
اسلام دين زندگي است و تعاليم و قوانين و ارزشهاي اخلاقي آن در همه ابعاد به ويژه ابعاد مرتبط با مواجهات و
تعاملات و همگرايي ها و همكاري ها در حيات اجتماعي
براي بهبود روابط و تامين امنيت روحي و فكري و پاسداشت
از حريم جان و مال و ناموس و آبرو و حيثيت افراد جامعه نازل شده است .
اين غفلت و جهالت بزرگي است كه كسي چنين بينديشد كه اسلام با زندگي دنيايي انسان پيوند و ارتباطي ندارد و
فقط به آخرت آدمي نظر مي گسترد و در امور عبادي و معنوي و ذكر و مناجات خلاصه و محدود مي شود و به ساير
شئون حيات بي توجه است و انسان ها را به حال خود رها ميكند تا هركس هرگونه كه مي خواهد بينديشد و رفتار و عمل
نمايد. نتيجه طبيعي اين تفكر باطل و بيمار و برخاسته از جهل و سطحي نگري موجب ميشود كه جامعيت دين رهايي
بخش و زندگي ساز اسلام رها گردد و از زاويه و روزنه اي تنگ به اين دين مبين نگاه شود و جنبه ها و جلوه هاي مختلف
اجتماعي
سياسي
اقتصادي
فرهنگي
علمي
حقوقي و امنيتي آن رها گردد و همه چيز در امور فردي محصور شود.
وقتي اين طرز تفكر ناصحيح و قشري جان گرفت و قدرت يافت و منتشر گرديد
« مسلماني » در تعبد و تزهد فاقد
ريشه و بنيان و ذكر و مناجات سطحي و بدون عمق و محتوا خلاصه ميشود و همه اين امور كه اگر با معرفت و شناخت
و بينش و آگاهي بياميزند و به مرحله عمل درآيند تحول زا ميگردند
به دليل ظاهر آرايي و نداشتن پشتوانه هاي معرفتي
از ايجاد دگرگوني باز مي مانند و انجام دهنده آن به هيچ تحولي نمي رسد و به همين دليل در آموزه هاي ديني آمده است
عبادتي كه از روي شناخت و بصيرت نباشد و تحول نيافريند و از معصيت و گناه بازندارد
هر چه بيشتر انجام گردد
به
جا آورنده را بيشتر از خدا دور مي كند!
همچنين وقتي تفكر سطحي انحصار دين در امور فردي رشد و گسترش يابد و در همه ذهن ها و دل ها تثبيت گردد
براي مسلمان پرورش يافته در اين قشري گري و سطح انديشي و جمود
به دليل آن كه اسلام را منحصر در اذكار واوراد
مي داند و شناختي نسبت به قوانين متعالي آن در اخلاق و رفتار اجتماعي ندارد
امنيت فكري و روحي و اخلاقي اعضاي
جامعه فاقد ارزش و اعتبار مي شود و به همين دليل براي آبرو و حيثيت افراد هيچ احترام و بزرگداشتي قائل نمي باشد و
مسئوليتي شرعي احساس نمي كند و از همين جاست كه تاخت و تاز به حريم ديگران و هتك حرمت آنان با ترويج دروغ
و تهمت و با به كارگيري شنيع ترين شيوه هاي فتنه گري و فريبكاري
امري سهل و ساده و پيش پا افتاده مي گردد!
اين افراد ـ چه با نشانه هاي ظاهري مسلماني و چه بدون تقيد به اسلام و داراي هر نوع ديانت و مكتب و مسلك ـ
بسيار خطرناك و آسيب رسان مي باشند و بايد با راه و روش هاي مختلف شرعي و قانوني از زيان هاي آنان جلوگيري كرد.
حضرت امام حسين (ع ) در رهنمود ژرف و بسيار تفكر برانگيز و عبرت آموز خويش چنين مي فرمايد :
« هرگاه شنيدي شخصي به آبرو و حيثيت افراد جامعه تاخت و تاز مي كند
سعي كن تو را نشناسد. »
اين رهنمود بينش هايي مي آفريند كه در پرتو آن مي توان به اهميت موضوع مورد بحث از جنبه هاي مختلف واقف و
آشنا گرديد.
