هفته گذشته مطلبي به قلم حجت الاسلام والمسلمين آقاي عبدالرضاايزدپناه رئيس دفتر رئيس قوه قضائيه به خبرگزاري و سايت ها
داده شد كه از نظر ايشان « در جوابيه به يكي از روزنامه هاي صبح كشور » بود. نسخه اي از اين متن
بعد از آنكه توسط بعضي خبرگزاري ها
و سايت ها منتشر شد و در دو نشريه متعلق به قوه قضائيه به چاپ رسيد
به دفتر روزنامه جمهوري اسلامي نيز ارسال گرديد. قبل از هر
توضيحي ابتدا متن كامل مقاله آقاي ايزدپناه را از نظر شما ميگذرانيم و سپس نكاتي را يادآور مي شويم .
در جوابيه به يكي از روزنامه هاي صبح كشور :
« رجك » هاي قيمتي يك مدير مسئول
مانده بودم اين رخداد را چه نام گذارم كه گويا باشد و رسا « مدير مسئولي با پزهاي ارزشي » « رجك هاي قيمتي يك مدير مسئول »
يا « مدير مسئولي با آروغ هاي گرانبها » . نصيحت مشفقان عنواني را كه مي بينيد نصيب اين نوشته كرد.
مدير مسئول يكي از روزنامه هاي صبح كه سالها اين روزنامه را در تيول خويش گرفته و از رانت آن غنيمتها برده است و گاهگاهي كام
تشنگان قدرت را به بها شكستن استخوان حيثيت برخي رجال مملكت خوش كرده است
اين بار قامت وارسته مجتهد و سيدي از تبار
آل رسول « ص » را هدف قرار داد. آگاه و ناآگاه بر سيماي نوراني او چنگ زد تا هم ذائقه محفل گذاران سياسي خود را شيرين كند! و هم آبي
باشد بر شعله هاي بزرگ طلبي و شفايي بر جراحت ماندن از مقام مطلوب !
آيت الله شاهرودي در انتخابات خبرگان رهبري رايي چشمگير مي آورد
چشم اين آقا چپ مي شود
در عرصه بين الملل وقتي
عالمان و مقامات كشورهاي اسلامي او را مي نوازند
نوازشگاه اين مدير مسئول دل مي زند و بر سياست هاي توسعه قضايي بيرحمانه
يورش مي برد اجرايي كردن سياستهايي را كه مجمع تشخيص مصلحت نظام تكليف كرد و رهبري مهر تاييد بر آن نهاده است را
نه در
كار قوه كه حاشيه گرايي مي خواند ! خردورزان قضا و دغدغه داران عدالت كه دستي در نيازهاي امروز دستگاه قضايي و سري در
ضرورتهاي دادگستري دارند
نيك مي فهمند
دمل ديد خرده گيران را.
آيا اگر يك عالم دست پرورده امام راحل « قدس سره » و شهيد صدر
مجتهدي زمان شناس و سخن سنج
در فضاي كشور يا در عرصه
كشورهاي اسلامي بدرخشد
اين ارزش است يا ضدارزش
آيا در سال اتحاد ملي و انسجام اسلامي
تشكيل اتحاديه دستگاه هاي قضايي كشورهاي اسلامي با راهبري ايران اسلامي براي مقابله
با توطئه هاي تفرقه افكنانه و دسيسه هاي آمريكا
ترك وظيفه است يا عين وظيفه به ويژه آنكه مقام معظم رهبري هم كه ولايت عامه
مسلمين را برعهده داشته و دغدغه وحدت و انسجام امت اسلامي را همواره به دل دارند
بر آن انگشت تحسين نهاده و شتاب در اجراي
آن را خواسته اند. آيا نشان دادن قوتها و اثبات برتري قضا و دادرسي نظام مقدس جمهوري اسلامي بر سيستم هاي قضايي بشر ساخته و
يا مايه گرفته از مذاهب ديگر
براي يك عالم ديني و رئيس قضايي جاه خواهي است يا وظيفه شناسي
خيلي ها شاهدند رئيس سازمان صدا و سيما از هفت سال پيش
از رياست محترم قوه قضائيه
