
علي معصومي (وزوايي )
در سال هاي پاياني دهه سوم قرن حاضر (دهه بيست ) نهضت گسترده اي در ايران شكل گرفت كه به « نهضت ملي شدن صنعت نفت » و
يا « نهضت ضداستعماري » معروف شد. اين نهضت كه به ملي شدن صنعت نفت منجر شد و اندكي بعد از آن
دكتر محمد مصدق نيز به
قدرت رسيد
حاصل وحدت و هماهنگي نسبي نيروهاي مذهبي و نيروهاي ملي بود و تا زماني كه اين وحدت برقرار بود
نهضت نيز
پيوسته به سمت پيروزي مي رفت و استعمارگران و عمال داخلي آن ها قادر به شكست نهضت نشدند; اما به محض پديد آمدن اختلاف
نه تنها روند رو به گسترش نهضت متوقف شده بلكه به تدريج چنان ضعيف گرديد كه در اثر يك شبه كودتا و هياهو و غوغاي عوامل
استعمار
از ميان رفت .
كودتاي 28 مرداد 1332 كه منجر به سرنگوني دكتر مصدق و دولت برخاسته از اراده نهضت ضداستعماري گرديد
علل و عوامل
متعدد داشت . يكي از مهم ترين علت شكل گيري و پيروزي كودتاي 28 مرداد اين بود كه ابتدا در درون جبهه نهضت كودتا رخ داد و عده اي
معدود
زمام امور نهضت را به دست گرفتند و بقيه اعضاي جبهه نهضت را كه بدنه اصلي و بخش اصلي جبهه نهضت ضداستعماري را
تشكيل مي دادند
كنار زدند . به عبارت روشن تر
بعد از قيام عمومي و شكوهمندي كه در 30 تير 1331 به رهبري آيت الله كاشاني رخ داد
و اقتدار نهضت به اوج خود رسيد
دو كودتاي پي در پي به وقوع پيوست و سرانجام نهضت را از ميان برداشت . گرچه نتايجي كه از اين دو
كودتا به دست آمد
همسان و واحد بود
ولي اين دو كودتا از نظر عاملان اجرايي
كيفيت و زمان وقوع
تفاوت هايي داشتند.
همان طور كه اشاره شد
كودتاي اول
در درون جبهه ضد استعماري رخ داد و عاملان اجرايي كودتا نيز ملي گراياني بودند كه پس از
آنكه از شانه هاي بخش مذهبي نهضت بالا رفتند و خود را به مقام و منصب رساندند
نه تنها ديگر حاضر نشدند با بخش مذهبي نهضت
همكاري كنند
بلكه با قاطعيت مصمم شدند جناح مذهبي نهضت را منزوي و قلع و قمع نمايند و خود به صورت كاملا انحصاري
حكومت كنند. برهمين اساس بود كه آن ها كودتايي را عليه جناح مذهبي نهضت طراحي و اجرا كردند.
از نظر زمان و چگونگي اجراي كودتا در داخل نهضت
بايد به اين موضوع اشاره كرد كه گرچه نشانه هايي از طرح كودتا عليه جناح
مذهبي نهضت
در دوره قبل از قيام 30 تير 1331 نيز موجود مي باشد
ولي عجيب و جالب اين است كه اجراي كودتا عليه جناح مذهبي
نهضت
بعد از قيام 30 تير 1331 به شكل معني دار آغاز شد . شايد تا آن زمان
جناح اقليت نهضت (جناح ملي گرا) قدرت جناح مذهبي
نهضت را آنچنانكه واقعيت داشت
درنيافته بود ولي همينكه قيام 30 تير 1331 به رهبري آيت الله كاشاني رخ داد و با شكستن كمر
استعمارگران و عوامل داخلي آن ها
نهضت را از سقوط حتمي نجات داد و آن را از دهان اژدهاي استعمار بيرون كشيد
جناح ملي گران
نهضت به قدرت واقعي جناح مذهبي پي برد و متوجه شد كه تا زماني كه جناح مذهبي نهضت در عرصه ايستاده است
مجالي براي
جناح اقليت نهضت باقي نمي ماند . با توجه به اين موضوع بود كه كودتاي عليه جناح مذهبي نهضت
بعد از پيروزي قيام 30 تير
شدت
معناداري پيدا كرد.
