
اشاره :
از زمان فروپاشي شوروي (1370 ) سازمان ناتو برخلاف توافق هاي اوليه با فدراسيون روسيه مبني بر عدم گسترش اين سازمان
پيوسته در حال گسترش بوده است . در اين فاصله كشورهاي لهستان
مجارستان
چك
لتوني
ليتواني
استوني
اسلواكي
اسلووني
روماني و بلغارستان در مراحل مختلف به عضويت ناتو پذيرفته شده اند. عكس العمل روسيه در برابر عضويت اين كشورها
به دليل
ضعف اين كشور پس از فروپاشي
عمدتا در حد اعتراض و ابراز نگراني
محدود شده است . اكنون صحبت از عضويت اوكراين به عنوان
يك كشور اروپائي
در سال 2008 (1387 ) است . اما اينكه اين امر تا چه حد تحقق خواهد يافت و برخورد روسيه با آن چگونه خواهد
بود
موضوع بحث اين مقاله است .
تاريخ فروپاشي شوروي به لحاظ تاثير ژرفي كه اين مبدا زماني در معادلات بين المللي و حركت به سوي نظم تازه در جهان داشته
(نظمي كه در حال حاضر براي استقرار
بي نظمي ها و هرج و مرج هاي بي شماري را در صحنه گيتي پديد آورده است ) بسياري از تجزيه
وتحليل هاي سياسي
ناگزير با توجه به آن آغاز مي گردد در اين رابطه موضوع تحولات ناتو و گسترش آن به اروپاي مركزي و شرقي
(لهستان
مجارستان
چك و اسلواكي
بلغارستان
روماني ) و هاله ادامه آن كه به اوكراين (به عنوان يك كشور اروپائي ) و حتي به شرق و
كشورهاي قفقاز (آذربايجان
گرجستان و حتي ارمنستان ) نيز كشيده شده است بيش از ساير موضوعات نيازمند ذكر تاريخ فروپاشي
شوروي و تحولات ناشي از آن مي باشد.
در اين مقاله ابتدا روابط روسيه و ناتو پس از فروپاشي
در مقاطع مختلفي كه عكس العمل هاي فدراسيون روسيه و برخورد با
تحولات اين سازمان حاكي از نزول آن از موقعيت يك ابرقدرت تعيين كننده به يك واكنش گر مصلحت انديش است و سپس پاسخ
اوكراين به اين تحولات كه به نوبه خود ناشي از لزوم احساس امنيت بيشتر به عنوان يك كشور مستقل مي باشد و تاثير آن بر روابط اين
كشور با روسيه مورد بررسي قرار مي گيرد.
روابط روسيه و ناتو پس از فروپاشي شوروي
با فروپاشي شوروي فلسفه وجودي ناتو مورد ترديد واقع شد. گروهي از كشورها كه همچنان خواهان ايفاي نقش برتر آمريكا در
صحنه جهاني بودند و انگليس در راس آنها قرار داشت با گروه ديگري كه با حمايت فرانسه از نقش بيشتر اتحاديه اروپاي غربي حمايت
مي كردند در مقابل يكديگر قرار گرفتند
كه به پيروزي گروه اول انجاميد . براين اساس در سال 1370 ناتو به موجب پيمان رم به عنوان
سازمان اصلي امنيتي پس از جنگ سرد
جنبه استراتژيك خود را كه حفظ امنيت از طريق گفتگو
همكاري و قابليت دفاع جمعي بود
» به منظور حمايت از NACC حفظ كرد و روسيه و اوكراين نيز به آن پيوستند . در مفهوم جديد
شوراي همكاري آتلانتيك شمالي «
اقدام هايي كه لازم بود براي ايجاد اصلاحات در كشورهاي اروپاي شرقي و اعطاي كمك هاي مالي به اين كشورها به هدف گذار از مرحله
اصلاحات و دادن مشاوره هاي نظامي
سياسي و اقتصادي صورت مي گرفت
به وجود آمد.
