روزنامه جمهوري اسلامي 30/05/1386 صفحه سرمقاله
*****
پيمان شانگهاي نظام چند قطبي مورد انتظار


  • بسم الله الرحمن الرحيم
    نشست سران سازمان همكاريهاي شانگهاي در « بيشكك » با ترسيم ديدگاه سران عضو و مجموعه اين سازمان تجسمي از نظام چند قطبي مورد انتظار خود را به تصوير كشيده است .
    اين سازمان در برگيرنده كشورهائي است كه جمعا حدود يك چهارم جمعيت جهان معاصر و بيش از يك چهارم مساحت خشكي هاي زمين و نيمي از گلوگاههاي استراتژيك جهان را در اختيار دارند و با بهم پيوستن سرزمين كشورهاي مرتبط با اين سازمان موقعيت ژئواستراتژيك اين پيمان بهتر قابل درك است و حساسيت و موقعيت كليدي اين پيمان منحصر به فرد را به تصوير مي كشد.
    سران سازمان شانگهاي اعم از اعضاي اصلي و ناظر در طول مباحث و تبيين مواضع خود نكاتي را خاطرنشان كردند كه درصورت تحقق جغرافياي سياسي جهان معاصر به كلي دگرگون خواهد شد و از آن پس شاهد نظم نويني در جهان خواهيم بود كه مشخصا « پايان دوران تك قطبي » در جهان را نويد مي دهد.
    با مروري بر تاكيدات سران كشورهاي شركت كننده در اجلاس سازمان همكاريهاي شانگهاي بهتر مي توان دريافت كه درصورت تعدد مراكز تاثيرگذار در ساختار نظام بين المللي چه نوع ديدگاههائي در اولويت خواهند بود و چه محورهائي مورد توجه خاص قرار مي گيرند فهرست زير اولويت هاي مورد انتظار پيمان شانگهاي را در بر مي گيرد :
    1 ـ تقويت پيمانهاي منطقه اي و تمركز در اولويت بخشيدن به نيروهاي منطقه اي در جهت تامين امنيت
    2 ـ تاكيد بر اصالت قدرتهاي منطقه اي و نفي هرگونه دخالت خارجي
    3 ـ توصيه به بسترسازي در جهت استقرار نظام چند قطبي در جهان .
    دو محور اول اگرچه عمدتا از موضع دفاعي هستند و به تامين نيازهاي منطقه اي مربوط مي شوند لكن محور سوم يك ديدگاه تهاجمي است و براي ايجاد تحول در ساختار جهاني قدرت حرفهاي تازه اي براي گفتن دارد كه با روال كنوني نظام تك قطبي جهان دقيقا در تضاد و تعارض مي باشد و مشخصا ضمن رد چنين وضعيتي خواستار ايجاد تحول بنياديني است كه بتواند به اهداف روشن و مورد انتظار منجر شود. مسئله اينست كه واشنگتن باتلاش براي « امنيتي كردن مناسبات جهاني » سعي دارد برتري نظامي خود را در برخي زمينه ها به رخ بكشد و حتي با پرچم مبارزه با تروريسم نيز ناامني ايجاد كند كه مي كند. لكن سران كشورهاي شركت كننده در اجلاس بيشكك ضمن تاكيد بر ضرورت حفظ تقويت و ارتقا امنيت منطقه اي خواستار تحولات بنيادين در مناسبات اقتصادي فيمابين هستند تا در پرتو اقتصاد نيرومندتر بتوانند اهداف و برنامه هاي جامع تر و موثرتري را پيگيري كنند. با اينهمه تفاوت نسبي ديدگاهها بويژه در مقايسه مواضع چين و روسيه نيز كمابيش قابل ارزيابي است . بدين ترتيب كه چين درعين آنكه به مسائل امنيتي بي توجه نيست عمدتا ديدگاهي اقتصادي را تعقيب مي كند لكن روسيه درعين آنكه حرف زيادي در مقولات اقتصادي ندارد بر محورهاي امنيتي