براساس اين روايت عميق
اولا امنيت فكري و روحي افراد در حيات اجتماعي بسيار مهم و بزرگ ميباشد و
نمي توان از كنار اين ضرورت و آثار ارزشمند آن به سهولت عبور نمود و آن را ناديده يا كم اهميت تلقي نمود.
ثانيا اكرام و بزرگداشت آبرو و حيثيت افراد جامعه يك وظيفه واجب شرعي و ديني مي باشد كه بايد در كنار ساير
تكاليف و وظايفي كه حالت « وجوب » دارند و ترك آنها « حرام » است
قرار گيرند. يعني همان گونه كه طاعات و عباداتي
همچون نماز و روزه واجب است
حفظ و بزرگداشت جان و مال و ناموس و آبرو و حيثيت افراد جامعه نيز واجب و
ترك آن حرام مي باشد.
ثالثا بايد همه راه و روش ها براي جلوگيري از تهاجم افراد لاابالي و پست و جاهل و نادان به حريم آبروي انسان ها به
تجربه درآيند تا به اين وسيله همه موانع براي دست يابي به امنيت فكري و روحي مرتفع گردد و جامعه به آرامش و
سلامت نائل آيد. براي تامين اين امنيت
اگر چه دولت و حكومت مسئول ميباشد و بايد روش هاي قانونمند را به حيطه
عمل درآورد
لكن افراد جامعه نيز براي صيانت از آبرو و حيثيت خويش مسئول هستند و بايد راه و روش هاي مشروع و
معقول را به تجربه و آزمون در آورند.
در نگاه ژرف و عميق حضرت امام حسين (ع ) يكي از بهترين شيوه ها براي حفاظت از حريم آبرو اين است كه از
جانب هر فرد به مجرد كسب اطلاع و آگاهي دقيق نسبت به كساني كه در عرصه هاي آبرو و حيثيت ديگران هتاكانه و
بي باكانه تاخت و تاز مينمايند
سعي و مراقبت كافي مبذول گردد كه به هيچ وجه شناخته نشود تا به اين وسيله از
آسيب ها و زيان هاي ناشي از اين عملكرد خطرناك و ويرانگر و ضد انساني مصون و محفوظ بماند.
اين شيوه بسيار موثر در كنار تلاش هاي قانونمند دولت اسلامي در مواجهه قضايي با هتاكان سطح انديش
زمينه هاي
مساعد و مناسبي را براي تحقق امنيت فكري و روحي و آبرويي افراد جامعه فراهم مي آورد واز دو سو تحركات مخرب
اين عناصر ناسالم را مهار مي نمايد.
تفكر سطحي انحصار دين در امور فردي و فقدان شناخت نسبت به قوانين متعالي اسلام در اخلاق اجتماعي موجب
مي گردد كه برخي از افراد و گروه ها براي آبرو و حيثيت ديگران هيچ احترام و بزرگداشتي قائل نشوند و هتك حرمت آنان
با ترويج دروغ و تهمت و با به كارگيري شنيع ترين شيوه هاي فتنه گري و فريبكاري را امري سهل و ساده و پيش پاافتاده
تلقي نمايند!
افرادي كه به حريم امنيت فكري و روحي افراد جامعه تاخت و تاز مي كنند
چه با نشانه هاي ظاهري مسلماني و چه
بدون تقيد به اسلام و داراي هر نوع ديانت و مكتب و مسلك
بسيار خطرناك و آسيب رسان مي باشند و بايد با راه و
روش هاي مختلف شرعي و قانوني از زيان هاي آنان جلوگيري شود

*****
امام حسين (ع ) و « پاسداري از دين » در دو جبهه جهاد فكري وجهاد عملي
|

واقعيتي غيرقابل نفي و انكار واغماض و به صورت اصل و قانون ثابت و تغيير ناپذيري درباره دين مبين اسلام د ر
همه اعصار و زمان ها به ظهور و عينيت در مي آيد كه عبارت است از ضرورت پاسداري و صيانت از تعاليم و معارف و
قوانين اين دين جامع و رهايي بخش . اين ضرورت از آنجا سرچشمه مي گيرد كه اسلام دين « حق » است كه با هر « باطل »
سرستيز دارد و طبيعي است كه وقتي اين دين مبين با مجموعه كفر و شرك و نفاق
هر تباهي و فسق و فساد
هر نوع ظلم
و جور و ستم
و هر شكل و شيوه از استعمار و استبداد و استثمار در هر زمان و مكان مخالفت ورزد و در نقطه مقابل
ترويج كننده و نشردهنده ايمان و پاكي وعدالت و آزادي و حامي محرومان و به اسارت كشيده شدگان زمين باشد
جبهه
كافران و ظالمان و فاسقان و فساد پيشگان در هر زمان در برابر آن پرچم مبارزه افراشته مي دارند و در مسير انهدام و
اضمحلال آن حركت مي نمايند.
