر به مناطق عملياتي جنوب جز و برنامه ما قرار گرفت . با تاخير 20
دقيقه اي پرواز راس ساعت 8
30 صبح
هواپيماي ايران اير در باند فرودگاه اهواز به زمين نشست . درهاي توپولف
روسي وقتي به روي مسافران تهران ـ اهواز باز شد شرجي هوا دويد توي فضاي خنك هواپيما. معاون گردشگري و
معاون صنايع دستي سازمان ميراث فرهنگي
صنايع دستي و گردشگري استان خوزستان در سالن هواپيما
براي استقبال
به انتظار نشسته بودند
با احوال پرسي مختصري
خودمان را به ماشين هاي كولرداري كه پذيراي ما بودند رسانديم و
بدون هيچ مقدمه اي با برنامه قبلي به سمت خرمشهر حركت نموديم . با همسفران هميشه همراه برادر آزاده عليرضا
مقيمي ; دبير ستاد گردشگري جنگ
سرهنگ بازنشسته سيدحسين ناصر طباطبايي
حجت الاسلام علي لقمانپور
سرهنگ ستاد حيدري ; جانشين حفظ آثار دفاع مقدس نيروي زميني ارتش كه هر كدام خاطرات بيادماندني از اين
سرزمين پرخاطره دارند بي ترديد سفر بيادماندني خواهد بود. و اما قبل از رسيدن به پادگان حميد كه اولين نقطه يادماني
است كه مورد بازديد ما قرار خواهد گرفت
تاريخ خوزستان را از ذهن گذراندم . اين استان به علت داشتن ذخاير غني نفت
و موقعيت مهم خود
تاريخ پرماجرايي را پشت سرگذاشته است . بطوريكه قواي بيگانه تا زمان وقوع انقلاب اسلامي سه
بار اين استان را مورد تعرض قرار دادند.
تاريخ خوزستان
نخستين بار در سال 1253 هـ . ق مقارن با 1837 ميلادي بخشي از خوزستان توسط قواي عثماني اشغال شد . اين
وضعيت بيش از سه سال به طول انجاميد تا سرانجام بادخالت دو ابر قدرت وقت (روس و انگليس ) و انعقاد پيمان
ارزنه الروم
مناطق اشغال شده تخليه گرديد.
بيست سال بعد در سال 1273 هجري قمري قواي انگليس باحمله به خوزستان تا اهواز پيش رفتند كه با ميانجي
گري فرانسه و انعقاد قرارداد صلحي در پاريس
به اين مسئله پايان داده شد.
در جريان جنگ دوم جهاني نيز انگليسي ها بار ديگر با تعرض به خوزستان
خرمشهر را به اشغال درآوردند تا بندر آن
براي كمك رساني به روس ها مورد استفاده متفقين قرار گيرد. اين بار نيز چون گذشته عنصر تعيين كننده در آزادي خرمشهر
توافق قدرت هاي بزرگ و اصطكاك و اشتراك منافع آنان بود. پس از پيروزي انقلاب اسلامي ايران
رژيم عراق تحركاتي
را عليه نظام نوپاي جمهوري اسلامي آغاز كرد كه جملگي در جهت كسب آمادگي هاي لازم براي مبادرت به يك جنگ
گسترده بود.
عراق
ابتدا برنامه هاي خودرا مخفيانه طراحي و اجرا مي كرد. اين رژيم علاوه بر تحركات مرزي
اقدامات گسترده اي در
داخل ـ به ويژه خوزستان ـ در پشتيباني از گروه هاي ضد انقلاب داخلي به عمل مي آورد. در اين ميان
عرب زبان بودن
بخشي از مردم اين منطقه
دست آويز مناسبي براي طرح جدايي خوزستان از ايران شده بود. به همين جهت عراق
باگردآوري عناصر گروه منحل شده خلق عرب و همچنين برقراري ارتباطات گسترده با برخي از سران عشاير عرب
با
آموزش
تسليح و تحريك آنان براي راه اندازي درگيري هاي منطقه اي و ايجاد زمينه جداسازي خوزستان مبادرت ورزيد.
