روزنامه جمهوري اسلامي 28/05/1386 صفحه مقالات
*****
عقل گرايي نهج البلاغه پرتوي از خردگرايي قرآن كريم




  • بخش نخست
    محمدحسن نادم
    روش عقلاني قرآن در مسايل اعتقادي
    بذر تفكر و تعقل در جزيره العرب نخستين بار با نزول آيات قرآن و دعوت پيامبر(ص ) در دلها افشانده شد. قرآن كريم در آيات فراواني پيروان خود را به تعقل و تفكر فرامي خواند و با نكوهش از كساني كه عقل خود را به كار نمي گيرند بر اهميت و ارزش عقل و اعتبار برهان تاكيد مي ورزد. قرآن همان گونه كه پيروان خود را به تقوا امر فرموده به گفتار محكم و بااساس نيز مامور ساخته و از پيروي مطالب مشكوك بر حذر داشته است و با شيوه مردماني كه از سنن خرافي نياكان خود پيروي مي كنند سرسختانه مبارزه مي نمايد.
    يوسف فرحات مي گويد :
    قرآن كريم سهم وافري در احياي عقل گرايي دارد زيرا اولين كتاب عربي اي است كه با دليل و برهان پيرامون وجود خدا و يكتايي او سخن مي گويد ومردم را به تفكر و تعقل و بحث و بررسي و دقت دعوت مي نمايد1.
    نمونه هايي از اين آيات :
    (فبشر عبادي الذين يستمعون القول فيبعون احسنه اولئك الذين هديهم الله و اولئك هم اولو الالباب ) : پس بشارت ده به آن بندگان من كه به آنچه گفته مي شود گوش فرامي دهند و بهترين آن را پيروي مي كنند; اينانند كه خدايشان راه نموده و اينانند همان خردمندان 2.
    يا ايهاالذين امنوا اتقوا الله و قولوا قولا سديدا) : اي كساني كه ايمان آورده ايد از خدا پروا داريد و سخني استوار گوييد . )3
    (ان شر الدواب عندالله الصم البكم الذين لايعقلون ) : قطعا بدترين جنبندگان نزد خداوند ناشنوايان و گنگ زباناني اند كه نمي انديشند4.
    (و اذا قبل لهم اتبعوا ما انزل الله قالوا بل نتبع ما الفينا عليه ابا نا اولوكان آبائهم لايعقلون شيئا و لا يهتدون ) : چون به آنان گفته شود از آنچه خدا نازل كرده است پيروي كنيد مي گويند : نه بلكه از چيزي كه پدران خود را بر آن يافته ايم پيروي مي كنيم . آيا هر چند پدرانشان چيزي را درك نمي كرده و به راه صواب نمي رفته اند! (باز هم در خور پيروي هستند )5
    بعضي از آيات بنيان دعوت پيامبر(ص ) را عقل بينايي حكمت و فهم برمي شمرد : (ادع الي سبيل ربك بالحكمه والموعظه الحسنه و جادلهم بالتي هي احسن ) : با حكمت و اندرز نيكو به راه پروردگارت دعوت كن و با آنان به (شيوه اي ) كه نيكوتر است مجادله نماي 6.
    (قل هده سبيلي ادعوا الي الله علي بصيره انا و من اتبعني ) : بگو اين است راه من كه من و هر كس پيروي ام كرد با بينايي به سوي خدا دعوت مي كنيم 7.
    بنابه فرموده قرآن كريم گفت وگوي پيامبر(ص ) با مخالفان و اهل كتاب بر پايه خردورزي و ارائه برهان بوده است : (و قالوا لن يدخل الجنه الا من كان هودا او نصاري تلك امانيهم قل هاتوا برهانكم ان كنتم صادقين ) : گفتند هرگز كسي به بهشت در نيايد مگر آن كه يهودي يا ترسا باشد . اين آرزوهاي (واهي ) ايشان است . بگو : اگر راست مي گوييد دليل خود را بياوريد8.
    (و من يدع مع الله الها اخر لا برهان له به فانما حسابه عند ربه ) : و هر كس با خدا معبود ديگري را بخواند براي آن برهاني نخواهد داشت و حسابش فقط با پروردگارش مي باشد9.