مبارزه عليه اسلام همواره در دو شيوه به مرحله عمل درآمده است : شيوه اول
مستقيم و روياروي و با آشكار شدن
ماهيت دشمنان و كفر و الحاد وعناد آنها نسبت به حق
و شيوه دوم
غيرمستقيم و پنهان و نامرئي و بامخفي ماندن
ماهيت اصلي دشمنان و با تظاهر به ايمان و اسلام خواهي و تدين و مسلماني آنان !
تقابل جبهه حق با جبهه باطل با دو شيوه اتخاذ شده توسط دشمنان
همراه با رنج و مرارت بسيار مي باشد كه البته
اين رنج و سختي در مبارزه با دشمنان ماهيت پنهان كرده و متظاهر به دين و ايمان
فزون تر مي باشد و از همين جاست
كه خطر « نفاق » ـ كه كفر مخفي و اظهار اسلام به زبان و لسان و عبارات و حالات فريبنده است ـ از خطر « كفر » كه ماهيت
خود را آشكار مي نمايد و عناد و كينه و عزم و اراده اش براي نابود ساختن اسلام را اعلام مي كند و به ظهور و بروز در
مي آورد
بيشتر مي باشد.
موضوع مهم ديگر در پاسداري از دين
نوع جهاد و مبارزه با دشمنان مي باشد كه همچون دو جبهه اي بودن اهل باطل
كه هم كفر ظاهر و كفر پنهان
و هم كافران و منافقان را شامل مي شود ـ
داراي دو وجهه و جبهه مي باشد. جبهه اول
جهاد فكري است
وجبهه دوم جهاد عملي است و هر دو داراي اهميت و ضرورت خاص مي باشد.
در جبهه « جهاد فكري » از سويي جامعيت اسلام و حقانيت دين مبين حق و چهره ناب و اصيل تعاليم و معارف و
قوانين الهي نمايانده مي شود و تمام آرايه ها و پيرايه ها كه به صورت « بدعت » و « تحريف » اصل دين خدا را به شدت
تهديد مي نمايند نفي مي گردند و اسلام آن گونه كه هست تبيين مي گردد و براي مردم جامعه تبليغ و ترويج مي شود. و از
سويي ديگر
ماهيت دشمنان
چه آنان كه داراي كفر آشكار مي باشند و جبهه كافران و مشركان را تشكيل مي دهند و چه
آن ها كه داراي كفر پنهان هستند و جبهه منافقان را به وجود مي آورند
نمايانده مي گردد و براي مردم « بينش آفريني هاي
معرفتي » و « آگاهي بخشي هاي سياسي » نسبت به اهل كفر و نفاق ايجاد مي شود.
در جبهه « جهاد عملي »
مواجهه و رويارويي فيزيكي و نظامي به ظهور و بروز در مي آيد و قانون بزرگ و
رهايي بخش و استقلال آفرين « جنگ و جهاد با جامعيت كفر وشرك و نفاق » محقق ميگردد. در اين نوع جهاد
دو جبهه
حق و باطل در مقابل هم قرار مي گيرند و جهادگران اسلام با تكيه بر قدرت لايزال حضرت پروردگار به جبهه باطل يورش
مي برند و با ايثار عزيزترين متاع خويش يعني جان خود از دين مبين حق پاسداري و صيانت مي كنند و دشمنان متعدي
و متجاوز را از دست يابي به اهداف پليد خويش در از بين بردن دين وملت و تصاحب سرزمين اسلامي و محو تعاليم و
قوانين و ارزش هاي الهي باز مي دارند.