با گذشت زمان
مواضع خصمانه رژيم بعث عراق در برابر جمهوري اسلامي تندتر وعلني تر گرديد. صدام حسين
معدوم در تاريخ 1359
1
18 براي اولين بار اعلام كرد : « ايران بايد از سه جزيره عربي تنب كوچك
تنب بزرگ و
ابوموسي خارج شود. »
وي چندي بعد نيز تهديد كرد كه عراق آماده است با توسل به زور تمام اختلافات خود با ايران را حل كند. متعاقب آن
تحركات مرزي ارتش عراق نيز افزايش يافت . تا اينكه بالاخره در روز 31 شهريور 1359
نيروي زميني ارتش بعث با
حداكثر امكانات و تجهيزات
با پشتيباني گسترده آتش توپخانه و نيروي هوايي ـ كه پايگاه هاي نظامي
فرودگاه ها و
باندهاي پرواز را بمباران كرد ـ يورش خود را آغاز كرد.
ارتش بعث در تهاجم خود كه متناسب با اهداف و موقعيت جغرافيايي مناطق مرزي بود
تلاش اصلي خود را در
جبهه جنوب با هدف تصرف خوزستان قرار داد.به همين منظور پنج لشكر مكانيزه زرهي و يك تيپ مستقل نيروي
مخصوص باعبور از پاسگاههاي مرزي كه بانيروي اندك و تجهيزات ضعيف ژاندارمري و برادران سپاه پاسداران و ارتش
جمهوري اسلامي حفاظت مي شدند
از سه محور زير به خوزستان هجوم آوردند.
الف ـ محور شوش
دزفول

ب ـ محور سوسنگرد
اهواز
ج ـ محور خرمشهر ـ آبادان
پادگان حميد
ساعت 9
30 در 80 كيلومتري خرمشهر
وارد پادگان حميد ـ يكي از پادگانهاي لشكر 92 زرهي اهوازـ شديم . از اين
پادگان چيزهاي زيادي شنيده ام اما در اين چند سفري كه به خوزستان آمدم
فرصتي دست نداد تا بتوانم از آن ديدن نمايم .
احداث اين پادگان برمي گردد به قبل از پيروزي انقلاب اسلامي . به گفته سرهنگ حيدري
زمين هاي اين پادگان مربوط
بود به شخص عربي بنام حميد و به همين علت نام حميد بر روي اين پادگان نهاده شد. هم اكنون يك گردان سواره نظام
لشكر 92 زرهي اهواز در آن مستقر است . در گوشه اي از پادگان مخروبه هاي دو ساختمان به چشم مي خورد كه در زمان
تهاجم سراسري توسط لشكر پنج مكانيزه عراق كه در محور كوشك ـ پادگان حميد ـ اهواز وارد عمل شد
در مورخه
1359
7
8 اين پادگان را به تصرف درآورد كه به اين روز در آمده است و تاكنون نيز از آن نگهداري شده و هر ساله در
ايام عيد بعنوان يكي از نقاط يادماني خوزستان مورد بازديد قرار مي گيرد . لازم به ذكر است اين پادگان به مدت 19 ماه در
اشغال عراقي ها بود تا اينكه در مرحله دوم عمليات بيت المقدس كه در ساعت 22
30 روز 1361
2
16 آغاز گرديد
توسط رزمندگان اسلام آزاد شد.
بيمارستان صحرايي امام حسين (ع )
پس از بازديد از پادگان حميد براي بازديد از بيمارستان صحرايي امام حسين (ع ) در جاده اهواز ـ خرمشهر ادامه مسير
مي دهيم . پس از گذر از ايستگاه حسينيه در 37 كيلومتري خرمشهر از راه فرعي سمت چپ جاده به سمت دارخوين
مسيرمان را تغيير داده و پس از طي 7 كيلومتر
به بيمارستان امام حسين (ع ) رسيديم . زماني كه وارد محوطه بيمارستان
شديم يك ساختمان بتوني بزرگ را مشاهده نموديم كه كاملا بوسيله تلي ازخاك استتار شده بود. آنچه از اين بيمارستان
در دست هست
اين است كه وزارت مسكن و شهرسازي و قرارگاه مهندسي خاتم الانبيا (ص ) جهت پشتيباني و
مداواي مجروحين عمليات كربلاي 5 و عمليات هاي بعدي همچون والفجر 8 ساخته شد . اين بيمارستان علاوه بر
پذيرش مجروحين جنگي