واكنش روسيه به مفهوم استراتژيك ناتو و شوراي همكاري آتلانتيك شمالي مثبت بود. آنها هدف اين موجوديت جديد را تركيب
كشورهاي ناتو و كشورهاي عضو پيمان ورشو (از جمله كشورهاي مشترك المنافع ) از طريق گفتگو
از بين بردن آثار جنگ سرد در اروپا و
تبديل دشمني به اعتماد مي دانستند. اين دوره مقارن با رياست جمهوري « بوريس يلتسين » در روسيه بود كه به رغم مخالفت هايي كه در
روسيه وجود داشت
مايل به همكاري با ناتو بود . در سال 1992 (1371 ) يلتسين در كنگره آمريكا در دفاع از خط مشي خود اظهار
داشت : ما بنا نداريم دنيا را براساس تصورات خود بنا كنيم . كوزيروف
وزير خارجه وقت روسيه نيز غرب را متحد طبيعي روسيه قلمداد
مي كرد. به نظر او حكومت بلشويكي
بشريت را از يكديگر جدا كرده و فرديت را از ميان برده بود. وي هدف روسيه را ادغام در جامعه
بين المللي و تشكيل گروه كشورهاي مشترك المنافع نه بر بنياد ديكتاتوري بلكه بر روابط طبيعي كه به نظر او بسيار قابل اتكاتر بود
مي دانست . هدف يلتسين از همكاري با ناتو و غرب اخذ كمك هاي مالي براي انتقال از اقتصاد متمركز به اقتصاد بازار و نيز بهره مندي از
همراهي آنها براي مقابله با عكس العمل هاي مخالف در داخل روسيه بود . يلتسين در سال 1991 (1370 ) براي كنار گذاشتن « ميخائيل
گورباچف » از رياست جمهوري و در سال 1993 (1382 ) در بحران پارلمان روسيه از اين كمك ها برخوردار گرديد . اما سرانجام همين
مخالفت ها سياستمداران روسي را به دو جبهه طرفدار غرب يعني آتلانتيكي ها كه يلتسين و كوزيروف از آن جانبداري مي كردند و
اوراسيايي ها كه شرق را متحدان قابل اعتمادتري از غرب مي دانستند
تقسيم كرد از نظر گروه اخير
در شرق
روسيه نه تنها يك متحد
بلكه مي توانست نقش رهبري را داشته باشد
در حالي كه در همكاري با غرب
اين كشور وضعيت يك شهروند درجه دوم را كسب
مي نمود. حدفاصل اين دو نظريه ميانه روها بودند كه همكاري با هر دو طرف را حافظ منافع روسيه قلمداد مي كردند. در اين دوره توقف
روسيه از ناتو يك منشور امنيتي بود كه اين كشور در آن نقش فعالي داشته باشد. حفظ امنيت در اروپا و اروپاي شرقي در جهت ايجاد و
تقويت همه ساختارها و نه تقويت واحدهاي نظامي وسياسي
وضعيتي بود كه روسيه از آن حمايت مي كرد. اما امور مطابق ميل روسيه
پيش نرفت به طوري كه وقتي مساله شكست « بيل كلينتون » در تصويب لايحه مراقبت هاي بهداشتي و شكست او در سومالي پيش آمد
باعث شد تا او براي جبران موقعيت ازدست رفته اش موضوع چرخش از ايده محدود بودن به گسترش را مطرح كند. كلينتون به مفهوم
گسترش نيز يك جنبه جهاني داد و آن را وفاي به عهد سازمان ناتو مبني بر تداوم آن و نقش و ماموريت وسيع در اروپا به رهبري آمريكا
مي دانست . طبعا اين مساله از نظر روسيه بار منفي داشت ليكن يلتسين كه سرگرم ديدار ار ورشو و چك بود قصد نداشت عكس العمل
نامناسبي نشان دهد
به طور يكه وقتي از او در مورد عضويت چك در ناتو سئوال شد پاسخ داد كه روسيه حق ندارد در تصميم يك
كشور صاحب حاكميت مداخله نمايد
اما در بازگشت به روسيه با مخالفت شديد جناح مقابل روبرو گرديد و مجبور شد اعلام كند كه
گسترش ناتو برخلاف معامله بين المللي است كه منجر به وحدت دو آلمان شده و روسيه را در انزوا قرار مي دهد. او گفت كه در سال
1990 (1369 ) غربي ها صريحا به او گفته بودند كه وحدت دو آلمان منجر به گسترش ناتو نخواهد شد و اضافه كرد كه در فضاي ويژه آن
زمان نوشته اي در اين زمينه رد وبدل نگرديد و تضميني خواسته نشد زيرا اقدام شايسته اي به نظر نمي آمد. اين كشور در واكنش به مساله
گسترش ناتو اعلام كرد كه اگر اكثر كشورهاي اروپاي شرقي و مركزي به ناتو بپيوندند نتيجه عيني آن ظهور سدي بين روسيه با بقيه قاره
اروپا خواهد بود
اما ناتو اين گسترش را پلي بين اين كشورها با روسيه مي خواند.
