روزنامه جمهوري اسلامي 01/06/1386 صفحه عقيدتي
*****
ويژگي هاي مديريتي پيامبر اعظم (ص )




  • قسمت چهارم و آخرين قسمت
    سيد حسين تقوي ـ امام جمعه دزفول
    پيشقدمي در كارها
    قرآن مي فرمايد :
    « بگو من مامورم اولين كسي باشم كه تسليم حكم خداست و البته از گروهي كه به خدا شركت مي آورند نباشم » 30 رهبران بايد در انجام دستورات مكتب از همه مردم پيشقدمتر باشند چرا كه دعوت عملي موثرتر از دعوت زباني است رسول گرامي اسلام به همين نكته اشاره مي كند كه اولين عامل و مسلم خودم هستم . در جنگها حاضر مي شد و پناهگاه ديگران بود و از همه كس در حمله به دشمن نزديك تر بود. در مسافرتها قسمتي از كارها را بعهده مي گرفت و مي گفت : دوست ندارم بر شما امتيازي داشته باشم . خداوند نيز فردي را كه بين يارانش ممتاز باشد دوست ندارد و نظام طبقاتي را به هم ريخت و نظام عادلانه را بنيان نهاد.
    قرآن مي فرمايد :
    « پس هر وقت از كاري فراغت يافتي براي كار جديد خود را به تعب انداز . » 31 انسان بايد بعد از فارغ شدن از هر مسئوليتي آماده پذيرش مسئوليت جديد باشد و نهايت تلاش و كوشش خود را به كار ببرد و راه خدا را بايد عاشقانه و با اخلاص و رغبت بپيمايد.
    بهرحال آسايش و فراغت وقتي است كه انسان هيچ دل مشغولي دنيا نداشته باشد زيرا دنيا مقصود اصلي نيست .
    به گفته احاديث مومن هيچگاه وقت خالي ندارد وقت او پر است همه بدبختيها از بيكاريهاست چه بسيار جناياتي كه از اوقات فراغت حاصل مي شود انسانهايي كه مشغول كار هستند كمتر وقت جنايت پيدا مي كنند.
    سنت شكني
    از آنجا كه يكي از آفات شناخت و معرفت سنت گرايي و كهنه پرستي و دلبستگي به آداب و رسوم پيشينيان است و اين آفت جلوي تحقيق و تكامل را مي گيرد و در حصار تنگ عادات محبوس مي سازد لذا پيامبران به مخالفت با آنان برمي خيزند و يك نظام انقلابي و نو و پويا و تحرك زا را مستقر مي سازند از اين رو ازدواج با مطلقه زيدبن حارثه يعني زينب حجش كاملا فقهي و جنبه سنت شكني دارد.
    الغاي تبعيضات نژادي
    پس از فتح مكه رسول خدا(ص ) در سخنراني تاريخي خويش هرگونه تبعيض و طبقه بندي جاهلي را الغا نمود و فرمود : « اي گروه قريش ! خداوند نخوت و تكبر و جاهليت و افتخار به پدران را از شما دور ساخت مردم همه از آدمند و آدم از خاك ... » سپس آيه 13 از سوره حجرات را تلاوت نمود : « اي مردم ! شما را از مرد و زني آفريديم و شما را ملتها و قبيله ها قرار داديم تا يكديگر را بشناسيد همانا گرامي ترين شما نزد خداوند پرهيزگارترين شماست » حضرت براي اين كه به صورت عملي تبعيضات را الغا نمايد به بلال بن رباح كه يك سياه پوست بي پول و غريب بود دستور داد تا بر بام كعبه بالا رود و اذان گويد.
    فلسفه الغاي تبعيض نژادي همبستگي و وحدت اجتماعي است از آنجا كه مسلمانان از قبايل و نژادهاي مختلفي تشكيل يافته بودند بايد برنامه اي اجرا مي شد كه تمام گروه ها را متحد ساخته و مسايل گوناگون را تحت الشعاع قرار دهد و اين اتحاد از آن جهت اهميت دارد كه اگر حكومتي فاقد اتحاد ملي و مذهبي باشد در واقع برابر بحرانهاي داخلي و خارجي خلع سلاح است و هيچ گونه مقاومتي نمي تواند بكند بنابراين اسلام براي حل اين معضل سعي مي نمود در تعاليم خويش افراد امت اسلامي را متحد و موانع اتحاد مانند تبعيض نژادي زبان سليقه ها و... را برطرف نمايد.