مصدومين شيميايي را نيز پذيرش مي كرد. بيمارستان امام حسين (ع ) كاملا مجهز بود
بطوريكه داراي هشت اتاق عمل
25 تخت اورژانس براي مجروحين عادي و20 تخت اورژانس براي مصدومين
و آزمايشگاه و 1450 نفر پزشك و كادر مرتبط پزشكي و 120 نفر كادر اجرايي بود . ICU شيميايي
داروخانه
بخش
اين بيمارستان با ارتفاع 1
5 متر خاك و نيم متر ماسه و قطعات بتوني كه قدرت تحمل بمب هاي 500 پوندي را
دارد
پوشيده شده است . پس از بازديد از داخل اين بيمارستان كه در ايام عيد محل اسكان كاروانهاي راهيان نور مي باشد
و خوش وبش كردن با سربازان لشكر هفت ولي عصر(عج ) كه نگهداري آنجا را به عهده دارند
براي بازديد از شلمچه آنجا
را ترك نموديم . در 10 كيلومتري قبل از خرمشهر از كنار جاده شهيد صفوي گذشتيم مكاني كه حدود 12 سال پيش به
سختي از دژبان هاي ارتش گذشته و وارد اين منطقه شديم . و امروز با ديدن سردر اين جاده خاطرات آن زمان از ذهنم
گذشت . سينه زني و عزاداري در محل شهادت شهيد خان آقا جهانگرد; آن كسي كه پس از اعلام پذيرش قطع نامه 598 از
راديو به همرزمان خود گفت : من نمي توانم به شهر برگردم
آنقدر اينجا مي مانم تا به شهادت برسم و يا ما را به كربلا
ببرند. و چه زود به آرزويش رسيد. ساعتي بعد خمپاره اي در كنارش به زمين نشست و او را برد به آن دورها
كنار
دوستاني كه در طول 8 سال آرام آرام از چند قدمي اش گذشتند و او را تنها گذاشتند . بسيار علاقمندم يك بار ديگر در اين
سرزمين مقدس پا نهم و اميدوارم هر چه زودتر به آرزويم برسم .
خرمشهر
ساعت 11
5 وارد خرمشهر شديم . خرمشهري كه نامش با دفاع مقدس گره خورده است . خرمشهر مقاوم . شهر محمد
جهان آرا
بهنام محمدي و... شهر مسجد جامع ; سنبل مقاومت و پيروزي .
خرمشهر از هنگام تاسيس (1227 هـ ق مقارن با 1812 ميلادي ) تا قبل از پيروزي انقلاب اسلامي
سه بار اشغال
شد . نخستين بار در سال 1254 هـ ق (1837 ميلادي ) در حالي كه قواي محمدشاه
هرات را به سبب خودداري حاكم آن
از پرداخت ماليات
محاصره كرده بودند
علي رضا پاشا (حاكم بغداد) به تحريك انگليسي ها خرمشهر را اشغال كرد تا
محمدشاه قاجار هرات را رها كند. با عقب نشيني نيروهاي ايران از هرات
نيروهاي بغداد نيز خرمشهر را تخليه كردند.
حدود 20 سال بعد در سال (1272 ق 1856. ميلادي ) نيز كه نيروهاي ايران براي تاكيد بر اين كه هرات جزيي از قلمرو
ايران است
وارد اين منطقه شدند. انگلستان با گسيل قواي خود به جنوب ايران
خرمشهر را اشغال و تا اهواز پيش روي
كرد . در پي آن « عهدنامه پاريس » در مارس 1857 ميلادي (1236 ه' ش ) ميان ايران و انگلستان منعقد شد كه در آن بر
خروج نيروهاي ايران از هرات و نيروهاي انگلستان از خرمشهر توافق شده بود. اين عهدنامه در واقع به ابقاي بخشي از
خاك ايران (خرمشهر) در برابر واگذاري بخش ديگر آن (هرات ) حكم كرده بود.
در جريان جنگ دوم جهاني نيز قواي انگلستان با اين بهانه كه حضور شماري كارشناس آلماني در ايران
تهديدي
عليه منافع آن ها و مغاير با سياست بي طرفي ايران است
در بامداد سوم شهريور 1320 هجري شمسي با هجوم به
خرمشهر
آن را اشغال كردند. به اين ترتيب انگليسي ها علاوه بر حفظ امنيت مواضع خود در منطقه و مخصوصا
ميدان هاي نفتي ايران وعراق
ارتباط متفقين را از طريق خليج فارس با جبهه روسيه برقرار كردند.