گرچه طراحان و مجريان كودتاي اول (كودتاي درون جبهه نهضت و عليه جناح مذهبي نهضت ) با طراحان و مجريان كودتاي دوم
(كودتاي 28 مرداد 1332 توسط آمريكا و عوامل داخلي آن ) تفاوت هاي زيادي داشتند
ولي چه بسا سر نخ كودتاي اول نيز در دست آن
گروه از عوامل مرموز استعمار بوده است كه يا به درون نهضت رخنه كرده بودند و يا اينكه به شيوه هاي پيچيده
جناح اقليت نهضت را در
دام طراحي و اجراي كودتاي اول انداختند تا كودتاي دوم به راحتي و با قطعيت بالاتر به پيروزي برسد. جناح اقليت نهضت (جناح
ملي گرا) با مباني سياست كاملا آشنا بودند و مي دانستند كه كودتا عليه جناح مذهبي و جناح اكثريت نهضت
معنا و مفهومي غير از
خودكشي و شكست كلي نهضت نخواهد داشت ; به ويژه آنكه در آن زمان
نهضت در حالتي قرار گرفته بود كه گويي از چهار سمت توسط
دشمنان به محاصره درآمده است . بنابراين
در آن زمان
هر كس كه با الفباي سياسي آشنا بود
مي دانست كه در وضعيت محاصره نهضت
ابلهانه ترين كار
كودتاي دروني و كوبيدن بر طبل اختلاف است .
اساس و محور كودتاي اول كه هدف آن كنار زدن جناح مذهبي نهضت
به ويژه آيت الله كاشاني و تشكيلات فداييان اسلام بود
بر
تبليغات و فضاسازي عليه چهره هاي شاخص جناح مذهبي نهضت قرار يافته بود. به همين دليل
در آن زمان تبليغات بسيار پر حجم و
تهمت هاي عجيب و غريب عليه آيت الله كاشاني مطرح شد و ملي گرايان همه روزه در مطبوعات و سخنراني هاي خود
آيت الله كاشاني
را كه چهره شاخص جناح مذهبي و رهبر نهضت نيز محسوب مي شود
هدف قرار دادند. امام خميني درباره فضاي تبليغاتي آن زمان و
همچنين در اين باره كه فرجام شوم چنين روشي براي آگاهان معلوم بود
اين گونه مي فرمايد :

مسلمانها بنشينند تماشا كنند يك گروهي كه از اولش باطل بودند
من از آن ريشه هايش مي دانم
يك گروهي كه با اسلام و روحانيت
اسلام سرسخت مخالف بودند
از اولش هم مخالف بودند
اولش هم وقتي كه مرحوم آيه الله كاشاني ديد كه اينها خلاف دارند مي كنند و
صحبت كرد
اينها كاري كردند كه يك سگي را نزديك مجلس عينك به آن زدند اسمش را آيه الله گذاشته بودند. اين در زمان آن بود كه
اينها فخر مي كنند به وجود او
او هم مسلم نبود. من در آن روز در منزل يكي از علماي تهران بودم كه اين خبر را شنيدم كه يك سگي را
عينك زدند و به اسم آيه الله توي خيابانها مي گردانند
من به آن آقا عرض كردم كه اين ديگر مخالفت با شخص نيست
اين سيلي خواهد
خورد و طولي نكشيد كه سيلي را خورد و اگر مانده بود سيلي را بر اسلام مي زد (صحيفه نور
جلد 15 ص 15 )
امام خميني معتقد است كه در آن زمان
راه صحيح و سياست درست
تلاش براي حذف شاه و رژيم شاه بود
نه تلاش و كودتاي
براي حذف نيروهاي مذهبي نهضت . اگر دكتر مصدق و ساير ملي گرايان ليبرال مسلكي كه همراه او بودند
سياست حذف شاه و رژيم شاه
را در پيش مي گرفتند و از اين كار بزرگ غفلت نمي كردند
قطعا نه كودتاي 28 مرداد پيش مي آمد و نه اينكه آمريكا 25 سال بر كشور ما
حاكم مطلق مي شد و آن همه زيان سنگين و غيرقابل جبران نيز به وجود نمي آمد.
امام خميني معتقد است كه در آن زمان همه چيز براي حذف شاه و رژيم شاهي مهيا بود و شاه قدرتي نداشت ; بنابراين
مصدق و
ملي گرايان همراه او به جاي طراحي و اجراي كودتا عليه جناح مذهبي نهضت
مي توانستند به پشتوانه جناح مذهبي و به پشتوانه
بزرگاني همچون آيت الله كاشاني
شاه و رژيم شاه را براندازند. امام خميني در اين باره مي فرمايد :
اين يكي از غفلتهايي بود در تاريخ ايران كه مسير تاريخ ايران را اگر اين غفلت نشده بود برگردانده بود و ما حالا ابتلا به اين صحبتها
اينجا نداشتيم و نه من اينجا بودم و نه آقايان
همه سر كار خودشان در مملكت خودشان بودند. اين غفلت بزرگ از رجال سياسي و علما
و ـ عرض بكنم كه ـ ساير اقشار مملكت ما واقع شد و اين آدم را تحميل كردند بر ما و دنباله اش را هم گرفتند كه قدرتمندش كنند. از آن
وقت تا حالا هم غفلتها شده است
قوام السلطنه مي توانست اين كارها را بكند لكن با غفلتها
با ضعف نفسها نكرد. از او بالاتر دكتر
مصدق بود
قدرت دست دكتر مصدق آمد لكن اشتباهات هم داشت . او براي مملكت مي خواست خدمت بكند لكن اشتباه هم داشت .