نگراني روسيه موجب شد تا خواهان يك تضمين امنيتي مشترك در ارتباط با كشورهاي اروپاي شرقي شود ولي نه ناتو و نه
كشورهايي كه قابليت عضويت در آن را داشتند
اين پيشنهاد را نپذيرفتند . در سال 1993 (1382 ) كلينتون تنها پاسخي كه براي كاهش
) بود كه وي آن را طريقي براي دست يابي اروپاي شرقي
كشورهاي PFP نگراني روسيه داشت اعلام برنامه مشاركت براي صلح (
) و حتي روسيه به ناتو مي ناميد . (برنامه مشاركت براي صلح برنامه اي براي آماده كردن كشورهاي مايل به CIS مشترك المنافع (
عضويت
با ساختارهاي ناتو به ويژه در مورد نيروهاي نظامي اين كشور و يا به عبارت ديگر برنامه عملي براي تامين امنيت بين ناتو و
شركاي منفرد است ). كلينتون با اين برنامه هم از منزوي شدن روسيه جلوگيري مي كرد و هم مانع تقويت مخالفان يلتسين در داخل
روسيه مي شد.
روسيه به رغم مخالفت ها و نظر مخالف نسبت به اهداف برنامه مشاركت براي صلح در سال 1994 (1383 ) به آن پيوست
با اين
استدلال كه حداقل از اين طريق بتواند مانع ورود كشورهاي اروپاي شرقي به ناتو شود. روس ها مي دانستند كه گسترش ناتو يك ماهيت
ضدروسي دارد. حمله به بوسني كه بدون نظر روسيه انجام شد اين امر را تاييد كرد
در نتيجه روسيه به فكر افتاد تا به جاي شوراي
همكاري آتلانتيك شمالي
ساختار قابل اتكاتري بوجود آورد.
در نوامبر 1994 (آبان 1383 ) جمهوري خواهان در آمريكا روي كار آمدند كه بيش از دموكرات ها مترصد گسترش ناتو بودند
در اين
مرحله بود كه روسيه ناگهان همكاري خود با برنامه مشاركت براي صلح را قطع و اظهار داشت كه شوراي امنيت و همكاري اروپا براي
حفظ امنيت اروپا بر ناتو ارجحيت دارد. اين حركت روسيه براي آمريكا كه تا آن موقع روسيه را در مراحل مختلف تسليم ديده بود
قابل
انتظار نبود. برخي صاحب نظران عقيده دارند كه ناراحتي روسيه از گسترش ناتو بيشتر جنبه رواني دارد تا استراتژيك . يعني روسيه به
عنوان يك قدرت اتمي نمي تواند ببيند كه ناديده گرفته مي شود
ضمنا نمي شود مردم روسيه را متقاعد كرد كه ناتو اهداف استراتژيك
ندارد. آنها مي بينند كه تاريخ ورق مي خورد و آنها در روند آن سهمي نداشته اند.