حضرت امام حسين (ع ) در هر دو جبهه مقابله با دشمنان دين
تلاشي وافر و تحركي چشمگير و ايثاري بي نظير و
جهادي بي بديل داشت
به گونه اي كه براي تمام عصرها و نسل ها
اسوه و الگوي جاودانه گشت و همه دين باوران و
دلسوختگان اسلام در عرصه هاي فعاليت هاي فكري و علمي و عيني وعملي
راه و روش پاسداري از دين را در
عالي ترين مراتب آن كه همراه با تقديم همه هستي خود و به مسلخ عشق بردن همه عزيزان و وابستگان به خويش است
از آن حضرت مي آموزند.
حضرت امام حسين (ع ) از طرفي در جهاد فكري خويش با جبهه كفر پنهان و به نفاق و دورويي گرائيده « بني اميه »
چه پيش از آغاز نهضت مقدس كربلا و چه پس از آغاز اين نهضت تا مرحله پاياني آن
به معرفت آفريني هاي ديني درباره
اسلام ناب محمدي (ص )
و حقيقت تعاليم و احكام و قوانين ديني و حقانيت اهل بيت (ع ) مي پرداخت و در موارد
مختلف مردم جامعه را به تعمق و تفكر وامي داشت تا از جهل و ناداني خارج شوند و به بينش و شناخت هاي اصيل
ديني دست يابند. و از سويي ديگر
عزم خويش را جزم نمود و همت و اراده خويش را استوار ساخت تا با امتناع از
بيعت با يزيد و در مرحله بعد حركت به سوي كوفه براي تشكيل حكومت اسلامي
اساس و بنيان حكومت باطل و
غاصبانه بني اميه را براندازد و زمينه هاي لازم و پشتوانه هاي عملي و ابزار و اهرم ها و امكانات مختلف براي استقرار نظام
سياسي و حكومتي اسلام را به نحو مطلوب و مطابق با سيره و روش پيامبر اكرم (ص ) و حضرت علي (ع ) آماده و مهيا
كند.
حضرت امام حسين (ع ) هم در جبهه جهاد فكري و نظري
و هم در جبهه جهاد عملي و نظامي
ايثار و فداكاري و
عشق و صدق و اخلاص و شهادت طلبي را به حد اعلا و مرتبه والا رسانده و « پاسداري از دين » را به زيباترين وجامع و
كامل ترين شكل آن متجلي نمود.
امام حسين (ع ) مكتبي را در « جهاد و شهادت » بنيان نهاد كه نه تنها براي جهان اسلام در همه اعصار و زمان ها الگويي
عظيم و مقصد رسان مي باشد و تمام مشتاقان مرزباني و پاسداري از دين و استقلال و شرف و آزادي را راه مي گشايد و
به سرمنزل مقصود مي رساند
كه براي همه ملل آزاده و غيرمسلمان نيز الگوي عزت و اعتلا و ايثار و مجاهدت و آزادگي
و استقامت و استقلال طلبي مي باشد.
حضرت امام حسين (ع ) در هر دو جبهه فكري و عملي مقابله با دشمنان دين
تلاشي وافر و تحركي چشمگير و ايثاري
بي نظير و جهادي بي بديل داشت
به گونه اي كه براي تمام عصرها و نسل ها
اسوه و الگوي جاودانه گشت و همه
دين باوران و دلسوختگان اسلام در عرصه هاي فعاليت هاي فكري و عملي
راه و روش « پاسداري از دين » را در عالي ترين
مراتب
از آن حضرت مي آموزند
در جبهه « جهاد فكري » جامعيت اسلام و معارف و قوانين متعالي آن نمايانده و تبيين مي شود و تمام آرايه ها و پيرايه ها
كه به صورت « بدعت » و « تحريف » اصل دين خدا را به شدت تهديد مي كنند نفي مي گردند
و در جبهه « جهاد عملي »
مواجهه و رويارويي مستقيم و نظامي به ظهور و بروز درمي آيد و قانون بزرگ و رهايي بخش و استقلال آفرين « جهاد با
جامعيت كفر و شرك و نفاق » محقق مي گردد

| |