براي ديدار از صدا و سيما دعوت
كردند و ايشان ابا نمودند و نرفتند تا اينكه امسال ستاد بزرگداشت هفته قوه قضائيه اين ديدار را در برنامه هفته قوه قرار دادند و با همه
اكراه ايشان در آغاز هفته قوه قضائيه به جام جم رفتند. نمي دانم چرا اين كار مهم را كه روساي قوا و ديگر شخصيتهاي نظام
بارها انجام
داده و مي دهند
در چشم جناب مدير مسئول ناروا آمده است و هتك ايشان را از سوي اين جريده واجب كرده است آيا استقبال
هنرمندان و اصحاب رسانه ملي از يك عالم و مجتهد و رئيس قوه اي كه بايست همه رسانه هاي مسئول و مردمي در اعتمادسازي آن
بكوشند اقدام و اهتمامي شهرت طلبانه است
آيا براي كسي كه مدعي دفاع از ارزشها و اطاعت از رهبري است
رواست ; شخصي را كه رهبري او را با وصف « من خدا را شاكرم كه
به حمدالله بعد از آنكه اين قوه به وسيله يك عالم روشن بين و فاضل پايه گذاري شده
امروز هم به وسيله يك عالم روشن بين
فاضل
آگاه و نوگرا اداره مي شود . » تيرماه 83
« من بايد از مجموعه قوه
فعالان قوه
به خصوص رئيس محترم قوه قضائيه كه به حمدالله فقيه
عالم
آشنا و بصير هستند به خاطر
تلاش هايي كه انجام گرفته است تشكر كنم . 86
4
7 »
ستوده است متهم به شهرت طلبي و دوست داشتن طرح در رسانه ها كند .
به بهانه تمديد لايحه مهم قانون مجازات اسلامي از سوي مجلس
آروغ ديگر جناب مسئول را بنگريد : « تلاش براي تشكيل اتحاديه
بين المللي و شوراي معاضدت قضايي كشورهاي اسلامي
برگزاري سمينارهاي متعدد در اين راستا و انجام سفرهاي خارجي جهت
رايزني ... و تشكيل نهادهاي بدون منشا قانوني و بدون اختصاص بودجه مصوب از طرف قانونگذار و اقداماتي از قبيل ... براي توجيه
وضعيت نامطلوب فعلي و افزايش معضلات دستگاه قضايي
حربه كارآمدي نخواهد بود »
آيا تشكيل شوراي حل اختلاف
تشكيل شوراي حفظ حقوق بيت المال
احياي نظام دادرسي
طرح كاهش اطاله دادرسي
شفاف
كردن فرآيند دادرسي
تخصصي كردن شعب دادگاه ها
مقابله حقوقي و قضايي با ابزاري كردن شعار حقوق بشر عليه ايران و انقلاب
اسلامي و تشكيل ستاد حقوق بشر براي مقابله
با اين كه به تصويب شوراي امنيت هم رسيده است و تدوين دهها لايحه و ارسال آنها به
مجلس از قبيل : مجازات هاي جايگزين
اصلاح لايحه سازمان زندانها و اجراي احكام كيفري
لايحه دادگاه اطفال
لايحه حمايت از
خانواده
لايحه جرم زدايي از قانون
لايحه اصلاح قانون چك و محكوميتهاي مالي و بسياري از لوايح ديگر
در راستاي اصلاح دستگاه
قضايي و همسويي فرآيند دادرسي با فقه اسلامي و توسعه قضايي
امور مهم و اساسي است يا حاشيه گرايي
شگفتا كسي كه نه دستي در حقوق دارد و نه فهمي از قضا
از مقام بزرگ طلبي نسبت به دستگاه قضايي اهل نظر شده و به بهانه تاخير
در لايحه قانون مجازات چنين رهنمود مي دهد : « لازم است رياست محترم قوه قضائيه با بازخواني محدود وظايف و تكاليف خود و
تميز امور مهم و اساسي موجبات تقويت نظام قضايي كشور و جلب اعتماد مردم را فراهم سازد »