    نفي شخصيت پرستي
    شخصيت پرستي آفتي است كه دامنگير صاحبان قدرت و مقام مي شود و منشا آن جهل و چاپلوسي اطرافيان و خودبيني و برتري بيني صاحب منصب مي باشد. چنان كه در قرآن مي خوانيم : « فرعون گفت : اي جمعيت اشراف ! من خدايي جز خودم براي شما سراغ ندارم . » 32
    از برجسته ترين هدايتهاي پيامبران آن است كه مردم را از هرگونه هواپرستي پرهيز مي دادند و خود نيز از هرگونه خودبيني دوري كرده و اين يكي از رازهاي موفقيت و پيروزي آنان بود.
    منافق ستيزي
    قرآن مي فرمايد :
    « و گروه (منافقي ) كه مسجدي براي زبان اسلام برپا كردند و مقصودشان تفرقه بين مسلمانان و كمك دشمنان خدا و رسول بود و با اين همه قسم ياد مي كنند كه قصدي جز نيكي نداريم و خدا گواهي مي دهد كه دروغ مي گويند : « هرگز در اين مسجد قيام نكن و همان مسجدي كه بنيانش از اول برپايه ي تقوا بنا گرديده سزاوارتر است » 33.
    منافقين با ترفندهاي گوناگون سعي در سرنگوني حكومت نوپاي اسلام در مدينه داشتند يكي از اين اقدامات بناي مسجدي بود كه بعدا به « ضرار » مشهور شد و در برابر مسجد « قبا » بنا شد كه در اين آيات خداوند از اسرار شوم آنها پرده برمي دارد. منافقين در پوششي موجه و به نام مسجد سعي داشتند پايگاهي براي كفر بنا كرده و بين مسلمانان تفرقه بيندازند و عليرغم نيات پليد دروني به دروغ بر نيت پاك قسم ياد مي كنند و اين درسي است براي مسلمانان كه همواره به نيات دروني توجه داشته گول ظواهر را نخورند و هرگاه كه لازم باشد حتي اگر به نام مسجد باشد پايگاه كفر و نفاق را تخريب كنند چرا كه مسجدي ارزشمند است كه با نيت خالص و براي تقوا برپا شده باشد.
    بلندنظري و سعه صدر
    خداوند مي فرمايد :
    « آيا ما تو را شرح صدر عطا نكرديم » 34
    در اين آيه ضمن بيان شرح صدر كه به معناي گشايش و بالابودن ظرفيت و يكي از مواهب اعطايي به رسول گرامي است به نكته ي مهمي اشاره مي كند. به اين كه رهبران جامعه اگر قصد داشته باشند با عادات و عقايد باطل مردم مبارزه كنند با مشكلات و مخالفت هاي گوناگون و شكنجه ها تهمت ها لجاجت ها جنگ ها و تهديدها و توطئه ها واذيت و آزارها روبرو شده كه سينه را تنگ مي كند و چون نمي توان غم و غصه را كم كرد لذا بايد با سينه اي گشاده و باز آنها را تحمل كرده به زانو درنيايند. همان گونه كه پيامبر با سعه روحي و فكري و آسان گرفتن امور و تكيه به سنتهاي الهي در طول دوران رسالت در مقابل انواع مشكلات ايستادگي و به انواع سئوالات و شبهات پاسخ دادند. و باعث تبادل و جذب افكار وانديشه هاي دگرانديشان شدند. اين شرح صدر نبوي و احترام به شخصيت ها موجب گشت كه آنها را نسبت به كارهاي سازنده ترغيب نموده از تنش و چالش هاي بي ثمر جلوگيري نمايد و موجب هماهنگي نيروهاي اجتماعي گردد.
    تحمل مسئوليتهاي بزرگ ظرفيت بزرگ مي طلبد و چون مسئوليت رسول الله سنگين ترين مسئوليت اجتماعي است بايد از ظرفيت و بلند نظري بالايي بهره مند باشد. مديريت جامعه سعه صدر و سينه اي باز مي طلبد.
    اعتدال گرايي
    خداوند فرموده : « ما قرآن را بر تو نازل نكرديم كه خود را به زحمت بيفكني » 35.
    اسلام ديني ميانه و معتدل است و لذا در هر كاري به اعتدال دستور داده است همانگونه كه از كفر و شرك برحذر داشته و به عبادت و يكتاپرستي دستور داده است هر چند كه عبادت تقرب خدا را به دنبال دارد اما با اين حال عبادت هم اندازه اي دارد و نبايد آنقدر زياد باشد كه به انسان صدمه وارد نمايد زيرا پيامبراكرم (ص ) آنقدر عبادت مي كرد كه پاهايشان متورم گرديده بود.