روابط روسيه و ناتو بعد از سال 1376
پيش از ورود لهستان
مجارستان و چك به ناتو در حالي كه مخالفت هاي روسيه با برنامه گسترش ناتو ادامه داشت
هم زمان
مذاكراتي نيز براي امضاي يك موافقتنامه بين روسيه و ناتو براي پايان دادن به نگراني هاي روسيه در جريان بود. يلتسين اصرار داشت كه
اين كشورها نبايد به پايگاهي براي واحدهاي نظامي اتمي و يا متعارف تبديل شوند و اين گونه سلاح ها بايد در محل استقرار خود باقي
بمانند به علاوه روس ها نگران گسترش ناتو به شرق بودند. ناتو در مورد عدم استقرار سلاح هاي اتمي موافقت كرد ولي حاضر نشد
محدوديت بيشتري را بپذيرد.
اما اختلافات روسيه با ناتو حتي با امضاي اين توافقنامه (برنامه مشاركت براي صلح ) هم خاتمه نيافت و اين كشور در پي ايجاد
جايگزيني براي ناتو با شركت كشورهاي مشترك المنافع بود. پيمان امنيت جمعي تاشكند (روسيه
قزاقستان
قرقيزستان
تاجيكستان
ازبكستان و بلاروس ) كه در سال 1992 (1371 ) منعقد و پس از آن هر پنج سال تمديد شد تا حدودي اهداف روسيه را تامين كرده است .
روابط اوكراين و ناتو
روابط اوكراين و ناتو همواره تحت تاثير ترس اين كشور جديدالاستقلال از روسيه قرار داشته است . اوكراين در ميانه سال هاي
2 ـ1991 (1 ـ1370 ) در حقيقت سرگرم دولت سازي و برقراري حاكميت بود . پس از آنكه اولين انتخابات در اوكراين انجام شد و لئونيد
كراوچوك به عنوان فردي طرفدار غرب و مايل به ورود به ساختارهاي اتحاديه اروپا به رياست جمهوري برگزيده شد مساله امنيت براي
اين كشور در درجه اول قرار گرفت . در اين مرحله اوكراين هنوز روسيه را يك كشور مستقل مي دانست به خصوص كه روسيه از انعقاد
قرارداد بين دو دولت احتراز مي كرد. (برخي عقيده دارند كه همين نگاه روسيه بود كه اوكراين را به طرف غرب كشاند). اوكراين با اعلام
بي طرفي و عدم وابستگي به اين يا آن بلوك كه آن را فضايي براي تنفس تلقي مي كرد تلاش داشت تا امنيت خود را تامين كند. غرب براي
تحويل سلاح هاي اتمي به روسيه اين كشور را از يك سو تحت فشار قرار داده و از سوي ديگر به كمك هاي مالي و ورود به اتحاديه اروپا
اميدوار مي نمود
اما در همين برهه از زمان سياستمداراني در اوكراين بودند كه مي گفتند اگر اوكراين اين سلاح ها را تحويل دهد ديگر برگ
برنده اي در دست نخواهد داشت . اين كشور به همين دليل پيمان استارت يك
يعني پيماني كه بين آمريكا و روسيه در سال 1991
(1370 ) براي كاهش سلاح هاي استراتژيك امضا شده بود را امضا نمي كرد . از نظر اوكراين
آن كشور نيز به دليل اتمي بودن مي بايست از
حقوق مساوي با ديگر كشورهاي اتمي برخوردار مي شد و اگر راسا اعلام بي طرفي كرده بود پس بايد به آن تضمين امنيتي داده مي شد.
سرانجام در سال 1994 (1373 ) به موجب يك موافقتنامه بين سه كشور اين تضمين از سوي آمريكا و روسيه به اوكراين داده شد و اين
كشور نيز پيمان استارت يك را امضا كرد.
برخلاف روسيه
اوكراين هميشه از عضويت در ناتو طرفداري كرده است . مانند روسيه بلافاصله به پيمان همكاري آتلانتيك شمالي
ملحق شد ولي متفاوت با روسيه كه برنامه مشاركت براي صلح را به ناچار امضا نمود اين كشور در سال 1994 (1373 ) با تمايل به آن
پيوست و از آن موقع تاكنون بيشترين همكاري را در اين چارچوب با ناتو به عمل آورده است . پيوستن اوكراين به اين برنامه (مشاركت
براي صلح ) كه نشان از عدم اطمينان از سياست هاي مسكو نسبت به اين كشور بود براي مسكو كه گمان مي كرد با تضمين استقلال
اوكراين هرگونه سوتفاهمي بين دو كشور رفع شده است غيرمنتظره بود.