شايد آقاي مدير مسئول اطلاع نداشته است كه آماده نشدن قانون مجازات هم از سر اهتمام و دقت و روشن بيني بوده است زيرا
اصلاح قانون مجازات اسلامي از آغاز ورود رئيس قوه قضائيه توسط معاون قضايي وقت آيت الله مرعشي و قضات برجسته آغاز شد و
سه سال پيش به جلسه مسئولان قضايي آمد
آيت الله شاهرودي لازم دانست سياست هاي توسعه قضايي همچون زندان زدايي
جرم زدايي از قانون
بررسي مواد قانوني از نگاه اجرايي
داده هاي نو فقهي و كاستيهاي قانون و لزوم افزودن مواد بايسته ديگر بر قانون
مجازات فعلي در آن انجام گيرد براين اساس به دستور ايشان دوباره فضلايي در قم و حقوقدانان و قضاتي برجسته در تهران با اين
رويكرد به بررسي تكميل مجدد قانون مجازات برآمدند و نتايج بررسي ها به جلسه مسئولان عالي قضايي آمد و مورد نقض موشكافانه
از جانب اعضاي 22 گانه جلسه مسئولان قرار مي گيرد كه گاهي بحث و بررسي در مورد يك ماده هم در جلسه كامل نمي شود . رئيس قوه
قضائيه كه خود مجتهدي برجسته و صاحب نظر در قضا و جزئيات اسلام است چندين ماه است كه در هفته دو روز را ويژه بررسي اين
لايحه كرده اند كه اين وقت گذاري مورد شگفتي و تحسين اهل نظر و اطلاع شده است آيا پاسخ اين اهتمام چنين پندارافكني ها است آن
هم از سوي جريده اي مشهور و ارزش گرا كالبدشكافي اين پندارها و اتهامات را بايست در تصميمات پشت پرده تماميت خواهاني ديد
كه سر بر آوردن چنين مجتهدي نوانديش را در عرصه كشور بر نمي تابند همان هايي كه نهيب پاي وري او بر اجراي عدالت مذاقشان را
ناخوش كرده يا اخلال در روياي انباشت فلزهاي قيمتي
ساحت مقدس قلمشان را با آروغ هاي گرانبها آلوده نمود كه بازگويي آن داستان
جالب و يا به اصطلاح قضات
پرونده اي شنيدني دارد كه مجال و زمان ديگري مي طلبد.
ع ـ ايزدپناه
اينك نكاتي كه يادآوري آنها را لازم ميدانيم :
1 ـ روزنامه مورد نظر آقاي ايردپناه
روزنامه جمهوري اسلامي است كه مدير مسئول آن من هستم
مسيح مهاجري .
2 ـ مقاله هاي مورد اشاره آقاي ايزدپناه دو مقاله تحت عناوين « مسئولان قوه قضائيه بخوانند » و « در حاشيه خودداري مجلس از
تمديد آزمايشي قانون مجازات اسلامي » است كه اولي در تاريخ 13 تيرماه و دومي در تاريخ 9 مرداد ماه 1386 در روزنامه جمهوري
اسلامي به چاپ رسيده اند.
3 ـ متن كامل هر دو مقاله را
براي آنكه آن دسته از خوانندگان گرامي كه قبلا آنها را نديده اند و يا محتواي آنها را در ذهن ندارند بتوانند
با محتواي آنچه آقاي ايزدپناه به عنوان جوابيه آنها نوشته اند مقايسه نمايند
در همين صفحه ميآوريم و قضاوت نهائي را برعهده مردم
ميگذاريم . بنابر اين
آنچه به عنوان يادآوري در اين سطور ميخوانيد فقط نكاتي هستند كه از نظر نوع برخورد يكي از مسئولان سطح
بالاي دستگاه قضائي كشور با مطبوعات لازم است مورد توجه قرار گيرند و يا زوايائي از مطالب آقاي ايزدپناه كه خوانندگان از آنها مطلع
نيستند و نيازمند توضيحاتي هستند. البته تلاش براينست كه در همين موارد نيز نهايت اختصار رعايت شود.