    تكيه بر اين امور در فهم و درك قرآن كريم نيز مورد توجه است :
    (انا جعلناه قرانا عربيا لعلكم تعقلون ) : ما آن را قرآني عربي قرار داديم ; باشد كه بينديشيد10.
    (افلا يتدبرون القرآن و لو كان من عند غيرالله لوجدوا فيه اختلافا كثيرا) : آيا در (معاني ) قرآن نمي انديشيد اگر از جانب غيرخدا بود قطعا در آن اختلاف بسياري مي يافتند11.
    (كذلك يبين الله لكم آياته لعلكم تعقلون ) : بدين گونه خداوند آيا خود را براي شما بيان مي كند; باشد كه بنيديشيد12.
    (كتاب انزلناه اليك مبارك ليدبروا آياته و ليتذكر اولوا الالباب ) : اين كتابي است مبارك آن را را به سوي تو نازل كرده ايم تا در آيات آن بينديشيد و خردمندان پند گيرند13.
    افزون بر اين همه بعضي از آيات به طور ويژه به بحثهاي عقلي و استدلالي مي پردازد. درباره اثبات وجود خدا استدلالها از چهار ويژگي برخوردار است :
    .1 تكيه بر منطق : (ام خلقوا من غير شي ام هم الخالقون ام خلقوا السموات والارض بل لا يوقنون ) : آيا از هيچ خلق شده اند يا آنكه خودشان خالق (خود) هستند ايا آسمانها و زمين را (آنان ) خلق كرده اند (نه ) بلكه يقين ندارند14.
    .2 توجه به قوه تفكر و عقلانيت بشر .
    .3 نتيجه گيري از استدلالها اغلب به مخاطب واگذار شده است .
    .4 با نشان دادن راه استدلال نتيجه را با استفهام انكاري مورد اشاره قرار داده است : (افي الله شك فاطر السموات و الارض ) : مگر درباره خدا ـ پديد آورنده آسمانها و زمين ـ ترديدي هست 15.
    از آياتي كه به وجود مبدا متعال اشاره كرده آيات سوره انعام (داستان حضرت ابراهيم ) است 16. در گفتار حضرت ابراهيم دليل اثبات مبدا به صورت قياس منطقي بيان شده است 17.
    اثبات يكتايي خداوند
    قرآن كريم درباره يگانگي آفريدگار به صورت استدلالي ودر قالب قياس منطقي مي فرمايد : (قل لو كان فيهما الهه الا الله لفسدتا وجودداشت قطعا آن دو (زمين و آسمان )]ديگر[ جز الله . خداياني ]زمين و آسمان [فسبحان الله رب العرش عما يصفون ) : اگر در آنها تباه مي شدند . پس منزه است خدا پروردگار عرش از آنچه وصف مي كنند18.
    در اين آيه قياس استثنايي به كار رفته است كه مقدمه آن در تقدير است . مقدمه اول (لو كان فيهما الهه الا الله لفسدتا) يك قضيه شرطيه و مقدمه دوم آن رفع تالي مقدمه اول (نبود فساد در آسمان و زمين ) است : « ولي آن دو تباه نشدند » با اين دو مقدمه قياس تشكيل مي شود و با رفع تالي رفع مقدم اثبات مي شود و نتيجه آن يكتايي خداست . به اين برهان در فلسفه اسلامي « برهان تمانع » گفته مي شود.
    اين آيه نيز گوياي برهان تمانع است : (ما اتخذالله من ولد و ما كان معه من الله اذا لذهب كل اله بما خلق و لعلا بعضهم علي بعض نبوده است و اگر]ديگر[سبحان الله عما يصفون عالم الغيب و الشهاده فتعالي عما يشركون ) : خدا فرزندي اختيار نكرده و با او معبودي جز اين بود قطعا هر خدايي آنچه را آفريده (بود) با خود مي برد و حتما بعضي از آنان بر بعضي ديگر تفوق مي جستند. منزه است خدا از آنچه وصف مي كنند; داناي نهان و آشكار و برتر است از آنچه (با او) شريك مي گردانند19.
    در آيه قبل برهان تمانع با علل فاعلي ارائه شد و در اين آيه با علل غايي .