واقعيتي كه اوكراين به آن دست يافته است
عدم امكان برخورداري از استقلال در معناي كامل آن در همسايگي روسيه است . روسيه
به دليل منش تسلط جويانه و تمايل به رهبري كه در طول تاريخ از آن برخوردار بوده و برخلاف غرب با چاشني دموكراسي نيز تلطيف
نشده است
قادر نيست نسبت به جمهوري هاي تازه استقلال يافته
پذيرشي واقعي داشته باشد. چنين نگاهي به خصوص نسبت به
اوكراين به دلايل زير موجب دور شدن هرچه بيشتر اين كشور از روسيه شده است :
1 ـ اوكراين در تفاوت با ديگر جمهوري هاي تازه استقلال يافته داراي يك مسابقه تاريخي تلاش براي استقلال است . اين تلاش به
ويژه در بين مردم غرب كشور كه در همسايگي با اروپا با معيارهاي آزادي و دموكراسي آشناتر بوده اند
غلبه بيشتري دارد. با اين وجود
اوكرائيني هاي شرق و نزديك به مرزهاي روسيه بودند كه پس ازانقلاب اكتبر 1917 با حركت هاي آزادي خواهانه كه بعدا غرب اوكراين
نيز به آن ملحق شد
يك جمهوري مستقل مركب از شرق و غرب اين كشور در سال 1919 به وجود آوردند كه عمر آن ديري نپائيد .
اكنون روس هاي اوكرائيني شرق كه به روسيه گرايش دارند و سياست هاي ملي گرايانه از سوي سياستمداران غرب گراي اين كشور به
ويژه در رابطه با رسمي نمودن زبان اوكرائيني
موجب نارضايتي در اين ناحيه از كشور است و زمينه مناسبي براي سواستفاده روسيه را
فراهم مي آورد. اين مساله عامل تهديدكننده تماميت سرزميني اوكراين مي باشد و باعث مي شود تا اوكراين براي حفظ استقلال خود
مايل به همگرايي با غرب و عضويت در ناتو باشد.
2 ـ مساله شبه جزيره كريمه كه اكثريت جمعيت آن روس هستند و ناوگان روسيه در درياي سياه كه يكي از چهار ناوگان شوروي سابق
بوده و از توان رزمي بسيار بالايي برخوردار است
پاشنه آشيل اوكراين مي باشد. روس ها در بندر سواستوپول در اين شبه جزيره پايگاه
دارند . در سال 1997 (1376 ) در جهت تثبيت حاكميت اوكراين بر اين بندر توافق گرديد و سواستوپول به مدت 20 سال (در سال
ميلادي جاري نيمي از آن سپري گرديده است ) به روسيه اجاره داده شد. اوكرائيني ها براي قطع بندهاي وابستگي نظامي و امنيتي خود به
روسيه از ايجاد يك اتحاديه با روسيه و بلاروس امتناع ورزيدند. آنها در پيمان امنيتي تاشكند نيز عضويت ندارند. به اين ترتيب عملا
خود را در مسير حمايت امنيتي ناتو و غرب قرار داده اند.
3 ـ عضويت اوكراين در ناتو ظاهرا براي اين كشور آرامش امنيتي ايجاد خواهد كرد ولي براي روسيه كه ناتو را با آن هم مرز مي نمايد
پذيرفتني نيست
اوكراين چه از نظر جغرافيايي (اوكراين نزديك ترين راه ورود به اروپاي شرقي براي روسيه است ) و چه از لحاظ
اقتصادي به عنوان يك كشور غني و توانا كه هنوز بسياري از كمپاني هاي آن به عنوان عرضه كنندگان ماشين نظامي روسيه عمل
مي نمايند براي روسيه از اهميت زيادي برخوردار است . كاهش اين گونه ارتباطات از نقطه نظر پوتين رئيس جمهوري روسيه موجب
بيكاري و فشارهاي مالي روي قسمت هايي مي شود كه در ارتباط با توليدات نظامي فعاليت مي كنند
شايد عضويت كشورهاي بالتيك
كه هميشه جمهوري هاي اروپايي خوانده مي شده اند آنقدر اهميت نداشته باشد ولي روسيه نمي تواند با عضويت اوكراين كه از قرن
هفدهم تحت نفوذ روسيه بوده است به اين سادگي برخورد نمايد.