4 ـ نكته مهمي كه براي اينجانب بسيار سئوال برانگيز است اينست كه آقاي ايزدپناه
كه نزديك ترين فرد به رئيس قوه قضائيه هستند و
بحمدالله قدرت زيادي دارند
بجاي دادن پاسخ قانوني و متين و استوار
كه حقشان است
چرا به ادبياتي متوسل شده اند كه در شان قوه
قضائيه و خود ايشان به عنوان يك روحاني اهل قلم
كه خوشبختانه قلم خوبي هم دارند
نيست در مقاله ايشان متاسفانه حدود 20
مورد از كلمات و تعبيرات موهن و زننده و نسبت هاي ناروائي از قبيل رجك
آروغ
دمل
چنگ زدن
محفل گذاران
چپ شدن چشم
نوازشگاه
بزرگ طلبي
انباشت فلزهاي قيمتي
فهم حقوقي و قضائي نداشتن
تماميت خواهي
در تيول خود گرفتن
رانت خواري
غنيمت بردن و... بكار رفته كه ايشان مي توانستند توضيحات خود در دفاع از قوه قضائيه را بدون توسل به اين كلمات و تعبيرات و
نسبت ها ارائه نمايند. اينكه توسل به چنين ادبيات سخيف و موهن و نازلي چه مشكلي را از قوه قضائيه حل خواهد كرد و آيا كسي كه با
اين ادبيات سروكار دارد مي تواند در نزديكترين جايگاه به رئيس قوه قضائيه حضور داشته باشد
سئوالي است كه پاسخ دادن به آنرا نيز
برعهده مردم ميگذاريم با افزودن اين سئوال كه اگر قرار است قوه قضائيه
كه بايد پناهگاه مردم باشد
خود با منتقدان اينگونه برخورد
كند
تكليف ديگران چيست
5 ـ جنبه ديگر ادبيات آقاي ايزدپناه
تعريف و تمجيدهائي است كه از رئيس قوه قضائيه كرده اند . بنا نداريم درباره شخص اظهارنظر
كنيم و از سوابق و علم و ساير احوال شخصيه رئيس قوه قضائيه بگوئيم يا بنويسيم . در مقالات مورد نظر آقاي ايزدپناه نيز به اين موضوع
نپرداخته ايم
اما نميدانيم چرا رئيس دفتر قاضي القضات جامعه ما
كه بايد عملكرد ايشان معيار باشد نه شخص ايشان
به مدح ايشان
روي آورده و تلاش كرده اند از اين موضع براي اثبات ناحق بودن انتقادات روزنامه جمهوري اسلامي استفاده كنند. شما عملكردها را
تشريح كنيد
مردم خود قضاوت خواهند كرد
چه نيازي به مدح و ثنائي وجود دارد كه مولاي متقيان با صراحت آنرا منع فرمودند و
حضرت امام خميني نيز بارها افرادي را كه با چنين رويكردي ايشان را مخاطب قرار دادند
در همان مجلس تخطئه كردند. آيا وجود چنين
روحيه اي در صاحب نزديك ترين مسند به رئيس قوه قضائيه نظام جمهوري اسلامي يك خطر نيست ! رئيس قوه قضائيه چرا چنين
افرادي را طرد و يا از مداحي كردن منع نمي كنند
6 ـ آقاي ايزدپناه درباره اينجانب مرقوم فرموده اند : « مدير مسئول يكي از روزنامه هاي صبح كه سالها اين روزنامه را در تيول خويش
گرفته و از رانت آن غنيمت ها برده است و گاهگاهي كام تشنگان قدرت را به بها شكستن استخوان حيثيت برخي رجال مملكت خوش
كرده است » .
هويت روزنامه جمهوري اسلامي روشن است . اينجانب نيز اكنون بيست و هفتمين سال مسئوليت در اين روزنامه را سپري مي كنم .