    صفات خداوند
    درباره صفات خداوند مي خوانيم :
    (هو الله الذي لا اله الا هو عالم الغيب و الشهاده هو الرحمن الرحيم هو الله الذي لا اله الا هو الملك القدوس السلام المومن المهيمن العزيز الجبار المتكبر سبحان الله عما يشركون هو الله الخالق الباري المصور له الاسماالحسني يسبح له مافي السموات والارض و هوالعزيز الحكيم : اوست خدايي كه غير از او معبودي نيست داننده غيب و آشكار است . اوست رحمتگر مهربان اوست خدايي كه جز او معبودي نيست همان فرمانرواي پاك سلامت (بخش و) مومن (به حقيقت خود كه ) نگهبان عزتمند جبار (و) متكبر پاك است خدا از آنچه (با او) شريك مي گردانند. اوست خداي خالق نوساز صورتگر كه بهترين نامها(وصفات ) از آن اوست . آنچه در آسمانها و زمين است تسبيح او مي گويند و او عزيز و حكيم است (20 )
    ان الله علي كل شي قدير : به درستي كه خدا بر همه چيز تواناست . (21 )
    انما امره اذا اراد شيئاان يقول له كن فيكون : چون به (آفرينش ) چيزي اراده فرمايد كارش اين است كه مي گويد : باش پس (بي درنگ ) موجود مي شود . (22 )


    قرآن در بسياري از موارد براي شناخت صفات خداوند انسان را به مطالعه در پديده هاي عالم هستي دعوت مي كند.
    او ليس الذي خلق السموات والارض بقادر علي ان يخلق مثلهم بلي و هوالخلاق العليم ) : آيا كسي كه آسمانها و زمين را آفريده توانا نيست كه (باز)مانند آنها را بيافريند! آري اوست آفريننده دانا . (23 )
    (عالم الغيب والشهاده الكبيره المتعال : داناي نهان و آشكار بزرگ بلندمرتبه است . (24 )
    درعصر رسول خداصلي الله عليه واله درآستانه بعثت و نيز روزگار پس از هجرت به سبب ناآشنايي مردمان نواحي مركزي شبه جزيره زمينه ارائه بحثهاي استدلالي فراهم نبود و مهم ترين ابزار براي معتقد ساختن مردم به مبدا و معاد معجزه شناخته مي شد. عرب باديه نشين حجاز كه سراسر عمر خود را در باديه سپري كرده بود كمتر با مسائل عقلي و برهاني آشنايي داشت . پس از پذيرش اسلام و اعتقاد به يكتايي خدا و روز واپسين بيشترين پرسشهاي آنان در پيرامون موضوعات عادي زندگي و احكام بود و فرصت چنداني براي طرح مباحث برهاني فراهم نيامد. اين نكته را نبايد از نظر دور داشت كه عرب از ديرباز به دارابودن فنون بلاغت شعر و خطابه كه بايد آنها را موهبت الهي دانست شهره بوده است اما اين همه بيشتر ابزار اظهار عشق به معشوق هاي دنيوي و وسيله تفاخر و حماسه آفريني بود.گاه فردي از آنان در پيرامون جنگهاي ويرانگر عصر جاهلي صدها شعر گفته است كه اينك در كتابهاي برجاي مانده از آن دوران ابياتي از آن باقي است در اين ميان كمتركسي يافت مي شد كه از سرشعور شعري بسرايد كه دربردارنده حكمت و دانش و منشا هدايت افراد باشد.نبوغ شعر و خطابه آنان هرگز زمينه ساز گفتارهاي استدلالي و مباحث عقلي نگرديد و تفكري تازه و پرسشي حركت آفرين را در ايشان پديد نياورد.با رحلت رسول خداصلي الله عليه و اله وگسترش حوزه فرمانروايي اسلام و فتح سرزمينهاي تازه موج جديدي از رويكرد به اسلام به حركت درآمد و سيل پرسشهاي اعتقادي در پيرامون خداوند صفات او معاد و نبوت بالا گرفت اين پرسشها درعصر خلفا اغلب پاسخي نمي يافت مگر مواردي كه امام علي (ع ) به پاسخ دادن فراخوانده مي شد تا آنكه امام علي (ع ) خود عهده دار حكومت شد. علامه طباطبايي در اين باره مي گويد : اولين فرد از ميان امت اسلام كه در مسائل اعتقادي از استدلالات منطقي و براهين فلسفي استفاده نمود و الفاظ عربي را براي مقاصد فلسفي استخدام كرد حضرت علي عليه السلام است . (25 )