يكي از اشتباهات اين بود كه آن وقتي كه قدرت دستش آمد اين را خفه اش نكرد كه تمام كند قضيه را
اين كاري براي او نداشت آن وقت
هيچ كاري براي او نداشت بلكه ارتش دست او بود
همه قدرتها دست او بود و اين هم اين ارزش نداشت آن وقت
آن وقت اينطور نبود
كه اين يك آدم قدرتمندي باشد و مثل بعد كه شد
آن وقت ضعيف بود و زير چنگال او بود لكن غفلت شد. غفلت ديگر اينكه مجلس را
ايشان منحل كرد و يكي يكي وكلا را وادار كرد كه برويد استعفا بدهيد. وقتي استعفا دادند يك طريق قانوني براي شاه پيدا شد و آنكه بعد
از اينكه مجلس نيست تعيين نخست وزير با شاه است
شاه تعيين كرد نخست وزير را. اين اشتباهي بود كه از دكتر واقع شد و دنبال او اين
مرد را دوباره برگرداندند به ايران
به قول بعضي كه محمدرضا شاه رفت و رضا شاه آمد. بعضي گفته بودند اين را به دكتر كه كار شما اين
شد كه محمدرضا شاه رفت (محمدرضا آن وقت يك آدم بي عرضه اي بود و تحت چنگال او بود) او رفت و رضا شاه آمد يعني يك نفر
قلدر آمد. اينها آن وقت گفتند
نمي دانستند كه بعدها رضا شاه چند آتشه است . اين هم يكي از اشتباهات بود كه شده است . (صحيفه
نور
جلد 3
ص 36 )
اگر در آن زمان ديدگاه درستي كه امام خميني به آن اشاره مي فرمايند
حاكم شده بود
اساسا جهت تاريخ دهه هاي پيشين ايران تغيير
مي يافت و ميهن ما اكنون در وضعيت ديگري قرار داشت . افسوس كه مصدق و ملي گرايان همراه او
توان درك اين ديدگاه درست را
نداشتند تا از آن همه مصايبي بر سر ملت ايران آمد
جلوگيري كنند.
در فاصله زماني بين قيام 30 تير 1331 و كودتاي 28 مرداد 1332
دو كودتا رخ داد و نهضت ضد استعماري ملت مسلمان ايران را از
بين برد. كودتاي اول
توسط ملي گرايان و در درون جبهه فراگير ضداستعماري عليه جناح مذهبي نهضت رخ داد و زمينه را براي پيروزي
كودتاي دوم در 28 مرداد 1332 فراهم كرد . اعضاي جناح اقليت نهضت (جناح ملي گرا) با مباني سياست كاملا آشنا بودند و مي دانستند
كه در آن وضعيت پرمخاطره
كودتا عليه جناح مذهبي و كنار نهادن آن ها
معنا و مفهومي غير از خودكشي و حركت به سمت انهدام
نهضت ندارد; با اين حال
آن ها كودتا كردند و همان طور كه روشن بود
زمينه كودتاي 28 مرداد 32 و شكست كامل نهضت را فراهم
نمودند
امام خميني : گروهي كه با اسلام و روحانيت
مخالف سرسخت بودند
تبليغات عليه آيت الله كاشاني را تا آن جا پيش بردند كه به چشم
سگي عينك زدند و اسمش را هم آيت الله گذاشتند. من در آن روز در منزل يكي از علماي تهران بودم كه اين خبر را شنيدم . آن روز عرض
كردم كه شخصي كه چنين كرده است
به زودي سيلي خواهد خورد و طولي نكشيد كه سيلي خورد
امام خميني : يكي از غفلت هايي كه در تاريخ ايران شد
اين بود كه محمدرضا شاه را در آن زمان كه ضعيف بود
تحمل كردند. مصدق
مي توانست او را خفه كند و كار را تمام كند
ولي اين كار را نكرد

|