در اين 27 سال
علاوه بر مبارزه عليه آمريكا و شوروي و انگليس و رژيم صهيونيستي و ساير قدرتهاي استعماري بين المللي و
سرانگشتان منطقه اي آنها همواره با كژي ها و ظلم ها و نارواها از هر شخص و مقام و دستگاهي سرزده باشد بدون توجه به نسبت ها و
جايگاه ها و وابستگي هاي سياسي و جناحي برخورد انتقادي كرده ام . از دوران دفاع مقدس نيز روزنامه جمهوري اسلامي كارنامه
درخشاني دارد. براي روزنامه جمهوري اسلامي با رعايت جوانب قانوني و شرعي امكانات لازم را فراهم كرده ام ولي هيچ بهره اي از آن
نبرده ام . بارها بزرگان كشور در دولت هاي مختلف به اينجانب پيشنهاد وزارت و ساير پست هاي سطح بالاي نظام را دادند ولي ماندن در
روزنامه را ترجيح دادم و حداكثر
مشاورت روساي محترم جمهور را
آنهم براي تذكر دادن به آنها نه دل خوش كردن به مقام و براي ماندن
در مقام به مدح و ثناروي آوردن
پذيرفتم . به فضل خدا دامنم از همه آلودگيها پاك است و همواره با زي طلبگي زندگي كرده ام و روزنامه
جمهوري اسلامي نيز در اين دوران طولاني حتي يك محكوميت هم ندارد. اكنون
نوبت آقاي ايزدپناه است كه ثابت كنند اين مدير
مسئول
كدام غنيمت را برده كام كدام تشنه قدرت را سيراب كرده و استخوان حيثيت كدام رجل مملكتي را شكسته اگر انتقاد كردن از
عملكردها
استخوان شكستن است
حق با آقاي ايزدپناه است ولي در آنصورت واي بر قوه قضائيه كه وظيفه دار حفظ آزادي هاي مردم
است .
7 ـ مرقوم فرموده اند : « آيت الله شاهرودي در انتخابات خبرگان راي چشمگير ميآورد
چشم اين آقا چپ مي شود ... » .
ارتباط ميان راي چشمگير جناب آقاي شاهرودي براي ورود به خبرگان با مقالات انتقادي روزنامه
براي اينجانب مشخص نيست .
علاوه بر اين
نه اينجانب و نه هيچيك از همكارانم در روزنامه جمهوري اسلامي نه تنها هيچگونه خصومتي با جناب آقاي شاهرودي
نداريم بلكه دوست داريم ايشان و همكارانشان در قوه قضائيه موفق باشند و هر جا لازم بوده از قوه قضائيه در برابر تهاجمات خارجي و
داخلي حمايت هم كرده ايم
البته انتقاد از عملكرد ايشان و هر مسئول ديگري را نيز حق خودمان ميدانيم . ضمنا در انتخابات خبرگان
كه
مورد اشاره آقاي ايزدپناه است
اينجانب آمادگي روزنامه جمهوري اسلامي را براي تبليغ به نفع جناب آقاي شاهرودي به يكي از معاونين
ايشان اعلام نمودم
خود آقاي شاهرودي هم ميدانند
لابد آقاي ايزدپناه خبر ندارند.
8 ـ آقاي ايزدپناه مرقوم فرموده اند : « شگفتا كسي كه نه دستي در حقوق دارد و نه فهمي از قضا
از مقام بزرگ طلبي نسبت به دستگاه
قضائي اهل نظر شده و به بهانه تاخير در لايحه قانون مجازات چنين رهنمود مي دهد... » .
از اينكه يك تحصيل كرده حوزه علميه قم
آنهم با تجربه 27 سال مديريت يك روزنامه كثيرالانتشار
ممكن است مختصر دستي در
حقوق و اندك فهمي در قضا داشته باشد ميگذريم و جهت اطلاع آقاي ايزدپناه يادآور مي شويم كه مقاله مورد نظر ايشان در اين فقره (در
حاشيه خودداري مجلس از تمديد آزمايشي قانون مجازات اسلامي ) نوشته يكي از قضات سابقه دار
متعهد و بسيجي است كه
نخواستند نامشان چاپ شود و در پاسخ به سئوال اينجانب كه چرا نامتان را روي مقاله نميگذاريد گفتند مي ترسم با من برخورد كنند
ما
قضات هيچ مصونيتي نداريم ...
اين واقعيت تلخ را هم خوبست آقاي ايزدپناه و همه مسئولان قوه قضائيه بدانند كه وقتي سرمقاله « مسئولان قوه قضائيه بخوانند »
كه
به قلم خودم بود
در روزنامه به چاپ رسيد
عده زيادي از قضات برجسته
مستقيما يا مع الواسطه
از اينجانب تشكر كردند و گفتند شما
حرفهاي دل همه ما را نوشته ايد
حرفهائي كه ما جرات مطرح كردن آنها را نداريم .