پس از پيروزي انقلاب اسلامي در ايران
خرمشهر براي بار چهارم در سال 1359 هجري شمسي اشغال شد
اما اين
بار اشغال آن به سادگي صورت نپذيرفت
زيرا در مقابل يورش دشمن مجهز به انواع سلاح هاي سنگين و نيمه سنگين
جواناني با حداقل تجهيزات به دفاع برخاسته بودند كه نه تنها براي دفع تجاوزگر از ميهن خود
بلكه براي اعتلا و حفظ
اعتبار و اقتدار اسلام و انقلاب اسلامي مي جنگيدند. آنان چه در دوران مقاومت و چه در دوران آزادسازي خرمشهر چنان
حماسه آفريدند كه شايد با اين مشخصات (دفاع سرسختانه مردمي با سلاحي اندك در برابر هجوم هوايي و زميني
انبوهي از لشكريان مجهز به انواع جنگ افزارها) همانند آن در پيشينه اين مرز وبوم يافت نشود. از خرمشهر و رشادت
رزمندگان كه در اين شهر حماسه ها آفريدند
مطالب بسياري مي توان نگاشت كه از حوصله اين نوشتار خارج است لذا
نگارش آن را به زماني ديگر موكول مي كنيم .
پادگان تفحص لشكر 31 عاشورا

در ورودي شهر سري به پادگان تفحص لشكر 31 عاشورا مي زنيم . در محوطه اين پادگان سه ميدان كوچك ساخته
شده است كه بر روي آن خمپاره ها و راكدهاي زمان جنگ را به صورت تزئيني قرار داده اند و همين آهن پاره هاي به
جامانده از دوران دفاع مقدس كه شايد در نگاه بعضي ها معنايي نداشته باشد
اما به محوطه فضاي معنوي خاصي
بخشيده است .
همچنين يك سنگر بجامانده از دوران جنگ و ساختماني پر از گلوله و تركش هاي زمان جنگ خود بيانگر اين نكته
است كه اين مكان نيز مورد تعرض ارتش بعث قرار گرفته . از آنجائيكه فضاي اين پادگان وسعت زيادي دارد مي توان با
احداث اردوگاهي مجهز
به استقبال كاروان هاي راهيان نور رفت تا محلي باشد براي اسكان همه كاروانها و زائراني كه از
منطقه خرمشهرـ آبادان ـ شلمچه ـ اروند كنار ديدن مي كنند. آنچه بيان آن در اين بخش حائز اهميت است اين است كه
مسئولين برگزاري كاروان هاي راهيان نور بايد بهترين فضا را براي زائرين مناطق يادماني و عملياتي دفاع مقدس فراهم
نمايند چرا كه همين نكته در جذب زائر كمك شاياني خواهد كرد. پس از بررسي كامل پادگان به نيت شلمچه حركت
نموديم و با ورود به ميدان مقاومت از سمت غرب وارد خيابان منتهي به شلمچه شديم . باورود به اين خيابان خاطرات
سال 74 بار ديگر در ذهنم تداعي نمود . يادم آمد سمت چپ و راست خيابان بسياري از آثار بجامانده از دفاع مقدس
دست نخورده باقي مانده بود كه هم اكنون جز چند ساختماني كه آثار تيرو تركش هاي دشمن بر روي آن خودنمايي
مي كند
چيزي به جاي نمانده است .
شلمچه
به شلمچه
اولين خاكريز دفاع مقدس خوش آمديد. اين جمله اي بود كه بر روي طاق نصرتي كه بر روي « پل نو »
نصب كرده اند ذهن هر بيننده اي را به سمت خود مي كشاند. جداي از مظلوميت و غربت خاص منطقه شلمچه كه هرچه از
پايان جنگ مي گذرد
بيشتر و بيشتر مي شود
اين منطقه دروازه اي بود براي ورود به خرمشهر و بدون ترديد اگر در طول
جنگ مقاومت در اين منطقه كم مي شد شايد چندين بار خرمشهر سقوط مي كرد. شلمچه حرف هاي زيادي در دل دارد.
كاش مي شد از يك طريقي تمام عمليات ها و حوادثي كه در اين منطقه رخ داده است را با يك فيلم مستند و پخش آن
براي زائران در همين منطقه و يا نصب تابلو نوشته هايي در قدم قدم اين خاك پاك
اين منطقه را بيشتر به زائرانش
بشناسانند. چرا كه اگر جوان نسل سوم جنگ نديده با آگاهي وارد اين منطقه شود
و اين مكان پر از خاطره را بشناسد
تاثيرگذاري آن نيز بيشتر خواهد بود.