روابط اوكراين و ناتو پس از سال 1376
در سال 1997 (1376 ) بين ناتو و روسيه موجبات نگراني اوكراين را فراهم ساخت به همين دليل ناتو Founding Act امضاي
براي نشان دادن حسن نيت خود به اوكراين در همان سال منشوري را با اين كشور امضا كرد كه اهميت ويژه آن شناخت اوكراين به عنوان
يك كشور اروپاي شرقي و مركزي بود ديگر اينكه ناتو درهاي خود را به روي اوكراين باز اعلام كرده و از استقلال و حاكميت اوكراين
حمايت كرده است . به اين ترتيب براي اوكراين كه هميشه به فكر چتر حمايتي بوده آرامشي فراهم آورده است . اين منشور از سوي
دبيركل وقت ناتو خاوير سولانا
شروع اروپاي نو ناميده شد . با اين وجود حمله ناتو در سال 1999 (1378 ) به يوگسلاوي
يك كشور
مستقل و صاحب حاكميت
از نظر اوكراين دور نماند و اين كشور در هم نظري با روسيه آن را غيرقابل قبول خواند.
سفر « بيل كلينتون » رئيس جمهور وقت آمريكا در سال 2000 به اوكراين و اظهارات وي در اين مورد كه از قبول مرزهاي غربي
اوكراين به عنوان مرزهاي شرقي اروپا خودداري كرد بارقه اميد ديگري در سياست غرب نسبت به اوكراين بود.
هيچ معلوم نيست كه اوكراين چه موقع به ناتو مي پيوندد. اين كشور علاقه دارد كه ابتدا وارد اتحاديه اروپا شود ولي اروپا به ويژه به
لحاظ مساله انرژي و عدم تمايل به تحريك روسيه
در اين مورد به كندي عمل مي كند
اين امر موجب شده تا اوكراين در درجه اول
تلاش خود را معطوف ناتو نمايد تا سپس از آن طريق زودتر به اتحاديه اروپا وارد شود بعضي از اقدامات و گفته ها نشان از اهميت ويژه
اوكراين براي ناتو دارد.
سخنگوي ناتو در آوريل 2006 (فروردين 1385 ) اظهار داشت كه همه اعضاي ناتو چه از لحاظ سياسي و چه عملي از اوكراين
حمايت مي كنند و مساله پايگاه سواستوپول يعني حضور يك كشور غيرعضو (روسيه ) اين خواست را متوقف نمي كند. اين اظهارات با
توجه به اين اصل اساسي كه كشورها براي ورود به ناتو بايد اختلافات سرزميني خود را با كشورهاي ثالث حل كرده باشند از اهميت
خاصي برخوردار است
يعني در حالي كه گرجستان به دليل موضوع اوستيا و آبخازيا مشمول عضويت نمي شود اين سد از جلوي
اوكراين برداشته شده است . گفته هاي خانم رايس وزير خارجه آمريكا مبني بر اينكه روسيه بايد تشخيص بدهد كه آمريكا با كشورهاي
همسايه اين كشور منافع منطقي دارد
اگرچه كه اين كشورها زماني جزو شوروي سابق بوده اند حاكي از عزم آمريكا به توسعه ناتو تا
اوكراين است . ظاهرا حكومت جرج بوش حاضر است در مورد ورود اوكراين به ناتو ريسك بكند زيرا از نفوذ روسيه در اروپا مي ترسد.
گاز پروم كه تا حد زيادي به دولت تعلق دارد به عنوان يك غول انرژي
تسويه قرض هاي خارجي توسط روسيه و رشد طلا و ذخاير
بين المللي اين كشور
دليل اين ترس است و اوكراين كليد حل اين معضل مي باشد . ظاهرا قرار است اوكراين تا سال 2008 (1387 ) به
ناتو بپيوندد
اما يكي از مشكلاتي كه وجود دارد مخالفت مردم اوكراين با ورود اين كشور به ناتو است .