مشاهده چنين وضعيتي در قوه قضائيه نظام جمهوري اسلامي
خوشايند هيچيك از وفاداران به اين نظام مقدس نيست . همه نگران
هستند و همه آرزومند توفيق مسئولان اين قوه هستند
اما آيا ميتوانيم به دليل علاقه اي كه به سربلندي اين قوه داريم
ضعف هاي آنرا
ناديده بگيريم و يا از ترس اينكه مبادا مورد غضب قرار بگيريم انتقاد نكنيم در آنصورت
نام مطبوعه اي كه در آن كار مي كنيم روزنامه
نخواهد بود
بهتر است آنرا روزي نامه بنامند و روشن است كه چنان ورق پاره اي به درد لاي جرز ميخورد.
آقاي ايزدپناه خوبست به يكي از سايت ها كه همين مقاله تان را منتشر كرده و نظر كاربران را هم در ذيل آن آورده سري بزنند تا ملاحظه
كنند مردم درباره باصطلاح جوابيه ايشان به مقالات انتقادي روزنامه جمهوري اسلامي و عملكرد قوه قضائيه چه قضاوتي دارند. ضمنا
بد نيست ايشان اين نكته را هم براي ما و عموم مردم روشن نمايند كه از دو نشريه ماوي و حمايت كه متعلق به قوه قضائيه هستند چرا به
مثابه ملك شخصي استفاده نموده و مطالب خود را با ادبيات پرخاشگرانه در آنها چاپ نموده اند
9 ـ رئيس دفتر رئيس قوه قضائيه
در پايان مرقوم فرموده اند : « كالبدشكافي اين پندارها و اتهامات را بايست در تصميمات پشت پرده
تماميت خواهاني ديد كه سر بر آوردن چنين مجتهدي نوانديش را در عرصه كشور بر نمي تابند همان هائي كه نهيب پاي وري او بر اجراي
عدالت مذاقشان را ناخوش كرده يا اختلال در روياي انباشت فلزهاي قيمتي
ساحت مقدس قلمشان را با آروغ هاي گرانبها آلوده نمود كه
بازگوئي آن داستان جالب و يا به اصطلاح قضات
پرونده اي شنيدني دارد كه مجال و زمان ديگري مي طلبد » .
اين را آقاي ايزدپناه درست ميگويند كه ماجراي فلزهاي قيمتي داستان جالب و پرونده اي شنيدني دارد
البته اگر مردانگي كنند و همه
مطالب آن پرونده را بدون كم و كاست منتشر نمايند. يقين دارم كه اگر چنين كنند
يك افتخار براي اينجانب و يك لكه ننگ براي قوه
قضائيه در بخش مبارزه با مفاسد اقتصادي را افشا خواهند كرد.
پرونده به شخص اينجانب هيچ ربطي ندارد
بلكه به فردي مربوط است كه يكي از مديران نمونه كشور و بازوي كارآمد نخست وزير
دفاع مقدس و معاون اول دوران دو رئيس جمهور بود و براي كمك به زندگي خود
در اوقات فراغت كارگاهي را اداره مي كرد كه در آن از
لجن ها و پس مانده هاي كارخانه ها و دستگاه هاي از كارافتاده با زحمات و مشقات زياد فلزات قيمتي را بازيابي مي كرد و ضمن انجام يك
خدمت توليدي به كشور چند خانواده كارگري را نيز تامين مي نمود. اين شخص را
نميدانم با هدف خاص و يا از روي اشتباه
به عنوان
مفسد اقتصادي بازداشت كردند و اينجانب با انگيزه دفاع از مظلوم با علم به پاكي او و درحاليكه هيچ منفعت مادي نداشتم وارد عمل
شدم و موضوع را با سران نظام از رهبر معظم گرفته تا رئيس جمهور وقت و مقامات ارشد قضائي در ميان گذاشتم و پرونده نيز مراحل
قانوني خود را طي كرد و منتهي به تبرئه متهم شد و شخص رئيس قوه قضائيه
فرد كارشناسي را مامور ريسدگي به موضوع كرد و آن
كارشناس در گزارشي كه به ايشان داد اعلام نمود « به اين فرد به خاطر كار فني با ارزشي كه مي كند بايد جايزه داده شود » .