    چنان كه پس از رسول خداصلي الله عليه واله تنها فردي كه توانست با تكيه بر دانشي كه از آن حضرت فراگرفته بود از گفتارهاي بي نظير خود كتابي جاويد به يادگار نهد اميرمومنان علي عليه السلام است . دكتر حسين الحاج حسن مي نويسد : هيچ كس از ما شخصيتي مانند علي بن ابيطالب عليه السلام و كتابي مانند نهج البلاغه مشاهده نكرده است . او بزرگ سخنوران اولين مسلمان دانشمند پيشواي اديبان ارجمندترين شاگرد رسول خداصلي الله عليه و آله و پديد آورنده والاترين كتاب پس از قرآن است . نهج البلاغه دريايي سرشار از معارف است : پديدآورنده اش پرورش يافته رسول خداصلي الله عليه و آله است . چه خوب او را تربيت كرد و آموزش داد! علي بن ابيطالب (ع ) خود فرموده است : رسول خداصلي الله عليه و آله هزار درگاه دانش را بر من گشودكه از هر درگاه آن هزار دريچه ديگر ازعلم برمن گشوده شد.
    علي بن ابيطالب (ع ) از آن معارف پندآموز و حكمتهاي سرشار بوستاني درنهج البلاغه گردآورده است كه همه مانند دسته گلهاي معطر و باران پرترنم مورد استفاده سخنوران است كتابي كه اديبان به گونه اي و فقيهان به شيوه اي ديگر از آن بهره مي جويند . (26 )
    مفسر بزرگ اهل سنت محمود آلوسي مي گويد : « خطبه هاي نهج البلاغه برگرفته از نورانيت كلام خدا و خورشيدي است نوراني به نور منطق پيامبر (27 )
    بنابر اين بايدگفت علي (ع ) در نهج البلاغه شيوه خدا را پي گرفته است و همان گونه كه قرآن كريم مسائل اعتقادي را با استدلالات عقلي بيان كرده آن حضرت نيز با فصاحت و بلاغت و سحر بيان همان راه را طي نموده است يافت .هانري كربن متفكر فرانسوي درباره نهج البلاغه مي نويسد :
    در واقع نهج البلاغه را مي توان يكي از مهمترين منابع عقايد انديشمندان شيعي به ويژه انديشمندان دوره چهارم دانست . تاثير اين اثر را به شيوه هاي گوناگوني مي توان حس كرد : ترتيب منطقي اصطلاحات استنتاج نتايج صحيح جعل برخي از اصطلاحات و زبان عربي كه با توجه به غنا و زيبايي آن و مستقل از ترجمه متنهاي يوناني به عربي در زبان ادبي و فلسفي وارد شده اند و برخي از مسائل فلسفي اساسي مطرح شده ... (28 )
    در گفتار بعد براي اثبات هماهنگي و همراهي نهج البلاغه با قرآن كريم محورهائي را مورد مطالعه قرار مي دهيم .
    .1 الفسفه الاسلاميه و اعلامها ص .8
    .2 زمر.17
    .3 احزاب .70
    .4 انفال .23
    .5 بقره .170
    .6 نحل .125
    .7 يوسف .108
    .8 بقره .111
    .9 مومنون .117
    .10 زخرف .3
    .11 نسا.82
    .12 بقره .242
    .13 ص .29
    .14 طور35 و.36
    .15 ابراهيم .10
    .16 آيه 75 ـ.81
    .17 جوادي آملي مبدا و معاد ص 161 ـ.170
    .18 انبيا.22
    .19 مومنون 91 و .92
    20 ـ حشر22 و .24
    21 ـ بقره .20
    22 ـ يس 82
    23 ـ يس .81
    24 ـ رعد9 . اقتباس از حيات تعقلي اسلام .
    25 ـ علامه طباطبايي علي و فلسفه الهي ترجمه سيدابراهيم سيدعلوي ص .71
    26 ـ حضاره العرب في صدرالاسلام ص .117
    27 ـ بلوغ الارب ج 2 ص .180