تاكيد مي نمايد و مشخصا خواستار آنست كه اهداف و ديدگاههاي عمدتا امنيتي خود را از تريبون پيمان شانگهاي منعكس كند. بعلاوه در بيانيه پاياني نشست سران پيمان شانگهاي محورهائي مورد تاكيد قرار گرفت كه نيازي به تفسير و تحليل ندارد و باندازه كافي گوياست . بيانيه پيمان شانگهاي با تاكيد بر اينكه ثبات و امنيت در آسياي مركزي « تنها » توسط نيروهاي كشورهاي منطقه و براساس توافقات موجود در چارچوب « اتحاد منطقه اي » ميسر است قويا بنيان سياستهاي واشنگتن و « ناتو » براي نفوذ در آسياي ميانه و قفقاز را مورد سئوال جدي قرار مي دهد و آنرا رد مي كند. در همين متن بيانيه پاياني برروي تقويت نظام بين المللي چند قطبي تاكيد شده و در تشريح مباني و اهداف و دستاوردهاي مورد انتظار آن توضيح ميدهد كه چنان فرايندي امنيت متساوي و امكان توسعه برابر جهت تمامي كشورهاي جهان را فراهم مي سازد. اين جمله قويا نفي سلطه واشنگتن و يكجانبه گرائي آمريكا در سالهاي اخير را هدف قرار داده است .
    اگرچه از جملات تشريحي و استنتاجي در متن بيانيه نهائي پرهيز شده است لكن واكنش رسانه هاي آمريكائي و اروپائي نشان مي دهد كه مخاطبان اين پيام دقيقا به منظور تدوين كنندگان آن پي برده اند و كاملا واقفند كه اجلاس پيمان شانگهاي و ماهيت اين پيمان هويتي ضد آمريكائي داشته و دارد. دقيقا از همين ديدگاه است كه سپر موشكي مورد نظر واشنگتن فقط تهديدي عليه مسكو محسوب نمي شود بلكه تهديدي عليه منطقه به حساب مي آيد و طيف كشورهاي حاضر در اجلاس اخير پيمان شانگهاي به نقطه نظرات مشتركي در مقوله هاي متنوع دست يافته اند.
    موضوع مهم در اين زمينه اينست كه اگرچه پيمان شانگهاي بعنوان عامل متوازن كننده و پيماني مقابل « پيمان ناتو » ارزيابي شده است لكن مسئله اينست كه درصورت انحراف پيمان شانگهاي به سمت « نظامي گري » در واقع در همان جهتي به پيش خواهد رفت كه واشنگتن خواهان آنست و در حقيقت نوعي « مسابقه تسليحاتي » را در چارچوب جديدي بر دنياي معاصر تحميل مي كند. راهكار صحيح آنست كه بجاي اقدام براي توليد و باز توليد پيماني معادل « پيمان ناتو » زمينه هاي سياسي ـ تبليغاتي نيرومندتري براي « فروپاشي پيمان ناتو » فراهم گردد. حال آنكه با جهت گيري احتمالي پيمان شانگهاي به سمت نظامي گري فضاي مناسبات فيمابين و حتي فضاي مناسبات بين المللي شديدا به يك « فضاي بسته » تبديل مي شود كه فقط نظامي گري و ديدگاههاي امنيتي بر آن حاكم خواهد شد و جنگ سرد جديدي ميان ناتو و شانگهاي را بهمراه مي آورد.
    صرفنظر از اين موارد كه در جاي خود از اهميت و حساسيت فراواني برخوردار است پيمان شانگهاي تدريجا به سمتي پيش مي رود و قوام پيدا مي كند كه زمينه هاي ناكامي يكجانبه گرائي آمريكا را فراهم سازد و تجسمي از نظام چند قطبي مورد ا نتظار خود را بعنوان مدل قابل قبول ساختار جهاني قدرت به جهان معاصر ارائه كند و در عين حال از ترويج نظامي گري و مسابقه تسليحاتي نيز بپرهيزد.