نميدانم آقاي ايزدپناه چرا اين ماجرا را وارونه جلوه داده اند! اينجانب اگر قرار بود بخاطر اين واقعه چيزي در روزنامه منعكس كنم
همان 6 سال قبل اين كار را مي كردم . نه تنها چنين نكردم
بلكه روزنامه جمهوري اسلامي در آن سالها پر است از مقالات حمايت از قوه
قضائيه در برابر تهاجمات خارجي و داخلي . روزنامه ابزاري براي طرح مسائل شخصي اين و آن نيست
امانتي است كه بايد از آن براي
اصلاح امور جامعه بهره برد. از اين پس نيز هر جا لازم باشد اين روزنامه از قوه قضائيه در برابر تهاجمات دفاع خواهد كرد.
اكنون نوبت آقاي ايزدپناه است كه آن فلزهاي قيمتي انباشته شده را افشا كنند و آن تماميت خواهي را نيز برملا نمايند و به اين سئوال
محوري نيز پاسخ بدهند كه آيا يك مدير لايق را از هستي ساقط كردن و بر ندانم كاري خود سرپوش گذاشتن و سپس آنرا وارونه مطرح
كردن
در مكتب ايشان « پاي وري براجراي عدالت » نام دارد اگر آقاي ايزدپناه اصرار دارند اين پرونده باصطلاح ايشان « شنيدني » براي
مردم مطرح شود
اعلام كنند تا اينجانب همه جزئيات آنرا با نام و نشان و تخلفات و عذرخواهي هائي كه كردند و شماتت هائي كه
دست اندركاران نثار همديگر نمودند را با ارائه اسناد و مدارك در اختيار مطبوعات و خبرگزاري ها قرار بدهم تا مردم ما قدري از « پاي وري
بر اجراي عدالت » مورد نظر آقاي ايزدپناه آگاهي پيدا كنند. البته پاسخگوئي در محضر عدال الهي به خاطر اين تحريف ها و تهمت ها و
افتراها را نيز به آقاي ايزدپناه يادآور مي شوم . ايشان قطعا قبول دارند كه در « يوم تبلي السرائر » براي همه اين امور مورد سئوال قرار خواهند
گرفت .
10 ـ با اينهمه
به آقاي ايزدپناه يادآور ميشوم كه حيف است عمر و قلم خود را در راه دفاع از اموري كه شايد خود هم به آنها اعتقاد
قلبي نداشته باشند و صرفا از باب وظيفه شغلي به آن روي ميآورند صرف نمايند. وظيفه خود ميدانم به حرمت آشنائي قديمي و كسوت
روحانيتي كه دارند از ايشان دعوت نمايم اين قلم را در راه تبيين عملكرد قوه قضائيه با پرهيز از ادبيات پرخاشگرانه بكار بگيرند و از اين
طريق به دستگاهي كه در آن كار مي كنند خدمتي بعمل آورند. روزنامه جمهوري اسلامي هم آمادگي دارد مقالات ايشان را بدون كم و
كاست چاپ كند.
آقاي ايزدپناه
به شما اطمينان ميدهم با ادبيات پرخاشگرانه هيچ مشكلي را از قوه قضائيه حل نخواهيد كرد. روزنامه جمهوري
اسلامي نيز نه تنها با اين تشرها عقب نشيني نخواهد كرد بلكه به انتقاد از قوه قضائيه ادامه خواهد داد زيرا انتقاد نه تنها حق بلكه وظيفه
مطبوعات است . البته ما نذر نكرده ايم كه فقط ضعف هاي قوه قضائيه را مطرح كنيم
هر جا قوتي باشد آنرا هم مطرح خواهيم نمود. و
شما آيا بهتر نيست اين باقيمانده حضور در قوه قضائيه را كه كمتر از دو سال است صرف جبران مافات نمائيد آقاي
ايزدپناه
والعاقبه للمتقين
مسيح مهاجري

|