    سيماي مسلمان راستين همگام با رسول خدا را قرآن چنين توصيف كرده : « محمد فرستاده خداست كساني كه با او هستند در برابر كفار سرسخت و شديد و در ميان خود مهربانند پيوسته آنان را در حال ركوع و سجود مي بيني در حالي كه همواره فضل خدا و رضاي او را مي طلبند نشانه آنها در صورتشان از اثر سجده نمايان است » 36. پيامبراكرم طرفدارانش را به ايجاد تعادل و ميانه روي در گرايشهاي بيروني و دروني فرا خواند يعني از يك طرف به جامعه گرايي يگانگي و مهرباني در ميان خود و شدت در برابر مشركان فرا خواند و از طرف ديگر عبادت گرايي آنها را مطرح كرد كه در مقابل خدا ركع و ساجد و اهل دعا و رازونيازند.
    پس اسلام عبادت گرايي جامعه گريز و جامعه گرايي خداگريز را رد كرده است .
    مردمي بودن
    برخي از رهبران سياسي با مردم خويش فاصله دارند و در پرده و احتجاب اند و نوع مديريت سياسي و اجتماعي خود را در سطح برتر از مردم مي پندارند و همين نكته از دو جهت موجب كاستي مي گردد از جهتي فاصله داشتن با مردم باعث مي شود ارتباط صميمي كه نقش محوري در تربيت دارد حاصل نشود. و از جانب ديگر در مديريت سياسي و اجتماعي نوع مردم به مراوده و تماس با مسئولان جهت بازگو نمودن خواسته ها و مشكلات نياز دارند. اگر ارتباط صميمي نباشد مديريت به درك نابساماني هاي مردم قادر نخواهد بود. آنگاه بحران بزرگي بين مديريت و ملت پديد خواهد آمد.
    از موفقيت هاي بزرگ انبيا الهي به ويژه رسول الله (ص ) ارتباط صميمي با مردم است كه هيچگاه با مردم فاصله نمي گرفتند و به دور از تشريفات بودند. انبيا به لحاظ همساني و تواضع در برابر مردم مردمي ترين رهبران جامعه مي باشند. پيامبر در همساني با مردم آن مقدار فروتن بود كه بال عطوفت خويش را زيرپاي پيروان مي گسترد : « بال مهر خويش را زير پاي پيروانت بگستران » . وي آن چنان با مومنان صميمي بود كه سخن آنان را بي دغدغه مي پذيرفت : خدا و مومنان را باور داشت .) تا آن حد كه به او گفته شد به سخن مومنان سراپاگوش هستي .
    امتياز ويژه نمي خواست
    از خصايص ديگر پيامبر اين بود كه ابدا براي خود امتيازي كه ارزش اجتماعي خاصي به او بدهد قايل نبود يكي از اصحاب نقل مي كند كه با حضرت وارد بازار شديم تا ايشان براي خود لباسي تهيه كند فروشنده به محض ديدن پيامبر(ص ) از جا پريد تا دست ايشان را ببوسد. حضرت دست خود را كشيد و فرمود : اين كار را پارسيان نسبت به پادشاهان خود روا مي دارند من پادشاه نيستم بلكه فردي مثل شما هستم 37.
    سادگي و بي آلايشي
    پيامبر در زندگي روش سادگي را انتخاب كرده بودند در همه چيز در خوراك پوشاك معاشرت برخورد و زندگي كم خرج و ساده بود از روش قدرتمندان كه با ارعاب و ترساندن مردم پيش مي روند استفاده نمي كرد.
    احترام به افكار عمومي
    در موضوعاتي كه به وسيله ي وحي و نص حكم آن معين شده ـ اعم از عبادات و معاملات ـ چه براي خود و چه براي ديگران حق مداخله و اظهارنظر قايل نبود اين دسته از احكام بدون چون و چرا با تمام حدود مقرر مي بايست اجرا شود و تخلف از آن كفر به خدا محسوب مي شود38.
    اما در موضوعات مربوط به كار و زندگي اگر جنبه ي فردي داشت و در عين حال يك امر مباح و مشروع بود افراد استقلال راي و آزادي عمل داشتند كسي حق مداخله در كارهاي خصوصي ديگري را نداشت 39. و هرگاه مربوط به جامعه بود حق اظهارنظر را براي همه محفوظ مي دانست و با اين كه فكر سيال و هوش سرشارش در تشخيص مصالح امور بر همگان برتري داشت هرگز به طور استبداد رفتار نمي كرد و به افكار مردم بي اعتنايي نمي نمود. نظر مشورتي ديگران را مورد توجه قرار مي داد و دستور قرآن را عملا تاييد مي نمود و مي خواست مسلمين اين سنت را سرمشق خويش قرار بدهند.
    نمونه ها :
    اول : در جنگ بدر در سه مرحله اصحاب خود را به مشاوره دعوت نمود و فرمود نظر خودتان را ابراز كنيد
    1 ـ درباره ي اين كه اصلا به جنگ با قريش اقدام نمايند و يا آنها را به حال خود رها كرده و به مدينه برگردند همگي جنگ را ترجيح دادند و موافقت كردند40.