ساعت 11
40 دقيقه بود كه وارد زيارتگاه شلمچه شديم . مسجدي كه توسط توليت آستان قدس رضوي بر سر
قتلگاه 400 شهيد دفاع مقدس احداث شده است . پس از زيارت و خواندن فاتحه اي بر سر مزار 8 شهيد گمنام در كنار
قتلگاه شهداي شملچه فرصت را غنيمت شمرده و براي اقامه جماعت ظهر و عصر شلمچه را ترك گفته و به سمت
مسجد جامع خرمشهر حركت نموديم . در بين راه يك بار ديگر حوادث خرمشهر را در ذهن گذراندم .
همانطور كه در سطور گذشته ذكر نمودم
شلمچه دروازه ورودي ارتش بعث به خرمشهر بود. از بعدازظهر روز
59
6
31 كه تجاوز سراسري عراق آغاز شد خرمشهر زير آتش سنگين عراق قرار گرفت . سپس دو تيپ زرهي ارتش
بعث از سمت شمال شلمچه به طرف جاده خرمشهر ـ اهواز و يك گردان نيروي مخصوص براي پيشروي به سوي
خرمشهر
عمليات خود را آغاز كردند . در طول 45 كيلومتر مرز مورد هجوم دشمن در اين منطقه
پاسگاه ها و دژها به
تدريج سقوط كرد و يا تخليه شد. در اين ميان
دژ مركزي بيش از ساير پاسگاه ها مقاومت مي كرد كه آن نيز در روز سوم
اشغال شد. سپس پيشروي دشمن به سمت جاده خرمشهر ـ اهواز ادامه يافت و پس از انسداد جاده
تانك هاي عراقي به
سمت پاسگاه پليس راه خرمشهر ادامه مسير دادند.
در عين حال قواي زرهي عراق از سمت شمال غربي خرمشهر نيز به طرف شهر پيشروي مي كردند كه با مقاومت
نيروهاي خودي
در 5 كيلومتري شهر متوقف شدند . همچنين در محور شلمچه
دشمن تا « پل نو » پيشروي كرد . به اين
ترتيب
در چهارمين روز هجوم
دشمن از دو محور شلمچه و جاده اهواز به دروازه هاي شهر (پل نو و پليس راه ) رسيده
بود و در پنجمين و ششمين روز طي چند حمله سعي كرد در شهر نفوذ كند
ليكن هر بار با مقاومت مدافعين بومي و
اندك
عقب نشست .
همچنين شلمچه در دوران جنگ شاهد عمليات هاي بسياري چون رمضان
كربلاي پنج
كربلاي هشت
بيت المقدس 7
و تك سراسري شلمچه بود كه شهداي زيادي در اين مكان مقدس به معراج سفر كردند .
مسجد جامع خرمشهر
صداي مكبر مسجد جامع خرمشهر ذهنم را به سمت خود كشاند. سريع از ماشين پياده شدم و تجديد وضو نمودم .
نماز ظهر تمام شده بود و مكبر در حال خواندن دعاي ماه رجب بود. خود را براي نماز ظهر آماده نموديم و نماز عصر را
در سجده گاه شهدا و مركز پشتيباني بچه هاي مظلوم خميني كبير (ره ) در 33 روز مقاومت خونين خرمشهر اقامه نموديم .
بدون ترديد مسجد جامع خرمشهر نماد مقاومت و ايستادگي روزهاي سخت و طاقت فرساي نبرد است . اي كاش
متوليان امر دفاع مقدس اين مسجد را بازسازي نمي كردند و بعنوان يكي از اسناد جنايت صدام معدوم براي نسل هاي
آينده باقي مي ماند
البته در حال حاضر هم اگر بنياد حفظ آثار و نشر ارزشهاي دفاع مقدس در كنار اين مسجد تصوير
بزرگي از گلدسته و گنبد مخروبه را نصب نمايد خود بيانگر همه چيز خواهد بود.
پس از اقامه نماز بار ديگر نقاشي هاي ديواري مسجد كه در زمان جنگ توسط هنرمند متعهد آقاي ناصر پلنگي روي
ديوارهاي حياط مسجد منقوش شده بود و اخيرا نيز توسط خودش بازسازي گرديد را از نظر گذرانديم .
از همه چيز كه بگذريم . داستان زيباي آزادسازي خونين شهر و غريو الله اكبر رزمندگان پيروز در حياط اين مسجد در
روز سوم خرداد سال 1361 خود حكايت پايان ناپذيري است كه در گوش تاريخ همچنان زمزمه دارد . حديث پايداري
فرزندان مظلوم و پابرهنه آن آيينه دار جمال بقيه اللهي (عج ).
ادامه دارد...