يوشچنكو رئيس جمهور طرفدار غرب اوكراين دليل اين مخالفت را القائات شوروي سابق و روسيه فعلي مي داند و معتقد است كه
مردم بايد با آموزش و آشنايي با فلسفه ناتو از اينگونه تاثيرات آزاد شوند و آن وقت
زمان مراجعه به آراي آنها براي عضويت در ناتو
خواهد بود. اما به نظر مي رسد مهم ترين مشكل اوكراين مساله تامين گاز اين كشور از سوي روسيه است . اين نياز چه از لحاظ صنايع
اوكراين و چه تحمل سرماي اين كشور
براي اوكراين اهميت راهبردي دارد. روسيه خواهد توانست گاز خود را از نقاط ديگري غير از
اوكراين به اروپا برساند ولي اوكراين بدون گاز روسيه قادر نخواهد بود به حيات خود ادامه دهد. اين موضوعي است كه رئيس جمهور
روسيه نيز به آن اشاره كرده است . رئيس جمهور اوكراين با آگاهي از اين وابستگي اظهار مي دارد عضويت در ناتو مغاير با روابط اقتصادي
با روسيه نيست . به عبارت ديگر او سعي دارد تا با كاهش واهمه روسيه در مورد تهديد منافع اقتصادي در اوكراين از نگراني آن كشور
كاسته و زمينه عضويت اوكراين در ناتو را هموارتر كند.
منبع : ماهنامه معاونت آموزشي وپژوهش وزارت خارجه
برخي صاحب نظران عقيده دارند كه ناراحتي روسيه از گسترش ناتو بيشتر جنبه رواني دارد تا استراتژيك . يعني روسيه به عنوان يك
قدرت اتمي نمي تواند ببيند كه ناديده گرفته مي شود
ضمنا نمي شود مردم روسيه را متقاعد كرد كه ناتو اهداف استراتژيك ندارد
اختلافات روسيه با ناتو حتي با امضاي توافقنامه برنامه مشاركت براي صلح هم خاتمه نيافت و اين كشور در پي ايجاد جايگزيني
براي ناتو با شركت كشورهاي مشترك المنافع بود. پيمان امنيت جمعي تاشكند (روسيه
قزاقستان
قرقيزستان
تاجيكستان
ازبكستان و
بلاروس ) كه در سال 1992 (1371 ) منعقد و پس از آن هر پنج سال تمديد شد تا حدودي اهداف روسيه را تامين كرده است
واقعيتي كه اوكراين به آن دست يافته است
عدم امكان برخورداري از استقلال در معناي كامل آن در همسايگي روسيه است . روسيه به
دليل منش تسلط جويانه و تمايل به رهبري كه در طول تاريخ از آن برخوردار بوده و برخلاف غرب با چاشني دموكراسي نيز تلطيف نشده
است
قادر نيست نسبت به جمهوري هاي تازه استقلال يافته
پذيرشي واقعي داشته باشد
عضويت اوكراين در ناتو ظاهرا براي اين كشور آرامش امنيتي ايجاد خواهد كرد ولي براي روسيه كه ناتو را با آن هم مرز مي نمايد
پذيرفتني نيست
شايد عضويت كشورهاي بالتيك كه هميشه جمهوري هاي اروپايي خوانده مي شده اند آنقدر اهميت نداشته باشد ولي
روسيه نمي تواند با عضويت اوكراين كه از قرن هفدهم تحت نفوذ روسيه بوده است به اين سادگي برخورد نمايد
حكومت جرج بوش حاضر است در مورد ورود اوكراين به ناتو ريسك بكند زيرا از نفوذ روسيه در اروپا مي ترسد. گاز پروم كه تا حد
زيادي به دولت تعلق دارد به عنوان يك غول انرژي
تسويه قرض هاي خارجي توسط روسيه و رشد طلا و ذخاير بين المللي اين كشور
دليل اين ترس است و اوكراين كليد حل اين معضل مي باشد

|