    2 ـ محل اردوگاه را به معرض مشورت گذارد نظر « خباب بن منذر » مورد تاييد واقع شد.
    3 ـ در خصوص اينكه با اسراي جنگ چه رفتاري بشود به شور پرداخت بعضي كشتن آنها را ترجيح دادند و برخي تصويب نمودند كه آنها را در مقابل فديه آزاد نمايند رسول اكرم با گروه دوم موافقت فرمود41.
    دوم : در جنگ احد روش مبارزه را در معرض شور قرارداد كه آيا در داخل شهر بمانندو به استحكامات دفاعي بپردازند و يا در بيرون شهر اردو بزنند و جلو هجوم دشمن را بگيرند كه نظر دوم تصويب شد43.
    شجاعت
    پيامبر تنها نگران انجام مسئوليتهاي الهي و به ثمر رساندن رسالتهاي خويش بود و از تهديد و ارعاب دشمنان وحشتي نداشتند. از خدا مي ترسيد و از هيچ كسي جز خدا بيم نداشت 44. تمامي مورخان اتفاق نظر دارند كه حضرت محمد(ص ) از شجاع ترين مردم بود.
    ايجاد همبستگي
    پيامبر انسانها را از انزوا و خودگرايي به هم گرايي فراخواند همه را متحد كرد و از تفرقه دور ساخت و از اين رو يكي از روش هايي كه پيامبر(ص ) براي استحكام بخشي و نيرومندسازي مسلمانان به كار برد ايجاد برادري و دوستي بود. با اين شيوه اختلافها از ميان امت اسلام رخت بربست و اتحاد و دوستي جايگزين گرديد. حضرت رسول جز در سخنان سودمند لب فرو مي بست و سخناني مي گفت كه بين مردم الفت و دوستي ايجاد كند و از بازگويي سخنان تفرقه انگيز پرهيز مي نمود.
    پيامبر فرمود : « كسي از شما بدي كسي را نزد من بازگو نكند چون دوست دارم با قلبي پاك و خالي از هر كدورتي پيش شما بياييم » 45.
    عدالت گرايي
    اساسا رسالت انبيا همواره بر پايه نفي ستم و ستمگري و سلطه جويي و بر استقرار عدالت قرار داشته و لذا قرآن كريم خطاب به پيامبراكرم مي فرمايد : « بگو اي رسول مرا پروردگارم به عدالت امر فرموده است » 46.
    آنچه گفته شد قسمتي از ويژگيهاي مديريتي پيامبر بزرگوار اسلام است در پايان اعتراف مي كنم كه زبان من و همه انسانها از توصيف پيامبراعظم كه خداوند اخلاق او را به عظمت ياد كرده قاصر است .
    ندانم كدامين سخن گويمت
    كه والاتري زآنچه من گويمت
    چه وصفت كند سعدي ناتمام
    عليك الصلوه اي نبي والسلام
    پاورقي :
    30 ـ انعام 14
    31 ـ شرح 8
    32 ـ قصص 38
    33 ـ توبه 108
    34 ـ سوره شرح 1
    35 ـ طه 2
    36 ـ محمد رسول الله و الذين معه اشدا علي الكفار رحما بينهم تراهم ركعا سجدا يتغون فضلا من الله سوره فتح 29
    37 ـ شرح المواهب زرهاني ج 4 ص 265
    38 ـ و من لم يحكم بما انزل الله فاولئك هم الكافرون (مائده 44 )
    39 ـ صحيح مسلم ج 2 ص 10
    40 ـ سيره ابن هشام ج 2 ص 253
    41 ـ امتاع الاسماع ج 1 ص 74
    42 ـ سيره ابن هشام ج 3 ص 7
    43 ـ احزاب 39
    44 ـ مكارم الاخلاق طبرسي ص 41
    45 ـ احيا علوم دين ج 2 ص 378
    46 ـ اعراف ص 29
    پيامبر اكرم (ص ) حق اظهارنظر را براي همه محفوظ مي دانست و با اين كه فكر سيال وهوش سرشارش در تشخيص مصالح امور بر همگان برتري داشت به افكار مردم بي اعتنايي نمي كرد و نظر مشورتي ديگران را مورد توجه قرار مي داد
    پيامبر خدا(ص ) انسان ها را از « انزوا و خودگرايي » به « هم گرايي » فرا خواند و از تفرقه دور ساخت و به وحدت فرا خواند و اختلاف ها و دشمني ها را به اتحادها و دوستي ها رساند
    پيامبر اسلام (ص ) نگران انجام مسئوليت هاي الهي و به ثمررساندن رسالت هاي خويش بود و از تهديد و ارعاب وحشتي نداشت و از شجاع ترين افراد بود